رازهای مناجات شکوهآمیز به خدا؛ گفتگوی دردمندانه با معشوق ازلی
ترجمه «مناجات الشاکین»
برگرفته از کتاب«درگوشیهای عاشقانه»
خدای من!
پیشت گلایه آورده ام
از خودم
همانی که یک ریز از من بدی میخواهد
و برای خطا کردن پای کار است
مشتاق سرپیچی است
و انگار برای قهر تو داوطلب است
مدام به جاده های نابودی می کشاندم
تا از من پیش تو ناچیزترین و نابوده را بسازد.
هم مرضهای زیاد دارد
هم آرزوهای دور و درازا
بلایی سرش بیاید دادش بلند است
خوبی ببیند ناخن خشکی میکند عاشق بازیگوشیهای بیخود است و لبریز از سهل انگاری و فراموشی برای گناه به عجله میاندازدم و برای توبه به دلم و عده امروز و فردا می دهد.
خدایا!
گلهمندم
از دست دشمنی که من را به بیراهه میبرد
و شیطانی که فریبم میدهد
شیطانی که سینه ام را با وسوسه پر کرده
و پچ پچ هایش دلم را محاصره کرده
با هوس هایم دست به یکی میکند
کاری میکند که عشق دنیا به چشمم قشنگ بیاید
و خودش مانع شده بين من و بندگی و نزدیک شدن به تو شکایت از این دل سنگ را پیش خودت می آورم
دلی که با هر وسوسه ای زیر و رو میشود
و پر از چرک و زنگ زدگی شده
و شکایت این چشم را هم
چشمی که موقع گریه از بیم تو خشک است
و موقع تماشای دیدنی های دلخواه خودش خیره
خدای من!
اگر قدرت تو در میان نباشد.
نه تغییری میکنم
نه از خودم قوتی دارم
اگر تو نگهم نداری
از گرفتاریهای این دنیا خلاص شدنی نیستم
پس تو را به همان حکمت بی کم و کسرت و به آن اراده بی حد و مرزت قسم
که نگذار سراغ چیزی جز بخشندگی ات بروم
و هدف آزمایشهای فریبنده باشم
برایم در مقابل دشمنان یار باش
و در رسوایی ها و زشتی ها، پرده دارا
هم از بلاها حفظم کن و هم از گناهان
به امید بخشش و مهربانی ات مهربان ترین