فرهنگی

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

سنگ و چوب یا کتابهای اسرارآفرینش؛ پیامدهای علم بی‌عمل در قرآن و حدیث

31 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

سنگ و چوب یا کتاب‌های اسرار آفرینش؟!

🪶 از اصول مهمّ راهنمایی تخصّصی، تجویزهای رفتاری است…

اساس راهنمایی بر ارائۀ اطّلاعات به افراد برای تغییر و عمل است. 

اگر مخاطبان اطّلاعات اسلامی را دریافت کنند امّا به عمل و رفتار تبدیل نشود، در حقیقت تغییری صورت نگرفته است.

 

 ↲ «ساز و کار تغییر در مخاطب، تجویز رفتاری است»

 تجویز رفتاری سعی دارد دانش دریافت شده را به رفتار تبدیل کند.

 

 ۞ در منابع دینی موارد زیادی در بارۀ تقبیح عالِم بی‌عمل بیان شده است. ▿

 

◃ قرآن کریم حال کسانی که عمری را به فرا گرفتن علوم و اصطلاحات اختصاص داده‌ ولی از آن بهره‌ای نبرده‌اند را به الاغ بارکشی تشبیه نموده که باری از کتاب‌های نفیس را بر دوش می‌کشد ولی از کتاب، چیزی جز سنگینی آن را احساس نمی‌کند و برایش تفاوت ندارد که سنگ و چوب بر پشت دارد یا کتاب‌هایی که دقیق‌ترین اسرار آفرینش و مفیدترین برنامه‌های زندگی در آن است.(۱)

  

🗯 در بخشی از سفارش‌های #پیامبر_اکرم (ﷺ) به ابو ذر آمده است:

 ⁘ ای ابو ذر! بدترین مردم از نظر منزلت و مقام و مرتبه نزد خدا در روز قیامت، عالمى است که از علمش سودی نمی‌برد.

✧ یَا أباذَرٍّ إنَّ شَرَّ النّاسِ مَنزِلَةً عِندَ اللهِ یَومَ القیامَةِ عالِمٌ لا یُنتَفَعُ بِعِلمِهِ…(۲)

 

 ◁ یکی را گفتند: عالم بی‌عمل به چه ماند؟ گفت: به زنبور بی‌عسل.

زنبور درشت بی‌مروّت را گوی باری چو عسل نمی‌دهی، نیش مزن(۳)

 

۱) سورۀ جمعه، آیۀ ۵

۲) مکارم الأخلاق،‌ ص۴۶۰

۳) گلستان، باب هشتم، حکمت۷۴

 📗 #عباس_پسندیده ، مربیگری روشمند، ص۱۰۸ (با تلخیص و تغییر)

 

 نظر دهید »

مذاکره با آمریکا از منظر اسلام؛ چرا خیرخواهی دشمن محال است؟

31 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

 #امام_علی_علیه_السلام :

 

 ⁘ نادان است آن‌كه از دشمنانش خيرخواهى طلبد. 

 ✧ قَد جَهِلَ مَنِ استَنصَحَ أعداءَهُ.

 

غرر الحكم:ح۶۶۶۳

 

 ⭕️ مذاکره با آمریکا 🔽

 

 ⁜ «شرافتمندانه» نیست: ▿

 هیچ انسان یا جامعه شریفی بعد از حمله نظامی یا در حین حمله نظامی، حاضر به مذاکره با دشمنی نیست که هزاران انسان بی‌گناه و بسیاری از مسؤولان ارشد نظام را ترور کرده است.

 

 ⁜ «عزتمندانه» نیست: ▿

 

  #پیامبر_اکرم (ﷺ) :

 ✧ النَّصيحَةُ مِنَ العَدُوِّ مُحالٌ .

 خيرخواهى از سوى دشمن، محال است.

 معدن الجواهر : ص۴۹

 

هیچ انسان یا ملت عزیزی زیر تهدید دشمن تن به مذاکره نمی‌دهد.

 

 ⁜ «خردمندانه» نیست: ▿

 

 #امام_علی_علیه_السلام : 

 ✧ …فإنَّ العَدُوَّ ربَّما قارَبَ لِيَتَغَفَّلَ، فَخُذْ بِالحَزمِ، و اتَّهِمْ في ذلكَ حُسنَ الظَّنِّ .

گاه دشمن، خود را به تو نزديك مى‌كند، تا غافلگيرت سازد؛ پس دورانديش و محتاط باش و خوش بينى به دشمن را متهم كن .

نهج البلاغه : نامه۵۳

 

 ⩴ به تعبیر رهبر شهید: «در مورد آمریکا حلّ هیچ مشکلی متصوّر نیست و مذاکره با آن جز زیان مادّی و معنوی محصولی نخواهد داشت» 

 

 ⁜ «هوشمندانه» نیست: ▿

 

   ✧ جِماعُ الغُرورِ في الاِستِنامَةِ إلَى العَدُوِّ .

 فريب خوردن كامل، در غافل ماندن از دشمن است.

 غرر الحكم : ح۴۷۷۵

 

 ⪼ هر کسی بهره‌ای از هوش سیاسی و اجتماعی داشته باشد، زندگی سیاسی خود را با موجود عهدشکن و بی‌تعهدی مثل آمریکا گره نمی‌زند. آمریکا در بزنگاه‌ها بهترین دوستان خود را نیز مثل آب دهان دور می‌اندازد.

 

 

 نظر دهید »

ارزش یک مؤمن و یک امام عادل؛ حدیثی که نظام هستی را تبیین میکند

31 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

 🏷 تنها يك مؤمن و يك پيشواى دادگر!

 

  #پیامبر_اکرم (ﷺ) :

 

 ✓ «قالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى : … لَو لَم يَكُن مِن خَلقي فِي الأَرضِ بَينَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ إلَا مُؤمِنٌ واحِدٌ مَعَ إمامٍ عادِلٍ، لاَستَغنَيتُ بِعِبادَتِهِما عَن جَميعِ ما خَلَقتُ في أرضي، ولَقامَت سَبعُ أرَضينَ وسَبعُ سَماواتٍ بِهِما، ولَجَعَلتُ لَهُما مِن إيمانِهِما اُنسا لا يَحتاجانِ إلى اُنسِ سِواهُما».

 

  «خداوند ـ تبارك و تعالى ـ فرمود: «…اگر در ميان آفريدگانم، از شرق تا غرب زمين، جز يك مؤمن با يك پيشواى دادگر نبود، بى گمان با عبادت همان دو، از همه آنچه در زمينم آفريده‌ام، بى‌نياز مى‌شدم و هفت زمين و هفت آسمان، به واسطه وجود آن دو، برپا مى‌شدند و از ايمان آنها، برايشان مايه اُنس و الفتى قرار مى‌دادم كه به اُنس و الفت با غير خود، نياز نمى‌داشتند».

  

 📚 عدّة الداعی : ص١٨٢

 

 نظر دهید »

چرا اسرای کربلا در خرابهای در کنار کاخ یزید جای گرفتند؟ بررسی تاریخی و تحلیلی

31 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

❓در مقاتل آمده است؛ اسرای کربلا را در شام در خرابه‌ای جای دادند که صدای آنان به کاخ‌نشینان می‌رسید. چگونه ممکن است در اطراف کاخ یزید چنین خرابه‌ای باشد؟ زیرا در مقاتل این‌گونه گفته شده که زنان و اطفال امام حسین(ع) را در شام؛ در خرابه‌ای جای دادند، به طوری که بعد از بیدار شدن حضرت رقیه از خوابی که در آن پدر بزرگوارشان را دیده بودند؛ صدای ضجه و گریه زنان و کودکان در خرابه می‌پیچد و صدای آن به گوش یزید در کاخش می‌رسد، امام سجاد(ع) نیز خرابه را این‌گونه معرفی کرده‌اند که مکانی بود که از گرمای خورشید و سرمای زمستان در امان نبودند. سؤال من این جاست که چگونه ممکن است در اطراف کاخ یزید ظالم چنین خرابه‌ای باشد، در حالی‌که معمولاً مشاهده می‌کنیم در اطراف کاخ‌های پادشاهان، بوستان‌ها و باغ‌‌هاست؟

 

🔹پاسخ:

کاروان اسرای اهل بیت(ع) بعد از رسیدن به شام وارد مجلس یزید شدند و اتفاقاتی در آن‌جا رخ داد که حقانیت اهل بیت(ع) و قیام امام حسین(ع) را بیشتر نمایان کرد. بعد از وقایعی که در کاخ یزید رخ داد، به دستور او، اهل بیت را برای مدتی در شام سکنا دادند.

 

📚شیخ مفید این موضوع را چنین به تصویر کشیده است: «…سپس دستور داد زنان را در خانه جداگانه درآرند، و على بن الحسين(ع) نيز نزد ايشان باشد، پس خانه چسبيده به خانه يزيد را براى ايشان خالى كرده، و چند روزى آن خاندان (عصمت) در آن‌جا ماندند…».[1]

 

📚از متن شیخ مفید همین مقدار دانسته می‌شود که محل اسکان اهل بیت(ع) خانه‌ای در جوار قصر یزید بود، و به ویژگی‌های دیگر آن پرداخته نشد، اما قطب راوندی روایتی مفصل‌تر نقل می‌کند:

«امام صادق(ع) فرمود: وقتى امام زين العابدين(ع) را با اهل بيت پيامبر نزد يزيد آوردند، آنان را در خرابه‌اى كه ديوارهايش سست بود قرار دادند.

يكى از آنها گفت: ما را در اين خرابه قرار دادند تا بر سر ما خراب شود.

 

يكى از نگهبانان اين را شنيد و به زبان رومی گفت: اينها را بنگريد مى‌ترسند كه ديوار بر سر آنها خراب شود، در حالی‌که اين بهتر است از آن‌كه فردا بيرونشان آورده و يكى بعد از ديگرى گردنشان را بزنند!

 

امام سجاد(ع) فرمود: به اذن خدا هيچ يك از اين دو نمى‌شود. و همين طور هم شد.[2]

 

🔸همان‌طور که مشاهده می‌شود؛ در این روایت که در کتابی مربوط به قرن ششم است؛ عبارت «بیت خراب» که به معنای خانه خراب یا همان خرابه است؛ آمده است.

این روایت را محمد بن الحسن الصفار در کتاب 📕«بصائر الدرجات» که مربوط به قرن سوم هجری است از محمد بن علی حلبی از امام صادق(ع) آورده است، جز آن‌که در عبارت عربی آن صفت «خراب» برای «بیت» ذکر نشده،[3] اما ادامه روایت نشانگر آن است که این خانه آن قدر خراب بوده که احتمال ریزش دیوارهای آن بر سر اهل بیت وجود داشته و بر همین اساس، اگر واژگان «خرابه» برای محل سکنای اهل بیت به کار برده شود، دور از واقع نیست.

 

با توجه به مطالبی که گفته شد، از نظر تاریخی؛ اهل بیت(ع) در خانه‌ای خراب در کنار قصر یزید جای داده شدند.

 

🏚اما در مورد آنچه در پرسش آمده باید گفت؛ وجود برخی از خانه‌های این‌چنینی در کنار کاخ‌های پادشاهان – بویژه در گذشته – چندان دور از ذهن نیست؛ زیرا به دلائل متفاوت می‌توان تصور کرد که در کنار قصرها؛ مخروبه‌ها هم باشند، مثلاً کار توسعه قصرها از این‌جا آغاز می‌شد که خانه‌های مردمی که در اطراف این قصرها واقع است را به تدریج خراب کرده و متصل به قصر کنند، و ممکن است خانه مذکور یکی از این خانه‌ها بود یا آن‌که این خانه محلی بوده برای نگهداری کالاها و اسباب‌های کهنه و از این قبیل.

 

🔹و نیز ممکن است که این خانه‌ کاملاً چسبیده به کاخ نبوده، بلکه در همان حوالی قرار داشته و در آن زمان به دلیل عدم وجود کارخانجات و وسایل نقلیه، چون سکوت بر شهر حکم‌فرما بود، امکان شنیدن صدای ناله‌ها از مسافت‌های دورتر نیز امکان‌پذیر بود و بر این اساس، صدای اهل بیت به افراد مستقر در کاخ می‌رسید.

 

پی نوشت:

📘[1]. شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج2، ص 122، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق.

📘[2]. قطب الدین راوندی، سعید بن عبد اللّٰه، الخرائج و الجرائح، ج2، ص 753، مؤسسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه، قم، چاپ اول، 1409ق.

📘[3]. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلّی الله علیهم، ج 1، ص 338، محقق و مصحح: کوچه باغی، محسن بن عباسعلی،‌ مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، چاپ دوم، 1404ق.

 

 نظر دهید »

ندای حیات‌بخش قیام خمینی؛ از رساله‌بسندگی تا رسالت‌محوری

31 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

📌 ندای حیات‌بخش قیام خمینی!

 

«سلام بر امامی که ندای حیات‌بخش قیامش، پژواکی عظیم و پرطنین از بعثت نبوی را تا اعماق دوردست تاریخ امتداد بخشید و از اثر آن انقلاب اسلامی ایران پدید آمد.»

(بخشی از پیام امام سیّدمجتبی خامنه‌ای «۱۴۰۵/۰۴/۲۰»)

 

🌱 رستاخیز حیات و امتداد بعثت

انقلاب اسلامی یک حادثه موضعی و مقطعی در بستر تاریخ نبود؛ بلکه آغاز عصری نوین و محصول رستاخیز حیات‌بخش مکتب حضرت روح‌الله بود که تاریخ را ورق زد. عبارتی که در طلیعه‌ی این نوشتار آمد، به‌دقت گوهرِ قیام امام خمینی (ره) را نشانه رفته است: «ندای حیات‌بخش».

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ» (انفال۲۴)

 

۱. از رساله‌بسندگی تا رسالت‌محوری

امام راحل (ره) ما را از توقف در سطح «رساله‌بسندگی» (اکتفا به احکام فردی) به عرش «رسالت‌محوری» (اقامه توحید اجتماعی و اداره جامعه) تعالی داد. در این هندسه جدید که «حیات طیبه» نام دارد، رابطه دین‌داران با روحانیت از قالب «مرجع و مقلد» به مدار پویای «امام و امت» تغییر یافت.

 

۲. کارآمدی دین در سایه ولایت و جهاد

برخلاف مکاتب مادی غرب، قیام امام کارآمدی عینی دین را اثبات کرد و عزت، استقلال و آزادی را به همراه آورد. مصداق تام این حیات‌بخشی «ولایت» است که موجب بقای عدالت و روج چهاد و حرکت در کالبد امت می‌شود.

 

🌱 حرکت امام هم‌سنخ با کار انبیاست. طبق سنت نصرت الهی، ندای قیام خمینی کبیر زنده مانده و در جهان تکثیر شده است.

 

 

 نظر دهید »

بیماری دل منافقین؛ چرا هر روز پردۀ نفاق ضخیمتر میشود؟ (بر اساس تفسیر آیه ۱۰ سوره بقره

31 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

❌افزایش تدریجی بیماری دلِ منافقین

 

در قرآن به دنبال 《فِی قُلُوبِهِم مَّرَضُ》 می‌فرماید: 《فَزَادَهُمُ ٱللَّهُ مَرَضا》 در دل‌های آنها [منافقین] مرضی بود، خدا مرض آنها را افزون کرد؛ چطور خدا افزون کرد؟ مگر خدا با اینها دشمنی داشت؟ نه، در حقیقت خود آنها افزون کردند… در قرآن این تعبیر همواره هست که همه آنچه بر حسب قوانین طبیعی و انسانی انجام می‌گیرد، اینها را به خدا نسبت می‌دهند. این حرکت آنها در سمت هواها و هوس‌هایشان بود که آنها را گرفتارتر کرد؛ این مبارزه نکردن آنها با خودشان و با نفس خودشان بود که آنها را گرفتارتر کرد و مرض آنها را افزایش داد؛ اما این یک سنت طبیعی و یک سنت الهی است؛ بنابراین به خدا نسبت داده می‌شود. 《فَزَادَهُمُ ٱللَّهُ مَرَضا》؛

هر روزی که می‌گذرد، پرده نفاق اینها غلیظ‌تر می‌شود و بیچاره‌تر می‌شوند. البته این را هم عرض بکنم که در هیچ‌یک از این مراحل جوری نیست که راه بازگشت بسته باشد؛ البته مشکل‌تر می‌شود. 

در گناه‌های شخصی هم همین‌جور است، در انحراف‌های فکری هم همین‌جور است، در همه مراحل انسان می‌تواند برگردد، منتها در اول کار آسان‌تر، در وسط کار مشکل‌تر، در پایان کار بسیار بسیار مشکل؛ اما در عین حال اگر اراده انسان قوی باشد ممکن است.

 

🚩 بیانات رهبر شهید انقلاب: تفسیر سوره بقره، صفحه ۱۳۵ و ۱۳۶

▫️سوره‌ی بقره، آیه ۱۰🌱

📘کتاب در آغوش نیل، ص ۱۱۱ و ۱۱۲

 نظر دهید »

دعای پیامبر(ص) در جنگ بدر؛ کلید گشایش گرفتاریها (مجربترین دعا در سختیها

31 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

در روایات نقل شده است که پیامبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم»در بحبوحۀ جنگ بدر، این دعا را خوانده‌اند:

 

«اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِي فِي كُلِّ كَرْبٍ وَ أَنْتَ رَجَائِي فِي كُلِّ شِدَّةٍ وَ أَنْتَ لِي فِي كُلِّ أَمْرٍ نَزَلَ بِي ثِقَةٌ وَ عُدَّةٌ وَ كَمْ مِنْ كَرْبٍ يَ ضْعُفُ عَنْهُ الْفُؤَادُ وَ تَقِلُّ فِيهِ الْحِيلَةُ وَ يَخْذُلُ فِيهِ الْقَرِيبُ وَ يَشْمَتُ بِهِ الْعَدُوُّ وَ تَعْنِينِي فِيهِ الْأُمُورُ أَنْزَلْتُهُ بِكَ وَ شَكَوْتُهُ إِلَيْكَ رَاغِباً فِيهِ إِلَيْكَ عَمَّنْ سِوَاكَ فَفَرَّجْتَهُ وَ كَشَفْتَهُ عَنِّي وَ كَفَيْتَهُ فَأَنْتَ وَلِيُّ كُلِّ نِعْمَةٍ وَ صَاحِبُ كُلِّ حَاجَةٍ وَ مُنْتَهَى كُلِ‌ رَغْبَةٍ فَلَكَ‌ الْحَمْدُ كَثِيراً وَ لَكَ الْمَنُّ فَاضِلا»[1]

 

🔸این دعای مجرّب را بنابر روایتی از امام سجّاد«سلام‌الله‌علیه»، امام حسین«سلام‌الله‌علیه» نیز در روز عاشورا خوانده‌اند[2]؛ از زبان نورانی امام صادق«سلام‌الله‌علیه» نیز نقل شده است[3] و ریّان بن‌صلت که از راویان موثق و از محدّثان برجسته است، نقل می‌کند: این دعا را از امام رضا«سلام‌الله‌علیه» شنيدم، آن را حفظ كردم و پس از آن، در هيچ سختى و گرفتارى، نخواندم، مگر اينكه خداوند از من رفع گرفتاری فرمود و برایم فرج گشايش حاصل نمود[4].

 

📚1. مهج الدعوات و منهج العبادات، ص69.

2. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‌2، ص 96.

3. الكافی، ج‌2، ص578.

4. الأمالی(للمفيد)، ص273.

 نظر دهید »

چرا برخی کودکان نمی‌توانند از حق خود دفاع کنند؟ ریشه‌ها و راهکارها

31 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

‼️ چرا بعضی بچه‌ها نمی‌توانند از حق خود دفاع کنند؟

 

در پارک، مدرسه یا مهدکودک، شاید این صحنه را دیده باشید:

 

کودکی اسباب‌بازی‌اش را بدون اعتراض به کودک دیگری می‌دهد؛

در صف، نوبتش را از دست می‌دهد؛

یا وقتی همسالانش او را مسخره می‌کنند، فقط سکوت می‌کند.

 

بعضی والدین تصور می‌کنند فرزندشان «بیش از حد مؤدب» یا «آرام» است؛

اما گاهی پشت این رفتار، عزت‌نفس پایین پنهان شده است.

 

کودکی که عزت‌نفس سالمی دارد، می‌آموزد:

«من هم به اندازه دیگران حق دارم.»

 

او می‌تواند با احترام بگوید:

«الان نوبت من است.»

«دوست ندارم این کار را با من انجام بدهی.»

«لطفاً اسباب‌بازی‌ام را پس بده.»

 

اما کودکی که بارها احساس کرده نظرش مهم نیست، مدام با دیگران مقایسه شده یا برای ابراز خواسته‌هایش سرزنش شده است، کم‌کم یاد می‌گیرد که برای حفظ رابطه، از حق خودش بگذرد .

#روان‌شناسان این مهارت را #جرأت‌مندی (Assertiveness) می‌نامند؛ 

مهارتی که نه پرخاشگری است و نه انفعال. کودکان آن را بیش از هر چیز، از رفتار والدین می‌آموزند.

 

🫰🏻اگر می‌خواهیم فرزندمان در آینده قربانی زورگویی نشود، لازم است از کودکی به او بیاموزیم:

 

احترام گذاشتن به دیگران، هرگز به معنای نادیده گرفتن حقوق خود نیست.

 

🌱 کودکی که امروز با احترام از حق خود دفاع می‌کند، فردایی خواهد داشت که کمتر اسیر تحقیر، سوءاستفاده و روابط ناسالم می‌شود.این موضوع بر پایه پژوهش‌های روان‌شناسی رشد و آموزش مهارت جرأت‌ورزی (Assertiveness) تدوین شده است؛ مهارتی که یکی از پیش‌بینی‌کننده‌های مهم #عزت‌نفس، #سلامت_روان و کیفیت روابط اجتماعی در بزرگسالی محسوب می‌شود!

 نظر دهید »

عظمت کربلا؛ نمایشگاه معنویت، نه فاجعه؛ قهرمانان اصلی کیستند؟

31 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

⚫️زاویه نگاه به عظمت کربلا و قهرمانان آن

 

 عظمت کربلا به جنبه معنویت و روحانیت آن است نه فاجعه بودن آن / قهرمانان اصلی کربلا سیدالشهداء(ع) و یاران ایشان‌اند نه شمر و ابن زیاد!

 

🔹 معمولاً اهل منبر وقتی که می‌خواهند قضیه کربلا را بزرگ کنند جنبه فاجعه‌بودن و ظلم و ستم‌ها را بزرگ می‌کنند، در جستجوی پیدا کردن و حتی جعل کردن فاجعه‌هایی هستند؛ با بیان‌های مختلف و تشبیهات و مجسم‌ساختن‌ها جنبه فاجعه بودن را تقویت می‌کنند و حال آنکه ما باید از خود بپرسیم: بزرگی حادثه کربلا از چه نظر است؟ آیا از نظر فجیع‌بودن است؟ 

 

🔹 قطعاً این فاجعه، فاجعه کم‌نظیری است؛ ولی فاجعه عظیم و شاید عظیم‌تر از این در دنیا زیاد بوده. عظمت مطلب از لحاظ سیدالشهداء(ع) و یاران آن حضرت است، نه از لحاظ ابن زیاد و ابن سعد و اتباع و اشیاع آنها؛ عظمتِ سعادت است نه عظمتِ شقاوت. 

 

🔹 کربلا بیش از آن اندازه که نمایشگاه شقاوت و بدی و ظهور پلیدی بشر باشد، نمایشگاه روحانیت و معنویت و اخلاق عالی و انسانیت است؛

 ولی اهل منبر کمتر به آن جنبه توجه دارند؛ و به عبارت دیگر در این قضیه از آن جنبه باید نگاه کرد که:

 اباعبدالله(ع) و اباالفضل(ع) و زینب(س) قهرمان داستانند نه از آن جهت که شمر و سنان قهرمان داستانند.

 

📝 شهید آیت‌الله مطهری، حماسه حسینی، ج٢، ص۴۷

 

 

 نظر دهید »

تکلیف در سخت‌ترین شرایط؛ درسهایی از جنگ تبوک و تفسیر آیهٔ لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا

31 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

تکلیف در سخت‌ترین شرایط؛ درسهایی از جنگ تبوک و تفسیر آیهٔ لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا

💠 اگر «نمیتوانستیم»، خدا بر ما «تکلیف» نمیکرد…

🔸«دفاع در مقابل دشمن»، هرچه سختی هم داشته باشد، باز «تکلیف» ساقط نمیشود

🔻«بار سنگين جهاد فى‌سبيل‌الله، و دشوارى‌هاى آن، موجب اسقاط تكليف نميشود و آن معنا نيز كه براى آيه‌ى «لاٰ يُكَلِّفُ اَللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا» گمان كرده‌اند، درست نيست. 

 

🔻بيانِ «لاٰ يُكَلِّفُ اَللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا» اين است كه در «مجاهده‌ى فى‌سبيل‌الله»، هرقدر كه مشكلات زياد باشد، #تكليف_ساقط_نميشود؛ 

چه‌اينكه ديديم كه در #جنگ_تبوك نيز مشكلات سربازان اسلام بسيار بود؛ 

 

🔻مشكلاتى چون: 

1. خستگى بازگشتِ از جنگِ طائف 

2. دور ماندن از زن و بچّه و خانه 

3. گرماى سوزان هوا و دل كندن از سايه‌هاى دلنشين درختان پاييز 

4. رسيدن وقت چيدن ميوه‌ها كه تنها درآمد آنها بود 

5. دورى راه و پياده‌روى در هواى گرم براى مواجهه با دشمن 

6. آن هم دشمنی نيرومند و خطرناك چون روم، كه اوّل‌قدرت آن روز بود و از ايران نيز قدرتمندتر بود. 

 

🔻اينها همه مشكلات و مشقّاتى بود كه در سر راه اعزام به جنگ تبوك خود را نشان ميداد و آنها حق داشتند به پيامبر(ص) بگويند ما نميرويم؛ 

ولى با اين‌همه وقتى يك عدّه كوتاهى كردند، خطاب شديد آمد كه اگر نرفتيد عذاب اليم سرنوشت شما است. 

 

🔻اين آيه نشان ميدهد بايد با مشكلات مبارزه كرد؛ زيرا مشكلات هرچه باشد #به‌قدر_وسع است؛ يعنى ميتوان تكليف را انجام داد. 

اگر نميتوانستى خدا بر تو تكليف نميكرد، پس ميتوانى. اينجا #قدرت_انسان را بايد وسعت داد. 

 

🔻خيلى مواقع اتّفاق مى‌افتد كه انسان نميتواند بارى را بردارد، ولى وقتى كارش گير ميكند و كسى نيست كه كمك كند، ميرَود زير بار، تلاش ميكند، بار را برميدارد و كار را انجام ميدهد، و به فرمايش حضرت على(ع): «اَتَزعَمُ اَنّكَ جِرمٌ صَغِيرٌ وَ فِيكَ انطَوَى العَالَمُ الاَكبَرُ» و خداوند دانا است كه آنچه امر فرموده «ما لايطاق» نيست، بلكه انجام‌شدنى است.» 

 

📚 رهبر شهید، تفسیر سوره‌ برائت، ص۲۰۳. (بیانات در سال ۱۳۵۱)

 نظر دهید »

تفسیر رهبر شهید از آیهٔ «لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا»؛ از تحدید تکلیف تا اثبات وسعت انسان

31 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

💠 خلاصه تفسیر رهبر شهید درباره آیه شریفه «لاٰ يُكَلِّفُ اَللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا»

 

⬅️ تفسیر مشهور:

▫️آیه‌ در مقام #تحدید_تکلیف تفسیر میشود؛ یعنی خدا بیش از توان انسان از او چیزی نمی‌خواهد، پس هرجا انسان واقعاً توان نداشته باشد، تکلیف از او برداشته می‌شود.

 

▫️با این نگاه، علی‌القاعده #قیام_سیدالشهدا(ع) یا #نهضت_امام‌خمینی را اگر در موقف خودشان تحلیل کنیم، کارهایی به ظاهر نشدنی بودند لذا چون خداوند به ورای توان تکلیف نمیکند، بنابراین، حکم قیام برداشته میشود.

 

⬅️ تفسیر رهبر شهید:

برداشت مشهور را انکار نمی‌کنند، اما معتقدند عمق و روح اصلی آیه چیز دیگری است. به باور ایشان، این آیه بیش از آنکه «محدودکننده تکلیف» باشد، اثبات‌کننده «#وسعت_توان_انسان» است.

 

▫️در برداشت رایج، حرکت از «وسع» به «تکلیف» است، یعنی چون توان محدود است، پس تکلیف نیز محدود میشود.

 

▫️اما در برداشت رهبر شهید، حرکت برعکس است: از «تکلیف» به «وسع». یعنی چون خدا تکلیف کرده است، این خودش بزرگترین دلیل است که این کار در وسع و توان انسان قرار دارد؛ هرچند در آغاز، دشوار یا حتی ناممکن به نظر برسد.

چون خدا هرگز به امر محال یا خارج از توان انسان فرمان نمی‌دهد.

 

▫️بنابراین، آیه در نگاه ایشان بیش از آنکه مجوز «#ترک_تکلیف» به بهانه «ناتوانی» باشد، ابطال‌کننده بسیاری از ادعاهای ناتوانی است.

 

‼️حالا خودتان این مسئله را به سال 51 ببرید که ایشان چگونه با این تفسیر راقی، مبارزه علیه رژیم طاغوت را تئوری پردازی میکردند و اگر امروز به این اقتدار رسیده‌ایم، نتیجه همان نگاه‌های الهی بوده است.

امروز نیز در تقابل با رژیم صهیونی امریکایی همان مسئله وجود دارد، تطبیقش با خودتان..

 نظر دهید »

فرار از فتنه، خود فتنهای بزرگتر است؛ تأملی در آیه ۴۹ سوره توبه

31 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

💠 فرار از سختی و فتنه‌ها، یعنی آغاز فتنه‌ای بزرگ‌تر

 

⬅️ «وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ: ائْذَنْ لِي وَ لَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ» (التوبة: 49)

 

🔺برخی به خاطر سختی‌ها و ناملایمات جنگ، به پیامبر(ص) می‌گفتند:

به ما اجازه بده که به جنگ نیاییم، و ما را با این کار به دردسر و گرفتاری نیانداز.

 

🔺آنها گمان می‌کردند که با کنار کشیدن از #میدان_امتحان_الهی، خود را از ابتلا و سختی‌ها نجات می‌دهند.

 

🔺حال آنکه حقیقت برعکس بود:

همین کناره‌گیری‌شان، عین سقوط در فتنه بود. آنها با همین کناره‌گیری و شانه خالی کردن از #مسؤولیت، خود را در گرداب فتنه‌ای بزرگ‌تر انداختند.

 

🔺حقیقت آن بود که آنها از ترس فتنه و گرفتاری، به قلب فتنه سقوط کردند.

 

🔺شاید ماجرای #تله_تنش که برخی از آن دم میزدند مصداق همین قاعده باشد، آنها که به بهانه نیافتادن در تله تنش به دنبال تنش‌زدایی بودند، با همین سیاست، کشور را گرفتار فتنه‌ای بس عظیم‌تر کردند.

 

🔺و این حقیقتی دائمی است:

فرار از #امتحانات_الهی، خود گرفتار آمدن در امتحانی سخت‌تر است. کسی که به بهانه‌ی آرامش و آسایش از میدان تکلیف فرار می‌کند، در واقع در آتشی بزرگ‌تر قدم نهاده است.

 

🔺گاهی عده‌ای، از ترس فشار دشمن یا هزینه‌های ایستادگی، پیشنهاد #عقب‌نشینی داده و می‌گویند: «برای خودمان دردسر درست نکنیم؛ هزینه‌ ندهیم؛ کوتاه بیاییم تا آرام شویم.»

 

🔺اما حقیقت آن است که چنین عقب‌نشینی‌هایی، نه‌تنها بحران را رفع نمی‌کند، بلکه کشور را وارد فتنه‌ای بزرگ‌تر می‌کند: دشمن گستاخ‌تر می‌شود، مطالباتش بیشتر می‌گردد، و جامعه با مشکلاتی عمیق‌تر روبه‌رو می‌شود.

 

🔺این را با عمق جان باور کنیم:

اگر به بهانه‌های مختلف، از فتنه و سختی‌ها، خود را کنار کشیده یا تسلیم شویم، به قلب فتنه سقوط خواهیم کرد.

چرا که گریز از مسئولیت‌های سخت، راه را به سوی مسئولیت‌های بسیار سنگین‌تر و پرهزینه‌تر می‌گشاید.

 

🔺اگر جامعه‌ای از ایستادگی و مقاومت دست بکشد، دیر یا زود گرفتار فتنه‌ای بزرگتر خواهد شد که نه تنها برای آنها آسایش به بار نخواهد آورد، بلکه اصل موجودیت و عزتشان را نیز تهدید خواهد کرد.

 

 نظر دهید »

خطبه ۲۰۸ نهج‌البلاغه؛ روایت مظلومیت علی (ع) و شکست از درون در جنگ صفین

22 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

 

 

از سخنان امام علی (ع) است که پس از آشوب و نافرمانی یارانش در ماجرای حکمیت فرمود:

«ای مردم! پیوسته کار من با شما آنگونه بود که دوست میداشتم، تا اینکه جنگ، شما را فرسوده و ناتوان ساخت. به خدا سوگند، جنگ از شما (عدهای را) گرفت و (عدهای را) باقی گذاشت، اما برای دشمنتان فرسایندهتر و کوبندهتر بود. من دیروز امیر و فرمانده بودم، ولی امروز فرمانبر و مأمور شدهام. دیروز بازدارنده (از گناه و نافرمانی) بودم، اما امروز بازداشته شده (از فرمان دادن) هستم. شما ماندن (در دنیا و زندگی) را دوست دارید و من نمیتوانم شما را بر آنچه خوش ندارید، وادار سازم.»

 

—

 

شرح و تحلیل خطبه

 

این خطبه، تصویری گویا از مظلومیت امام علی (ع) و اوج بحران مدیریتی ناشی از سستی و دنیازدگی یارانش در مقطع سرنوشتساز «حکمیت» در جنگ صفین است.

 

۱. شأن نزول و بستر تاریخی

 

این سخن در آخرین مراحل جنگ صفین و پس از نیرنگ معاویه و عمرو عاص برای بر نیزه کردن قرآنها بیان شد. لشکریان امام در آستانه فتحی بزرگ بودند، اما این صحنه، سپاه عراق را به چند دسته تقسیم کرد:

 

· فریبخوردگان سادهدل که این حرکت را نشانه ایمان دشمن دانستند.

· عافیتطلبان خسته از جنگ که به دنبال بهانهای برای پایان نبرد بودند.

· منافقان و مخالفان داخلی (به سرکردگی امثال اشعث بن قیس) که فرصت را برای تضعیف امام و بازگشت به وضع پیشین غنیمت شمردند.

 

این اکثریت ناهمگون، با تهدید و فشار شدید، امام را به پذیرش حکمیت و فراخواندن مالک اشتر از میدان نبرد وادار کردند. امام که بر اساس منطق قرآن و سنت پیامبر (ص)، جنگ با شورشیان (قاسطین) را تا نابودی کامل فتنه و بازگشت آنها به مسیر حق واجب میدانست، با این صحنهگردانی وادار به پذیرش آتشبس شد.

 

۲. تحلیل فرازهای خطبه

 

· «إِنَّهُ لَمْ يَزَلْ أَمْرِي مَعَكُمْ عَلَى مَا أُحِبُّ حَتَّى نَهِكَتْكُمُ الْحَرْبُ»

  (کار من با شما آنگونه بود که دوست میداشتم، تا اینکه جنگ شما را فرسوده کرد):

  امام اشاره میکند که تا پیش از این، انسجام و فرمانبرداری نسبی در سپاه وجود داشت و مدیریت ایشان جاری بود. اما فرسودگی ناشی از طولانی شدن جنگ، ایمان و عزم بسیاری را سست کرد و آنان را پذیرای فریب دشمن و القائات منافقان داخلی نمود. این فرسودگی بود که زمینهساز بحران بزرگ حکمیت شد.

· «وَ قَدْ وَ اللَّهِ أَخَذَتْ مِنْكُمْ وَ تَرَكَتْ وَ هِيَ لِعَدُوِّكُمْ أَنْهَكُ»

  (جنگ از شما گرفت و باقی گذاشت و برای دشمنتان کوبندهتر بود):

  این جمله پاسخی دندانشکن به کسانی است که تلفات و خستگی جنگ را بهانه توقف آن کرده بودند. امام تأکید میکند که اگرچه شما خسته و متحمل تلفات شدهاید، اما وضعیت دشمن شامی بهمراتب بدتر و آنها در آستانه فروپاشی کامل هستند. اینجا همان نقطهای است که توقف، خیانتی بزرگ به خون شهیدان و فرصتی طلایی برای بازیابی دشمن بود.

· «لَقَدْ كُنْتُ أَمْسِ أَمِيراً فَأَصْبَحْتُ الْيَوْمَ مَأْمُوراً…»

  (من دیروز امیر بودم، امروز مأمور…):

  قلب خطبه و اوج مظلومیت امام در این کلام هویداست. رهبری که اطاعتش واجب و تصمیمش فصلالخطاب بود، اکنون توسط جمعیتی ناآگاه و دنیاطلب و منافق عملاً خلع ید شده است. او دیگر نمیتواند دستور به ادامه جنگ دهد، بلکه باید از خواستۀ اکثریت فرسوده و فریبخورده تبعیت کند که همان توقف ننگین جنگ است. این «واژگونی جایگاه»، نتیجۀ مستقیم سستی و جهالت یاران است.

· «وَ قَدْ أَحْبَبْتُمُ الْبَقَاءَ وَ لَيْسَ لِي أَنْ أَحْمِلَكُمْ عَلَى مَا تَكْرَهُونَ»

  (شما ماندن را دوست دارید و من نمیتوانم شما را بر آنچه خوش ندارید وادارم):

  امام ریشۀ این فاجعه را «حب بقا» و دنیاطلبی یاران معرفی میکند. ترس از مرگ و عشق به زندگی راحت، آنها را به آغوش فریب «قرآنهای سرنیزه» انداخت. تکلیف الهی امام، جهاد تا پیروزی کامل بود، اما وقتی یاران، خود نخواهند و حتی امام را تهدید به قتل کنند (همانگونه که عثمان را کشتند)، الزام و اکراه آنان نهتنها ممکن نیست، بلکه نتیجهای جز شکست و نفاق عمیقتر ندارد.

 

۳. پیامهای محوری خطبه

 

· آسیبشناسی شکست از درون: این خطبه نشان میدهد بزرگترین خطر برای یک جبهه حق، نه قدرت دشمن بیرونی، بلکه سستی، دنیازدگی و جهالت یاران داخلی است که فرماندهی را زمینگیر و دشمن را پیروز میکند.

· مظلومیت رهبر حق: امام با آن همه فضایل و برخورداری از یقین به مسیر صحیح، به خاطر همراهان ناآگاه و نافرمانش، وادار به پذیرش شکستی تلخ شد که آثارش دههها جهان اسلام را گرفتار کرد.

· مصلحتسنجی در عین حقانیت: تصمیم نهایی امام، علیرغم میل باطنی و علم به خیانتآمیز بودن جریان، یک مصلحتسنجی تلخ برای حفظ باقیماندۀ جبهه حق و جلوگیری از جنگ داخلی تمامعیار در کوفه بود. او با این سخن، ضمن تبرئۀ خود، انگشت اتهام را به سوی یاران خطاکار نشانه میرود و برای تاریخ ثبت میکند که شکست مقطعی، نتیجۀ بیعتشکنی و نافرمانی خود مردم بوده است، نه اشتباه رهبر.

 نظر دهید »

خطبهٔ ۱۶۶ نهج‌البلاغه؛ هشداری بر سرنوشتِ تیه‌گونهٔ امّتها (علل پیروزی و شکست از نگاه امام علی(ع)

21 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

خطبه ۱۶۶ که در بعضی چاپ‌ها با نام «علل الانتصار والانحطاط الشعوب»، یعنی علل پیروزی و شکست ملت‌ها و در بعضی دیگر با عنوان «الناس آخرالزمان»، یعنی مردم آخرالزمان نام‌گذاری شده، آمده است: «… أَيُّهَا النَّاسُ، لَوْ لَمْ تَتَخَاذَلُوا عَنْ نَصْرِ الْحَقِّ، وَلَمْ تَهِنُوا عَنْ تَوْهِينِ الْبَاطِلِ، لَمْ يَطْمَعْ فِيكُمْ مَنْ لَيْسَ مِثْلَكُمْ، وَلَمْ يَقْوَ مَنْ قَوِيَ عَلَيْكُمْ؛ ای مردم (به‌طور خاص، مردم زمان امیرالمؤمنین(ع) یا مردم آخرالزمان)، اگر دست از یاری حق برنمی‌داشتید و در تضعیف و خوار‌کردن باطل سستی نمی‌کردید، هرگز کسانی که در پایه و مرتبه شما نیستند، در نابودی شما طمع نمی‌ورزیدند و هیچ قدرتمندی بر شما پیروز نمی‌شد.» 

 

سپس فرمود: «وَلَكِنَّكُمْ تِهْتُمْ مَتَاهَ بَنِي إِسْرَائِيلَ؛ اما همانند بنی‌اسرائیل در حیرت و سرگردانی قرار گرفتید» و اگر قوم بنی‌اسرائیل ۴٠ سال در بیابان «تیه» سرگردان ماندند، شما چندین برابر، شاید بیش از هزاران سال، تا ظهور قائم آل‌ محمد(ص)، سرگردان می‌مانید.

 

در ادامه فرمود: «وَلَعَمْرِي، لَيُضَاعَفَنَّ لَكُمُ التِّيهُ مِنْ بَعْدِي أَضْعَافًا بِمَا خَلَّفْتُمُ الْحَقَّ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ، وَقَطَعْتُمُ الْأَدْنَى، وَوَصَلْتُمُ الْأَبْعَدَ؛ به جانم سوگند! سرگردانی و «تیه» شما پس از من، بیشتر و چندین برابر خواهد شد، زیرا به حق پشت کردید و آن را به کناری افکندید، از نزدیک‌ترین فرد به پیامبر(ص) که من هستم، بریدید و به بیگانگان و دورترین فرد به او که معاویه است، نزدیک شدید و به او پیوستید.» 

 

سپس هشدار داد: «وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِنِ اتَّبَعْتُمُ الدَّاعِيَ لَكُمْ، سَلَكَ بِكُمْ مَنْهَاجَ الرَّسُولِ، وَكُفِيتُمْ مَئُونَةَ الِاعْتِسَافِ، وَنَبَذْتُمُ الثِّقْلَ الْفَادِحَ عَنِ الْأَعْنَاقِ؛ بدانید که اگر از امام و پیشوای حقیقی خود پیروی می‌کردید، شما را به همان راه رسول خدا(ص) هدایت می‌کرد و از رنج و اندوه بیراهه رفتن در امان می‌ماندید و بار سنگین مشکلات را از دوش شما برمی‌داشت، ولی افسوس که سخن مرا نشنیدید، از مسیر حق منحرف و مرتکب گناهان بسیار شدید.» 

 

ترجمه‌ای که از این عبارات بیان شد، ترکیبی از چند ترجمه و شرح مشهور نهج‌البلاغه است تا زوایای آشکار و پنهان کلمات امام(ع) بهتر روشن شود

 نظر دهید »

داستان «تیه»؛ ۴۰ سال سرگردانی بنیاسرائیل در بیابان به روایت قرآن

21 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

ماجرای «تیه» مربوط به قوم یهود عنود است؛ همان حیرانی و سرگردانی آنان در بیابان که ضرب‌المثل حیرانی شده و در قرآن کریم نیز در چند جا به آن تصریح یا اشاره شده است.

 

«تیه» به معنای گمراهی و سرگردانی و نیز بیابان بی‌آب و علف و غیرقابل زندگی است. قوم یهود به مدت ۴٠ سال، معادل عمر یک انسان بالغ عاقل، به کیفر مخالفت با پیامبر اولوالعزم الهی، حضرت موسی کلیم‌الله (علی نبینا وآله وعلیه‌السلام) و گناه بزرگ گوساله‌پرستی در مدت میقات موسوی، در این بیابان سرگردان شدند.

 

این بیابان بخشی از صحرای سینا بود که به «بیابان بنی‌اسرائیل» نیز شهرت دارد. در فصل چهارم تورات از «سفر اعداد» نیز به این داستان اشاره شده است. قرآن کریم در آیه ۲۶ سوره مائده می‌فرماید: «قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ؛ (پس از حرکت قوم بنی‌اسرائیل همراه حضرت موسی و هارون(ع) از مصر به سمت کنعان و بیت‌المقدس) خداوند به موسی(ع) فرمود: این سرزمین مقدس به کیفر نافرمانی و تخلفشان، تا ۴۰ سال بر آنان حرام شد و از مواهب آن محروم ماندند و در این مدت در سرزمین سینا سرگردان خواهند بود، اما تو بر این قوم نافرمان و لجوج غمگین نباش.»

 

شرح ماجرا در آیه ۲۰ همین سوره آغاز می‌شود: «وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِيَاءَ وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكًا وَآتَاكُمْ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ؛ و هنگامی که موسی به قومش گفت: ای قوم من! نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آن‌گاه که در میان شما پیامبرانی قرار داد و شما را حاکمان و فرمانروایان ساخت و به شما نعمت‌های ویژه‌ای داد که به هیچ‌یک از جهانیان نداد.»

 

«يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَىٰ أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ؛ ای قوم من! به سرزمین مقدسی که خدا برایتان مقرر فرموده است، درآیید و به گناه، عصیان، سرپیچی از فرمان‌ها و احکام حق بازنگردید که زیان‌کار می‌شوید.» (المائدة/ ۲۱)

 

«قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا حَتَّىٰ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ؛ گفتند: ای موسی! مسلماً در آنجا مردمی زورگو و ستمگر قرار دارند و ما هرگز وارد آنجا نمی‌شویم تا آنان از آنجا بیرون روند، پس اگر از آنجا بیرون روند، البته ما وارد خواهیم شد.» (المائدة/ ۲۲)

 

«قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ؛ دو مرد از کسانی که از خدا می‌ترسیدند و خدا به هر دو نعمت معرفت، ایمان و شهامت داده بود، گفتند: از این دروازه به آنان یورش برید، چون به آنجا درآیید، یقیناً پیروزید و اگر مؤمن هستید، بر خدا توکل کنید.» (المائدة/ ۲۳)

 

«قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ؛ گفتند: ای موسی! تا آنان در آنجایند، ما هرگز وارد آنجا نخواهیم شد، پس تو و پروردگارت بروید با آنان بجنگید که ما تا پایان کار در همین‌جا نشسته‌ایم.» (المائدة/ ۲۴)

 

«قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ؛ موسی گفت: پروردگارا! من جز بر خود و برادرم تسلطی ندارم، پس میان ما و این گروه نافرمان و بدکار جدایی انداز.» (المائدة/ ۲۵)

 

«قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ ۛ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ؛ خدا فرمود: این سرزمین مقدس به کیفر نافرمانی از خواسته‌های حق، تا ۴٠ سال بر آنان حرام شد، همواره در طول این مدت در زمین سینا سرگردان خواهند بود، پس بر این گروه نافرمان و بدکار غمگین نباش.» (المائدة/ ۲۶)

 

امام صادق(ع) در تفسیر آیه ۲۶ مائده می‌فرماید: «ورود به بیت‌المقدس برای قوم بنی‌اسرائیل بعد از دو نسل که از دنیا رفتند، برای فرزندان فرزندان آنان ممکن شد.»

 

براساس روایات، حضرت هارون(ع) و حضرت موسی(ع) در همین بیابان «تیه» رحلت کردند و بیت‌المقدس به دست یوشع بن نون، خواهرزاده یا پسرعموی حضرت موسی(ع) و وصی او فتح شد.

 

توجه داشته باشید که ماجرای «تیه» بعد از داستان موسی(ع) و فرعون و غرق‌شدن فرعون در نیل اتفاق افتاده که قرآن در آیات متعددی به آن پرداخته است. برای فهم بهتر اشاره امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ۱۶۶ به این ماجرا، لازم است آیات ۵۷ تا ۶۰ سوره بقره، آیات ۱۶۰ و ۱۶۱ سوره اعراف و آیه ۸۰ سوره طه را نیز مرور کنیم.

 نظر دهید »

وصف پیکر شهید از زبان رهبری؛ ترکیبی از سوز و حماسه

20 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

برای اولین بار رهبری عزیز، 

وضعیت پیکر آقای شهید را وصف کرده‌اند:

 

جسمی پاره پاره

بدنی که نشان از زهرای اطهر داشت

نشان از امام حسین

و نشان از ابالفضل العباس داشت… 

 

ما این ها را نمی‌دانستیم

وگرنه طور دیگری

برای آقای شهیدمان گریه می‌کردیم…

 

🗣 رِضـٰا وَلـے زٰادِهْـ🚩 ‌ 

 

 نظر دهید »

رمز پیروزی در میدان نبرد عهدها؛ چرا وفای به دشمنِ پیمان‌شکن، نزد خدا خیانت است؟

20 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

امام علی (ع)؛ اگر دشمنت پیمان را شکست و تو روی آن پیمان ایستادی، خدا نامت را خائن خواهد نوشت.

 

📚حکمت ۲۵۹ نهج‌البلاغه

این جمله، یک دستورالعمل صریح برای «فقه مقاومت» و «اخلاق در میدان نبرد تمدنی» است:

 

۱. رمزگشایی از «خائن» خوانده شدن توسط خدا

در نگاه اول، ایستادن بر سر پیمان، شرافت است. اما اگر طرف مقابل، پیمان را مچاله کرده و از آن به عنوان «سپر» برای پیشروی استفاده می‌کند، ایستادن یک‌جانبه تو، «خیانت مضاعف» است:

 

· خیانت به امنیت ملت خودت.

· خیانت به خون شهیدانی که با اعتماد به بصیرت تو جان داده‌اند.

· خیانت به دستور خدا مبنی بر «اشداء علی الکفار».

 

۲. منطق قرآن: مقابله به مثل، نه ساده‌لوحی

این حکمت، تفسیر عملی آیه «فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ» (بقره: ۱۹۴) است. خداوند در این آیه، «مقابله به مثل» را نه فقط حق، که «تکلیف» می‌داند.

 

۳. یک مثال راهبردی امروز: برجام و امثال آن

وقتی دشمنی آشکارا و رسماً از یک توافق بین‌المللی خارج می‌شود (نقض غدر)، اما از طرف مقابل می‌خواهد که به تمام تعهداتش پایبند بماند، این خواسته، مصداق «بازی در زمین خائن» است. امام علی علیه السلام می‌فرماید: «به دام این بازی نخورید». اگر در زمینِ فرو ریخته‌ی پیمان بمانی، نه اینکه نجیب باشی، بلکه در حال «خیانت به ملتت» هستی.

 

 نظر دهید »

پیش‌گویی امام علی (ع) از دوران وارونگی حق و باطل؛ تفسیر خطبه ۱۴۷ نهج البلاغه

20 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

 بَعْدِي زَمَانٌ لَيْسَ فِيهِ شَيْءٌ أَخْفَى مِنَ الْحَقِّ وَ لَا أَظْهَرَ مِنَ الْبَاطِلِ وَ لَا أَكْثَرَ مِنَ الْكَذِبِ عَلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ

 

🔹پس از من در روزگارى بر شما فراخواهد رسيد كه چيزى پنهان تر از حق، و آشكارتر از باطل، و فراوان تر از دروغ به خدا و پيامبرش نباشد. 

📖خطبه 147نهج‌البلاغه

امام علیه السلام در این کلام نورانی، تصویری از دوران «وارونگی ارزش‌ها» را ترسیم می‌کنند که مفسران شیعه آن را بر دوره‌های مختلفی تطبیق داده‌اند:

 

۱. «لَيْسَ فِيهِ شَيْءٌ أَخْفَى مِنَ الْحَقِّ» (چیزی پنهان‌تر از حق نیست)

حق در اینجا یعنی ولایت اهل بیت علیهم السلام، معارف اصیل اسلام و عدالت. امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه «وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ» (سبأ: ۱۳) فرمودند: «حق همیشه غریب است و پیروانش اندک‌اند» [کافی، ج ۲، ص ۲۴۲]. در این دوران، حق آنقدر در غبار تبلیغات باطل و قدرت‌های ظالم گم می‌شود که شناخت آن برای مردم عادی دشوار می‌گردد. اینجاست که «بصیرت» و «تمسک به ثقلین» ارزش پیدا می‌کند.

 

۲. «وَ لَا أَظْهَرَ مِنَ الْبَاطِلِ» (و چیزی آشکارتر از باطل نیست)

باطل در اینجا یعنی انحرافات اعتقادی، ظلم و فسق. در این دوران، باطل چنان رواج دارد که دیگر از انجام آن شرم نمی‌شود، بلکه «علنی» و «هنجار» می‌شود. این «امر به معروف» و «نهی از منکر» را برای مؤمنان دشوار می‌سازد. امام حسین علیه السلام نیز در خطبه‌ای فرمودند: «مگر نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل بازداشته نمی‌شود؟» [تحف العقول، ص ۲۴۵].

 

۳. «وَ لَا أَكْثَرَ مِنَ الْكَذِبِ عَلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ» (و چیزی فراوان‌تر از دروغ بر خدا و پیامبرش نیست)

این اوج مصیبت است. «دروغ بر خدا و رسول» یعنی:

 

· تحریف قرآن و سنت: تفسیرهای غلط و مطابق میل قدرتمداران.

· جعل حدیث: نسبت دادن سخنان دروغین به پیامبر و ائمه برای توجیه ظلم یا منافع شخصی.

· فتوای بی‌علم: کسانی که بدون علم، حرام خدا را حلال یا حلالش را حرام می‌کنند. امام باقر علیه السلام فرمودند: «بزرگترین دروغ، دروغ بر خدا و رسول است» [کافی، ج ۲، ص ۳۳۸].

 نظر دهید »

به جای دستور، اطلاعات بده؛ ترفندی ساده برای همکاری کودکان

20 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

چگونه به کودک خود دستور دهیم؟ 

 

🌀وقتی که به فرزند دو ساله‌تان غذا می‌دهید، قاشق به دست دنبالش راه می‌افتید. کودک گاهی از صندلی می‌پرد، گاهی رویش می‌ایستد، گاهی هم چیزی پرت می‌کند.چه می کنید؟ 

⚠️راه‌حل قدیمی: شما می‌نشینید و هیچ واکنشی نشان نمی‌دهید. او مدام غر می‌زند و شما هنوز نشسته‌اید. در پایان هم می‌بینید که رفتار او تغییری نکرده است.

 

⚜راه‌حل جدید: وضعیت را مشخص کنید به جای اینکه مدام دستوردهید. بچه‌ها ربات برنامه‌ریزی شده نیستند که هر کاری به آنها گفته شد انجام دهند. 

آنها نیاز به اراده آزاد خود دارند به همین دلیل اغلب دقیقا برعکس آنچه شما می‌خواهید عمل می‌کنند. 

🍀ترفند درست این است که از یادگیری به جای دستور استفاده کنید. مثلا به جای اینکه بگویید «شیر را بردار» بگویید « اگر شیر همینجوری بمونه جوش میاد» به این ترتیب شما اطلاعاتی به او میدهید که براساس آن او راحت‌تر کاری را که باید، انجام می‌دهد. 

 

✔️نتیجه: کافی است هنگام غذا خوردن به جای اینکه بگویید «بشین» بگویید «هیچ میدونی صندلی برای نشستن هستش؟»

 

👌به همین سادگی می‌توانید با دادن اطلاعات از تکرار عملی غیرمعمول جلوگیری کنید.

 نظر دهید »

خلوت با امام زمان(عج)؛ رمز رفاقت از نگاه عارفِ واصل، آیت الله کشمیری

20 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

🪻مرحوم عارف واصل آیت الله سید عبدالکریم کشمیری رحمة الله عليه

 

می فرمودند:

روزی یک ساعت با حضرت مهدى عليه السلام خلوت کنید

زیارت سلام علی آل یاسین را بخوانید بعد زیاد بگویید: «یا صاحب الزمان اغثنی، یا صاحب الزمان ادرکنی، المستعان بک یابن الحسن

 

 زیاد توسل بکنید به ایشان

یک خرده رفاقت پیدا می شود.

 

 نظر دهید »

انتقامِ حتمی؛ عهدِ ملت با شهیدِ مظلوم در پیامِ تاریخی رهبری

20 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

انتقامِ حتمی؛ عهدِ ملت با شهیدِ مظلوم در پیامِ تاریخی رهبری

انتقام خواست ملّت ما است و به‌طور حتمی باید صورت بگیرد

بزودی آزادگان دنیا بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد

 

▪️به پیشوای شهیدمان عرض میکنم: ای قتیل مظلوم! ای مظلوم سرافراز! ای بنده‌ی صالح خدا! حال که با چشمان اشکبار و دلهای شکسته با پیکر شما وداع میکنیم، با شما عهد می‌بندیم که مکتب شما را پاس بداریم و آن طریق مستقیمی که شما ترسیم کردید را با استقامت بپیماییم و در این راه از سختیها نهراسیم، و همچون شما به بِشارات و وعده‌های الهی دل ببندیم.

 

 

 

▪️عهد می‌بندیم که انتقام خون پاک شما و همه‌‌ی شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بی‌آبرو بگیریم. این انتقام، خواست ملّت ما است و به‌طور حتمی باید صورت بگیرد.

 

 ▪️این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیل‌شان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد. آنها باید بدانند که این امر، متوقّف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست.

ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقّق خواهد شد و بزودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد.

 

✍🏼 بخشی از پیام رهبر معظّم انقلاب به‌مناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران | ۱۸/تیر/۱۴۰۵

-این پیامِ صریح و آتشین، سه لایهٔ اساسی را در خود دارد:

 

· لایهٔ عاطفی: وداعِ اشکبار و عهدِ ماندگار با شهید

· لایهٔ راهبردی: تأکید بر انتقامِ قطعی و فراتر از مسئولانِ خاص

· لایهٔ جهانی: گسترشِ مأموریت به «آزادگان جهان» که نشان از رویکردِ فراملیِ مکتبِ مقاومت دارد

  تأکید بر «خواستِ ملت» و «فهرستِ جنایتکاران» نیز بیانگرِ عزمِ نظام برای پاسخِ هوشمندانه و همهجانبه است.

 نظر دهید »

از «حلال است» تا «تکلیف است»؛ تعبیر آیتالله جوادیآملی از وجوب قتل مهاجم به حریم اسلامی

20 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

از «حلال است» تا «تکلیف است»؛ تعبیر آیت‌الله جوادی آملی از وجوب قتل مهاجم به حریم اسلامی

🎥تعبیر خاص آیت‌الله جوادی آملی در ضرورت قتل مهاجم:

در چندجا از علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) نقل شده که فرمود: با غیرت باشید. اگر بیگانه‌ای به خاک شما حمله کرد، بُکُش خونش به گردن من!

 

این تعبیر، تعبیر عادی نیست. یک وقتی می‌گوید کشتنش حلال است؛ یک وقتی می‌فرماید که تکلیف‌تان کشتن است؛ یک وقتی می‌گوید منِ علی عهده‌دار این خون هستم!

 

 

 

این تعبیر ناب از آیت‌الله جوادی‌آملی، فراتر از یک حکم فقهی ساده، بیانگر «مسئولیت معرفتی و عملی» امت در برابر هرگونه تجاوز است. ارتقای عبارت از «حلال است» به «تکلیف است» و سپس «عهدهداری خون» توسط امام علی(ع)، نشان از عمق وجوب شرعی و عقلانیِ دفاع از کیان اسلامی دارد. این نگاه، نهتنها در حوزهٔ نظامی، بلکه در تمامی ابعاد هویتی و فرهنگی جامعه، ضرورتِ «غیرت جمعی» را گوشزد میکند.

 نظر دهید »

شعر رهبر شهید در ساحتِ قدسی حضرت رضا(ع)؛ غزلی ناتمام و دل سوخته

19 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

🥀شعر رهبر شهید انقلاب در التجاء به حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام

 

فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کن

کار مرا به گردش چشمی تمام کن

 

بگشای صفحه‌ای دگر از دفتر جمال

بیتی فزون بر این غزل ناتمام کن

 

ای یادگار ساقی کوثر اباالحسن(ع)

گاهی نظر به جانب این تشنه‌کام کن

 

ای حکمران کشور دل با کرشمه‌ای

زیر و زبر قرار دل خاص و عام کن

 

بنمای ره به مُلک رضا، جان خسته را

مرغ رمیده را به شکر خنده رام کن

 

اینک هزار دست تمنّا گشوده بین

دست کرم گشاده به رسم کرام کن

 

دارالشّفای آتش و آب است این سرای

سوز دل مرا به نمی التیام کن

 

دیری است زاشیانه جدا مانده‌ای «امین»

غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کن

 

دانم که مستمند و تهیدست و بی‌کسی

از بارگاه فیض رضا(ع) توشه وام کن

 

و آنجا که آمد و شد خیل ملائک است

کنجی گزین و تا به قیامت مُقام کن 

 

✍سیدعلی خامنه‌ای

 

 

 نظر دهید »

ترامپ و وصیتنامه بمباران ایران؛ تهدید یا ترس از انتقام؟

19 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

ترامپ از ترس انتقام ایران وصیتش را اعلام کرد

 

🔹رئیس‌جمهور آمریکا: من دستوراتی صادر کرده‌ام که اگر ایران در ترور من موفق شد، آن‌ها را با شدتی بی‌سابقه بمباران کنند.

 نظر دهید »

چگونه با تلاش مضاعف و همبستگی، راه شهید را ادامه دهیم؟

19 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

پس از آقای شهید، باید چگونه باشیم؟

 

«ما در اين ده سال، بخصوص سه، چهار سال اخير كه بيمارى قلبى ايشان نگران‌كننده بود، خيلى دلهره داشتيم. 

 

دنياى خالى از وجود امام، تاريك است. 

بدون او، در خلأ زندگى مى‌كنيم 

و جسم ما بى‌روح است. 

از تحقق چنين روزى، هميشه به خدا پناه مى‌بردم… 

 

من امروز احساس مى‌كنم كه چون ضايعه بزرگ، و حادثه سنگين، و خسارت بالاتر از حد تصور است، بايد #تلاش خود را مضاعف كنيم. 

 

وقتى خدا چشم را از انسانى گرفت، حواس سامعه و شامه و ذايقه و لامسه و تمام استعدادهاى او به كمكش مى‌آيند. 

البته گوش و ديگر حواس انسان، كار چشم را نمى‌كنند؛ اما مقدارى از ضايعه را مى‌كاهند. 

 

در اين مواقع، ديگر حواس، هنرى را نشان مى‌دهند كه در بودن چشم، آن هنر و حساسيت را نداشتند و يا امكان بروز آن را پيدا نمى‌كردند. 

 

ما امروز در فقدان امام و چشم بيناى انقلاب، بايد اين‌گونه عمل كنيم. 

اگر اين نعمت را با خود نداريم، بياييد سامعه و شامه و ذايقه و لامسه و همه‌ى احساس‌هاى مكمون و مكنون خود را بيش از گذشته به كار اندازيم. 

 

امروز بايد بيشتر كار كنيم، بيشتر فكر كنيم و #همبستگى بهترى داشته باشيم، تا بتوانيم #وظايفمان را انجام دهيم…

 

اگر بخواهيم انقلاب با همان سرعت و شتاب و با همان اتقان و استقامت و درست در همان خط صحيح اسلام و بدون گرايش به چپ و راست حركت كند، بايد #هدف‌هايى كه بر قله‌ى بلند آرزوهاى ملت ما - بلكه ملتهاى اسلامى - مى‌درخشند، همواره مقابل ديدگان ما باشد. 

 

بايد تلاش خود را براى تحقق اين هدفها مضاعف كنيم و از مشكلات نهراسيم. 

 

بزرگترين خطر اين نيست كه ما از رفتن باز بمانيم، يا خسته شويم؛ #بزرگترين_خطر اين است كه #چشم‌انداز ترسيم شده و هدفهاى تعريف‌شده را گم كنيم و نبينيم. 

نگذاريد غبارها و ابرها جلوى اين هدفها و آرمان‌ها را بگيرد. 

 

من با معرفتى كه بيش از همه‌ى مردم دنيا به ضعفها و كاستيهاى خودم دارم، تصميم گرفتم كه بيشتر كار و تلاش كنم و از سرچشمه‌هاى حياتى كه در اين راه ممكن است به كار آيد، بيشتر استفاده كنم؛ اين #تنها_راه ماست.» 

 

📚 بیانات امام شهید در مراسم بيعت جهادگران جهاد سازندگى سراسر كشور، ۱۳۶۸/۰۳/۲۰.

 نظر دهید »

شهادت؛ پیوند عقل و عشق در تندیس تقوا و تدبیر

19 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

شهادت، مقامی است که در فرهنگ اسلامی و انقلابی، نه یک پایان، بلکه آغازی دوباره و رسیدن به حیات طیبه است. وقتی از «رهبر شهید» سخن می‌گوییم، از شخصیتی صحبت می‌کنیم که مسیر زندگی‌اش با ترازهای مکتبی گره خورده بود و پایانِ این مسیر نیز با والاترین مدال الهی، یعنی شهادت، رقم خورد.

 

۱. درباره مقام شهادت: پیوندِ عقل و عشق

شهادت در قاموس رهبران الهی، صرفاً یک رویدادِ سیاسی یا نظامی نیست؛ بلکه اوجِ «بصیرت» است. شهید، کسی است که پیش از آنکه مرگ به سراغش بیاید، خود، مرگِ آگاهانه و افتخارآمیز را برگزیده است. رهبر شهید، کسی است که در میانه میدانِ سختِ تصمیم‌گیری‌ها، «مصلحتِ مکتب» را بر «سلامتِ جان» ترجیح می‌دهد. او با شهادت خویش، به جامعه می‌آموزد که خون، بر شمشیر پیروز است و ایثار، تنها راهِ بقای آرمان‌های بلند است.

 

۲. شخصیت رهبر شهید: تندیسِ تقوا و تدبیر

شخصیت یک رهبر شهید، ترکیبی کم‌نظیر از چند ویژگی بنیادین است که او را در حافظه تاریخ ماندگار می‌کند:

 

ذوب در آرمان‌ها: او پیش از آنکه دیگران را به راهی دعوت کند، خود اولین رهروِ آن مسیر است. او نه با «دستور»، بلکه با «وجود» خویش رهبری می‌کرد

سادگی در عینِ بزرگی: در زندگیِ رهبر شهید، فاصله‌ای میانِ کلام و عمل وجود نداشت او میان مردم زندگی می‌کرد، دردهای آنان را می‌شناخت و این تواضع، همان چیزی است که پیوندی عمیق میان او و قلوبِ مردم ایجاد می‌کرد.

بصیرتِ نافذ: در هنگامه فتنه و غبارِ تردید، او «خطِ روشن» را میدید. شخصیت او در دورانِ سختی‌ها، لنگرگاهِ آرامشِ جامعه بود؛ چرا که متصل به سرچشمه‌ی یقین است.

پایانِ باشکوه: شهادت، مهرِ تأییدی بر اخلاصِ اوست. گویی خداوند این پاداش را برای کسانی ذخیره کرده که در طول عمر، جز برای اعتلای کلمه حق و خدمت به خلق، گام برنداشته‌اند

 نظر دهید »

آرامگاه ابدی رهبری که هرگز فرار نکرد؛ روایتی از مردی با مردم، نه رعیت

19 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

آرامگاهِ ابدیِ رهبرِ یک امّت👆👇 

بنویسید:

اینجا آرامگاهِ ابدیِ مردی‌ست که رهبرِ یک امّت بود.

به پناهگاه نرفت،

از معرکهٔ نبرد فرار نکرد

 به اجنبی پناه نبرد 

 از اجنبی کمک نخواست! 

تسلیم نشد، 

روی سینه‌اش خبری از مدال‌هایِ رنگینِ نمادین نبود، 

برای ساختنِ «ایرانِ قوی» مو و محاسن سفید کرد، 

او «مردم» داشت، نه «رعیت!»

به مردمش امید داشت. 

از پشتِ شیشه‌هایِ ضدگلوله، یا فرسنگ‌ها دور از این خاک برای‌ مردمش سخنرانی نکرد! 

همیشه به احترام مردمش می‌ایستاد و آنها را این‌طور خطاب می‌کرد: «ملتِ عزیزِ ایران…» 

در خانه‌اش بود، در ایران. 

همراهِ خانواده.

با زبانِ روزه

توسطِ رئیسِ جزیرهٔ آدم‌خوارانِ کودک‌آزارِ اپستین، به شهادت رسید. 

 

بنویسید :

او رهبرِ شهید بود؛ 

نه شاهِ فراری.

 نظر دهید »

قرارداد هوشمندانه؛ جایگزین جنگ و جدل برای مدیریت گوشی نوجوان

18 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

با نوجوانت درباره‌ی گوشی و فضای مجازی چطور صحبت می کنی؟ (بدون جنگ و جدل)

 

«باز هم گوشی دستته؟»

«چرا اینستاگرام رو بستی؟»

«همین الان گوشی رو بذار کنار!»

 

این جملات، نوجوان را به سمت پنهان‌کاری سوق می‌دهد، نه همکاری.

اگر می‌خواهید نوجوانتان از گوشی درست استفاده کند، باید قوانین را با او بنویسید، نه برای او.

 

🔍 چرا نوجوان اینقدر به گوشی وابسته است؟

 

· ارتباط با دوستان: گوشی، پل ارتباطی او با دنیای اجتماعی‌اش است.

· هویت‌یابی: در فضای مجازی، خودش را کشف می‌کند و ابراز می‌نماید.

· فرار از واقعیت: گاهی گوشی، پناهگاهی برای فرار از استرس‌های روزمره است.

· عادت: مثل هر عادت دیگری، قطع ناگهانی آن تنش‌زا است.

❌ اشتباهات رایج:

 

📱· گوشی را یک‌باره قاپیدن

  ➡️ نتیجه: لجاجت و بی‌اعتمادی

· تهدید و تنبیه

  ➡️ نتیجه: پنهان‌کاری و دروغ

· مقایسه‌ی خودتان با او

  ➡️ نتیجه: «تو خودت هم گوشی دستته، پس چرا به من می‌گی؟»

 

✅ تکنیک طلایی: «قراردادِ هوشمندانه»

 

به جای اینکه شما قانون بگذارید، با نوجوانتان یک قراردادِ دوطرفه بنویسید.

در این قرارداد، هم حقوق و هم مسئولیت‌های او مشخص می‌شود.

 

📋مراحل نوشتن قرارداد:

 

1️⃣قدم اول: با او همدلی کنید

 

«می‌دونم گوشی برات خیلی مهمه و دوستات توش هستن. من هم دوست ندارم محدودت کنم، اما نگرانِ استفاده‌ی بی‌حد و حسابش هستم.»

 

2️⃣قدم دوم: از او بپرسید چه قوانینی را منطقی می‌داند

 

«به نظرت روزی چند ساعت استفاده از گوشی منصفانه است؟ ساعت خواب چه ساعتی باید باشه؟»

 

3️⃣قدم سوم: با هم توافق کنید و بنویسید

مثلاً:

 

· روزانه ۲ ساعت (به جز برای تحقیقِ درسی)

· گوشی ساعت ۱۰ شب روی میزِ آشپزخانه گذاشته شود

· در مهمانی‌ها و سرِ سفره، گوشی کنار گذاشته شود

· در ازای رعایت این قوانین، شما هم به حریم شخصی‌اش احترام می‌گذارید (پیام‌هایش را چک نمی‌کنید)

 

4️⃣قدم چهارم: اگر قانون شکسته شد، آرام اما محکم باشید

 

«قرارمون این بود که ساعت ۱۰ گوشی رو بذاری. حالا یا خودت می‌ذاری یا من می‌ذارم. انتخاب با خودته.»

🧩 مثال عینی:

 

صحنه: نوجوان شما ساعت‌هاست که گوشی دستش است و تکالیفش را انجام نداده.

 

❌ اشتباه:

«همین الان گوشی رو بده! دیگه تا یک هفته نمی‌بینی‌اش!»

➡️ نوجوان: «چرا انقدر اعصاب داری؟!» (دعوا)

 

✅ درست:

 

«عزیزم، دیدی الان چند ساعته گوشی دستته؟ تکالیفت مونده. بیا یه برنامه‌ریزی کنیم که هم به تکالیفت برسی، هم بتونی با دوستات ارتباط داشته باشی. مثلاً ۴۵ دقیقه کار کن، ۱۵ دقیقه گوشی. نظرت چیه؟»

 

🌱 چند اصل طلایی برای مدیریتِ گوشی:

 

۱. الگو باشید

اگر خودتان سرِ سفره یا موقع حرف زدن با بچه‌ها گوشی دستتان باشد، نمی‌توانید از آنها انتظار داشته باشید.

 

۲. زمان‌های بدونِ گوشی تعیین کنید

مثلاً: موقع غذا، یک ساعت قبل از خواب، دورهمی‌های خانوادگی.

 

۳. جایگزین‌های جذاب بسازید

گوشی را با بازیِ خانوادگی، فیلم دیدن، یا یک فعالیتِ گروهی جایگزین کنید.

وقتی جایگزینِ جذاب باشد، خودش گوشی را کنار می‌گذارد.

 

۴. درباره‌ی خطرات فضای مجازی صحبت کنید، نه با ترس، با آگاهی

 

· حریم خصوصی

· اعتیاد به اینترنت

· محتوای نامناسب

· کلاهبرداری و هک

 

«می‌دونم که فضای مجازی خیلی قشنگه. اما بعضی آدم‌ها هستن که از بچه‌ها سوءاستفاده می‌کنن. بیا باهم چندتا نکته‌ی ایمنی رو مرور کنیم.»

 

🌟 یک اصل طلایی:

 

«نوجوانی که در خانه‌اش حریم دارد، در فضای مجازی هم حریم را بهتر می‌شناسد. نوجوانی که شنیده می‌شود، کمتر به دنبال تأیید در فضای مجازی می‌گردد.»

 نظر دهید »

مرثیه‌ای برای اسطوره دوران؛ شعری از مجتبی نظام‌آبادی در رثای رهبر شهید

18 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

چندیست که سرمست و پریشان شده بودی 

” سرخوش ز سبوی غم پنهان ” شده بودی!

 

یک صندلی چوبی و عمامه و چفیه

با این سه ، تو اسطوره دوران شده بودی

 

 تشییع شدی زنده تر از زنده و دنیا

می دید میاندار به میدان شده بودی !

 

جان وطن است این که به لب آمده _ آخر 

 یک عمر ، برای وطنت جان شده بودی !

 

پیراهنی از پرچم میهن ، به تنت بود

جمهوری اسلامی ایران شده بودی!

 

تابوت تو را ، ضامن آهو که بغل کرد

آرامشِ بعد از تب طوفان ، شده بودی

 

زیبا چه رسیدی به مراد دلت ، آقا !

“دلبسته ی یاران خراسان ” شده بودی

 

✍مجتبی نظام آبادی خراسانی

 نظر دهید »

دستخط عاشقانه رهبر شهید در وصف امام حسین(ع)؛ "بنفسى انت، بروحى انت..."

18 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

دستخط عاشقانه رهبر شهید در وصف امام حسین(ع)؛ “بنفسى انت، بروحى انت…”

دستخط عاشقانه رهبر شهید انقلاب در وصف امام حسین علیه‌السلام

 

 بنفسى انت، بروحى انت، بِمُهجَةِ قلبى انت…

 

🔹بسم الله الرّحمن الرّحیم

این حسین کیست که عالم همه دیوانه‌ى اوست‌

این چه شمعی است که جانها همه پروانه‌ى اوست‌

اى شعله‌ى فروزان، اى فروغ تابان، اى گرمابخش دلهاى خلایق! 

🔹تو کیستى با این شکوه و جلال، با این شیرینى و دلنشینى، با این هیبت و اقتدار، با این‌همه لشکر دل‌به‌همراه، با غلغله‌ى فرشتگان که در کنار موکب تو با آدمیان رقابت میکنند؟ 

🔹تو کیستى اى نور خدا، اى نداى حقیقت، اى فرقان، و اى سفینةالنجاة؟ چه کرده‌ئى در راه خدایت که پاداش آن خدائى‌شدنِ هر آن چیزى است که به تو نسبت میرساند؟ 

🔹بنفسى انت، بروحى انت، بِمُهجَةِ قلبى انت، و سلام الله علیکَ یومَ وُلِدتَ و یوم اُستُشهِدتَ مظلوماً و یوم تُبعَثُ فاخِراً و مَفخَراً. ۹۳/۲/۲۹

 نظر دهید »

مادرِ مربّیِ قرآنی؛ تحلیل سیره تربیتی بانو خدیجه میردامادی (مادر رهبر انقلاب)

18 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

تحلیل تاریخی و نسب‌شناسی

 

بر اساس متن، بانو خدیجه میردامادی از نوادگان میرداماد (متوفای ۱۰۴۱ ق)، فیلسوف، فقیه و حکیم بزرگ عصر صفوی است که علامه مجلسی از شاگردان او بوده است. نسب ایشان به امام جعفر صادق علیه السلام می‌رسد. این انتساب از دو منظر در فرهنگ شیعی اهمیت دارد:

۱. جایگاه علمی و تقوایی خاندان میرداماد: میرداماد در منابع شیعی به عنوان «معلم ثالث» و احیاگر مکتب فلسفی اصفهان شناخته می‌شود. تقوا و علم، میراثی معنوی است که در طول نسل‌ها استمرار یافته است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ» (طور: ۲۱) که اشاره به تداوم ایمان در نسل صالحان دارد.

۲. انتساب به خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله: انتساب به امام صادق علیه السلام، مسئولیت سنگین حفظ میراث علمی و اخلاقی اهل بیت را نشان می‌دهد. در روایت ثقلین، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، عترت را همتای قرآن قرار داده‌اند و احترام و تکریم ذریه پیامبر، جزو اصول مسلم شیعه است.

 

تحلیل تربیتی: نقش مادر در شکل‌گیری شخصیت بر اساس منابع شیعی

 

توصیف رهبر معظم انقلاب از مادرشان، الگویی کامل از یک «مادرِ مربّیِ قرآنی» است که کاملاً با آموزه‌های اهل بیت علیهم السلام همخوانی دارد.

 

۱. مادرِ آگاه و اهل علم («خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان»)

در فقه شیعه و سیره معصومین، سوادآموزی و دانایی زنان، نه تنها مذموم نیست، بلکه یک فضیلت و ضرورت برای تربیت نسل است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ» (طلب علم بر هر مرد و زن مسلمانی واجب است) [مستدرک الوسائل، ج ۱۷، ص ۲۵۰]. مادرِ آگاه می‌تواند فرزند را در مسیر حق تربیت کند.

 

۲. ذوق هنری و آشنایی با ادبیات («حافظ‌شناس، ذوق شعری»)

ادبیات فاخر فارسی، آمیخته با حکمت و اخلاق است. انس با دیوان حافظ، نشان‌دهنده حضور «زیبایی و حکمت» در فضای خانه است. امیرالمؤمنین علیه السلام درباره اهمیت ادب می‌فرمایند: «أَدِّبُوا أَوْلَادَكُمْ فَإِنَّكُمْ مَسْئُولُونَ» (فرزندانتان را ادب بیاموزید که در برابر آن‌ها مسئولید) [مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۱۶۳]. ادب، فقط دستورالعمل خشک نیست، بخشی از آن، ذوق و زیبایی‌شناسی است.

 

۳. محوریت قرآن و روایت‌گری قصص («قرآن را شیرین می‌خواند، قصه پیامبران را می‌گفت»)

این مهم‌ترین بخش الگوی تربیتی است. قرآن کریم می‌فرماید: «فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (پس داستان‌ها را بگو، شاید آن‌ها بیندیشند) [اعراف: ۱۷۶]. مادر، اولین قصه‌گو و اولین معلمِ تاریخِ انبیا برای فرزند است. امام سجاد علیه السلام در رساله حقوق می‌فرمایند: «حق فرزند این است که او را با آداب و اخلاق نیکو تربیت کنی و او را به خداوند راهنمایی نمایی.» این راهنمایی، در قالب قصه‌های شیرین قرآنی، مصداق کامل تربیت نرم و اثربخش است.

 

 نظر دهید »

تراژدی خاموش ناسپاسی؛ چرا شکر نکردن نعمت، هم‌ردیف گناه نابخشودنی است؟

18 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

#امام_جواد_علیه_السلام :«نِعمَةٌ لا تُشكَرُ كَسَيِّئةٍ لا تُغفَرُ».

  ⁙ «نعمتى كه شكر آن گزارده نشود، مانند گناهى است كه آمرزيده نشود».

 

 📚 الدرّة الباهرة : ص٣٩

امام جواد علیه السلام در این کلام نورانی، «شکر نعمت» را از یک مستحب اخلاقی صرف، به سطح یک «واجب حیاتی» ارتقا می‌دهند.

 

۱. «نِعمَةٌ لا تُشكَرُ»

ابتدا باید مفهوم «شکر» را درست بفهمیم. شکر در منطق قرآن و حدیث، فقط گفتن «الحمدلله» با زبان نیست. شکر سه رکن دارد:

 

· شکر قلبی: شناخت نعمت از جانب خداوند و باور به اینکه این نعمت، امانتی از سوی اوست.

· شکر زبانی: حمد و ثنای خداوند و نسبت دادن نعمت به او، نه به توانایی خود.

· شکر عملی: به کارگیری نعمت در مسیر رضایت الهی و مصرف آن در آنچه برای آن آفریده شده است.

  امام علی علیه السلام در حدیثی می‌فرمایند: «شُكْرُ الْعَالِمِ عَلَى عِلْمِهِ أَنْ يَبْذُلَهُ لِمَنْ يَسْتَحِقُّهُ» (شکر عالم بر علمش، آن است که آن را به مستحقش بیاموزد) [غرر الحکم]. کسی که نعمتی دارد اما آن را در راه حرام یا بیهوده مصرف می‌کند، یا آن را از دیگران دریغ می‌کند، در حقیقت «کفران نعمت» کرده و مشمول این حدیث می‌شود.

 

۲. «كَسَيِّئةٍ لا تُغفَرُ»

این تشبیه، عمق فاجعه ناسپاسی را نشان می‌دهد. چرا ناسپاسی، به مثابه گناهی نابخشودنی است؟

 

· چون نعمت، حجت را بر انسان تمام می‌کند. وقتی خداوند نعمتی (مال، علم، آبرو، قدرت) می‌دهد، از آن سؤال می‌کند. اگر شکر گزارده نشود، این نعمت خودش به «حجتی علیه» در قیامت تبدیل می‌شود.

· چون ناسپاسی، قطع رابطه با منبع خیر است. قرآن کریم به وضوح اعلام می‌کند: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ» (ابراهیم: ۷). ناسپاسی، راه افزایش نعمت و رحمت را می‌بندد و عذاب را به دنبال می‌آورد.

· چون ناسپاسی، ریشه بسیاری از گناهان است. تکبر (من خودم به دست آوردم)، بخل (از دستم نرود)، طغیان (هر طور بخواهم خرجش می‌کنم) و ترک عبادت (چه نیازی به نماز دارم؟) همگی از میوه‌های درخت ناسپاسی هستند.

 نظر دهید »

هنر مردمداری و محبوبیت‌سازی در کلام امام علی (ع)؛ چگونه چنان زندگی کنیم که در مرگ بر ما بگریند و در حیات مشتاقمان باشند؟

17 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

قَالَ عَلِيٌّ عليه‌السلام: «خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَكَوْا عَلَيْكُمْ، وَإِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَيْكُمْ».

 

🔹 مولا امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: «با مردم آن‌گونه معاشرت کنید که اگر درگذشتید، بر شما اشک بریزند و اگر زنده ماندید، با اشتیاق به سوی شما آیند.»

 

📚 نهج‌البلاغه (صبحی صالح)، حکمت ۱۰، ص ۴۷۰.امام علی علیه السلام در این کلام، یک معادله دوطرفه بین «رفتار امروز» و «واکنش مردم در فردا» ترسیم می‌کنند:

 

۱. «خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً»

امر به «مخالطه» و معاشرت، نفی رهبانیت و گوشه‌گیری از جامعه است. اسلام دین زندگی اجتماعی است و مؤمن را کسی می‌داند که با مردم در ارتباط است، درد آن‌ها را می‌فهمد و در شادی و غم آن‌ها شریک می‌شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «الْمُؤْمِنُ أَلِيفٌ مَأْلُوفٌ وَ لَا خَيْرَ فِيمَنْ لَا يَأْلَفُ وَ لَا يُؤْلَفُ» (مؤمن انس می‌گیرد و با او انس گرفته می‌شود و کسی که نه الفت می‌گیرد و نه دیگران با او الفت می‌گیرند، خیری در او نیست) [تحف العقول، ص ۴۱]. این «مخالطه» به معنای لغوگویی و وقت‌گذرانی بیهوده نیست، بلکه آمیختگی هدفمند و سازنده با بدنه جامعه است.

 

۲. «إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَكَوْا عَلَيْكُمْ» (اگر بمیرید، بر شما بگریند)

این عبارت، معیار سنجش «میزان نفوذ محبت و احسان» در دل‌های مردم است. گریه مردم بر جنازه یک فرد، غم از دست دادن یک سرمایه انسانی را نشان می‌دهد. این گریه حاصل نمی‌شود مگر با:

 

· خدمت خالصانه: حل مشکلات مردم، دستگیری از نیازمندان.

· اخلاق کریمانه: تواضع، حلم، گذشت و خوش‌رویی با همه طبقات جامعه.

· احساس مسئولیت اجتماعی: به گونه‌ای زیستن که فقدانش خلأیی پرنشدنی در جامعه ایجاد کند. در روایت است که امام زین العابدین علیه السلام چون از دنیا رفتند، مردم گریستند و گفتند: «مات ابن بنت رسول الله»، گویی که مدینه یکپارچه به عزا نشست [مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۱۷۶].

 

۳. «وَإِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَيْكُمْ» (و اگر زنده بمانید، با شوق به سوی شما آیند)

این فراز، اشاره به جاذبه شخصیتی و اعتمادآفرینی مؤمن دارد. «حنین» یعنی اشتیاق و میل قلبی. کسی که منبع خیر و برکت باشد، مردم مشتاق زیارت و هم‌نشینی با او هستند. این جاذبه، با ریاست‌طلبی و عُجب به دست نمی‌آید، بلکه نتیجه فروتنی، انصاف، راستگویی و خیرخواهی بی‌چشمداشت است. این همان «محبوبیت اجتماعی» است که قرآن به صالحان وعده می‌دهد: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا» (مریم: ۹۶).

 

 

 نظر دهید »

عهد فراموش‌شده فطرت؛ تفسیر آیه «ألم أعهد إلیکم» و رابطه آن با شرک خفی و بندگی شیطان

17 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

خداوند متعال می‌فرماید:

«أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ»

(آیا با شما عهد نکردم ای فرزندان آدم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟)

تفسیر مجمع البیان (طبرسی)

مرحوم طبرسی ذیل این آیه می‌نویسد: «این خطاب، توبیخ و سرزنشی برای کافران در روز قیامت است. خداوند به آنان می‌گوید: مگر من در دنیا به وسیله پیامبران و کتب آسمانی با شما عهد نبستم که از شیطان اطاعت نکنید؟» همچنین ایشان از امام صادق علیه السلام نقل می‌کند که فرمودند: «عبادت شیطان، اطاعت از اوست.» این یعنی هر کس از شیطان اطاعت کند، او را بندگی کرده است، گرچه سجده‌ای در کار نباشد.

 تفسیر المیزان (علامه طباطبایی)

علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می‌فرمایند: «مراد از این عهد، همان عهد فطری و عقلی است که خداوند در نهاد هر انسانی قرار داده است. عقل انسان، او را به پرستش خدا و دوری از شیطان دعوت می‌کند. همچنین این عهد، همان عهدی است که در عالم ذر و از طریق پیامبران و وحی، از بشر گرفته شده است. عبادت شیطان، منحصر در سجده نیست، بلکه هر عملی که به تحریک و وسوسه او انجام شود، عبادت او محسوب می‌شود.»

ایشان همچنین تأکید می‌کنند که این آیه، در سیاق هشدار به کسانی است که عقل خود را به کار نمی‌گیرند.

 

۱. نهی از شرک عملی و اثبات توحید عبادی

«أن لا تعبدوا الشیطان» مستقیماً به «توحید در اطاعت و عبادت» اشاره دارد. در منطق قرآن، هر اطاعتی که در مقابل اطاعت خدا قرار گیرد، نوعی «عبادت» آن معبود باطل است. وقتی شیطان انسان را به دروغ، ظلم، شهوت حرام یا تکبر دعوت می‌کند و انسان فرمان می‌برد، این «شرک عملی» است. چون انسان در مقام عمل، مطاعی غیر از خدا برگزیده است. این آیه، وجدان بیدار انسان را مخاطب قرار می‌دهد که چرا خالق را رها کردی و فرمان مخلوقِ دشمن را بردی؟

 

۲. اخلاص در بندگی

عهد خداوند (ألم أعهد الیکم) این است که بنده، فقط و فقط بنده خدا باشد. عبادت شیطان، یعنی آلوده کردن عبادت خدا به هواهای نفسانی و وساوس ابلیسی. اخلاص کامل آن است که حتی ذره‌ای از تعلقات و فرامین ابلیس در زندگی انسان نباشد. امیرالمؤمنین علیه السلام در حدیث معروف جنود عقل و جهل می‌فرماید: «هر آنچه خدا را نافرمانی کند، از لشکر شیطان است.» بنابراین، اخلاص، خط قرمز شیطان است و این آیه، منشور آن.

 

۳. اشاره به عهد فطری خداگرایی

«ألم أعهد» یک سؤال وجدانی است. عهد چیست؟ در روایات شیعه (مانند تفسیر عیاشی از امام صادق علیه السلام) آمده که این عهد، عهدی است که خدا در عالم ذر (عالم میثاق) با فطرت انسان‌ها بست و از آنان اقرار گرفت: «أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى» (اعراف: ۱۷۲). هر انسانی، در عمق فطرت خود می‌داند که نباید بنده هیچ چیز و هیچ کس جز خدا باشد. این آیه در قیامت، حجت را بر آنان تمام می‌کند که چرا ندای فطرت و عقل را خفه کردید و فریب دشمن قسم‌خورده‌تان (شیطان) را خوردید؟

 نظر دهید »

ترامپ و چهره دوگانه آمریکا؛ از تهدید تا التماسِ پشت‌دری برای مذاکره

17 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

ترامپ یک بار دیگه چهره واقعی آمریکا رو نشون داد؛ اول حمله می‌کنه، تهدید می‌کنه و به مردم ایران توهین می‌کنه، بعد از درِ پشتی و از طریق واسطه‌ها تلاش می‌کنه ایران رو قانع کنه که پاسخ سختی نده و دوباره پای میز مذاکره برگرده. این یعنی آمریکا می‌خواد هم ضربه بزنه و هم هزینه‌ای بابتش نپردازه.

 

🔻 همزمان آمریکا تلاش می‌کنه قواعد موردنظر خودش رو به منطقه تحمیل کنه و اجازه نده ایران جایگاه و قدرت بازدارنده خودش، به‌ویژه در تنگه هرمز، رو تثبیت کنه. چون می‌دونه هرچقدر قدرت بازدارندگی ایران بیشتر بشه، ابزار فشار و تهدیدهای بعدی آمریکا کم‌اثرتر میشه. تجربه هم ثابت کرده هر جا در برابر آمریکا کوتاه اومدیم، گستاخ‌تر شده و فشارهاش رو بیشتر کرده. سکوت و عقب‌نشینی نه جنگ رو متوقف می‌کنه و نه امنیت میاره؛ فقط دشمن رو برای تجاوزهای بعدی بی‌پرواتر می‌کنه.

 

🚀 امروز مطالبه مردم روشنه؛ در میدان، پاسخ‌های ایران تا امروز نشون داده که توان بازدارندگی وجود داره، اما در حوزه دیپلماسی انتظار مردم این هست که مسئولان هم با همون صلابت عمل کنن و پاسخ‌های محکم‌تری به تهدیدها و یاوه‌گویی‌های ترامپ بدن. دیپلماسی نباید به محلی برای تحمل توهین و تهدید تبدیل بشه. آمریکا باید هم در میدان و هم پشت میز مذاکره هزینه اقداماتش رو بپردازه. اگه قراره قواعد بازی تغییر کنه، این بار ایران باید چارچوب رو تعیین کنه، نه اینکه زیر بار قواعدی بریم که آمریکا دیکته می‌کنه.

 

 نظر دهید »

از تهدید صدام تا تعطیلی عراق؛ روایتی از تناقض تاریخی در عظمت تشییع رهبر شهید ایران

17 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

‌تاریخ به قدری عجیبه که؛ اون شبی که صدام گفت: فردا ناهارمو تهران میخورم؛ به‌خوابش هم نمی‌دید روزی بیاد که به علت تشییع رهبر ایران، کشورشو تعطیل کنند…

این جملهٔ کوتاه، در دل خود یک تضاد تاریخیِ عمیق را جای داده است: از اوجِ تکبرِ یک دیکتاتورِ متجاوز تا حضوریِ مفتخرانه و تعظیمِ یک کشورِ همسایه در برابر پیکرِ رهبرِ انقلاب اسلامی. این روایت، افزون بر نشان دادنِ اوجِ اقتدارِ جمهوری اسلامی، بیانگرِ تأثیرِ فراملیِ شخصیتِ شهید خامنه‌ای و پیوندِ عمیقِ ملت‌ها با محوریتِ مقاومت و ولایت است.

 نظر دهید »

فرازی از شهادت‌نامه آیت‌الله جوادی‌آملی برای امام شهید(ره)

17 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

فرازی از شهادت‌نامه آیت‌الله جوادی‌آملی برای امام شهید(ره)

 

✧ اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، إِنَّهُ نَزَلَ عِنْدَکَ شَهِیداً لِلْإِسْلَامِ وَ الْقُرْآنِ وَالْعِتْرَةِ؛ هذَا أَوَّلاً

⁘ خدایا، خدایا، خدایا، او نزد تو در مقام گواهِ [شهیدِ] اسلام، قرآن و عترت فرود آمده است؛ این نخستین گواهی ماست

 

✧ اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، إِنَّهُ نَزَلَ عِنْدَکَ قَتِیلاً لِلْإِسْلَامِ؛ قَتِیلاً لِلْأُمَّةِ الْمُسْلِمَة؛ قَتِیلاً لِسِیَاسَتِهَا؛ قَتِیلاً لِصِیَانَتِهَا؛ قَتِیلاً لِکِیَانِهَا؛ قَتِیلاً لِعَظَمَتِهَا وَ سِیَادَتِهَا وَ مَوْلَوِیَّتِهَا وَ وَحْدَتِهَا

⁘ خدایا، خدایا، خدایا، او نزد تو در حالی آمده که کشته راه اسلام است؛ کشته امت مسلمان است؛ کشته راه سیاست اسلام؛ کشته راه پاسداری از اسلام؛ کشته راه کیان [حفظ موجودیت امت اسلامی] آن؛ کشته راه عظمت، سیادت، مولویّت [مولی‌بودن و ولایت و حقّ رهبری و فرمانروایی] و وحدت آن است

 

 نظر دهید »

ثواب تشییع اولیای الهی؛ روایتی از امام رضا(ع) که شما را مانند روز تولد پاک میکند

17 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

چرا باید به تشییع اولیای الهی رفت؟

 

🔻#موسى‌بن‌سيّار نقل میکند با امام رضا(ع) بودم كه وارد کوچه‌های طوس شدیم. 

ناگاه سر و صدایی شنیدیم. پی آن صدا رفتم.

به جنازه‌اى رسيديم. 

 

🔻با مشاهدۀ آن جنازه، ديدم كه حضرت از اسبش پياده شد و به طرف جنازه آمد و آن را بلند كرد. سپس مانند برّه‌اى كه به مادرش پناه مى‌بَرد، به آن پناه برد. 

 

🔻آن گاه رو به من كرد و فرمود: 

➕«اى موسى‌بن‌سيّار! هر كس جنازۀ دوستى از دوستان ما را تشييع كند، از گناهانش پاك مى‌شود، همانند روزى كه از مادرش متولّد شده و هيچ گناهى نداشته است». 

 

(يا موسَى بن سَيّارٍ، مَن شَيَّعَ جَنازَةً وَليٍّ مِن أولِيائِنا خَرَجَ مِن ذُنوبِهِ كَيومَ وَلَدَتهُ امُّهُ لا ذَنبَ عَلَيهِ‌)

 

📚المناقب (لإبن شهر آشوب)، ج۴، ص۳۴۱.

 

 نظر دهید »

پادزهر غفلت و آرزوهای بی‌پایان؛ تفسیر خطبه ۲۸ نهج البلاغه از امام علی (ع) درباره فرصت عمر

16 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

در همان روزگار آرزوها!

 

  امام‌علی علیه‌السلام : «ألاَ و إنّكُمْ في أيّامِ أملٍ مِن وَرائهِ أجلٌ ، فَمَنْ عَمِلَ في أيّامِ أملِهِ قَبْلَ حُضُورِ أجلِهِ فَقَدْ نَفَعَهُ عَمَلُهُ و لَم يَضْرُرْهُ أجلُهُ ».

  ⁙ «هان! شما در روزگار آرزويى هستيد كه اجل در پى آن است. پس هر كه در روزگار آرزوها، پيش از در رسيدن اجلش، كار كند، عملش به حال او سودمند مى افتد و اجلش به او زيان نمى‌رساند».

  

 📚 نهج البلاغه، خطبه۲۸

   امیرالمؤمنین علیه السلام در این کوتاه‌ترین و عمیق‌ترین عبارات، نقشه راه سعادت و شقاوت انسان را ترسیم می‌کنند. این جمله در بستر خطبه‌ای ایراد شده که امام در آن از مرگ، بی‌وفایی دنیا و ضرورت توشه‌گیری برای آخرت سخن گفته‌اند.

 

۱. «ألاَ و إنّكُمْ في أيّامِ أملٍ مِن وَرائهِ أجلٌ»

 

· «أیّام أمل» (روزگار آرزوها): این تعبیر، اشاره به فرصت حیات دنیوی دارد. انسان تا زمانی که زنده است و مرگ را به چشم ندیده، غرق در برنامه‌ریزی‌های بلندمدت و آرزوهای دور و دراز است. جوانی می‌خواهد به پیری برسد، تاجر در فکر سود سال آینده است و… این «أمل» (آرزو) در ادبیات قرآن و حدیث، اگر کنترل نشود، به «تسویف» (امروز و فردا کردن) و غفلت از مرگ می‌انجامد.

· «مِن وَرائهِ أجلٌ»: «وراء» در لغت عرب هم به معنای «پشت سر» و هم به معنای «روبرو» است. اینجا یعنی مرگ چون سایه‌ای یا شکارچی‌ای کمین‌کرده، این آرزوها را تعقیب می‌کند. قرآن کریم در آیه ۷۸ سوره نساء می‌فرماید: «أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ» (هر کجا باشید مرگ شما را درمی‌یابد). امام علیه السلام با این تعبیر، این تصویر را می‌شکند که «فرصت زیاد است». ایشان می‌فرمایند: شما در راهرویی از آرزوها قدم برمی‌دارید که ته آن، ناگهان به دیوار مرگ می‌خورید.

 

۲. «فَمَنْ عَمِلَ في أيّامِ أملِهِ قَبْلَ حُضُورِ أجلِهِ فَقَدْ نَفَعَهُ عَمَلُهُ و لَم يَضْرُرْهُ أجلُهُ»

در اینجا حضرت، فلسفه حیات را در یک جمله خلاصه می‌کنند:

 

· عمل در زمان آرزو، نه بعد از آن: جوانی، سلامتی و توانایی، همان «أیّام أمل» هستند. کسی که در این ایام، عمل صالح انجام دهد، عبادت کند و به مردم خدمت کند، «عملش به او سود می‌رساند».

· تضاد «عمل» و «ضرر اجل»: مرگ برای کسی که اهل عمل بوده، «ضرر» نیست؛ بلکه «رهایی» و آغاز پاداش است. ضرر واقعی برای کسی است که عمرش در آرزوهای بی‌عمل سپری شود. این کلام، ترجمه عملی آیه شریفه «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً» (کهف: ۱۱۰) است.

· نکته روان‌شناختی: امام نمی‌فرمایند «آرزو نکنید»، چون آرزو موتور محرک زندگی است. بلکه می‌فرمایند: «تا اجل نیامده، در لابه‌لای همین آرزوها عمل کن». این یعنی تبدیل آرزوهای مادی و شخصی به اهداف الهی و عمل‌گرایی معنوی. حدیث معروف پیامبر (ص) نیز مؤید همین است: «أغْتَنِمْ خَمْساً قَبْلَ خَمْسٍ: شَبَابَكَ قَبْلَ هَرَمِكَ…» (پنج چیز را قبل از پنج چیز غنیمت شمار: جوانی‌ات را پیش از پیری…) [تحف العقول، ص ۴۰].

 نظر دهید »

مهربانی هوشمندانه؛ چگونه تعادل در محبت، شما را از تله فرسودگی نجات میدهد؟

16 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

از یک فضیلت تا یک تله!

 

خیلی از ما فکر می‌کنیم هرچه بیشتر مهربان باشیم، آدم بهتری هستیم؛ اما مهربانیِ بدونِ مرز، یک «تله‌ی روانی» است.

 مفهومِ «مهربانیِ هوشمندانه» یعنی یاد بگیریم به‌اندازه محبت کنیم. چرا «به‌اندازه» #مهربان باشیم؟

 

1️⃣جلوگیری از فرسودگی:تو نمی‌توانی از یک فنجانِ خالی، به دیگران آب بدهی. وقتی تمامِ انرژی‌ات را صرفِ راضی نگه داشتنِ دیگران می‌کنی، خودت تهی می‌شوی.

 

2️⃣حفظِ حریم و عزت‌نفس: مهربانیِ افراطی به دیگران اجازه می‌دهد از تو سوءاستفاده کنند. تو باید به دیگران یاد بدهی که برای زمان و احساسِ تو ارزش قائل شوند.

 

3️⃣ رشدِ دیگران:همیشه پیش‌قدم بودن برای حلِ مشکلاتِ دیگران، مانعِ رشدِ آن‌ها می‌شود. گاهی «نه» گفتن، بزرگ‌ترین لطف در حقِ طرف مقابل است.#مهربانیِ_سالم یعنی:

 

🔹️ اول فنجانِ خودت را پر کنی.

🔹️مهربانی‌ات بر اساسِ ظرفیت و نیازِ خودت باشد، نه توقعِ دیگران.

🔹️ بدانی که نامهربان بودن بی‌احترامی است، اما مهربانِ بی‌اندازه بودن، بی‌احترامی به خودت است.

 

♥️یادت باشد: 

تعادل، همان نقطه امنِ رابطه است.

 نظر دهید »

به جای داد زدن، این ۵ جمله را به فرزندتان بگویید!

16 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

باز چی کار کردی؟!» «مگه صد بار نگفتم؟!» «همیشه باید یه خرابکاری بکنی؟!»

 

خیلی از اشتباه‌های بچه‌ها، از روی لجبازی یا بی‌تربیتی نیست؛ فقط یک اشتباه سهویه. مغز بچه‌ها هنوز در حال رشده و مهارت‌هایی مثل دقت، کنترل هیجان، برنامه‌ریزی و پیش‌بینی پیامدها به مرور زمان کامل می‌شن.

 

مثلاً: 🔹 لیوان از دستش می‌افته و می‌شکنه. 🔹 دفترش رو جا می‌ذاره. 🔹 موقع بازی، بدون اینکه قصدی داشته باشه، خواهر یا برادرش رو هل می‌ده. 🔹 شیر آب رو یادش می‌ره ببنده.

 

وقتی واکنش همیشگی ما داد و بیداد، تحقیر یا برچسب زدن باشه، معمولاً بچه یاد نمی‌گیره کمتر اشتباه کنه؛ فقط یاد می‌گیره:

 

از ترس، اشتباهش رو قایم کنه.

 

اعتمادبه‌نفسش کمتر بشه.

 

احساس کنه «من همیشه خرابکاری می‌کنم.»

 

یا به مرور نسبت به تذکرهای والدین بی‌تفاوت بشه.

 

 یادگیری، وقتی مغز در حالت آرامش باشه، خیلی بهتر اتفاق می‌افته. اما وقتی کودک از ترس داد و دعوا وارد حالت استرس می‌شه، تمرکزش بیشتر روی فرار از تنبیهه تا یاد گرفتن.

 

این یعنی به جای اینکه بگیم: ❌ «چقدر بی‌دقتی!»

 

می‌تونیم بگیم: ✅ «لیوان شکست، اشکالی نداره. حالا با هم جمعش کنیم. دفعه‌ی بعد سعی کنیم با دو دست نگهش داریم.»

 

هدف تربیت این نیست که بچه هیچ‌وقت اشتباه نکنه؛ هدف اینه که یاد بگیره بعد از اشتباه، مسئولیت بپذیره، راه‌حل پیدا کنه و دفعه‌ی بعد بهتر عمل کنه.

 

بین «اشتباه سهوی» و «رفتار عمدی» فرق هست🌱✨🌱

 نظر دهید »

همراه با دل در تشییع؛ چگونه جاماندگان نیز در زمره حاضران قرار میگیرند؟ (برگرفته از نهج‌البلاغه)

16 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

💠 چگونه جاماندگان از تشییع، میتوانند در تشییع حاضر باشند؟!

🔻پس از پیروزی در #جنگ_جمل، يكى از ياران حضرت به ایشان گفت: 

➕دوست داشتم برادرم در جنگ جمل مى‌بود و مى‌ديد چگونه خداوند ما را بر دشمنان پيروز نمود! 

 

🔻حضرت فرمود: 

➕«آيا #دل برادرت با ماست‌؟ میل و فکر ذهنش با ما بود؟»

(أهَوىٰ أخيكَ مَعَنا؟)

 

🔻عرض كرد: آرى. 

حضرت فرمود: 

➕«پس، او نیز با ما بوده است و هر آينه در اين سپاه ما افرادى حضور داشته‌اند كه هنوز در پشت پدران و زهدان مادرانند [یعنی کسانی در پیروزی این جنگ با ما شریک هستند که #هنوز_به‌دنیا_نیامده‌اند]. 

به زودى روزگار آنها را به جهان هستى آورده و با وجود و سبب آنها جبهۀ ايمان نيرو و #قدرت میگيرد.»

 

(فقَد شَهِدَنا! و لقَد شَهِدَنا في عَسكَرِنا هٰذا أقوامٌ في أصلابِ الرِّجالِ و أرحامِ النِّساءِ‌، سيَرعَفُ بِهِمُ الزَّمانُ‌، و يَقوىٰ بِهِمُ الإيمان)

 

📚نهج البلاغه، خطبه12.

 

📌پ.ن:

▫️کسانی که تهران و قم را از دست دادند، هنوز مشهد باقی است، تا میتوانید خود را به خیل عاشقان آقای شهید در مشهد برسانید.

 

▫️اما اگر به هر دلیل، نتوانستید حاضر شوید، باز هم میتوانید جزو حاضران در تشییع باشید، فقط کافی است، دل، قلب و فکر خود را با آقای شهید و خیل تشییع‌کنندگانش همراه کنید، آنگاه یکی از آنها خواهید بود.

 

▫️نه تنها شما، بلکه هرکس که سال‌های آینده به‌ دنیا می‌آید و قلب و فکرش همراه تشییع‌کنندگان باشد، همانا جزئی از آنها خواهد بود. 

 نظر دهید »

مسلمِ امام زمان؛ وفاداری به نائب، نشانه نزدیکی ظهور

14 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

آیت الله حائری شیرازی🔹

 

✨ حمران از امام(علیه‌السلام) سوال کرد که دوره شما اهل‌بیت کی فرا میرسد؟ فرمودند: «هروقت در مردم #وفا ببینیم». اگر کسی میخواهد ببیند که آیا ظهور نزدیک است، به وضع وفاداری مردم نگاه کند. اگر وفا زیاد است، بداند ظهور نزدیکست. همۀ این اتفاقات، آزمایش مردم است که آیا بعد از هزار سال غیبت، #قدرشناسِ امامشان شده‌اند یا نه؟ 

 

✨ حسین بن علی(ع) برای کوفه، ابتدا «مُسلم» را فرستاد. مسلم، معصوم نبود؛ اما عادل و فقیه بود. با او بی‌وفایی کردند؛ او را بر بام دارالاماره سَر بریدند و به پایین پرتاب کردند. سالی که نکوست از بهارش پیداست! از رفتاری که با مسلم کردند، پیدا بود که با امام حسین چه میکنند.  

 

✨ امام(ره)، به منزلۀ «مُسلم» برای امام زمان بود. یادتان هست در 15خرداد سال 42 چه شد؟ مردم گفتند: «یا مرگ یاخمینی»! دیدید در روز ورودش چه استقبالی کردید و در روز رحلتش چه #تشییع_جنازه‌ای کردید! اینها #علامت_وفاداریِ شما به امام زمان است. اینها علائم ظهور هستند. ظهور یعنی همین! ظهور یعنی انسان نسبت به نعمت خدا شکر کند تا خدا آن را بیشتر کند.

 

✨ مردم! ما الآن داریم در مورد رهبرمان امتحان میشویم؛ هرچه وفاداری به ایشان بیشتر باشد، در آینده نعمت بهتری نصیب ما میشود. این رهبر معظم انقلاب، نسبت به امام زمان، مثل «مسلم» است. امام زمان میگوید: سالی که نکوست از بهارش پیداست. ببینم با این نمایندۀ من چه رفتاری میکنید … هرکس با او نسازد، با امام زمان(ع) بدتر خواهد کرد. هر کس بیعتش با ایشان را بِشکند، با امام زمان بدتر می‌شِکند.

 

 نظر دهید »

خونخواهی رهبر؛ ضرورت بازدارندگی در برابر ترامپ و نتانیاهو به سبک حکم امام خمینی(ره) علیه سلمان رشدی

14 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

خونخواهی رهبر؛ ضرورت بازدارندگی در برابر ترامپ و نتانیاهو به سبک حکم امام خمینی(ره) علیه سلمان رشدی

با ترامپ، نتانیاهو و دیگر قاتلان لایه اول، دوم و سوم آقای شهید و دیگر شهدا

باید همان کاری را بکنیم

که #خمینی_کبیر با #سلمان_رشدی کرد. 

 

امام، لذت زندگی کردن را از او گرفت، برای او یک زندگی پر از استرس، نگرانی و ترس ساخت، به نحوی که میترسید هر آن کسی به او حمله ور شود، حتی یکی از نزدیکانش. 

 

با امثال ترامپ و نتانیاهو هم باید چنین کرد،

این اقدام، یک امر اساسی در راستای ایجاد #بازدارندگی برای رهبر انقلاب است، این مساله را به هیچ وجه حاشیه ای نپنداریم. 

 

مرجعیت دینی یک وظیفه دارد

 

شیعیان، مسلمانان، آزادگان جهان، محبان آقای شهید هم یک وظیفه

 

مسئولین هم یک وظیفه

 

نیروهای اطلاعاتی هم یک وظیفه

 

باید شعار #خونخواهی را عملی کرد… 

 نظر دهید »

گاهی یک جمله، آینده یک کودک را می‌سازد…

14 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

گاهی یک جمله، آینده یک کودک را می‌سازد…

 

مادر با عجله مشغول کارهای خانه بود. کودک چند بار نقاشی‌اش را نشان داد، اما هر بار فقط شنید: «الان وقت ندارم.»

 

شب، وقتی مادر کنار تخت او نشست، کودک آرام گفت:

«مامان… امروز هیچ‌کس نقاشی من رو ندید.»

 

گاهی کودکان بیش از اسباب‌بازی، کلاس‌های آموزشی یا هدیه‌های گران‌قیمت، به چند جمله ساده نیاز دارند؛ جمله‌هایی که به آن‌ها احساس امنیت، ارزشمندی و دوست‌داشتنی بودن می‌دهد.

 

روان‌شناسان معتقدند گفت‌وگوهای روزمره والدین، به‌تدریج به «صدای درونی» کودک تبدیل می‌شود. کودکی که بارها می‌شنود:

🌱 «من به تو اعتماد دارم.»

🌱 «اشتباه کردن اشکالی ندارد.»

🌱 «من به حرفت گوش می‌دهم.»

🌱 «دوستت دارم.»

در آینده نیز هنگام مواجهه با شکست‌ها، با خودش مهربان‌تر خواهد بود و اعتمادبه‌نفس بیشتری خواهد داشت.

 

اما اگر بیشترِ شنیده‌های او سرزنش، مقایسه یا بی‌توجهی باشد، ممکن است سال‌ها بعد نیز همان صداها را در ذهن خود تکرار کند.

 

پس هر روز، آگاهانه چند جمله امیدبخش به فرزندتان هدیه دهید. این جمله‌ها هزینه‌ای ندارند، اما می‌توانند شخصیت، عزت‌نفس و سلامت روان او را برای سال‌های آینده بسازند.

 

 

 نظر دهید »

چرایی اقامه نماز مستقل بر پیکر رهبر شهید؛ شرح فتوای آیتالله سبحانی و استناد به وسیلةالنجاة

14 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

❇️ چرایی اقامه نماز مستقل بر پیکر رهبر شهید انقلاب

 

◼️امروز، هم‌زمان با مراسم اقامه نماز بر پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی، بنا بر توصیه حضرت آیت‌الله سبحانی، نماز رهبر شهید، به‌صورت مستقل اقامه شد.

 

◼️ ازاین‌رو، آن فرازهای مستحبی که معمولاً در نماز میت برای سایر اموات خوانده می‌شود؛ یعنی: «اللهم إن کان محسناً فزد فی إحسانه، وإن کان مسیئاً فتجاوز عن سیئاته»، در نماز نخست عمداً قرائت نشد.

 

◼️ پس از آن، نماز دوم بر پیکر اعضای خانواده ایشان اقامه گردید و در آن نماز، این فرازهای مستحب مطابق معمول خوانده شد.

 

◼️ در یک نماز مستقل دیگر احتیاطا نماز بر کودک خردسال نماز میت سوم برگزار شد.

 

◼️به نظر می‌رسد یکی از وجوه اقامه نماز مستقل برای رهبر شهید، جایگاه ممتاز، شخصیت برجسته و منزلت والای ایشان بوده است؛ ازاین‌رو پیشنهاد ایشان به این بود که نماز ایشان به‌صورت مستقل برگزار شود و آن قید مستحب نیز در نماز نخست عمداً ذکر نگردد.

 

◼️ همچنین، حضرت آیت‌الله سبحانی مبنای کیفیت اقامه این نماز را از کتاب «وسیلة النجاة» مرحوم آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی برگزیدند.

 نظر دهید »

سنگین‌تر از خون شهید؛ چرا مرکب عالمان در قیامت برتر است؟ تفسیر حدیث امام صادق (ع)

14 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

#امام_صادق_علیه_السلام : «إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ جَمَعَ اللّهُ عَزَّ و جلَّ النّاسَ في صَعيدٍ واحِدٍ، و وُضِعَتِ المَوازينُ، فتُوزَنُ دِماءُ الشُّهَداءِ مَعَ مِدادِ العُلَماءِ، فيَرجَحُ مِدادُ العُلَماءِ عَلى دِماءِ الشُّهَداءِ».

  ⁙ «چون روز رستاخيز شود، خداوند عزّ و جلّ مردم را در دشتى فراخ گرد مى‌آورد و ترازوها گذاشته مى‌شود و خون شهيدان با مركّب عالمان سنجيده مى‌شود، اما كفّه مُركّب عالمان بر خون شهيدان سنگينى مى‌كند».

 📚 من لا يحضره الفقيه، ج۴، ص۳۹۸این حدیث، یک تصویرسازی قیامتی برای نشان‌دادن عظمت و ماندگاری «علم نافع» است. برای درک بهتر، باید اجزای آن را جداگانه تحلیل کرد:

 

۱. «إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ جَمَعَ اللّهُ الناسَ في صَعيدٍ واحِدٍ، و وُضِعَتِ المَوازينُ»

اشاره به صحنه حشر و نصب میزان عدل الهی. «صعید واحد» یعنی زمینی هموار و گسترده که همه در آن حاضرند و هیچ پست و بلندی برای پنهان‌شدن نیست. «موازین» جمع میزان به معنای ترازوی سنجش اعمال است. در منابع شیعه، «میزان» گاه به معنای ترازوی واقعی و گاه به معنای «انبیا و اوصیا» تفسیر شده که اعمال بندگان با سیره و حقیقت آنها سنجیده می‌شود. اینجا هر دو معنا قابل تطبیق است: هم سنجش واقعی اعمال و هم سنجش با معیار انسان کامل.

 

۲. «فَتُوزَنُ دِماءُ الشُّهَداءِ مَعَ مِدادِ العُلَماءِ»

خون شهیدان و مرکب عالمان، هر دو نماد بالاترین درجه ایثار و مجاهدت‌اند:

 

· دماء شهدا (خون شهیدان): اوج بذل مال و جان در راه خدا. شهید، هستی‌اش را یک‌جا در راه دین فدا می‌کند.

· مداد علما (مرکب عالمان): نماد علم، تحقیق، نوشتن، تدریس و روشنگری. «مداد» یعنی آنچه با آن می‌نویسند. این تعبیر نشان می‌دهد علمِ بدون عمل و کتابت مورد نظر نیست؛ علمی ارزش دارد که جاری شود، نوشته شود، منتشر گردد و اثر بگذارد.

 

۳. «فَيَرْجَحُ مِدادُ العُلَماءِ عَلى دِماءِ الشُّهَداءِ»

این نتیجه، سنگین‌تر بودن کفه مرکب عالمان بر خون شهیدان، نه به معنای کم‌ارزش‌شمردن شهادت، که بیانگر چند حقیقت عمیق است:

 

· بقای اثر: شهادت، اوج ایثار در یک لحظه یا دوره محدود است، اما اثر آن عمدتاً الهام‌بخشی و حفظ یک جبهه است. اما «مداد علما» یعنی کتاب، شاگرد، و مکتب فکری، تا قرن‌ها و نسل‌ها اثر می‌گذارد و انسان می‌سازد. علم، پشتوانه و جهت‌دهنده به جهاد و شهادت است. اگر عالم نباشد، جهاد ممکن است به انحراف کشیده شود.

· سنگر دفاع از دین: شهید با خون خود از «پوسته اسلام» دفاع می‌کند، اما عالم با مرکب خود از «هسته اسلام» یعنی عقاید و معارف حقه دفاع می‌کند. انحراف فکری، خطرناک‌تر از حمله نظامی است. عالم، طبیبِ روح جامعه است.

· ریشه قرآنی: این کلام امتداد آیه شریفه «فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ…» (توبه: ۱۲۲) است. خداوند امر به «تفقّه» (عالِم شدن) را در ردیف جهاد قرار داده و آن را مقدّم می‌دارد. همچنین آیه «قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ» (زمر: ۹) بر فضیلت ذاتی علم تأکید دارد.

 نظر دهید »

تشییع فرماندهان مقاومت؛ مصداقی از «عمل صالح» قرآن که کفار را به خشم می‌آورد

14 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

 وَ لاَيَطَئُونَ مَوْطِئاً يَغِيظُ الْكُفَّارَ … إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ ﴾

▫️ هيچ گامى كه موجب خشم كافران مى‌‌شود برنمى‌‌دارند مگر اينكه به خاطر آن، عمل صالحى براى آنها نوشته مى‌‌شود.

◌ توبه ، ۱۲۰

   منتظران ظهور منجی،

 با چشمان اشکبار و دل‌های داغدار، در تشییع نایبش با گام‌هایشان که خشم جهانخواران را فریاد می‌کند، 

 گامی به سوی ظهور بر می‌دارند.تفسیر آیه ۱۲۰ سوره توبه از منظر شیعه

 

خداوند در این آیه می‌فرماید:

«وَ لا يَطَئُونَ مَوْطِئاً يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَ لا يَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلاً إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ…»

 

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل این آیه می‌فرماید: این آیه در سیاق جهاد و بیانگر این قاعده کلی است که هر حرکت و اقدامی از سوی مؤمنان که موجب خشم و غیظ کفار شود، نه فقط یک عمل سیاسی یا نظامی، بلکه یک «عمل صالح» و عبادت محسوب می‌شود. چرا که این خشم، نشانه زنده بودن جبهه حق و استمرار مبارزه با باطل است.

 

در تفسیر مجمع البیان طبرسی نیز آمده است: «آیه دلالت دارد بر اینکه هر قدمی که در مسیر آزار و غیظ کفار برداشته شود، چه بزرگ باشد چه کوچک، اجر آن نزد خدا محفوظ است.» این «غیظ» یعنی خشمِ آمیخته با عجز؛ دشمنان از دیدن عظمت و قدرت مؤمنان به خشم می‌آیند اما کاری از دستشان برنمی‌آید.

 

 

متنی که نوشته‌اید، یک برداشت تمثیلی و مصداقی بسیار دقیق از این آیه است:

 

· «تشییع نایب منجی»: این عبارت در ادبیات سیاسی و اعتقادی امروز، اشاره به بدرقه پیکر فرماندهان و شهدای مقاومت دارد که به عنوان «نایبان عام» امام عصر (عج) در عرصه جهاد با کفر و استکبار فعالیت می‌کنند. تشییع میلیونی پیکر سرداران شهید (همچون شهید سلیمانی، شهید نصرالله و دیگر فرماندهان جبهه مقاومت)، دقیقاً مصداق همین «موطأ یغیظ الکفار» است.

· «گام‌هایی که خشم جهانخواران را فریاد می‌کند»: هر قدمی که مردم در این تشییع‌ها برمی‌دارند، از منظر این آیه، نه فقط یک عرض ارادت، بلکه یک عمل نظامی-عبادی علیه جبهه کفر است. میلیون‌ها پایی که به خیابان می‌آیند، قلب استکبار را می‌لرزانند و چون این کار برای خداست، در صحیفه اعمال، «عمل صالح» نوشته می‌شود.

· «گامی به سوی ظهور برمی‌دارند»: در تفکر شیعی، هر حرکتی که جبهه حق را تقویت و جبهه باطل را تضعیف کند، در امتداد حرکت ظهور است. تشییع با شکوه یک مجاهد، هم روحیه جبهه مقاومت را بالا می‌برد، هم نسل جدید را با فرهنگ جهاد آشنا می‌کند و هم دشمن را از نقشه‌هایش مأیوس می‌سازد. این یعنی تسریع در امر فرج.

  

 نظر دهید »

قاضی نباشید، مربی باشید! ۴ قدم طلایی برای صلح بین خواهر و برادرها بدون جانبداری

13 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

چطور بین خواهر و برادرها صلح برقرار کنیم؟ (آموزش بدون جانبداری)

 

«اون اول به من زد!»

«نه، اول او به من زد!»

«این مال منه، نذار دستش!»

«مامان، به نفع من قضاوت کن!»

 

اگر این جملات برایتان آشناست، این پست مال شماست. 😅

 

🧠 چرا دعوای خواهر و برادرها طبیعی است؟

 

دعوا بین خواهر و برادرها کاملاً طبیعی و حتی ضروری است! بچه‌ها از طریق دعوا یاد می‌گیرند:

 

· مذاکره کنند

· حد و مرز بگذارند

· احساسات خود را مدیریت کنند

· حق خود را بگیرند

 

اما وظیفه‌ی ما والدین، مدیریتِ درست این دعواهاست، نه حذف کاملشان.

 

❌ سه اشتباه رایج در دعوای خواهر و برادرها:

 

۱. جانبداری آشکار:

«تو بزرگ‌تری، باید کوتاه بیایی!»

➡️ نتیجه: نفرت از خواهر/برادر کوچک‌تر

 

۲. قضاوت سریع:

«مطمئنم تو شروع کردی!»

➡️ نتیجه: بی‌عدالتی و لجبازی بیشتر

 

۳. مقایسه کردن:

«ببین خواهرت چقدر خوبه، تو چرا اینطوری؟»

➡️ نتیجه: حسادت و کینه‌ی ماندگار

قدم اول: آرام بمان و دخالت نکن (تا وقتی خطری نیست)

بگذارید بچه‌ها خودشان دعوا را مدیریت کنند. اگر هر بار دخالت کنید، یاد می‌گیرند که برای حل مشکل به شما وابسته باشند.

 

قدم دوم: اگر خطرناک شد، جدا کنید، نه قضاوت کنید

 

«بسه، هر کدوم برید یه اتاق تا آرام بشید. بعداً با هم حرف می‌زنیم.»

 

قدم سوم: وقتی آرام شدند، به جای قضاوت، سوال بپرسید

 

· «به نظرتون چطور می‌تونستید این موضوع رو بدون دعوا حل کنید؟»

· «دفعه‌ی بعد چه راه دیگری می‌تونید امتحان کنید؟»

· «هر کدوم چه احساسی دارید؟»

 

قدم چهارم: به دنبال مقصر نگردید، به دنبال راه حل بگردید

به جای «کی شروع کرد؟»، بگویید: «چطور می‌تونیم این رو درست کنیم؟»

 

🧩 تمرین عملی برای بچه‌ها: «صندلی گفتگو»

 

یک صندلی بگذارید و بگویید:

«هر کدوم به نوبت بشینید و بگید چه حسی دارید. اون یکی فقط گوش بده، هیچ حرفی نزنه.»

بعد از اینکه هر دو حرف‌شان را زدند، بپرسید: «حالا راه حل شما چیه؟»

 

 

🌱 اصل طلایی در دعوای خواهر و برادرها:

 

«در دعواهای بچه‌ها، وظیفه‌ی شما پیدا کردنِ مقصر نیست. وظیفه‌ی شما آموزشِ مهارتِ حلِ تعارض است. اگر قاضی شوید، یکی برنده و یکی بازنده می‌شود. اگر مربی شوید، هر دو یاد می‌گیرند.»

 

💡 یک نکته‌ی مهم:

 

اگر یکی از بچه‌ها همیشه قربانی است و دیگری همیشه زورگو، این نشانه‌ی یک الگوی ناسالم است. در این صورت:

 

· به کودکِ زورگو مهارت‌های همدلی بیاموزید.

· به کودکِ قربانی جرأت‌ورزی یاد بدهید («نه» گفتن، کمک خواستن).

 نظر دهید »

۳ راهکار طلایی برای تقویت روابط اجتماعی نوجوانان + ریشهیابی علل ضعف ارتباطی

13 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

🔰تقویت روابط اجتماعی نوجوان 

 

ضعیف بودن روابط اجتماعی نوجوان، علل متعددی دارد؛ مانند زودرنجی، استفاده زیاد و نامناسب از فضای مجازی،کمال گرایی، منفی‌بافی و….. .

 

🌟در ادامه به راهکارهایی در این زمینه اشاره می‌گردد:

 

1️⃣ آموزش مهارت‌های اجتماعی:

به نوجوان خود مهارت‌های اجتماعی؛ مانند شروع مکالمه،گوش‌دادن فعال و ابراز همدلی را آموزش دهید. این مهارت‌ها به او کمک می‌کند تا ارتباطات بهتری برقرار نماید.

 

2️⃣ تشویق به فعالیت‌های گروهی:

نوجوان را به شرکت در فعالیت‌های گروهی مانند کلاس‌های ورزشی، هنری یا علمی تشویق کنید. این فعالیت‌ها می‌تواند فرصت‌ خوبی برای ایجاد دوستی‌های جدید فراهم نماید.

 

3️⃣ ایجاد فرصت‌های اجتماعی:

فرصت‌هایی برای ملاقات با همسالانش فراهم کنید، مانند دعوت دوستان به خانه یا شرکت در فعالیت‌های اجتماعی.

 

 نظر دهید »

۷ نشانه والدین سمی؛ آیا شما هم این رفتارها را دارید؟ + راهکار خودسنجی

13 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

ویژگی های والدین سمی: 

 

1⃣ خودمدار بودن و گنجایش کمی برای همدلی دارند: آنها به این فکر نمی کنند که رفتارشان چه اثری بر فرزندان دارد و به سختی می توانند احساسات آنها را درک کنند.

 

2⃣به راحتی شخصیت فرزند خود را زیر سوال می برند: آنها نمی توانند به انتخاب های فرزند خوداحترام بگذارند همیشه منتقد و مضطرب هستند و ادعای دلسوز بودن دارند. 

 

3⃣ از نظر احساسی واکنش پذیر هستند: والدین سمی اغلب نمی توانند احساساتشان را کنترل کنند. آنها غیر قابل پیش بینی هستند و همه چیز را بیش از اندازه بزرگ می کنند. 

 

4⃣ کنترل گر هستند : آنها می خواهند به فرزندانشان بگویند چه کاری باید انجام دهند و چه زمانی و چگونه باید آن را انجام دهند. 

 

5⃣ وسواسی هستند : آرامش و آسایش را از فرزندان خود می گیرند و چهارچوب های سختگیرانه دارند. 

 

6⃣ ایراد گیر هستند:فرزندان هر کاری می کنند پدر و مادر سمی هرگز از آنها راضی نمی شوند .آنها در همه چیز عیب و ایرادی پیدا می کنند . 

 

7⃣ بدبینی دارند: آن ها نسبت به مسائل و اطرافیان دید منفی دارند، آن را به فرزندان خود منتقل می کنند، آنها از ایجاد احساس گناه در دیگران، برای رسیدن به خواسته هایشان استفاده می کنند.

 

 نظر دهید »

بحران جانشینی و راه نجات از فتنه؛ منشور حکمرانی امام علی (ع) برای روزهای بی‌امام

13 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

 

  #امام_علی_علیه_السلام:«الواجِبُ في حُكمِ اللّهِ وحُكمِ الإِسلامِ عَلَى المُسلِمينَ بَعدَما يَموتُ إمامُهُم أو يُقتَلُ… ألّا يَعمَلوا عَمَلاً ولا يُحدِثوا حَدَثا، ولا يُقَدِّموا يَدا ولا رِجلاً، ولا يَبدَؤوا بِشَيءٍ قَبلَ أن يَختاروا لِأَنفُسِهِم إماما عَفيفا عالِما وَرِعا، عارِفا بِالقَضاءِ وَالسُنَّةِ، يَجمَعُ أمرَهُم ويَحكُمُ بَينَهُم، ويَأخُذُ لِلمَظلومِ مِنَ الظَّالِمِ حَقَّهُ،… ثُمَّ يَحتَكِمونَ إلَيهِ في إمامِهِمُ المَقتولِ ظُلما لِيَحكُمَ بَينَهُم بِالحَقِّ».

  ⁙ «بر اساس حكم خدا و حكم اسلام بر مسلمانان است كه پس از آن كه پيشوايشان مى‌ميرد يا كشته مى‌ شود… كارى نكنند و دست به كارى نزنند و دست و گامى پيش ننهند و كارى را آغاز ننمايند تا آن گاه كه براى خويشتن، پيشوايى پاك دامن و دانا و پارسا و آشنا به قضاوت و سنّت، برگزينند تا امور آنان را سامان دهد و ميانشان حكومت (/ داورى) كند و حقّ ستم ديده را از ستمگر بستانَد…. سپس در باره پيشواى به ناحق كشته خود، نزد او به داورى روند تا عادلانه ميانشان داورى كند؛…».

  

 📚 كتاب سليم بن قيس : ج٢ ص٧٥٢

این کلام، یک «منشور حکمرانی و بحران جانشینی» در مکتب تشیع است. امیرالمؤمنین علیه السلام در این خطبه، جامعه را از فروپاشی پس از فقدان رهبر الهی نجات می‌دهند و وظایف امت را در خلأ رهبری مشخص می‌کنند:

 

۱. دستور توقف و پرهیز از هرج‌ومرج

«ألّا يَعمَلوا عَمَلاً ولا يُحدِثوا حَدَثا، ولا يُقَدِّموا يَدا ولا رِجلاً»

این عبارت، یک فرمان ایست کامل است. امام علیه السلام می‌فرمایند در نبود امام معصوم یا فقدان حجت الهی، اولین واجب، «توقف» و پرهیز از اقدامات شتاب‌زده است. «حادثه» در اینجا یعنی بدعت و ایجاد فتنه. جامعه نباید در غیاب امام، به سمت خودسری، بیعت‌های عجولانه با افراد ناصالح، یا تصمیمات شتاب‌زده برود. این توقف، حفظ نظام از هرج‌ومرج و فتنه را تضمین می‌کند. این دقیقاً همان چیزی است که بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله رعایت نشد و امت در سقیفه مسیر دیگری رفت.

 

۲. شرایط قطعی و تخصصی رهبر (امام)

«حتّی يَختاروا لِأَنفُسِهِم إماما عَفيفا عالِما وَرِعا، عارِفا بِالقَضاءِ وَالسُنَّةِ»

حضرت، انتخاب امام را حق امت می‌داند اما فوراً این حق را با پنج شرط الزامی مقیّد می‌کنند. این صفات صرفاً اخلاقی نیستند، بلکه شایستگی‌های تخصصی منصب امامت هستند:

 

· عفیف: پاکدامن، کسی که مال و ناموس امت برایش امن باشد.

· عالِم: دانای به تمام معارف دین، نه جاهلی که مجبور به تقلید از دیگران باشد.

· وَرِع: پرهیزکار، کسی که از گناه و هواهای نفسانی شدیداً اجتناب کند.

· عارف بالقضاء: آشنا به دستگاه قضا و حقوق، برای احقاق حق.

· عارف بالسنة: عالم به سنت پیامبر صلی الله علیه وآله، تا بدعت‌ها را کنار بزند.

 

۳. فلسفه وجودی حکومت (اهداف امامت)

«يَجمَعُ أمرَهُم ويَحكُمُ بَينَهُم، ويَأخُذُ لِلمَظلومِ مِنَ الظَّالِمِ حَقَّهُ»

امام، مدیر جامعه نیست، بلکه:

 

· یجمع أمرهم: ایجاد وحدت و انسجام در جامعه متفرق.

· یحکم بینهم: قضاوت عادلانه، ستون اصلی حکومت اسلامی.

· يَأخُذُ لِلمَظلومِ مِنَ الظَّالِمِ حَقَّهُ: اجرای عدالت اجتماعی با قدرت، نه با توصیه. این جمله عصاره حکومت علوی است که در آن، ضعیف آنقدر قوی است که حق خود را بدون لکنت از گردن‌کلفت‌ها می‌گیرد.

 

۴. قصاص خون امام مقتول (پیوند عاشورا و مهدویت)

«ثُمَّ يَحتَكِمونَ إلَيهِ في إمامِهِمُ المَقتولِ ظُلما لِيَحكُمَ بَينَهُم بِالحَقِّ»

این فراز، شاه‌بیت این خطبه و اشاره به یک «عدالت انتقالی» الهی است. امیرالمؤمنین علیه السلام پیشگویی می‌کنند که امامی از ایشان مظلومانه کشته خواهد شد (اشاره آشکار به امام حسین علیه السلام و شاید تمام ائمه مقتول). یکی از وظایف اصلی امام بعدی، رسیدگی به پرونده شهادت امامِ پیشین، افشای ظالمان و اجرای حکم الهی درباره آنان است. این وعده، دل مؤمنان داغدیده را تسلّی می‌دهد و نویدبخش ظهور قائم آل محمد علیهم السلام است که خون‌خواه تمام مظلومان تاریخ، خصوصاً سیدالشهداء علیه السلام است.

 

 نظر دهید »

پاداش بی‌نظیر تشییع جنازه یک شیعه در کلام امام رضا (ع) و تأکید امام جواد (ع) بر آن

13 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

امام رضا علیه‌السلام :

کسی که پیکر ولی‌ای از اولیای ما را تشییع کند، از گناه خارج می شود، مثل روزی که از مادر متولد گردیده که هیچ گناهی بر او نیست.

منبع: بحار الانوار، ج ۴۹، ص ۹۸

 توجه به این نکات لازم است:

 

۱. «وَلَيٍّ مِن أوليائِنَا» (دوستداری از دوستداران ما)

در منظومه فکری تشیع، این عبارت فراتر از یک تعارف است. «ولیّ» بودن یک شیعه، به معنای پذیرش ولایت تکوینی و تشریعی اهل بیت علیهم السلام است. تشییع جنازه چنین شخصی، در حقیقت تکریم همان حقیقت ایمانی و ولایی است که در قلب او می‌تپیده. این پیوند آنقدر قوی است که خداوند به احترام این حب و ولا، گناهان تشییع‌کننده را می‌آمرزد.

 

۲. چرا «تشییع جنازه» چنین پاداشی دارد؟

 

· نمایش حقارت دنیا و عظمت آخرت: تشییع جنازه یک «موعظه عملی» است. کسی که جنازه را تا گور همراهی می‌کند، صحنه عبرت‌آموز وداع با دنیا را تا انتها نظاره می‌کند. این تفکرِ منجر به عمل، چنان تحولی در دل ایجاد می‌کند که زمینه توبه نصوح (بازگشت واقعی) را فراهم می‌سازد.

· ادای حق برادری دینی: پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: «حَقُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ… أَنْ يُشَيِّعَ جَنَازَتَهُ» (از حقوق مسلمان بر مسلمان، تشییع جنازه اوست). ادای یک حق بزرگ، پاداشی بزرگ دارد.

· طلب شفاعت: شیعیان با این کار، خود را در معرض دعای خیر ملائکه و روح آن مؤمن تازه‌درگذشته قرار می‌دهند؛ چرا که آن شخص در آن حال، از تشییع‌کنندگان شفاعت می‌کند.

 نظر دهید »

پرواز ۶۵۵؛ جنایت ناو آمریکایی وینسنس و شهادت ۲۹۸ مسافر در ۱۲ تیر ۱۳۶۷

12 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

سقوط هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران توسط ناو آمریکایی

12 تیر 1367

در دوازدهم تیرماه 1367 شمسی برابر با سوم ژوئیه 1988 میلادی، هواپیمای مسافری ایرباس ایران که از بندرعباس عازم دُبی بود، بر فراز آب های خلیج فارس و در نزدیکی جزیره “هنگام” مورد هجوم یگان های دریایی متجاوز آمریکایی مستقر در آب های خلیج فارس قرار گرفت و سقوط کرد. این هواپیما که با موشک ناو جنگی وینسنس مورد حمله عمدی نیروهای تجاوزگر و جنایت پیشه شیطان بزرگ قرار گرفت حامل 298 مسافر و خدمه بود که تمامی آنها اعم از مرد و زن و کودک و نوجوان و کهنسال با وقوع این جنایت فجیع به شهادت رسیدند.

 

در میان سرنشینان هواپیما، 66 کودک زیر 13 سال، 53 زن و 46 تن تبعه کشورهای خارجی نیز بودند که کشته شدند. ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران از سوی جنایتکاران آمریکایی، در حقیقت یکی دیگر از مراحل رویارویی استکبار جهانی با جمهوری اسلامی ایران برای تقویت متجاوزان عراقی در جبهه های جنگ بود.

پس از سقوط این هواپیما، مقامات آمریکایی برای توجیه این جنایت نابخشودنی، دلایل ضد و نقیضی عنوان کردند و کوشیدند این اقدام خصمانه را یک اشتباه قلمداد کنند.

اما با توجه به مجهز بودن کشتی جنگی وینسنس به پیشرفته ترین سیستم های راداری و رایانه ای و همچنین مشخص بودن نوع هواپیمای در حال پرواز، مسلم شد که احتمال اشتباه وجود نداشته و این اقدام، کاملاً خصمانه بوده است. با این حال مقام های آمریکایی پس از چندی، در توهینی آشکار به ملت ایران، مدال شجاعت بر گردن ناخدای این ناو انداختند و بدین سان حمایت رسمی خود را از این جنایت اعلام نمودند.

به هر تقدیر، این جنایت نیز در کنار جنایات بی شمار دولت آمریکا، در پرونده سیاه استکبار جهانی ثبت شد و لکه ننگ دیگری بر تارک آن جنایت پیشگان نقش بست.

 

شرح حادثه: یک سال پس از تجاوز رژیم عراق علیه ایران در سال 1360 حمله به کشتیهای تجاری در خلیج فارس شروع شد و با اعلام مین گذاری سواحل بندر امام خمینی (ره) و حمله به دو کشتی تجاری در تاریخ 31 دی ماه 1360 امنیت خلیج فارس به وسیله عراق مختل شد و پس از آنکه فرانسه هواپیماهای سوپر استاندارد و موشکهای اگزوسه را به عراق تحویل داد، ابعاد این حملات افزایش یافت.

 

در برابر این حملات که عراق به صراحت مسئولیت آن را بر عهده می گرفت، شورای امنیت عکس العمل مناسبی نشان نداد ولی در قبال انتساب به دور از واقعیت چند حمله، به ایران و شکایت شورای همکاری خلیج فارس، شورای امنیت در 11 خرداد 1363 مطابق با اول ژوئن 1984 میلادی مبادرت به صدور قطعنامه 533 کرد و در آن خواستار توقف این حملات شد. از آغاز جنگ تا 10 ژوئیه 1984 میلادی، 113 کشتی در خلیج فارس مورد حمله موشکی قرار گرفت. جمهوری اسلامی ایران در ژانویه 1985 میلادی به دبیر کل وقت سازمان ملل اعلام کرد که از هر گونه اقدامی برای تامین آزادی و امنیت کشتیرانی در خلیج فارس حمایت و استقبال خواهد کرد، اما حملات به کشتیها ادامه یافت.

 

تا تیرماه 1366 حدود 8/5میلیون تن کالا از محموله های کشتیها در خلیج فارس به زیر آب رفت. 41 کشتی کاملا نابود شدند و به 34 تن محموله کالا آسیب وارد شد و بیش از 300 تن از ملوانان کشورهای گوناگون به قتل رسیدند و به همین تعداد نیز مجروج شدند.

بدین ترتیب عراق در هدف خود مبنی بر بین المللی کردن جنگ خلیج فارس تا اندازه زیادی موفق شد و قدرتهای غربی و در رأس آنها آمریکا حضور گسترده و تهدیدآمیزی در خلیج فارس یافتند و سرانجام کشتی های نفت کش کویتی با پرچم آمریکا در خلیج فارس حرکت کردند و اسکورت نظامی نفتکشها و کشتی های تجاری مورد نظر آمریکا در خلیج فارس آغاز شد. در 31 سپتامبر کشتی ایرانی مورد حمله نیروهای نظامی آمریکا قرار گرفت.

 

همچنین حملات نظامی آمریکا به سکوهای نفتی ایران دخالت آشکار آن دولت در منطقه به نفع عراق و علیه جمهوری اسلامی ایران را به وضوح نشان داد. یکی از نتایج شوم تشنج آفرینی وسیع رژیم عراق و دامن زدن ایالات متحده به ناامنی درخلیج فارس حمله به هواپیما مسافربری جمهوری اسلامی ایران بود.

 

در مورخه 13 تیر 1367 مطابق با 3 ژوئیه 1988 میلادی هواپیمای مسافربری که بر فراز آبهای سرزمین ایران و در آبهای حوالی جزیره «هنگام» حرکت می کرد به وسیله دو موشک از ناو آمریکایی ونیسنس که خود به آبهای سرزمینی ایران تجاوز کرده و در آن مستقر بود، مورد اصابت قرار گرفت.

همه مسافران و خدمه هواپیما با وضع اسفناکی به شهادت رسیدند. متعاقب این تجاوز آشکار جمهوری اسلامی ایران در روز 14 تیر 1367 طی نامه ای به رئیس شورای امنیت خواستار تشکیل جلسه فوری شورا برای رسیدگی به موضوع شد. 35 تیر 1367 مطابق با 16 ژوئیه 1988 میلادی شورا تشکیل جلسه داد. از سوی جمهوری اسلامی ایران دکتر ولایتی وزیر امور خارجه وقت ایران و از جانب امریکا جرج بوش معاون وقت رئیس جمهوری در جلسه حضور داشتند.

 

وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در فرازی از سخنان خود عنوان کرد: حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس تنها منادی مرگ و بی قانونی و شرارت بوده و جز ناامنی چیزی به ارمغان نیاورده است. عمل جنایتکارانه آمریکا در حمله به هواپیمای کشوری به هیچ وجه در قالب دفاع مشروع قابل توجیه نیست. قطعنامه 616 شورای امنیت (1988) شورای امنیت پس ازاستماع سخنان دکتر ولایتی و جرج بوش درجلسه شماره 3831 خود در تاریخ 30 ژوئیه 1988 ( 39/4/1367) طرح قطعنامه ای پیشنهادی را تصویب کرد.

 

متن قطعنامه به شرح زیر است: “شورای امنیت، با بررسی نامه مورخه 5 ژوئیه 1988 جانشین نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران خطاب به رئیس شورای امنیت و با استماع بیانات نماینده جمهوری اسلامی ایران، ( وزیر امور خارجه وقت “علی اکبر ولایتی” ) و سخنان نماینده ایالات متحده آمریکا (معاون رئیس جمهوری جرج بوش)، با ابراز تاسف عمیق از این که یک هواپیمای غیرنظامی ” ایران ایر” در پرواز برنامه ریزی شده بین المللی 655، در پرواز بر فراز تنگه هرمز به وسیله موشک شلیک شده از ناو جنگی ایالات متحده آمریکا ( وینسنس) منهدم گردیده است بر ضرورت تبیین حقایق سانحه توسط بازرسی بی طرفانه درمنطقه خلیج [فارس] تأکید داشته و اظهارات خود را به شرح زیر اعلام نمود:

 

1- تأسف عمیق خود را از ساقط ساختن هواپیمای غیرنظامی ایران به وسیله موشکی که از یک ناو جنگی آمریکا شلیک شده و تسلیت عمیق خود را به خاطر از دست رفتن غم انگیز جان انسانهای بی گناه ابراز می دارد.

 

2- همدردی صمیمانه خود را به خانواده های قربانیان سانحه غم انگیز و دولت ها و کشورهای آنان اعلام می دارد.

 

3- از تصمیم سازمان بین المللی هواپیمایی کشوری در پاسخ به درخواست جمهوری اسلامی ایران مبنی بر ایجاد گروه تحقیق برای بررسی تمام حقایق موجود همچنین از اعلام ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تصمیمشان برای همکاری با بررسی سازمان هواپیمایی کشوری استقبال می کند.

 

4- از تمامی اعضای کنوانسیون 1944 شیکاگو، درخواست می کند که در همه شرایط، مقررات و رویه های سلامت هوانوردی کشوری به ویژه ضمائم آن کنوانسیون به منظور جلوگیری از چنین پیشامدهایی را دقیقاً مراعات نمایند.

5- لزوم اجرای فوری و کامل قطعنامه 598(1987)، شورا را به عنوان تنها مبنای حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پایدار، منازعه میان ایران و عراق ابراز و پشتیبانی خود را از دبیر کل برای اجرای این قطعنامه اعلام و خود را ملتزم به همکاری با دبیر کل برای تسریع در اجرای طرح اجرایی او می نماید.” جمهوری اسلامی ایران علاوه بر شورای امنیت و شورای ایکائو، شکایت خود را در دیوان بین المللی دادگستری لاهه نیز مطرح کرد. عنصر تخصصی سازمان ملل متحد یعنی ایکائو (سازمان هواپیمایی کشوری بین المللی) نیز از مسائل سیاسی به دور نمانده و به جای بررسی فنی و ارائه طریق به شورای امنیت به ابراز تأسف و تسلیت به بازماندگان سانحه پرداخت. روحشان شاد و یادشان گرامی باد.

 نظر دهید »

تشییع نائب امام زمان(عج)؛ ۱۴ دلیل برای حضور در بزرگترین اجتماع منتظران

12 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

ارتباط تشییع امام خامنه ای و امام زمان علیه السلام

۱۴ دلیلی که باید در تشییع شرکت کنیم.

 

۱. نایب امام زمان و حجت ایشان بر مردم بودند 

۲. تمام زندگی را در راه زمینه سازی ظهور قدم برداشت

از سال‌های ابتدایی عمر که روحانی شدند و لباس سربازی امام زمان علیه السلام را پوشیدند، در خدمت نائب امام زمان بود زمانی امام خمینی بودند و طراحی زمینه سازی ظهور و گام دوم انقلاب اسلامی و تا تمدن نوین اسلامی که فرمود آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی است.

 

۳. پیامبر در تشییع یاران خود شرکت می‌کردند حتی یارانی که در سطح بالای فرماندهی هم قرار نداشتند. بعید است امام زمان در تشییع نائب خود شرکت نکنند

 

۴. بارها گفته بودند نیروهای نظامی سربازان امام زمان هستند و حالا بزرگترین فرمانده لشکر امام زمان به شهادت رسیده است

 

۵. بزرگترین وظیفه منتظران را به بهترین وجه ممکن انجام داد ایشان بهترین عمل کننده به این مطلب بودند و شرکت در تشییع ایشان هم مصداق عمل به وظیفه منتظران است. 

 

۶. بزرگترین اجتماعات تاریخ بشر در تشییع بهترین یاران امام زمان علیه السلام یعنی امام خمینی و اکنون امام خانه ای رغم میخورد

 

۷. این تشییع عامل جلوه ای از لشکر امام زمان خواهد بود، این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده، رهبری که نائب امام زمان علیه السلام بودند

 

۸. عظمت تشییع ایشان عامل ترس دشمنان در تجاوز به کشور صاحب الزمان خواهد بود

 

۹- رهبر شهید سید الشهدای تمام شهدای انقلاب هستند و جدا از ثواب و فضایل شرکت در تشییع پیکر مطهر شهید ، شرکت در تشییع سیدالشهدای انقلاب فضیلت ویژه ای دارد

 

۱۰- رهبر شهید حکم بزرگ ترین مربی و معلم ما در طول زندگی را دارد مگر می‌شود در تشییع بزرگ تربن مریی خود شرکت نکنیم.

 

۱۱- شرکت در این تشییع تجدید بیعت مجدد با امام زمان ارواحنا فداه خواهد بود.

 

۱۲- شرکت در تشییع تجدید بیعت با رهبر جدیدمون که فرزند بزرگوار ایشان و نائب امام زمان ارواحنا فداه هستند، خواهد بود.

 

۱۳- در طول دوران غیبت دشمنان هرگز جرات این را نداشتند که بزرگترین مرجع شیعیان و زعیم شیعه را به صورت مستقیم به شهادت برسانند باید با نیت خونخواهی در این تشییع شرکت کرد و با جمعیت تاریخی بزرگ ترین اجتماع خونخواهی شیعیان را رقم زد.

 نظر دهید »

پاک‌تر از روز تولد! وعده شگفت‌انگیز امام رضا (ع) برای تشییع‌کنندگان جنازه شیعیان

12 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

«عَنِ الرِّضَا(علیه السلام): يا موسى بْنِ سيّار! مَن شَيَّعَ جَنَازَةَ وَلَيٍّ مِن أوليائِنَا خَرَجَ مِن ذُنُوبِهِ كيَومٍ وَلَدَتْهُ أمُّهُ لَا ذَنْبَ عَلَيْهِ»

 

«از #امام_رضا_علیه_السلام روایت شده است:

 ⁘ هر کس جنازه‌ی دوستداری از دوستداران ما را تشییع کند، از گناهان خود بیرون می‌آید، همانند روزی که مادرش او را زاده است؛ بی‌آنکه گناهی بر او باشد.

 

مسند امام رضا، ج۱ ص۲۰۷این حدیث، تجلی‌گاه نهایت لطف و رحمت خداوند از مجرای ولایت اهل بیت علیهم السلام است و چند پیام کلیدی دارد:

 

۱. «مَن شَيَّعَ جَنَازَةَ وَلَيٍّ مِن أوليائِنَا» (هر کس جنازه دوستداری از دوستداران ما را تشییع کند)

 

· تشییع جنازه: این عمل، فراتر از یک همراهی ساده است. تشییع، اعلام وفاداری به مسیر متوفی، احترام به مقام مؤمن، تکریم خانواده داغدار و نمایش وحدت و همبستگی جامعه ایمانی است. این سنت اسلامی، یک وظیفه اجتماعی (حق مؤمن بر مؤمن) است که امام رضا علیه السلام برای آن چنین پاداشی قرار داده‌اند.

· «ولیّ من أولیائنا»: این عبارت نشان‌دهنده شرافت و جایگاه رفیع محبان و شیعیان اهل بیت علیهم السلام است. «ولیّ» در اینجا به معنای دوستدار و پیرو است. شرکت در تشییع یک شیعه، خدمت به یک «ولیّ خدا» محسوب می‌شود.

 

۲. «خَرَجَ مِن ذُنُوبِهِ كيَومٍ وَلَدَتْهُ أمُّهُ لَا ذَنْبَ عَلَيْهِ»

 

· آمرزش کامل گناهان: این وعده عظیم، نشان‌دهنده رحمت بی‌انتهای الهی است. تشبیه به روز تولد، پاکی مطلق و بی‌آلایشی را به تصویر می‌کشد.

· شرط ضمنی و تناسب پاداش: علمای اخلاق و حدیث ذکر کرده‌اند که این پاداش عظیم، شامل گناهان صغیره یا گناهانی است که مربوط به «حق الله» است و شامل «حق الناس» نمی‌شود، مگر اینکه حقوق مردم جبران شود. همچنین این پاداش، مشروط به خلوص نیت و معرفت به حقیقت عمل است. به تعبیر دیگر، این عمل، توفیقی برای «توبه» کامل محسوب می‌شود و گناهان را محو می‌کند، زیرا احترام به بنده خدا، احترام به خداست. این پاداش با آیه شریفه «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ» (هود: ۱۱۴) نیز هماهنگی دارد.

 

 نظر دهید »

وفاداری به خائن، خیانت به خداست؛ تفسیر حکمت ۲۵۹ نهج البلاغه از امام علی (ع)

10 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

📜حکمت ۲۵۹نهج البلاغه

امیرالمومنین علیه‌السلام فرمود:الوفاء لأَهْلِ الْغَدْرِ غَدْرٌ عِنْدَ اللَّهِ وَالْغَدْرُ بِأَهْلِ الْغَدْرِ وَفَاءُ عِندَ الله

👈یعنی اگر دشمن‌ات پیمان شکست و تو روی آن پیمـان ایستادی، خدا نامت را خائن خواهد نوشت!

.این کلام نورانی، قاعده‌ای کلیدی در فقه سیاسی و اخلاق اجتماعی اسلام ارائه می‌دهد که در نگاه اول ممکن است با مفهوم کلی «وفای به عهد» که مورد تأکید شدید قرآن است (مانند آیه ۱ سوره مائده: «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ») در تضاد به نظر برسد. اما در حقیقت، تفسیری دقیق و عملی از همان قرآن است.

 

۱. «الوفاء لأَهْلِ الْغَدْرِ غَدْرٌ عِنْدَ اللَّهِ»

 

· تعریف غدر: «غدر» به معنای نقض پیمان و خیانت در عهد و پیمان است. «اهل غدر» کسانی هستند که برایشان عهد و پیمان، ارزش و اعتباری ندارد و در کمین فرصت برای ضربه زدن هستند.

· تناقض‌نمایی (پارادوکس) ظاهری و حکمت عمیق: اینکه بمانیم بر سر پیمانی که طرف مقابل آشکارا آن را زیر پا گذاشته، وفاداری نیست، بلکه حماقت و خیانتی مضاعف به جبهه حق است. خداوند وفای به عهد با چنین دشمنان خائن را «وفا» نمی‌نامد، بلکه آن را عین «غدر» و خیانت می‌داند. چرا؟ چون این ایستادگی یک‌جانبه، باعث:

  ۱. تضعیف جبهه خودی: به دشمن اجازه می‌دهد تا با سوءاستفاده از اخلاق تو، تو را نابود کند.

  ۲. جرأت‌بخشی به دشمن: خیانت‌پیشگان را در ادامه خیانت وقیح‌تر می‌کند.

  ۳. خیانت به خون شهدا و جامعه مؤمنین: که امنیت و موجودیت آن‌ها را در معرض خطر جدی قرار می‌دهد. این مصداق کامل «خیانت در امانت الهی» (مسئولیت حفظ کیان اسلام) است.

 

۲. «وَالْغَدْرُ بِأَهْلِ الْغَدْرِ وَفَاءُ عِندَ الله»

 

· تعبیر «غدر به اهل غدر»: این تعبیر نباید ما را به اشتباه بیندازد که اسلام تجویز خیانت می‌کند. بلکه به معنای «مقابله به مثل» و عدم پایبندی یک‌جانبه به پیمانی است که نقض شده است. این اقدام در پیشگاه الهی «وفا» نامیده می‌شود.

· چرا وفا نامیده می‌شود؟ این اقدام وفا به سه چیز است:

  ۱. وفا به عهد با خدا: مبنی بر دفاع از حق و مبارزه با باطل.

  ۲. وفا به امت اسلامی: با جلوگیری از تعدی دشمن و حفظ امنیت مسلمانان.

  ۳. وفا به حقیقت عهد: با بی‌اعتبار کردن پیمان نزد خائنان، حرمت و قداست «عهد» در جامعه حفظ می‌شود.

 

نتیجه: این حکمت، تجویز کننده «بدقولی» نیست، بلکه تجویز کننده «هوشمندی در وفاداری» است. اگر خائن بداند که خیانتش بی‌پاسخ می‌ماند، هرجومرج جهانی را فرا می‌گیرد. این قاعده همان اصل قرآنی «مقابله به مثل عادلانه» است که می‌فرماید: «فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ» (پس هر کس بر شما تعدی کرد، به همان اندازه بر او تعدی کنید) [سوره بقره، آیه ۱۹۴].

 

 نظر دهید »

آرامش قبل از توفانِ ۳۰ ساله؛ چرا این تفاهم، صلح نیست، بازدمی پیش از نبرد است

10 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

#جنگ‌جهانی‌اول، آغاز فروپاشی نظم سیاسی پیشین بود 

#جنگ‌جهانی‌دوم نیز مرحلهٔ تثبیت نظم جدید بود.

 

بین این دو جنگ، حدود 30 سال طول کشید تا #نظم_جدید تثبیت بشود؛

سه دهه‌ای که سرشار از بحران، رقابت، درگیری‌های منطقه‌ای، تحولات سیاسی و بازآرایی موازنه‌های قدرت بود.

 

امروز نیز همان چرخه درحال رخ دادن است.

 

می‌توان گفت حمله به #پایگاه‌عین‌الاسد در سال ۱۳۹۸، نخستین ضربه‌ جدی به #نظم_آمریکایی بود. 

جنگ روسیه-اوکراین و خصوصا #طوفان‌الاقصی و اتفاقات پس از آن، مسئله را تشدید کرد.

 

نقطه اوج مسئله، #جنگ‌12‌روزه و #جنگ_رمضان بود.

 

لذا برای تثبیت نظم جدید، حداقل دو سه دهه دیگر وقت لازم است. 

 

و تا این نظم جدید تثبیت نشده، این درگیری‌های کوچک و بزرگ بین ما و متحدین‌مان و بین امریکا و متحدینشان ادامه‌دار خواهد بود،

 

دوره‌ای که احتمالاً با مجموعه‌ای از درگیری‌های مستقیم و غیرمستقیم، بحران‌های مقطعی و رقابت‌های فشرده و سنگین همراه خواهد بود. 

 

در چنین شرایطی، نباید انتظار داشت که تنش‌ها به‌طور کامل پایان یابد؛ بلکه آنچه پیش روست، بیشتر یک #دوره_گذار برای رسیدن به #دوره_ثبات است.

 

با این پیش‌فرض، #تفاهم‌هایی مانند تفاهم کنونی بین ایران و امریکا، درست است از جهتی خساراتی برای ما دارد اما از جهتی مزایایی هم دارد که همه این ها را باید با هم دید.

 

این تفاهمات مقطعی، لزوماً به معنای پایان منازعه نیستند. 

بلکه با این پیش‌فرض‌ها، میتواند کارکردهای خوبی هم داشته باشد، یعنی حکم تنفسی بین جنگین:

 

#فرصتی‌برای‌تنفس، #بازسازی توان، #افزایش_تاب‌آوری و آمادگی بیشتر برای مراحل بعدی این جنگ تمدنی.

 

پس جنگ‌ها در پیش داریم و باید از فرصت‌ها بهترین استفاده را کرد و خودمان را مفصل آماده کنیم…

 نظر دهید »

گنج‌هایی که ۱۴۰۰ سال پیش امام صادق گفت و امروز دنیا با آن می‌چرخد

10 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

 

  #امام_صادق_علیه_السلام :

 

 ✓ ـ لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ ـ :

 «فَكِّر يا مُفَضَّلُ في هذِهِ المَعادِنِ وما يُخرَجُ مِنها مِنَ الجَواهِرِ المُختَلِفَةِ، مِثلِ: الجِصِّ، وَالكِلسِ،…، وضُروبِ الحِجارَةِ، وكَذلِكَ ما يُخرَجُ مِنها مِنَ القارِ، وَالمومِيا، وَالكِبريتِ، وَالنِّفطِ، وغَيرِ ذلِكَ مِمّا يَستَعمِلُهُ النّاسُ في مَآرِبِهِم، فَهَل يَخفى عَلى ذي عَقلٍ أنَّ هذِهِ كُلَّها ذَخائِرُ ذُخِرَت لِلإِنسانِ في هذِهِ الأَرضِ لِيَستَخرِجَها فَيَستَعمِلَها عِندَ الحاجَةِ إلَيها؟».

 

  ⁙ ـ خطاب به مفضّل بن عمر ـ:اى مفضّل! 

  «در اين معدن‌ها و كانى‌هاى گوناگونى كه از آنها استخراج مى‌شوند، بينديش؛ كانى‌هايى چون: گچ و آهك و … و انواع سنگ‌ها، و نيز ديگر چيزها مانند: قير و موميا و گوگرد و نفت و جز اينها كه از معادن، استخراج مى‌شوند و مردم آنها را در راه نيازهايشان به كار مى‌گيرند. آيا بر هيچ خردمندى پوشيده است كه اينها همه گنج‌هايى هستند كه براى انسان در اين زمين، اندوخته شده‌اند تا آنها را استخراج كند و به هنگام نياز، مورد استفاده قرار دهد؟».

  

 📚 بحار الأنوار: ج٦٠ ص١٨٦ ح١٨

 

 نظر دهید »

هشدار علی(ع) و رهبر انقلاب؛ این ضعف است که جمهوری اسلامی را تمام می‌کند، نه دشمن

10 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

 کار جمهوری اسلامی تمام خواهد بود،‌ اگر…!

 💭 #امام_علی_علیه_السلام به فرزندش محمّد فرمود:

⁘ «پرچم را بگير و برو». …آنچه مى بينى، تو را به وحشت نيندازد.

 من …در معركه جنگ، با هيچ كس روبه رو نمى‌شدم، جز آن كه كشتن وى را به خودم تلقين مى كردم.

 پس به مدد الهى پيروزى بر آنها را به خودت تلقين كن و با يقين، بر ضعف نفس خود غلبه كن،كه ضعف نفس، بدترين درماندگى است». 

 

  ◌ الجمل: ص ۳۶۸

 

 ا◃┈┈‌┈┈┈┈ 

 

 #رهبر_شهید انقلاب:

 

🗯 در مقابل دشمن اگر مسئولین کشور احساس رعب و خوف بکنند،

بر سر ملت بلاهای بزرگ خواهد آمد.

ملت‌هایی که ذلیل دست دشمن شدند، 

مقهور دشمن شدند، عمده علت این بود که مسئولان،

پیشروان قافله ملت، شجاعت لازم، اعتماد به نفس لازم را نداشتند، اعتماد به نفس نداشتند،

 گاهی در بین آحاد مردم عناصر مومن، فعال، فداکار و آماده به جانبازی هستند،

منتها مسئولین، روسا، وقتی این آمادگی را خودشون ندارند

 نیروهای آنها هم از بین میرود، این ظرفیت هم نابود می‌شود.

 

اون روزی که شهر اصفهان در دوره شاه سلطان حسین، مورد غارت قرار گرفت، قتل عام شدن مردم و حکومت با عظمت صفوی نابود شد خیلی از افراد غیور بودند که حاضر بودند مبارزه کنند، مقاومت کنند.

شاه سلطان حسین ضعیف بود!

 

اگر جمهوری اسلامی دچار شاه سلطان حسین‌ها بشود، دچار مدیران و مسئولانی بشود که جرات ندارند، جسارت ندارند،

در خود احساس قدرت نمی‌کنند، در مردم خودشون احساس توانایی و قدرت نمی‌کنند، کار جمهوری اسلامی تمام خواهد بود!

 نظر دهید »

همانی که در نهادت نهاده‌اند؛ فطرت، گمشده‌ای که گم نمی‌شود

09 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ «30»

 

پس با گرايش به حقّ به اين دين روى بياور، (اين) فطرت الهى است كه خداوند مردم را بر اساس آن آفريده است، براى آفرينش الهى دگرگونى نيست، اين است دين پايدار، ولى بيشتر مردم نمى‌دانند.

 

نکته ها

در آيات قبل خوانديم كه همه‌ى هستى در برابر خدا فروتن است، «كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ» و آغاز و انجام هستى و مَثَل اعلى و عزّت و حكمت از اوست، و شرك چيزى جز خيال و ظلم نيست، اين آيه مى‌فرمايد: پس روى خود را خالصانه متوجّه دين كن.

 

فطرت در لغت به معناى خلقت و شكافتن پرده‌ى عدم و آفرينش يك موجود است. گويا خداوند انسان را به گونه‌اى آفريده كه به حقّ تمايل دارد و از باطل بيزار است. درست همانند علاقه‌ى مادر به فرزند كه امرى تعليمى نيست، بلكه فطرى و غريزى است.

 

در روايات، جمله‌ى‌ «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ»، به اقامه‌ى نماز و توجّه به قبله و اسلام، اخلاص و توحيد معنا شده است.

پیام ها

1- رهبر دينى جامعه، بايد ابتدا حقّ گرايى كامل خود را تثبيت كند، بعد به ارشاد ديگران بپردازد. «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ»

 

2- انسان ذاتاً دين‌گرا و طرفدار حقّ است. «لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها»

 

3- بر خلاف تصوّر گروهى كه مى‌گويند: انسان مثل ظرفى خالى است كه با آداب و رسوم و افكار حقّ يا باطل پر مى‌شود و نظام‌هاى سياسى و اقتصادى و اجتماعى به او رنگ مى‌دهند، خداوند شناخت حقّ و حقّ‌گرايى را به وديعت نهاده است. فِطْرَتَ اللَّهِ‌ …

 

4- معناى فطرى بودن دين، بى نيازى از تلاش در راه اقامه‌ى آن نيست. فَأَقِمْ‌ …فِطْرَتَ اللَّهِ‌

 

5- انحراف، يك عارضه است؛ زيرا گرايش به دين حقّ، در نهاد هر انسانى نهفته است. «فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها»

 

6- دين فطرى، ثابت و پايدار است. فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها … ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ‌

 

7- تكوين و تشريع با يكديگر هماهنگ است. فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها … ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ‌

 

8- حركت در مسير دين، حركت در مسير فطرت است. فَأَقِمْ‌ …. فِطْرَتَ اللَّهِ‌

 

9- امور فطرى انسان كم و زياد مى‌شود؛ امّا به كلّى محو نمى‌شود. «لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ»

 نظر دهید »

قصاص؛ این است رمز نصرت الهی

09 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

 قصاص؛ این است رمز نصرت الهی

ذَٰلِكَ وَمَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنْصُرَنَّهُ اللَّهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ

 

[مطلب درباره مؤمن و کافر] همان است [که گفتیم]، و هر کس به مانند آنچه به آن عقوبت شده [متجاوز را] عقوبت کند، آن گاه به وی ستم شود، یقیناً خدا او را یاری می دهد؛ زیرا خدا باگذشت و بسیار آمرزنده است.

نکته ها

در تفسير نمونه مى‌خوانيم: مشركان در ماه محرم گفتند: چون مسلمانان جنگ در اين ماه را حرام مى‌دانند، ما به آنان هجوم ببريم زيرا آنان از خود دفاعى نمى‌كنند. لكن اين آيه مى‌فرمايد: دفاع از خود واجب است، در هر ماهى كه باشد.

 

پیام ها

1- دفاع، حقّ طبيعى هر انسانى است. «وَ مَنْ عاقَبَ بِمِثْلِ ما عُوقِبَ بِهِ»

 

2- عدالت، در همه جا يك ارزش است. «بِمِثْلِ ما عُوقِبَ»

 

3- ياور مظلومان خداست. «لَيَنْصُرَنَّهُ اللَّهُ»

 

4- يارى مظلوم، هميشه با نابودى ظالم همراه نيست. خداوند مظلوم را يارى مى‌كند، ولى ممكن است ظالم نيز به دليلى مورد عفو الهى قرار گيرد. «لَيَنْصُرَنَّهُ اللَّهُ‌- لَعَفُوٌّ غَفُورٌ»

 نظر دهید »

صدایی که از گلوهای بریده عبور کرد و تاریخ را فتح نمود

09 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

▪️صدا شدی و صدایت هزار واحه سفر کرد

هزار معرکه دید و هزار کوفه خطر کرد

 

▪️صدا شدی و صدا از گلو بریده برآمد

صدا شدی و صدا در سکوت تیغ اثر کرد

 

▪️به نیزه تکیه زد از راه‌ مستقیم سخن گفت

سوار باد شد از کوچه‌های فتنه گذر کرد

 

▪️صدات خیمه‌به‌خیمه، صدات خانه‌به‌خانه

گذشت و سینه‌زنان را برای روضه خبر کرد

 

▪️صدات ابر شد و بر کویر دغدغه بارید

صدات شعر شد و فتح قله‌های هنر کرد

 

▪️صدات بیرق هل من معین به بام فلق زد

صدات یک‌تنه شب را به خون کشاند و سحر کرد

 

▪️صدات در همه‌جا، در تمام پهنۀ تاریخ

درون بتکده‌ها چرخ خورد و کار تبر کرد

 

▪️به داد کوخ‌نشیان رسید و سنگ بنا شد

بنای کاخ ستم را به لحظه زیر و زبر کرد

 

▪️و هرکجا که شهیدی… صدات در جریان بود

و هرکجا که یزیدی… صدات سینه سپر کرد

 

▪️و هرکجا که به بن‌بست خورد راه تکامل

صدات معجزۀ تازه‌ای برای بشر کرد

 

▪️صدا شدی و صدایت هزار حنجره جوشید

صدا شدی و صدایت هزار واحه سفر کرد

 

✍ شاعر: «خانم فاطمه عارف‌نژاد»

 نظر دهید »

سه نشانه انسان‌های قابل اعتماد در کلام پیامبر اکرم (ص)؛ از حیا تا امانتداری و راستگویی

09 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

 

  #پیامبر_اکرم (ﷺ) :

 

 ✓ «إذا رَأَيتَ مِن أخيكَ ثَلاثَ خِصالٍ فَارجُهُ : الحَياءَ، وَالأَمانَةَ، وَالصِّدقَ، وإذا لَم تَرَها فَلا تَرجُهُ».

 

  ⁙ «هرگاه از برادرت سه خصلت ديدى، به او اميدوار باش: حيا، امانتدارى، و راستگويى. و اگر اينها را نديدى، به او اميد مبند».

  

 📚 كنز العمّال : ج٩ ص٢٦ ح٢٤٧٥٥

این کلام نورانی، معیاری جامع برای سنجش شخصیت ایمانی و اخلاقی افراد ارائه می‌دهد. هر یک از این سه خصلت، رکنی اساسی در منظومه اخلاق اسلامی است:

 

۱. الحیاء (شرم و آزرم)

در منابع شیعی، حیا به عنوان رکن ایمان و نشانه عقل شناخته می‌شود. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «اَلْحَیَاءُ مِنَ الْإِیمَانِ وَ الْإِیمَانُ فِی الْجَنَّةِ» (حیا از ایمان است و ایمان در بهشت است) [الکافی، ج ۲، ص ۱۰۶]. حیا در اینجا به معنای شرمِ بازدارنده از زشتی‌ها و محرّک به سوی خوبی‌هاست. کسی که حیا دارد، یک ناظر درونی دارد که او را از خیانت، دروغ و هر کار ناپسندی بازمی‌دارد. از این رو، حیا زیربنای دو خصلت دیگر است.

 

۲. الأمانة (امانتداری)

امانتداری در منطق قرآن و اهل بیت، مفهومی بسیار فراتر از برگرداندن مال دیگران است. شامل امانت‌های معنوی مانند اسرار، آبروی افراد، مسئولیت‌های اجتماعی و مهم‌تر از همه، «ولایت» اهل بیت علیهم السلام می‌شود. قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا» (خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحبانشان بازگردانید) [سوره نساء، آیه ۵۸]. امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه می‌فرمایند: «مقصود از امانت، ولایت امیرالمؤمنین و امامان بعد از اویند که خداوند به صاحبانشان امر به ادای آن کرده است» [تفسیر قمی، ج ۱، ص ۱۴۱]. شخص امین، قابل اعتمادترین فرد در جامعه است.

 

۳. الصدق (راستگویی)

صدق، ستون خیمه ایمان و کلید تمام خوبی‌هاست. امیرالمؤمنین علی علیه السلام می‌فرمایند: «الصِّدْقُ صَلَاحُ كُلِّ شَيْءٍ» (راستگویی مایه صلاح و درستی هر چیزی است) [غرر الحکم، ح ۱۸۵۴]. همچنین در جای دیگر فرمودند: «الْكَذِبُ مَفْسَدَةٌ لِكُلِّ شَيْءٍ» (دروغگویی مایه تباهی هر چیزی است). راستگویی یعنی هماهنگی کامل بین قلب، زبان و عمل. اگر کسی صادق باشد، می‌توان به سخن، وعده و گزارش او اعتماد کرد.

 

جمع‌بندی:

طبق این حدیث و تأکیدات منابع شیعی، این سه صفت (حیا، امانت، صدق) یک بسته کامل انسانی-الهی هستند که در کنار هم، «اعتماد» را می‌سازند. اگر کسی این سه خصلت را داشته باشد، سرمایه اجتماعی و ایمانی او تضمین می‌شود و می‌توان به او «امید» داشت و مسئولیت‌ها را به او سپرد. اما فقدان حتی یکی از آنها، کل ساختار شخصیتی فرد را متزلزل می‌کند؛ زیرا فرد بی‌حیا از هیچ گناهی رویگردان نیست، خائن در امانت غیرقابل اعتماد است و دروغگو منشاء هر فسادی خواهد بود.

 نظر دهید »

چهل سال اشک بر عطش کربلا؛ رمزگشایی از گریه‌های عارفانه امام سجاد علیه السلام هنگام افطار

09 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

▪️بسم الله الرحمن الرحیم 

🏴السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ

 

🖌چهل سال اشک در راه امام حسین (علیه السلام): درس‌آموخته‌ای از سیدالساجدین (علیه السلام)

 

 🔹پیوند ناگسستنی زین‌العابدین (ع) با کربلا

پس از شهادت آقا امام حسین (ع)، حضرت زین‌العابدین (ع) حدود چهل سال عمر کردند. ایشان تمام این چهل سال را در گریه و سوگ به‌ویژه برای امام حسین (ع) سپری نمودند. سیره ایشان چنین بود که روزها را روزه می‌داشتند و شب‌ها را به قیام و عبادت می‌پرداختند.

 

🔸روایت امام صادق (ع) از عبادت و سوگ حضرت سجاد (ع)

  امام صادق (ع) می‌فرمایند:

«صَائِمًا نَهَارَهُ، قَائِمًا لَيْلَهُ»

 (روزهایش را روزه و شب‌هایش را به قیام می‌گذراند.)

زمانی که وقت افطار فرا می‌رسید، غلامش غذا و نوشیدنی‌اش را حاضر می‌کرد. غذا را پیش روی ایشان می‌گذاشتند و از او تقاضا می‌کردند میل کند. اما ایشان می‌فرمودند:

> «كُلْ يَا مَوْلَايَ… قُتِلَ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ جَائِعًا، قُتِلَ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ عَطْشَانًا»

> (بخور ای مولای من… پسر رسول خدا گرسنه کشته شد، پسر رسول خدا تشنه کشته شد.)

 

ایشان این جمله را بارها تکرار می‌کردند و می‌گریستند تا جایی که اشک‌هایشان بر غذایشان می‌ریخت و آن را خیس می‌کرد. سپس نوشیدنی‌اش را با اشک چشمانش مخلوط می‌نمود. این حالت تا آخرین روز حیات ایشان و لحظه‌ای که به لقای الهی شتافت، ادامه داشت.

 

 🔹درس بزرگی برای ما: زنده نگه داشتن حس عاشورا

از این روایت درس بزرگی می‌گیریم: عزیزان، بیایید عاشورا، کربلا و اشک برای امام حسین (ع) را تأسی کنیم به «سیدالساجدین»

باید طوری برای امام حسین (ع) اشک بریزیم که وقتی عطش اباعبدالله (ع) را می‌شنویم و مصائب سیدالشهدا را مرور می‌کنیم، دلمان به درد بیاید. نباید بی‌تفاوت باشیم؛ نباید چنان بی‌خیال باشیم که گویی قساوت قلبی در ما عارض شده است. خدایی‌نکرده نباید چنان باشیم که نه اشکی برای آقا اباعبدالله داشته باشیم و نه سوگ و گدازی برای مصائب خاندان پیغمبر (ص).

 

‼️ قدر دانستن نعمت‌های معنوی‼️

این مناسبت‌ها را باید محترم بشماریم. خداوند لطف کرده و ما را به حوزه، به فضای علم و معنویت کشانده است. بسیار از این نعمت‌ها لطف خداست که نصیب ما شده است. عزیزان، پاکی و اخلاص شما نشان‌دهنده لطف خداست که این توفیقات را به شما ارزانی داشته است.

 خدایی‌نکرده کاری نکنیم که از این فضاها، از این صحبت‌ها و از این بسترهای خوب که خدا فراهم کرده، محروم شویم.

ان‌شاءالله خودمان را سوگوار و عزادار ببینیم. حداقل تا اربعین امام حسین (ع)، این فضا و مصیبت را در حجره‌هایتان زنده نگه دارید. گاهی اوقات، با دو یا سه نفر، ذکر مصیبتی بخوانید.

خدایی‌نکرده در اوج مصائب اهل بیت (ع)، وقت را با خنده‌های بیهوده، بطالت و شوخی‌های نابجا تلف نکنیم.

 

 نظر دهید »

ضمانت الهی رزق؛ تفسیر حدیث امام علی (ع) درباره طلب روزی حلال

09 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

 امام علی علیه‌السلام: «اُطلُبُوا الرِّزقَ فإنّهُ مَضمونٌ لِطالِبِهِ».

  ⁙ «روزى را بجوييد؛ زيرا روزى براى جوينده آن ضمانت شده است».

  

 📚 الإرشاد : ج١ ص٣٠٣

این کلام نورانی حضرت، یک اصل مهم در اقتصاد اسلامی و توحید افعالی را آموزش می‌دهد و به دو بخش کلیدی تقسیم می‌شود:

 

۱. «اُطلُبُوا الرِّزقَ» (روزی را بجویید)

این فرمان، نفی رهبانیت و گوشه‌نشینی است. اسلام دین تلاش و حرکت است. «طلب رزق» یعنی انسان باید توانایی‌های خود را به کار گیرد و برای کسب روزی حلال اقدام کند. این طلب، هم شامل کار بدنی و هم برنامه‌ریزی ذهنی و تدبیر می‌شود.

 

۲. «فإنّهُ مَضمونٌ لِطالِبِهِ» (زیرا برای جوينده آن ضمانت شده است)

این بخش، ریشه در وعده‌های قرآنی دارد. ضمانت الهی برای رزق، به معنای تضمین نتیجه نیست که هرکس تلاش کرد حتماً ثروتمند می‌شود، بلکه به این معناست که خداوند متعال اسباب روزیِ حلالِ کسانی را که صادقانه می‌جویند، فراهم می‌کند. «طالب» یعنی کسی که واقعاً در پی رزق حلال است، نه اینکه صرفاً آرزو کند. این ضمانت، ایجاد‌کننده طمأنینه و امید در دل مؤمن است و او را از حرص و نیز از ترس فقر نجات می‌دهد. به بیان دیگر، رزق تو در مسیر تلاش تو به دنبال تو می‌آید، همان‌طور که مرگ در پی انسان است.

 نظر دهید »

اولتیماتوم شرعی خبرگان

09 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

۷۰ فقیه خبرگان: خطوط قرمز رهبری شرعاً الزام‌آور است / ترامپ و نتانیاهو مهدورالدم

 

▪️بیانیه ۱۰ بندی خبرگان = اولتیماتوم شرعی

 

⚡ ۴ حکم قطعی:

- تخطی از خطوط قرمز رهبری حرام شرعی است.

- ترامپ و نتانیاهو باید به درک واصل شوند.

- بازگشایی تنگه هرمز در شرایط نقض آتش‌بس، خطای راهبردی بوده است.

- حقوق هسته‌ای نباید مورد بحث قرار گیرد‌.

 

🔥 ۴ هشدار:

- ادبیات ضعف ممنوع؛ آمریکا استیصال‌زده است

- نظر ولی‌امر فصل‌الخطاب؛ پایان تفسیرهای سلیقه‌ای

- دشمن با مذاکره زمان می‌خرد برای حمله مجدد

- لزوم تداوم حضور مردم

 

⚡ هشدار نهایی: «عنداللزوم به تکلیف شرعی عمل می‌کنیم» — خبرگان با نقض خطوط قرمز عملاً وارد میدان می‌شوند، نه تشریفاتی.

 

 نظر دهید »

نوجوانت قهر کرد؟ این کارگاه، آشتی‌نامه توست

09 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

💠 رفیق! اگر از یاران جعفر صادق(ع) هستی، او اینگونه بحث نمیکند…

 

🔻#مُفَضَّل‌بن‌عمر نقل میکند:

▫️روزى نزد قبر پیامبر(ص)، داشتم درباره عظمت پیامبر(ص) که مردم از آن بی‌خبرند فکر میکردم كه #ابن‌ابى‌العوجا آمد و نزدیک من نشست. سپس يكى از دوستانش نیز آمد و كنار او نشست و به گفتگو پرداختند. 

 

🔻پس از مقداری گفتگو، ابن‌ابى‌العوجا گفت: 

▫️ياد از محمد را واگذار كه عقلم درباره‌اش سرگردان و انديشه‌ام درباره‌اش گمراه شده است. 

▫️از اصل و ريشه‌اى برايمان بگو كه او دعوت كننده به آن است. 

 

🔻آن‌گاه از سرآغاز اشيا، سخن به ميان آورد و به پندار خود، مدّعى شد كه آغاز اشيا، #تصادفى و مهمل بوده و صنعت و تدبير و صانع و تدبير كننده‌اى نداشته است؛ بلكه اشيا، خود به خود، بدون داشتن تدبيرگرى پديد آمده‌اند، و دنيا هميشه بر اين اساس بوده و خواهد بود. 

 

🔻مفضّل میگوید: 

▫️من از روى #خشم و #غضبى كه گلويم را مى‌فشرد، ديگر نتوانستم خود را نگاه دارم و گفتم: 

▫️اى دشمن خدا! در دين خدا الحاد مى‌ورزى و آفريننده منزّهى كه تو را به بهترين قواره آفريد و در كامل‌ترين چهره آراست و به حالات گوناگون درآورد، تا تو را بدين‌جا رساند، انكار مى‌كنى‌؟ 

 

▫️اگر در خود بيانديشى و حسّ نازك‌انديشت تو را تصديق كند، درمى‌يابى كه دلايل ربوبيت و نشانه‌هاى صنع الهى در تو هويداست، و گواهان خداوند سبحان، در آفرينش تو پديدار و برهان‌هايش برايت روشن است. 

 

(فَلَمْ أَمْلِكْ نَفْسِي غَضَباً وَ غَيْظاً وَ حَنَقاً فَقُلْتُ يَا عَدُوَّ اللَّهِ أَلْحَدْتَ فِي دِينِ اللَّهِ وَ أَنْكَرْتَ الْبَارِئَ جَلَّ قُدْسُهُ…)

 

🔻ابن‌ابى‌العوجا گفت: 

▫️اى مرد! اگر از متكلّمانى، با تو مناظره مى‌كنيم، و اگر برهان تو ثابت شد، ما از تو پيروى مى‌كنيم؛ 

▫️و اگر از متكلّمان نيستى، با تو سخنى نداريم؛ 

▫️و اگر از #ياران_جعفربن‌محمّدصادق(ع) هستى، او با ما چنين سخن نمى‌گويد و با اين دلايلى كه تو آوردى با ما مناظره نمى‌كند. 

 

(إِنْ كُنْتَ مِنْ أَصْحَابِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ‌ فَمَا هَكَذَا يُخَاطِبُنَا وَ لَا بِمِثْلِ دَلِيلِكَ يُجَادِلُنَا)

 

🔸او بيش از آنچه تو از ما شنيدى، از ما شنيده است؛ امّا در گفتگو با ما به زشتى سخن نگفته، و در پاسخ ما مرز شكنى نكرده است. او انسانى #بردبار، متين، عاقل و استوار است كه هيچ نادانى، سبُك‌سرى و پرخاشى در او راه ندارد. 

 

(وَ لَقَدْ سَمِعَ مِنْ كَلَامِنَا أَكْثَرَ مِمَّا سَمِعْتَ فَمَا أَفْحَشَ فِي خِطَابِنَا وَ لَا تَعَدَّى فِي جَوَابِنَا وَ إِنَّهُ لَلْحَلِيمُ الرَّزِينُ الْعَاقِلُ الرَّصِينُ لَا يَعْتَرِيهِ‌ خُرْقٌ وَ لَا طَيْشٌ وَ لَا نَزَقٌ)

 

🔸گفتار ما را #مى‌شنود و به ما گوش مى‌سپارد، و از ما #برهان مى‌خواهد، تا هر چه داريم، بيان كنيم؛ و گاه گمان بريم كه ديگر او را مجاب ساخته‌ايم؛ امّا او با گفتارى اندك و سخنى كوتاه، برهان ما را درهم مى‌شكند و برهان خود را بر ما تمام مى‌سازد و راه گريز را مى‌بندد، به گونه‌اى كه توان پاسخگويى او را نداريم. 

 

(وَ يَسْمَعُ كَلَامَنَا وَ يُصْغِي إِلَيْنَا وَ يَسْتَعْرِفُ حُجَّتَنَا حَتَّى اسْتَفْرَغْنَا مَا عِنْدَنَا وَ ظَنَنَّا أَنَّا قَدْ قَطَعْنَاهُ أَدْحَضَ حُجَّتَنَا بِكَلَامٍ يَسِيرٍ وَ خِطَابٍ قَصِيرٍ يُلْزِمُنَا بِهِ الْحُجَّةَ وَ يَقْطَعُ الْعُذْرَ وَ لَا نَسْتَطِيعُ لِجَوَابِهِ رَدّاً)

 

‼️پس اگر تو از ياران اويى، به‌سان سبک او با من سخن بگو…

 

(فَإِنْ كُنْتَ مِنْ أَصْحَابِهِ فَخَاطِبْنَا بِمِثْلِ خِطَابِهِ‌)

 

📚توحید المفضل، ص۴۲؛ بحارالأنوار، ج۳، ص۵۸.

 

📌پ.ن:

▫️چقدر امروز به سبک گفتگوی اینچنینی محتاجیم…

دوستان عزیز! دوستان موافق، دوستان مخالف، از امام صادق(ع) گفتگوی سالم و سازنده را بیاموزیم.

 

▫️در گفتگوها، چه نیازی است به یکدیگر انواع و اقسام #برچسب‌ها را بزنیم؟!

چه نیازی است علیه یکدیگر #تهمت‌ها و #دروغ‌ها بکار بگیریم؟

چه نیازی است علیه یکدیگر #فحش و #ناسزا و… بکار ببریم؟

 

 

 نظر دهید »

مادری که گفت: نمرهات مهم نیست، دلت مهم است؛ و فرزندی که هرگز گم نشد

07 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

🌱 روزی از مادری پرسیدند:

 

«به نظرت مهم‌ترین کاری که برای #تربیت_فرزندت انجام داده‌ای چه بوده است؟»

 

همه انتظار داشتند از کلاس‌های آموزشی، کتاب‌ها یا روش‌های تربیتی بگوید.

 

🌱اما او فقط لبخند زد و گفت:

 

«سعی کردم وقتی از مدرسه به خانه برمی‌گردد، بیشتر از آنکه نگران نمره‌هایش باشم، نگران حالِ دلش باشم.»

 

🌳سال‌ها بعد، فرزندش گفت:

 

«من همیشه مطمئن بودم اگر همه دنیا مرا نفهمد، مادرم اول مرا می‌فهمد و بعد راه را نشانم می‌دهد.»

 

همین حس امنیت، بزرگ‌ترین سرمایه یک کودک است.

 

کودکی که در خانه احساس امنیت می‌کند، راحت‌تر حرف می‌زند، کمتر پنهان‌کاری می‌کند، اشتباهاتش را می‌پذیرد و در نوجوانی، خانواده را پناهگاه خود می‌داند؛ نه زندان خود.

 

🌱فرزندان، بیش از آنکه به #والدینِ کامل نیاز داشته باشند، به والدینی نیاز دارند که #شنونده، #همدل و #در‌دسترس باشند.

 

🌿 اگر دوست دارید هر روز با آموزش‌های علمی، نکات کاربردی و تجربه‌های واقعی، رابطه‌ای عمیق‌تر و امن‌تر با فرزندتان بسازید، همراه 🦋🦋 #فرزندپروری_آگاهانه باشید.

 نظر دهید »

۷ تیر؛ روزی که ۷۲ ستاره خاموش شدند اما آسمان انقلاب روشن‌تر از همیشه ماند

07 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران

7 تیر 1360

 

روز هفتم تیر ماه 1360 اگر چه روزی است که ملت ایران ، شهید بهشتی که خود «‌یک ملت بود برای این ملت ما » و نیز 72 تن از یاران انقلاب را از دست داد ، اما در عین حال روزی است که چهره منافقین کوردل بیش از پیش برای همگان آشکار شده و صفوف انقلاب اسلامی را مستحکم‌تر ساخت. در این روز شهید بهشتی و تعداد زیادی از اعضای حزب جمهوری اسلامی در دفتر مرکزی این حزب در سرچشمه تهران جلسه‌ای داشتند .

 

اما منافقین که منطقی جز ترور و خشونت نداشتند با بمب گذاری ، شهید بهشتی و 72 نفر از یاران ایشان که دارای مسؤولیت‌هایی همچون نمایندگی مجلس ، وزارت و … داشتند به شهادت رساندند. شهید مظلوم بهشتی از پیشتازان نهضت اسلامی بود و با درک و بینش عمیقی که از اسلام و مسائل روز داشت همواره در سنگرهای فرهنگی ، علمی و مبارزاتی نقش مهمی ایفا نمود. ایشان از معماران نظام اسلامی بودند که نقش مهمی در تهیه قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی داشتند .

 

همچنین بینش عمیق و کار برای ایشان باعث شد که جهت نظم بخشیدن به فعالیتهای جریان روحانیت و جریانهای اصیل اسلامی « حزب جمهوری اسلامی »‌ را تأسیس کنند. ایشان همچنین ریاست دیوان عالی کشور را بر عهده داشت و همواره از سوی ضد انقلاب و جریانهای ناپاک مورد تهمت و افترا قرار می‌گرفت اما در راه اهداف اسلامی حضرت امام و نظام جمهوری اسلامی ایران هیچگاه از پای ننشست . چنانکه حضرت امام در پیام خود به مناسبت شهادت ایشان فرمود: شهید بهشتی مظلوم زیست و مظلوم بود و خار چشم دشمنان اسلام بود.

 نظر دهید »

عدالت در نگاه علی(ع)؛ اصلی که حتی جانش را برایش داد، نه فقط توصیه‌اش را

07 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

✍️ عدالت از اصول راهبردى اسلام است و اسلام اجازه نمى‌دهد با هیچ بهانه‌اى نادیده گرفته شود و در پاى هیچ منفعتى قربانى گردد!.

 

 💭 قرآن در آیه ۱۳۵ سوره نساء به طور صریح به اقامه قسط و عدل دستور مى دهد:

  ﴿ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ﴾؛ (اى كسانى كه ایمان آورده ‌اید كاملا قیام به عدالت كنید). 

 

⁘ #امام_علی_علیه_السلام ، عدل را اداره کننده عموم می‌داند و در نظام علوی هیچ مصلحتی بالاتر از اقامه عدل نبود. 

 

🔸از دیگاه امام على علیه‌السلام، جنبه اجتماعی عدالت، اهمیت بیشتری دارد، زیرا:▿

 

◌ پیشرفت و گسترش جامعه در امور مادی و معنوی، 

◌ اجرای قانون برای همه و تساوی همه در برابر قانون،

◌ تجاوز نكردن به حقوق دیگران مخصوصا مظلومین،

◌ پیشگیری از فساد اخلاقی و ناراحتی های روحی، 

◌ رعایت انصاف نسبت به بندگان خدا، 

◌ وحدت و اتحاد مردم با یكدیگر،

◌ توجه به نیازمندان، 

 و … 

از رهگذر عدالت اجتماعی است.

 

 ✓ روایات فراوانی نیز درباره عدالت از ایشان به یادگار مانده است:

 

۱) عدالت، اساس قوام عالم : «الْعَدْلُ أَسَاسٌ بِهِ قِوَامُ الْعَالَم‌».

۲) عدالت، قوى ترین بنیان و اساس : «الْعَدْلُ أَقْوَى أَسَاس‌».

۳) بهترین سیاست عدل پیشگى است: «الْعَدْلُ أَفْضَلُ السِّیَاسَتَیْن‌».

۴) اصلاح رعیت در پناه عدالت : «بِالْعَدْلِ تَصْلُحُ الرَّعِیَّة».

۵) آبادانى شهرها با عدالت‌ ممكن است: «ما عُمِّرَتِ‌ الْبُلْدَانُ‌ بِمِثْلِ الْعَدْل‌».

۶) بركات الهى با اجراى عدالت فزونى یافته و به سوى مردم سرازیر مى‌شود: «بِالْعَدْلِ تَتَضَاعَفُ‌ الْبَرَكَات‌». (*)

 

 ⩮ و سرانجام نیز در راه گسترش «عدالت»، شهد شهادت نوشید.

 * غرر الحکم و درر الکلم

 

 🌐 برگرفته از آیین رحمت

 

 نظر دهید »

چرا یاری مظلوم، جلوی بلا را می‌گیرد؟

06 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

چرا یاری مظلوم، جلوی بلا را می‌گیرد؟

دومین گناهی که از نگاه امام سجاد (ع) بلا نازل می‌کند، «ترک معاونة المظلوم»، یعنی دست‌کشیدن از یاریِ مظلوم است. این روایت، یاریِ مظلوم را نه یک اقدامِ اختیاری، که یک وظیفهٔ شرعی و عاملِ دفعِ بلا معرفی می‌کند. مهم‌ترین مصداقِ مظلوم در عصرِ ما، مسلمانانِ مظلوم در فلسطین، یمن و دیگر نقاطِ جهان هستند. کمک به آنان، مصداقِ بارزِ این وظیفه و مانعی برای نزولِ بلای عمومی است. بی‌تفاوتی نسبت به مظلوم، جامعه را در معرضِ خشم الهی قرار می‌دهد.

 نظر دهید »

امر به معروف؛ سدی در برابر بلا

06 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

امر به معروف؛ سدی در برابر بلا

سومین گناهِ نازل‌کنندهٔ بلا از منظر امام سجاد (ع)، «تضییع الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر» یعنی ضایع کردنِ این فریضهٔ الهی است. وقتی جامعه‌ای از اصلاحِ فساد و تذکرِ نیکی دست بکشد، گناه و فساد در آن گسترش یافته و بلا، همه را فرا می‌گیرد. پیامبر (ص) این وضعیت را به مسافرانِ کشتی تشبیه کرده‌اند که یکی از آنها شروع به سوراخ کردنِ کشتی می‌کند و دیگران او را باز نمی‌دارند تا همه غرق شوند. امر به معروف، فقط یک توصیهٔ اخلاقی نیست؛ بلکه سدّی محکم در برابر بلای عمومی و فروپاشیِ جامعه است.

 نظر دهید »

اطاعت از اشرار؛ ریشه نفوذ دشمنان

06 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

اطاعت از اشرار؛ ریشه نفوذ دشمنان

 امام سجاد (ع) «الانطباع للأشرار» به معنای منقاد و تسلیمِ اشرار شدن را پنجمین گناهِ سلطه‌بخشِ دشمنان معرفی می‌کند. این یعنی وقتی جامعه‌ای به‌جای پیروی از صالحان، از ستمگران و بدکاران تبعیت کند، زمینه را برای نفوذ و چیرگی دشمنان فراهم کرده است. «انطباع» به معنای قالب‌پذیری و تسلیم‌محض است. جامعه‌ای که الگوهای خود را از میان اشرار انتخاب کند، نه تنها ارزش‌های خود را از دست می‌دهد، بلکه در برابر دشمنان نیز آسیب‌پذیر می‌شود.

 نظر دهید »

حلال‌شمردن حرام؛ خطری برای امنیت ملی

06 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

حلال‌شمردن حرام؛ خطری برای امنیت ملی

 امام سجاد (ع) «إباحة المحظور» یعنی حلال و مباح دانستنِ حرام‌های الهی را از عوامل سلطهٔ دشمنان برمی‌شمارد. این گناه، فراتر از یک خطای فردی است؛ تهدیدی برای کیان یک جامعه محسوب می‌شود، زیرا با توجیه‌گری و عادی‌سازیِ گناه، مرزهای شرع و اخلاق فرو می‌ریزد. وقتی حرام‌ها در جامعه به‌عنوان امری عادی پذیرفته شوند، زمینه برای هرگونه فساد و بی‌بندوباری فراهم شده و جامعۀ هدفِ آسانِ دشمنان خواهد شد. پاسداشت حلال و حرام الهی، ضامن عزت و امنیت جامعه است.

 نظر دهید »

چرا ظلم آشکار، دشمن را بر ما مسلط می‌کند؟

06 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

چرا ظلم آشکار، دشمن را بر ما مسلط می‌کند؟

 امام سجاد (ع) «مجاهره بالظلم» یعنی ظلم آشکار و بی‌پروایی در ستمگری را نخستین گناهی می‌داند که دشمنان را مسلط می‌کند. ظلم پنهان نیز بد است، اما وقتی ظلم، آشکار و عادی شود و کسی در برابر آن نایستد، جامعه به نقطهٔ سقوط می‌رسد. تاریخ نشان داده است که تداوم ظلم آشکار، زمینه‌ساز سقوط حکومت‌ها و سلطهٔ بیگانگان بوده است. امام (ع) با این هشدار، ما را به نظارت همگانی بر عدالت و مبارزه با بی‌عدالتی دعوت می‌کند.

 نظر دهید »

بی‌تفاوتی؛ آغازی بر بلای عمومی

06 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

بی‌تفاوتی؛ آغازی بر بلای عمومی

 امام سجاد (ع) در نخستین گناهِ نازل‌کنندهٔ بلا، به «ترک اغاثه الملهوف» یعنی دست‌کشیدن از فریادرسیِ درماندگان اشاره می‌کند. این یعنی بی‌تفاوتی نسبت به کسی که دستِ یاری به سوی ما دراز کرده، نه تنها یک رذیلت اخلاقی، که زمینه‌ساز نزول بلاهای عمومی است. «ملهوف» کسی است که غیر از خدا، پناهی ندارد. وقتی جامعه از یاری این افراد سرباز زند، در حقیقت رحمت الهی را از خود دور کرده و زمینه را برای گرفتاری‌های بزرگ فراهم می‌آورد. پس فریادرسی، فقط یک کار نیک نیست؛ بلکه مانعی برای بلای عمومی است.

 نظر دهید »

این سه گناه، بلای عمومی را نازل می‌کنند

06 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

این سه گناه، بلای عمومی را نازل می‌کنند

 امام سجاد (ع) می‌فرماید گناهانی که بلا را نازل می‌کنند، سه‌تاست: دست‌کشیدن از فریادِ درماندگان، یاری نکردن به ستمدیدگان و ضایع کردن امر به معروف و نهی از منکر. نکته مهم این است که این گناهان، جنبه فردی ندارند؛ بلکه ترک مسئولیت اجتماعی هستند. وقتی جامعه‌ای نسبت به دردِ هم‌خود بی‌تفاوت شود و از اصلاحِ فساد دست بکشد، بلای عمومی در انتظار آن خواهد بود. این روایت، درسِ بزرگِ همبستگی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی را به ما می‌آموزد.

 نظر دهید »

سقوط حکومت‌ها؛ از نگاه امام سجاد (ع)

06 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

سقوط حکومت‌ها؛ از نگاه امام سجاد (ع)

 امام سجاد (ع) در روایتی عمیق، ریشه سلطه دشمنان را نه در ضعف نظامی، که در پنج گناه اجتماعی می‌داند: ظلم آشکار، ترویج علنی فساد، حلال‌شمردن حرام‌های الهی، نافرمانی از نیکان و پیروی از اشرار. این روایت که در معانی الأخبار نقل شده,به ما هشدار می‌دهد که سقوط یک جامعه، از درون و با عادی‌سازی گناه آغاز می‌شود. وقتی فساد علنی شود و نیکان کنار گذاشته شوند، زمینه برای چیرگی دشمنان فراهم می‌آید. این نگاه، مسئولیت ما را در قبال سلامت اخلاقی جامعه دوچندان می‌کند.

 نظر دهید »

عزت گمشده‌ات را فقط یک نفر دارد؛ کسی که برای خودش نمی‌خواهد

06 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

امام سجاد علیه السلام می‌فرماید:

«طَاعَةُ وُلَاةِ الْأَمْرِ تَمَامُ الْعِز؛ همه عزت در اطاعت و پیروی از ولی امر است.»

از مهم‌ترین ویژگی‌های «امام» و «ولی امر»، در تفکر اسلامی، زهد و دنیاگریزی است. «ولی امر» کسی است که هرگز به فکر منافع و مصالح شخصی خود نیست. او هیچ چیزی برای خودش نمی‌خواهد. او هرگز از موقعیت ولایت و امامت برای تأمین خواسته‌های شخصی و پیشبرد نظرات و تمایلات فردی‌اش استفاده نمی‌کند. افزون بر این، امام کسی است که دنبال اقامه عدل است. او دنبال احقاق حق است. او دنبال اقامه دین خداست. امام کسی است که به چیزی جز پیشرفت و اقتدار جامعه اسلامی نمی‌اندیشد. او جز خیر ملت را نمی‌خواهد. او خواسته‌ای جز تعالی و عزت ملت ندارد. 

امام حسین علیه السلام در نامه‌ای خطاب به مردم کوفه نوشت:

«فَلَعَمْرِي مَا الْإِمَامُ إِلَّا الْحَاكِمُ بِالْكِتَابِ الْقَائِمُ بِالْقِسْطِ الدَّائِنُ بِدِينِ الْحَقِّ الْحَابِسُ نَفْسَهُ عَلَى ذَاتِ اللَّهِ؛ 

به جان خودم سوگند، امام كسى نيست مگر آن كه بر اساس كتاب خدا حكومت كند، عدل و داد را بر پا دارد، پايبند دين حق باشد و خود را وقف در راه خدا كند.»

با توجه به نکات پیش‌گفته، روشن می‌شود که نتیجه قطعی پیروی و اطاعت از چنین کسی، عزت و عدالت و اقتدار و تعالی است. آری «همه عزت در اطاعت از ولی امر است.»

و خدا رحمت کند امام خمینی(ره) را که چقدر حکیمانه فرمود: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیبی نرسد.»

 

 نظر دهید »

علی‌اکبر(ع)؛ آینه‌ای که نوجوان امروز گمشده‌اش را در آن می‌بیند

05 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

🌱 حضرت علی‌اکبر(ع) و هویت‌یابی نوجوانان و جوانان

 

🚩یکی از مهم‌ترین نیازهای دوران نوجوانی و جوانی، پاسخ دادن به این پرسش است:

 

«من چه کسی هستم و قرار است چگونه زندگی کنم؟»

 

حضرت علی‌اکبر(ع) الگویی ارزشمند برای نوجوانان و جوانان در مسیر هویت‌یابی است. در تاریخ آمده است که ایشان از نظر رفتار، اخلاق و منش، بیشترین شباهت را به پیامبر اکرم(ص) داشتند؛ و همین ویژگی، ایشان را به نمونه‌ای روشن از یک شخصیت اصیل و متعادل تبدیل می‌کند.

 

از نگاه روان‌شناسی، نوجوانی که الگوهای سالم و ارزشمند در اختیار دارد، کمتر دچار سردرگمی هویتی می‌شود و مسیر زندگی خود را روشن‌تر پیدا می‌کند.

 

درس‌های تربیتی حضرت علی‌اکبر(ع) برای والدین:

 

✨ فرزندان بیش از نصیحت، به الگوی عملی نیاز دارند.

 

✨ هویت سالم زمانی شکل می‌گیرد که نوجوان برای ارزش‌ها، باورها و اهداف خود، تصویری روشن داشته باشد.

 

✨ نوجوانی که احساس تعلق به خانواده و ارزش‌های اصیل را تجربه می‌کند، کمتر در برابر فشار همسالان آسیب‌پذیر می‌شود.

 

✨ گفت‌وگوی صمیمانه والدین با نوجوان، از مهم‌ترین زمینه‌های شکل‌گیری هویت سالم است.

 

🌿 نوجوانان برای یافتن خود، بیش از هر چیز به الگو، محبت و همراهی نیاز دارند.

 

 نظر دهید »

زنی که در اوج داغ، از پا نیفتاد؛ زینب، نماد شکست‌ناپذیری روح

05 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

🥀حضرت زینب(س)؛ الگوی #تاب‌آوری و استحکام روانی

 

وقتی از قدرت روحی سخن می‌گوییم، نام حضرت زینب(س) درخشان‌ترین نمونه تاریخ است.

 

او در مدت کوتاهی داغ برادر، فرزندان، برادرزادگان و یاران عزیزش را تحمل کرد؛ اما در سخت‌ترین شرایط، نه امیدش را از دست داد و نه رسالتش را فراموش کرد.

 

از نگاه #روان‌شناسی، حضرت زینب(س) به ما می‌آموزد:

 

✨ #تاب‌آوری یعنی ادامه دادن مسیر، حتی زمانی که زندگی مطابق خواسته ما پیش نمی‌رود.

 

✨ انسان‌های قوی، در #بحران‌ها به جای تسلیم شدن، معنا و هدف خود را حفظ می‌کنند.

 

✨ هیجان‌های دردناک را می‌توان مدیریت کرد؛ بدون آنکه عزت و کرامت انسان آسیب ببیند.

 

✨ #شجاعت واقعی، حفظ #آرامش و انجام مسئولیت در دل طوفان است.

 

حضرت زینب(س) نشان داد که گاهی بزرگ‌ترین پیروزی، ایستادگی در برابر رنج‌ها و تبدیل درد به آگاهی و روشنگری است.

 

🌿 تاب‌آوری یعنی: «شکسته نشوی، حتی سخت آزمایش شوی .

 

 نظر دهید »

پیروزِ کربلا کیست؟ آنکه روایت را ساخت، نه آنکه سر برید

05 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

💠 چه کسی در کربلا پیروز شد؟!

🔸تأملی در ملاک «شکست و پیروزی»

 

🔺امام صادق(ع) میفرمایند:

پس از ماجرای کربلا، زمانی‌که امام سجاد(ع) وارد مدینه شد، ابراهيم‌بن‌طلحة از روی #طعنه و کنایه به ایشان گفت:

«اى على‌بن‌الحسين! در این نبرد، چه كسى #پیروز شد؟»

(قالَ‌: يا عَلِيَّ بنَ الحُسَينِ‌، مَن غَلَبَ؟) 

 

🔺حضرت به او فرمود:

«اگر مى‌خواهى بدانى چه كسى پيروز شد، هنگامى كه وقت نماز رسيد، #اذان و اقامه بگو.»

(فَقالَ لَهُ: إذا أرَدتَ أن تَعلَمَ مَن غَلَبَ و دَخَلَ وَقتُ‌ الصَّلاةِ‌، فَأَذِّن ثُمَّ أقِم)

 

📚 الأمالي (للطوسي)، ص677.

 

📌پ.ن: 

▫️ملاک پیروزی در نگاه حضرت، نه لزوما در فتح نظامی، که در تداوم و امتداد «فکر و اندیشه» است. ملاک لزوما در تسخیر خاک نیست، بلکه در تسلط بر دل‌ها و ذهن‌هاست، و این، #مهم‌ترین_ابزار_ماندگاری هر مکتب در طول تاریخ است.

 

▫️در واقع حضرت به نحوی ملاک شکست و پیروزی را در «#تحقق_اهداف» میداند. 

یزید، با ریختن خون سیدالشهدا(ع)، قصد داشت تاج قدرت را تحکیم بخشد و نام اهل‌بیت را از صفحهٔ تاریخ محو کند. اما امام حسین(ع) با قیامش به دنبال احیای دین، اندیشه و تفکر رسول‌الله(ص) بود، او میخواست جامعهٔ اسلامی را از خواب غفلت و تحریف برهاند.

 

▫️خب کدام یک پیروز شده و به اهدافش رسید؟

یزید، هرچند به ظاهر پیروز میدان بود، اما در عمل با موجی از خشم اجتماعی و نفرت عمومی و قیام‌های پیاپی مواجه شد و نتوانست قدرتش را تثبیت کند، و با مرگی خوار و زودرس از صحنهٔ تاریخ محو گشت.

 

▫️اما حسین(ع)، نامش، پیامش و خونش، نه‌تنها خاموش نشد، بلکه شعله‌ورتر گشت؛ بیدارگر دل‌ها شد و تفکر نبوی را از پس پردهٔ ستم بیرون کشید. قیام اوست که امروزه الهام‌بخش جنبش‌های آزادی‌بخش، و پشتوانهٔ بیداری اسلامی و انقلاب‌های مردمی شده است.

 

▫️اگرچه یزید در کربلا جسم‌ها را شکست، اما نتوانست وجدان دینی جامعه را فتح کند.

لذا حضرت میفرماید: ما شهید شدیم اما صدای ما خاموش نشد؛ بلکه هنوز این صدای رسول الله است که از مناره‌ها شنیده می‌شود.

 

▫️یعنی اسلامِ نبوی، زنده و جاری مانده است؛ و این همان #پیروزی_حقیقی است.

گفتمان پیامبر(ص)، نه‌ تنها در کربلا نابود نشد، بلکه با خون شهدا، #حیاتی_تازه یافت.

 

▫️این پاسخ حضرت را به نحو دیگری نیز میتوان خوانش کرد. در ظاهر، آنچه در کربلا رخ داد، شکستی تلخ بود؛ بدن‌های پاره‌پاره، سرهای به نیزه رفته، لب‌های تشنه، کودکان بی‌پناه و…، اما امام سجاد(ع) این حقیقت خونین را به #روایتی_جاودانه تبدیل کرد؛ روایتی که هویت شیعه را ساخت و عزت اسلام را احیا کرد.

 

▫️در این منطق، «#روایت_پدیده‌ها»، بسیار مهمتر از «خودِ پدیده‌ها»ست، و آنکه «روایت» را می‌سازد، #پیروز_نهایی است. و روایت پیروزی عاشورا، در روایتگری و خطبه‌های #زینب_کبری(س) و #امام_سجاد(ع) تداوم یافت؛ روایتی که دل‌ها را لرزاند و طومار سلطنت را در هم پیچید.

 

▫️پاسخ امام سجاد(ع) به یک طعنهٔ سیاسی، در واقع بازتعریفی است عمیق از مفهوم «قدرت، شکست و پیروزی». در این نگاه، میدان نبرد از «شمشیر» به «روایت» منتقل می‌شود.

بنابراین، در این دستگاه، پیروز کربلا کسی بود که توانست «روایت» را بسازد، «فکر و اندیشه» را امتداد بخشد و او کسی نبود جز #حسین‌بن‌علی(ع).

 

‼️ حال با همین دستگاه تحلیلی میتوان به جنگ جریان مقاومت و استکبار در پساطوفان الاقصی نگریست و آن را تحلیل کرد و همچنین به جنگ 12روزه و جنگ رمضان چنین نگاه کرد، و پیروز میدان را روایت کرد.

 نظر دهید »

آن یهودی که از مسلمان‌ها مسلمان‌تر بود

05 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

💠 چه میشود که شهادت امام، غیرمسلمانی را برمی‌انگیزاند اما یک مسلمان را برنمی‌انگیزاند؟!

 

⬅️ پرده اول:

▫️#ربیع‌بن‌خُثَیم که یکی از هشت زاهد

معروف جهان اسلام به شمار مى‌آمد،

بيست سال سكوت اختيار كرده بود و

هیچ سخن نمیگفت، مگر حرفى كه به اعتقاد خودش به آسمان، بالا برود، و در فتنه‌ها حرف نمى‌زد و #سکوت میکرد.

 

▫️هنگامی‌كه امام حسين(ع) به شهادت

رسید، با شنیدن این خبر، او تنها یک جمله

گفت و آن این بود که: 

➕«آيا آنها چنین کاری کردند؟» 

 

▫️سپس این آیه را خواند:

➕«قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (الزمر: 46)»

 

(بگو: خدايا، اى پديدآورندۀ آسمان‌ها و زمين، اى داناى پنهان و پيدا، تو خودت بين بندگانت در هر چيزى كه سرش اختلاف دارند، داورى مى‌كنى)

 

▫️بعد از آن نیز دوباره رویه #سکوت خود را پیش گرفت، تا اینکه از دنیا رفت.

 

(…فَلَمّا قُتِلَ الحُسَينُ قالوا: لَيَتَكَلَّمَنَّ اليَومَ‌، فَقالوا لَهُ‌: يا أبا يَزيدَ! قُتِلَ الحُسَينُ‌! فَقالَ‌: أوَ قَد فَعَلوا؟…)

 

📚ربیع الأبرار، ج۲، ص۱۲۸؛ شرح نهج البلاغة (لإبن أبی الحديد)، ج۷، ص۹۳.

 

⬅️ پرده دوم:

▫️در مجلس یزيد، يکى از #علماى_يهود حضور داشت. او از یزید پرسید: 

«ای امیرمؤمنان، این سر کیست؟» 

گفت: «حسین‌بن‌علی‌بن‌ابی‌طالب.» 

 

▫️عالم یهودی پرسيد: 

«مادرش کیست؟» 

یزید گفت: «مادرش فاطمه دختر محمد است.» عالم یهودی گفت:

➕«شگفتا! پس این، فرزندِ دخترِ پیامبر شماست و شما او را به این زودی کشتید؟! چه بد جانشینانی برای پیامبرتان در حق فرزندانش بودید!

 

➕به خدا سوگند، اگر #موسی‌بن‌عمران در میان ما حتی یک نوه از نسل خود بر جای گذاشته بود، گمان می‌کردیم که باید او را ـ پس از خداوند ـ بزرگ‌ترین حرمت نهیم (و چنان او را تعظیم می‌کردیم که گویی می‌پرستیمش)، 

 

➕اما شما پيامبرتان به تازگى از دنيا رفته و بر فرزند پيامبرتان حمله بردید و او را به قتل رساندید! چه بد امتی هستید.»

 

(… وَاللَّهِ لَوْ تَرَكَ فِينَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ‌ سِبْطاً مِنْ صُلْبِهِ لَظَنَنَّا أَنَّا كُنَّا نَعْبُدُهُ مِنْ دُونِ رَبِّنَا وَ أَنْتُمْ إِنَّمَا فَارَقَكُمْ نَبِيُّكُمْ‌ بِالْأَمْسِ فَوَثَبْتُمْ عَلَى ابْنِهِ فَقَتَلْتُمُوهُ سَوْءَةً لَكُمْ مِنْ أُمَّةٍ‌)

 

▫️يزيد از سخنان او برآشفت و دستور داد او را گردن بزنند.

مرد يهودى برخاست و گفت:

➕«اگر می‌خواهید مرا بزنید، بزنید؛ اگر می‌خواهید مرا بکشید، بکشید؛ و اگر می‌خواهید رهایم کنید، رهایم سازید.

 

➕زیرا من در تورات خوانده‌ام که هر کس نسل پیامبری را بکشد، تا زمانی که زنده است پیوسته ملعون خواهد بود، و چون بمیرد، خداوند او را در آتش دوزخ داخل خواهد کرد.»

 

📚الفتوح، ج۵، ص۱۳۲؛ بحارالأنوار، ج۴۵، ص۱۳۹. 

 

 نظر دهید »

انتقام الهی از قاتلان امام حسین (ع) به دست امام زمان (عج)؛ وعده خداوند به فرشتگان

05 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

🔺عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : لَمَّا كَانَ مِنْ أَمْرِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَا كَانَ ضَجَّتِ اَلْمَلاَئِكَةُ إِلَى اَللَّهِ بِالْبُكَاءِ وَ قَالَتْ يُفْعَلُ هَذَا بِالْحُسَيْنِ صَفِيِّكَ وَ اِبْنِ نَبِيِّكَ قَالَ فَأَقَامَ اَللَّهُ لَهُمْ ظِلَّ اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ قَالَ بِهَذَا أَنْتَقِمُ لِهَذَا. 

 

 

🔸امام صادق عليه‌السلام فرمودند:

 چون كار حسين چنان شد كه شد (اصحاب و جوان‌هايش كشته شدند و خودش تنها ماند) فرشتگان بسوى خدا شيون و گريه برداشتند و گفتند: با حسين برگزيده و پسر پيغمبرت چنين رفتار كنند؟

 پس خدا شبح و سايه حضرت قائم عليه‌السلام را به‌ آن‌ها نمود و فرمود: با اين انتقام او را مي‌گيرم. 

 

 

📚: الکافي ج ۱، ص ۴۶۵

این حدیث شریف به یکی از عمیق‌ترین ابعاد واقعه عاشورا، یعنی واکنش ملکوتی عالم بالا به این مصیبت عظمی و پیوند ناگسستنی آن با مسئله مهدویت و انتقام الهی اشاره دارد.

 

1. «لَمَّا كَانَ مِنْ أَمْرِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَا كَانَ»

این عبارت کنایه از اوج مصیبت و مظلومیت امام حسین علیه السلام در لحظات پایانی نبرد است. زمانی که تمام یاران و اهل بیتش به شهادت رسیده بودند و آن حضرت در نهایت غربت و تنهایی آماده شهادت شد. این لحظه، اوج یک فاجعه عظیم در تاریخ هستی است که نظام خلقت را متأثر ساخت.

 

2. «ضَجَّتِ اَلْمَلاَئِكَةُ إِلَى اَللَّهِ بِالْبُكَاءِ»

واژه «ضجّ» به معنای فریاد بلند همراه با جزع و ناله است. گریه ملائکه، یک واکنش صرفاً عاطفی نیست، بلکه تجلی درک آنها از نقض تمام عیار حرمت الهی است. فرشتگان که مظهر طهارت و عبادت‌اند، با مشاهده اینکه چگونه برگزیده خدا و پسر پیامبرش (صفیّ و ابن نبیّک) در برابر دیدگان امتی که ادعای مسلمانی دارند، با آن وضع فجیع به قتل می‌رسد، به درگاه الهی فریاد برمی‌آورند. این تعبیر، عظمت مصیبت و تقبیح فعل فاعلان آن در ملأ اعلی را نشان می‌دهد. در روایت کامل الزیارات، این بخش مفصل‌تر آمده و ملائکه حتی ابراز تمایل به یاری امام حسین علیه السلام می‌کنند، اما خداوند به آنها اعلام می‌کند که شهادت تقدیر حتمی است و سپس وعدۀ انتقام را می‌دهد.

 

3. «يُفْعَلُ هَذَا بِالْحُسَيْنِ صَفِيِّكَ وَ اِبْنِ نَبِيِّكَ»

این جمله استفهام انکاری ملائکه است. تعبیر «صفیّک» (برگزیده و خالص گردانده تو) و «ابن نبیّک» (فرزند پیامبرت)، نشان‌دهنده والاترین درجه قرب و منزلت امام حسین علیه السلام نزد خداوند است. فرشتگان از این فعل وحشتناک تعجب می‌کنند که چگونه چنین جسارتی به ساحت کسی می‌شود که این درجه از قرب الهی را دارد. این بخش، ریشه قرآنی دارد و یادآور آیاتی است که حرمت والای «شعائر الله» و اولیای الهی را یادآور می‌شود.

 

4. «فَأَقَامَ اَللَّهُ لَهُمْ ظِلَّ اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ»

واژه «أقام» به معنای برپا داشتن و نشان دادن است. «ظلّ القائم» (سایه یا شبح قائم) به این معناست که خداوند متعال تصویری از وجود مقدس حضرت مهدی علیه السلام را به ملائکه نشان داد تا به آنها بفهماند که خط شهادت و مظلومیت امام حسین علیه السلام بدون نتیجه نیست و پایان آن به برپایی حکومت عدل الهی به دست آخرین ذخیره الهی منتهی می‌شود. این رؤیت، تسلّی‌بخش ملائکه بود.

 

5. «بِهَذَا أَنْتَقِمُ لِهَذَا»

این جمله، وعده قطعی الهی برای انتقام است. ضمیر «هذا» در اول عبارت به حضرت قائم و در دومی به امام حسین علیه‌السلام برمی‌گردد. این پیوندی عمیق و ناگسستنی بین عاشورا و ظهور برقرار می‌کند. انتقام، نه به معنای کینه‌جویی شخصی، بلکه به معنای برقراری عدالت، نابودی کامل باطل و محو آثار ظلم و کفر از روی زمین است. خداوند به ملائکه می‌فهماند که ظلم به «صفیّ» خود را هرگز بدون تاوان نخواهد گذاشت و آخرین حجت خود را برای تحقق این امر ذخیره کرده است. حضرت مهدی (عج) در حقیقت، خون‌خواه و منتقم امام حسین علیه السلام است.

 نظر دهید »

امروز عاشوراست؛ روزی که تاریخ هرگز نتوانست از داغش عبور کند

04 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

🏴 امروز عاشوراست…

روزی که حسین بن علی(ع) صبحش را با این دعا آغاز کرد:

«اللهم انت ثقتی فی کل کرب…»

روزی که یارانش یک‌به‌یک به میدان رفتند و جان دادند.

روزی که علی‌اکبر(ع) با لب تشنه بازگشت و گفت:

«ای پدر! تشنگی مرا از پا درآورده است…»

 

روزی که عباس(ع) کنار فرات ایستاد و آب ننوشید.

 

روزی که قاسم(ع)، عبدالله بن حسن(ع) و دیگر جوانان بنی‌هاشم پرپر شدند.

 

روزی که گلوی علی‌اصغر(ع) به جای آب، تیر نوشید.

 

روزی که زینب(س) در قتلگاه فریاد زد:

«وا اخاه… وا سیداه…»

 

و روزی که حسین(ع)، تنها و بی‌یاور، زیر هجوم هزاران شمشیر و تیر ایستاد تا به همه تاریخ بیاموزد:

 

عزت، از جان عزیزتر است.

 

عاشورا فقط یک روز در تقویم نیست؛

ضربان همیشگی وجدان انسان و پرچم برافراشته آزادگی در طول تاریخ است.

 

السلام علی الحسین

و علی علی بن الحسین

و علی اولاد الحسین

و علی اصحاب الحسین

 نظر دهید »

سکوت مرگبار یک قهرمان در برابر شش "عبدالله" مدعی

03 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

برای مورخان عجیب است که چرا بعد از تصمیم سیدالشهدا(ع) برای خروج از مدینه، کلامی از #عباس(ع) نقل نشده و او سخنی با حسین(ع) نگفته!

 

اما از سوی مقابل:

#محمدبن‌حنفیه، 

عبدالله‌بن‌زبیر، 

#عبدالله‌بن‌جعفر، 

عبدالله‌بن‌عمر، 

#عبدالله‌بن‌عباس 

و عبدالله‌بن‌مطیع، 

چقدر راه و چاه نشان امام‌شان دادند!

 

آه چقدر «عبدالله» در مقابل «أباعبدالله»!

 

حسین(ع) از #مقام_مشورت، عبور کرده و در #مقام_عزم ایستاده بود، اما عده‌ای همچنان به او مشورت میدادند که چه کند و چه نکند،

ولی دریغ از ذره‌ای عزم و حرکت، حال آنکه روز، روز عزم بود، عزم کربلایی شدن.

 

حسین(ع) راهش را انتخاب کرده و فقط به دنبال همراه می‌گشت:

«مَنْ كَانَ بَاذِلًا فِينَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ فَإِنِّي‌ رَاحِلٌ‌ مُصْبِحاً إِنْ شَاءَ اللَّه‌»

(منبع)

 

هان! بهوش باشيد كه هر كدام از شما آماده است تا در راه آرمان بلند ما قطره قطره خون قلبش را ايثار كند و جان خويش را در راه شهادت و ديدار خدا نثار نمايد، بر اوست كه بار سفر ببندد و همراهى ما را برگزيند؛ چرا كه من به خواست خدا و در پرتو مهر و لطف او بامداد فردا حركت خواهم كرد.

 

و عباس(ع) چه زیبا همراه ولیّ شد، مطیع او شد،

این است بصیرت نافذ عباس(ع).

 

ابوالفضل العباس، #قهرمان_میدان_اقامه_دین شد

و محمدبن حنفیه‌ها، عبرتی ابدی برای امروز ما.

 نظر دهید »

کربلا رفتن و کربلایی شدن؛ تأملی بر دو گونه تشرف

03 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

کربلا رفتن و کربلایی شدن؛ تأملی بر دو گونه تشرف

 

در ادبیات زیارت، گاه جملاتی رواج می‌یابند که با وجود درخشش ظاهری، جامعیت و دقت مفهومی ندارند. یکی از این تعابیر نارسا، این باور است که «هر که به زیارت می‌رود، طلبیده شده است». این جمله، اگرچه دل‌نشین می‌نماید، اما با واقعیت و مبانی معرفتی سازگاری تام ندارد. سفر به کربلا، مکّه یا هر مکان مقدس دیگر، در بستر اراده، برنامه‌ریزی و فراهم شدن مقدمات سفر شکل می‌گیرد. نسبت دادن این سفرها صرفاً به یک طلب ازلی، کلیت ندارد و اسباب و اختیار انسان را نادیده می‌انگارد.

 

برای درک بهتر این نکته، کافی است به تمثیلی از مراسم حج بنگریم. در منابع روایی آمده است که در موسم حج، هیاهو و ازدحام فراوان است، اما حج‌گزاران راستین اندک‌اند: «ضَجیج فراوان هستند و حَجیج اندک» (بحار، ج ۴۶، ص ۲۶۱). این گزاره، تمایزی عمیق میان «حضور فیزیکی» و «تشرف معنوی» ترسیم می‌کند. این منطق به‌طور کامل در زیارت اربعین نیز جاری است. در مسیر کربلا، انبوه زائران دیده می‌شوند که مسافت را پیموده‌اند، اما چه‌بسا کربلایی‌شدگان در این میان اندک باشند. اینجا دیگر پای رفتن در میان نیست، سخن از «شدن» است.

 

این معنا تا بدان پایه عمیق است که در روایات، راهی برای زائرانی که از وصال ظاهری محروم‌اند، گشوده شده است. در نقل است که فردی به حضرت عرض کرد: فاصله‌ی ما تا کربلا بسیار دور است. حضرت پاسخ دادند: سه مرتبه بگو: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ»؛ اگر چنین کنی، برای تو زیارتی ثبت می‌گردد که هر زیارت، هم‌سنگ یک حج و یک عمره است (کامل‌الزیارات، صفحه ۲۸۷). این روایت به‌روشنی گواهی می‌دهد که زیارت، پیش از آنکه مقوله‌ای جغرافیایی باشد، حقیقتی قلبی و روحی است. از همین‌رو، چه بسیار افرادی که بدون تشرف ظاهری، زائر حقیقی می‌شوند و در مقابل، چه بسیار تشرف‌یافتگانی که هرگز طعم زیارت را نمی‌چشند. تاریخ نیز شاهد بوده است کسانی را که سر بر بالین رسول خدا می‌نهادند اما بوی بهشت را از فرسنگ‌ها استشمام نمی‌کردند، و در مقابل، مردمانی در یمن که با نبی‌الله محشور گشتند.

 

غرض از این تأمل، نفی ارزش پیمودن راه یا انکار برکات تشرف ظاهری نیست. برخی زیارت‌ها واقعاً جز طلب یار نیست و عشق، زائر را به حرکت وا می‌دارد. اما آنچه اهمیت دارد، فهم این دقیقه است که جمله‌ی «هر که به زیارت برود طلبیده شده است»، تعبیری جامع و کامل نیست. این آگاهی، بار سنگین غرور مقدس را از دوش می‌اندازد و نگاه ما را از کمیتِ حضور به کیفیتِ اتصال معطوف می‌کند. امید که در این مسلک، همگان از «کربلا رفته» بودن فراتر رویم و در زمره‌ی «کربلایی شده»ها قرار گیریم. چه زیبا زمزمه می‌کردند:

ای خدا ما را کربلایی کن

بعد از آن با ما هر چه خواهی کن

 نظر دهید »

چرا نباید ضعف‌های خود را در برابر دیگران فاش کنیم؟

03 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

«فاش کردن ضعف‌ها» و «زبانِ بی‌مهار»

امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند:

▫️«کسی که مشکلات و بدحالی خود را آشکار سازد، به خواری تن داده است.

▫️و کسی که زبانش را بر خود امیر کند، خویش را خوار ساخته است.»

📚 تحف العقول، ص۲۰۱

گاهی یک سخنِ نابجا، خسارتی ایجاد می‌کند که جبران آن آسان نیست.

هم آنان که با حاشیه‌سازی، فشار و تحریک، فردی را به واکنش‌های احساسی سوق می‌دهند، خطا می‌کنند؛

و هم کسی که عنان خشم را از دست داده و سخنانی بر زبان می‌راند که مصلحت در بیان آن‌ها نیست، مسئول رفتار خویش است.

از نگاه امیرالمؤمنین(ع)، انسانِ حکیم، مالک زبان خویش است؛ نه اسیر آن.

زبانِ بی‌مهار، پیش از آنکه دیگران را آسیب بزند، شخصیت و اعتبار صاحب خود را فرسوده می‌کند.

 نظر دهید »

طرماح یا حُر؟ مسئله این است!

03 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

«فرصت‌سوزی» یا «فرصت‌جویی»؟

در کربلا، همه دشمن امام حسین(ع) نبودند؛ بعضی‌ها فقط دیر تصمیم گرفتند…

🔹 طرماح بن عدی، مردی مؤمن و خیرخواه بود. به امام حسین(ع) رسید، اما رساندن آذوقه خانواده را بر یاری امام مقدم دانست. حضرت به او فرمودند:

«اگر قصد یاری ما را داری، شتاب کن.»

اما وقتی بازگشت، عاشورا به پایان رسیده بود…

🔹 در مقابل، حُرّ بن یزید ریاحی تا آخرین لحظات در جبهه مقابل ایستاده بود؛ اما وقتی حقیقت را شناخت، برخاست و تاریخ را تغییر داد.

🔹 هفهاف بن مهند نیز زمانی به کربلا رسید که امام حسین(ع) به شهادت رسیده بود و خیمه‌ها در حال غارت شدن بود؛ اما به جای حسرت خوردن، شمشیر کشید و جان خود را فدای اهل‌بیت(ع) کرد.

فرق انسان‌ها همیشه در «زود رسیدن» نیست؛ گاهی در «زود تصمیم گرفتن» است.

امیرالمؤمنین(ع) فرمودند:

«فرصت‌ها مانند ابر می‌گذرند؛ پس فرصت‌های خیر را غنیمت بشمارید.»

📚 نهج‌البلاغه، حکمت ۲۱

تاریخ، فقط با دشمنان حق ساخته نمی‌شود؛ گاهی با تعللِ دوستان حق نیز تغییر می‌کند.

امروز هم سؤال همان است:

حُرّ خواهیم بود، یا طرماح؟

 نظر دهید »

شعری جانسوز درباره سقای دشت کربلا

03 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

مـشك بـرداشت كه سيـراب كـند دريـا را

رفـت تـا تـشنـگي‌اش آب كـند دريـا را

 

آب روشن شد و عكـس قـمر افتاد در آب

مـاه مي‌خواست كه مهتاب كند دريا را

 

تـشنه مي‌خواست ببيند لـب او را دريا

پس ننوشيد كه سيراب كند دريا را

 

كوفه شد، علقمه شق القمري ديگر ديد

ماه افتاد كه محراب كند دريا را

 

تـا خجالت بكشد، سرخ شود چهره ی آب

زخم مي‌خورد كه خوناب كند دريا را

 

نـاگهان موج برآمد كه رسيد اقيانوس

تـا در آغوش خودش خواب كند دريا را

 

آب مهـريه گُل بـود و اِلاّ خـورشيد

در توان داشت كه مرداب كند دريـا را

 

روي دست تو نديده است كسي دريادل

چون خدا خواست كه ناياب كند دريا را

 نظر دهید »

یزید مرده است؛ اما آیا تفکر یزیدی هم مرده است؟

03 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

🏴| «سرّ اين كه سفارش كرده‌اند هر روز زيارت عاشورا بخوانيد و نسبت به اهل بيت (عليهم‌السلام) تولّی داشته و بر آنان صلوات بفرستيد و از دشمنانشان تبرّی بجوييد، برای آن است كه طرز فكر معاندان ايشان منفور شود، وگرنه هم اكنون سخن از معاويه و يزيد نيست تا آنها را لعنت كنيم. نام و ياد آنها رخت بربسته و قبرشان نيز زباله دانی بيش نيست، الآن سخن از فكر و راه يزيد و يزيديان عصر است.»

 

📚حماسه و عرفان ص٣١١

 نظر دهید »

چگونه صفویان آیین‌های محرم را به بخشی از هویت شیعی ایران تبدیل کردند؟

01 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

عصر صفویه؛ نقطه عطف تاریخ عزاداری امام حسین(ع) در ایران

چگونه صفویان آیین‌های محرم را به بخشی از هویت شیعی ایران تبدیل کردند؟

 

دوره صفویه را می‌توان یکی از مهم‌ترین مقاطع تاریخ عزاداری در ایران دانست. با روی کار آمدن صفویان و رسمیت یافتن مذهب تشیع، آیین‌های سوگواری امام حسین(ع) از محدوده خانه‌ها و محافل خصوصی خارج شد و به عرصه عمومی و اجتماعی راه یافت. بسیاری از سنت‌هایی که امروز در ماه محرم مشاهده می‌کنیم، ریشه در همین دوران دارند.

 

رسمیت یافتن تشیع و گسترش عزاداری

 

با تأسیس حکومت صفوی در اوایل قرن دهم هجری، تشیع دوازده امامی به عنوان مذهب رسمی کشور انتخاب شد. حاکمان صفوی برای تقویت هویت شیعی و ایجاد وحدت مذهبی، از برگزاری مراسم عزاداری حمایت گسترده‌ای کردند. در نتیجه، سوگواری‌های محرم به خیابان‌ها، میدان‌ها و اماکن عمومی راه یافت و به یک سنت فراگیر اجتماعی تبدیل شد.

 

روضه‌خوانی؛ مهم‌ترین میراث مذهبی عصر صفوی

 

یکی از مهم‌ترین تحولات این دوره، شکل‌گیری سنت «روضه‌خوانی» بود. واژه روضه از کتاب «روضة الشهداء» اثر ملاحسین واعظ کاشفی گرفته شده است. این کتاب که درباره واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع) نگاشته شده، توسط واعظان در مجالس مذهبی خوانده می‌شد و به تدریج اصطلاح «روضه‌خوانی» برای این مراسم رواج یافت. 

 

آیا تعزیه در دوره صفویه وجود داشت؟

 

درباره پیدایش تعزیه به شکل نمایشی امروزی، میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد. برخی معتقدند تعزیه در دوره صفویه هنوز به صورت کامل شکل نگرفته بود و مراسم رایج آن زمان بیشتر شامل روضه‌خوانی و دسته‌های عزاداری می‌شد.

 

با این حال، بسیاری از نمادهای عزاداری مانند علم، بیرق و کتل در همین دوره رواج یافتند و بعدها در شکل‌گیری تعزیه و نمایش‌های مذهبی نقش مهمی ایفا کردند.

 

شعر ماندگار محتشم کاشانی؛ صدای جاودان محرم

 

عصر صفویه شاهد شکوفایی ادبیات آیینی نیز بود. مشهورترین اثر بازمانده از این دوره، ترکیب‌بند معروف محتشم کاشانی است که قرن‌هاست در مجالس عزاداری خوانده می‌شود. مطلع این شعر ماندگار چنین است:

 

> «باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟» 

این اثر یکی از شناخته‌شده‌ترین اشعار عاشورایی زبان فارسی به شمار می‌رود و همچنان جایگاه ویژه‌ای در فرهنگ عزاداری ایرانیان دارد. 

 

نتیجه‌گیری

 

دوره صفویه را باید نقطه عطف تاریخ عزاداری در ایران دانست. رسمیت یافتن تشیع، گسترش مراسم محرم در سطح جامعه، پیدایش روضه‌خوانی و شکل‌گیری نمادهای عزاداری، میراثی ماندگار از این عصر به شمار می‌رود؛ میراثی که تا امروز بخش مهمی از هویت مذهبی و فرهنگی ایرانیان را تشکیل داده است.

 

 

 نظر دهید »

اگر امام حسین به عزاداری ما نیاز ندارد، چرا ائمه برای او گریه می‌کردند؟

01 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

 امام حسین(ع) به گریه و عزاداری ما نیاز ندارد!»

 

برخی با ظاهری روشنفکرانه می‌گویند:«امام حسین(ع) شهید نشد که فقط گریه کنیم؛ باید راه او را شناخت.»

 

✅ این سخن که امام حسین(ع) به گریه ما نیاز ندارد، درست است.

 

اما خداوند نیز به نماز و عبادت ما نیازمند نیست؛ آیا به همین دلیل باید عبادت را کنار بگذاریم؟

 

اصلاً بحث، نیاز امام حسین(ع) نیست؛ سخن از نیاز ما به مکتب عاشورا و پیوند با اهل‌بیت(ع) است.

 

🔹 امام رضا(ع) فرمودند:

 

«هرگاه ماه محرم فرا می‌رسید، پدرم امام موسی کاظم(ع) دیگر خندان دیده نمی‌شد و روز عاشورا، روز گریه و اندوه ایشان بود.»

 

📚 امالی صدوق، ص۱۱۱

 

🔹 امام صادق(ع) نیز از امام باقر(ع) نقل می‌کنند که ایشان سفارش فرمودند تا پس از رحلتشان، برای مدت ده سال در منا بر ایشان نوحه‌خوانی شود.

 

📚 بحارالانوار، ج۴۶، ص۲۲۰

 

گریه بر حسین(ع)، تنها اشک ریختن نیست؛گریه بر مظلومیت است،اعتراض به ظلم است،و نشانه محبت به سیدالشهداست.

 

مگر در زیارت عاشورا نمی‌خوانیم که با محبت حسین(ع) به خدا نزدیک می‌شویم؟

 

عزاداری حسینی، سنتی است که خود اهل‌بیت(ع) آن را زنده نگه داشته‌اند.

 نظر دهید »

برای کدام حسین آمده‌ای؟ حسینِ مجلس یا حسینِ مقاومت؟

01 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

برای کدام حسین آمده‌ای؟

 

برای حسینی که در مجلسش کباب می‌دهند،

یا برای حسینی که جگرش از ایستادگی کباب شد؟

 

چای روضه را که می‌نوشی،

فکر می‌کنی بدهی‌ات با خدا صاف شده است؟

فکر می‌کنی با چند قطره اشک، ادامه‌دهنده راه حسین شده‌ای؟

 

حسین را این روزها، بعضی‌ها در ظرف‌های غذا و دیگ‌های نذری خلاصه کرده‌اند؛

در حالی که خون حسین، منشور آزادگی را نوشت، نه مجوز بی‌تفاوتی را.

 

او نرفت تا ما با گریه‌ای ارزان، هزینه سنگین سکوت خود را بپردازیم.

 

او رفت تا به تاریخ بیاموزد:

 

«هیهات منّا الذلّه»

 

حسین، نام ایستادن است.

نام عزت است.

نام مقاومت در برابر ظلم است.

 

پس از خودمان بپرسیم:

 

برای کدام حسین آمده‌ایم؟

حسینِ مجلس،

یا حسینِ قیام و آزادگی؟

 نظر دهید »

نقش مجالس عزاداری در انتقال فرهنگ شیعه به نسل‌های آینده

01 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

یکی از مهم‌ترین کارکردهای مجالس عزاداری، انتقال معارف و فرهنگ اهل‌بیت(ع) به نسل‌های آینده است. بسیاری از کودکان و نوجوانان، نخستین آشنایی خود با شخصیت امامان و ارزش‌های دینی را در همین محافل تجربه می‌کنند.

فضای معنوی هیئت‌ها و مجالس سوگواری، زمینه‌ای فراهم می‌کند تا نسل جدید، افزون بر شنیدن آموزه‌های نظری، با جلوه‌های عملی محبت، ایثار و وفاداری نیز آشنا شود.

تعزیه، روضه‌خوانی و سایر آیین‌های عزاداری، طی قرن‌ها نقش مهمی در حفظ هویت شیعی و انتقال آن از نسلی به نسل دیگر داشته‌اند. به همین دلیل، این مجالس را می‌توان یکی از مؤثرترین ابزارهای آموزش غیرمستقیم معارف دینی دانست.

تداوم این سنت، به معنای تداوم پیوند نسل‌های آینده با سیره و آموزه‌های اهل‌بیت(ع) خواهد بود.

 نظر دهید »

چگونه عزاداری اهل‌بیت(ع) به جامعه‌سازی و حفظ آرمان‌های اسلامی کمک می‌کند؟

01 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

تأثیر عزاداری اهل‌بیت(ع) تنها به حوزه فردی محدود نمی‌شود. هنگامی که یک انسان در پرتو معارف اهل‌بیت(ع) دگرگون شود، این تحول به عرصه اجتماع نیز سرایت می‌کند.

فردی که در مجالس حسینی، ارزش‌هایی مانند عدالت، ایثار، حق‌طلبی و دفاع از حقیقت را می‌آموزد، تلاش می‌کند این آموزه‌ها را در محیط پیرامون خود نیز گسترش دهد.

به همین دلیل، عزاداری در فرهنگ شیعه، بستری برای حفظ و انتقال آرمان‌های اهل‌بیت(ع) به جامعه است. این مراسم، علاوه بر زنده نگه داشتن یاد بزرگان دین، زمینه تحقق ارزش‌های اسلامی در زندگی اجتماعی را فراهم می‌سازد.

در واقع، جامعه‌سازی یکی از آثار غیرمستقیم اما مهم عزاداری است؛ زیرا اصلاح فرد، مقدمه اصلاح جامعه خواهد بود.

 نظر دهید »

نقش عزاداری اهل‌بیت(ع) در تربیت انسان و خودسازی معنوی

01 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

در فرهنگ شیعه، عزاداری زمانی به هدف واقعی خود نزدیک می‌شود که با معرفت و شناخت همراه باشد. سوگواری برای اهل‌بیت(ع) تنها ابراز احساسات نیست؛ بلکه فرصتی برای یادآوری فضایل، آرمان‌ها و سیره عملی آنان است.

حضور آگاهانه در مجالس عزاداری، عقل و عاطفه را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد. انسان در چنین فضایی، علاوه بر تأثر قلبی، با ویژگی‌های اخلاقی و معنوی پیشوایان دین آشنا می‌شود و انگیزه‌ای تازه برای اصلاح رفتار و سبک زندگی خود پیدا می‌کند.

محبت همراه با شناخت، انسان را به الگوگیری از محبوب سوق می‌دهد. از این رو، کسی که با معرفت در مراسم عزاداری شرکت می‌کند، پس از پایان مجلس، تنها یک شنونده متأثر نیست؛ بلکه فردی است که می‌کوشد صفات اهل‌بیت(ع) را در زندگی شخصی خود پیاده کند.

به همین دلیل، عزاداری در مکتب شیعه، یکی از مهم‌ترین ابزارهای تربیت اخلاقی و معنوی انسان به شمار می‌آید.

 نظر دهید »

فلسفه عزاداری اهل‌بیت(ع) از منظر محبت و همدلی با خاندان پیامبر

01 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

اسلام است. قرآن کریم و روایات اسلامی، مودت و دوستی اهل‌بیت(ع) را وظیفه‌ای دینی برای مسلمانان معرفی کرده‌اند. این محبت، تنها یک احساس قلبی نیست؛ بلکه آثاری عملی و رفتاری نیز به همراه دارد.

یکی از مهم‌ترین جلوه‌های محبت، همدلی با محبوب در شادی‌ها و اندوه‌هاست. از همین رو، در فرهنگ شیعه، ابراز شادی در مناسبت‌های فرخنده اهل‌بیت(ع) و اظهار حزن در ایام مصیبت آنان، نشانه‌ای از پیوند قلبی با خاندان رسالت به شمار می‌رود.

امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرمایند:

«شیعیان ما در شادی ما شاد و در اندوه ما اندوهگین هستند.»

همچنین امام صادق(ع) فرمودند:

«شیعیان ما از ما هستند؛ آنچه ما را غمگین یا خوشحال می‌کند، آنان را نیز متأثر می‌سازد.»

بر همین اساس، عزاداری برای اهل‌بیت(ع) تنها یک مراسم ظاهری نیست، بلکه جلوه‌ای از وفاداری و محبت نسبت به پیشوایان الهی است. در سنت شیعی، این اندوه با اشک، ذکر مصیبت، ساده‌زیستی و پرهیز از مظاهر شادی در ایام سوگواری آشکار می‌شود.

امام صادق(ع) در توصیه‌ای به معاویة بن وهب، درباره روز عاشورا سفارش کردند که عزاداران تا پس از وقت فضیلت نماز عصر، از خوردن و آشامیدن فراوان خودداری کنند و همانند صاحبان مصیبت، تنها به اندازه رفع نیاز غذا مصرف نمایند.

بنابراین، عزاداری در نگاه شیعه، تجلی محبت و پیوند عاطفی با اهل‌بیت(ع) و نشانه‌ای از وفاداری به راه و آرمان آنان است.

 نظر دهید »

دردی که در شب‌های محرم، میان صفوف عزاداران دیدم

31 خرداد 1405 توسط صفيه گرجي

دردی که در شب‌های محرم، میان صفوف عزاداران دیدم

شب یکشنبه است. تقویم ۵محرم ۱۴۴۸ را نشان می‌دهد. روی یک نیمکت پلاستیکی توی پارک نشسته‌ام. نسیم خنکی می‌آید و گوشه‌ی پرچم یاحسین کنار منبر را تکان می‌دهد. جمعیت زیادی آمده‌اند. جوان‌ها با سربندهای سبز و مشکی، با پرچمهای سرخ انتقام،پرچم ایران و لبنان، پرچم سیاه عزا، پیرمردها با عصا، مادرهایی که بچه‌های کوچکشان را بغل گرفته‌اند. صدای سخنران از بلندگوهای پارک میان درخت‌هامی‌پیچد. حرف از حضرت قاسم است، نوجوانی که عاشقانه به میدان رفت. سخنران با بغضی توی صدا می‌گوید: «قاسم گفت مرگ در نظرم از عسل شیرین‌تر است.» مکثی می‌کند و جمعیت همهمه‌ای می‌کند، بعضی سر تکان می‌دهند، بعضی دست روی سینه گذاشته‌اند.

 

چقدر این جمله عجیب است. مرگ… شیرین‌تر از عسل. یعنی چه جور آدمی به این درجه از یقین می‌رسد که از کشته شدن، طعم عسل حس می‌کند؟ یعنی چه جور نوجوانی، هنوز به سن ازدواج نرسیده، چنان بلوغی پیدا می‌کند که عسل دنیا برایش مزه‌ای ندارد؟ ته دلم می‌لرزد. با خودم فکر می‌کنم اصلاً چند بار توی عمرم مرگ برایم شیرین بوده؟ بیشتر وقت‌ها از مرگ فرار می‌کنم، انگار که غولی ست ته یک کوچه تاریک.

 

در همین فکرها هستم که یک دفعه بوی نان تازه بلند می‌شود. 

با این وجود اما گوشه‌ی دلم سنگین است. یک چیزی توی همین صفوف به ظاهر یکدست، لنگ می‌زند. می‌بینم‌شان. همان‌هایی که وقتی مداح از سیدالشهداء می‌خواند، اشک می‌ریزند و بر سینه می‌کوبند. عزاداری‌شان را که می‌بینم، قلبم می‌لرزد. حقیقتاً عزادارند. اما یک دفعه، وقتی حرف از ولیِ زمان می‌شود، از مظلومیتِ جبهه‌ی مقاومت، از جنایت امریکا، انگار که آب سردی رویشان ریخته باشند. نگاه‌شان عوض می‌شود. چادرشان را جمع و جور می‌کنند و بلند می‌شوند. از گوشه‌ی صف می‌زنند بیرون. کیف‌شان را برمی‌دارند و می‌روند. چقدر این لحظه برایم تلخ است. چقدر این رفتن، آدم را می‌شکند. دلم می‌خواهد داد بزنم: کجا می‌روید؟ مگر حسین، امام زمانه‌اش را نمی‌شناخت؟ مگر کربلا، یک اتفاق صرفاً تاریخی بود، بی‌ربط به زندگی ما؟

 

برایم عجیب است این جماعت. با آن عمامه‌ها و چهره‌های مقدس‌نما، با چادرهایی که تا زیر دماغ کشیده‌اند. بگذریم از آنها که ظاهرشان معلوم است چه نسبتی با دین دارند؛ حرف من با این صلحانماهاست. همان‌ها که تو را سیاسی می‌خوانند اگر از ظلم زمانه بگویی. همان‌ها که شهادتِ امام امت را “حرف سیاسی” می‌دانند و برایشان سنگین است. با خودم فکر می‌کنم نکند محرم برایشان فقط یک سنت سالانه است؟ یک مراسم که باید طبق عادت برگزار شود، بی آنکه بوی خون و قیام و “هیهات منا الذله” از آن بیاید؟

 

نسیم توی شاخه‌های چنار پارک می‌پیچد. به خودم می‌گویم این را خوب می‌دانم که گریه بر حسین، ریسمان نجات است. اما کور خوانده هر که خیال کند این ریسمان یک سرش به دل ماست و سر دیگرش، در تاریخ هزار و چهارصد ساله گم شده. نه! سر دیگر این ریسمان، امروز هم محکم به دست ولی خداست. نمی‌شود دلت برای لب‌های تشنه‌ی علی‌اکبر بلرزد، اما تشنگی حقیقت در زمانه‌ات را نبینی. دلت برای رهبر، سرداران، کودکان، مردان و زنان روزه دلت نسوزد. مگر نشنیده‌ای که “من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة"؟ یعنی مردن بی‌شناخت امام زمان، مرگ جاهلیت است. یعنی این عزاداری بی‌ولایت، روح ندارد. مثل نمازی که بی‌ولایت باشد، پوسته‌ای ست توخالی.

 

باز هم پرچم یاحسین توی باد تکان می‌خورد. انگار خود پرچم هم برای این جماعت رهاشده از حقیقت، دلش گرفته. من اما بغضم را فرو می‌دهم. به آسمان شب، به ستاره‌های بالای پارک نگاه می‌کنم و با خودم زمزمه می‌کنم: یا حسین، ما ماندیم. حتی اگر همه بروند، حتی اگر میان هیئت هم غریب باشیم، این راه، راه توست. و راه تو، همیشه به حقیقت می‌رسد… حتی اگر خیلی‌ها، همین جا از کنارمان بلند شوند و بروند.

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 45
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

فرهنگی

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • تربیت در نهج البلاغه
  • حدیث روز
  • معرفی منابع
  • سیاسی
  • شبهات
  • مناسبت روز
    • ماه رجب
  • معرفی بازی مدافعان حرم
  • #سردار
  • عاشقانه
  • زندگی ایده‌آل
  • قانون رهایی
  • دنیای نوجوانان
  • مدیریت زمان
  • سبک زندگی
  • #امام حسین_اربعین
  • حکایت
  • حکایت
  • دانستنی‌ها
  • ماه رجب
  • معرفی کتاب با موضوع قرآنی
  • معرفی کتاب با موضوع انقلاب اسلامی
  • کودک پروری
  • دلنوشته در مورد امام زمان
  • تفسیر قرآن
  • مقاله کوتاه
  • #ترفندهای_خانداری
  • بیانات رهبر
  • دعا
  • مناسبت روز در تقویم
  • امام زمان
  • دلنوشته
  • ضرب‌المثل
  • سخنان نویسندگان
  • #اخلاق_اسلامی
  • کلام قرآن
  • اعمال مخصوص
  • سخنان امام خمینی
  • نامه نمادین
  • برگی از تاریخ
  • #به_عشق_مولا_علی
  • سخن بزرگان
  • غدیر
  • روانشناسی
  • تورات
  • طنزانه
  • همسرانه
  • محرم و تهاجم
  • متن عرفانی، انگیزشی
  • مقتل خوانی
  • امام حسین
  • ولایت‌فقیه
  • شعر برای رهبری و کشور
  • حدیث، تفسیر حدیث،#به قلم خودم
  • قلم خودم
  • صحیفه سجادیه
  • سواد رسانه‌
  • تحلیل به قلم خودم
  • دلایل فاجعه کربلا
  • امام سجاد
  • شهادت
  • فقط خدا
  • عفاف و حجاب
  • بیداری از غفلت
  • مناسبت روز
  • عرفان‌های نوظهور
  • نماز آیات
  • امام حسن
  • خبر
  • ذکر
  • فقه
  • #حدیث قدسی
  • #سواد رسانه‌
  • تلنگر
  • بحث روز
  • آموزش
  • حضرت زهرا
  • مادر

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

نظرسنجی سریع

نظرسنجی # یافت نشد.

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس