فرهنگی

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

آدم‌های کوچک پُز می‌دهند، آدم‌های بزرگ ...

03 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

آدم‌های کوچک پُز می‌دهند، آدم‌های بزرگ … 

… إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ (حجرات: ۱۸) … همانا خدا هیچ خودپسند فخرفروش را دوست ندارد. در این آیه خداوند می‌فرماید که من «مُخْتَال» (انسانی که بر اساس خيال و توهّم، خود را برتر مى‌داند و متکبر است) و «فَخُورٍ» (انسان فخرفروش که پُز می‌دهد) را دوست ندارم.

به زبان ساده، خداوند می‌گوید هر کس که خود را به خاطر داشتن چیزی از دیگران برتر بداند و به واسطه آن، دچار تکبر و خودخواهی شود و به دیگران فخر بفروشد و به اصطلاح پُز دهد، این شخص را دوست ندارم.

در روزگار ما، برای این آیه می‌شود مصادیق گوناگونی را بر شمرد. استوری کردن از برند کفش و لباس با زاویه خاص، پست گذاشتن از کافه فلان سلبریتی، کامنت گذاشتن زیر پست دیگران با لحن تبختر و با ژست باسوادی، عکس پروفایل با یک ماشین آخرین مدل، تو دلت به دیگران نگاه کنی و بگی “این به من نمی‌رسه” و صدها مصداق دیگه.

حال سؤال این است که اگر خدا کسی رو که پز می‌دهد، دوست ندارد، پس چرا برای ما این قدر مهم است که بقیه بدانند که ما چه چیزی داریم و کجا رفتیم؟ چون انسان مختال فخور، آدم کوچکی است. از درون احساس می‌کند که کم دارد. برای پر کردن آن خلأ، می‌رود سراغ پُز دادن.

با پُزدادن و خاص نشان دادن خودش، می‌خواهد نقص و کوچکی خودش را جبران کند. اما کسی که آدم بزرگی است، نیاز ندارد که به بقیه ثابت کند که چه کسی است و چه دارد؟ زیرا این داشته‌ها به او چیزی اضافه نمی‌کند. بر عکس، انسان کوچکی که مختال فخور است فکر می‌کند این لباس مارکدار، این مکان خاص، این کالای ویژه؛ او را بزرگ‌تر نشان می‌دهد و به او چیزی اضافه می‌کند.

این در صورتی است که همه این‌ها خیالات است. انسان کوچک خیال می‌کند اگر دیده شود، ارزشش بیشتر می‌شود. به همین خاطر است که می‌گویند آدم پُر، به خودش مطمئن است و ساکت است و ابهت خاصی دارد. ولی آدم خالی، باد دارد و سر و صدا راه می‌اندازد و پیوسته پُز می‌دهد.

دوستانِ آدم‌هایی که پُز می‌دهند به محض این که یک آدم دیگری پیدا کنند که پُز دادنش بیشتر باشد، او را رها می کنند و می‌روند سراغ نفر دوم. اما دوستانی که تو را به خاطر خودت دوست دارند، ماندگارند. نهایت این که این دو شاخص یعنی مختال و فخور، نشانه پوچی‌اند نه نشانه قدرت. به امید آن که روز به روز چشم و هم‌چشمی و پُز دادن و به رخ‌ دیگران کشیدن در جامعه ما کاهش یابد.

 نظر دهید »

روزه؛ دوره جامع خودسازی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی

03 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

روزه؛ دوره جامع خودسازی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی

الإمامُ الصَّادِقُ (عليه السلام):

أَمَّا الْعِلَّةُ فِي الصِّيَامِ لِيَسْتَوِيَ بِهِ الْغَنِيُّ وَ الْفَقِيرُ؛ وَ ذَلِكَ أَنَّ الْغَنِيَّ لَمْ يَكُنْ لِيَجِدَ مَسَّ الْجُوعِ، فَيَرْحَمَ الْفَقِيرَ؛ لِأَنَّ الْغَنِيَّ كُلَّمَا أَرَادَ شَيْئًا قَدَرَ عَلَيْهِ، فَأَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يُسَوِّيَ بَيْنَ خَلْقِهِ وَ أَنْ يُذِيقَ الْغَنِيَّ مَسَّ الْجُوعِ وَ الْأَلَمِ، لِيَرِقَّ عَلَى الضَّعِيفِ وَ يَرْحَمَ الْجَائِعَ

 

امام صادق (عليه السلام):

علت روزه گرفتن آن است که به سبب آن توانگر و تهیدست برابر شوند؛ زیرا توانگر رنج گرسنگی را احساس نمی‌کند تا به تهیدست رحم کند؛ چرا که توانگر هرگاه چیزی بخواهد می‌تواند آن را فراهم آورد. از این رو خداوند عزّ و جلّ خواست تا میان آفریدگانش برابری (همدردی) ایجاد کند و رنج گرسنگی و سختی را به توانگر بچشاند تا بر ناتوان دل بسوزاند و به گرسنه رحم کند.

 

📘 منبع: وسائل الشیعه، ج ۱۰روزه؛ برابری‌آفرین اجتماع

امام صادق علیه السلام در این حدیث مبسوط و روشنگر، فلسفه اجتماعی روزه را با بیانی شیوا تبیین می‌کنند. ایشان هدف اصلی روزه را ایجاد برابری و همدردی میان توانگر و تهیدست معرفی می‌نمایند. این نگاه اجتماعی به عبادات، از ویژگی‌های برجسته اسلام است.

در جهان امروز، شکاف طبقاتی به یکی از معضلات بزرگ جوامع بشری تبدیل شده است. فقرا هر روز فقیرتر و اغنیا هر روز غنی‌تر می‌شوند و این شکاف روزبه‌روز عمیق‌تر می‌گردد. اما اسلام، چهارده قرن پیش، راهکاری عملی برای کاهش این شکاف ارائه داده است: روزه.

 

امام جعفر صادق علیه السلام در این حدیث نورانی، با بیانی روشن و همه‌جانبه، فلسفه وجوب روزه را تشریح می‌کنند: “علت روزه گرفتن آن است که به سبب آن توانگر و تهیدست برابر شوند…”

 

تحلیل جامعه‌شناختی امام صادق علیه السلام

 

نکته شگفت‌انگیز در کلام امام صادق علیه السلام، تحلیل دقیق جامعه‌شناختی ایشان از وضعیت توانگران است. ایشان می‌فرمایند: “توانگر هرگاه چیزی بخواهد می‌تواند آن را فراهم آورد.” این جمله کوتاه، تصویری روشن از زندگی مرفهانی ارائه می‌دهد که هیچ‌گاه طعم محرومیت را نچشیده‌اند.

 

توانگران جامعه به دلیل دسترسی آسان به امکانات:

 

· هرگز گرسنگی واقعی را تجربه نمی‌کنند

· با درد و رنج محرومان آشنا نیستند

· ممکن است به تدریج نسبت به نیازمندان بی‌تفاوت شوند

· گاه فراموش می‌کنند که نعمت‌هایشان از جانب خداست

 

هدف خداوند: برابری و همدردی

 

امام صادق علیه السلام هدف نهایی خداوند از واجب کردن روزه را در دو عبارت زیبا بیان می‌کنند:

 

۱. “أَنْ يُسَوِّيَ بَيْنَ خَلْقِهِ” (برابری میان آفریدگانش)

برابری نه به معنای یکسان شدن اقتصادی،بلکه به معنای ایجاد حس مشترک انسانی. روزه این حس مشترک را ایجاد می‌کند که همه انسان‌ها، فارغ از ثروت و مکنت، در برابر گرسنگی و تشنگی یکسانند.

 

۲. “لِيَرِقَّ عَلَى الضَّعِيفِ وَ يَرْحَمَ الْجَائِعَ” (تا بر ناتوان دل بسوزاند و به گرسنه رحم کند)

اینجاست که هدف نهایی آشکار می‌شود:ایجاد عاطفه و همدلی. روزه قرار است دل توانگر را نرم کند تا با محرومان همدردی نماید.

 

روزه؛ تمرین همدلی عملی

 

این همدلی فقط یک احساس زودگذر نیست، بلکه باید به عمل منجر شود. توانگری که رنج گرسنگی را چشید:

 

· درک عمیق‌تری از نیازمندان پیدا می‌کند

· با انگیزه بیشتری به فقرا کمک می‌کند

· در پرداخت زکات و خمس کوتاهی نمی‌کند

· به فکر ایجاد اشتغال و رفع محرومیت می‌افتد

 

روزه و مسئولیت اجتماعی

 

از این حدیث می‌آموزیم که روزه صرفاً یک عبادت فردی نیست، بلکه مسئولیت‌های اجتماعی مهمی را متوجه ما می‌کند:

 

· وظیفه داریم در ماه رمضان به فقرا رسیدگی کنیم

· باید اطعام نیازمندان را در برنامه خود داشته باشیم

· می‌توانیم بخشی از افطار خود را به مستمندان اختصاص دهیم

· زکات فطره را که واجب شده است، کامل بپردازیم

 

پیام امام صادق علیه السلام برای جامعه امروز

 

در دنیای امروز که شکاف طبقاتی افزایش یافته، پیام امام صادق علیه السلام تازه‌تر از همیشه است. ما توانگران باید از ماه رمضان به عنوان فرصتی برای بازنگری در رفتار خود با محرومان استفاده کنیم.

 

چگونه این هدف را محقق کنیم؟

 

· در طول ماه رمضان، حتماً در افطاری‌های خود نیازمندان را هم شریک کنیم

· به جای افطاری‌های پرخرج و تشریفاتی، به فکر ساده‌گیری و کمک به فقرا باشیم

· کودکان خود را با فرهنگ انفاق و دستگیری آشنا کنیم

· در طول سال نیز یادمان باشد که همدردی با فقرا فقط به ماه رمضان محدود نیست

 

خدایا! دل‌های ما را به سوی محرومان مهربان گردان و ما را از کسانی قرار ده که رنج گرسنگان را درک می‌کنند و به یاریشان می‌شتابند.

 

 نظر دهید »

مهم‌ترین سلاح شیطان برای توقف انسان

03 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

مهم‌ترین سلاح شیطان برای توقف انسان

شیطان برای متوقف کردن انسان مؤمن،یک نقشه اصلی دارد: «ترس کاذب از فقر». او با تزریق نگاه مادی‌گرایانه، انفاق را به معنای خروج از سرمایه و کاهش دارایی معرفی می‌کند. این در حالی است که قرآن کریم با داستان «صاحب دو باغ» در سوره کهف به ما هشدار می‌دهد. کسی که به داشته‌هایش مغرور شد و اراده الهی را نادیده گرفت، ناگهان همه چیز را از دست داد و با حسرت فریاد زد:

«يَا لَيْتَنِي لَمْأُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَدًا» (کهف، ۴۲)

شیطان با استدلال‌های به‌ظاهر منطقی مانند«گرانی است»، «خودت محتاجی» یا «برای روز مبادا ذخیره کن» به سراغ انسان می‌آید. اما پاسخ این وسوسه‌ها فقط یک کلمه است: توحید. موحد کسی است که یقین دارد همه سود و زیان به دست خداست و انفاق نه تنها کم نمی‌کند، که باعث برکت و افزایش مال می‌شود.

 نظر دهید »

خدایا! ما باکری و همت و سلیمانی نیستیم؛ اما...

03 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

خدایا! ما باکری و همت و سلیمانی نیستیم؛ بنده‌های معمولی‌توایم، لبریز از بیم و امیدهای کوچک و بزرگ. خدایا! یاری‌مان کن که هنگام خواندن خبرها دلمان نلرزد، از ترور فرماندهان دلهره نگیریم و بالاف و بلوف‌های دشمن، ته دلمان خالی نشود.

خدایا! کمک‌مان کن بفهمیم که دشمن، هرچقدر هم که هیبت داشته باشد، هرچقدر هم که پز هیمنه‌اش را بدهد، در برابر جلال و جبروت تو عددی نیست؛ که نصرت تو در هنگام جنگ و ایستادگی نزدیک است، حتی اگر دشمنان تو آن را دور ببینند؛ و حزب خدا پیروز است، حتی اگر همه چرتکه‌های زمینی خلافش را بگویند.

 نظر دهید »

جنگ شناختی شیطان،از وعده فقر تا وعده فضل (آیه ۲۶۸ بقره)

03 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

جنگ شناختی شیطان،از وعده فقر تا وعده فضل (آیه ۲۶۸ بقره)

ای غرق‌شده در طوفان سهمگین

خبرهای فوری ! ای دفن‌شده زیر بالا و پایین کردن صفحات مجازی! ای زنده به قیمت لحظه‌ای طلا و سکه و دلار! ای خلیفه گمگشته خدا در اینستاگرام! به خودت بیا! در تاریکخانه‌های شیطان دنبال چشم‌روشنی نگرد، که خورشید از پشت کوه‌های دیگری طلوع خواهد کرد. در شب‌نامه‌های اهریمن دنبال سحر مباش، که صبح از سوی دیگری از راه خواهد رسید. توی دلت را خالی می‌کنند تا دست‌هایت را برای تسلیم بالا ببری. اشتیاقت را می‌کشند که برایشان دردسر درست نکنی. یادت باشد که در آینه جادوی دشمن، همه‌چیز تیره‌وتار است. یادت نرود که خبرهای خوب فقط پیش خداست.

کدام وعده؟

آیه تبیین آیه

در لحظه تصمیم برای کمک به نیازمند و مشارکت در کار خیر،ناگهان این ندا به گوش می‌رسد: »صبر کن! اگر فردا خودت محتاج شدی چه؟« این ماشین‌حساب همیشه‌نگران، از کجا می‌آید؟ قرآن کریم این کشمکش درونی را یک »جنگ شناختی« تمام عیار معرفی میکند: اللَّهُ یَعِدُکُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلًا (بقره/۲۶۸) »شیطان شما را وعده فقر می‌دهد و به زشتی‌ها امر می‌کند؛ اما خداوند به شما وعده آمرزش و فزونی می‌دهد.

 نظر دهید »

قرآن؛ سلاح و سپر مؤمن در برابر دشمنان ناپیدا

03 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

قرآن؛ سلاح و سپر مؤمن در برابر دشمنان ناپیدا

 آیه‌ای از سوره اسراء، راز این مصونیت الهی را فاش می‌کند: «حجاب مستور»؛ پرده‌ای نامرئی که مؤمن را از گزند دشمنان حفظ می‌کند.

 

در نبرد همیشگی حق و باطل،مؤمنان همواره به ابزارهایی برای دفاع و حمله نیاز دارند. اما قرآن کریم از سلاح و سپری سخن می‌گوید که فراتر از تجهیزات مادی است. این سلاح معنوی، آن‌چنان قدرتمند است که دشمن را زمین‌گیر کرده و مؤمن را در قلعه‌ای نفوذناپذیر جای می‌دهد.

 

۱. آیه‌ای از جنس حفاظت الهی

خداوند در سوره اسراء،آیه ۴۵ می‌فرماید:

«وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجَابًا مَسْتُورًا»

 

ترجمه: و هنگامی که قرآن می‌خوانی، میان تو و آنان که به آخرت ایمان ندارند، پرده‌ای ناپیدا قرار می‌دهیم.

 

این آیه خطاب به پیامبر اکرم (ص) است، اما پیام آن برای همه مؤمنان تا قیامت جاری است. قرآن‌خوانی، نه تنها عبادت، که نوعی استتار الهی ایجاد می‌کند.

 

۲. راز «حجاب مستور» چیست؟

تعبیر«حجاب مستور» بسیار عمیق و شگفت‌انگیز است. «مستور» یعنی پوشیده و پنهان. این یعنی حجابی که خودش دیده نمی‌شود، اما تو را از دید دشمن پنهان می‌کند! دقیقاً مانند استتاری که رزمنده را در میدان نبرد برای دشمن نامرئی می‌سازد.

 

دشمنان ایمان، هرچه تلاش کنند نمی‌توانند مؤمن قرآن‌خوان را به درستی بشناسند، نقشه‌هایش را پیش‌بینی کنند یا به او آسیب بزنند. چون او در پناه الهی قرار گرفته است.

 

۳. قرآن؛ سلاح تهاجمی و سپر دفاعی

این آیه دو بُعد مهم را برای مؤمن قرآن‌خوان ترسیم می‌کند:

 

🔹 بُعد تهاجمی: مؤمن مسلح به قرآن، برای دشمن پیش‌بینی‌ناپذیر می‌شود. دشمن نمی‌داند او در لحظه بعد چه تصمیمی می‌گیرد، چون او از منبع وحی الهام می‌گیرد.

 

🔹 بُعد دفاعی: مؤمن در قلعه‌ای محکم و الهی قرار می‌گیرد که برای دشمن ناشناخته و نفوذناپذیر است. دشمن هرچه ابزار داشته باشد، نمی‌تواند به عمق قلعه‌ای که خدا محافظ آن است نفوذ کند.

 

۴. کاربرد امروزی آیه

در عصر جنگ نرم،تهاجم فرهنگی و بمباران اطلاعاتی، این آیه پیامی حیاتی برای ما دارد:

 

· اگر می‌خواهی در برابر شبهات مصون بمانی، با قرآن مأنوس شو.

· اگر می‌خواهی دشمن نتواند نقشه‌هایت را بخواند، از قرآن کمک بگیر.

· اگر می‌خواهی در قلعه‌ای امن زندگی کنی، قرآن را ورد زبان و دل خود کن.

 

نتیجه‌گیری

قرآن فقط کتاب خواندنی نیست؛دژی مستحکم، سپری نفوذناپذیر و سلاحی کارآمد است. هرکه با قرآن باشد، خدا میان او و دشمنانش حجابی نامرئی قرار می‌دهد که آنان را در شناخت و آسیب به او ناتوان می‌سازد. بیایید قرآن را به زندگی‌مان وارد کنیم تا در امان باشیم.

 

 نظر دهید »

روزه؛ جراح رگ‌های هوس و درمان سرمستی غفلت

03 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

روزه؛ جراح رگ‌های هوس و درمان سرمستی غفلت

پیامبر رحمت(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرمایند:

«عَلَيْكُمْبِالصَّوْمِ؛ فَإِنَّهُ مَحْسَمَةٌ لِلْعُرُوقِ وَ مَذْهَبَةٌ لِلْأَشَرِ»

(کنزالعمال،حدیث ۲۳۶۱۰)

 

ترجمه: بر شما باد به روزه گرفتن؛ زیرا روزه رگ‌ها را می‌بُرد (شهوت را کم می‌کند) و سرمستی را از بین می‌برد.

 

تحلیل و تفسیر حدیث

 

۱. محسمة للعروق؛ روزه، جراح رگ‌های هوس

واژه«محسمة» از ریشه «حسم» به معنای قطع کردن ریشه‌ای و درمان نهایی است. پیامبر (ص) روزه را به عملی جراحی تشبیه می‌کنند که رگ‌های جوشان شهوت و هوس را می‌بُرد. این تعبیر نشان می‌دهد که روزه تنها یک خودداری موقت نیست، بلکه تأثیری عمیق و ماندگار بر کاهش تمایلات افراطی نفس دارد.

 

امروزه علم پزشکی نیز تأیید می‌کند که روزه‌داری منظم، با کاهش هورمون‌های استرس و تنظیم سیستم غدد درون‌ریز، به مهار تمایلات عصبی و جنسی کمک می‌کند. اما نگاه پیامبر (ص) فراتر از جسم است: روزه انسان را از بردگیِ خواسته‌های بی‌پایان آزاد می‌کند و اراده را چنان تقویت می‌کند که دیگر بنده شکم و شهوت خود نیست.

 

۲. مذهبة للأشر؛ روزه، پاک‌کننده غرور و سرمستی

«اَشَر»در زبان عربی به معنای سرمستی ناشی از نعمت، غفلت از خدا و گاه تکبر و طغیان است. روزه این حالت را از بین می‌برد. وقتی انسان گرسنگی را تجربه می‌کند، به یاد گرسنگان می‌افتد، غرورش فرو می‌ریزد و متواضع می‌شود.

 

انسانِ سرمست از مال، قدرت یا جوانی، معمولاً از خدا و خلق خدا غافل می‌شود. روزه با ایجاد حس همدردی با محرومان، این غفلت را می‌زداید. مؤمن روزه‌دار نه تنها در برابر خدا، که در برابر بندگان خدا نیز خاشع و فروتن می‌شود.

 

۳. پیوند حدیث با ماه رمضان

هرچند این حدیث مطلق است و شامل همه روزه‌های مستحب و واجب می‌شود،اما در ماه رمضان این اثرات به اوج خود می‌رسند. سی روز تمرین مداوم برای کنترل شهوت و زدودن غرور، شخصیت انسان را چنان شکل می‌دهد که می‌تواند برای یازده ماه دیگر سال، در برابر وسوسه‌ها مقاومت کند.

 

نتیجه‌گیری

روزه فقط نخوردن و نیاشامیدن نیست؛یک عمل جراحی روح است. رگ‌های هوس را می‌بُرد و غرور را از دل بیرون می‌کند. در ماه رمضان، خود را به این طبیب الهی بسپاریم تا از بند شهوات رها شویم و به مقام بندگان خالص و متواضع برسیم.

 

 نظر دهید »

روزی که تاریخ ایران مسیر تازهای یافت

03 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

📢 ۳ اسفند ۱۲۹۹؛ روزی که تاریخ ایران مسیر تازهای یافت

 

در سوم اسفند ۱۲۹۹، کودتایی با طراحی انگلیس و رهبری رضاخان و سیدضیاءالدین طباطبایی، تهران را تصرف کرد. هدف انگلیسی‌ها پس از جنگ جهانی اول، ایجاد حکومتی وابسته در ایران برای دستیابی آسان‌تر به منابع کشور بود.

 

🔹 نقش انگلیس در کودتا:

 

· انتخاب رضاخان (افسر قزاق) به عنوان چهره نظامی و سیدضیاءالدین (روزنامه‌نگار) به عنوان چهره سیاسی

· حمایت مالی و نظامی از طریق بانک شاهنشاهی و افسرانی مانند ژنرال آیرون‌ساید و کلنل اسمایس

· اطمینان‌بخشی به رضاخان مبنی بر بی‌واکنش بودن احمدشاه قاجار و سفیر انگلیس در تهران

 

🔹 نتایج کودتا:

 

· احمدشاه قاجار از ترس، رضاخان را فرمانده کل قوا و سیدضیاء را نخست‌وزیر کرد

· سیدضیاء با دستگیری مخالفان (از جمله آیت‌الله مدرس) قدرت را تثبیت کرد، اما کابینه‌اش تنها مقدمه‌ای برای صدراعظمی رضاخان بود

· رضاخان با حمایت انگلیس، وزیر جنگ شد و پله‌های قدرت را طی کرد

 

🔹 مقاومت در برابر دیکتاتوری:

آیت‌الله مدرس، از معدود چهره‌هایی بود که در مجلس با نقشه‌های رضاخان (از جمله جمهوری‌خواهی ساختگی) مقابله کرد. اما در غیاب او، رضاخان با رای ۹۲ نماینده وابسته، قدرت مطلق را به دست گرفت.

 

🔹 سرنوشت رضاخان:

او تا ۱۳۲۰ شمسی با حمایت انگلیس سلطنت کرد، اما در جنگ جهانی دوم به دلیل گرایش به آلمان، توسط همان حامیان خلع و تبعید شد.

 

📆 سالگرد این کودتا، یادآور اهمیت آگاهی تاریخی و پاسداشت استقلال ایران است.

 

 نظر دهید »

فرمان «حکم می‌کنم» رضاخان؛ ساعاتی پس از کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹

03 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

📜 فرمان «حکم می‌کنم» رضاخان؛ ساعاتی پس از کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹

در نخستین دقایق بامداد سوم اسفند ۱۲۹۹، نیروهای قزاق به فرماندهی رضاخان وارد تهران شدند و عملیات تصرف مراکز حساس را آغاز کردند. ساعاتی بعد، نخستین اعلامیه نظامی با عنوان «حکم می‌کنم» در ۹ ماده صادر شد که به وضوح چهره خشن و دیکتاتورمآبانه کودتا را نشان می‌داد:

 

🚫 حکم می‌کنم:

 

۱. تمام اهالی تهران باید ساکت و مطیع احکام نظامی باشند.

۲. حکومت نظامی برقرار است و از ساعت ۸ شب، جز نظامیان و پلیس، کسی حق عبور ندارد.

۳. مظنونان به «اختلال نظم» فوراً دستگیر و به سختی مجازات می‌شوند.

۴. تمام روزنامه‌ها تا تشکیل دولت جدید تعطیل هستند.

۵. هرگونه اجتماع در منازل و معابر ممنوع؛ اجتماع بیش از سه نفر با زور متفرق می‌شود.

۶. مشروب‌فروشی‌ها، تئاتر، سینما، کلوپ‌های قمار تعطیل و افراد مست به محکمه نظامی معرفی می‌شوند.

۷. تمام ادارات و دوائر دولتی (به جز اداره ارزاق) تا اطلاع ثانوی تعطیل هستند.

۸. متخلفان از این مواد، به اشد مجازات محکوم می‌شوند.

۹. کاظم خان به عنوان فرمانده نظامی شهر منصوب و مجری این احکام است.

 

📆 این فرمان، اولین گام برای استقرار دیکتاتوری نظامی‌ای بود که تا ۱۳۲۰ بر ایران سایه انداخت.

 

 نظر دهید »

از سختی نترس؛ چون ته هر سختی، یه آسانی قایم شده!

02 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

از سختی نترس؛ چون ته هر سختی، یه آسانی قایم شده!

خدا تو آیه ۵ و ۶ سوره شرح یه راز بزرگ زندگی رو فاش کرده:

«فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا»

یعنی:پس با دشواری، آسانی است. [آری] با دشواری، آسانی است.

 

اما نکته مهم اینجاست:

آیه نمی‌گه بعد از سختی،آسانی میاد؛ می‌گه همراه با سختی، آسانی هست. یعنی آسانی توی دل همون مشکله.

 

💡 یعنی چی؟ یعنی نصفه پر لیوان رو ببین!

امتحان سخته؟استرس داری؟ اما همین امتحان باعث رشد تو، افزایش سواد و ساخت شخصیتت میشه. این همون آسانی قایم شده‌ست.

مشکل مالی داری؟بله سخت است. اما همین تنگنا باعث میشه خلاقیتت گل کنه، اراده‌ات قوی‌تر بشه و ارتباطات جدیدی پیدا کنی.

 

✨ پس نتیجه:

سختی پایان راه نیست؛یه نشانه‌ست که هم مسیر درسته، هم داری برای خودت یه گشایش می‌سازی. هرچقدر توی مسیر سختی، استقامت کنی، به همون اندازه آسانی رو برای خودت می‌سازی.

 

 نظر دهید »

معنای زندگی‌بخش آیه «اِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً»؛ چگونه از سنگ‌های مسیر، نردبان بسازیم؟

02 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

معنای زندگی‌بخش آیه «اِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً»؛ چگونه از سنگ‌های مسیر، نردبان بسازیم؟

در این مطلب به تفسیر کاربردی آیات ۵ و ۶ سوره مبارکه شرح می‌پردازیم و یاد می‌گیریم که چگونه با تغییر نگاه، مشکلات را به فرصتی برای رشد تبدیل کنیم و در درون هر سختی، آسانی را ببینیم.

 

حتماًبارها این ضرب‌المثل را شنیده‌اید که «از سنگ‌های مسیرت نردبان بساز، نه دیوار». شاید در نگاه اول این جمله تنها یک توصیۀ اخلاقی به نظر برسد، اما ریشۀ عمیق آن را می‌توان در قرآن کریم و در دو آیه از سورۀ شرح یافت. خداوند در این آیات، یک قانون اساسی برای زندگی بشر ترسیم کرده است: همراه بودن آسانی با سختی.

 

تفسیر آیه: آسانی درون سختی

خداوند می‌فرماید:«فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا» (شرح: ۵-۶). ترجمه: «پس بی‌تردید با دشواری، آسانی است. [آری] بی‌تردید با دشواری، آسانی است.»

نکته‌ای که مفسران به آن توجه ویژه‌ای دارند،استفاده از کلمه «مَعَ» به معنای «همراه» است. این یعنی آسانی و راحتی، پشت سر سختی و پس از آن نیست؛ بلکه هم‌زمان و در دل آن قرار دارد. به تعبیر دیگر، درون هر سختی، یک یا چندین آسانی نهفته شده است.

 

چگونه این آسانی را پیدا کنیم؟

برای درک این موضوع کافی است نگاه خود را از«نصفه خالی لیوان» به «نصفه پر آن» تغییر دهیم. بیایید به جای تمرکز بر خود سختی، به فواید آن نگاه کنیم:

 

1. رشد فردی: یک امتحان یا پروژه دشوار، هرچند با اضطراب همراه است، اما درون خود آسانی‌هایی مثل افزایش دانش، تقویت شخصیت و بالا رفتن توانمندی‌های ما را دارد.

2. خلاقیت و تلاش: مشکلات مالی سخت هستند، اما درون خود آسانی‌هایی چون شکوفایی خلاقیت، افزایش تلاش، تقویت اراده و گسترش ارتباطات مفید را پنهان کرده‌اند.

   این‌ها همان آسانی‌های درهم‌تنیده با سختی هستند.

 

نتیجه‌گیری: سختی، نشانۀ مسیر درست

پس بیایید این آیه را به عنوان یک منبع امید فوری در زندگی ببینیم.اگر در حال انجام کار سختی هستید، اگر درگیر مشکلی هستید، بدانید که همین الان، آسانی یا آسانی‌هایی در دل آن پنهان است. سختی یک پایان نیست، بلکه یک شاخص است؛ نشان می‌دهد که هم مسیر را درست می‌روید و هم در حال ساختن یک گشایش بزرگ برای خود هستید.

خداوند در این دو آیه تأکید می‌کند که این دو(سختی و آسانی) با یکدیگرند. هر چقدر در مسیر سختی استقامت کنیم، به همان اندازه آسانی را برای خود ساخته‌ایم. پس صبر پیشه کنیم و ادامه دهیم تا نتیجه شیرین آن را در آغوش بکشیم. امید که بتوانیم این آیات روح‌افزا را در سبک زندگی خود پیاده کنیم.

 

 نظر دهید »

انقلاب موسی(ع) و پیام جاودان «استقلال»؛ تأملی در نجات بنی‌اسرائیل از سلطه فرعون

02 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

 انقلاب موسی(ع) و پیام جاودان «استقلال»؛ تأملی در نجات بنی‌اسرائیل از سلطه فرعون

ظلم فرعون؛ چهره واقعی استکبار جهانی

خداوند در آیه ۴۹ سوره بقره،با تعبیر «یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذَابِ» به توصیف مستمرترین و شدیدترین شکنجه‌های روحی و جسمی یک نظام استکباری می‌پردازد. فرعون و دستگاه‌اش نه تنها بنی‌اسرائیل را به بردگی کشیده بودند، بلکه با برنامه‌ای نظام‌مند، هویت آنان را هدف گرفته بودند. ذبح پسران، نشانه ترس از ظهور منجی و تلاش برای نسل‌کشی فکری و جسمی بود و زنده نگه‌داشتن زنان، نماد بهره‌کشی و تحقیر ایشان به عنوان کنیز و بیگار. اینجا قرآن به ما می‌آموزد که ماهیت طاغوت، چیزی جز تحقیر، تبعیض و سلب کرامت انسانی نیست. اما نکته مهم، واژه «بَلَاءٌ عَظِیمٌ» در پایان آیه است؛ یعنی همین شرایط طاقت‌فرسا، خود آزمایشی بزرگ برای بنی‌اسرائیل بود تا صبر و ایمانشان سنجیده شود و برای یک تحول عظیم آماده شوند.

شکافتن دریا؛ معجزه‌ای در دل بن‌بست

پس از سال‌ها ظلم،نوبت به رهایی می‌رسد. آیه ۵۰ با «إِذْ فَرَقْنَا بِکُمُ الْبَحْرَ» صحنه‌ای حیرت‌انگیز را ترسیم می‌کند. دریا که نماد یک مانع طبیعی و غیرقابل عبور است، به اراده خداوند برای قوم موسی(ع) شکافته می‌شود. این رویداد تنها یک معجزه تاریخی نیست، بلکه قانونی الهی را به ما نشان می‌دهد: وقتی بنده‌ای در راه حق و با توکل به خدا گام برمی‌دارد، حتی سخت‌ترین موانع نیز به راهی هموار تبدیل می‌شود. عبارت «وَ أَنتُمْ تَنظُرُونَ» (در حالی که خود می‌نگریستید) تأکیدی بر این حقیقت است که نابودی جبهه باطل، آن‌قدر آشکار و قطعی است که مؤمنان با چشم خود آن را نظاره می‌کنند تا ایمانشان تثبیت شود.

پیوند نجات با استقلال و آزادی

اولین دستاوردی که قرآن از این انقلاب بزرگ برمی‌شمارد،«نجات از سلطه فرعون» است، نه صرفاً ورود به سرزمین موعود. این نکته ظریف، پیام بزرگی برای همه مؤمنان در طول تاریخ دارد: ارزش آزادی و استقلال از یوغ مستکبران، آن‌قدر والاست که خود یک «نعمت» محسوب می‌شود. قوم موسی(ع) ابتدا باید از بردگی فکری و اجتماعی نجات می‌یافتند تا بتوانند شریعت را دریافت کرده و به سرزمین مقدس گام نهند. این آیه به ما می‌آموزد که تا وقتی اسیر نظام‌های طاغوتی هستیم، رسیدن به کمال و زندگی طیب ممکن نیست. از این رو، مبارزه با استکبار و کسب استقلال، مقدمه هرگونه تعالی معنوی و اجتماعی است.

 

عبرت‌ها و پیام‌ها برای امروز

این دو آیه،یک درس بزرگ سیاسی و اعتقادی به مسلمانان می‌دهد:

۱.ایمان به نصرت الهی: همان‌گونه که خداوند بنی‌اسرائیل مستضعف را از چنگال قدرتمندترین جبار زمان نجات داد، امروز نیز نصرت او نزدیک است.

۲.سنّت الهی در هلاکت ظالمان: غرق شدن فرعونیان در برابر چشمان قوم موسی، نشانه قطعی بودن عاقبت استکبار است. هیچ قدرت پوشالی در برابر اراده خدا پایدار نیست.

۳.آمادگی برای آزمایش: دوران سختی (بلاء) برای بنی‌اسرائیل، هم جنبه کیفر داشت و هم زمینه‌ساز رشد آنان بود. برای یک جامعه مؤمن نیز مشکلات، نه فقط مانع، که فرصتی برای خودسازی و مقاومت است.

 

 

 نظر دهید »

رمضان، ماه روزی‌یافتگان؛ تأملی در حدیث امام صادق(ع) درباره بهار بندگی

02 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

 

رمضان، ماه روزی‌یافتگان؛ تأملی در حدیث امام صادق(ع) درباره بهار بندگی

گشایش درهای آسمان؛ آغاز مهمانی ویژه الهی

امام صادق(علیه‌السلام) در این حدیث نورانی، نخستین ویژگی ماه رمضان را «گشوده شدن درهای آسمان» معرفی می‌فرمایند. این تعبیر، کنایه از نهایت نزدیکی رحمت و استجابت دعاست. درهای آسمان که در طول سال به دلایلی بسته یا نیمه‌باز است، در این ماه بی‌دریغ به روی بندگان گشوده می‌شود. این یعنی زمینه برای نزول برکات مادی و معنوی، از باران رحمت تا نزول ملائکه و قبولی طاعات، کاملاً فراهم است. مؤمن در این ماه احساس می‌کند که میان او و معبودش هیچ حجابی نیست و این، لذتی وصف‌ناپذیر است که تنها روزه‌داران اخلاص‌مند آن را درک می‌کنند.

 

شیاطین در غل و زنجیر؛ فرصتی برای خودسازی

دومین ویژگی رمضان،«به بند کشیده شدن شیاطین» است. این عبارت، علاوه بر معنای ظاهری که همان محدودیت برای وسوسه‌گران جنّی است، می‌تواند اشاره به تضعیف نیروهای شرّ درونی و بیرونی نیز داشته باشد. در این ماه، هوای نفس به دلیل تمرین‌های مستمر (روزه، نماز شب، ترک گناهان کوچک) ضعیف‌تر می‌شود و زمینه برای رشد ملکات اخلاقی فراهم می‌گردد. به تعبیر دیگر، ماه رمضان، کارگاه تمرین تقواست؛ جایی که انسان با محدود کردن دامنه نفوذ شیطان، قدرت اراده خود را افزایش می‌دهد و برای بقیه سال، مسلح‌تر می‌شود.

 پذیرش اعمال مؤمنان؛ ثمره اخلاص در ضیافت‌الله

سومین نعمت بزرگ رمضان،«پذیرفته شدن اعمال مؤمنان» است. البته شرط این پذیرش، اخلاص و انجام اعمال با معرفت است. در روایات داریم که اگر کسی روزه را با آداب کامل به جا آورد، خداوند نه تنها روزه، که تمام اعمال سال او را قبول می‌کند. این یک تشویق بزرگ برای مؤمن است که در این ماه با تمام وجود به درگاه الهی روی آورد. قبولی اعمال، یعنی این که تلاش‌های عبادی انسان به هدف نهایی خود (رضوان الهی) می‌رسد و این بزرگ‌ترین پاداش برای کسی است که تمام سال در تلاش بوده است.

«مرزوق»؛ نامی گویا برای ماه روزی‌یافتگان

امام صادق(ع)در پایان حدیث به یک نکته تاریخی جالب اشاره می‌کنند: در زمان پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به ماه رمضان، «مَرزوق» (روزی‌یافته) می‌گفتند. این نامگذاری نشان می‌دهد که این ماه، ماه بهره‌برداری حداکثری از فیوضات الهی است. «رزق» تنها به معنای روزی مادی نیست؛ بلکه شامل علم، ایمان، نورانیت قلب، توفیق بندگی و همه نعمت‌های معنوی نیز می‌شود. پس مؤمن باید در این ماه خود را برای دریافت این روزی بزرگ آماده کند و با دعا، توبه و تلاش برای اصلاح نفس، از سفره بی‌کران الهی تا می‌تواند بهره بردارد. در این ماه است که انسان می‌فهمد «رمضان» چه نعمت بزرگی است و چرا باید آن را «نعم الشهر» (خوب ماهی است) نامید.

 

 

 نظر دهید »

استقلال و آزادی؛ نخستین نعمتِ فراموش‌شده

02 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

 استقلال و آزادی؛ نخستین نعمتِ فراموش‌شده

 در دومین قسمت از سلسله مطالب «زندگی با آیه‌ها»، به سراغ آیات ۴۹ و ۵۰ سوره بقره می‌رویم تا از نگاه قرآن، ارزش «آزادی از سلطه استکبار» را دوباره کشف کنیم. آیاتی که نه یک داستان تاریخی، که یک درس همیشگی برای همه نسل‌هاست.

مقدمه

خداوند در سوره بقره،پس از دعوت بنی‌اسرائیل به یادآوری نعمت‌های خود، به دو واقعه سرنوشت‌ساز اشاره می‌کند: نجات از چنگال فرعون و شکافته شدن دریا. اما چرا این دو حادثه این قدر مهم هستند؟ چون اولین گام برای رسیدن به هر کمالی، «آزادی» است.

 

۱. استقلال؛ حیاتی‌ترین نعمت

قرآن کریم وقتی به ماجرای انقلاب موسی(ع)و دستاوردهای آن اشاره می‌کند، اولین دستاورد و نعمت آن انقلاب را نجات از سلطه طاغوت می‌داند. یعنی نجات از تحقیر، بردگی، شکنجه و زندگی زیر سایه فرعون.

این یعنی از نگاه قرآن،هیچ نعمتی به اندازه «آزادی از سلطه دشمن» حیاتی نیست، چون ملتی که استقلال ندارد، از خودش اراده‌ای ندارد و نهایتاً برده‌ای بیش نخواهد بود، حتی اگر چند صباحی نان داشته باشد اما به هیچ وجه عزت نخواهد داشت. امروز وظیفه ماست که قدر این استقلال را بدانیم و بدانیم همه دشمنیِ دشمن، به خاطر همین استقلال ماست.

 

۲. یادآوری تلخ‌ها، شیرینی آزادی را مضاعف می‌کند

قرآن عمداًسختی‌های دوران فرعون را یادآوری می‌کند تا انسان، ارزش آزادی را فراموش نکند. این یک اصل تربیتی است: ملت‌ها اگر گذشته خود را فراموش کنند، قدر امروز خود را نمی‌دانند.

ما نیز باید مدام یک چشم‌مان به گذشته باشد تا قدر امروز را بدانیم؛به روزگاری که هیچ اختیاری از خودمان نداشتیم و اجانب هر کار می‌خواستند در این مرز و بوم می‌کردند؛ زمانی که در جنگ جهانی، ایران اعلام بی‌طرفی کرد اما باز اشغال شد، منابعش غارت شد، آذوقه‌اش برده شد، و مردمش گرفتار آن قحطی بزرگ و نسل‌کشی شدند. یادآوری وضع اقتصاد مردم، وضع رفاه عمومی، وضع بهداشت و آموزش، وضع ذلت مسئولین‌مان نزد اجانب… این یادآوری‌ها به ما می‌آموزد که آزادی و استقلال امروز به آسانی به دست نیامده و بیشتر قدر آن را خواهیم دانست.

 

۳. طاغوت یک شبکه است، نه یک فرد

قرآن نمی‌گوید:«شما را از فرعون نجات دادیم»، بلکه می‌گوید: «شما را از دستگاه و آل‌فرعون نجات دادیم». یعنی طاغوت‌ها، بدون اطرافیانشان قدرتی ندارند. تعبیر «ملأ» در قرآن دقیقاً به همین معناست: پُرکننده چاله‌چوله‌های طاغوت، یعنی جاده‌صاف‌کن‌های طاغوت.

لذا ما با یک فرد مواجه نیستیم بلکه با یک«شبکه» روبرو هستیم، شبکه‌ای از اطرافیان، رسانه‌ها، فرماندهان، مزدوران، توجیه‌گران، و کسانی که سلطه را طبیعی و مشروع جلوه می‌دهند.

 

۴. دوران سخت و دوران آزادی، هر دو امتحان الهی است

نسل‌های پیش از ما،در دوران سختی ایستادند، قیام کردند، هزینه دادند و ما را از یوغ استکبار بیرون آوردند. آن‌ها در آزمون الهی موفق شدند.

اما امروز نیز نوبت امتحان ماست.امتحان حفظ نعمت آزادی و استقلال. الحمدلله ملت ایران در این ۴۷ سال در امتحان‌های بزرگی سربلند بیرون آمده و ان‌شاءالله در آزمون امروز نیز پیروز خواهد شد.

 

۵. طاغوت برای حفظ سلطه، هیچ خط قرمزی ندارد

طاغوت‌ها برای حفظ سلطه‌ى خود،به هر نوع شكنجه‌اى دست مى‌زنند. (يَسُومُونَكُمْ، يُذَبِّحُونَ) امروز نیز همین منطق را از استکبار جهانی به‌وضوح مى‌بینیم: تهدید نظامی، تحریم اقتصادی، فشار روانی، آوردن ناوها و تجهیزات و… همه برای یک هدف است: شکستن اراده ملت‌ها و مجبور کردن آن‌ها به تسلیم.

ماجرای#جزیره_اپستین، آخرین شاهکار تمدن وحشی غرب در این زمینه است که نشان می‌دهد چگونه برای حفظ سلطه خود بر ملت‌ها، افراد مؤثر را به آنجا مى‌برده‌اند تا بتوانند از آنها آتو گرفته و آنها را کنترل کرده و اراده خود را تحمیل کنند.

 

نتیجه‌گیری

اما قرآن به ما مى‌آموزد:اگر ملتی در این #نبرد_اراده‌ها ایستادگی کند، خداوند همان‌گونه که فرعون را غرق کرد، طاغوت‌هاى زمان را نیز با تمام هیمنه‌شان، شکست خواهد داد. امروز نوبت ماست که سربلند از این آزمون بیرون بیاییم.

 

 نظر دهید »

نعمتی به نام «استقلال»

02 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

نعمتی به نام «استقلال»

✅ وَ إِذْ نَجَّيْنَاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ… (بقره: ۴۹)

🔺یادتان هست آن روز را که از چنگال فرعون نجاتتان دادیم؟ همان‌ها که پسرانتان را سر می‌بریدند و زنانتان را به کنیزی می‌گرفتند؛ و این، آزمایشی بزرگ از سوی پروردگارتان بود.

 

✅ وَ إِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ… (بقره: ۵۰)

🔺و آن‌گاه که دریا را برایتان شکافتیم و نجاتتان دادیم و فرعونیان را در برابر چشمانتان غرق کردیم.

 

🔻 از این دو آیه، چند نکته برای امروز ما می‌توان گرفت:

 

1️⃣ اولین دستاورد انقلاب موسی(ع): استقلال

قرآن وقتی از انقلاب موسی یاد می‌کند،اولین نعمت را «نجات از سلطه طاغوت» معرفی می‌کند. یعنی تا آزادی نباشد، هیچ نعمت دیگری معنا ندارد. ملتی که استقلال ندارد، اراده‌ای ندارد؛ نان ممکن است باشد، اما عزت هرگز.

 

2️⃣ یادآوری سختی‌ها، قدرشناسی می‌آورد

چرا قرآن مدام سختی‌های زیر بار فرعون را یادآوری می‌کند؟برای این که بدانیم آزادی امروز را مدیون چه ایستادگی‌هایی هستیم. ما هم باید گذشته را به خاطر بیاوریم؛ روزگاری که ایران اشغال بود، قحطی آمد، منابع رفت و مردم ذلیل بودند. یادآوری آن روزها، ارزش امروز را صدچندان می‌کند.

 

3️⃣ طاغوت یک شبکه است، نه یک نفر

خدا نگفت«از فرعون نجات دادیم»، گفت «از آل‌فرعون». طاغوت بدون اطرافیانش، بدون رسانه‌ها، مزدوران و توجیه‌گرانش قدرتی ندارد. امروز هم استکبار جهانی یک شبکه است؛ باید شبکه را دید، نه فرد را.

 

4️⃣ هم سختی امتحان است، هم آزادی

گذشتگان در سختی‌ها ایستادند و امتحان دادند.امروز نوبت ماست: در حفظ این نعمت بزرگ، سربلند بیرون می‌آییم؟

 

5️⃣ طاغوت خط قرمز ندارد

فرعون پسرکُشی می‌کرد تا سلطه‌اش بماند.امروز از تحریم تا تهدید نظامی و حتی پروژه‌هایی مثل «جزیره اپستین» برای شکار شخصیت‌ها، همه برای یک هدف است: شکستن اراده ملت‌ها.

اما قرآن نوید می‌دهد:اگر در این نبرد اراده‌ها بایستید، خدا همان‌طور که فرعون را غرق کرد، طاغوت زمان را هم به زباله‌دان تاریخ خواهد فرستاد.

 

 نظر دهید »

استقلال و آزادی؛ نخستین نعمتِ فراموش‌شده

02 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

استقلال و آزادی؛ نخستین نعمتِ فراموش‌شده

 در دومین قسمت از سلسله مطالب «زندگی با آیه‌ها»، به سراغ آیات ۴۹ و ۵۰ سوره بقره می‌رویم تا از نگاه قرآن، ارزش «آزادی از سلطه استکبار» را دوباره کشف کنیم. آیاتی که نه یک داستان تاریخی، که یک درس همیشگی برای همه نسل‌هاست.

 

مقدمه

خداوند در سوره بقره،پس از دعوت بنی‌اسرائیل به یادآوری نعمت‌های خود، به دو واقعه سرنوشت‌ساز اشاره می‌کند: نجات از چنگال فرعون و شکافته شدن دریا. اما چرا این دو حادثه این قدر مهم هستند؟ چون اولین گام برای رسیدن به هر کمالی، «آزادی» است.

 

۱. استقلال؛ حیاتی‌ترین نعمت

قرآن کریم وقتی به ماجرای انقلاب موسی(ع)و دستاوردهای آن اشاره می‌کند، اولین دستاورد و نعمت آن انقلاب را نجات از سلطه طاغوت می‌داند. یعنی نجات از تحقیر، بردگی، شکنجه و زندگی زیر سایه فرعون.

این یعنی از نگاه قرآن،هیچ نعمتی به اندازه «آزادی از سلطه دشمن» حیاتی نیست، چون ملتی که استقلال ندارد، از خودش اراده‌ای ندارد و نهایتاً برده‌ای بیش نخواهد بود، حتی اگر چند صباحی نان داشته باشد اما به هیچ وجه عزت نخواهد داشت. امروز وظیفه ماست که قدر این استقلال را بدانیم و بدانیم همه دشمنیِ دشمن، به خاطر همین استقلال ماست.

 

۲. یادآوری تلخ‌ها، شیرینی آزادی را مضاعف می‌کند

قرآن عمداًسختی‌های دوران فرعون را یادآوری می‌کند تا انسان، ارزش آزادی را فراموش نکند. این یک اصل تربیتی است: ملت‌ها اگر گذشته خود را فراموش کنند، قدر امروز خود را نمی‌دانند.

ما نیز باید مدام یک چشم‌مان به گذشته باشد تا قدر امروز را بدانیم؛به روزگاری که هیچ اختیاری از خودمان نداشتیم و اجانب هر کار می‌خواستند در این مرز و بوم می‌کردند؛ زمانی که در جنگ جهانی، ایران اعلام بی‌طرفی کرد اما باز اشغال شد، منابعش غارت شد، آذوقه‌اش برده شد، و مردمش گرفتار آن قحطی بزرگ و نسل‌کشی شدند. یادآوری وضع اقتصاد مردم، وضع رفاه عمومی، وضع بهداشت و آموزش، وضع ذلت مسئولین‌مان نزد اجانب… این یادآوری‌ها به ما می‌آموزد که آزادی و استقلال امروز به آسانی به دست نیامده و بیشتر قدر آن را خواهیم دانست.

 

۳. طاغوت یک شبکه است، نه یک فرد

قرآن نمی‌گوید:«شما را از فرعون نجات دادیم»، بلکه می‌گوید: «شما را از دستگاه و آل‌فرعون نجات دادیم». یعنی طاغوت‌ها، بدون اطرافیانشان قدرتی ندارند. تعبیر «ملأ» در قرآن دقیقاً به همین معناست: پُرکننده چاله‌چوله‌های طاغوت، یعنی جاده‌صاف‌کن‌های طاغوت.

لذا ما با یک فرد مواجه نیستیم بلکه با یک«شبکه» روبرو هستیم، شبکه‌ای از اطرافیان، رسانه‌ها، فرماندهان، مزدوران، توجیه‌گران، و کسانی که سلطه را طبیعی و مشروع جلوه می‌دهند.

 

۴. دوران سخت و دوران آزادی، هر دو امتحان الهی است

نسل‌های پیش از ما،در دوران سختی ایستادند، قیام کردند، هزینه دادند و ما را از یوغ استکبار بیرون آوردند. آن‌ها در آزمون الهی موفق شدند.

اما امروز نیز نوبت امتحان ماست.امتحان حفظ نعمت آزادی و استقلال. الحمدلله ملت ایران در این ۴۷ سال در امتحان‌های بزرگی سربلند بیرون آمده و ان‌شاءالله در آزمون امروز نیز پیروز خواهد شد.

 

۵. طاغوت برای حفظ سلطه، هیچ خط قرمزی ندارد

طاغوت‌ها برای حفظ سلطه‌ى خود،به هر نوع شكنجه‌اى دست مى‌زنند. (يَسُومُونَكُمْ، يُذَبِّحُونَ) امروز نیز همین منطق را از استکبار جهانی به‌وضوح مى‌بینیم: تهدید نظامی، تحریم اقتصادی، فشار روانی، آوردن ناوها و تجهیزات و… همه برای یک هدف است: شکستن اراده ملت‌ها و مجبور کردن آن‌ها به تسلیم.

ماجرای#جزیره_اپستین، آخرین شاهکار تمدن وحشی غرب در این زمینه است که نشان می‌دهد چگونه برای حفظ سلطه خود بر ملت‌ها، افراد مؤثر را به آنجا مى‌برده‌اند تا بتوانند از آنها آتو گرفته و آنها را کنترل کرده و اراده خود را تحمیل کنند.

 

نتیجه‌گیری

اما قرآن به ما مى‌آموزد:اگر ملتی در این #نبرد_اراده‌ها ایستادگی کند، خداوند همان‌گونه که فرعون را غرق کرد، طاغوت‌هاى زمان را نیز با تمام هیمنه‌شان، شکست خواهد داد. امروز نوبت ماست که سربلند از این آزمون بیرون بیاییم.

 

 نظر دهید »

جنگ، فقر، ناامیدی

02 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

 

⚠️ امروز رسانه‌های صهیونیستی یک اتاق جنگ علیه ایمان ما راه انداخته‌اند. استراتژی‌شان؟ جایگزینی «خداباوری» با «رسانه‌باوری».

🔻 پمپاژ مداوم اخبار جنگ و بن‌بست اقتصادی

 

🔻کاشتن بذر ناامیدی برای به بردگی کشیدن افکار

 

📖 قرآن سال‌ها قبل این نقشه را افشا کرد:

 

«الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ…»(بقره، ۲۶۸)

 

شیطان شما را از فقر می‌ترساند تا به ناامیدی و توقف وادارتان کند.

💡 اما خدا جواب این ترس‌ها را داده است:

 

💍 از هزینه ازدواج می‌ترسی؟

 

«إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ»(نور، ۳۲)

 

اگر فقیر باشند،خدا از فضلش بی‌نیازشان می‌کند.

🌱 نگران روزی فرزندت هستی؟

 

«وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»(طلاق، ۳)

 

هرکس بر خدا توکل کند،او برایش کافی است. یعنی بن‌بست وجود ندارد!

✅ ۳ قدم برای عبور از این جنگ روانی:

۱️⃣ خدا‌محوری به جای رسانه‌محوری: روزی دست خداست، نه اتاق‌های فکر غرب ☝️

۲️⃣ شناخت وسوسه: ترس از آینده، ازدواج و فرزندآوری، همان وعده شیطانی است 🚫

۳️⃣ امید، سلاح مؤمن: با توکل زندگی کن؛ خالق آسمان‌ها، بنده متوکلش را تنها نمی‌گذارد 🕊

 

✨ حرف آخر:

 

هیچ طوفانی حریف«کشتی توکل» نمی‌شود. از ازدواج و فرزندآوری نترسید و با لبخندی از سر ایمان به استقبال فردا بروید. خدا برای بنده‌اش کافی است.

 

 نظر دهید »

مثلث «جنگ، فقر و ناامیدی»؛ ابزار رسانه‌های شیطانی برای تسخیر ایمان

02 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

 مثلث «جنگ، فقر و ناامیدی»؛ ابزار رسانه‌های شیطانی برای تسخیر ایمان

سلسله مطالب «زندگی با آیه‌ها»، به بررسی استراتژی رسانه‌های معاند برای تضعیف ایمان و ایجاد ناامیدی در جامعه می‌پردازیم و پاسخ قرآن به این توطئه روانی را مرور می‌کنیم.

 

مقدمه

امروزه رسانه‌های شیطانی،اتاق جنگی تمام‌عیار علیه «ایمان» و «آرامش» ما به پا کرده‌اند. هدف آن‌ها چیزی نیست جز جایگزینی «خداباوری» با «رسانه‌باوری». آن‌ها با پمپاژ مداوم اخبار جنگ، بن‌بست‌های اقتصادی و کاشتن بذر ناامیدی، در پی به بردگی کشیدن افکار عمومی هستند. اما قرآن کریم قرن‌ها پیش این نقشه را افشا کرده و راه مقابله با آن را به ما نشان داده است.

 

۱. افشاگری قرآن از نقشه شیطان

خداوند در سوره بقره،آیه ۲۶۸ می‌فرماید: «الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ…»؛ شیطان شما را از فقر و نداری می‌ترساند. این ترس‌افکنی هدفی جز متوقف کردن انسان در مسیر پیشرفت، ازدواج، فرزندآوری و حرکت به سمت آینده ندارد. شیطان و ابزارهای او (از جمله رسانه‌های وابسته به جبهه استکبار) می‌خواهند با برجسته‌سازی مشکلات، انسان را از توکل بر خدا بازدارند و او را در ورطه ناامیدی غرق کنند.

 

۲. پاسخ خدا به ترس‌های ما

در مقابل این جنگ روانی،خداوند وعده‌های روشنی به بندگان مؤمن داده است:

 

🔹 اگر از هزینه‌های ازدواج می‌ترسی: خداوند در سوره نور، آیه ۳۲ شخصاً ضمانت کرده است: «إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ» (اگر فقیر باشند، خداوند از فضل بی‌کرانش آن‌ها را بی‌نیاز می‌کند). ازدواج که سنت پیامبر است، با وعده الهی همراه شده است.

 

🔹 اگر نگران آینده و روزی هستی: در سوره طلاق، آیه ۳ می‌خوانیم: «وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» (هر کس بر خدا توکل کند، او برایش کافی است). این آیه صریحاً اعلام می‌کند که برای مؤمن متوکل، بن‌بستی وجود ندارد.

 

۳. سه گام برای عبور از جنگ روانی رسانه‌ها

 

گام اول: خدا‌محوری به جای رسانه‌محوری

باور داشته باشیم که قدرت و روزی،همه به دست خداست، نه در اتاق‌های فکر غرب و صهیونیسم. رسانه‌ها تصویری از بن‌بست می‌سازند، اما مؤمن می‌داند که گشایش از سوی خداست.

 

گام دوم: شناخت وسوسه

ترس از آینده،ترس از ازدواج، ترس از فرزندآوری و حتی ترس از پیشرفت، دقیقاً همان وسوسه‌ای است که شیطان در قالب «وعدة الفقر» به انسان القا می‌کند. باید این ترس‌ها را بشناسیم و آن‌ها را به خدا واگذار کنیم.

 

گام سوم: امید، سلاح مؤمن

با توکل زندگی کنیم.خالق آسمان‌ها و زمین، بنده متوکلش را رها نمی‌کند. مؤمن کسی است که در سخت‌ترین شرایط، نگاهش به قدرت بی‌نهایت الهی است، نه به آمارهای ترسناک رسانه‌ها.

 

نتیجه‌گیری

هیچ طوفانی حریف«کشتی توکل» نمی‌شود. جامعه‌ای که ایمان و توکل دارد، می‌تواند با لبخندی از سر ایمان به استقبال فردا برود. رسانه‌های شیطانی هرچقدر هم که در ایجاد جنگ، فقر و ناامیدی تلاش کنند، در برابر اراده ملتی که خدا را دارد، ناتوانند. «خدا برای بنده‌اش کافی است.»

 

 

 نظر دهید »

حکم تزریق آمپول در حال روزه ماه رمضان چیست؟

01 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

حکم تزریق آمپول در حال روزه ماه رمضان چیست؟ 

آیات عظام امام، بهجت و خامنه ‌اى: اگر آمپول جنبه غذایى و تقویتى دارد، بنابر احتیاط واجب، باید از تزریق آن خوددارى کرد؛ ولى اگر جنبه دوایى دارد و یا عضو را بى ‌حس مى‌ کند، تزریق آن اشکال ندارد.[۱] 

 

آیات عظام تبریزى، سیستانى، صافى، نورى و وحید: تزریق آمپول، روزه را باطل نمى ‌کند؛ خواه جنبه غذایى و تقویتى داشته باشد، یا جنبه دوایى و مانند آن.[۲] 

 

آیه اللَّه فاضل: اگر آمپول جنبه‌ غذایى و تقویتى ‌داشته ‌باشد، باید از تزریق آن خوددارى کرد؛ ولى اگر جنبه دوایى دارد و یا عضو را بى‌ حس مى‌ کند، تزریق آن اشکال ندارد.[۳] 

 

آیه اللَّه مکارم: تمام انواع آمپول ‌هاى دارویى یا تقویتى که به صورت عضلانى تزریق مى ‌شوند براى افراد روزه‌ دار اشکال ندارد ولى تزریق آمپول‌ هاى وریدى جایز نیست.[۴]

 

📚 منابع:

 

[۱]. توضیح‌ المسائل مراجع، م ۱۵۷۶؛ خامنه‌ اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۷۶۷  

[۲]. توضیح ‌المسائل مراجع،، م ۱۵۷۶؛ وحید، توضیح ‌المسائل، م ۱۵۸۴  

[۳]. توضیح ‌المسائل مراجع، م ۱۵۷۶  

[۴]. توضیح ‌المسائل، م ۱۳۳۹

 

 نظر دهید »

راز آزادی درونی؛ چگونه روزه ما را از بندگی نفس رها می‌کند؟

01 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

راز آزادی درونی؛ چگونه روزه ما را از بندگی نفس رها می‌کند؟

نسبت روزه با آزادی چیست؟ چرا انسان با محدود کردن خود، آزادتر می‌شود؟

آزادی انسان، تنها در گرو نبود محدودیت‌های بیرونی نیست، بلکه مهم‌تر، رهایی از اسارت‌های درونی است؛ اسارتی که از هوای نفس، گناه و وابستگی به نظر دیگران ناشی می‌شود. فردی که اسیر هوس یا قضاوت دیگران است، حتی در آزادترین جامعه نیز زندانی است.

روزه با تمرین خود مهارگری و پرهیز از خوردن و آشامیدن، ارادۀ انسان را در برابر این اسارت‌های درونی تقویت می‌کند.

این تمرین مقاومت، مسیر نفوذ وسوسه‌ها را محدود و با تقویت خدمات محوری، انسان را از بندگی غیر رها می‌سازد.

بنابراین، روزه نه یک محدودیت محض، بلکه ابزاری عملی برای کسب آزادی معنوی و رسیدن به حُریت و آزادی واقعی است.

 نظر دهید »

آتش‌نشان باش، نه آتش‌بیار معرکه! + رمز رحمت الهی در ماه رمضان

01 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

«دعوات شد؟ آتش‌نشان باش، نه آتش‌بیار معرکه»

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (حجرات: ۱۰) جز این نیست که همه مؤمنان با هم برادرند؛ بنابراین [در همه نزاع ها و اختلافات] میان برادرانتان صلح و آشتی برقرار کنید، و از خدا پروا نمایید که مورد رحمت قرار گیرید.

قرآن در آیات گوناگونی بر اخوت و برادری میان امت اسلامی بسیار تأکید کرده است به گونه‌ای که با اطمینان می‌توان گفت یکی از شاخص‌های مهم جامعه اسلامی و فرد مؤمن همین اخلاق برادری است.

هر چقدر انسان نسبت به سایر افراد، برادرگونه‌تر عمل کند، نشانگر عمق ایمانش است. منظور از برادری چیست؟ ما از صبح تا شام با دیگران ارتباط داریم.

در این ارتباطات، دلخوری، ناراحتی، تمسخر، دعوا، قهر، حسادت، رقابت‌های ناسالم و غیره پیش می‌آید که میان دو یا چند نفر را فاصله می‌اندازد. بی شک، آن فاصله توسط شیاطین پر می‌شود. شیطان هم کارش را خوب بلد است. شما نباید بگذارید میان شما و دیگری، شیطان قرار گیرد.

زیرا قرآن دستور به برادری داده است. باید زود اسباب ترمیم این دلخوری و دعوا را فراهم کنی و آشتی کنی. یعنی شیطان را از میان خود و برادرت برداری و گرنه کار دستت می‌دهد. چرا؟ چون مؤمنان همه با هم یک خانواده و امت‌اند و همه نسبت به یکدیگر برادرند.

این آیه می‌گوید اگر در یک گروه مجازی یا در مدرسه یا در دانشگاه یا محل کار یا خانواده یا جلسه و … بین دو نفر اختلاف افتاد، تو به عنوان یک فرد مؤمن نباید فقط تماشا کنی یا آتش‌بیار معرکه شوی. وظیفه تو عملی است:

“فَأَصْلِحُوا” . یعنی بلافاصله آنان را آشتی بده. مثل یک آتش‌نشان عمل کن. سریع آتش اختلاف را خاموش کن. اگر بلد نیستی باید بروی این مهارت را به مهارت‌های دیگرت اضافه کنی. یاد بگیری که چگونه میان دو نفر آشتی برقرار کنی.

دقت کن آشتی نه آتشی!!! حتی اگر خودت با کسی قهر هستی، همین الان تلفن را بردار و به او زنگ بزن و بگو به خاطر ماه مبارک رمضان و به خاطر گل روی مهدی فاطمه حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف من با شما آشتی می‌کنم.

یک نقطه مشترک پیدا کن و آشتی کن. نتیجه چه می‌شود؟ آخر آیه می‌گوید: رحمت خداوند را به درون خودت می آوری. نتیجه‌اش برمی‌گردد به جیب خودت. رحمت خداوند را به درون گروه مجازی، کلاس، خانوداده، سازمان، جامعه می‌آوری. چه از این بالاتر می‌خواهی؟ بیاییم در ماه رحمت و برکت، رحمت و برکت را به همه برادران دینی‌مان هدیه دهیم.

 

 نظر دهید »

پاداش شگفتانگیز خواندن سوره قدر در لحظات طلایی سحر و افطار

01 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

عَن أَبِي يَحْيَى الصَّنْعَانِيِّعَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ صَامَ فَقَرَأَ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقِدْرِ عِنْدَ سَحُورِهِ وَ عِنْدَ إِفْطَارِهِ إِلَّا كَانَ فِيمَا بَيْنَهُمَا كَالْمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ.

امام صادق(ع) فرمود: هیچ مؤمن روزه‌داری نیست که در هنگام خوردن سحری و افطارش سوره «اِنّا اَنزَلناهُ» (قدر) را بخواند، مگر آنکه در میان این دو زمان (از سحر تا افطار) مانند کسی است که در راه خدا در خون خود غلطیده باشد (یعنی ثواب شهید را دارد).

بحارالأنوار،جلد ۹۷، صفحه ۳۴۴ (به نقل از اقبال الأعمال)

 

در میان اعمال پرفضیلت ماه مبارک رمضان، توجه به قرآن کریم و انس با آن، جایگاهی ویژه دارد. یکی از سورههایی که نزولش گره خورده با این ماه، سوره مبارکه «قدر» است؛ سورهای که عظمت شب قدر را برای همیشه در تاریخ بشریت زنده نگه داشت. اما روایتی نورانی از امام صادق (ع) دریچهای تازه به روی ما میگشاید و از پاداشی حیرتانگیز برای قرائت این سوره در دو وقت مشخص خبر میدهد: هنگام سحری و هنگام افطار.

 

امام صادق (ع) میفرمایند: هیچ مؤمن روزهداری نیست که در وقت خوردن سحری و هنگام افطارش، سوره «انا انزلناه» را تلاوت کند، مگر اینکه در فاصله میان این دو زمان (از سحر تا افطار)، پاداش کسی را خواهد داشت که در راه خدا در خون خود غلتیده باشد.

این تشبیه به «متشحط بدمه» یعنی شهیدی که در میان خون خود دستوپا میزند، نشاندهنده اوج قرب و منزلتی است که خداوند به تلاوتکننده این سوره در آن لحظات عطا میکند. این روایت، ما را به اهمیت استفاده از دقایق ناب سحرگاهی و شامگاهی در ماه مهمانی خدا رهنمون میسازد؛ لحظاتی که دل از تعلقات دنیوی جدا شده و آماده دریافت فیض الهی است.

خواندن سوره قدر در این اوقات، نه تنها یادآور فضیلت شب قدر و نزول قرآن است، بلکه انسان را در زمره مجاهدان راه حق و شهدای راه خود قرار میدهد و نشان میدهد که چگونه یک عمل به ظاهر ساده اما آگاهانه، میتواند انسان را به بالاترین درجات معنویت برساند.

 

 نظر دهید »

روزه؛ پلی از توانگر به مستمند

01 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

روزه؛ پلی از توانگر به مستمند

الإمامُ الحُسَيْنُ (عليه السلام) - لَمَّا سُئِلَ عَنْ عِلَّةِ وُجُوبِ الصَّوْمِ - : لِيَجِدَ الْغَنِيُّ مَسَّ الْجُوعِ، فَيَعُودَ بِالْفَضْلِ عَلَى الْمَسَاكِينِ

 

امام حسین (عليه السلام) - هنگامی که درباره علت وجوب روزه از ایشان سؤال شد - :

تا توانگر رنج گرسنگی را بچشد و در نتیجه، به مستمندان رسیدگی و بخشش کند.

 

📘 منبع: وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۹

 

 

امام حسین علیه السلام در این کلام نورانی، یکی از عمیق‌ترین فلسفه‌های اجتماعی روزه را بیان می‌کنند. روزه فقط یک عبادت فردی نیست، بلکه عبادتی است با ابعاد اجتماعی گسترده. هدف آن است که شکاف بین فقیر و غنی کاهش یابد و جامعه به سمت عدالت و همدلی حرکت کند.

در نگاه اول، روزه یک عبادت کاملاً شخصی به نظر می‌رسد. هر کسی برای خودش روزه می‌گیرد، برای خودش ثواب می‌برد و برای خودش از گناه دور می‌ماند. اما امام حسین علیه السلام با این حدیث شریف، پرده از یک حقیقت مهم برمی‌دارند: روزه ابعاد اجتماعی عمیقی نیز دارد.

 

ایشان در پاسخ به سؤال از علت وجوب روزه می‌فرمایند: “تا توانگر رنج گرسنگی را بچشد و در نتیجه، به مستمندان رسیدگی و بخشش کند.”

 

چرا توانگر باید گرسنگی بکشد؟

 

توانگران جامعه، کسانی هستند که معمولاً طعم گرسنگی را نچشیده‌اند. هر وقت گرسنه شوند، سفره رنگینی برایشان گسترده می‌شود. این عدم آشنایی با رنج گرسنگی، گاه باعث می‌شود که از حال فقرا و نیازمندان غافل بمانند.

 

خداوند با واجب کردن روزه، توانگران را ملزم می‌کند که یک ماه تمام، طعم گرسنگی و تشنگی را بچشند. این تجربه مستقیم، تأثیری عمیق بر روح و روان انسان می‌گذارد که هیچ سخنرانی و موعظه‌ای نمی‌تواند چنین تأثیری داشته باشد.

 

از احساس تا عمل: “فَيَعُودَ بِالْفَضْلِ عَلَى الْمَسَاكِينِ”

 

امام حسین علیه السلام نمی‌فرمایند که هدف فقط احساس گرسنگی است، بلکه هدف نهایی، “رسیدگی و بخشش به مستمندان” است. یعنی این تجربه باید به عمل ختم شود.

 

وقتی توانگر رنج گرسنگی را با تمام وجود لمس کرد:

 

· دلش برای فقرا می‌سوزد

· درک می‌کند که گرسنگی چه بلایی بر سر انسان می‌آورد

· انگیزه پیدا می‌کند که به نیازمندان کمک کند

· زکات و صدقات خود را با میل بیشتری می‌پردازد

 

روزه؛ عامل کاهش فاصله طبقاتی

 

یکی از مشکلات بزرگ جوامع بشری، شکاف عمیق بین فقیر و غنی است. این شکاف گاه چنان زیاد می‌شود که دو قطب کاملاً متفاوت در جامعه شکل می‌گیرد: قطب ثروتمندان بی‌خبر و قطب فقرای رنج‌کشیده.

 

اسلام با راهکارهایی مانند زکات، خمس، صدقه و انفاق، به دنبال کاهش این شکاف است. اما روزه، نقش مکمل را ایفا می‌کند. روزه به توانگران می‌آموزد که:

 

· نعمت‌هایی که دارند، از جانب خداست

· ممکن است دیگران از این نعمت‌ها محروم باشند

· وظیفه دارند به فکر دیگران باشند

· باید قبل از اینکه فقیری دست نیاز دراز کند، به او کمک کنند

 

پیام امام حسین علیه السلام برای جامعه امروز

 

امروز که فاصله طبقاتی در بسیاری از جوامع افزایش یافته، پیام امام حسین علیه السلام از همیشه تازه‌تر است. ما توانگران باید از ماه رمضان به عنوان فرصتی برای خودسازی و توجه به نیازمندان استفاده کنیم.

 

چه کنیم که این هدف محقق شود؟

 

· در کنار روزه، به فکر اطعام نیازمندان باشیم

· زکات فطره را کامل و با نیت خالص بپردازیم

· در طول سال نیز دستگیری از فقرا را فراموش نکنیم

· فرزندان خود را با فرهنگ انفاق و دستگیری آشنا کنیم

 

خدایا! به ما توانگری عنایت فرما که درک درستی از نیازمندان داشته باشیم و دستگیری از ایشان را وظیفه خود بدانیم.

 

 

 نظر دهید »

سه سپر محافظ مؤمن

01 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

سه سپر محافظ مؤمن

 امیرالمؤمنین علی علیه السلام در این کلام نورانی، سه عبادت مهم را به عنوان ابزارهای حفاظتی خداوند برای مؤمنان معرفی می‌کنند. نماز، زکات و روزه، نه فقط عباداتی برای رسیدن به ثواب، که سپرهایی برای حفظ انسان از لغزش‌ها و گناهان هستند.

انسان مؤمن در طول زندگی خود با خطرات متعددی روبه‌روست: خطر گناه، خطر غفلت، خطر دنیازدگی، خطر هوای نفس. برای مقابله با این خطرها، خداوند متعال ابزارها و سپرهایی قرار داده است که مهم‌ترین آنها در این حدیث نورانی بیان شده است.

 

امام علی علیه السلام می‌فرمایند: “خداوند بندگان مؤمن خود را به وسیله نمازها و زکات‌ها و جدّیت در روزه‌داری روزهای واجب [رمضان] حفظ می‌کند…”

 

سه سپر محافظ:

 

۱. نماز؛ سپر ارتباط با خدا

نماز،انسان را در طول شبانه‌روز پنج بار به یاد خدا می‌اندازد. این یادآوری مداوم، مانند ترمز عمل می‌کند و انسان را از لغزش در گناه بازمی‌دارد. قرآن می‌فرماید: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْكَرِ» (نماز انسان را از زشتی‌ها و منکرات بازمی‌دارد).

 

۲. زکات؛ سپر مال و دنیا

زکات،انسان را از دلبستگی به مال دنیا نجات می‌دهد. کسی که اهل زکات و انفاق است، مال را برای خود نمی‌بیند، بلکه آن را امانت الهی می‌داند. این نگاه، او را از حرص و طمع و گناهانی که از حب مال سرچشمه می‌گیرد، حفظ می‌کند.

 

۳. روزه؛ سپر نفس و شهوت

روزه با ایجاد گرسنگی و تشنگی،نفس سرکش را رام می‌کند و شهوت را کاهش می‌دهد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: روزه سپر است. سپری در برابر گناه و آتش جهنم.

 

نتایج این حفاظت سه‌گانه:

 

امام علی علیه السلام در ادامه، چهار نتیجه مهم این حفاظت را بیان می‌کنند:

 

الف) تسکین اعضا و جوارح:

انسان بی‌نماز،بی‌زکات و بی‌روزه، آرامش ندارد. همیشه در پی کسب مال بیشتر، لذت بیشتر، و ارضای شهوات است. اما کسی که به این سه عبادت پایبند است، اعضایش آرام می‌گیرد و به حرام حرکت نمی‌کند.

 

ب) خشوع دیدگان:

چشم مؤمن،به نامحرم و صحنه‌های حرام خیره نمی‌شود. این خشوع چشم، نتیجه روزه‌داری و نماز و زکات است.

 

ج) فروتنی جان‌ها:

نفس سرکش،با این عبادات رام می‌شود و تواضع جای تکبر را می‌گیرد.

 

د) خشوع دل‌ها:

دلی که با نماز،زکات و روزه تربیت شده باشد، در برابر خدا خاشع و فروتن است و آمادگی دریافت نور الهی را دارد.

 

چه کنیم که این سه سپر را همیشه همراه داشته باشیم؟

 

· نماز را اول وقت و با حضور قلب بخوانیم

· به مستمندان رسیدگی کنیم و زکات و صدقه بدهیم

· روزه‌های مستحبی را فراموش نکنیم و در رمضان، روزه‌ای واقعی بگیریم

 

خدایا! ما را به وسیله نماز، زکات و روزه از گناهان حفظ فرما و دلهامان را خاشع و خاضع خود گردان.

 نظر دهید »

فلسفه نام‌های رمضان

01 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

فلسفه نام‌های رمضان

ماه مبارک رمضان در فرهنگ اسلامی، تنها یک مقطع زمانی برای عبادت نیست؛ بلکه یک «مکتب تربیتی» کامل است. تأمل در نام‌ها و صفاتی که قرآن کریم، روایات اهل بیت (علیهم‌السلام) و ادعیه معتبری همچون صحیفه سجادیه برای این ماه به کار برده‌اند، ما را با لایه‌های عمیق معنوی آن آشنا می‌سازد. هر یک از این اسامی، گویای بُعدی از ابعاد این کارگاه انسان‌سازی است و در کنار هم، یک نقشه راه کامل برای بهره‌گیری از این ضیافت الهی ترسیم می‌کنند.

 

✅  (تحلیل هفت نام):

۱. شَهْرُ رَمَضَانَ: واژه «رمضان» از ریشه «رَمَضَ» به معنای شدت حرارت است. خلیل بن احمد فراهیدی در کتاب «العین» (ج۷، ص۳۹) این معنا را تأیید می‌کند. در روایتی از پیامبر اکرم (ص) در «بحارالانوار» (ج۵۵، ص۳۴۱) دلیل این نام‌گذاری چنین بیان شده که در این ماه، گناهان انسان‌ها می‌سوزد و از بین می‌رود.

۲. شَهْرُ الصِّيَامِ: این عنوان در دعای ۴۴ صحیفه سجادیه آمده و به بارزترین عمل این ماه اشاره دارد. «صیام» در لغت به معنای امساک و خودداری است که تمرینی برای تقوا و مهار نفس محسوب می‌شود.

۳. شَهْرُ الْإِسْلَامِ: اسلام یعنی تسلیم مطلق. در این ماه، مؤمنان با پرهیز از حلال‌های عادی در زمان روزه، بالاترین درجه اطاعت‌پذیری از فرمان الهی را به نمایش می‌گذارند.

۴. شَهْرُ الطَّهُورِ: «طهور» به چیزی گفته می‌شود که هم پاک است و هم پاک‌کننده. ماه رمضان روح انسان را از آلودگی‌های گناه و رذایل اخلاقی می‌زداید.

۵. شَهْرُ التَّمْحِيصِ: واژه «تمحیص» از ریشه «محص» به معنای خالص‌سازی و جدا کردن ناخالصی‌هاست (لسان العرب، ج۷، ص۹۰). همان‌گونه که طلا در کوره از ناخالصی جدا می‌شود، سختی‌های روزه‌داری و نورانیت این عبادت، عیار بندگی انسان را بالا می‌برد.

۶. شَهْرُ الْقِيَامِ: این نام تأکید می‌کند که رمضان فقط ماه امساک در روز نیست، بلکه ماه شب‌زنده‌داری و ارتباط عمیق با پروردگار است.

۷. شَهْرُ اللَّهِ وَ ضِيَافَةُ اللَّهِ: پیامبر اکرم (ص) در خطبه شعبانیه (امالی صدوق، ص۹۳) می‌فرمایند: «قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ». انتساب این ماه به خدا و تعبیر «مهمانی الهی»، عظمت بی‌نظیر این ایام را می‌رساند.

 

✅ (جمع‌بندی و سیر تربیتی):

بررسی این اسامی یک سیر منطقی زیبا را نشان می‌دهد: ماه رمضان یک فرآیند کامل تربیتی است که از «روزه» (صیام) آغاز می‌شود. روزه تمرین «تسلیم» (اسلام) در برابر خداوند است. این تسلیم به تدریج باعث «پاکیزگی» (طهور) درون می‌شود و انسان را وارد «کوره خالص‌سازی» (تمحیص) می‌کند تا ناخالصی‌های اخلاقی او زدوده شود.

نتیجه این پالایش، انرژی گرفتن برای «عبادت و شب‌زنده‌داری» (قیام) است و در نهایت، بنده لایق حضور در «مهمانی ویژه پروردگار» (ضیافة الله) می‌گردد. این نگاه جامع، رمضان را از یک ماه عبادی ساده به یک دانشگاه انسان‌سازی تمام‌عیار تبدیل می‌کند.

 نظر دهید »

بهترین ماه‌ها، بهترین روزها..

01 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

بهترین ماه‌ها، بهترین روزها..

با فرارسیدن ماه مبارک رمضان، دل‌های مؤمنان رو به سوی آسمان می‌گشاید تا از نسیم پرفیض این ایام بهره‌مند گردند. در میان انبوه روایات وارده در شأن این ماه عزیز، بیانات گهربار امام علی بن ابی‌طالب (ع) جایگاهی ویژه دارد. خطبه‌ای که از آن حضرت در کتاب شریف «فضائل الأشهر الثلاثة» اثر شیخ صدوق (ره) نقل شده است، گویای عظمت و جایگاه رفیع ماه رمضان در پیشگاه الهی می‌باشد.

 

امام علی (ع) در این خطبه پرمحتوا خطاب به مردم می‌فرمایند:

«أيُّهَا النّاسُ، إنَّهُ قَد أقبَلَ إلَيكُم شَهرُ اللّهِ بِالبَرَكَةِ وَالرَّحمَةِ وَالمَغفِرَةِ، شَهرٌ هُوَ عِندَ اللّهِ أفضَلُ الشُّهورِ، وأيّامُهُ أفضَلُ الأَيّامِ، ولَياليهِ أفضَلُ اللَّيالي، وساعاتُهُ أفضَلُ السّاعاتِ…»

(اى مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش، به شما روى آورده است؛ ماهى كه نزد خدا برترينِ ماه‌ها، روزهايش بهترينِ روزها، شب‌هايش برترينِ شب‌ها، و ساعاتش بهترينِ ساعت‌هاست…)

(منبع: شیخ صدوق، فضائل الأشهر الثلاثة، ص۷۷، ح۶۱)

 

✅ تحلیل مفاهیم و جایگاه

در این حدیث، چند نکته اساسی قابل تأمل است: نخست آنکه ماه رمضان به‌صراحت «شهر الله» (ماه خدا) نامیده شده است؛ انتسابی که نشان‌دهنده تشریف و عنایت ویژه پروردگار به این ایام است.

دوم، سه ویژگی «برکت» (افزایش خیر مادی و معنوی)، «رحمت» (لطف فراگیر الهی) و «مغفرت» (آمرزش گناهان) به‌عنوان هدایای این ماه برای روزه‌داران برشمرده شده است.

سوم، آن حضرت تأکید می‌کنند که تمام اجزای این ماه (روزها، شب‌ها و ساعاتش) در مقایسه با زمان‌های دیگر، برترین هستند. این برتری نه از جهت ذات زمان، بلکه به سبب عنایت ویژه خداوند و فرصت‌های بی‌نظیر عبادت و بندگی در این ایام است.

 

✅ نتیجه‌گیری 

بنابراین، خطبه امام علی (ع) ما را به درک عمیق‌تری از جایگاه ماه رمضان دعوت می‌کند. این ماه صرفاً یک ایام عبادی نیست، بلکه فصل بهار قرآن، موسم نزول برکات و زمانۀ تطهیر روح از آلودگی‌هاست.

چه نیکوست که با تأسی به سیرۀ اولیای الهی، از همین ابتدا با استقبالی شایسته و برنامه‌ریزی برای بهره‌گیری از تمام لحظات آن (اعم از شب‌های قدر، ساعات سحر، اوقات روزه‌داری و لحظات افطار)، سرمایه عظیم این ماه را پاس داریم و توشه‌ای برای سفر آخرت خود برگیریم.

از خداوند متعال می‌خواهیم که همگی را از روزه‌داران حقیقی و بهره‌مندان از مغفرت و رحمت بی‌کرانش در این ماه قرار دهد

 نظر دهید »

از بخشش اندک شرم نکن؛ پیام مهم نهج‌البلاغه درباره بی‌تفاوتی

01 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

از بخشش اندک شرم نکن؛ پیام مهم نهج‌البلاغه درباره بی‌تفاوتی

🔺امیرالمومنین(ع):

از #بخشیدن_اندک شرم نکن، که #بی‌اعتنایی و محروم‌ کردن خود از آن، کمتر و پَست‌تر از همان بخشش اندک است.

(لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِيلِ، فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ)

[نهج البلاغه، حکمت67]

 

▫️در منطق علی(ع)، آن‌چه در وهله اول ارزشمند است، «نفسِ اهتمام و دغدغه» است، نه مبلغ و اندازه کمک.

مهم آن است که نشان دهیم ما «#بی‌تفاوت» و «#تماشاچی» نیستیم.

 

▫️لبّ کلام حضرت این است که: منتظر امکان بزرگ کمک‌کردن نباش! همین که کمکی ولو اندک کنی، یعنی هنوز #انسانیت در تو زنده است، و این مهم‌تر از نتیجه ظاهری کمک است.

 

▫️اگر کسی خود را از همین بخشش اندک هم محروم میکند، این یعنی او دچار نوعی «#بی‌حسی_اجتماعی» شده است، و این «بی‌تفاوتی» و «بی‌حسی اجتماعی»، از خودِ محروم‌شدن هم پست‌تر است.

 

▫️اگر واقعاً دست‌تنگیم، کمک اندک‌مان را کوچک نشماریم. مثلاً اگر فقط ده‌هزار تومان در توان ماست، همان را دریغ نکنیم.

و اگر امکانات بیشتری داریم، به بخشش اندک قانع نباشیم؛ آن‌گونه ببخشیم که شایسته‌ی وسعت ماست، ان شاالله خداوند جبران خواهد کرد.

 

 نظر دهید »

بی‌تفاوتی» یعنی مرگِ انسان و جامعه | زندگی با آیه‌ها (1)

01 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

بی‌تفاوتی» یعنی مرگِ انسان و جامعه | زندگی با آیه‌ها (1)

🔺قرآن کریم، کتابی برای #هدایت انسان‌هاست؛ اما نه هدایت همه. خودش می‌گوید: «هُدًى لِلْمُتَّقِینَ» (بقره: ۲)؛ یعنی این هدایت تنها شامل #متقین می‌شود. همان‌ها که در جامعه، اهل پروا و پایبند به #خطوط_قرمز_الهی هستند. کسانی که نسبت به خوب و بد، دو نوع احساس متفاوت دارند؛ خوب را دوست دارند و از بد بیزارند.

 

🔺اما بعضی‌ها نسبت به اطرافشان، نسبت به خوب و بدها، نسبت به خطوط قرمز خدا، کاملاً #بی‌تفاوت و بی‌مبالات‌اند. این‌ها از هدایت الهی محروم‌اند. شعارشان «به من چه؟» است. فقط خودشان را می‌بینند، آن هم بسیار سطحی.

 

🔺اسلام می‌خواهد انسان‌ها زنده باشند، نه مرده. و زنده بودنِ انسان، در توجه به جامعه و پیرامونش معنا پیدا می‌کند. این که اگر بی‌چاره‌ای دیدی، کمک کنی. اگر جامعه به حضور در میدان نیاز داشت، باشی. اگر رفیق یا برادرت مشکلی دارد، برای حلش تلاش کنی. نسبت به مظلومان عالم و اتفاقات جهان بی‌تفاوت نباشی…

 

🔺چنین افرادی که نسبت به همه‌چیز بی‌تفاوت‌اند، با هیچ چیز هدایت نمی‌شوند، حتی قرآن هم نمی‌تواند راه‌شان بیندازد. «#سودای_زندگی_روزمره» چنان در وجودشان ریشه دوانده که نسبت به هر چیز دیگری کرخت شده‌اند. گاهی آن‌قدر این بی‌تفاوتی در آن‌ها اوج می‌گیرد که حتی به همین زندگی روزمره هم بی‌تفاوت می‌شوند. چیزی شبیه برخی #انعام و #حیوانات.

 

🔺خدا نکند که ما و جامعه‌مان نیز گرفتار این بیماری مهلک شویم. اگر بشویم، آن‌گاه نه #اغتشاشات_دی‌ماه_۱۴۰۴ برایمان مهم است، نه #نسل‌کشی_غزه توسط اسرائیل، نه جنایات جزیره #اپستین و نه هیچ چیز دیگر. فقط خودم و لذت بردنم باقی می‌ماند.

 

 نظر دهید »

آینده «انسانِ بی‌تفاوت»

01 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

آینده «انسانِ بی‌تفاوت»

در روز قیامت، افرادی را پای حساب می‌آورند که در دنیا خودشان را انسان‌های درستکار و بی‌گناهی می‌دانستند؛ کسانی که نه به کسی ظلم کرده بودند و نه گناهی از آنها سر زده بود. اما ناگهان صحبت به جای دیگری می‌کشد…

 

پیامبر خدا(ص) می‌فرمایند:

«بنده‌ای را برای حسابرسی می‌آورند که خود را نیکوکار و بی‌گناه می‌پندارد.خداوند به او می‌فرماید: آیا با دوستانم دوستی کردی؟ پاسخ می‌دهد: من با کسی کاری نداشتم.

(يُؤتىٰبِعَبدٍ مُحسِنٍ في نَفسِهِ لا يَرىٰ أنَّ لَهُ ذَنباً، فَيَقولُ لَه: هَل كُنتَ تُوالي أولِيائي؟ قالَ: كُنتُ مِنَ النّاسِ سِلماً)

 

خداوند می‌پرسد: آیا با دشمنانم دشمنی کردی؟ می‌گوید: پروردگارا! میان من و هیچ‌کس دشمنی نبود.

(قالَ:فَهَل كُنتَ تُعادي أعدائي؟ قالَ: يا رَبِّ، لَم يَكُن بَيني و بَينَ أحَدٍ شَيءٌ)

 

و آن‌گاه خداوند می‌فرماید: کسی که با دوستانم دوستی و با دشمنانم دشمنی نکند، هرگز به رحمتم دست نمی‌یابد.

(فَيَقولُاللّٰهُ عزوجل: لا يَنالُ رَحمَتي مَن لا يُوالي أولِيائي و يُعادي أعدائي.)»

 

📚 المعجم الكبير، ج22، ص59، ح140.

 

📌 نکته: هرچند این روایت در منابع اهل سنت نقل شده، اما مضمون آن بارها در منابع شیعی نیز تکرار شده است.

 

▫️ پیام روایت: اینجا پای «انسان‌های بی‌تفاوت» در میان است. کسانی که در تعاملات اجتماعی‌شان، برایشان فرقی نمی‌کند طرف مقابل دوستدار خداست یا دشمن خدا. آن‌ها نه تنها اهل درگیری نیستند، بلکه اهل موضع‌گیری هم نیستند. برایشان تفاوتی ندارد که در #غزه چه می‌گذرد، در #یمن چه خبر است، یا در سوریه و لبنان چه اتفاقاتی رقم می‌خورد. مظلوم و ظالم برایشان گم شده است.

 

▫️ نتیجه: خداوند می‌فرماید رحمت من شامل چنین افرادی نمی‌شود. چرا؟ چون بی‌تفاوتی در عرصه اجتماعی، انسان را به یکی از بی‌رحم‌ترین افراد تبدیل می‌کند. کسی که در برابر ظلم بی‌تفاوت است، از رحمت الهی دور می‌ماند.

 

‼️ ای کاش ما گرفتار #بی‌تفاوتی نشویم که بد دردی است…

 

 نظر دهید »

راز ترسی که در دل دشمنان می‌افتد؛ نگاهی به راهبرد رعب‌آفرین رهبر انقلاب

30 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

راز ترسی که در دل دشمنان می‌افتد؛ نگاهی به راهبرد رعب‌آفرین رهبر انقلاب

این روزها که دوباره شاهد لاف‌زنی‌های آمریکایی‌ها و نمایش‌های تکراری ترامپ هستیم، رهبر انقلاب پاسخی دادند که نه فقط یک بیانیه سیاسی، که یک راهبرد قرآنی بود؛ راهبردی به نام «رعب‌آفرینی در دل دشمن».

 

اما این رعب از کجا می‌آید؟ قرآن کریم در سه آیه طلایی به ما یاد می‌دهد که ترس در دل دشمنان، یک سنت الهی است:

 

۱. قاعده طلایی مقابله به مثل

 

خداوند در سوره بقره، آیه ۱۹۴ می‌فرماید:

«فَمَنِاعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ»

یعنی:هر کس به شما تجاوز کرد، شما هم همان‌طور به او تجاوز کنید (تجاوز متقابل داشته باشید).

 

این آیه به ما یاد می‌دهد که در برابر دشمنی، نباید ضعیف و منفعل بود. اگر دشمنی به ما حمله‌ای کرد، پاسخ متناسب می‌تواند قدرت‌نمایی مشروعی باشد که او را به عقب‌نشینی وادار کند.

 

۲. وقتی خدا در دل دشمنان وحشت می‌اندازد

 

در سوره انفال، آیه ۱۲، تصویر جالبی از صحنه نبرد داریم:

«إِذْيُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ: «أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ» فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ»

 

خدا به فرشتگان وحی کرد: «من با شمایم. شما مؤمنان را ثابت‌قدم نگه دارید. من هم در دل کافران وحشت می‌اندازم. پس (شما رزمندگان) بر فرق سرشان بزنید و انگشتانشان را قطع کنید!»

 

این آیه نشان می‌دهد که در نبرد حق و باطل، یک عامل مهم وجود دارد: وحشتی که خدا در دل دشمنان می‌اندازد. این ترس، نتیجه ایمان و استقامت مؤمنان است.

 

۳. ریشه اصلی ترس دشمنان

 

اما چرا خدا این وحشت را در دل آنها می‌اندازد؟ سوره آل‌عمران، آیه ۱۵۱ پاسخ می‌دهد:

«سَنُلْقِي فِي قُلُوبِالَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ»

 

به زودی در دل کافران وحشت می‌اندازیم؛ چون چیزهایی را شریک خدا قرار دادند که هیچ دلیلی بر درستی آن نیست. جایگاهشان آتش است و بد جایگاهی است جایگاه ستمکاران!

 

یعنی منشأ ترس دشمنان، شرک و باطل بودن راهشان است. آنها خودشان می‌دانند بر باطل هستند، برای همین وقتی قدرت حق را می‌بینند، می‌لرزند.

 

اتصال به امروز

 

وقتی رهبر انقلاب در برابر نمایش‌های ترامپ و آمریکایی‌ها موضعی قاطع و بدون ترس می‌گیرند، دقیقاً همین قانون الهی را اجرا می‌کنند. آمریکایی‌ها که خودشان به باطل بودن راهشان آگاهند، وقتی اراده پولادین رهبری و ملت ایران را می‌بینند، رعب و ترس تمام وجودشان را می‌گیرد.

 

این همان وعده الهی است: «سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ»

 

دشمنان بدانند هر چه بیشتر تهدید کنند، ترس خودشان بیشتر می‌شود. چون در مقابلشان ملتی ایستاده که خدایش وعده داده است.

 نظر دهید »

چهار قدم طلایی برای بازنشر اخبار؛ درس‌هایی از قرآن برای کاربران فضای مجازی

30 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

چهار قدم طلایی برای بازنشر اخبار؛ درس‌هایی از قرآن برای کاربران فضای مجازی

حتما برای شما هم پیش آمده که خبری را در شبکه‌های اجتماعی می‌بینید و بدون فکر کردن، آن را بازنشر می‌دهید، اما بعداً متوجه می‌شوید که خبر کاملاً اشتباه بوده است. قرآن کریم قرن‌ها پیش برای چنین موقعیت‌هایی یک شیوه‌نامه عالی به ما ارائه کرده است.

 

خداوند در آیه ۶ سوره حجرات می‌فرماید:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَآمَنُوا إِن جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا…»

یعنی:ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر فردی فاسق برایتان خبری آورد، تحقیق کنید…

 

اما این آیه چه کاربردی برای ما در دنیای پرشتاب امروز دارد؟ بیایید با هم چهار قدم اساسی را مرور کنیم که هر کدام از ما باید قبل از بازنشر هر خبری برداریم:

 

قدم اول: خبر از کجا آمده؟ (بررسی منبع)

قبل از هر چیز ببینید چه کسی این خبر را منتشر کرده.آیا این فرد قابل اعتماد است؟ آیا قبلاً هم اخبار جعلی یا مغرضانه منتشر کرده؟ آیا معمولاً بدون تحقیق، هر خبری را بازنشر می‌کند؟ قرآن به ما می‌گوید مراقب منابع خبری باشید!

 

قدم دوم: خود خبر درست است؟ (بررسی صحت)

حالا که منبع را بررسی کردید،نوبت به خود خبر می‌رسد. آیا این خبر در سایت‌های معتبر هم منتشر شده؟ می‌توانید منبع دیگری برای تأیید آن پیدا کنید؟ یک جستجوی ساده می‌تواند شما را از درستی یا نادرستی خبر مطمئن کند.

 

قدم سوم: اگر این خبر دروغ باشد، به چه کسانی آسیب می‌زند؟ (بررسی پیامدها)

یک لحظه فکر کنید.اگر این خبر نادرست باشد، چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا به آبروی کسی لطمه می‌زند؟ آیا باعث ناامیدی در جامعه می‌شود؟ آیا امنیت روانی مردم را به خطر می‌اندازد؟ قرآن به ما یادآوری می‌کند که نکند از روی ناآگاهی به گروهی آسیب بزنیم.

 

قدم چهارم: آیا حاضرید مسئولیتش را بپذیرید؟ (بررسی عواقب)

آخرین قدم:اگر این خبر را بازنشر کنید و بعداً معلوم شود دروغ بوده، آیا پشیمان نمی‌شوید؟ آیا می‌توانید جلوی ضرری که زده‌اید را بگیرید؟ قرآن می‌گوید فکر کنید که بعداً مجبور نباشید از کرده خود پشیمان شوید.

 

پس بیایید قبل از کلیک روی دکمه «اشتراک‌گذاری» یا «بازنشر»، این چهار سوال را از خودمان بپرسیم:

1️⃣منبعش معتبره؟

2️⃣خبر درسته؟

3️⃣ضرر نداره؟

4️⃣پشیمون نمیشم؟

 

 نظر دهید »

هدایت الهی در پرتو جهاد و تلاش خالصانه

30 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

هدایت الهی در پرتو جهاد و تلاش خالصانه

 وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ (سوره عنکبوت، آیه ۶۹)

و کسانی که در راه ما (با خلوص نیت) جهاد کنند، قطعاً آنان را به راه‌های خود هدایت خواهیم کرد و به یقین، خدا با نیکوکاران است.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر المیزان و نمونه):

این آیه شریفه،یکی از پرمعناترین و امیدبخش‌ترین آیات قرآن در مورد رابطه تلاش انسان و هدایت الهی است. خداوند در اینجا یک قانون کلی و استثناناپذیر را بیان می‌کند: هر کس در راه ما جهاد کند، ما او را به راه‌های خود هدایت می‌کنیم. “جهاد” در این آیه، معنایی بسیار وسیع دارد و شامل هر گونه تلاش و کوشش خالصانه برای رسیدن به خدا و رضای او می‌شود. این جهاد می‌تواند جهاد با نفس اماره و وسوسه‌های درونی باشد، می‌تواند جهاد با شیطان و دشمنان بیرونی باشد، و می‌تواند جهاد علمی و فرهنگی برای کشف حقایق باشد. نکته کلیدی، قید “فینا” (در راه ما) است که نشان می‌دهد جهاد باید برای خدا و با اخلاص کامل باشد، نه برای ریا، شهرت یا منافع مادی. در مقابل این تلاش خالصانه، خداوند سه وعده بزرگ می‌دهد: هدایت به راه‌های خود، همراهی با نیکوکاران، و در آیات دیگر، پاداش‌های بی‌کران اخروی.

 

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به این نکته ظریف اشاره می‌کند که تعبیر"سُبُلَنَا” (راه‌های ما) به صورت جمع آمده است، در حالی که راه حق یکی بیشتر نیست. این تعبیر نشان‌دهنده وسعت و تنوع راه‌های رسیدن به خداوند است. هر کس به اندازه ظرفیت، استعداد و نوع جهاد خود، به راهی خاص از سوی خدا هدایت می‌شود. برخی با جهاد علمی به راه‌های دانش و معرفت هدایت می‌شوند، برخی با جهاد عملی و اخلاقی به راه‌های بندگی و قرب، و برخی با جهاد اجتماعی و سیاسی به راه‌های اصلاح جامعه. این آیه به ما می‌آموزد که هدایت، یک لطف بی‌دلیل نیست، بلکه پاداشی است در برابر تلاش و جهاد مخلصانه. کسی که قدم در راه خدا بردارد، خداوند نیز قدم‌های بعدی را به او نشان می‌دهد.

 

در زندگی روزمره،این آیه کاربرد فراوانی دارد. یک دانشجو یا طلبه که برای فهم عمیق‌تر دین و پاسخ به شبهات تلاش می‌کند، اگر اخلاص داشته باشد، خداوند درهای فهم و معرفت را به روی او می‌گشاید. یک جوان که برای کنترل هوای نفس و ترک گناه مبارزه می‌کند، اگر خالصانه باشد، خداوند او را در این مسیر یاری کرده و راه‌های نجات را به او نشان می‌دهد. یک فعال اجتماعی که برای کمک به محرومان و مبارزه با ظلم تلاش می‌کند، اگر برای خدا باشد، خداوند او را به راه‌های مؤثرتر هدایت می‌کند. این آیه نشان می‌دهد که هیچ تلاش خالصانه‌ای بی‌پاسخ نمی‌ماند و خداوند بندگان کوشای خود را تنها نمی‌گذارد.

 

در پایان،خداوند می‌فرماید: “وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ” (و به یقین، خدا با نیکوکاران است). این جمله، تأکیدی بر همراهی دائمی خدا با کسانی است که نه تنها جهاد می‌کنند، بلکه کارهای خود را به بهترین وجه و با احسان انجام می‌دهند. “محسن” کسی است که کار نیک را با نیکی بیشتری همراه می‌کند. این همراهی الهی، بزرگترین سرمایه برای یک مؤمن است. بیاییم با جهاد خالصانه در راه خدا، خود را به مقام “محسنان” نزدیک کنیم و از هدایت و همراهی او در همه مراحل زندگی بهره‌مند گردیم.

 

 نظر دهید »

دشمن‌شناسی؛ اولین گام در مسیر بندگی

30 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

دشمن‌شناسی؛ اولین گام در مسیر بندگی

 إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا ۚ إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ (سوره فاطر، آیه ۶)

همانا شیطان برای شما دشمنی است، پس شما نیز او را دشمن گیرید. او فقط حزب خود را می‌خواند تا از یاران آتش سوزان باشند.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر نور و اثنی عشری):

خداوند متعال در این آیه با صراحت و قاطعیت،ماهیت شیطان را برای انسان آشکار می‌کند و موضعی را که باید در برابر او اتخاذ کرد، مشخص می‌نماید. “إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ” این دشمنی یک ادعا نیست، یک حقیقت قطعی است. دشمنی شیطان با انسان، دشمنی قدیمی، قسم‌خورده و همه‌جانبه است. او از هر سو به انسان حمله می‌کند ، از پیش رو و پشت سر و چپ و راست، تا انسان را از راه حق منحرف کند. او با وعده‌های فقر و ترس، انسان را از انفاق بازمی‌دارد و به فحشا امر می‌کند. پس از شناسایی این دشمن خطرناک، وظیفه انسان مشخص می‌شود: “فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا” (پس او را دشمن گیرید). یعنی موضع خود را در برابر او روشن کنید، از او برائت بجویید، فریب دشمنی‌های پنهان و آشکارش را نخورید و همواره در حال مبارزه با او باشید .

 

در تفسیر اثنی‌عشری،از بزرگان دین سؤال شد که چگونه می‌توان شیطان را دشمن گرفت؟ پاسخ دادند: “از پی آرزو مروید و متابع هوای نفس مشوید و هر چه کنید باید موافق شرع و مخالف طبع باشد.” این پاسخ زیبا نشان می‌دهد که دشمن‌گیری شیطان، یک ادعای زبانی نیست، بلکه یک برنامه عملی است. دشمنی با شیطان یعنی تسلیم وسوسه‌های او نشدن، یعنی در برابر خواسته‌های نفسانی ایستادگی کردن، یعنی معیار را شرع قرار دادن نه عادت و میل شخصی. امام صادق (ع) نیز در این زمینه می‌فرمایند: “اگر شیطان دشمن است، پس غفلت از او چرا؟” یعنی اگر دشمنی او را جدی گرفته‌ایم، نباید از او غافل شویم و باید دائماً مراقب حملات او باشیم.

 

در ادامه آیه،خداوند هدف نهایی شیطان از دعوت مردم را بیان می‌کند: “إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ” (او فقط حزب خود را می‌خواند تا از یاران آتش سوزان باشند). شیطان نه تنها خودش اهل آتش است، بلکه می‌خواهد دیگران را نیز با خود به آتش بکشد. او هیچ علاقه‌ای به سعادت انسان ندارد و تمام تلاشش این است که انسان را مانند خود، بدبخت و گرفتار عذاب کند. این آیه به ما هشدار می‌دهد که وسوسه‌های شیطان، هر چقدر هم که ظاهراً جذاب و فریبنده باشند، سرانجامی جز آتش و نابودی ندارند. او با وعده‌های دروغین، انسان را به دام می‌اندازد و سپس او را در بدترین شرایط رها می‌کند.

 

در زندگی امروز،شناخت شیطان و دشمنی با او از هر زمان دیگری مهم‌تر است. شیطان فقط یک موجود موهومی نیست که در گذشته بوده باشد، او همچنان با ابزارهای مدرن و روش‌های پیچیده به سراغ انسان می‌آید. گاهی از طریق فضای مجازی، گاهی از طریق دوستان ناباب، گاهی از طریق فیلم‌ها و ماهواره‌ها، و گاهی از طریق وسوسه‌های درونی. هر چیزی که انسان را از یاد خدا غافل کند، به گناه بکشاند، یا او را به ناامیدی از رحمت خدا دچار سازد، ابزار شیطان است. بیاییم با سلاح تقوا، ذکر خدا، پناه بردن به او و پیروی از اولیای الهی، خود را از شر این دشمن قسم‌خورده در امان داریم و در زمره حزب‌الله قرار گیریم، نه حزب شیطان.

 

 

 نظر دهید »

سپاه خدا، پیروز همیشگی؛ سنت تغییرناپذیر الهی

30 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

سپاه خدا، پیروز همیشگی؛ سنت تغییرناپذیر الهی

وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ (سوره صافات، آیه ۱۷۳)

و همانا سپاه ما، آنان پیروزند.

تفسیر (برگرفته از تفسیر نمونه و اثنی عشری):

این آیه شریفه،بخشی از یک سلسله آیات است که در پایان داستان پیامبران الهی، به عنوان یک قطعنامه و جمع‌بندی نازل شده است . خداوند پس از ذکر سرگذشت انبیایی مانند نوح، ابراهیم، موسی، هارون و دیگران، با قاطعیت اعلام می‌کند که سپاه او همواره پیروز است. “جندنا” (سپاه ما) شامل همه بندگان مؤمن و صالحی است که در راه خدا جهاد می‌کنند، از پیامبران گرفته تا یاران باوفای آنان در طول تاریخ. این پیروزی، یک پیروزی حتمی و قطعی است که خداوند آن را وعده داده است.

اما توجه به این نکته ضروری است که این پیروزی ممکن است گاهی با تأخیر همراه باشد و در ظاهر، مؤمنان شکست بخورند، اما سرانجام نهایی و عاقبت کار از آن آنان است. این آیه به همه مجاهدان راه حق در طول تاریخ، روحیه و امید می‌بخشد که هرگز ناامید نشوند و بدانند که خداوند با آنان است.

 

تفسیر نمونه به این پرسش مهم پاسخ می‌دهد که اگر خداوند وعده پیروزی داده است،پس چرا گاهی مؤمنان شکست می‌خورند؟ پاسخ این است که اولاً، این وعده‌های الهی محقق شده است و امروز نام و یاد پیامبران و پیروانشان زنده است، در حالی که از مخالفان آنان اثری نیست .

ثانیاً، شکست‌های مؤمنان همواره ناشی از کوتاهی و سستی خودشان در انجام وظایف بوده است، نه عدم نصرت الهی؛ همان‌گونه که مسلمانان در جنگ احد به خاطر نافرمانی از فرماندهی شکست خوردند . ثالثاً، پیروزی ابعاد مختلفی دارد؛ گاهی پیروزی علمی و منطقی است و گاهی پیروزی نهایی در آخرت. رابعاً، باید عمر جهان را در نظر گرفت و بدانیم که با ظهور حضرت مهدی (عج) تمام اهداف حق به طور کامل محقق خواهد شد .

 

در تفسیر اثنی‌عشری،زیباترین مصداق این آیه، واقعه عاشورا دانسته شده است. در ظاهر، سپاه یزید بر امام حسین (ع) و یارانش پیروز شد و آنان را به شهادت رساند، اما امروز پس از قرن‌ها، نام حسین (ع) زنده و پرافتخار است و نام یزید و بنی‌امیه در تاریخ منفور و ملعون. این همان پیروزی حقیقی است که خداوند وعده داده است.

آنجا که امام سجاد (ع) در برابر یزید با صلابت ایستاد و آیات قرآن را تلاوت کرد، نشان داد که لشکر خدا پیروز است . عاشورا ثابت کرد که شهادت در راه خدا، بزرگترین پیروزی است و خون بر شمشیر پیروز می‌شود.

 

این آیه برای امروز ما نیز پیامی زنده و الهام‌بخش دارد.در برابر هجمه‌های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دشمنان، ممکن است گاهی احساس ضعف و ناامیدی کنیم. اما این آیه به ما یادآوری می‌کند که ما لشکر خدا هستیم و لشکر خدا پیروز است.

پیروزی نهایی از آن ماست، مشروط بر اینکه در این لشکر باقی بمانیم، وظایف خود را به درستی انجام دهیم، اتحاد خود را حفظ کنیم و از فرماندهی الهی (ولایت) اطاعت نماییم. بیاییم با توکل بر این وعده الهی، با قدرت و امید به مسیر خود ادامه دهیم و بدانیم که فردا از آن مؤمنان است.

 

 

 نظر دهید »

استقامت بر ولایت؛ کلید نزول فرشتگان

30 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

استقامت بر ولایت؛ کلید نزول فرشتگان

 إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ (سوره فصلت، آیه ۳۰)

همانا کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست، سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند که نترسید و غمگین مباشید و بشارت باد شما را به بهشتی که وعده داده می‌شدید.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر اهل بیت علیهم السلام و نور):

این آیه یکی از زیباترین و امیدبخش‌ترین آیات قرآن است که پاداش عظیم استقامت در ایمان را بیان می‌کند."قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ” یعنی ایمان به خدا و اقرار به ربوبیت او، که اساس همه باورهای دینی است. اما نکته مهم، کلمه “ثُمَّ اسْتَقَامُوا” است. ایمان به تنهایی کافی نیست، بلکه استقامت بر آن ایمان تا پایان عمر، شرط دریافت این پاداش عظیم است.

امام صادق (ع) در تفسیر این آیه می‌فرمایند: “یعنی در اعتقاد به تک‌تک ائمه (ع)، که یکی پس از دیگری استقامت کردند.” امام باقر (ع) نیز می‌فرمایند: “یعنی کسانی که به طور کامل از خدا و پیامبرش اطاعت کردند و ولایت اهل بیت (ع) را به طور کامل پذیرفتند، سپس بر آن استقامت کردند.” این تفاسیر نشان می‌دهد که استقامت بر ایمان، در گرو استقامت بر ولایت اهل بیت (ع) و پیروی از آنان است.

 

نتیجه این استقامت،نزول فرشتگان بر مؤمنان است. “تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ". این نزول در چه زمانی است؟ بر اساس روایات، این نزول در لحظات حساس زندگی، به ویژه هنگام مرگ، اتفاق می‌افتد .

در آن هنگام که انسان از دنیا می‌رود و با عالم جدیدی روبرو می‌شود، فرشتگان الهی به استقبال او می‌آیند و با سه پیام مهم او را دلدار می‌دهند: “أَلَّا تَخَافُوا” (نترسید) از آینده و آنچه پیش رو دارید، “وَلَا تَحْزَنُوا” (غمگین مباشید) بر آنچه از دنیا و خانواده خود به جای گذاشته‌اید، “وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ” (بشارت باد شما را به بهشت). این سه پیام، تمام نگرانی‌های انسان را در آستانه مرگ برطرف می‌کند و او را با آرامش و اطمینان به سوی سرای جاوید رهسپار می‌سازد.

 

استقامت در ایمان و ولایت،تنها به زمان مرگ محدود نمی‌شود، بلکه آثار آن در تمام زندگی جاری است. کسی که بر ایمان خود استوار باشد، در برابر مشکلات زندگی صبور است، در برابر وسوسه‌های شیطان مقاوم است، و در برابر شبهات دشمنان دچار تردید نمی‌شود.

چنین انسانی در سایه استقامت، از آرامش روحی و روانی عمیقی برخوردار است و ناملایمات زندگی او را از پا در نمی‌آورد. امام علی (ع) نیز در سفارش‌های خود، پیوسته بر استقامت تأکید می‌فرمودند و می‌فرمایند: “العمل العمل ثم النهایة النهایة و الاستقامة الاستقامة” (عمل کنید، عمل کنید، سپس به پایان کار بیندیشید و استقامت ورزید، استقامت) .

 

در پایان،این آیه درس بزرگی به ما می‌دهد: ایمان یک نقطه شروع است، نه نقطه پایان. آنچه مهم است، تداوم و استقامت بر این ایمان تا آخرین لحظه عمر است. بسیاری از مردم ایمان می‌آورند، اما در میانه راه سست می‌شوند یا منحرف می‌گردند.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: “گروهی این جمله را بر زبان جاری کردند، سپس بیشتر آنها کافر شدند. هر کس این عقیده را تا دم مرگ داشته باشد، از زمره کسانی است که بر آن استقامت ورزیده است.” بیاییم از خداوند توفیق استقامت بر ایمان و ولایت اهل بیت (ع) را مسئلت کنیم تا در لحظه مرگ، فرشتگان الهی به استقبال ما آمده و ما را به بهشت بشارت دهند.

 

 

 نظر دهید »

مودت اهل بیت (ع)؛ اجر رسالت و پاداش زحمات پیامبر

30 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

مودت اهل بیت (ع)؛ اجر رسالت و پاداش زحمات پیامبر

ذَٰلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ۗ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَىٰ ۗ وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ (سوره شوری، آیه ۲۳)

این همان چیزی است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند به آن بشارت می‌دهد. بگو: من بر این رسالت، پاداشی از شما نمی‌خواهم، جز دوستی نزدیکانم [اهل بیتم] و هر کس کار نیکی انجام دهد، بر نیکی‌اش می‌افزاییم. به راستی که خداوند آمرزنده و سپاسگزار است.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر نمونه و دانشنامه اسلامی):

این آیه یکی از مهم‌ترین آیات در باب فضیلت و جایگاه اهل بیت پیامبر(ع) است. خداوند به پیامبر (ص) دستور می‌دهد که به مردم بگوید: من در برابر ۲۳ سال زحمت طاقت‌فرسای رسالت، هیچ پاداشی از شما نمی‌خواهم، جز “الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى” (دوستی در مورد نزدیکانم). منظور از “قربی” چه کسانی هستند؟

روایات متعدد و معتبر از شیعه و سنی، آن را به اهل بیت پیامبر (ع) یعنی علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السلام) تفسیر کرده‌اند . ابن عباس می‌گوید: وقتی این آیه نازل شد، از پیامبر پرسیدند: نزدیکان تو که دوستی آنان بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ فرمود: “علی و فاطمه و حسن و حسین” . امام صادق (ع) نیز در پاسخ به سؤال درباره این آیه فرمودند: “دروغ می‌گویند، این آیه درباره ما به خصوص، یعنی اهل بیت رسول خدا (ص) نازل گردیده است” .

 

این آیه یک حقیقت مهم را روشن می‌سازد:محبت اهل بیت (ع) نه یک کار مستحب و اختیاری، بلکه یک وظیفه دینی واجب برای همه مسلمانان است. این محبت، پاداش زحمات طاقت‌فرسای پیامبر (ص) در طول ۲۳ سال نبوت است. اما این محبت، یک رابطه عاطفی صرف نیست، بلکه مقدمه‌ای برای هدایت و پیروی است.

کسی که اهل بیت (ع) را دوست دارد، به دنبال شناخت آنان می‌رود، از سخنانشان الهام می‌گیرد و در مسیر آنان گام برمی‌دارد. امام حسن مجتبی (ع) در خطبه‌ای فرمودند: “منظور خداوند از اقتراف حسنه (کار نیک) در این آیه، مودت و دوستی ما اهل بیت است” . یعنی دوستی اهل بیت (ع) خود یک حسنه بزرگ است که خداوند بر آن پاداش می‌دهد.

 

در ادامه آیه،خداوند می‌فرماید: “وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا” (هر کس کار نیکی انجام دهد، بر نیکی‌اش می‌افزاییم). این وعده الهی، شامل همه کارهای نیک می‌شود، اما به خصوص شامل دوستی اهل بیت (ع) نیز هست.

کسی که این محبت را در دل داشته باشد و در عمل نیز پیروی از آنان را پیشه کند، خداوند حسنات او را چندین برابر می‌کند. این افزایش، هم در دنیا به صورت توفیق بیشتر و هم در آخرت به صورت پاداش مضاعف ظهور می‌کند. خداوند با صفات “غفور” (آمرزنده) و “شکور” (سپاسگزار) خود، نشان می‌دهد که از محبت‌کنندگان به اهل بیت (ع) سپاسگزاری کرده و گناهانشان را می‌آمرزد.

 

در پایان،این آیه به ما می‌آموزد که محبت اهل بیت (ع) سرمایه عظیمی است که خداوند در اختیار امت اسلامی قرار داده است. این محبت، هم اجر رسالت پیامبر (ص) است و هم وسیله‌ای برای تقرب به خداوند. امام سجاد (ع) و دیگر امامان معصوم (ع) پیوسته بر این آیه تأکید می‌کردند و آن را دلیل بر حقانیت خود می‌دانستند.

بیاییم این محبت را در دل‌های خود زنده نگه داریم، آن را به فرزندان خود منتقل کنیم، و در عمل نیز پیرو راستین اهل بیت (ع) باشیم تا مشمول آمرزش و پاداش بزرگ الهی گردیم.

 

 

 نظر دهید »

با سختی، آسانی است؛ نوید گشایش پس از هر تنگنا

30 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

با سختی، آسانی است؛ نوید گشایش پس از هر تنگنا

 فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا (۵) إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا (سوره شرح، آیه ۵-۶)

پس مسلماً با (هر) سختی، آسانی است. (آری) مسلماً با (هر) سختی، آسانی است.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر المیزان و نمونه):

این دو آیه کوتاه اما پرمعنا،یکی از قوی‌ترین و امیدبخش‌ترین پیام‌های قرآن را به همه انسان‌ها، به ویژه مؤمنان، ارائه می‌دهند. خداوند در این آیات، یک قانون کلی و همیشگی هستی را بیان می‌کند: همراه با هر سختی، آسانی وجود دارد. نکته قابل تأمل، تکرار این جمله است. ابتدا می‌فرماید: “فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا” و سپس برای تأکید بیشتر می‌فرماید: “إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا".

این تکرار، برای اطمینان‌بخشی بیشتر به دل‌های نگران و مضطرب است. مؤمن باید بداند که هر سختی و مشکلی در زندگی، پایان‌پذیر است و به دنبال آن گشایش و آسانی خواهد آمد. این یک وعده قطعی و تخلف‌ناپذیر الهی است. تاریخ زندگی پیامبران و اولیای الهی، گواه این حقیقت است. آنان پس از هر سختی طاقت‌فرسا، به گشایش و پیروزی رسیدند.

 

تفسیر المیزان به این نکته اشاره می‌کند که"عسر” (سختی) در هر دو آیه با “ال” (الف و لام) آمده است که نشان‌دهنده عمومیت و شمول آن است. یعنی هر سختی که در جهان وجود دارد، همراه با آسانی است. اما “یسر” (آسانی) در هر دو آیه بدون “ال” و به صورت نکره آمده است که نشان‌دهنده عظمت و تنوع آن است.

یعنی آن آسانی، چنان بزرگ و متنوع است که قابل شمارش و توصیف نیست. همچنین، این دو آیه نشان می‌دهند که سختی و آسانی با هم هستند، نه پشت سر هم. یعنی در دل هر سختی، آسانی نهفته است و مؤمن می‌تواند در همان حال که در سختی به سر می‌برد، امید به گشایش داشته باشد و آثار آن را ببیند. این دیدگاه، انسان را از ناامیدی و یأس نجات می‌دهد.

 

این آیات در زندگی روزمره ما کاربرد فراوانی دارد.گاهی در مشکلات مالی، گاهی در بیماری، گاهی در غم از دست دادن عزیزان، گاهی در ناکامی‌های شغلی و تحصیلی، ممکن است احساس کنیم که راه به جایی نداریم و همه چیز تمام شده است.

اما این آیات به ما یادآوری می‌کنند که نه، اینطور نیست. پس از این شب تاریک، صبح روشن خواهد آمد. پس از زمستان سرد، بهار پرطراوت خواهد رسید. این وعده الهی است و خداوند هرگز خلاف وعده خود عمل نمی‌کند. امام علی (ع) می‌فرمایند: “صبر کن که سختی‌ها با آسانی‌ها همراهند.”

 

در پایان،این آیات قوی‌ترین منبع امید و انگیزه برای مبارزه با مشکلات هستند. مؤمن با تکیه بر این وعده الهی، هرگز در برابر سختی‌ها زانو نمی‌زند و دست از تلاش برنمی‌دارد. او می‌داند که هر چه سختی بیشتر باشد، آسانی پس از آن نیز بزرگ‌تر خواهد بود.

پیامبر اسلام (ص) در سخت‌ترین لحظات زندگی، به این آیات امید داشت و به یارانش نیز امید می‌داد. بیاییم ما نیز این آیات را زمزمه کنیم و به خود و دیگران امید دهیم که “إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا". این، نوید همیشگی خدا به بندگانش است.

 

 

 نظر دهید »

تلاوت قرآن؛ نسخه شفابخش روح و پیکر

30 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

تلاوت قرآن؛ نسخه شفابخش روح و پیکر

 ۞ إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَىٰ مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ ۚ وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ ۚ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ ۖ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ ۚ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضَىٰ وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ (سوره مزمل، آیه ۲۰)

قطعاً پروردگارت می‌داند که تو و گروهی از آنان که با تو هستند، نزدیک دو سوم شب یا نصف یا یک سوم آن را (به نماز) برمی‌خیزید. و خداست که شب و روز را اندازه‌گیری می‌کند. او می‌داند که شما نمی‌توانید (به طور دقیق) آن را محاسبه کنید، پس شما را بخشید. پس هر چه از قرآن برایتان میسر است، تلاوت کنید. او می‌داند که برخی از شما بیمار خواهند شد، و گروهی دیگر برای به دست آوردن رزق و روزی در زمین سفر می‌کنند، و گروهی دیگر در راه خدا جهاد می‌کنند، پس هر چه از قرآن برایتان میسر است، تلاوت کنید.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر المیزان و نمونه):

این آیه،آخرین آیه سوره مزمل است و یک تخفیف و رحمت الهی برای مسلمانان به شمار می‌آید. در ابتدای سوره، پیامبر (ص) و یارانش مأمور به شب‌زنده‌داری طولانی (نزدیک به نیمی از شب) شده بودند. اما خداوند با علم به اینکه این تکلیف برای همه مسلمانان در همه حال ممکن نیست، آن را تخفیف داد و فرمود: “فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ” (پس هر چه از قرآن برایتان میسر است، تلاوت کنید).

این جمله دوبار در این آیه تکرار شده است. این دستور، نشان‌دهنده اهمیت فوق‌العاده تلاوت قرآن است. تلاوت قرآن، حتی به مقدار کم، جایگزین عبادت‌های طولانی شبانه شده است. خداوند با این تخفیف، هم رحمت خود را نشان داده و هم اهمیت ارتباط با قرآن را گوشزد کرده است.

 

تفسیر نمونه به این نکته اشاره می‌کند که در این آیه،سه گروه از مسلمانان استثنا شده‌اند: بیماران، مسافران (که برای تجارت و کسب روزی سفر می‌کنند)، و مجاهدان راه خدا. این سه گروه به دلیل شرایط خاص خود، نمی‌توانند مانند دیگران به عبادات طولانی بپردازند.

اما خداوند به آنان نیز دستور می‌دهد که به اندازه توان خود، قرآن تلاوت کنند. این نشان‌دهنده آن است که تلاوت قرآن، عبادتی است که برای همه افراد در همه حال (حتی در سفر و بیماری) امکان‌پذیر است و هیچ‌گاه نباید ترک شود. تلاوت قرآن، نورانیت می‌آورد، دل را زنده می‌کند و انسان را با خدا مرتبط می‌سازد. امام رضا (ع) می‌فرمایند: “قرآن، ریسمان محکم الهی، و راهنمای مطمئن به سوی بهشت است.”

 

“مَا تَيَسَّرَمِنَ الْقُرْآنِ” (هر چه از قرآن برایتان میسر است). این عبارت، نشان‌دهنده آسان بودن ارتباط با قرآن است. خداوند از ما تلاوت تمام قرآن را در شبانه‌روز نخواسته، بلکه به اندازه توانمان از ما قبول می‌کند. حتی شده روزی چند آیه، اما با تدبر و توجه. این تلاوت، آثار شگرفی در روح و جان انسان دارد. قرآن، کتاب هدایت، نور، شفا و رحمت است. تلاوت آن، آرامش‌بخش دل‌ها، افزایش‌دهنده ایمان، و روشنگر راه زندگی است. امام علی (ع) می‌فرمایند: “خانه‌های خود را با تلاوت قرآن نورانی کنید.”

 

در پایان،این آیه یک درس مهم به ما می‌دهد: قرآن را در زندگی خود جاری کنیم. چه بیمار باشیم، چه سالم، چه در سفر باشیم، چه در حضر، چه در حال جهاد باشیم، چه در حال کسب و کار، نباید از قرآن غافل شویم.

تلاوت قرآن، وسیله‌ای برای ارتباط دائمی با خداست و ما را در برابر مشکلات و سختی‌ها مقاوم می‌سازد. بیاییم هر روز، حتی چند دقیقه را به تلاوت قرآن اختصاص دهیم و از برکات بی‌کران آن بهره‌مند گردیم.

 

 نظر دهید »

تقوا و توکل؛ دو بال پرواز به سوی گشایش و روزی

30 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

تقوا و توکل؛ دو بال پرواز به سوی گشایش و روزی

 وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا (۲) وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا (سوره طلاق، آیه ۲-۳)

و هر کس از خدا پروا کند، (خدا) برای او راه نجاتی قرار می‌دهد و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد. و هر کس بر خدا توکل کند، خدا برایش کافی است. همانا خدا فرمان خود را به انجام رساننده است. به یقین، خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر المیزان و نمونه):

این دو آیه از جمله پربرکت‌ترین و امیدبخش‌ترین آیات قرآن کریم هستند که رابطه تقوا و توکل با گشایش در مشکلات و افزایش روزی را بیان می‌کنند.خداوند در این آیات، چهار وعده مهم به متقین و متوکلین می‌دهد. اول: “يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا” (برای او راه نجاتی قرار می‌دهد).

یعنی از هر تنگنا و مشکلی که در آن گرفتار شوند، راهی برای خروج می‌گشاید.

دوم: “وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ” (و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد). یعنی نه تنها راه نجات را نشان می‌دهد، بلکه روزی و برکت را از مسیرهای غیرمنتظره به سوی او سرازیر می‌کند.

سوم: “وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ” (و هر کس بر خدا توکل کند، خدا برایش کافی است). یعنی خداوند امور کسی را که به او اعتماد کند، خودش کفایت می‌کند.

و چهارم: “إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ” (خداوند فرمان خود را به انجام رساننده است). یعنی هیچ قدرتی نمی‌تواند مانع اجرای فرمان و اراده خدا شود.

 

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به این نکته اشاره می‌کند که"مخرج” (راه نجات) مفهومی وسیع دارد و شامل نجات از هر گونه تنگنای مادی و معنوی می‌شود. کسی که تقوا پیشه کند، خداوند درهای بسته را به روی او می‌گشاید و از تاریکی‌ها به سوی نور رهبری‌اش می‌کند. همچنین “رزق” فقط به معنای مال و ثروت نیست، بلکه شامل علم، سلامت، آرامش، توفیق و هر نعمت مادی و معنوی دیگر می‌شود.

تقوا یعنی مراقبت دائمی از خود در برابر گناه و انجام واجبات. این مراقبت، انسان را در مسیر بندگی قرار می‌دهد و خداوند نیز به پاس این بندگی، درهای رحمت خود را به روی او می‌گشاید. امام صادق (ع) می‌فرمایند: “کسی که می‌خواهد خداوند دعایش را مستجاب کند و در سختی‌ها به فریادش برسد، باید در آسانی‌ها و سختی‌ها تقوا پیشه کند.”

 

“توکل"به معنای اعتماد قلبی به خداوند در همه امور و سپردن نهایی کارها به اوست. این به معنای دست روی دست گذاشتن و ترک تلاش نیست، بلکه به این معناست که انسان پس از انجام وظیفه و تلاش کامل، نتیجه را به خدا واگذار کند و بداند که هر چه خدا بخواهد، همان می‌شود.

کسی که چنین توکلی داشته باشد، خداوند برای او کافی است. یعنی نه تنها در امور دنیوی، بلکه در امور اخروی نیز او را کفایت می‌کند. امام کاظم (ع) می‌فرمایند: “کسی که به خدا توکل کند، مغلوب نمی‌شود و کسی که به خدا پناه ببرد، شکست نمی‌خورد.” این توکل، آرامش عمیقی به انسان می‌بخشد و او را از اضطراب و نگرانی نسبت به آینده نجات می‌دهد.

 

در پایان آیه،خداوند می‌فرماید: “قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا” (خداوند برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است). این جمله، یک قانون کلی و تغییرناپذیر را بیان می‌کند. همه چیز در این جهان، از جمله مشکلات و گشایش‌ها، روزی‌ها و نعمت‌ها، دارای اندازه و زمان مشخصی هستند که خداوند تعیین کرده است.

مؤمن باید بداند که آنچه برای او مقدر شده، به او خواهد رسید و آنچه مقدر نشده، هرگز به دست نخواهد آمد. این باور، انسان را از حرص و طمع و ناامیدی نجات می‌دهد و او را به صبر و توکل دعوت می‌کند. بیاییم با تقوا و توکل، خود را مشمول این وعده‌های بزرگ الهی کنیم و از آرامش و گشایشی که خداوند برای متقین قرار داده، بهره‌مند گردیم

 نظر دهید »

سوگواری و شادی معتدل؛ آموزه‌ای برای تعادل روانی

30 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

سوگواری و شادی معتدل؛ آموزه‌ای برای تعادل روانی

 لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ ۗ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ (سوره حدید، آیه ۲۳)

تا بر آنچه از دست شما رفت، اندوهگین نشوید و به آنچه به شما داد، سرمست و شادمان نباشید و خداوند هیچ متکبر خودستاینده‌ای را دوست ندارد.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر المیزان و نمونه):

این آیه شریفه،یک دستورالعمل جامع برای مدیریت عواطف و احساسات در برابر فراز و نشیب‌های زندگی است. خداوند هدف از بیان برخی حقایق را اینگونه بیان می‌کند: “تا بر آنچه از دست دادید، آنقدر غمگین نشوید و به آنچه به شما رسیده، آنقدر شادمان نباشید.”

این آیه به ما می‌آموزد که در برابر ناملایمات زندگی، نباید چنان غمگین شویم که به یأس و ناامیدی دچار گردیم و توان ادامه دادن را از دست بدهیم. همچنین در برابر موفقیت‌ها و نعمت‌ها، نباید چنان مغرور و سرمست شویم که خدا را فراموش کرده و به طغیان و تکبر دچار آییم. این اعتدال در شادی و غم، نشانه عقلانیت و ایمان است. انسان مؤمن می‌داند که دنیا محل گذر است و هر چه هست، از خداست و به سوی او بازمی‌گردد.

 

تفسیر نمونه به این نکته اشاره می‌کند که غم و شادی افراطی،هر دو آفت‌های بزرگ روحی و روانی هستند. غم افراطی، انسان را از حرکت و تلاش بازمی‌دارد و به افسردگی می‌کشاند. شادی افراطی نیز باعث غرور، خودبینی و غفلت از خدا می‌شود.

قرآن با این آیه، به انسان تعادل روانی می‌بخشد و او را از این دو آفت بزرگ نجات می‌دهد. امام علی (ع) در حکمت ۴۵۰ نهج‌البلاغه می‌فرمایند: “دنیا روزگاری است که یک روز به نفع آدمی و یک روز به ضرر او می‌چرخد.” پس مؤمن باید در هر دو حالت، معتدل باشد و به خدا توکل کند. اگر نعمتی از دست رفت، بداند که حکمت الهی در آن بوده و اگر نعمتی رسید، بداند که از سوی خداست و باید شکرگزار باشد.

 

در ادامه آیه،خداوند دلیل این دستور را بیان می‌کند: “وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ” (و خداوند هیچ متکبر خودستاینده‌ای را دوست ندارد). “مختال” به کسی می‌گویند که در راه رفتن و رفتارش، از روی کبر و غرور راه می‌رود. “فخور” به کسی می‌گویند که مدام از خود و داشته‌هایش تعریف و تمجید می‌کند. این صفات، نتیجه شادی افراطی و غرور از نعمت‌هاست.

کسانی که به نعمت‌های خود مغرور می‌شوند، دیگران را کوچک شمرده و خود را بزرگ می‌بینند. چنین افرادی از دایره محبت الهی خارج هستند. پس برای آنکه محبوب خدا باشیم، باید در برابر نعمت‌ها متواضع و شاکر باشیم، نه مغرور و خودستا.

 

این آیه درس‌های عملی فراوانی برای زندگی روزمره دارد.در مواجهه با شکست‌های تحصیلی، شغلی، عاطفی و اجتماعی، نباید چنان غمگین شویم که زندگی را بر خود و دیگران تلخ کنیم. باید بدانیم که این شکست‌ها نیز بخشی از سنت الهی برای رشد ماست. در برابر موفقیت‌ها نیز نباید چنان مغرور شویم که خدا و خلق خدا را فراموش کنیم.

باید بدانیم که این موفقیت‌ها امانتی الهی در دست ماست و باید در راه درست از آنها استفاده کنیم. بیاییم با تمرین این اعتدال، روان خود را سالم نگه داریم و از زمره متکبران و خودستایان خارج شویم.

 نظر دهید »

عزت و سربلندی؛ وعده همیشگی خدا به مؤمنان

30 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

عزت و سربلندی؛ وعده همیشگی خدا به مؤمنان

آیه: فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ (سوره محمد، آیه ۳۵)

پس سست نشوید و (کافران را) به صلح (و سازش ذلت‌بار) دعوت نکنید، در حالی که شما برترید و خدا با شماست و هرگز از (پاداش) اعمال شما نخواهد کاست.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر المیزان و نمونه):

این آیه شریفه،یک فرمان قاطع و امیدبخش به مؤمنان در برابر دشمنان است. خداوند سه دستور مهم به آنان می‌دهد: اول، “فَلَا تَهِنُوا” (سست نشوید). سستی و ضعف اراده، بزرگترین آفت یک مجاهد است. دوم، “وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ” (و به سوی صلح دعوت نکنید). این نهی، اشاره به صلح ذلت‌باری دارد که در آن مؤمنان به خاطر ترس از دشمن، دست به سازش زده و تن به خواری دهند. اما چرا نباید چنین کنیم؟ زیرا “وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ” (در حالی که شما برترید). این برتری، یک وعده قطعی الهی است. مؤمنان به واسطه ایمان، توکل و اتصال به منبع لایزال قدرت، همواره در موقعیت برتر قرار دارند، هر چند ظاهراً دشمن قدرتمندتر به نظر برسد. دلیل این برتری، همراهی خداست: “وَاللَّهُ مَعَكُمْ". و در پایان، خداوند تضمین می‌کند که پاداش اعمال آنان را هرگز کم نخواهد کرد و تباه نمی‌سازد.

 

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به این نکته اشاره می‌کند که"سلم” در اینجا به معنای صلحی است که از موضع ضعف و برای فرار از جهاد باشد، نه صلح عزتمندانه‌ای که پیامبر (ص) در حدیبیه با مشرکان بست. مؤمنان نباید هرگز از موضع ضعف با دشمن وارد مذاکره یا صلح شوند، زیرا این کار آنان را به ذلت می‌کشاند و دشمن را بر آنان مسلط می‌کند. آیه به آنان می‌آموزد که همیشه با عزت و قدرت در برابر دشمن بایستند و بدانند که خداوند یاور آنان است. این پیام برای امروز ما نیز بسیار حیاتی است. در عرصه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل، مؤمنان باید هوشیار باشند که هرگز از موضع ضعف تن به مذاکره و سازش ندهند و بر عزت و استقلال خود تکیه کنند.

 

“وَاللَّهُمَعَكُمْ” (و خدا با شماست). این جمله، روحیه‌بخش‌ترین بخش آیه است. مؤمنان باید بدانند که تنها نیستند. خداوند با آنان است و این همراهی، تضمین‌کننده پیروزی نهایی آنان است. این همراهی به معنای نصرت، توفیق، حفظ و حمایت الهی است. وقتی خدا با کسی باشد، هیچ قدرتی یارای مقابله با او را ندارد. امام علی (ع) در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: “خداوند با کسی است که از او بترسد و به او امید داشته باشد.” این همراهی، نیازمند تقوا، ایمان و عمل صالح است. کسانی که در راه خدا جهاد می‌کنند و از غیر او نمی‌ترسند، مشمول این همراهی ویژه الهی می‌شوند.

در پایان،خداوند می‌فرماید: “وَلَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ” (و هرگز از پاداش اعمال شما نخواهد کاست). این وعده، دلگرمی بزرگی برای مجاهدان راه حق است. گاهی مؤمنان تصور می‌کنند که اگر در راه خدا تلاش کنند، ممکن است نتیجه نگیرند یا پاداششان کم شود. اما خداوند تضمین می‌کند که پاداش آنان را به طور کامل و بدون کم و کاست خواهد داد. این پاداش، هم در دنیا به صورت عزت و پیروزی و هم در آخرت به صورت بهشت و رضوان الهی ظاهر می‌شود. بیاییم با توکل بر این وعده‌های الهی، هرگز در راه حق سست نشویم و با عزت و قدرت به مسیر خود ادامه دهیم.

 

 

 نظر دهید »

رمضان؛ ماه بی‌همتا در تقویم الهی

29 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

رمضان؛ ماه بی‌همتا در تقویم الهی

الإمامُ الصَّادِقُ (عليه السّلام):

إِنَّ لِرَمَضَانَ حَقًّا وَ حُرْمَةً لَا يُشْبِهُهُ شَيْءٌ مِنَ الشُّهُورِ، وَ كَانَ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ (صلى الله عليه وآله) يَقْرَأُ أَحَدُهُمُ الْقُرْآنَ فِي شَهْرٍ أَوْ أَقَلَّ

 

امام صادق (عليه السّلام):

رمضان، حق و حرمتى دارد كه هيچ يك از ماه‌ها شبيه آن نيست. هر كدام از اصحاب محمّد (صلى الله عليه وآله) قرآن را در يك ماه يا كمتر مى‌خواند.

📘 منبع: الکافی، ج ۲، ص ۶۱۷، ح ۲

 

امام صادق علیه السلام در این حدیث ناب، دو نکته اساسی را درباره ماه رمضان بیان می‌کنند: اول، جایگاه منحصربه‌فرد این ماه در میان تمام ماه‌ها؛ دوم، روش صحیح بهره‌برداری از این فرصت طلایی که همان تلاوت قرآن است. اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله الگوی ما در این مسیرند.

در میان ماه‌های سال، رمضان جایگاهی دارد که قابل مقایسه با هیچ ماه دیگری نیست. این حقیقتی است که امام صادق علیه السلام در یک جمله کوتاه اما پرمغز به ما آموخته‌اند.

 

ایشان می‌فرمایند: “رمضان، حق و حرمتى دارد كه هيچ يك از ماه‌ها شبيه آن نيست.”

 

رمضان چه ویژگی‌هایی دارد که این‌چنین بی‌نظیر است؟

 

۱. ماه نزول قرآن

خداوند متعال در این ماه،بزرگترین هدیه خود یعنی قرآن را بر پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله نازل فرمود. «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ»

 

۲. ماه برکت و رحمت

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند:"ماه رمضان، ماه برکت و رحمت و مغفرت است.”

 

۳. ماه نجات از آتش

در این ماه،خداوند بندگان زیادی را از آتش جهنم آزاد می‌کند.

 

۴. ماه شب‌قدر

شبی که از هزار ماه بهتر است،در این ماه قرار دارد.

 

اما نکته مهمتر در حدیث امام صادق علیه السلام، روش بهره‌برداری از این ماه است:

 

“وَ كَانَ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ (صلى الله عليه وآله) يَقْرَأُ أَحَدُهُمُ الْقُرْآنَ فِي شَهْرٍ أَوْ أَقَلَّ”

 

ایشان به ما می‌آموزند که اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله در این ماه، قرآن را در یک ماه یا کمتر ختم می‌کردند. یعنی آنها رمضان را ماه قرآن می‌دانستند و بیش از هر زمان دیگری به تلاوت کلام الله مجید می‌پرداختند.

 

قرآن و رمضان؛ پیوندی ناگسستنی

 

در ماه رمضان، سفره‌های افطار رنگین است، مساجد چراغانی است، دعاها و مناجات‌ها برگزار می‌شود. همه اینها خوب است، اما فراموش نکنیم که روح رمضان، قرآن است.

 

خداوند در سوره بقره می‌فرماید: «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ» یعنی رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شده است. پس باید در این ماه، بیش از هر زمان با قرآن انس بگیریم.

 

چگونه مانند اصحاب پیامبر با قرآن باشیم؟

 

· هر روز حداقل یک جزء قرآن بخوانیم تا در پایان ماه، یک ختم کامل داشته باشیم

· در تلاوت قرآن تدبر کنیم و معنای آیات را بفهمیم

· قرآن را با صدای زیبا و ترتیل بخوانیم

· از قرآن برای زندگی خود درس بگیریم

 

خدایا! ما را از کسانی قرار ده که حق رمضان را می‌شناسند و حرمت آن را پاس می‌دارند.

 نظر دهید »

روزه؛ جراحی روح و روان

29 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

روزه؛ جراحی روح و روان

رسولُ اللَّهِ (صلى الله عليه وآله):

عَلَيْكُمْ بِالصَّوْمِ؛ فَإِنَّهُ مَحْسَمَةٌ لِلْعُرُوقِ وَ مَذْهَبَةٌ لِلْأَشَرِ

 

پیامبر خدا (صلى الله عليه وآله):

بر شما باد روزه گرفتن که آن رگ‌ها را می‌بُرد [شهوت را کم می‌کند] و سرمستی را می‌بَرد.

 

📘 منبع: مستدرک الوسائل، ج ۷، ص ۳۶۸

 

 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این حدیث، تصویری دقیق و پزشکی از تأثیر روزه بر وجود انسان ترسیم می‌کنند. ایشان روزه را هم “محسمه” (قطع‌کننده رگ‌ها) و هم “مذهبه” (برطرف‌کننده سرمستی) معرفی می‌فرمایند. این دو تعبیر زیبا، نشان از تأثیر عمیق روزه در مهار غرایز سرکش انسانی دارد.

انسان موجودی است با دو بال فرشته‌گون و تمایلات حیوانی. گاه این تمایلات چنان قدرت می‌گیرند که عقل را به زنجیر می‌کشند و انسان را به پرتگاه هلاکت می‌افکنند. برای مهار این غرایز، خداوند ابزارهایی قرار داده است که یکی از مهم‌ترین آنها روزه است.

 

پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله در یک تشبیه دقیق و زیبا می‌فرمایند: “بر شما باد روزه گرفتن که آن رگ‌ها را می‌بُرد [شهوت را کم می‌کند] و سرمستی را می‌بَرد.”

 

این حدیث شریف دو تأثیر مهم روزه را بیان می‌کند:

 

۱. “مَحْسَمَةٌ لِلْعُرُوق"؛ جراحی رگ‌ها

 

“محسمه” از ریشه “حسم” به معنای قطع کردن و بریدن است. در پزشکی قدیم، برای درمان برخی بیماری‌ها، رگ‌های بیمار را قطع می‌کردند تا خون غلیظ و آلوده از بدن خارج شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روزه را به چنین عمل جراحی تشبیه می‌کنند که رگ‌های شهوت و هوس را در وجود انسان قطع می‌کند.

 

روزه به انسان یاد می‌دهد که می‌تواند بر معده و شهوت خود مسلط شود. کسی که ۳۰ روز در ماه رمضان اراده خود را تقویت کرده، می‌تواند در بقیه سال نیز بر هوس‌های خود غلبه کند.

 

۲. “مَذْهَبَةٌ لِلْأَشَر"؛ درمان سرمستی

 

“أشر” به معنای سرمستی، غرور و طغیان ناشی از فراوانی نعمت است. کسی که همیشه سیر است و به هر چه می‌خواهد می‌رسد، دچار نوعی غرور و غفلت می‌شود. روزه با ایجاد گرسنگی، این سرمستی را از انسان می‌گیرد و او را به یاد نیازمندان و فقرا می‌اندازد.

 

امروزه دانشمندان ثابت کرده‌اند که گرسنگی کنترل‌شده، علاوه بر تأثیرات جسمی، تأثیرات روحی عمیقی نیز دارد:

 

· افزایش قدرت اراده و خودکنترلی

· کاهش پرخاشگری و عصبانیت

· افزایش همدلی با دیگران

· ایجاد تواضع و فروتنی

 

روزه‌ای که جراحی کند

 

برای اینکه روزه ما این تأثیرات شگرف را داشته باشد، باید:

 

· تنها به گرسنگی و تشنگی اکتفا نکنیم

· چشم، گوش و زبان را نیز روزه داریم

· در افطار و سحر پرخوری نکنیم

· همواره به یاد خدا و نیازمندان باشیم

 

خدایا! روزه ما را جراحی قرار ده که رگ‌های طغیان را در وجودمان قطع کند و سرمستی دنیا را از دلمان ببرد.

 

 نظر دهید »

رمضان؛ مایه افتخار امت اسلامی

29 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

رمضان؛ مایه افتخار امت اسلامی

الإمامُ زينُ العابدينَ (عليه السلام) - في دعای وداع با ماه رمضان - :

ثُمَّ أَثَرْتَنَا بِهِ عَلَى سَائِرِ الْأُمَمِ، وَ اصْطَفَيْتَنَا بِفَضْلِهِ دُونَ أَهْلِ الْمِلَلِ، فَصُمْنَا بِأَمْرِكَ نَهَارَهُ، وَ قُمْنَا بِعَوْنِكَ لَيْلَهُ

 

امام زین العابدین (علیه السلام) - در دعای وداع با ماه رمضان -

سپس به وسیله این ماه، ما را بر سایر امتها برتری دادی و افتخار آن را نصیب ما کردی، نه پیروان دیگر آیین‌ها را؛ پس به فرمان تو روز آن را روزه گرفتیم و به یاری تو، شبش را به عبادت گذراندیم.

📘 منبع: صحیفه سجادیه، دعای ۴۵

چکیده: در دعای وداع با ماه رمضان، امام سجاد علیه السلام نگاه عمیقی به جایگاه این ماه در میان امت‌ها دارند. رمضان فقط یک ماه عبادی نیست، بلکه نشانه کرامت و برتری امت اسلام است.

وقتی به روزهای پایانی ماه رمضان نزدیک می‌شویم، دل‌ها غمگین و چشم‌ها اشکبار می‌شود. اما امام سجاد علیه السلام در دعای وداع، نگاهی فراتر از غم فراق دارند؛ ایشان به عمق نعمت این ماه و جایگاه ویژه آن برای امت اسلام اشاره می‌کنند.

 

امام چهارم علیه السلام در فراز زیبایی از دعای وداع با ماه رمضان می‌فرمایند: “خدایا! به وسیله این ماه، ما را بر سایر امتها برتری دادی و افتخار آن را نصیب ما کردی، نه پیروان دیگر آیین‌ها را.”

 

این حدیث شریف چند نکته مهم را برای ما روشن می‌کند:

 

۱. رمضان، نشانه کرامت الهی

خداوند متعال از میان تمام امت‌ها،امت اسلامی را شایسته دریافت ماه رمضان دانست. این انتخاب تصادفی نیست، بلکه نشانه جایگاه والای مسلمانان در پیشگاه الهی است.

 

۲. روزه و شب‌زنده‌داری، پاسخ به کرامت خدا

امام علیه السلام در ادامه می‌فرمایند:"پس به فرمان تو روز آن را روزه گرفتیم و به یاری تو، شبش را به عبادت گذراندیم.” این عبارت زیبا نشان می‌دهد که توفیق روزه‌داری و عبادت در این ماه نیز خود نعمتی است از جانب خدا.

 

۳. مسئولیت سنگین امت اسلامی

این برتری،مسئولیت‌آفرین است. اگر خدا ما را به این ماه ویژه کرد، پس باید قدر آن را بدانیم و از فیض آن بهره‌مند شویم. همانگونه که امام سجاد علیه السلام در همین دعا از خدا می‌خواهند که ماه رمضان را با قبولی و رضایت خود از آنان وداع کند.

 

چه کنیم که قدردان این برتری باشیم؟

 

· در روزهای باقی‌مانده رمضان، لحظه‌ها را غنیمت بشماریم

· با توبه و استغفار، دل را برای پذیرش عید فطر آماده کنیم

· دستاوردهای معنوی این ماه را برای پس از رمضان حفظ کنیم

· به یاد نیازمندان باشیم و زکات فطره را فراموش نکنیم

 

خدایا! تو ما را به این ماه بر دیگران برتری دادی، ما را از کسانی قرار ده که قدر این نعمت را دانستند و از فیض آن بهره‌مند شدند.

 

 نظر دهید »

راز اختصاصی بودن پاداش روزه

29 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

راز اختصاصی بودن پاداش روزه

رسولُ اللَّهِ (صلى الله عليه وآله):

قالَ اللَّهُ تباركَ و تعالى: كُلُّ عَمَلِ ابْنِ آدَمَ هُوَ لَهُ، غَيْرَ الصِّيَامِ هُوَ لِي وَ أَنَا أُجْزِي بِهِ

 

پیامبر خدا (صلى الله عليه وآله):

خداوند تبارک و تعالی فرمود: هر کاری که فرزند آدم می‌کند، از آن اوست، مگر روزه که از من است و پاداش آن را من می‌دهم.

 

📘 منبع: بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۲۵۶

 

 در میان تمام عبادات، روزه جایگاهی ویژه دارد. این حدیث قدسی که از زبان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده، پرده از رازی بزرگ برمی‌دارد: روزه تنها عملی است که خداوند آن را به خود نسبت داده و پاداش آن را مستقیماً خود عهده‌دار شده است.

اگر به اعمال عبادی خود نگاه کنیم، هر کدام پاداشی مشخص دارند. برای نماز، برای زکات، برای حج و برای جهاد، خداوند در قرآن پاداش‌هایی تعیین کرده است. اما درباره روزه، سخن خداوند متفاوت است.

 

در این حدیث قدسی، خداوند متعال می‌فرماید: “هر کاری که فرزند آدم می‌کند، از آن اوست، مگر روزه که از من است و پاداش آن را من می‌دهم.”

 

این عبارت کوتاه اما عمیق، چه رازی را در خود نهفته دارد؟

 

۱. اخلاص؛ روح روزه

روزه عبادتی است که هیچ ریایی در آن راه ندارد.انسان می‌تواند نماز بخواند و در آن ریا کند، می‌تواند زکات بدهد و منت بگذارد، می‌تواند حج برود و خودنمایی کند، اما روزه عملی است کاملاً پنهان. هیچ کس جز خدا نمی‌داند که تو روزه‌ای. همین خلوص، روزه را به عبادتی ویژه تبدیل کرده است.

 

۲. پاداش بی‌نهایت

وقتی خداوند می‌فرماید"من خود پاداش آن را می‌دهم"، یعنی پاداش روزه محدود به بهشت و حور و قصور نیست. پاداش روزه، خود خداست؛ قرب الهی، لقای الهی، رضوان الهی. این همان معنایی است که در زیارت عاشورا می‌گوییم: “اَسْاَلُ اللّهَ اَنْ یُرِیَنِی فیکُمُ السُّرُورَ وَ الْفَرَجَ وَ اَنْ یَجْمَعَنِی وَ اِیّاکُمْ فی زُمْرَةِ الْهادِینَ…”

 

۳. روزه؛ میدان مبارزه با نفس

روزه فقط گرسنگی کشیدن نیست؛روزه میدان مبارزه با هوای نفس است. کسی که در این میدان پیروز شود، لایق پاداشی می‌شود که مستقیماً از جانب خداوند به او عطا می‌شود.

 

چه کنیم که روزه‌مان اینگونه باشد؟

 

· نیت خود را خالص کنیم و فقط برای خدا روزه بگیریم

· از هرگونه ریا و خودنمایی در عبادت بپرهیزیم

· روزه را فرصتی برای تقوا و خودسازی بدانیم

· بدانیم که پاداش روزه فراتر از تصور ماست

 

خدایا! روزه ما را از آن خود قرار ده و پاداشی شایسته کرمت به ما عطا فرما.

 

 نظر دهید »

راز محبوبیت روزه در پیشگاه خدا

29 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

راز محبوبیت روزه در پیشگاه خدا

الإمامُ الصَّادِقُ (عليه السّلام):

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ: الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أَجْزِي عَلَيْهِ

امام صادق (عليه السّلام):خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: روزه از من است و پاداش آن را من می‌دهم.

 

📘 منبع: الکافی، ج ۴، ص ۶۳

 

 روزه جایگاهی فراتر از سایر عبادات دارد. چرا؟ زیرا روزه عبادتی است که بنده را مستقیماً به خدا پیوند می‌زند.

در میان انبوه روایات اسلامی، گاه به حدیثی برمی‌خوریم که آنچنان عمیق و پرمعناست که انسان را ساعتها به تفکر وا می‌دارد. حدیثی که از زبان مبارک امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده، از همین دسته است.

 

امام صادق علیه السلام از قول خداوند متعال نقل می‌کنند: “روزه از من است و پاداش آن را من می‌دهم.”

 

نکته جالب توجه این است که این مضمون در کلام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سایر معصومان نیز تکرار شده است. این تکرار، نشان از اهمیت فوق‌العاده این حقیقت دارد.

 

اما چرا روزه چنین جایگاهی دارد؟

 

۱. روزه، نماد عبودیت محض

در روزه،بنده فقط به خاطر فرمان خدا از مباح‌ترین چیزها یعنی خوردن و آشامیدن دست می‌کشد. این بالاترین درجه تسلیم در برابر خداوند است. هیچ توجیه عقلی برای نخوردن در زمانی که گرسنه‌ای وجود ندارد، جز اینکه “خدا گفته است".

 

۲. روزه، عبادتی پنهان

امام صادق علیه السلام در حدیث دیگری می‌فرمایند:«خداوند می‌فرماید: روزه را برای بنده‌ام پوششی قرار دادم تا خود را با آن از آتش بپوشاند.» روزه سپری است که انسان را از گناه و آتش جهنم حفظ می‌کند.

 

۳. روزه، زمینه‌ساز قرب الهی

وقتی پاداش روزه را خود خداوند عهده‌دار می‌شود،یعنی این پاداش چیزی جز قرب الهی نیست. همانگونه که در دعای ابوحمزه می‌خوانیم: «وَ بِکَ عَرَفْتُکَ وَ اَنْتَ دَلَلْتَنِی عَلَیْکَ وَ دَعَوْتَنِی اِلَیْکَ»

 

چگونه روزه ما “برای خدا” باشد؟

 

· نیت خود را هر روز تجدید کنیم

· از کارهایی که روح روزه را می‌میراند پرهیز کنیم

· در افطار و سحر، شکرگزار نعمت‌های الهی باشیم

· به یاد داشته باشیم که خداوند ناظر بر روزه ماست

 

خدایا! روزه ما را آنچنان کن که فقط برای تو باشد و پاداشی جز لقای تو نخواهیم.

 

 نظر دهید »

رستگاران؛ جلوه‌هایی از بندگان ویژه قرآن (شرح اوصاف مؤمنان در سوره‌های مؤمنون و فرقان)

28 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

رستگاران؛ جلوه‌هایی از بندگان ویژه قرآن (شرح اوصاف مؤمنان در سوره‌های مؤمنون و فرقان)

💡آشنایی اجمالی با کتاب رستگاران

 

🌷این کتاب سلسله درس‌های اخلاق حضرت استاد با محوریت آیات ابتدایی سوره مومنون و آیات پایانی سوره فرقان است که ضمن آن‌ها به ترتیب، اوصاف «مفلحان» و «عبادالرحمان» بیان شده است. نوشتار حاضر در نوزده درس توسط حجت‌الاسلام والمسلمین محمدمهدی نادری قمی تدوین گردیده و به همت انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) چاپ و منتشر شده است.

 

📍در بخش نخست این کتاب که تشریح و توضیح آیات ابتدایی سوره مؤمنون است مباحث ذیل بیان شده است:

 

_ عوامل ایجابی و سلبی در سیر معنوی؛

 

_ پرهیز از شنیدنی‌های لغو به عنوان شرط مهم رستگاری با توجه به سه آیه ابتدایی سوره مؤمنون؛

 

_ ارتباط زکات با رستگاری با توضیح وجه استفاده از واژه «زکات» در آیات ابتدایی سوره مؤمنون و نیز توضیح مفهوم زکات و کارکرد انفاق به عنوان مؤلفه‌ای برای مقابله با علاقه به مال؛

 

_ نقش کنترل غریزه جنسی در رستگاری با اشاره به طبع سرکش و حیوانی انسان، یعنی بی‌قیدی و رهایی، و توضیح حقیقت ایمان یعنی پذیرش قید و بستن عهد؛

 

_ اهمیت نماز در رستگاری، معنای محافظت بر نماز، اهمیت نماز اول وقت، نماز از منظر اهل بیت(ع)، و بازگویی احادیثی از آن بزرگواران؛

 

⚡️بخش دوم این کتاب به معرفی اوصاف «عبادالرحمان» با توضیح آیات پایانی سوره فرقان اختصاص دارد که مباحث ذیل از آن جمله‌اند:

 

_ بیان قرآن درباره الگوها و وصف «عبادالرحمان» با اشاره به عبودیت تکوینی و اختیاری؛

 

_ تواضع و متانت در برخورد با جاهلان به عنوان دو ویژگی «عبادالرحمان» با تأکید بر فلسفه مقدم بودن این دو ویژگی و ملاک ارزشمندی آن دو؛

 

_ نماز به عنوان نمونه‌ای از واقعیت زندگانی «عبادالرحمان»، و دو حکایت از مرحوم شیخ محمدحسین اصفهانی در این باره؛

 

_ صفات سلبی «عبادالرحمان» با تأکید بر پاکدامنی، دوری از شرک، و مبرا بودن از قتل نفس و نقش آن صفات در سعادت و نجات انسان؛

 

_اهتمام «عبادالرحمان» به خانواده با اشاره به آیه 74 سوره فرقان و نیز ماهیت و حکمت علاقه به همسر و فرزند؛

 

_ درخواست امامت متقین از سوی «عبادالرحمان» با توجه به فراز پایانی آیه 74 سوره فرقان و نیز اشاره به سه شرط مهم برای امامت

 نظر دهید »

راهنمای کامل تغذیه سالم در ماه رمضان | از سحری تا افطار

28 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

 

راهنمای کامل تغذیه سالم در ماه رمضان | از سحری تا افطار

 تغذیه‌ای سالم در ماه مبارک رمضان

 

✅ وعده سحر (پایه انرژی روزانه)

 

 🔸 سحر را حذف نکنید

 🔸 نان سبوس‌دار + منبع پروتئین (تخم‌مرغ، لبنیات کم‌چرب، حبوبات)

 🔸 مصرف میوه و سبزی تازه

 🔸 نوشیدن ۱ تا ۲ لیوان آب

 🔸 پرهیز از غذاهای چرب، سرخ‌کردنی و شور

 

✅ افطار (شروع سبک و تدریجی)

 

 🔸 شروع با آب ولرم و ۱ تا ۲ عدد خرما

 🔸 مصرف سوپ یا آش سبک

 🔸 پرهیز از پرخوری و مصرف زیاد شیرینی

 🔸 حداقل ۱ ساعت فاصله بین افطار و شام اصلی

 

✅ شام متعادل

 

🔸 پروتئین کم‌چرب (مرغ، ماهی، حبوبات)

🔸 غلات کامل (نان سبوس‌دار، برنج قهوه‌ای)

 🔸 سبزیجات تازه

 🔸 کاهش مصرف فست‌فود و غذاها

 

✅ تأمین مایعات

 

 🔸 ۶ تا ۸ لیوان آب بین افطار تا سحر

 🔸 استفاده از دمنوش‌های ملایم

 🔸 محدود کردن مصرف چای پررنگ و نوشابه

 

 نظر دهید »

خواص شگفت انگیز آویشن برای پوست، مو و سلامتی

28 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

آویشن، این گیاه عطر دار پر از مواد مغذی است که برای پوست، مو و همه بدن خوبست 

 

-بینایی رو تقویت میکنه: سرشار از ویتامین A است و این ویتامین محلول در چربیه و یه آنتی اکسیدان ضروری برای سلامتی غشا مخاطی و پوسته، آویشن سلامتی چشم ها رو بهبود میده 

 

-سرماخوردگی رو درمان میکنه: آویشن حاوی خواص ضد عفونی کنندگی و آنتی بیوتیکی است و یه درمان عالی برای وقتیه که سرماخورده هستین، گلودرد دارین و سرفه میکنین. طبق یه تحقیق که در این زمینه انجام شده، این گیاه به خاطر این شناخته شده است که برونشیت و سرفه رو درمان میکنه. برای کسانی که سرما خوردن توصیه میشه یه فنجان چای آویشن بنوشن. 

 

-آکنه رو درمان میکنه: به خاطر خواص آنتی باکتریایی که داره، اغلب در کرم های مخصوص آکنه و شستشوی صورت به کار برده میشه. 

 

-از ریزش مو جلوگیری میکنه: وقتی با گیاهان دیگه ترکیبش کرده و به عنوان یه روغن ضروری استفاده اش کنین، میتونه ریشه موها رو تقویت کرده و رشدشون رو بیشتر کنه. 

 

-سطح فشار خون رو کنترل میکنه: این گیاه حاوی عصاره ای است که میتونه فشار خون رو کاهش بده. 

 

-سلامتی استخوان رو بهبود میده: چون آویشن یه منبع خوب از ویتامین K ، آهن، کلسیم و منگنزه، میتونه سلامت استخوان ها رو بهبود بده. این مواد مغذی به رشد استخوان کمک کرده و خطر بیماری های وابسته به استخوان رو کاهش میدن. 

 

-به هضم کمک میکنه: کارشناسان اغلب چای آویشن رو به کسانی توصیه میکنن که از سوهاضمه و نفخ رنج میبرن. روغن های سبک موجود در آویشن میتونه شما رو از گرفتگی روده خلاص کنه.

 

 

 نظر دهید »

مناجات عاشقانه

28 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

مناجات عاشقانه…

 

آیت الله العظمی جوادی آملی:

 

در “مناجات شعبانیه ” با خدا چه می گوئیم؟ نیاز که نداریم، فقط در مناجات شعبانیه ناز است؛ سائر ادعیه ‘ نیاز ‘ است. 

 

در مناجات شعبانیه به ما چه می گویند! بخش های اول که (منادات) است، بخش دوم (مناجات) است، بعد نفس تمام می شود؛ خدایا! تو بگو، از این به بعد مناجات بکن؛ (و اجعلنی ممّن نادیته فاجابک و لاحظته فصعق لجلالک)…

 

ناز این است که: (لئن اخذتنی بذنبی اخذتک بعفوک)؛ خدایا! اگر تو در قیامت مؤاخذه کنی، بگویی چرا گناه کردی؛ من هم مؤاخذه می کنم، می گویم: تو که بزرگتر بودی چرا نبخشیدی؟! این مال چه کسی است؟ این نیاز نیست؛ این غنج است، این ناز است!

 

 نظر دهید »

تکنیک‌های تقویت تمرکز کودکان

28 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

❇️ تکنیک‌های تقویت تمرکز کودکان

هر کودکی روش متفاوتی دارد. برخی کودکان وقتی اطلاعات را می‌بینند آن را بهتر درک می‌کنند. برخی با شنیدن راحت‌تر هستند و برخی وقتی یاد می‌گیرند که از اطلاعات استفاده عملی کنند و آن را لمس کنند.

 

بهتر است بدانید کودک شما در کدام گروه قرار دارد، چون به‌این‌صورت کودک اطلاعات را بهتر درک می‌کند و یادگیری او بلند‌مدت‌تر می‌شود.

 

▪️ دیداری: کودکانی که دیداری هستند وقی چیزی را می‌بینند بهتر آن را درک می‌کنند. در این مورد، کودک وقتی بهتر می‌تواند تمرکز کند که اطلاعات را می‌خواند و آن را می‌نویسد.

 

▫️درست‌کردن فلاش کارت: اگر کودک شما باید املا یا مفاهیم را یاد بگیرد، نوشتن آنها روی یک کارت کوچک و دائم نشان‌دادن به او، کمک می‌کند این مفاهیم را سریع‌تر درک کند و به‌خاطر بسپارد.

 

▪️نقاشی‌کردن: از کودک بخواهید چیزی را که یادمی‌گیرد، نقاشی کند. این کار کمک می‌کند کودک مطالب را بهتر در ذهن خود ببیند. یکی از فایده‌های این کار این است که مهارت‌های حرکتی کودک نیز بهبود پیدا می‌کند.

 

▫️خط‌خطی‌کردن: معمولا می‌بینیم که کودک وقتی درس می‌خواند گوشه کتاب‌ را خط‌خطی می‌کند و فکر می‌کنیم حواس‌ او پرت شده. ولی درواقع خط‌خطی‌کردن کمک می‌کند کودک مطالب را به‌خاطر بسپارد و بعدا راحت‌تر آنها را به‌یاد آورد.

 

▪️شنیداری: کودکانی که وقتی چیزی را می‌شنوند آن را بهتر درک می‌کنند، یادگیری شنیداری دارند.

 

بلندخواندن: کودکانی که یادگیری شنیداری دارند وقتی مطالب را بلند‌بلند می‌خوانند یا به خواندن کسی دیگر گوش می‌دهند، بهتر یاد می‌گیرند. در این موارد کتاب‌های صوتی برای کودک بهتر از کتاب‌های کاغذی هستند.

 

▫️حرکتی: کودکانی که یادگیری حرکتی دارند، باید مطالبی که می‌خوانند را لمس کنند تا آن را بهتر بفهمند و درک کنند. برای این کودکان، یادگیری با برنامه‌های عملی بهتر از بلندخواندن و نوشتن است.

 

 

 نظر دهید »

چرا در سوره الرحمن، تعلیم قرآن بر خلقت انسان مقدم شده است؟

28 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

چرا در سوره الرحمن، تعلیم قرآن بر خلقت انسان مقدم شده است؟

 

 

 

پرسش:

چرا در سوره الرحمن، عبارت “عَلَّمَ الْقُرْآنَ” پیش از “خَلَقَ الْإِنْسَانَ” آمده است؟

 

پاسخ:

 

سوره الرحمن که به عنوان “عروس قرآن” نیز شناخته می‌شود، با نام مبارک “الرحمن” آغاز می‌گردد و سرشار از یادآوری نعمت‌های بی‌شمار الهی بر جن و انس است. در چهار آیه نخست این سوره می‌خوانیم:

 

«الرَّحْمَنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ * خَلَقَ الْإِنْسَانَ * عَلَّمَهُ الْبَیَانَ»

(خداوند رحمان، قرآن را آموزش داد، انسان را آفرید، و به او بیان را یاد داد.)

 

در نگاه نخست، ترتیب طبیعی این است که نخست انسان آفریده شود، سپس توانایی سخن گفتن (بیان) به او داده شود، و پس از آن قرآن به او آموخته شود. اما در این آیات، تعلیم قرآن بر خلقت انسان مقدم شده است. پرسش اینجاست: حکمت این تقدیم چیست؟

 

قاعده تقدیم و تأخیر در قرآن

 

قرآن کریم بر اساس اصول بلاغت و فصاحت نازل شده و چینش آیات در سوره‌ها، به فرمان پیامبر اکرم (ص) و با نظم توقیفی صورت گرفته است. بنابراین هرگونه تقدیم و تأخیر در آیات، دارای حکمت و هدفی بلاغی است. مهم‌ترین دلیل تقدیم یک موضوع، اهمیت و برتری آن نزد خداوند است.

 

چرا تعلیم قرآن بر خلقت انسان مقدم شد؟

 

اگرچه از نظر زمانی، آفرینش انسان و توانایی بیان، مقدم بر نزول قرآن بوده است، اما تقدیم “تعلیم قرآن” بر “خلقت انسان” در این آیات، نشان‌دهنده جایگاه والای قرآن به عنوان بزرگ‌ترین نعمت الهی است.

 

📌 قرآن نه تنها راهنمای سعادت بشر است، بلکه سرچشمه تمام نعمت‌های معنوی و مادی به شمار می‌آید. به همین دلیل، خداوند برای نشان دادن عظمت این کتاب آسمانی، آن را بر خلقت انسان مقدم داشته است.

 

📌 این تقدیم، پیامی عمیق به همراه دارد:

ارزش حقیقی انسان به ارتباط او با وحی و قرآن وابسته است.

انسان اگرچه اشرف مخلوقات است، اما این شرافت را در سایه تعلیم قرآن و پیروی از آن به دست می‌آورد. در واقع، فکر و معرفت (که محصول تعلیم قرآن است) بر جسم و طبیعت مادی مقدم است و انسان بدون قرآن، به کمال نهایی خود نمی‌رسد.

 

نتیجه‌گیری

 

تقدیم “عَلَّمَ الْقُرْآنَ” بر “خَلَقَ الْإِنْسَانَ” در سوره الرحمن، نه یک بی‌ترتیبی، بلکه یک هشدار و یادآوری مهم است:

🔹 قرآن عظیم‌ترین نعمت الهی است.

🔹 هدف از خلقت انسان، رسیدن به کمال از طریق تعلیم قرآن است.

🔹 ارزش انسان به میزان بهره‌گیری او از این کتاب آسمانی سنجیده می‌شود.

 

—

 

📚 منابع برای مطالعه بیشتر:

 

· تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۹۴

· تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۹۶

· البدائع فی علوم القرآن، ص۲۲۳

· سبک‌شناسی اعجاز بلاغی قرآن، ص۲۸۷

 نظر دهید »

تحلیل و بررسی حکمت‌های حق طلاق برای مردان در اسلام

28 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

تحلیل و بررسی حکمت‌های حق طلاق برای مردان در اسلام

 

 طلاق به معنای پایان دادن ازدواج دائم است که با صیغه‌ای خاص همراه بوده و ازنظر دین مبین اسلام، هرچند این عمل، کاری منفور به‌حساب آمده، ولی مباح و حلال دانسته شده است.(1)

 

در قرآن کریم، پیش از تحقق طلاق، توصیه‌هایی شده است که برخی مربوط به ساختار درونی خانه و رابطه بین زن و شوهر بوده(۲) و برخی نیز ناظر به دخالت بزرگان و معتمدان، برای حل مشکلات زوجین از بیرون خانه است.(3)

 

با این مقدمه به سراغ سؤال یاد شده رفته و پاسخ آن را در قالب چند نکته تقدیم می‌کنیم:

 

نکته اول:

 

در ابتدا باید به این نکته توجه داشت که به‌مقتضای عدالت استحقاقی، حق و تکلیفی که در زندگی برای زن و مرد در نظر گرفته‌شده است، مطابق با خصوصیات سرشتی و ویژگی‌های فطری و تغییرناپذیر ایشان است.

در یک‌طرف از زندگی زناشویی، زنی قرار دارد که در بیشتر موارد در احساسات و عواطف بیشتری دارد و از طرف دیگر، مردی قرار دارد که معمولا در تدبیر امور و رویکردهای کلی در زندگی جلوتر است. این دو، هرکدام به جهت ویژگی‌هایی که دارند، در کنار یکدیگر به تکمیل و تکامل هم مدد می‌رسانند؛ اما سؤال اینجاست که اگر قرار باشد، جدایی و فراقی در این زندگی حاصل شود، بار سنگین، تصمیم برای انحلال یک خانواده را باید بر دوش کدام طرف گذاشت؟ طرفی که بیشتر منطقی است یا طرفی که بیشتر احساسی است؟ این‌یک حقیقت است که تصمیم عجولانه و رنجش سریع از صفاتی است که در خانم‌ها بیشتر دیده می‌شود.

 

 در مقابل مردان به لحاظ ساختار روحی سعی دارند کارها را از طریق دوراندیشی پیش ببرند.(۴) ازآنجاکه منشأ پاره‌ای از طلاق‌ها بر سر مسائل کوچک و جزئی است و برخی در دامن زدن به مسائل جزئی مهارت خاصی دارند، اگر قرار بود اختیار طلاق به دست‌زنان بیافتد، آمار طلاق به‌مراتب بیشتر از امروز بود زیرا با اندکی تفحص در اطراف خود پی می‌بریم که تحمل و بردباری مردان در مقابل مسائل جزئی بیش از زنان است.(5)

 

از سوی دیگر، روانشناسان و محققین برخی از کشورهای پیشرفته به این نتیجه رسیده‌اند که اگر زنان ازلحاظ تأمین هزینه‌های زندگی وابسته به مرد نباشند، جز در شرایط خاص، شاید اصراری بر حفظ پیمان زناشویی نداشته باشند، برای مثال برخی از زنان در دوران بارداری از مرد خود متنفر می‌شوند و گسستن رشته زناشویی برایشان مهم نیست. نیز برخی از آنان در ایام عادت یا شیر دادن به طفل، یک نوع عصبانیت، ناراحتی و نگرانی روحی در خود احساس می‌کنند.(6)

 

اگرچه بیشتر بودنِ احساسات در بانوان، نقطه قوت ایشان است و بدون آن، نقش مادری و محوری زن در خانواده تأمین نخواهد شد؛ اما هنگام تصمیم بر سر انحلال یک زندگی که تبعات آن می‌تواند، تمام خانواده ازجمله فرزندان را در بربگیرد، مصلحت آن است که مدیریت این امر به دست کسی باشد که قدرت بیشتری در مهار احساسات و درنتیجه آن، اتخاذ یک تصمیم منطقی را داشته باشد.

 

نکته دوم:

ممکن است بپرسید، چه تضمینی وجود دارد که مرد، احساسی عمل‌نکرده و خانواده را ویران نسازد؟

در پاسخ می‌گوییم: اولاً، صحبت ما در خصوص ویژگی‌های غالب مردانه و زنانه است و این حقیقت منافاتی با این مسئله ندارد که برخی از مردان، کاملاً غیرمنطقی و احساسی رفتار کنند. 

 

دوم اینکه، در شرع مقدس اسلام، احکامی وجود دارد که می‌توان آن را به‌مثابه موانعی برای طلاق از سوی آقایان دانست. نظیر آنکه مرد، ملزم به پرداخت مهریه در مقابل همسر خود است، درحالی‌که زن، چنین مانعی ندارد.(7)

 

این در حالی است که اگر طلاق به دست‌زن بود، بدون هیچ مانعی می‌توانست این کار را بارها و بارها تکرار کند، درحالی‌که راه سوءاستفاده هم برای برخی از زنان، کاملاً باز می‌شد. به این شکل که با مردان متعدد ازدواج می‌کردند و کمی پس از جاری شدن صیغه عقد، صیغه طلاق را می‌خواندند! در این صورت، مرد موظف به پرداخت مهریه به همسری خواهد بود که حتی یک هفته هم با او زندگی نکرده است!

 

نکته سوم:

به این نکته نیز باید توجه داشت که به‌صورت معمول، زندگی زناشویی با درخواست و اظهار علاقه مرد آغازشده و قبول زن، آن را ادامه می‌دهد. درواقع به‌صورت عادی، این مردان هستند که عشق و نیاز خود را به تشکیل زندگی و داشتن همسر، اظهار می‌دارند و زنان، در مقام ناز و بی‌نیازی، مرد مورد نظر خود را از میان همه مردانی که به‌سوی او متوجه شده‌اند، انتخاب می‌کند.

 

بنابراین مقام زن، مقام بی‌نیازی است و اگر انحلال زندگی به دست‌زنان باشد، بسیار متفاوت از زمانی خواهد بود که این امر را به دست مردانی بسپاریم که اساساً عشق و نیازشان برای این زندگی، سبب تحقق آن شده است.

 

 

 

پی‌نوشت‌ها:

1. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری‌، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج۶، ص۵۴.

2. سوره نساء، آیه ۳۴.

3. سوره نساء، آیه ۳۵.

4. مهرپور، حسین، مباحثی از حقوق زن، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۹۵، چ ۵، ص۱۶۷.

5. لوئیس، فرانکل، روان شناسی زن، مترجم شکوه السادات خوانساری نژاد، تهران، نشر شکوه دانش، ۱۳۸۰ ش، چ ۲، ص۷۵.

6. حقانی زنجانی، حسین، طلاق یا فاجعه انحلال خانواده، دفتر نشر فرهنگ اسلامی،۱۳۷۴ ش، چ ۴، ص۲۷.

7. ر.ک طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعۀ مدرسین حوزه علمیه قم، چ ۵، ۱۳۷۴ ش، ج۲، ص۳۶۱.

 

 نظر دهید »

تبیین عدم تناقض بین آیه «فی کبد» و آیه «ما أصابک من حسنه»

28 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

تبیین عدم تناقض بین آیه «فی کبد» و آیه «ما أصابک من حسنه»

پرسش: قرآن یک جا می‌گوید: «همانا ما انسان را در رنج و سختی قرار داده‌ایم»، اما در جای دیگر می‌گوید: «هرچه از رنج و سختی به انسان می‌رسد از خود اوست و هر چه نیکی می‌رسد از خداوند است»! آیا این تناقض بین آیات قرآن نیست؟

 

 

پاسخ: آیه شریفه «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی کَبَد» (به یقین انسان را در رنج و مشقت آفریدیم.)(۱) بیانگر این مطلب است که انسان از آغاز زندگی مراحل زیادی از مشکلات و درد و رنج‌ها را طی می‌کند تا متولد شود و بعد از تولد در دوران طفولیت و سپس جوانی و از همه مشکل‌تر دوران پیری، مواجه با انواع مشقت‌ها و رنج‌ها است و این طبیعت زندگی دنیا و انتظار غیر آن داشتن اشتباه است.(۲) پس این آیه ناظر به سختی‌هایی است که در دل طبیعت وجود دارد و هر کسی در این دنیا زاده شود خواه ناخواه مواجه با این سختی‌ها و مشکلات خواهد بود.

 

اما در توضیح آیه شریفه «ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَیئَهٍ فَمِنْ نَفْسِکَ؛ هر چه از خوبی به تو می‌رسد، پس از خداست و هر چه از بدی به تو می‌رسد، پس از خود توست.»(۳) باید گفت: حسنه و سیئه (امور خوشایند و ناخوشایند)، هردو از خدای سبحان است. البته حسنات و خیرات، هم از پیش خدا «مِنْ عِنْدِ اللَّه» و هم از اوست «مِن اللهِ»، زیرا وی منشأ هر خیر و رحمت است؛ اما سیئات و شرور، فقط از نزد خداست (من عندالله) نه از خدا (من الله)؛ بلکه از انسان است «فَمِنْ نَفْسِکَ» و علت آن‌ها گناهان خود انسان است. فضل و رحمت الهی مستقیماً از خداست؛ ولی نقمت و غضب الهی هرگز ابتدائاً از خداوند صادر نمی‌شود.(۴)  

 

به عبارت دیگر اگر سیئات و بدی‌ها را تجزیه و تحلیل کنیم دارای دو جنبه هستند: یکی جنبه مثبت، دیگری جنبه منفی؛ و این، جنبه منفی آن است که قیافه سیئه (ناخوشایند) به آن می‌دهد و به شکل «زیان نسبی» در می‌آورد؛ به عنوان مثل انسانی که به وسیله سلاح گرم یا سرد، بی‌گناهی را به قتل می‌رساند، مسلماً مرتکب سیئه‌ای شده است. اکنون عوامل وجود این کار بد را بررسی می‌کنیم در میان این عوامل، قدرت انسان، فکر انسان، قدرت یک اسلحه سرد یا گرم، نشانه گیری صحیح، استفاده از فرصت مناسب، تأثیر و قدرت گلوله دیده می‌شود که تمام این‌ها جنبه‌های مثبت قضیه است، زیرا همه آن‌ها می‌توانند مفید و سودمند واقع شوند و اگر درست به کار گرفته شوند مشکلات بزرگی را حل می‌کنند؛ اما جنبه منفی قضیه آن است که تمام این قدرت‌ها و نیروها در جای غلطی به کار گرفته شده است، مثلاً به جای این که به وسیله آن‌ها دفع خطر حیوان درنده و یا یک قاتل جانی و خطرناک شده باشد، در مورد انسان بی‌گناهی به کار رفته است.

همین جنبه منفی اخیر است که آن را به صورت «سیئه» در می‌آورد، وگرنه، نه قدرت نشانه گیری انسان چیز بدی است و نه نیروی باروت و نفوذ گلوله، همه این‌ها منابع قدرت‌اند و در مورد خود قابل استفاده فراوان است.

 

بنابراین، اگر تمام حسنات و سیئات به خداوند نسبت داده شود به دلیل آن است که تمام منابع قدرت حتی قدرت‌هایی که از آن سوء استفاده می‌شود، از ناحیه خدا است و سرچشمه قسمت‌های سازنده و مثبت او است و اگر در آیه ۷۹ نساء «سیئه» به مردم نسبت داده شده است، اشاره به همان «جنبه‌های منفی» قضیه و سوء استفاده از مواهب و قدرت‌های خدادادی است؛ و این درست به آن می‌ماند که پدری سرمایه‌ای به فرزند خود برای ساختن خانه خوبی بدهد، ولی او آن را در راه مواد مخدر و فساد به کار اندازد، شکی نیست که او از نظر اصل سرمایه، مدیون پدر است، ولی از نظر سوء استفاده، مستند به خودش.(۵)  

 

در هر حال این حسنه و سیئه‌ای که در آیه ۷۹ سوره نساء آمده است غیر از آن رنج و تعب فراگیری است که در آیه ۴ سوره بلد آمده است، زیرا همه حسنات و سیئات، در دل رنج دنیا شکل می‌گیرد. به عنوان مثال تولّد فرزند برای پدر و مادر حسنه است، اما همین حسنه همراه با تعب و سختی‌های فراوانی است، مانند سختی‌های حمل و وضع حمل فرزند برای مادر و تهیه امکانات مادّی بعد از تولّد برای پدر؛ بنابراین می‌توان گفت: رنج و تعبی که در آیه ۴ سوره بلد آمده، رنج و تعبی ذاتی و فراگیر این دنیا است و شامل حال همه انسان‌ها می‌شود؛ اما آن حسنات و سیئاتی که در آیه ۷۹ سوره نساء بیان شده، عرضی است و شامل حال همه انسان‌ها نمی‌شود.

 

نتیجه:

۱. مراد از رنج و سختی که در آیه ۴ سوره بلد بدان اشاره شده، سختی‌هایی است که با طبیعت این دنیا آمیخته است و شامل حال همه انسان‌ها می‌شود، چه آدم‌های خوبی باشند یا بد.

۲. حسنه و سیئه می‌توانند تکوینی و تشریعی باشند؛ در آیه ۷۹ سوره نساء مراد از این دو، قسم تکوینی آن است.

۳. در نظام تکوین، همه خیرات و شرور، از پیش خدای سبحان است؛ البته خیرات، هم از پیش خداست و هم از اوست، اما سیئات فقط از نزد خداست، نه از خدا، بلکه از انسان است.

۴. اگر تمام حسنات و سیئات به خداوند نسبت داده می‌شود به دلیل آن است که تمام منابع قدرت حتی قدرت‌هایی که از آن سوء استفاده می‌شود، از ناحیه خدا است؛ و اگر سیئات به مردم نسبت داده می‌شود اشاره به سوء استفاده از مواهب و قدرت‌های خدادادی است.

۵. حسنه و سیئه‌ای که در آیه ۷۹ سوره نساء آمده غیر از رنج و تعب فراگیری است که در آیه ۴ سوره بلد آمده است، زیرا همه حسنات و سیئاتی که در آیه ۷۹ سوره نساء بدان اشاره شد در دل رنج و تعب دنیوی شکل می‌گیرد که در آیه ۴ سوره بلد بدان اشاره شد.

 

 

 

کلمات کلیدی: تفسیر آیه ۴ بلد، تفسیر آیه ۷۹ نساء، تصبهم حسنه، تصبهم سیئه، من نفسک، فی کبد.

پانویس:

1). سوره بلد، آیه ۴.

2). مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۱۰.

3). سوره نساء، آیه ۷۹.

4). ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۱۹، ص۵۷۲-۵۷۳.

5). ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۴، ص۲۱-۲۲.

 

 نظر دهید »

بررسی تطبیقی آموزه‌های قرآن در مسئله توهین و دشنام

28 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

در پاسخ به این پرسش، ابتدا باید میان مفاهیم «دشنام (سبّ)»، «توهین (تحقیر)» و «تشبیه» تفاوت قائل شد. قرآن کریم در آیه ۱۰۸ سوره انعام، مسلمانان را از دشنام دادن به بت‌های مشرکان نهی کرده است، زیرا این کار موجب می‌شود آنان نیز از روی جهل و دشمنی، به خداوند دشنام دهند. این یک اصل اخلاقی و راهبردی در تعاملات دینی است.

 

در مقابل، آیاتی که برخی انسان‌ها را به حیواناتی مانند الاغ، سگ یا گاو تشبیه کرده یا آنان را گمراه‌تر از چهارپایان معرفی می‌کند، در واقع بیانگر یک واقعیت تکوینی و یا یک هشدار تربیتی است، نه یک توهین بی‌مورد. در ادامه به چند نکته کلیدی برای رفع این شبهه اشاره می‌شود:

 

۱. تفاوت «دشنام» با «بیان حقیقت تحقیرآمیز»

 

· دشنام (سَبّ) به کارگیری الفاظ رکیک و ناسزاگویی با هدف تحقیر و آزار دیگری است، حتی اگر آن شخص مستحق تحقیر نباشد. قرآن این کار را حتی درباره بت‌ها که جماداتی بیش نیستند، نهی کرده است تا مسلمانان به حریم اعتقادات دیگران تجاوز نکنند.

· اما بیان یک حقیقت تلخ درباره کسانی که خود را با اختیار خویش به مرحله‌ای پست‌تر از حیوانات رسانده‌اند، توهین نیست، بلکه اعلام موضع خداوند در برابر عملکرد آنان است.

 

۲. تشبیهات قرآنی از سر «حکمت» است، نه «هتک حرمت»

 

قرآن وقتی گروهی را به حیوان تشبیه می‌کند، به یک ویژگی بارز در آن حیوان اشاره دارد که در آن گروه از انسان‌ها نیز دیده می‌شود:

 

· «کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا» (جمعه/۵): یهودیانی که به کتاب خدا عمل نکردند، به خری تشبیه شده‌اند که کتاب‌هایی را حمل می‌کند اما از محتوای آن بهره‌ای نمی‌برد. این تشبیه، جهل آنان را با وجود علم نشان می‌دهد.

· «فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ» (اعراف/۱۷۶): فردی که به آیات خدا دل بست اما سپس از آن جدا شد، به سگی تشبیه شده که زبان از دهان بیرون آورده و لهله می‌زند. وجه شبه، دنیاپرستی و تبعیت از هوای نفس است.

· «أُولَٰئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» (اعراف/۱۷۹): کسانی که چشم و گوش خود را بر حقایق بسته‌اند، نه تنها مانند حیوانات اند، بلکه گمراه‌ترند؛ چون حیوانات لااقل غریزه خود را برای بقا به کار می‌گیرند، اما اینان عقل خود را تعطیل کرده‌اند.

 

۳. واژه «زَنیم» به معنای «ولگرد» و «بی اصل و نسب» است، نه «زنا‌زاده»

 

در آیه ۱۳ سوره قلم، کلمه «زَنیم» به کار رفته است. مفسران و لغت‌شناسان معتقدند این واژه به کسی گفته می‌شود که نه از نظر اخلاقی ثبات دارد و نه از نظر نسب، اصالت. چنین فردی در جامعه عرب جاهلی به دلیل بی‌هویتی و وابستگی به دیگران، تحقیر می‌شد. بنابراین معنای آن منحصر به «ولد الزنا» نیست، بلکه بیشتر بر صفات نکوهیده اخلاقی و اجتماعی دلالت دارد.

 

۴. تفاوت‌های فرهنگی در کاربرد نام حیوانات

 

در فرهنگ عربی، برخلاف فارسی، صرف نام بردن از حیواناتی مانند سگ یا الاغ برای تشبیه، دشنام محسوب نمی‌شود. برای نمونه، در صدر اسلام نام «کلب» (سگ) برای قبایل و افراد استفاده می‌شده است. بنابراین نباید معنای منفی امروزین در زبان فارسی را به فضای نزول قرآن تحمیل کرد.

 

۵. هدف اصلی آیات: «آگاه‌بخشی» و «اصلاح»

 

خداوند در این آیات در پی آن است که به انسان هشدار دهد اگر از عقل و فطرت خود پیروی نکند، ممکن است به مرحله‌ای سقوط کند که از حیوان نیز پست‌تر شود. این نه توهین، بلکه یک اخطار تربیتی برای بازگرداندن انسان به مسیر صحیح است.

 

نتیجه‌گیری

 

در قرآن کریم:

 

· دشنام (سبّ) و توهین بی‌دلیل مطلقاً منع شده است.

· بیان صفات نکوهیده افرادی که با انتخاب خود، شأن انسانی را زیر پا گذاشته‌اند، نه تنها توهین نیست، بلکه عین حکمت و عدالت است.

· تشبیهات قرآنی بر اساس واقعیت‌های تکوینی و با هدف بیدارگری و تربیت اخلاقی صورت گرفته است.

 

بنابراین، هیچ تناقضی میان نهی از دشنام به بت‌ها و ذکر این تشبیهات وجود ندارد؛ زیرا اولی یک دستور اخلاقی برای حفظ حرمت‌هاست و دومی یک روش تربیتی برای آگاه‌سازی از عمق سقوط انسان‌های منحرف.

 نظر دهید »

تحلیل و نقد ادله تحریف قرآن با تأکید بر روایات

28 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

 تحلیل و نقد ادله تحریف قرآن با تأکید بر روایات

 

 اگر تحریف قرآن، یک ادعای ساختگی و ضعیف و غیر قابل دفاع است، پس این همه شواهد و قرائن و نیز روایات فراوانی که در کتاب‌های حدیثی وجود دارد؟

پاسخ: معروف و مشهور در میان دانشمندان شیعه و اهل سنت این است که هیچ‌گونه تحریفی در قرآن روی نداده است و قرآنی که امروز در دست ماست، همان قرآنی است که بر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نازل شده و از آن، کم و زیاد نگردیده است. این در حالی است که وجود روایات قابل توجه در کتاب‌های حدیثی اهل سنت و شیعه مبنی بر وجود تحریف در قرآن، مستمسکی شده است تا برخی عوامل دیگر نیز به آنها اضافه شده و بستری شکل بگیرد که در آن بستر، موضوع تحریف در قامت یک مقوله چالش برانگیز در میان علوم قرآنی قد علم کند و از دیر باز به عنوان یک مبحث داغ در علوم قرآنی مطرح بوده است که با ورود مستشرقان به مباحث قرآنی، به ابعاد و تبعات آن افزوده شده است. پذیرش تحریف قرآن، پیآمدهای دامنه‌داری است به دنبال دارد؛ زیرا مستلزم انكار اعجاز قرآن، عدم امكان اثبات نبوت پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله، عدم امکان استدلال به قرآن و… می‌گردد.

 

اقسام تحریف

در یك تقسیم‌بندی كلی، تحریف در قرآن به دو نوع «تحریف لفظی» و «تحریف معنوی» تقسیم می‌گردد. مقصود از تحریف معنوی، برداشت انحرافی و تفسیر و توجیه سخن، برخلاف مقصود گوینده است. وقوع این نوع تحریف در قرآن و نیز دیگر کتاب‌های آسمانی، جای بحث و گفتگو نیست؛ چراکه تحریف معنوی در آنها همیشه رخ داده و رخ خواهد داد. وقوع این نوع تحریف در كتاب‌های آسمانی گذشته در قرآن بیان شده است و تحریف معنوی قرآن در احادیث فراوان و نیز در نهج البلاغه مورد تأکید واقع شده است.

 

اما آنچه که محل گفتگو است و محور تضارب افکار گشته است، تحریف لفظی در قرآن کریم می‌باشد. منظور از «تحریف لفظی» آنست که در الفاظ و عبارات قرآن کم و زیاد و تغییر داده شود که علی رغم مباحث زیادی که پیرامون این موضوع در جریان بوده، از جانب قاطبه مسلمانان و محققان مذاهب اسلامی، مصونیت قرآن از این‌گونه تحریف دفاع و تبیین شده است.

 

مستمسک مدعیان تحریف

مجموع ادله باورمندان بر تحریف در قرآن را می‌توان به صورت زیر دسته‌بندی و ترسیم کرد:

 

الف: آیات بیانگر مشابهت امّت اسلام با امّت‌های پیشین؛

یعنی آیاتی که بیانگر جریان سنت‌های الهی در امت‌هاست، با این بیان که امت اسلامی نیز همچون امت‌های پیشین هستند، و بر همین اساس، چنان‌که کتاب‌های آنان تحریف شده است، قرآن نیز تحریف خواهد شد و حال آنکه هیچ یك از آیات مورد استناد، مشابهت در تمامی امور را نمی‌رساند؛ بلكه ناظر به مخالفت امت‌ها (تكذیب و معارضه) با پیامبران و نابود شدن آن امت‌ها است. 

 

ب: وجود کتابهایی متفاوت با قرآن موجود؛ 

یعنی وجود مصحف‌های مختلف منتسب به صحابه و از جمله مصحف امام علی علیه‌السلام و تفاوت آنها با قرآن موجود، دلیل تحریف قرآن است.

در پاسخ این دسته از ادله باید گفت: قرآن‌های یادشده و قرائت‌های مذكور آن‌ها با قرآن موجود تفاوت نداشته و آن‌چه به عنوان موارد اختلاف ذكر شده، از قبیل شأن نزول، ذكر مصداق، تفسیر و تأویل قرآن بوده است و ربطی به متن قرآن ندارد.

 

ج: روایات بیانگر تحریف قرآن؛  

 

بررسی و نقد روایات تحریف

گرچه دلائل معتقدان به تحریف قرآن، محدود به روایات نیست و در ظاهر، متعدد و متنوع بوده و قابلیت دسته بندی در چند دسته یاد شده را دارد ولی از آنجایی‌که نقد و بطلان ادله غیر حدیثی روشن است، پس مهم‌ترین دستاویز برای مسأله تحریف، وجود روایات قابل توجه در مجامع حدیثی اهل سنت و شیعه است که بررسی و تحلیل دقیق این روایات، بیانگر آن است که بر اثر عدم درک مفهوم واقعی مفاد آنها، و یا به دلیل عدم بررسی سند آنها چنین سوء تعبیری به وجود آمده است. 

 

برخی از این روایات، بیانگر جمع‌آوری قرآن از جانب امام علی علیه‌السلام و شکل گیری مصحف آن حضرت و عدم استقبال صحابه از آن مصحف است. دقت در همین روایات روشن می‌سازد که قرآنِ نزد امام علی علیه‌السلام با دیگر قرآن‌ها، تفاوت در آیات و سوره‌ها نداشت، تنها تفاوت آن در بیان شأن نزول، ترتیب نزول و برخی نکات تفسیری دیگر بود و به تعبیر دیگر، هم قرآن بود، و هم تفسیر اصیل قرآن. 

 

بخشی از روایات تحریف، بیانگر تحریف معنوی قرآن است که وقوع آن جای گفتگو و اختلاف نیست و خارج از محل نزاع می‌باشد. 

بخش قابل توجهی از این روایات، مجعول و ساختگی است و برای بی‌اعتبار ساختن قرآن به دست دشمنان و منحرفان یا افراد نادان ساخته و پرداخته شده است؛ آنها که نمی‌توانستند و یا که نمی‌خواستند عظمت این کتاب آسمانی را برای مسلمانان احساس کنند، کوشش کردند با این گونه خرافه‌ها و اباطیل، اعتبار و اصالت قرآن را زیر سؤال برند. 

 

نتیجه

1.قرآن کریم به عنوان منبع اصلی معارف اسلامی، جایگاه بی‌بدیلی نزد امت اسلامی دارد و به تبع آن، مقوله مصونیت قرآن از تحریف از اهمیت و ضرورت بسیار بالایی برخوردار است و به همین خاطر است که ادعای تحریف در قرآن به عنوان یک مقوله چالش برانگیز در علوم قرآنی مطرح است.

2.وقوع تحریف معنوی در قرآن، جای بحث و گفتگو نیست؛ چراکه تحریف معنوی در آنها همیشه رخ داده و رخ خواهد داد. آنچه که محل گفتگو و محور تضارب افکار است، تحریف لفظی در قرآن کریم می‌باشد که علی رغم مباحث زیادی که پیرامون این موضوع در جریان بوده، قاطبه مسلمانان و محققان مذاهب اسلامی، بر مصونیت قرآن از این گونه تحریف تأکید دارند.

3.گرچه دلائل معتقدان به تحریف قرآن، محدود به روایات نیست ولی مهم‌ترین دستاویز برای مسأله تحریف، وجود روایات قابل توجه در مجامع حدیثی است که با ورود مستشرقان به مباحث قرآنی، به ابعاد و تبعات آن افزوده شده است.

4.بررسی و تحلیل دقیق روایات تحریف، بیانگر آن است که این روایات یا بر اثر عدم درک مفهوم واقعی مفاد آنها، و یا به دلیل عدم بررسی سندی آنها، مستمسکی برای ادعای تحریف قرار گرفته است؛ زیرا تعدادی از آنها ناظر به تحریف معنوی بوده و بخشی قابل توجهی از آنها از اعتبار لازم برخوردار نیست.

 

 نظر دهید »

جهاد کبیر؛ جهاد فرهنگی با قرآن

26 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

جهاد کبیر؛ جهاد فرهنگی با قرآن

 فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا (سوره فرقان، آیه ۵۲)

پس از کافران اطاعت مکن و به وسیله آن (قرآن) با آنان جهادی بزرگ کن.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر المیزان و نمونه):

این آیه یک دستور راهبردی و اساسی به پیامبر اسلام(ص) و به تبع آن به همه مؤمنان تا قیامت می‌دهد. در بخش اول، هرگونه اطاعت از کافران را نهی می‌کند: “فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ". این نهی، یک خط قرمز اساسی در سیاست داخلی و خارجی مسلمانان است.

مسلمانان نباید در برابر خواسته‌ها، فشارها و تهدیدهای کافران تسلیم شوند و از آنان تبعیت کنند. بخش دوم آیه، راهبرد مقابله را مشخص می‌کند: “وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا". ضمیر “به” به قرآن برمی‌گردد. یعنی با قرآن و به وسیله قرآن با کافران جهاد کن.

این جهاد، یک جهاد بزرگ (کبیر) معرفی شده است. این چه نوع جهادی است؟ جهاد با قرآن، یعنی جهاد فرهنگی، تبیینی و فکری. یعنی با استفاده از معارف، استدلال‌ها و پیام‌های قرآن، با افکار باطل، فرهنگ منحط و تهاجم فرهنگی دشمن مقابله کن.

 

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به این نکته اشاره می‌کند که این جهاد،"کبیر” نامیده شده است، زیرا از جهاد با شمشیر نیز بزرگ‌تر و مهم‌تر است. جهاد با شمشیر، دشمن را از پا می‌اندازد، اما جهاد فرهنگی و فکری، ریشه‌های فساد را می‌سوزاند و زمینه را برای پذیرش حق فراهم می‌کند.

پیامبر اسلام (ص) در طول ۲۳ سال رسالت خود، بزرگترین جهاد را با قرآن انجام داد و توانست قلوب انسان‌ها را متحول کند و تمدن عظیم اسلامی را بنا نهد. امروز نیز دشمنان اسلام با ابزارهای مدرن رسانه‌ای و فرهنگی به جنگ با باورهای مسلمانان آمده‌اند و مقابله با آنان تنها با سلاح و شمشیر ممکن نیست، بلکه نیازمند یک جهاد فراگیر فرهنگی و تبیینی با استفاده از قرآن و معارف اهل بیت (ع) است.

 

در زندگی امروز ما،این آیه وظایف مهمی را مشخص می‌کند. هر مسلمان باید به اندازه توان خود، در این جهاد بزرگ شرکت کند. یک طلبه و مبلغ، با تبیین معارف قرآن و پاسخ به شبهات، در این جهاد نقش دارد. یک معلم و استاد، با تربیت نسل مؤمن و آگاه، در این جهاد شرکت می‌کند.

یک نویسنده و فعال رسانه‌ای، با تولید محتوای مفید و مقابله با تهاجم فرهنگی، سهم خود را ادا می‌کند. یک جوان مؤمن در فضای مجازی نیز می‌تواند با نشر آیات قرآن و معارف دین، در این جهاد بزرگ سهیم باشد. این جهاد، نیازمند علم، بصیرت، اخلاص و استقامت است.

 

 در پایان،این آیه به ما می‌آموزد که جنگ امروز، جنگ روایت‌هاست. کسی می‌تواند در این جنگ پیروز شود که روایت حق را به زیباترین و مؤثرترین شکل ممکن ارائه دهد. قرآن، کامل‌ترین و قوی‌ترین روایت حق است. بیاییم با انس بیشتر با قرآن، تدبر در آن و تلاش برای فهم و انتقال پیامش به دیگران، سربازانی شایسته در جهاد کبیر باشیم و از اطاعت کافران در هر زمینه‌ای پرهیز کنیم.

 

 

 نظر دهید »

گذشت؛ کلید مغفرت الهی و محبوبیت نزد خدا

26 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

گذشت؛ کلید مغفرت الهی و محبوبیت نزد خدا

وَلَا يَأْتَلِ أُولُو الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَالسَّعَةِ أَنْ يُؤْتُوا أُولِي الْقُرْبَىٰ وَالْمَسَاكِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا ۗ أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (سوره نور، آیه ۲۲)

و نباید توانگران و دارندگان وسعت از شما از دادن (مال) به خویشاوندان و مسکینان و مهاجران در راه خدا کوتاهی کنند و باید عفو کنند و چشم بپوشند. آیا دوست ندارید که خداوند شما را بیامرزد؟ و خداوند آمرزنده مهربان است.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر المیزان و نمونه):

این آیه در جریان حادثه افک(تهمت ناروا به عایشه) نازل شد و برخی از مؤمنان که در این ماجرا نقش داشتند، مورد عتاب قرار گرفتند. در این میان، ابوبکر که به یکی از خویشاوندانش (مِسْطَح) که در این ماجرا شرکت داشت، انفاق می‌کرد، پس از آن ماجرا تصمیم گرفت کمک به او را قطع کند. این آیه نازل شد و مؤمنان را به عفو و گذشت دعوت کرد. اما پیام آیه فراتر از یک ماجرای تاریخی است.

خداوند به همه کسانی که دارای نعمت و وسعت مالی هستند، سفارش می‌کند که به نیازمندان و خویشاوندان کمک کنند و اگر از آنان خطایی سر زد، عفو و چشم‌پوشی نمایند. سپس با یک سؤال محبت‌آمیز و پرمعنا می‌فرماید: “أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ” (آیا دوست ندارید خدا شما را بیامرزد؟). این سؤال، انگیزه عفو و گذشت را در دل مؤمن زنده می‌کند.

 

تفسیر المیزان به این نکته اشاره می‌کند که این آیه یک قانون طلایی در روابط انسانی را بیان می‌کند:هر طور رفتار کنید، با شما رفتار می‌شود. اگر می‌خواهید خداوند از گناهان شما بگذرد، شما نیز از خطای دیگران بگذرید. این یک معامله دوطرفه و پرمنفعت است.

انسان با عفو و گذشت از دیگران، نه تنها قلب آنان را به دست می‌آورد و کینه‌ها را از بین می‌برد، بلکه محبت و آمرزش خداوند را نیز برای خود جلب می‌کند. این نشان‌دهنده اوج لطف و رحمت الهی است که راه بندگی را اینقدر آسان و زیبا قرار داده است.

 

در زندگی روزمره،ما بارها با موقعیت‌هایی روبرو می‌شویم که از دیگران ناراحت می‌شویم، به ما ظلم شده است، یا کسی حق ما را ضایع کرده است. در این لحظات، نفس انسان به انتقام و کینه‌ورزی فرمان می‌دهد، اما این آیه به ما یادآوری می‌کند که راهی بالاتر و بهتر نیز وجود دارد: عفو و گذشت. گذشت، نشانه بزرگواری و ایمان است و آرامش عمیقی به قلب انسان می‌بخشد.

کسی که می‌بخشد، در حقیقت خود را از زنجیر کینه و خشم آزاد کرده و به خدا نزدیک‌تر می‌شود. امام سجاد (ع) در دعای خود می‌فرمایند: “خدایا! همان‌گونه که دوست دارم تو از من بگذری، من نیز از دیگران می‌گذرم.”

 

در پایان،خداوند خود را با صفات “غفور” و “رحیم” معرفی می‌کند تا به ما بفهماند که سرچشمه عفو و رحمت، خود اوست. اگر می‌خواهیم این صفات در ما نیز تجلی یابد، باید از او کمک بگیریم. بیاییم با تمرین عفو و گذشت در زندگی شخصی و اجتماعی، خود را به اخلاق الهی نزدیک کنیم و از آمرزش بی‌کران خداوند بهره‌مند گردیم.

 نظر دهید »

وراثت زمین برای صالحان؛ وعده حتمی الهی

26 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

وراثت زمین برای صالحان؛ وعده حتمی الهی

 وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ (سوره انبیاء، آیه ۱۰۵)

و همانا در زبور پس از ذکر (تورات) نوشتیم که زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر المیزان و نمونه):

این آیه یکی از مهم‌ترین بشارت‌های قرآن به مستضعفان و مؤمنان در طول تاریخ است.خداوند خبر می‌دهد که در تمام کتب آسمانی پیشین (زبور و تورات) این وعده را ثبت کرده است که سرانجام، زمین به دست بندگان صالح خدا خواهد افتاد.

“ارض” در اینجا به معنای تمام زمین و یا سرزمین‌های مقدس و مراکز قدرت و حکومت است. “عبادی الصالحون” نیز بندگانی هستند که شایستگی این وراثت را دارند؛ کسانی که ایمان و عمل صالح را با هم جمع کرده‌اند. این آیه به ما می‌آموزد که تاریخ بشر به سمت یک پایان خوش و پیروزی نهایی حق بر باطل در حرکت است و این سنت قطعی الهی است که هیچ چیز نمی‌تواند آن را تغییر دهد.

 

در تفسیر شیعه،این آیه یکی از مستندات قرآنی برای اثبات حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) است. امام باقر (ع) در تفسیر این آیه می‌فرمایند: “آنان یاران مهدی (عج) در آخرالزمان هستند.”

همچنین امام صادق (ع) می‌فرمایند: “خداوند این وعده را در زبور داده است و آن را در قرآن نیز تکرار کرده است.” این تفسیر، نشان‌دهنده آن است که این وراثت، یک رویداد تاریخی در آینده است که به دست باکفایت منجی عالم بشریت و یاران صالحش محقق خواهد شد. در آن دوران، عدالت، صلح و معنویت سراسر زمین را فرا می‌گیرد و باطل برای همیشه ریشه‌کن می‌شود.

 

این آیه برای مؤمنان،یک منبع عظیم امید و انگیزه است. وقتی انسان می‌بیند که در برابر ظلم و فساد و بی‌عدالتی، ممکن است دچار یأس و ناامیدی شود، این آیه به او یادآوری می‌کند که این وضعیت پایدار نیست و آینده از آن صالحان است.

این وعده الهی، به مؤمنان نیرو می‌بخشد تا در مسیر بندگی و اصلاح جامعه استقامت ورزند و برای تحقق این آینده روشن تلاش کنند. ما وظیفه داریم با عمل صالح و ترویج معروف، زمینه‌ساز ظهور آن حکومت جهانی باشیم.

 

در پایان،این آیه یک درس مهم سیاسی و اجتماعی به ما می‌دهد: قدرت و حکومت، امانتی الهی است که باید به دست صالحان سپرده شود. صالحان کسانی هستند که نه تنها خود را اصلاح کرده‌اند، بلکه در پی اصلاح جامعه نیز هستند.

بیاییم با تقویت ایمان و عمل صالح در خود، تلاش کنیم تا شایستگی وراثت زمین را پیدا کنیم و در زمره یاران حضرت حجت (عج) قرار گیریم. این بزرگترین افتخار و کامیابی برای یک مؤمن است.

 

 

 نظر دهید »

"لا تَخَفْ إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعْلَى"؛ نوید پیروزی بر باطل

26 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

“لا تَخَفْ إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعْلَى"؛ نوید پیروزی بر باطل

قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلَى (سوره طه، آیه ۶۸)

گفتیم: نترس، بی‌گمان تو برتری.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر المیزان و نمونه):

این آیه بخشی از داستان حضرت موسی(ع) و رویارویی با ساحران فرعون است. هنگامی که موسی (ع) عصای خود را افکند و به اژدهایی عظیم تبدیل شد و سحر ساحران را بلعید، آنان به سجده افتادند و ایمان آوردند. اما در این میان، خود موسی (ع) نیز ممکن است به عنوان یک انسان، لحظاتی دچار ترس یا نگرانی از عواقب این تقابل عظیم شده باشد. در این لحظه حساس، خطاب الهی فرامی‌رسد: “قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعْلَى". این پیام، یک دلگرمی مطلق و قطعی از سوی پروردگار است. خداوند به موسی (ع) اطمینان می‌دهد که نباید بترسد، زیرا او برتر است. این “برتری"، یک برتری ذاتی نیست، بلکه به واسطه همراهی و نصرت الهی است. این آیه به همه مؤمنان در طول تاریخ می‌آموزد که در مسیر حق، هر چند دشوار و طاقت‌فرسا باشد، ترس جایی ندارد و سرانجام پیروزی از آن آنان است.

 

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به این نکته اشاره می‌کند که عبارت"إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعْلَى” یک وعده قطعی و تخلف‌ناپذیر است. این جمله، یک خبر نیست، بلکه یک اعلام موقعیت است. یعنی ای موسی! تو در جایگاه برتر قرار داری و این جایگاه را خداوند به تو عطا کرده است. در نبرد میان حق و باطل، همیشه حق برتر است، هر چند ظاهراً باطل با قدرت و تجهیزات بیشتر خودنمایی کند. این برتری ممکن است گاهی در ظاهر دیده نشود، اما در عالم واقع و در نتیجه نهایی، حق پیروز است. این آیه به مؤمنان روحیه می‌دهد که هرگز در برابر انبوه مشکلات و قدرت دشمنان احساس ضعف و حقارت نکنند.

 

در زندگی امروز ما نیز مصادیق فراوانی برای این آیه وجود دارد.یک جوان مؤمن که در محیط دانشگاه یا کار با هجمه‌های فرهنگی و شبهات دشمنان روبرو می‌شود، گاهی احساس تنهایی و ترس از شکست می‌کند. این آیه به او می‌گوید: نترس، تو به حق متصل هستی و برتری. یک فعال اجتماعی که در مسیر عدالت‌خواهی با فشارهای قدرتمندان روبرو می‌شود، ممکن است دچار دلهره شود. این آیه به او می‌گوید: نترس، خدا با توست و تو برتری. این پیام الهی، همچون نوری در دل تاریکی‌هاست که به انسان امید و قدرت می‌بخشد.

 

در نهایت،این آیه یک درس بزرگ توحیدی به ما می‌دهد: همه قدرتها از خداست و اگر خدا با کسی باشد، هیچ قدرتی یارای مقابله با او را ندارد. پیامبران و اولیای الهی با تکیه بر همین وعده، در برابر عظیم‌ترین قدرت‌های زمان خود ایستادند و پیروز شدند. ما نیز باید در زندگی فردی و اجتماعی خود، این نوید الهی را زمزمه کنیم و با توکل بر او، از هیچ قدرتی جز خدا نهراسیم. بیاییم باور کنیم که “إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعْلَى” یک حقیقت جاودانه برای همه مؤمنان است.

 

 نظر دهید »

نیکی و بدی به خود بازمی‌گردد؛ قانون مسلم هستی

26 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

نیکی و بدی به خود بازمی‌گردد؛ قانون مسلم هستی

إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ ۖ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا ۚ فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِيرًا (سوره اسراء، آیه ۷)

ترجمه:اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی کرده‌اید و اگر بدی کنید، به خودتان بدی کرده‌اید. پس هنگامی که وعده دوم فرا رسد (آن چنان دشمن بر شما مسلط شود) که آثار غم و اندوه در چهره‌هایتان آشکار سازد و وارد مسجد (الاقصی) شوند، چنان که بار اول وارد شدند و آنچه را زیر سلطه خود گیرند، یکسره نابود کنند.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر نمونه و المیزان):

این آیه بخشی از سخنان خداوند به بنی‌اسرائیل است،اما یک قانون کلی و همیشگی را برای همه انسان‌ها بیان می‌کند: “إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا” (اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی کرده‌اید و اگر بدی کنید، به خودتان بدی کرده‌اید). این یک اصل مسلم در نظام تکوین و تشریع است. خداوند از اعمال ما سود نمی‌برد و زیان نمی‌کند. او بی‌نیاز مطلق است. پاداش و کیفر اعمال، چه در این دنیا و چه در آخرت، به خود انسان بازمی‌گردد. نیکی، روح و جان انسان را پاک و نورانی می‌کند و بدی، قلب را تاریک و بیمار می‌سازد. همچنین، نیکی و بدی، بازتاب اجتماعی نیز دارند و جامعه را آباد یا ویران می‌کنند.

 

تفسیر المیزان به این نکته اشاره می‌کند که این آیه در بستر تاریخی بنی‌اسرائیل بیان شده است.آنان دو بار به خاطر گناهان و فساد خود، مورد خشم الهی قرار گرفتند و دشمنان بر آنان مسلط شدند و مقدساتشان را ویران کردند. این یک نمونه عینی از بازگشت بدی به خود انسان است. اگر بنی‌اسرائیل به دستورات خدا عمل می‌کردند، هرگز دچار آن مصیبت‌ها نمی‌شدند. پس این یک سنت الهی است که ملت‌ها و جوامع، نتیجه اعمال خود را می‌بینند و هیچ ظلمی به آنان نمی‌شود. این آیه، مسئولیت انسان را در قبال اعمال فردی و اجتماعی خود بسیار جدی نشان می‌دهد.

 

این قانون در زندگی روزمره ما نیز جاری است.دانشجویی که درس می‌خواند و تلاش می‌کند، نتیجه آن را در موفقیت خود می‌بیند و این موفقیت به خود او بازمی‌گردد. کسی که به دیگران کمک می‌کند، آرامش درونی و محبت آنان را به دست می‌آورد که این نیز نفع خود اوست. در مقابل، فردی که دروغ می‌گوید، حیله می‌کند و به دیگران ظلم می‌نماید، در درجه اول به روح و شخصیت خود آسیب زده و اعتماد دیگران را از دست می‌دهد. این نتایج، چه در دنیا و چه در آخرت، به خود او بازمی‌گردد. بنابراین، انسان عاقل همیشه در اندیشه اعمال خود است و می‌داند که هر لحظه در حال نوشتن سرنوشت خود است.

 

در پایان،این آیه یک درس بزرگ اخلاقی و اجتماعی به ما می‌دهد: ما مسئول اعمال خود هستیم و نباید دیگران را مقصر بدبختی‌های خود بدانیم. اگر جامعه‌ای دچار عقب‌ماندگی و مشکلات است، باید به دنبال ریشه آن در اعمال خود بگردد. اگر فردی دچار ناملایمات است، باید اعمال خود را بررسی کند. این نگاه، انسان را از حالت انفعال و قربانی‌پنداری خارج کرده و به او انگیزه می‌دهد تا با اصلاح خود، سرنوشت خود و جامعه‌اش را تغییر دهد. پس بیاییم باور کنیم که هر نیکی و بدی، به خود ما بازمی‌گردد و برای ساختن آینده‌ای بهتر، از امروز دست به کار شویم.

 

 نظر دهید »

صبر، هدیه‌ای الهی؛ توکل در استقامت

26 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

صبر، هدیه‌ای الهی؛ توکل در استقامت

وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ ۚ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ (سوره نحل، آیه ۱۲۷)

ترجمه:و صبر کن و صبر تو جز به (توفیق) خدا نیست. و بر آنان (که ایمان نمی‌آورند) غمگین مباش و از نیرنگ‌هایی که می‌ورزند، دلتنگ مباش.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر المیزان و نمونه):

این آیه خطاب به پیامبر اکرم(ص) نازل شده است، اما پیامی برای همه مؤمنان تا قیامت دارد. خداوند به پیامبرش دستور صبر می‌دهد، اما بلافاصله نکته‌ای ظریف و مهم را بیان می‌کند: “وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ” (و صبر تو جز به خدا نیست). یعنی ای پیامبر! صبر، فضیلتی نیست که بتوانی آن را با نیروی خود به دست آوری، بلکه این نیز توفیقی است که باید از خدا بخواهی و اوست که صبر را در دل تو قرار می‌دهد. این آیه به ما می‌آموزد که صبر یک امر کاملاً معنوی و وابسته به امدادهای الهی است. انسان هر چقدر هم قوی باشد، در برابر سختی‌ها و مشکلات طاقت‌فرسا، بدون یاری خدا توان ایستادگی ندارد.

 

در ادامه آیه،خداوند پیامبرش را از دو چیز بازمی‌دارد: اندوه بر کافران به خاطر عدم ایمانشان، و دلتنگ شدن از توطئه‌های آنان. این دو دستور، نتیجه مستقیم صبر واقعی است. کسی که صبرش از سوی خدا باشد، نه از هدایت‌نیافتن دیگران غمگین می‌شود (چون می‌داند هدایت فقط به دست خداست) و نه از دسیسه‌های دشمنان دلگیر و ناراحت می‌شود (چون می‌داند خداوند بهترین حافظ و نجات‌دهنده است). این نوع صبر، صبری است توأم با توکل و اعتماد کامل به خدا. امام صادق (ع) می‌فرمایند: “صبر، آن است که در سختی، خود را نبازی.”

 

در زندگی روزمره،ما نیز با انواع مشکلات و توطئه‌ها روبرو می‌شویم. گاهی از دست رفتار نادرست همسر یا فرزندانمان بی‌تاب می‌شویم، گاهی از توطئه همکاران یا دشمنان در محیط کار دلتنگ می‌شویم، و گاهی از نابسامانی‌های اجتماعی و عدم هدایت برخی افراد غمگین می‌شویم. این آیه به ما می‌آموزد که در این مواقع، تنها راه نجات، “صبر بالله” است؛ یعنی صبری که منبعش خدا باشد و با توکل به او همراه گردد. باید باور کنیم که همه اینها آزمون‌های الهی هستند و اگر ما صبر پیشه کنیم، خداوند هم صبر را در دل ما تقویت می‌کند و هم راه نجاتی برایمان قرار می‌دهد.

 

در پایان،این آیه یک پیام امیدبخش به همه مبارزان راه حق دارد. هیچ گاه از انبوه مشکلات و دشمنان ناامید نشوید. اگر احساس می‌کنید طاقت شما رو به پایان است، بدانید که صبر شما از جانب خداست و او هیچ‌گاه بندگان صبور خود را تنها نمی‌گذارد. از خدا صبر بخواهید، چرا که او “صابرین” را دوست دارد و با آنان است. بیاییم در زندگی خود، این صبر الهی را تمرین کنیم و بدانیم که هر استقامتی، نیازمند مدد و یاری اوست.

 

 نظر دهید »

آرامش حقیقی؛ گمشده انسان در عصر مدرن

26 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

آرامش حقیقی؛ گمشده انسان در عصر مدرن

آیه: الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (سوره رعد، آیه ۲۸)

ترجمه:(همان) کسانی که ایمان آورده‌اند و دل‌هایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد. آگاه باشید که تنها با یاد خدا دل‌ها آرام می‌یابد.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر المیزان و نمونه):

این آیه یکی از مشهورترین و محبوب‌ترین آیات قرآن است که پاسخ روشنی به نیاز فطری همه انسان‌ها،یعنی “آرامش” می‌دهد. در دنیای پرهیاهوی امروز که با وجود پیشرفت‌های مادی، آمار اضطراب، استرس و افسردگی روز به روز افزایش می‌یابد، این آیه گمشده بشریت را معرفی می‌کند: “ذکر خدا". ذکر خدا تنها به معنای گفتن سبحان‌الله و الحمدلله با زبان نیست، بلکه معنایی وسیع‌تر دارد: به یاد خدا بودن در همه حال، توجه به حضور او در زندگی، یادآوری نعمت‌ها، قدرت و رحمتش، و احساس اینکه او ناظر و حامی ماست. این آگاهی و توجه، آرامشی عمیق و واقعی به دل می‌بخشد که هیچ لذت مادی نمی‌تواند جایگزین آن شود.

 

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به رابطه معنادار میان"ایمان” و “ذکر” اشاره می‌کند. ایمان، باور قلبی به خداست و ذکر، تداوم این باور در دل و زبان است. دل مؤمن، خانه خداست و وقتی این خانه با ذکر و یاد او زنده باشد، آرامش در آن حکمفرماست. اما اگر انسان از خدا غافل شود، دلش به دنبال تکیه‌گاه‌های پوچ و ناپایدار دنیایی می‌رود و هرگز به آرامش نمی‌رسد، زیرا آن تکیه‌گاه‌ها نیز ناپایدار و فانی هستند. بنابراین، ریشه همه ناآرامی‌های بشری، “غفلت از خداست” و نسخه شفابخش آن، “ذکر خدا".

 

این آیه در زندگی عملی ما نمودهای فراوانی دارد.انسان مضطرب و نگران، اگر در دل شب به نماز بایستد و با معبود خود مناجات کند، احساس سبکی و آرامش عجیبی می‌کند. کسی که در میان مشکلات زندگی، به یاد خدا باشد و به او توکل کند، هرگز احساس تنهایی و درماندگی نمی‌کند.

ذکر خدا، همانند لنگرگاهی است که کشتی وجود انسان را در طوفان حوادث، ثابت و استوار نگه می‌دارد. تحقیقات علمی نیز نشان داده است که دعا، نیایش و مراقبه معنوی، تأثیر مستقیمی بر کاهش فشار خون، ضربان قلب و هورمون‌های استرس‌زا دارد. قرآن قرن‌ها پیش از این یافته‌های علمی، به این حقیقت مهم اشاره کرده است.

 

در پایان،خداوند با عبارت “أَلَا” که برای تنبیه و آگاه‌سازی است، همه انسان‌ها را مورد خطاب قرار می‌دهد و با قاطعیت می‌فرماید: “آگاه باشید! تنها با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد.” این یک قانون قطعی و استثناناپذیر است.

هر کس به دنبال آرامش است، باید آن را در سایه ذکر خدا جستجو کند، نه در انباشت ثروت، نه در قدرت و شهرت و نه در لذت‌های زودگذر. بیاییم زندگی خود را با ذکر خدا معطر کنیم، در همه حال به یاد او باشیم و از این طریق، آرامش حقیقی را به قلب‌های خود هدیه دهیم.

 

 نظر دهید »

نسخه شفابخش گناه؛ حسنات، پاک‌کننده سیئات

26 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

نسخه شفابخش گناه؛ حسنات، پاک‌کننده سیئات

وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ ۚ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ۚ ذَٰلِكَ ذِكْرَىٰ لِلذَّاكِرِينَ (سوره هود، آیه ۱۱۴)

و در دو طرف روز (نماز بگزار) و نیز در ساعات آغازین شب. بی‌گمان نیکی‌ها، بدی‌ها را از بین می‌برند. این (سخن) پندی برای پندپذیران است.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر نمونه و المیزان):

این آیه شریفه،دستوری جامع برای ارتباط مداوم با خدا از طریق نمازهای یومیه است. “طرفی النهار” به نماز صبح و ظهر و عصر و “زلفاً من اللیل” به نماز مغرب و عشاء تفسیر شده است. اما نکته محوری آیه، جمله “إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ” است.

خداوند به عنوان یک پزشک مهربان، نسخه‌ای شفابخش برای زدودن زنگار گناه از قلب ارائه می‌دهد: انجام کارهای نیک. این یک قانون تربیتی و معنوی است که مؤمن نباید پس از هر گناهی احساس ناامیدی کند، بلکه با انجام حسنات، به ویژه نماز، آثار گناه را از خود پاک کند. حسنات مانند نور، تاریکی سیئات را از بین می‌برند و دل را دوباره روشن و آماده پذیرش رحمت الهی می‌سازند.

 

پاراگراف دوم:

تفسیر المیزان در توضیح این آیه بر ارتباط عمیق میان این جمله و دستور به نماز تأکید می‌کند.نماز به عنوان مهم‌ترین حسنه و برترین ذکر، نقش اساسی در پالایش روح دارد. امام باقر (ع) در تفسیر این آیه می‌فرمایند: “نماز شب، آنچه را که انسان در روز از گناهان انجام داده، از بین می‌برد.” این نشان‌دهنده تأثیر ویژه نمازهای مستحبی و شبانه در تکمیل این فرایند پاک‌سازی است.

همچنین، حسنات منحصر به نماز نیست و شامل هر کار خیری از قبیل صدقه، کمک به دیگران، خوش‌اخلاقی و… می‌شود. پس انسان می‌تواند با یک کار نیک، اثر یک کار بد را در نامه اعمال خود کمرنگ یا محو کند.

 

در روانشناسی امروزی نیز به این نکته اشاره می‌شود که افکار و اعمال منفی،انرژی روانی انسان را تخلیه کرده و موجب افسردگی و اضطراب می‌شوند. یکی از بهترین راه‌های مقابله با این حالات، انجام کارهای مثبت و نیک است.

کمک به دیگران، احساس مفید بودن را در انسان زنده کرده و آثار مخرب گناه و اشتباه را کاهش می‌دهد. قرآن قرن‌ها پیش این حقیقت را با زیباترین بیان مطرح کرده است. این آیه یک برنامه عملی برای بهداشت روانی و معنوی به ما می‌دهد و به ما می‌آموزد که اگر لغزیدیم، زمین نمانیم و بلافاصله با انجام کار نیک، خود را بازیابی کنیم.

 

نکته مهم دیگر در این آیه،امیدبخشی آن است. اگر شیطان انسان را به گناه واداشت و سپس او را به ناامیدی از رحمت خدا کشاند، این آیه درِ امید را به روی او می‌گشاید و می‌گوید: اشکالی ندارد، برخیز و یک کار نیک انجام بده تا اثر آن گناه پاک شود. این یک جریان دائمی در زندگی مؤمن است. ما نه آنقدر مغروریم که گناه نکنیم و نه آنقدر مأیوس که از رحمت خدا قطع امید کنیم.

بلکه با انجام حسنات، خود را در مسیر توبه و بازگشت دائمی قرار می‌دهیم. بیاییم نماز را به عنوان اصلی‌ترین حسنه، با حضور قلب بخوانیم و در کنار آن، هر کار خیر کوچکی را فرصتی برای پاک‌سازی روح خود بدانیم.

 

 نظر دهید »

معامله با خدا؛ تجارتی پر سود و جاودانه

26 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

معامله با خدا؛ تجارتی پر سود و جاودانه

۞ إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ۚ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ ۖ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ ۚ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ ۚ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ ۚ وَذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (سوره توبه، آیه ۱۱۱)

همانا خداوند از مؤمنان، جان‌ها و اموالشان را خریده است که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد. (به این گونه که) در راه خدا می‌جنگند، پس می‌کشند و کشته می‌شوند. این وعده‌ای است حقّ که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است. و چه کسی از خدا به عهد خود وفادارتر است؟ پس به داد و ستدی که با او کرده‌اید شادمان باشید و این همان کامیابی بزرگ است.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر المیزان و نمونه):

این آیه یکی از زیباترین و پرمعناترین آیات قرآن است که رابطه مؤمن با خدا را در قالب یک معامله عاشقانه و پرمنفعت ترسیم می‌کند.اینجا خداوند به عنوان خریدار ظاهر می‌شود و مؤمنان، جان و مال خود را که عزیزترین سرمایه‌هایشان است، برای فروش عرضه می‌کنند. اما قیمتی که خداوند برای این کالا تعیین کرده، چیزی نیست جز بهشت جاودان. این معامله را با هر معامله دنیوی مقایسه کنید؛ خریدار (خدا) بی‌نیاز و مهربان است، کالا (جان و مال) فانی و ناچیز است، اما بها (بهشت) ابدی و بی‌نهایت است. این بیان، عشق و شوق عجیبی در دل مؤمن ایجاد می‌کند تا تمام هستی خود را در راه محبوب فدا کند. در ادامه، مصداق عملی این معامله را جهاد در راه خدا و شهادت معرفی می‌کند که اوج ایثار و بندگی است.

 

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به نکته لطیفی اشاره می‌کند:خداوند با تعبیر “اشتری” (خریده است) فعل ماضی را به کار برده تا تحقق این معامله را از ازل قطعی و مسلم نشان دهد. این خرید و فروش یک قرارداد موقت نیست، بلکه یک سنت تغییرناپذیر الهی است که در تمام کتب آسمانی پیشین (تورات و انجیل) نیز بر آن تأکید شده است.

این آیه به مؤمنان اطمینان می‌دهد که آنچه را در راه خدا انفاق می‌کنند، از دست نمی‌دهند، بلکه آن را نزد بهترین نگهدارنده، سرمایه‌گذاری کرده‌اند. این معامله نه تنها ضرر ندارد، بلکه سود آن، حیات جاودانه و خشنودی الهی است. به همین دلیل خداوند در پایان آیه می‌فرماید: “فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ” (به این معامله شادمان باشید).

 

این آیه در زندگی امروز ما چه کاربردی دارد؟شاید همه ما به صورت فیزیکی به جهاد و میدان جنگ نرویم، اما مفهوم “جان و مال” اختصاص به کشته شدن ندارد. هر جا که انسان از خواسته و مال خود برای رضای خدا بگذرد، در حقیقت بخشی از این معامله را عملی کرده است.

صرف وقت، انرژی و هزینه برای کمک به دیگران، دفاع از ارزش‌ها، تربیت فرزند صالح، خدمت به جامعه، و حتی ترک یک گناه که با دشواری همراه است، همه مصادیقی از فروش جان و مال به خداست. هر بار که بین خواسته نفس و رضای خدا دو راهی پیش می‌آید و انسان راه خدا را انتخاب می‌کند، برگ جدیدی از این معامله را امضا کرده است.

در پایان،آیه مؤمنان را به “فوز عظیم” (کامیابی بزرگ) بشارت می‌دهد. این کامیابی، نه در به دست آوردن دنیا، که در از دست دادن آن برای خداست. فرهنگ قرآن این است که انسان برای زندگی جاوید آفریده شده و این دنیا مزرعه آخرت است. پس چه سودمندتر از اینکه سرمایه محدود دنیوی خود را به خرج بزنیم تا سود ابدی ببریم؟ بیاییم با خود عهد کنیم که در این معامله الهی، لحظه‌ای درنگ نکنیم و با شادی و افتخار، جان و مال خود را به صاحب اصلی‌اش، یعنی خداوند بفروشیم و بهشتی را که وعده داده است، برای خود تضمین کنیم.

 

 نظر دهید »

قدرت؛ زبان مشترک بازدارندگی و عزت

26 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

قدرت؛ زبان مشترک بازدارندگی و عزت

آیه: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ (سوره انفال، آیه ۶۰)

ترجمه:و هر چه در توان دارید از نیرو و اسب‌های آماده (برای میدان نبرد) فراهم سازید تا با این (تدارکات)، دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانید، همچنین دشمنان دیگری غیر از اینان را که شما نمی‌شناسید و خدا آنها را می‌شناسد. و هر چه در راه خدا انفاق کنید، پاداش آن به طور کامل به شما بازگردانده می‌شود و به شما ستم نخواهد شد.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر المیزان و نمونه):

این آیه یکی از مهم‌ترین دستورات راهبردی قرآن کریم به جامعه اسلامی است.خداوند به مسلمانان فرمان می‌دهد که برای مقابله با دشمنان، تا می‌توانند نیرو و قدرت آماده کنند. کلمه “قوه” (نیرو) مفهومی بسیار گسترده و فراگیر دارد و منحصر به قدرت نظامی صرف نیست. هر آنچه که بتواند توان دفاعی و بازدارندگی یک ملت را افزایش دهد، از مصادیق “قوه” محسوب می‌شود: قدرت ایمان و وحدت، قدرت علمی و فناوری، قدرت اقتصادی و استقلال صنعتی، قدرت سیاسی و دیپلماتیک، و همچنین قدرت نظامی در تمام ابعاد آن. “رباط الخیل” (اسب‌های آماده) نیز در آن زمان نماد قدرت برتر نظامی بود و امروز می‌توان آن را به همه تجهیزات پیشرفته دفاعی تعبیر کرد.

 

هدف اصلی از این آمادگی همه‌جانبه،در ادامه آیه بیان شده است: “تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ” (تا با این وسیله، دشمن خدا و دشمن خود را به وحشت بیندازید). هدف، ایجاد رعب و وحشت در دل دشمن است تا جرأت تجاوز به حریم مسلمانان را پیدا نکند. این همان اصل “بازدارندگی” در روابط بین‌الملل است. اسلام دین جنگ و خونریزی نیست، بلکه دین عزت و اقتدار است. مسلمانان هرگز آغازگر تجاوز نیستند، اما باید آنچنان قدرتمند باشند که هیچ دشمنی حتی فکر تجاوز به آنان را از سر بگذراند. این قدرت، ضامن صلح و امنیت پایدار برای جامعه اسلامی و حتی برای جهان است.

 

تفسیر المیزان به این نکته ظریف اشاره می‌کند که آیه می‌فرماید دشمنانی هستند که شما نمی‌شناسید،ولی خدا آنها را می‌شناسد. این تعبیر، هم اشاره به دشمنان پنهان و نفاق‌پیشه در درون جامعه دارد و هم به قدرت‌هایی که در آینده پا به عرصه وجود می‌گذارند. این بخش از آیه، هشداری است به مسلمانان که قدرت خود را فقط برای دشمنان فعلی و شناخته شده افزایش ندهند، بلکه باید چنان قدرتمند شوند که بتوانند در برابر هر تهدید احتمالی در طول تاریخ مقاومت کنند. این یک نگاه آینده‌نگرانه و بلندمدت به مسئله قدرت است. به همین دلیل است که پیشرفت علمی و فناوری، یک وظیفه دائمی و همیشگی برای جامعه اسلامی است.

 

در پایان،خداوند یک انگیزه بزرگ معنوی برای این هزینه‌ها و تلاش‌ها ایجاد می‌کند و می‌فرماید: هر چه در راه خدا (برای تقویت بنیه دفاعی) انفاق کنید، پاداش آن کامل به شما بازگردانده می‌شود و به شما ستم نخواهد شد. این آیه به ما اطمینان می‌دهد که هزینه در راه تقویت اقتدار اسلامی، نه‌تنها ضرر نیست، بلکه یک سرمایه‌گذاری پرسود در نزد خداست. بیاییم باور کنیم که عزت و امنیت ما در گرو قدرت ماست و قدرت ما در گرو ایمان، علم، وحدت و آمادگی همه‌جانبه ماست. این آیه، منشور عزت و سربلندی یک ملت است.

 

 نظر دهید »

به جای تنبیه، اجازه دهید فرزندتان "پیامد طبیعی" را تجربه کند

25 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

به جای تنبیه، اجازه دهید فرزندتان “پیامد طبیعی” را تجربه کند 🌱

 درس زندگی را خودش بیاموزد، نه از ترس تو!

 

وقتی “پیامد طبیعی” جایگزین “تنبیه ساختگی” شود، کودک مسئولیت‌پذیری را از درون می‌آموزد، نه از ترس تو.

پیامد طبیعی تنبیه

منطقی و مرتبط با رفتار است. تحمیلی و بی‌ربط است.

احترام‌آمیز و بدون خشم اعلام می‌شود. همراه با خشم، تهدید یا تحقیر است.

کودک علت و معلول را درک می‌کند. کودک فقط “تنفر از والد” را یاد می‌گیرد. رابطه حفظ می‌شود. رابطه خراب می‌شود.

۴ مثال عملی برای شروع:

 

۱. اگر غذا نخورد…

 

❌ تنبیه: “اگه غذا نخوری، تو مهمونی دوستت نمی‌برمت!”

✅ پیامد طبیعی: با آرامش بگویید: “اگر سیر هستی، می‌توانی از سر میز بلند شوی. اما تا وعده شام چیزی برای خوردن نخواهی داشت.”

درس درونی: گرسنگی، نتیجه طبیعی نخوردن غذاست.

 

۲. اگر تکالیفش را انجام نداد…

 

❌ تنبیه: “همه تفریحات این هفته تو لغو شد!”

✅ پیامد طبیعی: بگویید: “می‌دانم انجام ندادن تکالیف، انتخاب خودت بود. من نمی‌توانم به جای تو به معلمت توضیح دهم. فردا خودت باید پاسخگو باشی.”

درس درونی: ما در قبال تعهداتمان مسئولیم.

 

۳. اگر اسباب‌بازی‌هایش را جمع نکرد…

 

❌ تنبیه: “همه رو می‌ریزم تو سطل زباله!”

✅ پیامد طبیعی: بگویید: “می‌بینم که انتخاب کردی اسباب‌بازی‌ها روی زمین بمانند. من آن‌ها را جمع می‌کنم، اما تا فردا در کمد قفل می‌شوند تا در امان باشند.”

درس درونی: اگر از وسایلم مراقبت نکنم، دسترسی به آن‌ها را از دست می‌دهم.

 

۴. اگر با دوستش بدرفتاری کرد…

 

❌ تنبیه: “یک ماه حق بازی نداری!”

✅ پیامد طبیعی: بگویید: “وقتی با دوستت این‌طور رفتار می‌کنی، او ناراحت می‌شود و ممکن است نخواهد با تو بازی کند. حالا باید به او فضای آرام بدهی.”

درس درونی: رفتار من، روی احساس دیگران و روابطم اثر می‌گذارد.

 

چگونه پیامد طبیعی مؤثر است؟

 

۱. پیش‌آگهی بدهید: “عزیزم، اگر کفشت را نپوشی، مجبور می‌شوی با پای برهنه روی سنگ‌فرش راه بروی.”

۲. با آرامش اعلام کنید: لحن شما باید مثل یک راهنمای طبیعت باشد، نه قاضی.

۳. همدلی کنید، نه نجات‌دهی: وقتی پیامد رخ داد، بگویید: “می‌دانم سردت است/ناراحتی. دفعه بعد یادت باشد که کتت را بپوشی.”

۴. مقاومت نکنید: اجازه دهید درس زندگی خودش را بیاموزد.

 

پیامد طبیعی برای رفتارهای غیرخطرناک است. اگر خطری برای سلامتی یا امنیت وجود دارد (دویدن به سمت خیابان)، مداخله کنید.

 

امتحانش کن! فردا یک موقعیت کوچک را انتخاب کن و به جای واکنش قدیمی، از پیامد طبیعی استفاده کن. 

 

 نظر دهید »

توحید در عمل؛ رمز پیروزی در جنگ

25 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

توحید در عمل؛ رمز پیروزی در جنگ 

آیه: فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ ۚ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ ۚ وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (سوره انفال، آیه ۱۷)

پس شما آنان (کافران) را نکشتید، بلکه خداوند آنان را کشت! و (ای پیامبر!) این تو نبودی که (خاک و سنگ به سویشان) انداختی، بلکه خدا انداخت! و تا مؤمنان را به این وسیله به آزمایشی نیکو بیازماید. بی‌شک خداوند شنوای داناست.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر نمونه و نور):

این آیه شریفه به یکی از صحنه‌های حساس جنگ بدر اشاره دارد که در آن پیامبر اسلام(ص) برای تضعیف روحیه لشکر دشمن، مشتی ریگ و خاک را به سوی آنان پرتاب کرد و خداوند آن را به گونه‌ای معجزه‌آسا به چشم‌های همه سپاهیان کفر رساند و باعث فرار و شکست آنان شد. در اینجا خداوند با دو عبارت قاطع و روشنگر، توحید افعالی را به مؤمنان می‌آموزد: “شما آنان را نکشتید، بلکه خدا کشت” و “تو (ای پیامبر) نپرتابی کردی، بلکه خدا پرتاب کرد.” این بدان معنا نیست که مؤمنان و پیامبر (ص) هیچ نقشی نداشتند، بلکه تأکید بر این است که همه قدرت‌ها و تأثیرات از آن خداست و ابزارها و اسباب، بدون اراده و اذن او هیچ تأثیری ندارند.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان بر این نکته تأکید می‌کند که این آیه برای اصلاح نگرش مؤمنان نسبت به پیروزی‌ها و موفقیت‌هاست.آنان نباید تصور کنند که با قدرت و توانایی خود به این پیروزی دست یافته‌اند، بلکه باید بدانند که این نصرت و یاری خداوند بود که آنان را از دشمنانی چند برابر خودشان پیروز گردانید. این آیه به طور کامل هرگونه خودبینی، غرور و عُجب را از مؤمنان می‌زداید و آنان را به منبع اصلی قدرت، یعنی خداوند متعال متصل می‌کند. این همان روحیه‌ای است که مؤمن را در برابر پیروزی‌ها متواضع و در برابر شکست‌ها ناامید نمی‌سازد، زیرا او فاعل اصلی را خدا می‌داند.

این آیه کاربرد عملی فراوانی در زندگی روزمره ما دارد.هرگاه در کاری موفق می‌شویم، یک مشکل بزرگ را حل می‌کنیم، یا بر دشواری‌ها غلبه می‌یابیم، باید به یاد این آیه باشیم و بدانیم که این خداوند بود که توفیق داد، درها را گشود و اسباب را فراهم کرد. این بینش ما را از غرور و تکبر نجات داده و به شکرگزاری وا می‌دارد. به عنوان مثال، یک پزشک که بیماری را شفا می‌دهد، باید بداند که این خداست که شفا می‌دهد و او فقط وسیله است؛ یا یک معلم که شاگردی را تربیت می‌کند، باید بداند که این هدایت از جانب خداست. این نگاه، توحیدی و عین بندگی است.

در پایان آیه،خداوند هدف خود از این نصرت غیبی را “آزمایش نیکوی مؤمنان” بیان می‌کند. یعنی خداوند می‌خواهد مؤمنان را در بوته امتحان قرار دهد تا صدق ایمان و بندگی آنان آشکار شود. آنان با مشاهده قدرت الهی، ایمانشان افزایش یابد و در برابر این همه نعمت و لطف، سپاسگزار باشند. این آیه درس می‌دهد که پیروزی‌های ما نیز نوعی آزمایش الهی هستند و باید ببینیم که آیا پس از پیروزی، راه بندگی را ادامه می‌دهیم یا گرفتار غرور می‌شویم؟ بیاییم همیشه این حقیقت را زمزمه کنیم که “وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى".

 نظر دهید »

میانه‌روی؛ دستور العمل الهی برای زندگی

25 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

میانه‌روی؛ دستور العمل الهی برای زندگی

 ۞ يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا ۚ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ (سوره اعراف، آیه ۳۱)

ای فرزندان آدم! زینت خود را در هر مسجدی (و به هنگام هر نمازی) برگیرید و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند اسراف‌کنندگان را دوست ندارد.

تفسیر (برگرفته از تفسیر المیزان و نمونه):

این آیه شریفه یکی از جامع‌ترین دستورات الهی در مورد سبک زندگی است.در بخش اول، به فرزندان آدم دستور می‌دهد که در هنگام عبادت، زینت خود را برگیرند. این دستور، ضمن تأکید بر نظافت و آراستگی ظاهری در مساجد، استفاده از نعمت‌های حلال خداوند برای زیبایی را نیز مجاز می‌شمارد و ردّی است بر تفکرات غلط رهبانیت که پاکی و تقوا را در ژولیدگی و بدحالی می‌دانستند. بخش دوم آیه، به یک اصل کلی در تغذیه و مصرف اشاره دارد: “بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید.” این جمله کوتاه، یک برنامه جامع بهداشتی، اقتصادی و اخلاقی را در خود جای داده است؛ هم نیازهای طبیعی انسان را تأیید می‌کند و هم از زیاده‌روی و تجاوز از حدّ اعتدال نهی می‌نماید.

 

تفسیر المیزان در توضیح"اسراف” آن را به معنای تجاوز از حدّ اعتدال در هر کاری می‌داند. در این آیه، اسراف به دو صورت می‌تواند باشد: یکی اسراف کمّی، یعنی خوردن و آشامیدن بیش از حد نیاز که هم برای جسم مضر است و هم نوعی ناسپاسی نعمت به حساب می‌آید.

دیگری اسراف کیفی، یعنی تجمل‌گرایی و مصرف اقلام بسیار گران‌قیمت و لوکس در خوراک و پوشاک، در حالی که بسیاری از مردم حتی از حداقل‌ها محروم هستند. امام صادق (ع) نیز در تفسیر این آیه می‌فرمایند: “اسراف آن است که انسان آنچه را که باید بپوشد، از بین ببرد و یا آنقدر بخورد که به او آسیب برساند.” بنابراین، میانه‌روی یک اصل اساسی در تمام شئون زندگی یک مسلمان است.

 

در دنیای امروز که مصرف‌گرایی به یک ارزش تبدیل شده و تبلیغات گسترده،انسان‌ها را به سوی خرید بیشتر و مصرف بی‌رویه سوق می‌دهد، این آیه نجات‌بخش است. اسراف نه‌تنها برای فرد ضرر دارد (چاقی، بیماری‌های روحی و جسمی)، بلکه برای جامعه نیز زیانبار است (توزیع ناعادلانه ثروت، فشار بر منابع طبیعی و محیط زیست).

اگر افراد جامعه به این دستور الهی عمل کنند، هم سلامت خود را تضمین کرده‌اند و هم منابع مالی و طبیعی را به صورت عادلانه‌تری در اختیار همه قرار می‌دهند. میانه‌روی در مصرف، یک شعار دینی نیست، بلکه یک ضرورت عقلی و انسانی برای بقای نسل‌های آینده است.

در پایان،خداوند می‌فرماید: “إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ” (او اسراف‌کاران را دوست ندارد). این جمله، شدت نفرت خداوند از اسراف را می‌رساند. محبت خداوند به بندگانش، بزرگ‌ترین سرمایه است و کسی که با اسراف خود، هم به خود و هم به جامعه و هم به نعمت‌های الهی ظلم می‌کند، از این سرمایه عظیم محروم می‌ماند.

بیاییم با الگو قرار دادن سیره ائمه معصومین (ع) که در عین سادگی، از نعمت‌های حلال در حد اعتدال استفاده می‌کردند، سبک زندگی خود را اصلاح کنیم و از زمره اسراف‌کاران خارج شویم.

 

 

 نظر دهید »

فرصت طلایی روزهای پایانی شعبان؛ توصیه‌های امام رضا (ع) برای آمادگی ورود به ماه رمضان

25 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

 

فرصت طلایی روزهای پایانی شعبان؛ توصیه‌های امام رضا (ع) برای آمادگی ورود به ماه رمضان

 

حدیث: اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِيمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ

ترجمه:خدایا! اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته ما را نیامرزیده‌ای، در آن قسمت که از این ماه مانده بیامرزمان.

 

شرح و تفسیر (برگرفته از منابع حدیثی شیعه)

این دعای نورانی،بخشی از توصیه‌های گهربار امام رضا (ع) به یکی از یارانشان به نام اباصلت هروی در آخرین جمعه ماه شعبان است . امام (ع) در این روز که نماد فرصت‌های رو به اتمام است، به اباصلت و همه مؤمنان تا قیامت، یک بسته کامل و جامع برای خودسازی و بهره‌گیری حداکثری از روزهای باقیمانده این ماه پربرکت ارائه می‌دهند. ایشان ابتدا یادآوری می‌کنند که بیشتر ماه شعبان سپری شده و این آخرین جمعه ماه است، پس فرصت برای جبران کوتاهی‌ها اندک است .

اما این اندک نیز اگر به درستی غنیمت شمرده شود، می‌تواند سرنوشت ساز باشد. امام (ع) سفارش می‌کنند که در باقیمانده این ماه، به امور مفید و سودمند برای آخرت روی آوریم، بسیار دعا و استغفار کنیم، تلاوت قرآن را افزایش دهیم و از گناهان خود توبه کنیم . هدف نهایی این است که وقتی ماه رمضان، ماه ضیافت الهی، فرا می‌رسد، با دلی پاک و آماده وارد آن شویم .

 ابعاد عملی توصیه‌های امام رضا (ع)

امام رضا(ع) در این روایت، تنها به توصیه‌های عبادی بسنده نمی‌کنند، بلکه ابعاد اجتماعی و اخلاقی را نیز به زیبایی تبیین می‌نمایند. ایشان می‌فرمایند: “هیچ امانتی بر گردن خود مگذار مگر آنکه آن را ادا کنی، و هیچ کینه‌ای از مؤمنی در دل نداشته باش مگر آنکه آن را بیرون کنی” . این بخش از حدیث، اهمیت “حق‌الناس” و پاکسازی دل از صفات رذیله را به وضوح نشان می‌دهد. ورود به ماه رمضان و مهمانی خدا، نیازمند سبکبالی و رهایی از بار سنگین گناهان و کدورت‌هاست. همان‌طور که انسان برای رفتن به یک مهمانی بزرگ، خود را می‌آراید و تمیز می‌کند، برای ورود به ضیافت‌الله نیز باید خود را از زنگار گناهان فردی و حقوق اجتماعی پاک سازد . این توصیه‌ها نشان می‌دهد که دین اسلام، هم به رابطه عبد و خدا توجه دارد و هم به روابط انسانی و اجتماعی.

 

ذکر ویژه روزهای پایانی

در پایان این سفارش‌ها،امام رضا (ع) ذکر ویژه‌ای را برای تکرار در روزهای باقیمانده ماه شعبان معرفی می‌کنند: «اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِيمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ» . این دعا، اوج تضرع و امید به رحمت الهی است.

در این فراز، بنده به درگاه خدا عرضه می‌دارد: خدایا! اگر تاکنون در این ماه، به خاطر تقصیرات و غفلت‌هایمان، مشمول آمرزش تو نشده‌ایم، باقیمانده این ماه را فرصتی برای بخشایش خود قرار ده. این جمله نشان‌دهنده آن است که درِ توبه و رحمت الهی تا آخرین لحظه باز است و انسان نباید هیچ‌گاه از آمرزش خدا ناامید شود . امام (ع) در ادامه، علت این امیدواری را یادآوری می‌کنند که خداوند به احترام و عظمت ماه رمضان، بندگان بسیاری را در ماه شعبان از آتش جهنم آزاد می‌گرداند .

 جمع‌بندی و پیام برای امروز

این روایت نورانی از امام رضا(ع)، یک برنامه کامل خودسازی در آستانه ماه رمضان است. به ما می‌آموزد که:

۱.هیچ فرصتی را برای جبران کوتاهی‌ها از دست ندهیم.

۲. ارتباط خود را با خدا از طریق دعا، استغفار و تلاوت قرآن تقویت کنیم.

۳. حقوق مردم را ادا کرده و دل خود را از کینه و کدورت پاک کنیم.

۴. با امید و تضرع، از خداوند طلب آمرزش کنیم، حتی در آخرین لحظات.

 

بیاییم با تأسی به این آموزه‌های رضوی، روزهای باقیمانده ماه شعبان را غنیمت شماریم و خود را برای ورود به ماه مهمانی خدا آماده سازیم. این ذکر نورانی را زمزمه کنیم و از خداوند بخواهیم که ما را از آمرزیدگان قرار دهد.

 

 

 نظر دهید »

علم بی‌زهد؛ دوری از خدا

25 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

 علم بی‌زهد؛ دوری از خدا

حدیث: مَنْ ازْدَادَ فِي الْعِلْمِ رُشْدًا فَلَمْ يَزْدَدْ فِي الدُّنْيَا زُهْدًا، لَمْ يَزْدَدْ مِنَ اللَّهِ إِلَّا بُعْدًا

هر که بر پیشرفت علمش افزوده شود امّا بر بی‌رغبتی او به دنیا افزوده نگردد، جز بر دوری‌اش از خدا افزوده نشود.

شرح و تفسیر (برگرفته از میزان‌الحکمه و منابع حدیثی):

این حدیث شریف از پیامبر اکرم(ص)، یکی از عمیق‌ترین و هشداردهنده‌ترین بیانات در مورد ماهیت و هدف علم است. حضرت (ص) در این کلام نورانی، یک رابطه مستقیم و ضروری میان افزایش علم و افزایش زهد در دنیا برقرار می‌کنند. “رشد” در علم به معنای بالندگی، تعمیق و پویایی آن است.

“زهد” نیز به معنای بی‌رغبتی قلبی به دنیا و دل نبستن به آن است، نه ترک دنیا و کناره‌گیری از زندگی. پیامبر (ص) هشدار می‌دهند که اگر کسی علمش عمیق‌تر و بالنده‌تر شود، اما دلبستگی‌اش به دنیا کاهش نیابد، این علم نه‌تنها او را به خدا نزدیک نمی‌کند، بلکه باعث دوری بیشتر او از پروردگار می‌گردد. این یک هشدار جدی به همه دانش‌پژوهان و علماست که مراقب باشند علم، وسیله قرب به خدا باشد، نه حجاب و مانع.

رابطه علم و زهد در اسلام

در اسلام،علم مقدس است، اما علمی که به عمل صالح و تهذیب نفس منجر شود. خداوند در قرآن می‌فرماید: “إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ” (فاطر، ۲۸). یعنی تنها عالمان و دانشمندان هستند که از خدا می‌ترسند. این خشیت و ترس از خدا، نتیجه طبیعی علم حقیقی است.

کسی که خدا را بهتر بشناسد، عظمت او را بهتر درک کرده و در برابر او خاشع‌تر می‌شود. این خشوع و خضوع، خود را در زهد نسبت به دنیا نشان می‌دهد. عالم واقعی کسی است که هر چه علمش بیشتر می‌شود، دنیا در چشمش کوچک‌تر و بی‌ارزش‌تر می‌گردد و دلبستگی‌اش به خدا بیشتر می‌شود. اما اگر علم، انسان را مغرور کند، به دنیا و مقام و ثروت دلبسته‌تر سازد، این علم، علمی نیست که به خدا برساند، بلکه علمی است که از خدا دور می‌کند.

مصادیق خطرناک علم بی‌زهد

این حدیث،مصادیق روشنی در تاریخ و جامعه دارد. دانشمندانی که علم خود را برای کسب قدرت، ثروت و شهرت به کار می‌گیرند، نمونه‌هایی از این هشدار هستند. علمایی که به جای هدایت مردم به سوی خدا، آنان را به سوی خود می‌خوانند و از علم خود برای توجیه ظلم و ستم استفاده می‌کنند. کسانی که هر چه دانش‌آموخته‌تر می‌شوند، به مادیات و تجملات دنیا بیشتر دل می‌بندند و از ساده‌زیستی و آخرت‌گرایی فاصله می‌گیرند. امام علی (ع) در توصیف چنین عالمانی می‌فرمایند: “عالمی که به علمش عمل نکند، به جهل خود گرفتار است.” این علم، نه‌تنها نوری در دل ایجاد نمی‌کند، بلکه ظلمت و تاریکی می‌آورد و انسان را از خدا دورتر می‌سازد.

 کاربرد حدیث در زندگی امروز

امروزه که علم و دانش در همه زمینه‌ها پیشرفت شگرفی داشته،این حدیث پیامبر (ص) بیش از پیش شنیدنی است. دانشگاهیان، پژوهشگران، طلاب و دانشجویان باید مراقب باشند که افزایش معلومات، آنان را به خدا نزدیک‌تر کند.

اگر می‌بینیم با افزایش دانش، دلبستگی‌مان به دنیا، مقام، پول و شهرت بیشتر می‌شود، باید به خود بیاییم و بدانیم که این علم، آفتی است که ما را از خدا دور می‌کند. نشانه علم نافع، زهد در دنیا و افزایش محبت خداست. بیاییم از خداوند بخواهیم که علمی به ما عطا کند که ما را به خودش نزدیک‌تر سازد و از علم بی‌زهد و بی‌عمل به ما پناه دهد. این حدیث، معیاری برای سنجش علم حقیقی است.

 

 نظر دهید »

دشمنی‌ها و کینه‌ها؛ نقشه همیشگی شیطان

25 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

دشمنی‌ها و کینه‌ها؛ نقشه همیشگی شیطان

آیه: إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ ۖ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ (سوره مائده، آیه ۹۱)

ترجمه:همانا شیطان می‌خواهد با شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز بازدارد. پس آیا (با این همه زیان) دست برمی‌دارید؟

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر نور و مجمع‌البیان):

این آیه که در مقام بیان حرمت قطعی شراب و قمار نازل شده است،به عمق فساد این دو پدیده شوم اشاره می‌کند و هدف نهایی شیطان از ترویج آنها را آشکار می‌سازد. خداوند در این آیه سه اثر شوم و ویرانگر برای شراب و قمار برمی‌شمارد: اول، ایجاد عداوت (دشمنی) و بغضاء (کینه) در میان مردم. این دو، بزرگترین آفت جامعه انسانی هستند که بنیان خانواده‌ها و روابط اجتماعی را از هم می‌پاشند. دوم، بازداشتن از یاد خدا که همان غفلت از منبع تمام خوبی‌هاست. و سوم، بازداشتن از نماز که مهم‌ترین رابطه انسان با خالق است. این آیه نشان می‌دهد که شیطان برای نابودی انسان، ابتدا سراغ ابزارهایی می‌رود که او را از درون تهی کرده و روابطش را با دیگران و با خدا قطع کند.

 

در تفسیر المیزان،علامه طباطبایی بر این نکته تأکید می‌کند که شیطان برای رسیدن به اهداف شوم خود، از ابزارهای متنوعی استفاده می‌کند که شراب و قمار از مهم‌ترین و مؤثرترین آنهاست. شراب با زایل کردن عقل، پرده‌های حیاء و تقوا را دریده و انسان را به جنایات بزرگی مانند قتل و نزاع وادار می‌کند. قمار نیز با ایجاد حس بخل و حرص و طمع، بذر کینه را در دل برندگان و بازندگان می‌کارد و آنان را به دشمنی با یکدیگر وا می‌دارد. اینها ابزارهای مدرنی نیستند که فقط مختص گذشته باشند، بلکه هر پدیده‌ای که عقل را تضعیف کند (مانند مواد مخدر) و یا مال مردم را به باطل بخورد (مانند انواع کلاهبرداری‌ها و قمارهای اینترنتی) مصداق این آیه بوده و همان نتایج شوم را به دنبال خواهد داشت.

 

امروزه نیز شاهدیم که بسیاری از مشکلات جوامع بشری،از جمله افزایش طلاق، جنایت، نزاع‌های خیابانی و افسردگی، ریشه در مصرف مشروبات الکلی و گسترش قمارخانه‌ها و شرط‌بندی‌های آنلاین دارد. دشمنان بشریت با ترویج این فسادها، می‌خواهند جامعه بشری را به سمت انحطاط اخلاقی و فروپاشی فرهنگی سوق دهند. این آیه به ما هشدار می‌دهد که اینها بازیچه نیستند، بلکه نقشه‌ای حساب‌شده از سوی شیطان برای به بردگی کشیدن انسان‌ها و دور کردن آنان از خداست. مؤمن هوشیار کسی است که این نقشه‌ها را بشناسد و خود و خانواده خود را از این دام‌ها دور نگه دارد.

 

در پایان آیه،خداوند با یک استفهام انکاری و محبت‌آمیز می‌فرماید: “فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ؟” (آیا دست برمی‌دارید؟). این عبارت، اوج لطف و رحمت الهی را می‌رساند که پس از بیان تمام مفاسد و خطرات، اینگونه با مهربانی بندگانش را به ترک این گناهان دعوت می‌کند. این سوال در عین توبیخ، راه بازگشت و توبه را نیز برای همه باز می‌گذارد. پس بیاییم با شناخت این دسیسه بزرگ شیطانی، نه‌تنها خود از این محرمات دوری کنیم، بلکه دیگران را نیز از خطرات آنها آگاه سازیم و در جهت ایجاد جامعه‌ای پاک و سالم گام برداریم.

 

 

 نظر دهید »

شاخصه یاران واقعی خدا

25 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

بی‌باکی در راه حق؛ شاخصه یاران واقعی خدا

آیه: يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (سوره مائده، آیه ۵۴)

ترجمه:(آنان) در راه خدا جهاد می‌کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری نمی‌هراسند. این فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می‌دهد و خداوند گشایشگر داناست.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر نمونه و المیزان):

خداوند متعال در این آیه شریفه،پس از هشدار به مؤمنان درباره دوستی با اهل کتاب و کافران، ویژگی‌های بارز حزب‌الله و دوستان حقیقی خود را ترسیم می‌کند. اولین و برجسته‌ترین ویژگی آنان، جهاد در راه خدا است؛ جهادی همه‌جانبه که شامل مبارزه با نفس، مبارزه با شیطان، مبارزه با فساد و دفاع از حریم دین در برابر دشمنان می‌شود. اما نکته کلیدی و مکمل این جهاد، “عدم خوف از ملامت ملامتگران” است. این عبارت نشان‌دهنده اوج اخلاص و شجاعت مؤمن است؛ یعنی آنچنان هدفش والا و الهی است که سرزنش‌ها، تمسخرها و تهدیدهای دیگران، کوچکترین خللی در اراده‌اش ایجاد نمی‌کند. این صفت، مرز میان مؤمنان واقعی و مدعیان دروغین را مشخص می‌سازد.

 

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به این نکته اشاره می‌کند که ترس از ملامت مردم،یکی از بزرگترین موانع بر سر راه انجام وظایف الهی، به ویژه در جامعه‌های فاسد یا مختلط است. بسیاری از افراد هستند که حق را می‌شناسند، اما به خاطر حرف مردم، از ابراز آن خودداری می‌کنند و یا در مسیر باطل گام برمی‌دارند. یاران واقعی خدا کسانی هستند که این زنجیر را پاره کرده و معیار خود را فقط رضای او قرار می‌دهند. این خصلت، در زندگی تمام پیامبران و امامان معصوم (علیهم السلام) به وضوح دیده می‌شود. آنان در ابلاغ رسالت و مبارزه با طاغوت‌ها، هرگز از سرزنش و استهزای اطرافیان خود نهراسیدند و استقامت ورزیدند.

 

این آیه برای زندگی امروز ما نیز درس‌های بزرگی دارد.در جامعه‌ای که گاهی ارزش‌ها دگرگون می‌شود و ممکن است انجام یک واجب دینی (مثل امر به معروف، حجاب، شرکت در مراسم مذهبی و…) با نگاه‌ها و حرف‌های تمسخرآمیز برخی افراد مواجه شود، یک مؤمن واقعی باید با تأسی به این آیه، محکم بایستد و از مسیر حق منحرف نشود. همچنین در عرصه کسب‌وکار، سیاست و فرهنگ، اگر انسان بداند که در راه درستی گام برمی‌دارد، نباید از انتقادها و سرزنش‌های نابجای دیگران بترسد و عقب‌نشینی کند. این استقامت و بی‌باکی، همان فضل و کرامتی است که خداوند به بندگان خاص خود عطا می‌کند.

 

در پایان آیه،خداوند با صفات “واسع” (گشایشگر) و “علیم” (دانا) خود، به مؤمنان بی‌باک اطمینان می‌دهد که نهتنها آنان را تنها نمی‌گذارد، بلکه گشایش و برکت خود را نیز شامل حالشان می‌کند. کسی که برای خدا کار کند و از ملامت‌ها نهراسد، خداوند پاداش او را در همین دنیا نیز با ایجاد عزت و احترام در دل‌ها، و در آخرت با بهشت جاویدان خواهد داد. پس بیاییم این روحیه را در خود تقویت کنیم و بدانیم که محبوبیت نزد خدا و اولیای او، بسی والاتر از محبوبیت نزد مردمی است که گاهی معیارهایشان با معیارهای الهی فاصله دارد.

 

 

 نظر دهید »

تبلیغ خطابی یا زیست مشترک؟ چرا باید از منبر به پیاده‌رو برگردیم

25 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

تبلیغ خطابی یا زیست مشترک؟ چرا باید از منبر به پیاده‌رو برگردیم

این روزها هرجا را نگاه می‌کنی، تلویزیون پر است از برنامه‌های دینی؛ از «سمت خدا» و «محفل» بگیر تا «معلی» و سخنرانی‌های مختلف. شبکه قرآن، اعزام مبلغ، رادیو معارف، نماز جمعه و… همه دارند مستقیم و بی‌واسطه درباره دین حرف می‌زنند.

 

اما انگار یک جای کار می‌لنگد.

 

اتفاقاً ماجرا از زبان یک روحانی در سفر روسیه خیلی جالب شد. می‌گفت با امام جماعت مسجد سن‌پترزبورگ (که اصالتاً تاجیکی بود) دو ساعت نشستیم. در این دو ساعت، نه یک جمله مستقیم دینی گفت، نه موعظه کرد، نه حتی اشاره‌ای به خدا و پیامبر داشت. فقط ادب داشت، متانت داشت، تواضع داشت، پذیرایی کرد. نهایتاً خودمان کلافه شدیم و از او پرسیدیم: نظرت راجع به روش تبلیغی ما در ایران چیست؟

 

گفت: اگر همینطور ادامه بدهید، به سمت سکولاریسم می‌روید.

 

پرسیدیم: چطور؟

 

گفت: شما مدام دارید با زبان، دین را به مردم می‌گویید. اما پیامبر اسلام فقط جمعه‌ها خطبه می‌خواند. بقیه هفته را با مردم زندگی می‌کرد.

 

اینجاست که راز ماجرا معلوم می‌شود. ما «زیست مشترک» با مردم را فراموش کرده‌ایم. یعنی همان حضور بی‌واسطه در کوچه و بازار، سلام کردن به کسبه، قدم زدن در محله، همدلی کردن بدون شعار دادن.

 

تبلیغ خطابی، مستقیم و مکرر، خسته‌کننده و گاهی دافعه‌آفرین است. اما زیست مشترک، یعنی زندگی کردن در کنار مردم، اثرش عمیق‌تر و ماندگارتر است. حرف زدن درباره دین مهم است، اما زندگی کردن به سبک دینی در میان مردم، از هزاران برنامه تلویزیونی تأثیرگذارتر است.

 

 نظر دهید »

عزت، تنها از آن خداوند است

24 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

عزت، تنها از آن خداوند است

 أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (سوره نساء، آیه ۱۳۹)

آیا آنان عزت را نزد (کافران) می‌جویند؟! در حالی که تمام عزت (و قدرت) از آنِ خداوند است.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر المیزان و نمونه):

این آیه شریفه به شدت کسانی را که برای کسب عزت و احترام به سراغ دشمنان دین می‌روند و از آنان توقع سربلندی دارند،توبیخ می‌کند. خداوند با یک استفهام انکاری، پوچی این کار را آشکار می‌سازد: چگونه ممکن است از کسانی که خود نیازمند عزت هستند، عزت طلبید؟! سپس با یک جمله قاطع و محکم، تمام عزت و قدرت را منحصر در خود می‌داند. “فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا” یعنی تمام اسباب عزت در جهان به دست خداست و هر کس خواهان عزت است، باید خود را به خداوند متصل کند، نه به قدرت‌های پوشالی دنیا.

 

از منظر تفسیر شیعه،عزت دو گونه است: عزت حقیقی و عزت مجازی. عزت حقیقی، همان نزدیکی به خدا و بندگی اوست که منشأ تمام افتخارات است. اما عزت مجازی، آن چیزی است که انسان با اتکا به مال، مقام، قدرت یا ارتباط با دیگران به دست می‌آورد و به شدت ناپایدار و زودگذر است. کسانی که برای کسب احترام و موقعیت اجتماعی، به کافران و مستکبران پناه می‌برند، دچار توهمی بزرگ شده‌اند، زیرا آنان هرگز نمی‌توانند عزت واقعی به کسی ببخشند. عزت واقعی تنها در گرو ایمان، تقوا و ارتباط با خدای بی‌نیاز است.

 

امروزه نیز شاهد هستیم که برخی افراد یا جوامع برای حل مشکلات خود یا کسب منزلت بین‌المللی،به قدرت‌های استکباری وابسته می‌شوند، غافل از اینکه این وابستگی، ذلت و خواری آنان را به دنبال دارد. قرآن کریم به ما می‌آموزد که استقلال، عزت و سربلندی یک ملت، در گرو اتکا به خداوند، نیروهای داخلی و ایمان به وعده‌های الهی است. تاریخ نیز نشان داده است که هر گاه مسلمانان به خدا توکل کرده و از غیر او بریده‌اند، بر دشمنان خود پیروز شده‌اند و عزت یافته‌اند.

 

در نهایت،این آیه یک درس بزرگ سیاسی و اجتماعی به ما می‌دهد: خط قرمز ما در روابط بین‌الملل و حتی روابط فردی، نباید به جایی برسد که برای کسب عزت، به دشمنان خدا و اسلام تکیه کنیم. عزت واقعی در سایه دین‌داری، استقامت و پیروی از رهبری الهی به دست می‌آید. بیاییم باور کنیم که “وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ” (عزت از آن خدا و رسول و مؤمنان است) و دست نیاز و امید را فقط به سوی او دراز کنیم.

 

 

 نظر دهید »

"حسبنا الله و نعم الوکیل"؛ ذکر توکل‌کنندگان

24 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

“حسبنا الله و نعم الوکیل"؛ ذکر توکل‌کنندگان

 الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ (سوره آل عمران، آیه ۱۷۳)

همان کسانی که (بعضی از) مردم به آنان گفتند: «مردم (لشکر دشمن) برای (حمله به) شما گرد آمده‌اند؛ پس از آنان بترسید!» ولی این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند: «خدا ما را بس است و بهترین حامی (و کارساز) است!»

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر نمونه و نور):

این آیه به یکی از صحنه‌های افتخارآمیز صدر اسلام اشاره دارد،زمانی که پس از جنگ احد، شایعاتی مبنی بر تجهیز مجدد مشرکان برای حمله به مسلمانان پیچید. منافقان و افراد ضعیف‌الایمان سعی در تضعیف روحیه مؤمنان داشتند، اما مؤمنان واقعی در پاسخ به این تهدیدها، نه‌تنها نترسیدند، بلکه ایمانشان افزوده شد و شعار “حسبنا الله و نعم الوکیل” سر دادند. این جمله کوتاه و پرمعنا، عصاره توکل و اعتماد به خداست؛ یعنی “خداوند ما را بس است و او بهترین وکیل و کارگشا است.”

 

در تفسیر المیزان،علامه طباطبایی بر این نکته تأکید می‌کند که واکنش مؤمنان در این آیه، یک واکنش طبیعی و احساسی نبود، بلکه ناشی از عمق ایمان و یقین آنان به قدرت و حمایت الهی بود. آنان وقتی تهدید را شنیدند، به جای ترس، به یاد خدا افتادند و اعتمادشان به او بیشتر شد. این نشان می‌دهد که ایمان واقعی، در برابر سختی‌ها و تهدیدها، نه‌تنها سست نمی‌شود، بلکه قوی‌تر می‌گردد. ذکر “حسبنا الله” به معنای سپردن تمام امور به خدا و راضی بودن به تدبیر اوست.

 

در زندگی امروز ما نیز تهدیدها و نگرانی‌های فراوانی وجود دارد:تهدید به شکست، فقر، بیماری، از دست دادن موقعیت اجتماعی و… . در این لحظات، انسان مؤمن کسی است که با یادآوری قدرت بی‌نهایت خدا، آرامش خود را حفظ کند و با گفتن “حسبنا الله"، ترس را از خود دور سازد. توکل به معنای دست روی دست گذاشتن نیست، بلکه به معنای انجام وظیفه با اتکا به قدرت لایزال الهی و امید به نتیجه‌ای است که او رقم می‌زند. این ذکر، به انسان نیرویی مضاعف می‌بخشد تا با قدرت بیشتری به مقابله با مشکلات برخیزد.

 

“نعم الوکیل"نیز صفت زیبایی از خداوند است. وکیل به کسی می‌گویند که انسان امور خود را به او تفویض می‌کند و او بهترین تدبیر را برای موکل خود به کار می‌بندد. خداوند بهترین وکیل است زیرا هم قدرت مطلق دارد، هم علم بی‌پایان و هم مهربان‌ترین است نسبت به بندگانش. بنابراین، هر کس خدا را وکیل خود قرار دهد، در پناه امنی قرار گرفته است. بیاییم در تمام امور زندگی، چه کوچک و چه بزرگ، این ذکر نورانی را زمزمه کنیم و با توکل بر خدا، بر همه دشواری‌ها فائق آییم.

 

 

 نظر دهید »

وعده‌های شیطان در برابر وعده‌های خدا

24 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

وعده‌های شیطان در برابر وعده‌های خدا

 الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ ۖ وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (سوره بقره، آیه ۲۶۸)

شیطان شما را (به هنگام انفاق) وعده فقر و تهیدستی می‌دهد و به کار زشت (و گناه) امر می‌کند؛ ولی خداوند از جانب خود به شما وعده آمرزش و فزونی (نعمت) می‌دهد، و خداوند گشایشگر داناست.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر نمونه و مجمع‌البیان):

این آیه یک میدان مبارزه آشکار میان دو جبهه حق و باطل را در ذهن و روح انسان ترسیم می‌کند.از یک سو، شیطان با وسوسه‌های خود، انسان را از انفاق و کمک به دیگران بازمی‌دارد. او در گوش انسان زمزمه می‌کند که اگر انفاق کنی، فقیر می‌شوی و نیازمندی‌های خودت و خانواده‌ات را از دست می‌دهی. سپس او را به کارهای زشت (فحشاء) مانند بخل، ترس و بی‌اعتمادی به خدا امر می‌کند. در مقابل، خداوند متعال وعده‌های پربرکتی به بندگان مؤمن می‌دهد: اول، “مغفرت” و آمرزش گناهان که با انفاق، روح انسان تزکیه می‌شود؛ دوم، “فضل” و فزونی نعمت که خداوند جایگزین مال انفاق شده می‌کند.

 

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به این نکته اشاره می‌کند که وعده‌های شیطان بر اساس ترس و تهدید است،در حالی که وعده‌های الهی بر اساس رحمت و فضل اوست. شیطان با استفاده از ضعف نفس انسان و دلبستگی او به دنیا، او را از خدا می‌ترساند، اما خداوند با یادآوری قدرت و وسعت رحمتش، آرامش و اطمینان را در دل مؤمن ایجاد می‌کند. این آیه نشان می‌دهد که منشأ بخل و ترس از فقر، وسوسه‌های شیطانی است و منشأ انفاق و سخاوت، ایمان به وعده‌های الهی. انسان در هر لحظه در حال انتخاب میان این دو مسیر است.

 

در عمل،این آیه یک قانون اقتصادی و معنوی را بیان می‌کند: هرچه انفاق کنی، برکت مال تو بیشتر می‌شود. تجربه مؤمنان و حتی تحقیقات علمی نشان داده است که سخاوت و بخشش، نه‌تنها فقر نمی‌آورد، بلکه باعث افزایش رزق و روزی و آرامش روانی می‌شود. در مقابل، بخل و ترس از فقر، انسان را در یک چرخه معیوب از اضطراب و تنگدستی گرفتار می‌کند. خداوند با صفت “واسع” (گشایشگر) و “علیم” (دانا) خود، تضمین کرده است که هم از نیاز بندگان آگاه است و هم راه گشایش را به آنان نشان خواهد داد.

 

 پیام نهایی آیه این است که ما باید مراقب وسوسه‌های درونی خود باشیم و تشخیص دهیم که کدام فکر از طرف شیطان و کدام از طرف فرشته الهام می‌شود.هرگاه در مسیر خیر و نیکوکاری، احساس ترس و دلهره کردیم، بدانیم که این وسوسه شیطان است و باید با توکل بر خدا و عمل به وعده‌های او، آن را از خود دور کنیم. انفاق و کمک به دیگران، نه‌تنها سرمایه ما را کم نمی‌کند، بلکه آن را در نزد خداوند برای آخرت ما ذخیره می‌کند و برکات دنیوی را نیز به همراه می‌آورد.

 

 

 نظر دهید »

دعای رزمندگان اسلام؛ درخواست صبر، ثبات قدم و نصرت الهی

24 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

دعای رزمندگان اسلام؛ درخواست صبر، ثبات قدم و نصرت الهی

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (سوره بقره، آیه ۲۵۰)

پروردگارا! بر ما صبر و شکیبایی فرو ریز، و قدم‌هایمان را استوار دار، و ما را بر گروه کافران پیروز گردان.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر نمونه و نور):

این آیه،فرازهایی از دعای پرهیزگاران و مجاهدان راه حق در برابر لشکر عظیم دشمن (طالوت و جالوت) است. آنان سه درخواست مهم از خداوند دارند: نخست، “صبر” که زیربنای تمام پیروزی‌هاست؛ صبری چنان گسترده و فراگیر که همچون باران از جانب خدا بر آنان نازل شود. دوم، “ثبات قدم” یعنی استقامت در میدان عمل و پرهیز از لغزش و فرار. آنان می‌دانند که ایمان بدون عمل و صبر بدون پایداری در میدان، نتیجه‌بخش نیست. سوم، “پیروزی بر دشمنان کافر” که هدف نهایی این جهاد و مبارزه است. این سه خواسته، نشان‌دهنده یک برنامه کامل برای پیروزی است: تقویت درون (صبر)، استواری در عمل (ثبات قدم)، و سپس کسب نتیجه مطلوب (نصرت).

 

تفسیر المیزان بر این نکته تأکید می‌کند که تعبیر"أَفْرِغْ” (فرو ریز) نشان‌دهنده نیاز شدید و استمرار صبر است. آنان صبر را نه به صورت مقطعی، بلکه به صورت یک جریان دائمی و فراگیر از خدا می‌خواهند. در جنگ‌های امروز زندگی، چه در برابر نفس اماره و چه در برابر دشمنان بیرونی، ما نیز به چنین صبر و استقامتی نیاز داریم. این دعا به ما می‌آموزد که نباید به توان خود مغرور شویم، بلکه باید همه چیز را از خدا بدانیم و از او بخواهیم که ما را در مسیر حق استوار بدارد. این تواضع در برابر خدا، رمز اصلی عزت و پیروزی مؤمنان است.

 

ثبات قدم تنها در میدان جنگ فیزیکی معنا ندارد،بلکه در جنگ نرم فرهنگی و اقتصادی نیز مصداق پیدا می‌کند. امروز دشمنان با ایجاد شبهات، ترویج فساد و فشار اقتصادی، سعی در لغزش مؤمنان دارند. دعای رزمندگان اسلام به ما یادآوری می‌کند که باید از خدا بخواهیم ما را در برابر این هجمه‌ها ثابت‌قدم بدارد. مؤمن واقعی کسی است که در برابر طوفان شبهات و وسوسه‌های شیطانی، زانو نزند و با توکل بر خدا، ایمان خود را حفظ کند. این آیه، منشور استقامت در تمام عرصه‌های زندگی است.

در پایان،این آیه نشان می‌دهد که پیروزی نهایی از آن حزب‌الله است، اما این پیروزی بدون بندگی و تضرع به درگاه الهی حاصل نمی‌شود. مؤمنان با این دعا، هم بندگی خود را ابراز می‌کنند و هم اعتماد به نفس خود را با یاد خدا گره می‌زنند. آنان یقین دارند که اگر خداوند صبر و ثبات قدمشان دهد، بر هر قدرتی پیروز خواهند شد. این درس بزرگ را باید از رزمندگان اسلام بیاموزیم و در زندگی روزمره خود جاری سازیم.

 

 

 نظر دهید »

صبر و نماز، دو بال پرواز به سوی آرامش

24 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

صبر و نماز، دو بال پرواز به سوی آرامش

وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ (سوره بقره، آیه ۴۵)

و از صبر و نماز یاری جویید.

 

تفسیر (برگرفته از تفسیر المیزان و نمونه):

خداوند متعال در این آیه شریفه،دو ابزار بسیار قدرتمند برای مقابله با مشکلات و سختی‌های زندگی به انسان معرفی می‌کند: صبر و نماز. صبر به معنای استقامت، خویشتن‌داری و پایداری در برابر ناملایمات است که باعث تقویت روحیه و قدرت تحمل انسان می‌شود. نماز نیز ارتباط عمیق بنده با خالق است که آرامش‌بخش دل‌ها و یادآور هدف والای آفرینش است. این دو در کنار هم، نیروی عظیمی را در وجود انسان ایجاد می‌کنند که او را از یأس و ناامیدی نجات داده و به سوی پیروزی سوق می‌دهند. در تفاسیر شیعه، صبر به اقسام مختلفی تقسیم می‌شود: صبر بر طاعت، صبر بر معصیت و صبر بر مصیبت، و همه اینها با مدد گرفتن از نماز و خشوع در برابر پروردگار حاصل می‌گردد.

 

در زندگی روزمره،هر فردی با چالش‌های متعددی از قبیل مشکلات مالی، غم از دست دادن عزیزان، بیماری یا ناملایمات اجتماعی روبرو می‌شود. آیه شریفه به ما می‌آموزد که به جای جزع و فزع یا توسل به روش‌های نادرست، از این دو نیروی الهی کمک بگیریم. صبر به ما صبر و تحمل می‌دهد تا طوفان‌های زندگی را پشت سر بگذاریم و نماز به ما امید و نورانیت می‌بخشد تا مسیر درست را گم نکنیم. امام صادق (ع) می‌فرمایند: “هرگاه به مصیبتی گرفتار شدی، وضو بگیر و به مسجد برو و نماز بخوان و آنچه از دست داده‌ای یاد مکن، زیرا خداوند تو را به صبر و نماز فرمان داده است.” این نشان‌دهنده تأثیر عملی این دو عنصر در کاهش آلام و افزایش توان مقابله است.

 

از منظر روانشناسی مدرن نیز،مفاهیم “صبر” و “نماز” با تکنیک‌های مدیریت استرس و افزایش تاب‌آوری همخوانی کامل دارد. صبر نوعی تنظیم هیجانی و رفتاری است که به فرد کمک می‌کند در شرایط بحرانی، تصمیمات عاقلانه‌تری بگیرد. نماز نیز با ایجاد تمرکز، ذکر و یاد خدا، باعث کاهش هورمون‌های استرس‌زا و افزایش احساس امنیت و آرامش درونی می‌شود. بنابراین، این آیه نه‌تنها یک دستور دینی، بلکه یک نسخه علمی و عملی برای داشتن زندگی سالم‌تر و موفق‌تر است. مؤمن با تکیه بر این دو بال، می‌تواند در اوج بحران‌ها نیز آرامش خود را حفظ کرده و از لغزش‌ها در امان بماند.

 

در نهایت،آیه ۴۵ بقره یک پیام جهانی برای تمام بشریت دارد: برای رسیدن به کمال و سعادت، باید از منابع لایزال الهی کمک گرفت. صبر و نماز، دریچه‌هایی به سوی عالم قدس هستند که انسان را از تنگنای مادیات رها ساخته و به اوج معنویت می‌رسانند. این آیه به ما می‌آموزد که در تمام امور زندگی، چه کوچک و چه بزرگ، این دو عنصر را فراموش نکنیم. با صبر، سختی‌ها را به آسانی تبدیل می‌کنیم و با نماز، قلب خود را به نور ایمان روشن می‌سازیم. بیایید این نسخه شفابخش الهی را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم.

 

 نظر دهید »

یک لحظه غفلت، یک عمر حسرت

24 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

یک لحظه غفلت، یک عمر حسرت

در تاریخ و روایات، نمونه‌های تلخی از کسانی داریم که تمام عمر را به نیکی گذراندند اما در لحظات پایانی، شیطان بر آنان چیره شد و همه چیز را بر باد داد. امیرالمؤمنین (ع) با بیان حدیث خود، ما را از چنین سرنوشتی برحذر می‌دارند.

 

حدیث محوری:

امام علی (ع):

«حَقِيقَةُ الشَّقَاءِ أَنْ يَخْتِمَ الْمَرْءُ عَمَلَهُ بِالشَّقَاءِ»

📚 خصال شیخ صدوق، ج۱، ص۵

📖 ترجمه: حقیقت بدبختی این است که انسان عمل دوران زندگی را به شقاوت ختم کند.

 

شرح مقام معظم رهبری:

«اگر عمل انسان خیر باشد امّا در نهایتِ امر برای انسان لغزشی به وجود بیاید و انحرافی حاصل بشود، آن وقت آنچه انجام گرفته است باطل و ضایع خواهد شد و سعی انسان بیهوده خواهد شد… غفلتها، قصورها، لغزشهای پیاپی در طول عمل نیک انسانی موجب میشود پایان کار انسان، پایان شقاوتمندی باشد.»

 

آیه مرتبط با حسرت‌آور بودن عاقبت بد:

«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا * الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا»

📚 سوره کهف، آیه ۱۰۳-۱۰۴

📖 ترجمه: بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه کنیم؟ [آنان] کسانی‌اند که کوشششان در زندگی دنیا تباه شده در حالی که می‌پندارند کار نیکو می‌کنند.

 

تحلیل:

این آیه دقیقاً هشدار می‌دهد که ممکن است انسان عمری تلاش کند اما در نهایت همه چیز تباه شود، چون بر اساس هدایت الهی نبوده یا در پایان از مسیر منحرف شده است. این بزرگترین حسرت قیامت است.

 

نتیجه‌گیری:

بیاییم همیشه از خداوند ثبات قدم و پایداری بر ایمان را مسئلت کنیم و هرگز خود را از لغزش‌های پایانی در امان نبینیم. تا زنده‌ایم، راه بازگشت باز است و تا نمرده‌ایم، خطر انحراف وجود دارد.

 

 نظر دهید »

سرنوشت را خود می‌سازیم؛ عاقبت محصول عمر است

24 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

سرنوشت را خود می‌سازیم؛ عاقبت محصول عمر است

آیا عاقبت انسان‌ها تصادفی رقم می‌خورد؟ آیا ممکن است کسی تمام عمر نیکی کند اما ناگهان در پایان منحرف شود؟ امیرالمؤمنین (ع) به این پرسش پاسخ می‌دهند و رهبر انقلاب آن را به زیبایی تبیین می‌کنند که عاقبت، بی‌حساب و کتاب نیست؛ خود انسان زمینه‌های آن را فراهم می‌کند.

 

حدیث محوری:

امام علی (ع):

«حَقِيقَةُ السَّعَادَةِ أَنْ يَخْتِمَ الرَّجُلُ عَمَلَهُ بِالسَّعَادَةِ وَ حَقِيقَةُ الشَّقَاءِ أَنْ يَخْتِمَ الْمَرْءُ عَمَلَهُ بِالشَّقَاءِ»

📚 خصال شیخ صدوق، ج۱، ص۵

 

شرح مقام معظم رهبری:

«البته باید توجه داشت که خود این خاتمه‌ی عمل و پایان عمل به میزان زیادی معلول طول عمل در دوران حیات است؛ یعنی این‌جور بی‌حساب‌و‌کتاب نیست که فرض کنیم یک نفری همه‌ی عمر را به کار نیک بگذراند، بعد ناگهان منحرف بشود… در طول زندگی، خود انسان است که عوامل ختم به خیر را یا عوامل ختم به شر را فراهم میکند. گاهی انسان در یک فضا و محیطی است که جهت او را حرکت سعادت‌آمیز ترسیم نمی‌کند امّا خود انسان همّتی دارد، اراده‌ای دارد، صفات خوبی دارد، گذشتی دارد که اینها انسان را نجات می‌دهد در پایان امر.»

 

آیه مرتبط با پاداش حسنات:

«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ»

📚 سوره یونس، آیه ۹

📖 ترجمه: کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، پروردگارشان به پاس ایمانشان آنان را هدایت می‌کند؛ از زیر [قصرهای] آنان در بهشت‌های پرنعمت، جویبارها روان است.

 

تحلیل:

عاقبت به خیری، تصادف نیست؛ نتیجه یک عمر تمرین بندگی، انتخاب‌های درست، مقاومت در برابر وسوسه‌ها و پایداری بر ایمان است. آنان که در لحظات پایانی می‌لغزند، نشان می‌دهند که ریشه‌های ایمان در دلشان سست بوده است. پس بیاییم امروز برای فردای خود سرمایه‌گذاری کنیم.

 

نتیجه‌گیری:

اگر عاقبت نیک می‌خواهیم، باید از همین لحظه مراقب اعمال، نیت‌ها و انتخاب‌های خود باشیم. هر قدمی که امروز برمی‌داریم، مسیر پایان ما را هموار می‌کند.

 نظر دهید »

سعادت حقیقی؛ پایانی خوش برای یک عمر تلاش

24 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

سعادت حقیقی؛ پایانی خوش برای یک عمر تلاش

همه انسان‌ها در پی سعادت هستند، اما سعادت حقیقی چیست؟ آیا به انباشتن ثروت است؟ به رسیدن به مقام؟ یا به سال‌ها عبادت و بندگی؟ امیرالمؤمنین علی (ع) در یک جمله کوتاه اما عمیق، حقیقت سعادت را برای ما روشن می‌کنند: سعادت واقعی به پایان کار بستگی دارد، نه به میانة آن.

قال أمیرالمؤمنین علیه السلام:

«حَقِيقَةُ السَّعَادَةِ أَنْ يَخْتِمَ الرَّجُلُ عَمَلَهُ بِالسَّعَادَةِ وَ حَقِيقَةُ الشَّقَاءِ أَنْ يَخْتِمَ الْمَرْءُ عَمَلَهُ بِالشَّقَاءِ»

📚 خصال شیخ صدوق، ج۱، ص۵

📖 ترجمه: حقیقت سعادت این است که انسان عمل خود را با سعادت پایان ببخشد، و حقیقت بدبختی و شقاوت این است که انسان عمل دوران زندگی را به شقاوت ختم کند.

 

شرح مقام معظم رهبری:

ایشان در تبیین این حدیث می‌فرمایند:

«اگر عمل انسان یعنی مجموع عمل طول زندگی انسان ختم به خیر و ختم به سعادت نشود، انسان سعادتمند نیست… اگر عمل انسان خیر باشد امّا در نهایتِ امر برای انسان لغزشی به وجود بیاید و انحرافی حاصل بشود، آن وقت آنچه انجام گرفته است باطل و ضایع خواهد شد و سعی انسان بیهوده خواهد شد.»

 

آیه مرتبط با اهمیت عاقبت:

خداوند در قرآن می‌فرماید:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»

📚 سوره آل عمران، آیه ۱۰۲

📖 ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، آن‌گونه که حق تقواست از خدا پروا کنید و نمیرید جز در حالی که مسلمان باشید.

 

نتیجه‌گیری:

سعادت واقعی در گرو پایانی نیکوست. چه بسیارند کسانی که سال‌ها در مسیر حق گام برداشتند اما در لحظات پایانی لغزیدند و همه چیز را از دست دادند. بیاییم همواره از خداوند حسن عاقبت مسئلت کنیم و بدانیم که تا آخرین لحظه، راه بازگشت و خطر انحراف وجود دارد.

 نظر دهید »

نسخه امام علی(ع) برای شستشوی فوری گناه

23 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

نسخه امام علی(ع) برای شستشوی فوری گناه

امام علی(علیه‌السلام) فرمودند:

«إنْ قارَفْتَ سَيّئةً فعَجِّلْ مَحْوَها بالتَّوبةِ»

«هرگاه گناهی مرتکب شدی،به محو آن با توبه بشتاب.»

(بحار الأنوار، ج ۷۷، ص ۲۰۸، ح ۱)

 

🧠 تفسیر کوتاه

 

این کلام طلایی امیرالمؤمنین(ع) نسخه‌ای فوری و عملی برای درمان گناه است:

 

۱. پذیرش واقعیت خطا:

امام(ع)نمی‌فرماید «گناه نکن»؛ بلکه می‌فرماید «اگر گناه کردی…». این یعنی معصوم(ع) به عنوان طبیب روح، واقع‌گراست و می‌داند انسان ممکن است لغزش پیدا کند. مهم، تداوم بر گناه نیست، بلکه شتاب در جبران است.

 

۲. دو واژه کلیدی:

 

· «قارَفْتَ»: به معنای آمیخته شدن و تماس گرفتن با گناه است؛ گویی گناه مانند آلودگی به انسان می‌چسبد.

· «مَحْوَها»: محو کردن یعنی نابود کردن اثر، پاک کردن ردّ گناه از صفحه عمل و نامه اعمال.

 

۳. چرا عجله؟

چون گناه مانند زخمی است که اگر سریع درمان نشود،عفونت می‌کند، گسترش می‌یابد و درمانش سخت‌تر می‌شود. تأخیر در توبه، قساوت قلب می‌آورد و گناه را در روح تثبیت می‌کند.

 

۴. محو گناه با توبه:

توبه فقط«پشیمانی» نیست؛ توبه یعنی:

 

· پشیمانی قلبی

· ترک فوری گناه

· تصمیم بر بازگشت نکردن

· جبران حق‌الله و حق‌الناس

 نظر دهید »

فرصت طلایی پس از گناه: شتاب در توبه

23 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

فرصت طلایی پس از گناه: شتاب در توبه

امیرالمؤمنین علی(ع) در جمله‌ای کوتاه، یکی از مهم‌ترین مهارت‌های زندگی مؤمنانه را به ما می‌آموزند: «اگر گناهی مرتکب شدی، در محو آن با توبه شتاب کن.»

 

🔸 گناه؛ آلودگی روح است نه پایان راه

 

تصور نکنید اگر گناه کردید، همه چیز تمام شده است. شیطان می‌خواهد شما را به یأس بکشاند؛ اما خداوند درِ بازگشت را همیشه باز گذاشته است. امام علی(ع) نمی‌گوید «گناه مکن»، می‌گوید «اگر کردی، فوری جبران کن».

 

مثل طبیب حاذق: پزشک به بیمار نمی‌گوید «مریض نشو»، می‌گوید «اگر علائمی دیدی، زود درمان کن». تأخیر، بیماری را مزمن می‌کند.

 

🔸 چرا عجله؟ پنج خطر تأخیر در توبه

 

۱. تثبیت گناه: هر بار که گناه را تکرار می‌کنی، رد عمیق‌تری بر روح و جانت می‌نشیند.

 

۲. قساوت قلب: گناهِ تأخیرانداخته‌شده، قلب را سخت می‌کند و حس گناه‌آگاهی را می‌کُشد.

 

۳. جرأت بر گناهان بزرگ‌تر: کسی که برای گناه کوچک توبه نمی‌کند، کم‌کم به گناه بزرگ جرات پیدا می‌کند.

 

۴. از دست دادن فرصت: نمی‌دانی فردا زنده‌ای یا نه. توبه را به «بعد» موکول نکن.

 

۵. تبدیل گناه به عادت: تکرار، گناه را به رفتار روزمره تبدیل می‌کند و ترک عادت، محال می‌شود.

 

🔸 توبه؛ نه فقط پشیمانی، بلکه محو کردن

 

امام(ع) از واژه «مَحْو» استفاده می‌کند. محو، یعنی پاک کردن کامل اثر. مثل نوشته‌ای با مداد که با پاک‌کن ناپدید می‌شود.

 

توبه واقعی مراحلش:

۱.ندامت قلبی: دل بسوزد و از کرده خود شرمنده شود.

۲.ترک فوری: همین حالا گناه را رها کند.

۳.جبران: اگر حق‌الناس است، به صاحبش برگرداند؛ اگر حق‌الله است، قضا کند.

۴.تصمیم جدی: عزم راسخ بر تکرار نکردن.

 

🔸 پزشکان روح؛ معصومین(ع) و نسخه توبه

 

ائمه اطهار(ع) خود اسوه توبه‌کنندگان بودند. امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه می‌فرماید:

«الهی،آیا مرا به آتش می‌سوزانی پس از آنکه به وحدانیتت اقرار کرده‌ام؟!»

این حالِتوبه‌کننده واقعی است؛ نه یأس، نه غرور، بلکه امید به رحمت.

 

🔸 راهکارهای عملی برای توبه سریع

 

✅ بلافاصله وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان.

✅بگو: «استغفرالله ربی و اتوب الیه» با حضور قلب.

✅اگر حق کسی را ضایع کرده‌ای، پیامک بزن یا تماس بگیر و حلالیت بطلب.

✅یک کار خیر فوری انجام بده؛ صدقه بده، صلوات بفرست.

✅در دلت با خدا عهد کن که دیگر سراغ آن گناه نروی.

 

🔸 توبه فوری، نشانه ایمان قوی است

 

برخی فکر می‌کنند کسی که گناه می‌کند و سریع توبه می‌کند، بی‌غیرت دینی است! اما این تفکر غلط است. امام علی(ع) که اسوه تقواست، ما را به این «عجله ممدوح» دعوت می‌کند.

 

مؤمن ممکن است بلغزد، اما مؤمنِ مؤمن، فوری بلند می‌شود. خاک لباسش را می‌تکاند و با شتاب به راه ادامه می‌دهد.

 نظر دهید »

ثمرات اجتماع علم و حلم در زندگی فردی و اجتماعی

23 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

چه زیباست انسانی که هم از نور علم بهره‌مند است و هم از سنگینیِوقار حلم. چنین کسی در طوفان‌های زندگی استوار می‌ماند، تصمیماتش سنجیده است و تأثیر کلامش نافذ. پیامبر اکرم (ص) این اجتماع را برترین اجتماع دو خصلت معرفی کرده‌اند.

 

حدیث محوری:

رسول خدا(ص):

«مَا جُمِعَشَيْءٌ إِلَى شَيْءٍ أَفْضَلُ مِنْ حِلْمٍ إِلَى عِلْمٍ».

📚خصال شیخ صدوق، ج۱، ص۴

 

شرح مقام معظم رهبری:

«اگر علم در کسی بود و با حلم هم آمیخته شد،آن وقت این دو چیز ارزشمند، مکمل یکدیگر هستند… آن وقت انسان معنای این جمله را می‌فهمد که ما جمع شيء إلى شيء أفضل من حلم إلى علم».

 

آیه مرتبط با تأثیر علم همراه با حلم:

خداوند به پیامبرش می‌فرماید:

«فَبِمَا رَحْمَةٍمِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ»

📚سوره آل عمران، آیه ۱۵۹

📖ترجمه: پس به [برکت] رحمت الهی با آنان نرمخو [و پرمهر] شدی، و اگر تندخو و سختدل بودی قطعاً از پیرامون تو پراکنده می‌شدند.

 

ثمرات اجتماع علم و حلم:

1️⃣تصمیم‌گیری عاقلانه: انسانِ عالمِ حلیم، شتاب‌زده و هیجانی تصمیم نمی‌گیرد.

2️⃣تأثیرگذاری بر دیگران: مردم به کسی که هم داناست هم بردبار، اعتماد و دل می‌بندند.

3️⃣پایداری در مسیر حق: نه شادی‌ها او را از مسیر منحرف می‌کند و نه خشم‌ها.

4️⃣عزت حقیقی: خداوند به کسی که علم و حلم را جمع کند، عزتی می‌دهد که با هیچ قدرتی قابل زوال نیست.

 

نتیجه‌گیری:

بیاییم از خدا علم نافع و حلمِکامل مسئلت کنیم. پیامبر (ص) اسوه کامل این اجتماع بودند؛ هم عالم‌ترین و هم حلیم‌ترین. ما نیز اگر خواهان عزت و تأثیرگذاری مثبت هستیم، راهی جز اتصال به این دو بال نورانی نداریم.

 نظر دهید »

علم بی‌حلم؛ از شاگردی علم تا مستی غرور

23 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

علم بی‌حلم؛ از شاگردی علم تا مستی غرور

علم ارزشمندترین گوهر وجود انسان است؛اما همین گوهر اگر در قابِ حلم قرار نگیرد، به ابزاری برای خودبینی و انحراف تبدیل می‌شود. تاریخ گواهی می‌دهد که برخی از صاحبان علم، به دلیل نداشتن حلم، به ورطه‌هایی افتادند که عوامِ محض از آن پرهیز دارند.

 

حدیث محوری با سوگند نبوی:

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ: وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ، مَا جُمِعَ شَيْءٌ إِلَى شَيْءٍ أَفْضَلُ مِنْ حِلْمٍ إِلَى عِلْمٍ».

📚خصال شیخ صدوق، ج۱، ص۴

📖 سوگند به کسی که جانم در دست اوست، هیچ چیزی با چیزی جمع نشده که برتر از حلم با علم باشد.

 

شرح مقام معظم رهبری:

ایشان درباره غرور علمی می‌فرمایند:«یکی از چیزهایی که انسان را به غرور و استغنا می‌رساند، علم است… بعضی از طلاب سابق وقتی مسئله علمی برایشان حل می‌شد می‌گفتند: أین ابناء السلاطین؟ شازده‌های دنیا کجایند که ببینند ما در چه رتبه‌ای هستیم!… همین غرور انسان را به حرکات نابجا میکشاند و در وادی‌هایی که عوام محض است وارد میشود و اظهار نظر میکند».

 

آیه مرتبط با خطر خودبینی:

«أَفَمَنْزُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا…»

📚سوره فاطر، آیه ۸

📖ترجمه: آیا کسی که کردار بدش برای او آراسته شده و آن را نیکو می‌بیند (مانند کسی است که حقیقت را می‌بیند)؟

 

نتیجه‌گیری:

علم بدون حلم،انسان را از دیدن عیوب خود نابینا می‌کند. گاه یک مسئله علمیِ حل‌شده آنچنان کبری ایجاد می‌کند که عالم خود را بی‌نیاز از دیگران و حتی خدا می‌پندارد. حلم همان سنگِ وزینی است که بالِ سبک علم را از پرتاب شدن به ورطه غرور بازمی‌دارد.

 نظر دهید »

حلم؛ وزنه تعادل علم در طوفانهای زندگی

23 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

حلم؛ وزنه تعادل علم در طوفانهای زندگی

در میان انبوه صفات نیکوی انسانی،دو خصلت «علم» و «حلم» جایگاه ویژهای دارند. پیامبر اکرم (ص) در حدیثی نورانی، اجتماع این دو را برترین اجتماعِ دو صفت در وجود انسان معرفی میکنند. اما حلم به چه معناست و چرا چنین جایگاهی در کنار علم دارد؟

قال رسول الله(ص):

«مَا جُمِعَشَيْءٌ إِلَى شَيْءٍ أَفْضَلُ مِنْ حِلْمٍ إِلَى عِلْمٍ».

📚منبع: خصال شیخ صدوق، ج۱، ص۴

📖ترجمه: هیچ چیزی با چیز دیگری جمع نشده که برتر از حلم با علم باشد.

 

شرح حدیث از بیانات مقام معظم رهبری:

رهبر انقلاب در تبیین این حدیث می‌فرمایند:«حلم یعنی آن حالت ظرفیت و عمق روحی و اخلاقی انسان که موجب میشود تلاطم‌های مختلف روحی او را تکان ندهد… انسانِ حلیم در برابر خشم، شادی‌های افراطی، غرور مقام و حتی شعف ناشی از علم، تعادل خود را از دست نمیدهد».

 

آیه مرتبط با حلم:

خداوند در وصف بندگان ویژهاش می‌فرماید:

«وَعِبَادُالرَّحْمَٰنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا»

📚سوره فرقان، آیه ۶۳

📖ترجمه: و بندگان خدای رحمان کسانی‌اند که روی زمین به نرمی و فروتنی راه می‌روند و چون نادانان ایشان را مخاطب سازند، به ملایمت و سلام گویند.

 

نتیجه‌گیری:

علم به تنهایی میتواند نور باشد،اما اگر با حلم همراه نشود، گاه به آتشی تبدیل میشود که صاحب خود را می‌سوزاند. حلم مانند وزنه‌ای است که بالِ سبک علم را مهار میکند تا پروازی هدفمند و سالم داشته باشد.

 نظر دهید »

تنها نسخه‌ی نجات‌بخش جوامع بشری

23 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

تنها نسخه‌ی نجات‌بخش جوامع بشری

 

امیرالمؤمنین علی(ع) در کلامی کوتاه اما عمیق فرمودند: «در عدالت، اقتدا کردن به سنّت خدا و پایداری دولت‌هاست.» این جمله، یک نظریه کامل سیاسی، اجتماعی و الهی را در خود جای داده است.

 

🔸 عدالت؛ نه یک انتخاب، بلکه یک سنت تکوینی

 

خداوند جهان را بر اساس عدل آفرید. در نظام آفرینش، هر چیز در جای خود قرار گرفته است. خورشید به اندازه نور می‌دهد، زمین به اندازه باران می‌گیرد، و شب و روز به اندازه طول می‌کشند. این «سنت الله» است.

 

امام علی(ع) می‌فرماید: اگر می‌خواهی در مسیر خدا حرکت کنی، راهش عدالت است. عدالت یعنی «وضع کل شیء موضعه»؛ هر چیزی را در جای خود نهادن. پس:

 

· عدالت در حکومت → اعطای حقوق به مردم

· عدالت در قضاوت → داوری بر اساس حق

· عدالت در اقتصاد → توزیع عادلانه ثروت

· عدالت در خانواده → رعایت حقوق همسر و فرزندان

 

🔸 ثبات دولت‌ها در گرو عدالت است

 

امام(ع) با صراحت اعلام می‌کند که پایداری دولت‌ها در گرو عدالت است. این یک قانون تغییرناپذیر تاریخی است:

 

📌 نگاه به گذشته:

 

· حکومت‌هایی که بر ظلم استوار بودند، سقوط کردند (فرعون، نمرود، ستمگران تاریخ)

· حکومت‌هایی که عدالت را مبنای کار خود قرار دادند، ماندگار شدند و در تاریخ به نیکی یاد می‌شوند

 

📌 نگاه به صدر اسلام:

 

· پیامبر(ص) با عدالت، جامعه‌ای متحد ساخت

· امام علی(ع) در دوران کوتاه حکومتش، چنان عدالتی برپا کرد که تا ابد الگو شد

· انحراف از عدالت، عامل اصلی بسیاری از انشعابات و نابسامانی‌ها در تاریخ اسلام بود

 

🔸 عدالت؛ خواسته فطری بشر

 

انسان‌ها به طور طبیعی از بی‌عدالتی بیزارند و عدالت‌خواهی در فطرت آنان نهادینه شده است. هر حکومتی که به این خواسته فطری پاسخ دهد، محبوب مردم می‌شود و پایدار می‌ماند. هر حکومتی که بی‌عدالتی کند، دیر یا زود با خشم عمومی روبه‌رو خواهد شد.

 

🔸 عدالت در مکتب علوی؛ الگویی برای امروز

 

امام علی(ع) در دوران حکومت خود، عملی ترین الگوی عدالت را به نمایش گذاشت:

 

· خود و خانواده‌اش از بیت‌المال بیش از کم‌ترین افراد استفاده نمی‌کردند

· فرماندارانش را موظف کرده بود مانند مردم عادی زندگی کنند

· قاضی را تحت هیچ فشاری برای تغییر حکم قرار نمی‌داد

· غیرمسلمانان نیز در پناه حکومت او از امنیت و حقوق برابر برخوردار بودند

 

🔸 پیام امروز حدیث برای ما

 

در دنیای معاصر که نظام‌های سیاسی مختلف مدعی مردمسالاری و رفاه‌اند، این حدیث به ما می‌گوید:

 

✅ جامعه اسلامی بدون عدالت، جامعه اسلامی نیست.

✅حکومت دینی بدون عدالت، اعتبار خود را از دست می‌دهد.

✅مقاومت و پایداری یک نظام، مرهون میزان تحقق عدالت در آن است.

✅مردم تا زمانی که عدالت را در عمل ببینند، از نظام خود حمایت می‌کنند.

 

📌 نتیجه:

عدالت،نه یک شعار ایدئولوژیک، بلکه یک راهبرد بقا است. هر حاکم و هر دولتی که خواهان ثبات و ماندگاری است، چاره‌ای جز تمسک به عدالت ندارد. این سنت الهی است و سنت خدا تغییرپذیر نیست.

 نظر دهید »

عدالت؛ قانون فراموش‌شده‌ی بقای قدرت! تحلیل حدیث امام علی(ع) درباره رمز پایداری دولت‌ها

23 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

عدالت؛ قانون فراموش‌شده‌ی بقای قدرت! تحلیل حدیث امام علی(ع) درباره رمز پایداری دولت‌ها

عدالت؛ سنت الهی و ضمانت بقای دولت‌ها

 

امام علی(علیه‌السلام) فرمودند:

«في العَدلِ الاقتِداءُ بِسُنَّةِ اللّهِ و ثَباتُ الدُّوَلِ»

«در عدالت،اقتدا کردن به سنّت خدا و پایداری دولت‌هاست.»

(غرر الحکم، ح ۶۴۹۶)

🧠 تفسیر کوتاه

 

این کلام نورانی امیرالمؤمنین(ع) یکی از مهم‌ترین قوانین حاکم بر جوامع بشری را بیان می‌کند:

 

۱. عدالت؛ سنت تغییرناپذیر الهی:

خداوند متعال جهان را بر پایه عدل آفریده است.«قامت السموات و الارض بالقسط». هر جامعه‌ای که به عدالت رفتار کند، در مسیر سنت الهی گام برداشته و از قوانین تکوینی خداوند تبعیت کرده است.

 

۲. عدالت؛ رمز پایداری دولت‌ها:

امام(ع)رابطه‌ای مستقیم و انکارناپذیر بین «عدالت» و «ثبات دولت‌ها» برقرار می‌کنند. تاریخ گواهی می‌دهد که ظلم، زوال‌آور و عدالت، بقاآفرین است. هیچ حکومتی بدون عدالت دوام نیاورده و هیچ جامعه‌ای با ظلم به سعادت نرسیده است.

 

۳. دو بُعد فردی و اجتماعی:

این حدیث تنها به عدالت فردی نظر ندارد،بلکه عدالت در ساختار حکومت، قضاوت، توزیع منابع و رفتار با مردم را شامل می‌شود. عدالت، گمشده‌ی بشریت و خواسته‌ی فطری همه انسان‌هاست.

 

 نظر دهید »

۲۲ بهمن ۱۴۰۴؛ روزی که مردم جهان را خاضع کردند

23 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

۲۲ بهمن ۱۴۰۴؛ روزی که مردم جهان را خاضع کردندروزنامه «صدای ایران»

در سرمقاله شماره جدید خود، حماسه حضور ملت ایران در راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ را اینگونه توصیف کرده است:

🔹 حضور مردم در سراسر کشور افزایشی چشمگیر و ملموس نسبت به سال‌های قبل داشته است.

🔹 این حضور پرشور در حالی رقم خورد که دشمن با تهدید نظامی و ناوگان جنگی خود به میدان آمده بود.

🔹 مردم با وجود گلایه‌های به‌حق از مشکلات معیشتی، میدان را خالی نکردند و پیام بازدارندگی و ایستادگی صادر کردند.

🔹 رهبر انقلاب دو روز پیش از راهپیمایی فرمودند: «امیدواریم ۲۲ بهمن امسال شکوه ملت ایران را مضاعف کند و قدرتها را در مقابل ملت ایران خاضع گرداند.»

🔹 ملت به این فراخوان لبیک گفت و برگ زرین دیگری بر کارنامه خود افزود.راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ را می‌توان در چهارچوب مفاهیم عمیق شیعی تحلیل کرد:

 

۱. «وفاداری به عهد» به مثابه عبادت

امام صادق(ع) فرمودند: «لاتنظروا إلی کثرة صلاتهم و صومهم، و لکن انظروا إلی صدق الحدیث و أداء الأمانة» (به زیادی نماز و روزه مردم نگاه نکنید، به راستگویی و امانتداریشان بنگرید). ملت ایران با حضور خود نشان داد به عهد ۴۷ ساله با انقلاب و امام و شهدا وفادار مانده است.

 

۲. «بازدارندگیِ مردمی»؛ مصداق جهاد فی سبیل‌الله

پیامبر(ص): «من جاهدهم بیده فهو مؤمن». امروز که تهدید دشمن به میدان آمده، حضور در خیابان نوعی جهاد با دست است؛ اعلام آمادگی برای دفاع از حرمت و تمامیت ارضی کشور. این همان «قوّاد أهل الجنة» شدن است.

 

۳. «حضور با گِله»؛ الگوی حسینی

امام حسین(ع) در عاشورا از بی‌وفایی کوفیان گله داشت، اما هرگز از هدفش دست نکشید. مردم ایران نیز از مشکلات معیشتی گله‌مندند، اما این گِله را به پای صندوق رأی و راهپیمایی نمی‌آورند؛ نشان می‌دهند که اعتراض به مسئولان با دفاع از انقلاب تنافی ندارد.

 

۴. «خضوع و خشوع قدرتها»؛ سنت الهی

رهبر انقلاب از «خضوع و خشوع قدرتها» در مقابل ملت ایران سخن گفت. این همان وعده قرآن است: «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ» (عزت از آن خدا و رسول و مؤمنان است). ملت مؤمن ایران امروز تجلی‌گاه این عزت الهی بود.

 نظر دهید »

پیام بازدارندگیِ مردمی: از زبان گِله تا مشت گره‌کرده

23 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

پیام بازدارندگیِ مردمی: از زبان گِله تا مشت گره‌کرده ایستادگی؛ میراثی که ۴۷ سال است از خیابان‌ها می‌گذرد

 

دیروز تهران و شیراز و مشهد و اصفهان و تبریز و کرمان و صدها شهر دیگر ایران یک صدا شد. نه با فرمان، نه با اجبار؛ با یک «لبّیک» به فراخوان مردی که دو روز قبل گفته بود: «امیدواریم ۲۲ بهمن امسال شکوه ملت ایران را مضاعف کند و قدرتها را در مقابل ملت ایران خاضع گرداند.»

 

و اینچنین شد. قدرتها خاضع شدند. نه به زور موشک، نه با تهدید ناو. بلکه با حضور پابرهنه‌گان.

🔸 مردم چه گفتند؟

 

آنها که از گرانی و تورم و بیکاری گِله دارند، آمدند. آنها که از وعده‌های عمل‌نشده خسته‌اند، آمدند. آنها که چشم انتظار فردایی بهترند، آمدند. آمدند تا به دشمن بگویند: «شما را با ما کاری نیست؛ حساب ما با مسئولانمان جداست، اما وطنمان را به هیچ کس نمی‌دهیم.»

 

این دقیقاً همان «وفاداریِ نقادانه» است که امام علی(ع) از یارانش می‌خواست: «لا یرون الناقم علینا إلا حقاً» (در عین انتقاد، از بیعت خارج نمی‌شوند).

🔸 چرا افزایش حضور؟

 

آمریکا چند هفته پیش ناوهای خود را به منطقه گسیل کرد. صهیونیسم دهان به تهدید گشود. برخی تحلیلگران داخلی و خارجی از کاهش حضور در ۲۲ بهمن سخن می‌گفتند. اما نتیجه عکس شد. مردم ایران ثابت کردند: تهدید، ما را متحدتر می‌کند.

 

رسانه‌های معاند در ۲۲ دی گذشته چشم بر حضور میلیونی بستند. امروز اما تصاویر آنچنان خیره‌کننده بود که نتوانستند انکار کنند. یک خبرنگار خارجی در تهران نوشت: «امروز فهمیدم چرا این انقلاب ۴۷ ساله شد.»

🔸 بازدارندگیِ مردم‌پایه

 

رهبر انقلاب سال‌هاست بر «بازدارندگیِ مردم‌پایه» تأکید دارند. بازدارندگی فقط به موشک‌های دوربرد نیست. مهم‌تر از موشک، روحیه ایستادگی است. دشمن می‌داند با ایرانی که زن و مرد و پیر و جوانش برای امنیت کشور به خیابان می‌آید، نمی‌توان با بمب و تحریم مقابله کرد.

 

اینجاست که پیامبر اسلام(ص) معنای «راهبران بهشت» بودن مجاهدان را عینی می‌کند. هر قدمی که امروز در مسیر راهپیمایی برداشته شد، قدمی به سوی بهشت بود؛ قدمی برای خضوع قدرت‌های مستکبر.

🔸 پیام به جهان

 

ملت ایران امروز به همه مستضعفان عالم گفت: «هیهات منا الذلة» شعار نیست، سبک زندگی است.

به مستکبران گفت: «کیدکم مردود» نه از روی خوش‌بینی، که از سر یقین.

به هم‌سایگان گفت: «ایران قوی است، اما تهدیدتان نمی‌کند؛ ایران خواهان صلح و عزت است.»

📌 سخن آخر:

 

بیست‌ودوم بهمن ۱۴۰۴ را نه فقط به عنوان یک راهپیمایی، بلکه به عنوان «مظهر ایستادگی» در تاریخ ثبت کردند. مردمی که ۴۷ سال است در تحریم و فشار نفس می‌کشند، اما نفس‌هایشان هنوز بوی انقلاب می‌دهد.

این وفاداری، توشه‌ای است برای قیامت که به فرموده امام سجاد(ع): «هر کس آبروی مسلمانی را حفظ کند، خدا از لغزشش می‌گذرد.» این مردم آبروی اسلام و ایران را حفظ کردند؛ پس امید بخشش دارند.

 نظر دهید »

هنر تبدیل مشکلات به معراج در حدیث پیامبر

22 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

هنر تبدیل مشکلات به معراج در حدیث پیامبر 

در زندگی پرچالش امروز، بیماری، فشار اقتصادی، ناکامی‌ها و سختی‌های روابط، گاهی چنان سنگین به نظر می‌رسند که انسان را از پا درمی‌آورند. در این مواقع، نگاه پیامبر اسلام(ص) به مفهوم «بلا» مانند چراغی روشنگر است. ایشان فرمودند: «خداوند بنده مؤمن خود را با بلا تغذیه می‌کند، همچنان که مادر، فرزند خود را با شیر تغذیه می‌کند.»

 

این نگاه، بازی را کاملاً عوض می‌کند. از دید یک مؤمن، مشکلات دیگر «مزاحم» زندگی نیستند، بلکه «ماده اولیه رشد» هستند. اما این تغذیه چگونه عمل می‌کند؟

 

۱. پاک‌سازی و تصفیه: شیر مادر، کودک را از بسیاری بیماری‌ها ایمن می‌کند. بلایا نیز روح را از آلودگی‌هایی مانند تعلق زیاد به دنیا، اعتماد به نفس کاذب و غفلت پاک می‌کنند. سختی‌ها آینه‌ای هستند که ضعف‌های درونی ما را به خودمان نشان می‌دهند و زمینه توبه و بازگشت را فراهم می‌کنند.

 

۲. تقویت رابطه با خدا: لحظات سخت، زمانی است که انسان فریاد «یا الله» سر می‌دهد. این فریاد، همان ارتباط مستقیم و بی‌واسطه با خالق است. وقتی همه درها بسته می‌شود، تنها درگاه خداوند باز می‌ماند و این، بزرگ‌ترین دستاورد معنوی یک بلاست.

 

۳. شکوفایی استعدادهای پنهان: انسان در راحتی، تنها از بخش کوچکی از توانایی‌هایش استفاده می‌کند. بلا مانند یک مربی سختگیر، ما را وادار می‌کند تا صبر، مقاومت، توکل و تدبیرهایی را در خود کشف و پرورش دهیم که در حالت عادی هرگز به سراغ آن‌ها نمی‌رویم.

 

۴. ایجاد همدلی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی: کسی که طعم فقر یا درد را چشیده باشد، بهتر می‌تواند با محرومان همدلی کند. بلایا، قلب مؤمن را نرم و نسبت به درد دیگران حساس می‌کنند و این، اساس کار خیر و خدمت‌رسانی در جامعه است.

 

نتیجه‌گیری عملی:

نگاه اسلام به بلا،نگاهی فعال و امیدبخش است. این دیدگاه به ما نمی‌گوید که در برابر مشکلات منفعل باشیم و هیچ تلاشی برای رفع آن نکنیم. بلکه به ما می‌آموزد که ضمن تلاش برای حل مشکلات دنیوی، بعد معنوی و تربیتی آن را نیز ببینیم و از آن برای پرواز روح خود استفاده کنیم.

 

بیاییم این هنر را در خود پرورش دهیم: هنر تبدیدل بلایا به معراج روح.

 نظر دهید »

معمای استجابت دعا: پنج کلید طلایی از نگاه اهل‌بیت(ع)

22 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

معمای استجابت دعا: پنج کلید طلایی از نگاه اهل‌بیت(ع)

چرا گاهی دعاهایمان مستجاب نمی‌شود؟ آیا شرایط خاصی لازم است؟ سؤالی که همواره ذهن مؤمنان را به خود مشغول کرده است. با بررسی عمیق روایات و آیات، به پنج اصل کلیدی می‌رسیم که نقشه کاملی از مسئله استجابت دعا ارائه می‌دهد.

🔑 کلید اول: دعا، وسیله‌ای در مدار حکمت الهی

دعا هرگز تغییر‌دهنده حکمت الهی نیست. بلکه وسیله‌ای است که در چارچوب همان حکمت اثر می‌کند. مانند بارانی که در فصل مناسب و بر زمین مستعد می‌بارد. دعا زمینه را برای نزول برکاتی فراهم می‌کند که در نظام حکیمانه جهان پیش‌بینی شده است.

⚖️ کلید دوم: رابطه دوطرفه با خالق

امام صادق(ع) رابطه با خدا را عهدی دوطرفه معرفی می‌کنند. ما وقتی می‌توانیم انتظار داشته باشیم خدا در کارمان دخالت کند که ما در کار او باشیم. این همان معنای آیه «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ» است.

چه چیزهایی “کار خدا” است؟

· انجام واجبات

 

· ترک محرمات

 

· رعایت حقوق مردم

 

· عمل به توصیه‌های اخلاقی دین

🆘 کلید سوم: معجزه اضطرار

حالت اضطرار یک استثنای مهم است. وقتی انسان احساس می‌کند:

· همه راه‌ها بسته است

 

· هیچ پناهی جز خدا ندارد

 

· از اعماق وجود فریاد می‌زند

در این حالت، اجابت سریع‌تر و مستقیم‌تر صورت می‌گیرد. این همان معنی آیه «أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ» است.

🌊 کلید چهارم: اقیانوس بی‌کران رحمت

شواهد قرآنی و روایی نشان می‌دهد رحمت الهی فراتر از معیارهای انسانی است:

· شیطان، دشمن آشکار خدا، وقتی التماس کرد، مهلت گرفت

· فرعون در لحظات غرق شدن (طبق برخی روایات) دعایش مستجاب شد

· خداوند خود را معرفی می‌کند به «یا من اجاب لبغض خلقه ابلیس»

این یعنی درهای رحمت الهی حتی به روی بدترین گنهکاران نیز باز است.

🤲 کلید پنجم: هنر درخواست کردن

امام سجاد(ع) در دعای سیزدهم صحیفه سجادیه به ما می‌آموزد چگونه دعا کنیم:

«خدایا،با کرمت با من رفتار کن، نه با عدالتت.»

این نگاه دو پیام مهم دارد:

۱.تواضع در برابر خدا: من خود را مستحق نمی‌دانم

۲.توجه به وسعت رحمت: می‌دانم تو کریمی و از کریمان کارها دشوار نیست

📌 جمع‌بندی نهایی:

 

استجابت دعا یکمعادله چندمتغیره است:

· پایه: عمل صالح و وفای به عهد الهی

 

· شتاب‌دهنده: حالت اضطرار و تضرع واقعی

 

· بستر اصلی: کرم و رحمت بی‌پایان الهی

 

· شرط نهایی: حکمت خدا که مصلحت واقعی بنده را می‌داند

 

 

 نظر دهید »

تحلیل جامع: استجابت دعا در مکتب اهل‌بیت(ع)

22 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

🧠 تحلیل جامع: استجابت دعا در مکتب اهل‌بیت(ع)

متن کلیدی بحث

شما به درستی به چند اصل اساسی در مسئله استجابت دعا اشاره کرده‌اید که تحلیل آنها تصویر کاملی از این موضوع ارائه می‌دهد:

 

📖 اصل اول: استجابت بر اساس حکمت، نه تغییر حکمت

 

«وَ يَا مَنْ لَا تُبَدِّلُ حِكْمَتَهُ الْوَسَائِلُ»

وسائل(دعا، نماز، توسل) حکمت الهی را تغییر نمی‌دهند، بلکه در چارچوب همان حکمت عمل می‌کنند. این یعنی دعا، وسیله‌ای برای رسیدن به خیرات و برکاتی است که در نظام حکیمانه الهی پیش‌بینی شده است.

 

⚖️ اصل دوم: رابطه دوطرفه با خدا

 

روایت امام صادق(ع): «شما در کار خدا باش، خدا هم در کار شماست.»

این بیانگر مفهوم«عهد دوطرفه» در رابطه با خداست. آیه «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ» (بقره/۴۰) تأکید می‌کند که عمل صالح زمینه‌ساز اجابت دعاست.

 

🆘 اصل سوم: استثنای حالت اضطرار

 

آیه «أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ» (نمل/۶۲)

در حالتاضطرار (احساس درماندگی مطلق و روی‌آوردن بی‌قیدوشرط به خدا) اجابت سریع‌تر و مستقیم‌تر صورت می‌گیرد. این حالت، یک استثنای مهم در قواعد عمومی استجابت دعاست.

 

🌊 اصل چهارم: وسعت رحمت بی‌منتهای الهی

 

مثال‌های شگفت‌انگیزی که اشاره کردید نشان می‌دهد رحمت الهی حتی شامل:

 

· شیطان هنگام درخواست مهلت («إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ»)

· فرعون در لحظات آخر (طبق برخی روایات)

· هر دشمن و گنهکاری که با تضرع به درگاه الهی روی می‌آورد

 

این نمونه‌ها اثبات می‌کنند که کرم الهی از مرزهای استحقاق و عدالت عبور می‌کند.

 

🤲 اصل پنجم: درخواست بر اساس کرم، نه استحقاق

 

دعای زیبای امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه (دعای ۱۳) که شما نقل کردید، عصاره این بینش است:

«با کرمت بر من تفقد کن،نه بر اساس عدالت و استحقاقم.»

 

 

 

 

 نظر دهید »

تفسیر حکمت امام علی(ع): هشدار درباره دو بیماری خطرناک دینی

22 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

تفسیر حکمت امام علی(ع): هشدار درباره دو بیماری خطرناک دینی

امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) خطاب به عمّار یاسر درباره مغیرة بن شعبه فرمودند:

 

«دَعْهُ يَا عَمَّارُ! فَإِنَّهُ لَمْ يَأْخُذْ مِنَ الدِّينِ إِلَّا مَا قَارَبَهُ مِنَ الدُّنْيَا، عَلَى عَمْدٍ لَبَسَ عَلَى نَفْسِهِ‌، لِيَجْعَلَ الشُّبُهَاتِ عَاذِراً لِسَقَطَاتِهِ‌»

«او را رها کن ای عمار!چرا که او از دین بهره‌ای ندارد و چیزی از دین فرا نگرفته، مگر آن مقداری که او را به دنیا نزدیک کرده و دنیایش را تأمین کند. همچنین او به عمد، امور را بر خود مشتبه ساخته [درباره حقانیت من یا معاویه]، تا شبهات را بهانه‌ای برای لغزش‌ها و خلاف‌کاری‌هایش کند.»

 

(نهج البلاغه، حکمت ۴۰۵)

 

🧠 تفسیر کوتاه

 

این حکمت نورانی، دو بیماری خطرناک دینی را که ممکن است هر مسلمانی را تهدید کند، آشکار می‌سازد:

 

۱. دین‌داری ابزاری (استفاده از دین برای منافع دنیوی)

 

مغیرة بن شعبه تنها بخشی از دین را پذیرفته بود که به نفع دنیایش تمام می‌شد. این نوع دینداری، دین را وسیله‌ای برای رسیدن به قدرت، ثروت و موقعیت اجتماعی قرار می‌دهد.

 

۲. ابهام‌آفرینی عمدی (تلقین شبهه برای توجیه خطا)

 

او عامدانه حق و باطل را بر خود مشتبه می‌ساخت تا بتواند خطاهایش را توجیه کند. این کار باعث می‌شد هم خودش گناه کند و هم دیگران را به تردید بیندازد.

 

 

 

 

 حکمت ۴۰۵ نهج‌البلاغه، تنها توصیف یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه تصویر دو بیماری خطرناک روحی است که هر مؤمنی ممکن است به آن مبتلا شود. وقتی امام علی(ع) به عمار می‌فرمایند «او را رها کن»، در حقیقت به همه ما هشدار می‌دهند که مراقب این دو آفت در وجود خود باشیم.

 

🔸 آفت اول: دین‌داری سودجویانه

 

امام(ع) می‌فرمایند مغیرة «از دین بهره‌ای ندارد مگر آنچه دنیایش را تأمین کند.» این یعنی:

 

۱. دین به مثابه کالا:

برای چنین افرادی،دین کالایی است که باید از آن سود برد. نماز می‌خوانند تا دیگران ببینند. روزه می‌گیرند تا سلامتی پیدا کنند. به حج می‌روند تا پرستیژ اجتماعی کسب کنند.

 

۲. انتخاب گزینشی احکام:

آن دسته از احکام دین که با منافعشان سازگار است را می‌پذیرند و آنچه را که به ضررشان است،تأویل می‌کنند یا نادیده می‌گیرند.

 

۳. تغییر مواضع بر اساس منافع:

امروز انقلابی پرحرارت،فردا منتقد تند، پس‌فردا بی‌طرف! ملاک، منفعت شخصی است، نه حق و حقیقت.

 

📌 پرسش از خود: آیا من تنها آن بخشی از دین را که راحت‌تر است یا به نفعم است عمل می‌کنم؟

 

🔸 آفت دوم: شبهه‌سازی برای توجیه گناه

 

امام(ع) می‌فرمایند: «به عمد امور را بر خود مشتبه ساخته تا شبهات را بهانه‌ای برای لغزش‌هایش کند.»

 

مراحل این خودفریبی:

 

۱. شناخت حق: اول حق را می‌شناسد (می‌داند علی(ع) بر حق است)

۲.تمایل به باطل: اما به دلیل منافع دنیوی، به سمت باطل گرایش پیدا می‌کند

۳.شبهه‌سازی: برای فرار از مسئولیت، شروع به ایجاد شبهه می‌کند

۴.توجیه گناه: با همان شبهات، گناه خود را توجیه می‌کند

 

تأثیرات این شبهه‌سازی:

 

· برای خودش: آرامش وجدان کاذب ایجاد می‌کند

· برای جامعه: حق و باطل را مشتبه می‌کند و مردم را دچار تردید می‌سازد

 

🔸 مصادیق امروزی این دو آفت

 

در سطح فردی:

 

· کسی که فقط در ماه رمضان یا در جمع خاصی دینداری می‌کند

· کسی که برای گرفتن وام یا موقعیت شغلی، چهره‌ی مذهبی به خود می‌گیرد

· کسی که برای توجیه ارتباط نامشروع، در حرمت ازدواج موقت شبهه ایجاد می‌کند

 

در سطح اجتماعی:

 

· افرادی که برای کسب قدرت سیاسی، از دین سوء استفاده می‌کنند

· کسانی که برای توجیه همکاری با دشمنان اسلام، در مبانی نظام اسلامی شبهه ایجاد می‌کنند

· افرادی که برای فرار از تکلیف جهاد، در ضرورت آن تردید می‌افکنند

 

🔸 راه‌های درمان از منظر اهل‌بیت(ع)

 

۱. مراقبه و محاسبه نفس:

امام علی(ع)می‌فرمایند: «حاسبوا أنفسکم قبل أن تحاسَبوا» - خودتان را محاسبه کنید قبل از آنکه [در قیامت] مورد محاسبه قرار گیرید.

 

۲. صداقت با خود:

با خود روراست باشیم.بپذیریم که ممکن است منافع دنیوی، قضاوت‌مان را تحت تأثیر قرار دهد.

 

۳. مشورت با اهل علم:

وقتی در مسئله‌ای دچار تردید می‌شویم،به جای ایجاد شبهه، با علما و متخصصان دینی مشورت کنیم.

 

۴. اولویت آخرت بر دنیا:

همواره به یاد آخرت باشیم و بدانیم دنیا فانی است.امام صادق(ع) می‌فرمایند: «الدنیا سجن المؤمن» - دنیا زندان مؤمن است.

 

📌 دعوت به عمل:

بیاییم هر شب از خود بپرسیم:

۱.امروز چه عملی از من سر زد که انگیزه‌ی دنیوی داشت؟

۲.آیا برای توجیه خطاهایم، شبهه‌ای در دین ایجاد کرده‌ام؟

۳.آیا دین من، دین حقیقی است یا دین منافع شخصی؟

 

 

 نظر دهید »

درس بزرگ تاریخ: وقتی دشمن قرآن بر نیزه می‌زند

22 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

درس بزرگ تاریخ: وقتی دشمن قرآن بر نیزه می‌زند! 

در جنگ صفین، وقتی سپاه معاویه در آستانه شکست بود:

 

📖قرآن‌ها را بر نیزه زدند و فریاد زدند:

 

«بیایید قرآن را حکم قرار دهیم!» 

👨‍👩‍👧‍👦 و با احساسات بازی کردند:

 

«اگر ما را بکشید،فرزندانمان یتیم می‌شوند!»

 

🎭 هدفشان چه بود؟

 

✅فرار از شکست قطعی

 

✅فریب ساده‌لوحان

 

✅ ایجاد تردید در سپاه حق

 

✅وانمودسازی صلح‌طلبی

  

🔍 بصیرت امام علی(ع):

 

ایشان فرمودند:«اینان اهل قرآن نیستند،

 

از قرآن سپر می‌سازند!» 

  

دشمن همیشه باشعارهای فریبنده

 

ونمایش مظلومیت

 

می‌خواهد حق را باطل نشان دهد

 

و مبارزان حق را منصرف کند.

 

 

 نظر دهید »

فریبکاری در جنگ صفین و درس‌های همیشگی

22 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

فریبکاری در جنگ صفین و درس‌های همیشگی

 

📜 واقعه تاریخی

 

در جنگ صفین، هنگامی که سپاه معاویه در آستانه شکست قرار گرفت، با حیله‌ای حساب شده قرآن‌ها را بر نیزه‌ها زدند و فریاد زدند: «بیایید قرآن را حَکَم قرار دهیم! جنگ را کنار بگذارید!»

 

همزمان، سپاهیان شام با توسل به احساسات انسانی خطاب به سپاه امام علی(ع) گفتند:

«ای عراقیان! اگر شما ما را بکشید، فرزندان ما چه کسی را دارند؟ و اگر ما شما را بکشیم، فرزندان شما چه کسی را؟ خدا را، خدا را در نظر بگیرید! درباره بازماندگان.»

 

(وقعة صفین، ص ۴۸۱)

 

🧠 تحلیل چندلایه این فریب تاریخی

 

۱. سوءاستفاده از مقدسات (قراب بر نیزه)

 

این اقدام چند هدف داشت:

 

· ایجاد شبهه: القای این تصور که گویا سپاه شام دغدغه‌ی قرآن دارد

· تضعیف روحیه: ایجاد تردید در سپاه امام علی(ع) که مبادا جنگیدن با این “قرآن‌برداران” گناه باشد

· جنگ روانی: استفاده از نمادهای دینی برای پیشبرد اهداف سیاسی ناصحیح

 

۲. سوءاستفاده از عواطف انسانی (داستان فرزندان)

 

خطاب عاطفی به سپاهیان عراق:

 

· هدف: شکستن اراده رزمندگان با یادآوری خانواده‌هایشان

· نکته: این در حالی بود که خود آغازگر جنگ و کشتار بودند

· تکنیک: فرافکنی مسئولیت کشتار بر طرف مقابل

 

۳. واکنش امام علی(ع) در برابر این فریب

 

امام علی(ع) فوراً این حیله را تشخیص داد و به سپاهیانش فرمود:

 

· اینان اهل قرآن نیستند، فقط از قرآن پوشش می‌سازند

· هدف واقعی آنها فرار از شکست و زنده ماندن برای جنگ‌های آینده است

· اما متأسفانه گروهی از سپاه امام(ع) فریب این صحنه‌سازی را خوردند

 

 

 

قرآن‌های بر نیزه زده؛ درس همیشه زنده تاریخ

 

واقعه «قرآن بر نیزه» در جنگ صفین، تنها یک حادثه تاریخی نیست؛ الگویی ماندگار از فریبکاری‌های دشمنان حق در طول تاریخ است. تحلیل این واقعه، برای امروز ما درس‌های بزرگی دارد.

 

🔸 تحلیل تاکتیک دشمن: سه لایه فریب

 

لایه اول: سوءاستفاده از مقدسات

معاویه و سپاهش که تا دیروز با امام علی(ع)- نفس پیامبر(ص) - می‌جنگیدند، ناگهان مدعی قرآن‌دوستی شدند! این دقیقاً یعنی:

 

· تقلید ظاهر بدون باطن: شعارهای دینی بدون عمل به محتوای دین

· تزویر: استفاده از نمادهای مذهبی برای اهداف غیرمذهبی

· ایجاد تردید: مشتبه کردن مرزهای حق و باطل

 

لایه دوم: بازی با عواطف انسانی

سپاه شام با فریاد«فرزندان ما یتیم می‌شوند» می‌خواست:

۱.از یک‌طرف، احساس گناه در سپاه عراق ایجاد کند

۲.از طرف دیگر، مسئولیت شروع جنگ را فرافکنی نماید

۳.اراده جنگیدن را از رزمندگان حق بگیرد

 

لایه سوم: وانمودسازی صلح‌طلبی

در آستانه شکست،ناگهان صلح‌طلب شدند! این یعنی:

 

· صلح تحمیلی: صلحی که ابزار ادامه دشمنی است

· آتش‌بس موقت: برای تجدید قوا و حمله مجدد

 

🔸 بصیرت امام علی(ع): تشخیص فریب از حقیقت

 

امام(ع) با بینش الهی خود، این فریب را فوراً تشخیص داد و به یارانش هشدار داد:

«ایناناهل قرآن نیستند، بلکه از قرآن سپر می‌سازند!»

اما متأسفانه برخی فریب ظاهر را خوردند و امام(ع)را مجبور به پذیرش حکمیت کردند.

 

🔸 درس‌های امروزی این واقعه

 

۱. دشمن شناسی هوشمندانه:

 

· امروز نیز دشمنان با شعارهای حقوق بشر، دموکراسی و صلح، همان نقشه معاویه را اجرا می‌کنند

· نمایش مظلومیت می‌کنند در حالی که خود آغازگر تجاوز هستند

 

۲. بصیرت در تشخیص حق از باطل:

 

· همیشه عمل را ملاک قرار دهیم، نه شعار را

· صلح‌طلبی واقعی با صلح‌طلبی نمایشی فرق دارد

 

۳. مقاومت در برابر جنگ روانی:

 

· دشمن با ایجاد تردید، ترس و عذاب وجدان کاذب می‌خواهد ما را از دفاع از حق بازدارد

· مانند سپاه شام که با فریاد «فرزندان» می‌خواستند روحیه رزمندگان را تضعیف کنند

 

۴. وحدت در برابر تفرقه‌افکنی:

 

· دشمن با شعارهای فریبنده می‌خواهد صفوف مؤمنان را متفرق کند

· همان‌گونه که در صفین، برخی فریب «قرآن بر نیزه» را خوردند و وحدت سپاه شکست

 

🔸 مصداق‌های معاصر

 

· فریب رسانه‌ای: وقتی دشمنان با ادعای دفاع از «آزادی» به مقدسات توهین می‌کنند

· نفاق سازمان‌یافته: نهادهایی که با شعارهای انسانی، به استثمار ملت‌ها می‌پردازند

· صلح‌طلبی تحمیلی: فشار برای پذیرش شرایط ظالمانه تحت عنوان «صلح»

 

📌 دعوت به عمل:

۱.بینش تاریخی داشته باشیم: تاریخ تکرار می‌شود، فقط بازیگران عوض می‌شوند

۲.عمق‌بینی کنیم: پشت شعارهای زیبا، اهداف پلید را ببینیم

۳.وفاداری به رهبری حق داشته باشیم: همان‌گونه که امام علی(ع) فریب را دید و هشدار داد

۴.ثبات قدم داشته باشیم: تحت تأثیر جنگ روانی دشمن قرار نگیریم

 

 

 

 

 نظر دهید »

تحلیل فقهی تحول در مفهوم «وطن اصلی» در فتوای جدید مقام معظم رهبری

22 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

تحلیل فقهی تحول در مفهوم «وطن اصلی» در فتوای جدید مقام معظم رهبری

 

🧠 تفسیر عمیق فقهی و انعطاف اجتهادی

 

فتوای جدید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(مدظله‌العالی) درباره کاهش مدت تحقق وطن اصلی از «رشد و نمو تا سن نوجوانی» به «حدود شش ماه» (در وطن والدین) و پنج سال (در غیر وطن والدین)، نشان‌دهنده چند اصل مهم در اجتهاد پویای شیعی است:

 

🔄 ۱. تحول در استنباط بر اساس عرف متغیر

 

این تغییر فتوا نشان می‌دهد:

 

· عرف امروز با عرف گذشته تفاوت کرده است. در گذشته، وطن‌یابی نیازمند حضور طولانی‌مدت و رشد کامل شخصیت اجتماعی بود.

· امروزه با افزایش تحرکات جمعیتی، مهاجرت‌ها و کاهش ثبات سکونتی، مفهوم وطنداری در عرف نیز تغییریافته است.

· فقیه با شناخت دقیق عرف جدید، مدت لازم برای تحقق وطن را تعدیل می‌کند.

 

📚 ۲. بازگشت به اصول اولیه با نگاه نو

 

این فتوا نشان می‌دهد معظم‌له پس از بازنگری در مبانی، به این نتیجه رسیده‌اند که:

 

· ملاک اصلی در وطن، تحقق عرفی توطن است، نه صرف گذشت زمان مشخص.

· شش ماه اقامت مداوم در عرف امروز، برای اینکه مکانی وطن اصلی شخص شناخته شود کافی است.

· این نگاه، حقیقت‌گرایی فقهی را نشان می‌دهد، نه جمود بر عبارات قدیمی.

 

⚖️ ۳. تسهیل‌گری در تکالیف شرعی

 

این فتوا آثار عملی مهمی دارد:

 

· تسهیل در نماز و روزه: بسیاری از افراد (به ویژه دانشجویان، مهاجران، مأموران) زودتر به وطن جدید عادت می‌کنند.

· کاهش مشکلات احکام سفر: تعیین سریع‌تر وطن، از اشکالات نماز و روزه مسافر می‌کاهد.

· انطباق با زندگی پویای امروز: پاسخگویی به نیازهای جامعه‌ی متحرک امروزی.

 

 

 

 

 

 نظر دهید »

از اوج نعمت تا حضیض عذاب

22 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

منطقه امن؛ از اوج نعمت تا حضیض عذاب

آیه 112 سوره نحل، یکی از جامع‌ترین الگوهای قرآن برای تحلیل رشد و سقوط تمدن‌هاست. این آیه به‌صورت فشرده، مراحل تکامل یک جامعه و سپس زوال آن را ترسیم می‌کند.

🔸 الگوی قرآنی جامعه موفق

 

قرآن سه ویژگی برای جامعه آرمانی ذکر می‌کند:

۱. امنیت (آمِنه):

 

امنیت تنها به معنای نبود جنگ نیست.امنیت چندلایه شامل:

· امنیت جانی: مردم از ترس کشته شدن آسوده باشند

 

· امنیت اقتصادی: سرمایه‌ها در امان باشد

 

· امنیت قضایی: حق ضعیف از قوی گرفته شود

 

· امنیت فرهنگی: هویت جامعه محفوظ باشد

۲. آرامش روانی (مُطمئِنَّه):

جامعه‌ای که امن است،به تدریج به آرامش درونی می‌رسد. مردم:

· به آینده امیدوار هستند

 

· برای فردای خود برنامه‌ریزی می‌کنند

 

· با اعتماد باهم همکاری می‌کنند

۳. رزق فراوان (رغداً):

 

نتیجه طبیعی امنیت و آرامش،شکوفایی اقتصادی است. وقتی مردم احساس امنیت کنند:

· سرمایه‌گذاری می‌کنند

 

· تولید افزایش می‌یابد

 

· تجارت رونق می‌گیرد

 

· رفاه عمومی گسترش می‌یابد

🔸 چرخه معکوس: از نعمت به عذاب

اما این جامعه ایده‌ال، وقتی دچار کفران نعمت می‌شود، چرخه معکوس آغاز می‌گردد:

 

مرحله اول: کفران عملی

 

· اسراف و تبذیر

 

· ثروت‌اندوزی ظالمانه

 

· بی‌عدالتی در توزیع ثروت

 

· استفاده نابجا از منابع

 

مرحله دوم: کفران زبانی

 

· سخنان استکباری

 

· تمسخر ارزش‌ها

 

· انکار نقش خدا در نعمت‌ها

 

مرحله سوم: کفران قلبی

 

· غرور و خودباختگی

 

· دلبستگی به دنیا

 

· بی‌اعتنایی به آخرت

نتیجه طبیعی: جامعه‌ای که دچار این کفران شود، خودبه‌خود به سمت فقر و ناامنی می‌رود.

🔸 مصداق‌های معاصر

۱. جامعه غربی:

 

· نعمت: پیشرفت علمی، رفاه مادی

 

· کفران: مادی‌گرایی محض، خانواده‌ستیزی، استعمار

 

· عذاب: افسردگی جمعی، پوچی، بحران هویت

 

۲. برخی کشورهای نفتی:

 

· نعمت: ثروت بادآورده نفت

 

· کفران: اسراف، تجمل‌گرایی، بی‌عدالتی

 

· عذاب: وابستگی مطلق، بی‌ثباتی سیاسی

۳. جامعه اسلامی امروز:

 

هشدار:ما نیز در معرض همین خطریم. اگر:

 

· امنیت را سبک بشماریم

 

· در نعمت‌های الهی اسراف کنیم

 

· رهبری دینی را کم‌اهمیت بدانیم

 

 

 

به سرنوشت «منطقه امن» دچار خواهیم شد.

 

 

 

🔸 راهکار قرآن: شکر عملی

 

 

 

شکر واقعی، استفاده درست از نعمت‌ها است:

 

 

 

· نعمت امنیت: با حفظ وحدت، مقابله با تفرقه

 

· نعمت اقتصاد: با تولید، کارآفرینی، عدالت اقتصادی

 

· نعمت رهبری: با پیروی از ولایت فقیه

 

 

 

📌 پیام نهایی:

 

آیه«منطقه امن» به ما می‌گوید:

 

۱.نعمت‌های الهی مسئولیت‌آور است

 

۲.کفران نعمت، تنها انکار زبانی نیست، سوءاستفاده عملی است

 

۳.سقوط تمدن‌ها، قانونی الهی و طبیعی است

 

۴.پذیرش رهبری الهی، تنها بیمه‌کننده بقای تمدن است

 

 

 

 

 

 نظر دهید »

تفسیر آیه «مَثَل منطقه امن» و درس‌های کاربردی برای جامعه اسلامی

22 بهمن 1404 توسط صفيه گرجي

تفسیر آیه «مَثَل منطقه امن» و درس‌های کاربردی برای جامعه اسلامی

«وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْیَهً کَانَتْ آمِنَهً مُطْمَئِنَّهً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ کُلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ. وَلَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ فَکَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ وَهُمْ ظَالِمُونَ» (نحل: 112-113)

 

ترجمه: خداوند منطقه‌ای را مثال می‌زند که امن و آرام بود و روزی‌اش از هر سو به فراوانی می‌رسید؛ پس [مردمش] نعمت‌های خدا را ناسپاسی کردند و خداوند به [سزاى] آنچه می‌کردند، طعم گرسنگى و ترس را به آنان چشاند. و به راستی پیامبری از خودشان به سوی‌شان آمد، ولی او را تکذیب کردند؛ پس عذاب [الهی] آنان را فراگرفت، در حالی که ستمکار بودند.

 

🧭 تحلیل ساختاری آیه: چهار مرحله سقوط یک تمدن

 

🔹 مرحله اول: اوج نعمت (جامعه آرمانی)

 

آیه سه ویژگی برای این جامعه برمی‌شمارد که چرخه تکاملی یک تمدن را نشان می‌دهد:

 

ویژگی مفهوم امروزی رابطه علّی

آمِنه (امنیت کامل) امنیت جانی، اجتماعی، قضایی پایه اولیه - بدون امنیت، هیچ توسعه‌ای ممکن نیست

مُطمئِنَّه (آرامش روانی) اعتماد به آینده، امیدواری، رفاه روانی مرحله دوم - پس از امنیت، آرامش درونی ایجاد می‌شود

یأتیها رزقها رغداً (روزی فراوان) رفاه اقتصادی، تولید، تجارت نتایج طبیعی - جامعه‌ای که امن و آرام است، اقتصادش شکوفا می‌شود

 

🔹 مرحله دوم: کفران نعمت (علل سقوط)

 

کفران در این آیه صرفاً «ناسپاسی زبانی» نیست، بلکه سوءاستفاده نظام‌مند از نعمت‌هاست:

 

۱. کفران قلبی: بی‌اعتنایی درون، غرور، خودباختگی در برابر رفاه

۲.کفران زبانی: سخنان استکباری، تمسخر ارزش‌ها، شوخی با مقدسات

۳.کفران عملی: اسراف، تبذیر، استفاده نابجا از منابع، بی‌عدالتی

 

🔹 مرحله سوم: مجازات الهی (قانون علّی و معلولی)

 

مجازات متناسب با جرم است:

 

· لباس الجوع: گرسنگی و فقر جای نعمت را می‌گیرد

· الخوف: ترس و ناامنی جای امنیت را می‌گیرد

 

نکته: این مجازات، قانونی اجتماعی است نه صرفاً عذابی آسمانی. جامعه‌ای که ارزش‌ها را زیر پا بگذارد، خودبه‌خود به انحطاط می‌گراید.

 

🔹 مرحله چهارم: تکذیب رسول (قطعی شدن سقوط)

 

آخرین مرحله، ردّ هدایت الهی است. وقتی جامعه حتی پیامبر خودی (مأنوس و شناخته‌شده) را رد کند، راه بازگشت بسته می‌شود.

 

🏛️ تطبیق تاریخی: چهار مصداق عبرت‌آموز

 

۱. مکه مکرّمه (طبق نظر بسیاری از مفسران)

 

· نعمت: امنیت به‌واسطه خانه خدا، رزق از راه کاروان‌های تجاری

· کفران: شرک، بت‌پرستی، ثروت‌اندوزی ظالمانه، استکبار

· مجازات: هفت سال قحطی در اوائل هجرت

 

۲. قوم سبأ در یمن (نماد تمدن پیشرفته)

 

· نعمت: سدّ عظیم، باغ‌های سرسبز، امنیت کامل

· کفران: غرور، طغیان، اسراف، انحراف از توحید

· مجازات: شکسته شدن سد، ویرانی تمدن (سوره سبأ: 15-19)

 

۳. بنی‌اسرائیل (طبق روایت امام صادق ع)

 

· نعمت: رزق فراوان تا حدّ اسراف (نان را وسیله نظافت می‌کردند)

· کفران: استهزای نعمت، سبک‌شمردن روزی

· مجازات: قحطی شدید تا حدّ خوردن نان‌های آلوده

 

۴. تمدن غرب مدرن (تطبیق معاصر)

 

· نعمت: پیشرفت علمی، رفاه مادی، امنیت نسبی

· کفران: مادی‌گرایی محض، استعمار، جنگ‌افروزی، اخلاق‌ستیزی

· مجازات: جنگ‌های جهانی، بحران‌های اقتصادی، افسردگی جمعی، ناامنی روانی

 

💎 پنج درس کلیدی برای جامعه اسلامی امروز

 

۱. تقدم امنیت بر توسعه

 

جامعه‌ای که امنیت نداشته باشد، هرگز به توسعه واقعی نمی‌رسد. امنیت چندلایه (جانی، اقتصادی، فرهنگی، روانی) شرط اول پیشرفت است.

 

۲. اقتصاد شکوفا، محصول امنیت است

 

وقتی مردم به آینده امیدوار باشند، سرمایه‌گذاری می‌کنند، تولید می‌کنند و چرخه اقتصادی می‌چرخد.

 

۳. کفران نعمت، نظام‌مند است

 

کفران از بی‌تفاوتی قلبی شروع می‌شود، به سخنان استکباری می‌رسد و در اسراف و تبذیر تجلی می‌یابد.

 

۴. مجازات، طبیعی و خودجوش است

 

جامعه‌ای که ارزش‌ها را رها کند، خودبه‌خود دچار فقر و ناامنی می‌شود. این قانونی الهی و اجتماعی است.

 

۵. پذیرش رهبری الهی، بیمه کننده نعمت‌هاست

 

حتی اگر جامعه‌ای به اوج رفاه رسید، تا زمانی که رهبری الهی را نپذیرد، در آستانه سقوط است.

 

 

 

 

 

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 36
اسفند 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29

فرهنگی

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • تربیت در نهج البلاغه
  • حدیث روز
  • معرفی منابع
  • سیاسی
  • شبهات
  • مناسبت روز
    • ماه رجب
  • معرفی بازی مدافعان حرم
  • #سردار
  • عاشقانه
  • زندگی ایده‌آل
  • قانون رهایی
  • دنیای نوجوانان
  • مدیریت زمان
  • سبک زندگی
  • #امام حسین_اربعین
  • حکایت
  • حکایت
  • دانستنی‌ها
  • ماه رجب
  • معرفی کتاب با موضوع قرآنی
  • معرفی کتاب با موضوع انقلاب اسلامی
  • کودک پروری
  • دلنوشته در مورد امام زمان
  • تفسیر قرآن
  • مقاله کوتاه
  • #ترفندهای_خانداری
  • بیانات رهبر
  • دعا
  • مناسبت روز در تقویم
  • امام زمان
  • دلنوشته
  • ضرب‌المثل
  • سخنان نویسندگان
  • #اخلاق_اسلامی
  • کلام قرآن
  • اعمال مخصوص
  • سخنان امام خمینی
  • نامه نمادین
  • برگی از تاریخ
  • #به_عشق_مولا_علی
  • سخن بزرگان
  • غدیر
  • روانشناسی
  • تورات
  • طنزانه
  • همسرانه
  • محرم و تهاجم
  • متن عرفانی، انگیزشی
  • مقتل خوانی
  • امام حسین
  • ولایت‌فقیه
  • شعر برای رهبری و کشور
  • حدیث، تفسیر حدیث،#به قلم خودم
  • قلم خودم
  • صحیفه سجادیه
  • سواد رسانه‌
  • تحلیل به قلم خودم
  • دلایل فاجعه کربلا
  • امام سجاد
  • شهادت
  • فقط خدا
  • عفاف و حجاب
  • بیداری از غفلت
  • مناسبت روز
  • عرفان‌های نوظهور
  • نماز آیات
  • امام حسن
  • خبر
  • ذکر
  • فقه
  • #حدیث قدسی
  • #سواد رسانه‌
  • تلنگر
  • بحث روز
  • آموزش
  • حضرت زهرا
  • مادر

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

نظرسنجی سریع

نظرسنجی # یافت نشد.

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس