فرهنگی

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

سیره عملی و توصیه‌های حضرت آیت‌الله بهجت درباره شب‌های قدر

17 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

سیره عملی و توصیه‌های حضرت آیت‌الله بهجت درباره شب‌های قدر

🔹از آیت‌الله بهجت قدس‌سره سؤال شد که بالأخره #شب_قدر چه کار کنیم؟ ایشان آن شعر معروف را خواندند که:

ای خواجه چو جویی زشب قدر نشانی || هر شب، شب قدر است اگر قدر بدانی

 

📝 خودشان واقعاً همین‌طور بودند و هر شب برنامه‌های عبادی و شب‌زنده‌داری داشتند؛ به همین خاطر شب‌های دیگرشان تقریباً با شب‌های قدرشان فرقی نمی‌کرد. البته در شب‌های قدر به عبادت‌های مخصوص همان شب هم می‌پرداختند.

 

🤲 ایشان معتقد بودند که دعا، تکلم عبد با اللّه است و ادعیة مأثور، اختصاص به زمان و مکان خاص ندارند. مثلاً عمل «قرآن بر سر گرفتن» همراه با توسل به ائمه علیهم‌السلام، عمل بسیار شریف و عظیمی است و اختصاص به شب قدر ندارد. بیچارگی ماست که موجب حرمان و دوری ما شده و فقط چند روز در سال از آن استفاده می‌بریم. ایشان همواره توصیه می‌کردند که برای شفای بیماران نیز می‌توان در هر زمانی، حتی خارج از شب‌های احیا، از برکت این عمل نورانی بهره برد و آن را به طور مکرر انجام داد.

 

🔹در پاسخ به این سؤال که «بعضی از علما و یا بزرگان اهل معرفت یک سال تمام شب‌ها را بیدار بوده‌اند تا شب قدر را درک کنند، آیا این مطلب صحت دارد؟» به کنایه می‌فرمودند:

«برای ما هر شب، شب قدر است در خوابیدن! چون همیشه در ایام سال، شب‌ها می‌خوابیم!»

 

🔸تأکید می‌کردند: «بالاترین دعا و مهم‌ترین دعا، تعجیل فرج است که مسلمان‌ها، بلکه بشر در نـجات خواهند بود.»

 

🙏 به دعا برای دیگران توصیه بسیاری داشتند و می‌فرمودند:

«اگر من برای دیگری دعا کنم، خیلی خوشحالم؛ برای اینکه می‌دانم ملائکه برای من دعا می‌کنند، به بالاتر از این یا مثل این.»

 

🔹عملاً هم همین‌گونه بود و به فکر همه بودند؛ حتی کفار را هم فراموش نمی‌کردند. می‌گفتند:

«مرحوم سید ابن‌طاووس می‌گوید در شب قدر، کفار چین برای دعا مستحق‌ترند؛ آخر، راه‌نیافته و گمراهند.»

 

🔹در دیداری با فرزند آیت‌الله سیدجمال‌الدین گلپایگانی رحمه‌الله، وقتی ایشان به آقا التماس دعا گفتند و اصرار کردند که حتماً دعا کنید، آقا فرمودند:

«همۀ مؤمنین و مؤمنات را پس از نماز دعا می‌کنم، اگرچه به من سفارشی برای دعا نکرده باشند؛ حتی مؤمنینی که در چین هستند. اگر دعا نکنیم ناقص‌الایمانیم!»

 

می‌فرمودند:

«ما وظیفه داریم که در تعلیم، تعلّم، تلاوت و عمل به قرآن کوشش کنیم، ما شب‌های احیا قرآن بر سر می‌گذاریم، ولی در مقام عمل آیه‌های حجاب، غیبت، کذب، و آیاتِ «وَیلٌ لِلْمُطَفِفِینَ؛ وای بر کم‌فروشان!»(مطفّفین: ۱) و نیز «فَلاَ تَقُل لهُمَآ أُف؛ پس به پدر و مادر اُف نگو»،(اسراء: ۲۳) همچنین «وَ لاَ تَمْشِ فِی الأرْضِ مَرَحًا؛ و با ناز و تکبر در روی زمین راه مرو»(لقمان: ۱۸) و… را زیر پا می‌گذاریم و پامال می‌کنیم!»

 نظر دهید »

دانشمندی که در قرآن تشبیه به سگ شد

17 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

🌸🍃🌸🍃

 

دانشمندی که در قرآن تشبیه به سگ شد

 

 وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ. وَ لَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَ لَٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ و َاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ (اعراف/۱۷۵و۱۷۶)

 ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺳﺮﮔﺬﺷﺖ ﺁنکس ﺭﺍ ﻛﻪ ﺁﻳﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻳﻢ، ﻭﻟﻰ او ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ آیات ﺗﻬﻰ ﺳﺎﺧﺖ، ﻭ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺩﺭ ﭘﻰ ﺍﻭ ﺍﻓﺘﺎﺩ، ﻭ ﺍﺯ ﮔﻤﺮﺍﻫﺎﻥ ﺷﺪ!

 ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﻰ‌ﺧﻮﺍﺳﺘﻴﻢ، ﻣﻘﺎم ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﺎﺕ ﻭ ﻋﻠﻮم ﻭ ﺩﺍﻧﺸﻬﺎ ﺑﺎﻟﺎ ﻣﻰ‌ﺑﺮﺩﻳﻢ، ﺍﻣﺎ ﺍﺟﺒﺎﺭ، ﺑﺮ ﺧﻠﺎﻑ ﺳﻨّﺖ ﻣﺎﺳﺖ. ﭘﺲ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﻫﺎ ﻛﺮﺩﻳﻢ، ﻭ ﺍﻭ ﺑﻪ ﭘﺴﺘﻰ ﮔﺮﺍﻳﻴﺪ، ﻭ ﺍﺯ ﻫﻮﺍﻯ ﻧﻔﺲ ﭘﻴﺮﻭﻯ ﻛﺮﺩ! ﻣﺜﻞ ﺍﻭ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺳﮓِ ﻫﺎﺭ ﺍﺳﺖ.

 

 اﻳﻦ دو ﺁﻳﻪ، درباره ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪِ معروفِ ﺑﻨﻰ ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ، “ﺑَﻠﻌَﻢِ ﺑﺎﻋﻮﺭﺍ” است، که در ابتدا ﻣﺆمن بود، ﻭ طبق این آیات، از ﺣﺎﻣﻠﺎﻥِ ﺁﻳﺎﺕ ﻭ ﻋﻠﻮم ﺍﻟﻬﻰ ﺑﻮﺩ، ﺍﻣّﺎ ﺑﺎ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﻣﻨﺤﺮﻑ ﺷﺪ، و عاقبت به خیر نشد.

 

 ﺍﻣﺎم ﺭﺿﺎ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎم ﻓﺮﻣﻮﺩ: “ﺑَﻠﻌَﻢِ ﺑﺎﻋﻮﺭﺍ” ﺍﺳﻢ ﺍﻋﻈﻢ ﺍﻟﻬﻰ ﺭﺍ میدﺍﻧﺴﺖ، ﻭ ﺩﻋﺎﻳﺶ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ میشد، ﻭﻟﻰ ﺑﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﻓﺮﻋﻮﻥ ﺟﺬﺏ ﺷﺪ، ﻭ ﺑﺎ ﺁﻧﻜﻪ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍﻯ ﻛﺎﺭ، ﻣﺒﻠّﻎ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻮﺳﻰ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎم ﺑﻮﺩ، ﻭﻟﻰ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎم ﺑﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﻣﻮﺳﻰ ﻭ ﻳﺎﺭﺍﻥ ﺍﻭ ﺍﻗﺪﺍم ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﺪ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﺷﺪ.

 

 علتِ سقوطِ بلعم چی بود؟

 «فَانسَلَخَ مِنْهَا: او از پوست به در آمد، علمش در حد یک پوسته بود، به جانش نفوذ نکرده بود»

 

 گیرِ کار کجا بود؟

 «اتَّبَعَ هَوَاه: تبعیت از هوای نفس و میلِ به دنیا»

 

عاقبتش چی شد؟

«أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ: با مُخ زمین خورد»

 

اگر علّامه دهر هم باشی، ولی دنبال دنیا و هوای نفس باشی، عاقبت بخیر نمیشی.

 

عاقبت به خیری مُهم است:

 

بسا کسی که زِ تقوا به عرش سِیر کند

ولی چنان شود آخر که رو به دِیر کند

برای هر که دعا میکنی زِ دلسوزی

بگو که عاقبتت را خدا به خیر کند

 

 نظر دهید »

روش برخورد با متجاوز از کلام امیرالمؤمنین

17 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

💫حکمت ۳۱۴💫

 🦋روش برخورد با متجاوز از کلام امیرالمؤمنین 🦋

 

 

             🍃🌸🍃💐🌙💐🍃🌸🍃

 

✨امیرالمؤمنین که درود خدا بر او، فرمود: 

 

” سنگ را از همان جايى كه دشمن پرت كرده، باز گردانيد، كه شر را جز شر پاسخى نيست “

  

            🍃🌸🍃💐🌙💐🍃🌸🍃

  

این سخن قانونى كلى در برابر افرادى است كه جز با توسل به زور از كارهاى خلاف خود برنمى گردند

 دشمنانى كه با تمام قوا به مسلمانان حمله مى كنند، جز با مقابله به مثل، دست از شيطنت خود برنمى دارند

 

✨

 نظر دهید »

علت بهانه‌جویی‌های دائمی دشمنان نظام اسلامی؛ ریشه‌یابی دشمنی با اسلام ناب

16 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

علت بهانه‌جویی‌های دائمی دشمنان نظام اسلامی؛ ریشه‌یابی دشمنی با اسلام ناب

 

 

خداوند متعال در سوره مبارکه ممتحنه، خطاب به مؤمنان می‌فرماید:

«إِنَّما یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ وَ ظاهَرُوا عَلی إِخْراجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِکَ هُمُ الظّالِمُونَ»؛ (ممتحنه، ۹)

«خداوند شما را فقط از دوستی با کسانی بازمی‌دارد که در امر دین با شما پیکار کرده‌اند و شما را از دیارتان بیرون رانده‌اند و برای بیرون راندنتان به یکدیگر یاری رسانده‌اند تا ولایت و دوستی آن‌ها را بپذیرید. و کسانی که با آن‌ها دوستی کنند، آنان از ستمکاران‌اند.»

 

قرآن کریم در این آیه شریفه، ضمن بیان ویژگی‌هایی برای دشمنان نظام اسلامی، یکی از آن‌ها را ضدیت و دشمنی آنان با دین خدا و حاکمیت آن در جامعه می‌داند. تعبیر «قاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ» نشان می‌دهد که ضدیت اصلی دشمنان، با دین خدا و حاکمیت آن است و هر نوع ضدیت دیگری مطرح شود، مسئله‌ای فرعی و غیراصلی و در واقع، تنها بهانه است.

 

بنابراین، باید گفت که دشمنی اصلی دشمنان نظام اسلامی با دینی است که مردم را به «پیشرفت توأمان مادی و معنوی» دعوت می‌کند و این پیشرفت را در سایه «استقلال» می‌طلبد و به هیچ وجه به دنبال «پیشرفت ناشی از وابستگی» نیست.

دینی که مردم را به «تلاش» و «جهاد» دعوت می‌کند، نه «تنبلی» و «راحت‌طلبی»؛

دینی که مردم را به «علم‌آموزی» و «تولید علم» فرامی‌خواند، نه «وابستگی علمی»؛

دینی که مردم را به «زیر بار زور و وابستگی نرفتن» دعوت نموده، نه «سازش».

 

دشمن کسی است که با این دین علناً و عملاً مبارزه می‌کند و این دین، همان «اسلام ناب محمدی (ص)» است.

 

اما برخی گمان می‌کنند مشکل دشمن با نظام اسلامی، «مصداقی» و «جزئی» است، نه «ریشه‌ای» و «کلی». به همین دلیل به زعم آنان، با برطرف شدن برخی بهانه‌هایی که از طرف دشمن مطرح می‌شود، دشمنی او نیز برطرف خواهد شد. در حالی که قرآن کریم به ما گوشزد فرموده است که مشکل آنان با مسلمانان و نظام اسلامی، تنها «اسلام» است که مسلمانان آن را به عنوان مبنای فکری و جهان‌بینی خود پذیرفته‌اند.

آنان تنها زمانی از ما راضی خواهند شد که مردم و مسئولان انقلابی، از ایدئولوژی خود - اسلام ناب محمدی (ص) و اسلام انقلابی - دست کشیده و در مبانی فکری خود کاملاً به آنان وابسته شوند؛ چرا که این وابستگی فکری، خود به خود منجر به وابستگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیز خواهد شد.

 

 نظر دهید »

عنصر «مصلحت» در رفتار ولی خدا؛ تبیین ابعاد سیاسی حکمت رهبری

16 اسفند 1404 توسط صفيه گرجي

عنصر «مصلحت» در رفتار ولی خدا؛ تبیین ابعاد سیاسی حکمت رهبری

یکی از سؤالات و شبهات جریان مؤمن انقلابی این است که چرا در برخی موارد «رفتارهای سیاسی» رهبر انقلاب، مبتنی بر «آرمان‌های انقلابی» ایشان نبوده و در نتیجه از نوعی «تشابه» برخوردار شده است؟ آیا وجود این تناقض، به دور از «عدالت» نیست؟

 

در پاسخ به این سؤال، باید گفت که رفتارهای سیاسی ولی خدا، تنها مبتنی بر «آرمان‌های انقلابی» نیست؛ بلکه باید به این مؤلفه، عنصر «مصلحت» را نیز اضافه کرد. «گفتمان انقلابی» با ضمیمه شدن به «مصلحت» است که «رفتارهای سیاسی» ولی خدا را شکل می‌دهد. حال در مواردی که نیازی به دخالت دادن عنصر «مصلحت» نباشد، رفتار ولی خدا رفتاری صریح، بدون ابهام و کاملاً مبتنی بر گفتمان انقلابی او خواهد بود و در مواردی که عنصر «مصلحت» به تصمیم‌گیری‌ها اضافه می‌شود، رفتار ایشان «متشابه» و گاهی «مبهم» خواهد بود.

 

در واقع باید گفت که عنصر «مصلحت» نه چیزی جدا از گفتمان و آرمان‌های انقلابی و در عرض آن؛ بلکه جزء آن است و هدف از اعمال آن نیز حفظ، تثبیت و ارتقای نظام اسلامی می‌باشد. از سوی دیگر، مفهوم «مصلحت»، خود دارای مصادیق متعددی است که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، جلوگیری از «اختلاف و دو دستگی» یا همان «ایجاد دوقطبی‌های کاذب فتنه‌gon» در جامعه است. به بیان دیگر، یکی از مهم‌ترین مصالحی که مانع از اعمال برخی تصمیمات صریح انقلابی شده و آن را «متشابه» می‌سازد، مصلحتی به نام اتحاد و دوری از تفرقه در جامعه است.

 

این «مصلحت»، در فتنه سامری و زمانی بود که جناب هارون (ع) به عنوان جانشین حضرت موسی (ع) در میان بنی‌اسرائیل منصوب شد. مطابق آیات قرآن، در فتنه سامری، با وجود روشنگری‌ها و نصایح حضرت هارون (ع)، بنی‌اسرائیل به سخنان او وقعی ننهادند و بلکه در استدلالی شبیه به استدلالات برخی گروه‌های منحرف زمان ما همچون «انجمن حجتیه»، خواهان بازگشت خود حضرت موسی (ع) شدند تا از او دستور بگیرند:

«قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَیْهِ عاکِفِینَ حَتَّی یَرْجِعَ إِلَیْنا مُوسی»؛ (طه، ۹۱)

«آن‌ها گفتند: ما هرگز از پرستش آن (گوساله) دست برنخواهیم داشت تا موسی به سوی ما بازگردد.»

 

هنگامی که حضرت موسی (ع) بعد از غیبت ۴۰ روزه به سوی قومش با سامری عرض کرد: «چرا هنگامی که دیدی آن‌ها (توسط سامری) گمراه شدند، از من پیروی نکردی؟ آیا فرمان مرا عصیان نمودی؟»

جناب هارون (ع) در پاسخ به سؤال ایشان مبنی بر چرایی عدم برخورد انقلابی و قاطعانه با سامری فرمود:

«یا بُنَیَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَ لا بِرَأْسِی إِنِّی خَشِیتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرائِیلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلی»؛ (طه، ۹۴)

«ای فرزند مادرم! ریش و سر مرا مگیر! من ترسیدم بگویی تو میان بنی‌اسرائیل تفرقه انداختی و سفارش مرا به کار نبستی.»

 

همانطور که ملاحظه می‌شود، دلیل منطقی جناب هارون (ع) برای عدم برخورد صریح و شدید با سامری، مصلحتی به نام «جلوگیری از ایجاد تفرقه» میان مردم بود؛ تفرقه‌ای که خطرش از خود فتنه سامری بیشتر بود و «تثبیت و ادامه حکومت» را نشانه رفته بود؛ تفرقه‌ای که امکان وقوعش در زمان غیبت امام زمان (عج) در رأس نظام اسلامی بیش از زمان حضور خود امام است؛ چرا که اصولاً منافقان و بیماردلان سیاسی که همواره بر بینش مردم اثرگذار هستند، در زمان ولایت و حکومت مؤسس انقلاب، نسبت به زمان ولایت و حکومت جانشینش، قدرت مانور کمتری دارند. بنابراین، بدیهی است که اقتضائات جایگاه امام معصوم با اقتضائات جایگاه نایب امام، کمی متفاوت است.

 

در زمان‌هایی که به ظهور امام عصر (عج) نزدیک‌تر می‌شویم، و شرایط سخت‌تر و فتنه‌ها پیچیده‌تر می‌شوند، مصلحت‌سنجی‌های نایب امام (عج) برای تثبیت و حفظ حکومت تا سپردن آن به صاحب اصلی‌اش، بسیار بیشتر از خود امام (ع) است. برخی فتنه‌ها جز با دست موسایی خاموش نخواهد شد. همان‌طور که حضرت موسی (ع) نیز منطق نایبش را پذیرفت و خود با سامری و گوساله‌اش برخوردی شدید نمود.

 

امیرالمؤمنین (ع) نیز در مقاطعی از حیات مبارکشان بعد از وفات پیامبر (ص)، ناچار به ملاحظه همین مصلحت (جلوگیری از ایجاد تفرقه و دوقطبی شدید میان مردم)، شدند؛ مقطع اول، مربوط به ماجرای سقیفه و غصب خلافت بود که در این باره فرمودند:

«فَلَمَّا رَأَیْتُ قَدْ نَزَلُوا عَنْ حَکْمِ الْکِتابِ فِی أَمْرِهِمْ… قُلْتُ: لَعَلَّ الْفِتْنَةَ لَا تَعُودُ وَ یَعُودُ الْکُفْرُ وَ یَبُورُ الدِّینُ»؛

«به خدا سوگند! اگر بیم وقوع تفرقه میان مسلمین و بازگشت کفر و تباهی دین نبود، رفتار ما با آن‌ها طور دیگر بود.»

 

قرآن کریم پیرامون چگونگی برخورد حضرت موسی (ع) با سامری، می‌فرماید:

«قالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَکَ فِی الْحَیاةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ وَ إِنَّ لَکَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ وَ انْظُرْ إِلی إِلهِکَ الَّذِی ظَلْتَ عَلَیْهِ عاکِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِی الْیَمِّ نَسْفاً»؛ (طه، ۹۷)

«گفت: برو که بهره تو در زندگی دنیا این است که (هر کس به تو نزدیک شود) خواهی گفت: با من تماس مگیر! و تو میعادی (از عذاب خدا) داری که هرگز از آن تخلف نخواهد شد. (اکنون) بنگر به معبودت که پیوسته آن را می‌پرستیدی و ببین ما آن را می‌سوزانیم، سپس ذرات آن را به دریا می‌پاشیم.»

 

یعنی اولاً حکم به طرد او از میان اجتماع داد و او را از تماس با دیگران و یا اینکه کسی به او منزل دهد و یا با او هم‌کلام شود، منع کرد و به طور کلی او را از همه مظاهر اجتماعی انسانی محروم فرمود و این خود یکی از سخت‌ترین انواع مجازات‌ها است. ثانیاً دو وعده به عذاب‌های او داد که صرف فکر کردن راجع به آن‌ها، به تنهایی موجب عذاب روحی اوست؛ اول اینکه به زودی به مرضی دچار می‌شود که در نتیجه همه را از خود دور می‌نماید؛ دوم اینکه او را به مجازات الهی در روز قیامت واگذار می‌کند. ثالثاً گوساله سامری را سوزاند و خاکسترش را به دریا افکند.

 

در ماجرای حکمیت و پذیرش صلح با معاویه نیز در نامه‌ای به ابوموسی اشعری فرمودند:

«فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ أَحْرَصَ عَلی جَماعَتِکُمْ وَ أُلْفَتِکُمْ مِنِّی…»؛

«بدان که هیچ کسی نیست که نسبت به وحدت و الفت امت محمد (ص) از من حریص‌تر و انسش به آن از من بیشتر باشد. من در این کار پاداش نیک و سرانجام شایسته را از خدا می‌طلبم.»

 

در کتاب شریف کافی روایتی است که سند آن صحیح بوده و تمامی روات آن از بزرگان و علما شیعه هستند. در آن روایت حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) بیش از بیست مورد از بدعت‌های خلفای پیشین را مطرح نموده و علت عدم مخالفت خود را مصلحت دین اسلام و شیعیان می‌دانند. حضرت می‌فرمایند:

«لَوْ حَمَلْتُ النَّاسَ عَلی ذلِکَ لَتَفَرَّقَ عَنِّی جُنْدی… حَتَّی أَبْقی وَحْدی أَوْ مَعَ قَلِیلٍ مِنْ شِیعَتِی الَّذِینَ یَعْرِفُونَ حَقِّی مِنْ کِتابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ (ص)»؛

«خلفای قبل از من کارهایی کردند که در آن با رسول خدا (ص) مخالفت کردند… و اگر مردم را بر ترک آن‌ها وادار نمایم و آن‌ها را به جایگاه خود بازگردانم، لشکر من از گرد من پراکنده شده و تنها باقی می‌مانم یا با عده کمی از شیعیانم که برتری من و وجوب امامت من را از کتاب خدا و سنت رسول خدا (ص) می‌دانند، باقی می‌مانم.»

 

حضرت در ادامه به بیست بدعت اشاره می‌کند: انتقال مقام ابراهیم (ع) به مکان اصلی خود، بازگرداندن فدک و هدایای رسول خدا (ص)، خانه جعفر، خیبر و … به صاحبان اصلی آن، ابطال زوجیت به ناحق بین برخی مردان و زنان و یکسان‌سازی ازدواج‌ها، اسارت مردان بنی‌تغلب، پاک کردن دفاتر هدایای ماهیانه (هدایای نجومی)، گرفتن خمس طبق سنت رسول خدا (ص)، باز کردن درب خانه‌هایی که رسول خدا (ص) دستور داده بودند به مسجدالنبی باز باشد، حرام نمودن مسح از روی کفش (خلفا این کار را جایز دانستند)، جاری کردن حد الهی برای نوشیدن نبیذ (خلفا نبیذ را که نوعی شراب خفیف شده است جایز می‌دانستند) و موارد متعدد دیگر.

 

حضرت در پایان می‌فرمایند: «وَ خِفْتُ أَنْ یَثُورُوا فِی ناحِیَةِ جانِبِ عَسْکَری…»؛

«و ترسیدم که از سمت لشکرم شورشی شود، همان‌گونه که از این امت تفرقه و اطاعت از امامان گمراهی و دعوت‌کنندگان به سوی آتش را دیدم.»

 

آیت‌الله مصباح یزدی در این‌باره می‌فرمایند: «از آنجا که مهم‌ترین چیز برای رهبر، حفظ اساس اسلام و نظام اسلامی است، ناچار می‌باید در برابر برخی از انحراف‌ها به تذکر و نصیحت بسنده کند؛ زیرا موضع‌گیری صریح، گاه ممکن است بیش از آنکه در تقویت نظام مؤثر باشد، اساس آن را تضعیف کند. اینجا است که وجود مصلحت اهم - که همان حفظ اساس اسلام و نظام است - بر مصالح دیگر اسلام مقدم می‌شود و رهبران دینی را وا می‌دارد تا برای صیانت از آن، گاهی سکوت اختیار کنند.»

 

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 236
  • 237
  • 238
  • ...
  • 239
  • ...
  • 240
  • 241
  • 242
  • ...
  • 243
  • ...
  • 244
  • 245
  • 246
  • ...
  • 977
آبان 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            

فرهنگی

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • تربیت در نهج البلاغه
  • حدیث روز
  • معرفی منابع
  • سیاسی
  • شبهات
  • مناسبت روز
    • ماه رجب
  • معرفی بازی مدافعان حرم
  • #سردار
  • عاشقانه
  • زندگی ایده‌آل
  • قانون رهایی
  • دنیای نوجوانان
  • مدیریت زمان
  • سبک زندگی
  • #امام حسین_اربعین
  • حکایت
  • حکایت
  • دانستنی‌ها
  • ماه رجب
  • معرفی کتاب با موضوع قرآنی
  • معرفی کتاب با موضوع انقلاب اسلامی
  • کودک پروری
  • دلنوشته در مورد امام زمان
  • تفسیر قرآن
  • مقاله کوتاه
  • #ترفندهای_خانداری
  • بیانات رهبر
  • دعا
  • مناسبت روز در تقویم
  • امام زمان
  • دلنوشته
  • ضرب‌المثل
  • سخنان نویسندگان
  • #اخلاق_اسلامی
  • کلام قرآن
  • اعمال مخصوص
  • سخنان امام خمینی
  • نامه نمادین
  • برگی از تاریخ
  • #به_عشق_مولا_علی
  • سخن بزرگان
  • غدیر
  • روانشناسی
  • تورات
  • طنزانه
  • همسرانه
  • محرم و تهاجم
  • متن عرفانی، انگیزشی
  • مقتل خوانی
  • امام حسین
  • ولایت‌فقیه
  • شعر برای رهبری و کشور
  • حدیث، تفسیر حدیث،#به قلم خودم
  • قلم خودم
  • صحیفه سجادیه
  • سواد رسانه‌
  • تحلیل به قلم خودم
  • دلایل فاجعه کربلا
  • امام سجاد
  • شهادت
  • فقط خدا
  • عفاف و حجاب
  • بیداری از غفلت
  • مناسبت روز
  • عرفان‌های نوظهور
  • نماز آیات
  • امام حسن
  • خبر
  • ذکر
  • فقه
  • #حدیث قدسی
  • #سواد رسانه‌
  • تلنگر
  • بحث روز
  • آموزش
  • حضرت زهرا
  • مادر

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

نظرسنجی سریع

نظرسنجی # یافت نشد.

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس