قرآن؛ شفای آنچه در سینههاست: تحلیل آماری و کیفی آیات درمان
قرآن؛ شفای آنچه در سینههاست: تحلیل آماری و کیفی آیات درمان
یکی از نامهای خداوند در فرهنگ اسلامی، «طبیب» است و قرآن کریم خود را «شفاء لما فی الصدور» معرفی میکند. اما این شفابخشی چگونه است؟ تحلیل آیات قرآن نشاندهندهی یک تفاوت ساختاری جالب در مواجههی قرآن با بیماری جسمی و معنوی است.
بررسیها نشان میدهد قرآن در مورد بیماریهای جسمیمُجمل سخن میگوید. برای مثال، در داستان حضرت ایوب(ع)، با وجود توصیف شدت بیماری در روایات، قرآن تنها به کلیات اشاره کرده و وارد جزئیات نوع بیماری یا درمان نمیشود. همین امر در مورد بیماری حضرت یونس(ع) صادق است.
این اجمال، نشان میدهد قرآن کتاب طبّ جسمانی نیست و تشخیص و درمان این امور را به عقل و دانش بشری واگذار کرده است.
اما در مقابل،قرآن در مورد بیماریهای معنوی با تفصیل سخن میگوید و به کالبدشکافی دقیق آنها میپردازد. کلیدواژهی «مَرَض» حدود ۱۳ بار در قرآن تکرار شده که به جز یک مورد، همگی ناظر بر بیماریهای دل و جان است.
قرآن انواع این بیماریها را نام میبرد: نفاق، کفر، عهدشکنی، دشمنی و… و برای هر یک، راه درمان ویژه ارائه میدهد. این درمان، صرفاً یک دستور اخلاقی نیست؛ بلکه مبتنی بر یک تحول معرفتی است. قرآن با آموزش توحید و آشنا کردن انسان با حقیقت «ملکوت» هستی، بینش او را تغییر میدهد.
وقتی نگاه انسان به خود، جهان و خدا اصلاح شد، زمینه برای شفای رذایل اخلاقی و درمان بیماریهای معنوی فراهم میشود.بنابراین، قرآن نسخهای است که بیماری را ریشهیابی کرده و با ایجاد «قلب سلیم»، ایمنیبخشی میکند.