تدبیر و عاقبتاندیشی: سپر مؤمن در برابر پشیمانی
امام علی(علیهالسلام)
التَّدْبِيرُ قَبْلَ الْعَمَلِ يُؤْمِنُكَ مِنَ النَّدَمِ
اندیشیدن پیش از پرداختن به کار [آدمی را] از پشیمانی ایمن میگرداند.
📗 بحار الأنوار، ج۶۸، ص۳۳۸

امام علی(علیهالسلام)
التَّدْبِيرُ قَبْلَ الْعَمَلِ يُؤْمِنُكَ مِنَ النَّدَمِ
اندیشیدن پیش از پرداختن به کار [آدمی را] از پشیمانی ایمن میگرداند.
📗 بحار الأنوار، ج۶۸، ص۳۳۸

رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : يا أبا ذرٍّ ، لِيَكُن لَكَ في كُلِّ شَيءٍ نِيَّةٌ صالِحَةٌ ، حتّى في النَّومِ و الأكلِ .[مكارم الأخلاق : 2 / 370 / 2661.]
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى ابوذر! بايد در هر كارى نيّتى پاك داشته باشى حتى در خوابيدن و خوردن
قَالَالْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ): «أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ عَلِيًّا بَابٌ مَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَمَنْ خَرَجَ مِنْهُ كَانَ كَافِرًا، أَقُولُ قَوْلِي هَذَا، وَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِي وَلَكُمْ.»
امام حسن مجتبی(علیه السلام) فرمود: «اما بعد؛ به راستی که علی (علیه السلام) دری است که هر کس وارد آن شود، ایمن میگردد و هر کس از آن خارج شود، کافر میشود. من این سخن خود را میگویم و از خداوند برای خود و شما آمرزش میخواهم.»
منبع روایت: الروائع المختارة،ص۷؛ تفسیر فرات کوفی، ح۵۴، ص۷۹؛ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۳۵۱.
تفسیر روایت
این روایت گرانسنگ که از امام حسن مجتبی (علیه السلام) در حضور امام علی (علیه السلام) نقل شده، از جایگاه بیبدیل امامت و ولایت در منظومه اعتقادی شیعه دوازده امامی پرده برمیدارد. تفسیر این کلام بر اساس منابع معتبر شیعی، بر چند محور اساسی استوار است:
1. امیرالمؤمنین (ع) به مثابه «باب»: تعبیر «باب» یک استعاره عمیق کلامی است. در فرهنگ دینی، «باب» تنها راه ورود به یک حقیقت و قلعه نجات است. این تعبیر مطابق با روایات فراوانی است که امام علی (علیه السلام) را «باب علم نبی»، «باب شهر حکمت» و تنها مسیر دستیابی به حقیقت دین پس از رسول الله (صلی الله علیه وآله) معرفی میکند. ورود به این باب، به معنای پذیرش ولایت و امامت ایشان و تبعیت عملی از سیره و سنت آن حضرت است.
2. دستاورد «ورود»: امنیت کامل: فرمایش امام حسن (ع) میفرماید: «مَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا». این امنیت، تنها امنیت جسمانی نیست، بلکه «امنیت معنوی»، «امنیت در قیامت» و «نجات از آتش دوزخ» است. این مفهوم با آیات قرآن مانند آیه «يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» (شعرا: ۸۸-۸۹) و روایاتی که قلب سلیم را همان حب و ولایت اهل بیت (علیهم السلام) میدانند، همسو است. همچنین، مصداق «حبل الله» در آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (آل عمران: ۱۰۳) در روایات شیعه و سنی، به امام علی (ع) و اهل بیت تفسیر شده است.
3. پیامد «خروج»: کفر: هشدار شدید «وَمَنْ خَرَجَ مِنْهُ كَانَ كَافِرًا» بیانگر این حقیقت است که انکار جایگاه امامت بلافصل امام علی (علیه السلام) و خارج شدن از دایره ولایت او، تنها یک اشتباه فقهی یا سیاسی نیست، بلکه نوعی «کفر» به یکی از ضروریات دین محسوب میشود. این کفر، میتواند به معنای «کفر به ولایت» یا «کفر عملی» باشد که انسان را از دایره ایمان واقعی خارج میسازد. این تعبیر با حدیث معروف «سَلْسَبِیلِ الْجَنَّةِ» و «بَابُ حِطَّةٍ» که در شأن امام علی (ع) وارد شده، قابل مقایسه است.
4. تأکید و تثبیت سخن: جمله پایانی امام حسن (ع) «أَقُولُ قَوْلِي هَذَا» نشان از اهمیت فوقالعاده و قطعیت این مطلب دارد. ایشان با این تأکید، هرگونه تردید یا تفسیر انحرافی از این اصل اعتقادی را نفی میکنند. سپس استغفار میفرمایند که نشانه تواضع و ادب ایشان در برابر عظمت این حقیقت و درخواست توفیق برای خود و مخاطبان است.
خلاصه تفسیر: این روایت، امام علی (علیه السلام) را به عنوان تنها مسیر دستیابی به امنیت حقیقی (نجات اخروی و سعادت دنیوی) و معیار سنجش ایمان و کفر معرفی میکند. پذیرش ولایت او، عین ایمان و پیروی از صراط مستقیم، و رد آن، خارج شدن از دایره اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه وآله) است.
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: «الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ أَقْدَامِهَا، وَ الْزَمْ رِجْلَهَا فَثَمَّ الْجَنَّةَ»
(کنز العمّال،جلد ۱۶، صفحه ۴۶۲، حدیث ۴۵۴۴۳)
پیوسته در خدمت (و پایبند فرمان) مادر باش، چرا که بهشت زیر پای مادران است؛ و (اگر چنین کنی) آنجاست که بهشت را مییابی.
این کلام نورانی از بانوی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا(س)، به عنوان بلندترین و گویاترین بیانیه درباره مقام مادر در فرهنگ اسلامی شناخته میشود. این حدیث، دو مفهوم کلیدی را در هم میآمیزد: تکلیف و تعهد انسان نسبت به مادر، و پاداش بینهایت این عمل.
نکات تفسیری:
۱. فرمان عملمحور (الْزَمْ رِجْلَهَا):
عبارت «لازمش شو» یا «پایبندش باش»، فراتر از احترام زبانی است. این عبارت دستوری است برای همراهی عملی، خدمترسانی، اطاعت در مشروع و مراقبت دائم از مادر. این همان «برّ» (نیکی کامل) است که بارها در قرآن در کنار توحید قرار گرفته: «وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَیْهِ…» (احقاف: ۱۵).
۲. چرایی این فرمان (فَإِنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ أَقْدَامِهَا):
این بخش، حکمت و فلسفه این تأکید را نشان میدهد. مادر، با درد زایمان، شیردهی و شببیداریها، نمونهی مجسم ایثار و عشق بیمنت است. بهشت، پاداش چنین فداکاریای است و راه رسیدن به آن پاداش، احترام به صاحب آن فداکاری است. این جمله به ما یادآوری میکند که رضایت مادر، دروازه رضایت خدا و در نتیجه، دروازه بهشت است. این معنا در روایات دیگر نیز آمده، مانند حدیث مشهور: «رِضَا الرَّبِّ فِي رِضَا الْوَالِدِ» (رضای خدا در رضای پدر و مادر است).
۳. تأکید بر نتیجه (فَثَمَّ الْجَنَّةَ):
تکرار عبارت «آنجاست بهشت»، قطعیت و بیچونوچرایی این وعده الهی را نشان میدهد. این یک معامله پر سود معنوی است: خدمت به مادر = کسب بهشت. این سخن، به ویژه از زبان کسی است که خود «ام ابیها» (مادر پدرش) خوانده میشد و تجسم کامل دختری فداکار بود.
جمعبندی و پیام کاربردی:
این حدیث، یک چراغ راه همیشگی برای همه انسانهاست. پیام حضرت زهرا(س) این است:
· بهشت، انتزاعی و دور نیست؛ زیر پای مادر شماست.
· راه رسیدن به سعادت ابدی، از خدمت به کسی میگذرد که زندگی ابدی شما را با زندگی دنیوی خود خرید.
· احترام به مادر، یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت دینی و انسانی برای رستگاری است.
این کلام، پاسخی محکم به فرهنگ فردگرایی امروز است و یادآور میکند که بزرگترین سرمایهگذاری معنوی، محبت و خدمت به والدین، به ویژه مادر است.
امام صادق علیهالسلام میفرمایند: «مَنْقالَ بَعدَ صَلوةِ الْفَجْرِ و بَعدَ صَلوةِ الظُّهرِ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد و آلِ مُحَمَّد و عَجِّل فَرَجَهُمْ لَمْ یَمُتْ حَتّی یُدْرِکَ الْقَائِمَ مِن آلِ مُحَمَّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم» ترجمه:هر کس پس از نماز صبح و نماز ظهر بگوید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»، از دنیا نمیرود مگر آنکه قائم از آل محمد (عج) را درک میکند.
📚بحار الأنوار، جلد ۵۳، صفحه ۱۷
این روایت نورانی از امام صادق(ع)، بر اهمیت و استمرار ذکر صلوات همراه با دعای تعجیل فرج در دو وقت کلیدی روز (پس از نماز صبح و ظهر) تأکید میورزد و پاداشی عظیم برای آن بیان میکند.
نکات تفسیری
۱. استمرار و زمانبندی: تأکید بر دو نماز صبح (آغاز فعالیت روز) و ظهر (میانه روز)، نشاندهنده استمرار و تداوم این یاد و دعا در متن زندگی روزمره است. این دستور، یاد امام زمان(عج) و آرزوی فرج را از یک احساس دورهای، به یک عقیده و عمل همیشه حاضر در زندگی مؤمن تبدیل میکند.
۲. صلوات بهعنوان کلید: صلوات بر محمد(ص) و آلمحمد(ع)، خود یک عبادت مستحب مؤکد و وسیله تقرب به خدا است. پیوند آن با دعای فرج نشان میدهد که محبت و ولایت اهلبیت(ع) و انتظار فرج، دو روی یک سکه هستند. انسان نمیتواند منتظر امام زمان باشد، اما با ذکر صلوات، پیوند خود را با سلسله ولایت مستحکم نکند.
۳. معنای «لَمْ یَمُتْ حَتَّی یُدْرِکَ الْقَائِمَ»:
این وعده امام صادق(ع)را میتوان به دو وجه تفسیر کرد:
وجه ظاهری و امیدبخش:این یک بشارت بزرگ الهی برای منتظران راستین است که خداوند به برکت این ذکر استمراری، عمرشان را به زمان ظهور میرساند تا شاهد آن عصر طلایی باشند.
وجه معنوی و قطعی:حتی اگر شخص قبل از ظهور از دنیا برود، «ادراک قائم» میتواند به معنای «درک کردن حقیقت امامت، آرمانها و اهداف آن حضرت» و یا «حضور در سپاه یاریگر او به روح و اراده» باشد. چنین کسی در قیامت از یاوران و پیروان آن حضرت محسوب میشود. این مفهوم با روایت «مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِیداً» همسو است.
۴. کارکرد تربیتی این ذکر: تکرار روزانه این دعا
یاد امام زمان(عج) را در قلب زنده نگه میدارد.
نگاه انسان را از مشکلات کوچک روزمره، به آرمان بزرگ جهانی میکشاند.
آرزوی فرج را به یک خواسته قلبی و دغدغه اصلی تبدیل میکند.
جمعبندی:
امام صادق(ع) در این حدیث، یک «برنامه عملی ساده و روزانه» برای زنده نگهداشتن روحیه انتظار و پیوند با امام عصر(عج) ارائه میدهند. این کار، نه تنها یک عمل مستحب مؤکد است، بلکه نشانه عهد و پیمان با ولایت و اعلام آمادگی برای ظهور است. این روایت، نویدی روشن و امیدبخش برای همه کسانی است که آرزوی تحقق عدالت جهانی را در دل دارند.
نعمت الهی که بیدقتی در آن، جامعه را به نزاع میکشاند! (تفسیر حدیثی از امام صادق(ع) برای زندگی مدرن)
امام صادق(علیه السلام):
«مَنَّ اللّهُ عَزَّ و جلَّ عَلَى النّاسِ بَرِّهِمْ وَ فَاجِرِهِمْ بِالْكِتَابِ وَ الْحِسَابِ، وَ لَوْلَا ذَلِكَ لَتَغَالَطُوا».
خداوند عزّ و جلّ، با نعمتِ نوشتن و حساب کردن بر مردم، چه نیکوکار و چه بدکار، منّت نهاد و اگر این دو کار نبود، آنان دچار اشتباه (و تضییع حقوق) میشدند.
این روایت در الکافی (ج۵، ص۱۵۵، ح۱)
تفسیر و تحلیل حدیث
۱. شاملبودن نعمت برای همه مردم
امام صادق(ع) تأکید میفرمایند که نعمت کتابت (نوشتن) و حساب (محاسبه و شمارش) شامل همه مردم (بَرِّهِمْ وَ فَاجِرِهِمْ) میشود. این بیان نشاندهنده حکمت و رحمت عام الهی است که حتی شامل کسانی که از این ابزارها برای اهداف نادرست استفاده میکنند نیز میگردد. این مفهوم با آیات قرآنی مانند «رحمتی وسعت کل شیء» (اعراف:۱۵۶) هماهنگ است.
۲. کتابت: تضمین حقوق و جلوگیری از انکار
در فرهنگ اسلامی، نوشتن قراردادها، دینها و تعهدات بسیار توصیه شده است. در قرآن کریم آمده: «وَ لَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ» (بقره:۲۸۲). این فرمان الهی برای حفظ حقوق مردم و جلوگیری از تغالط (اشتباه، نزاع و انکار) است. در روایات شیعه، تأکید زیادی بر تدوین علم و نوشتن احادیث شده که نشاندهنده اهمیت کتابت در حفظ میراث دینی است.
۳. حسابگری: نظم در امور مادی و معنوی
حساب میتواند هم به معنای حسابهای مالی و معاملاتی باشد و هم به معنای محاسبه نفس (مراقبه و خودارزیابی). امام صادق(ع) در این حدیث به هر دو بعد اشاره دارند. در سیره ائمه(ع) توجه به دقت در معاملات و رعایت حقوق مالی مردم بسیار مشهود است. همچنین در روایات، محاسبه نفس پیش از روز قیامت توصیه شده است: «حاسبوا انفسکم قبل أن تحاسبوا».
۴. جلوگیری از «تغالط» و نزاع
واژه «لَتَغَالَطُوا» از ریشه «غ ل ط» به معنای اشتباه کردن، مباحثه و نزاع بر سر حقوق است. امام(ع) میفرمایند بدون این دو نعمت، مردم دچار اختلاف، انکار و تضییع حقوق میشدند. این بیان نشان میدهد که عقلانیت و تدبیر در امور اجتماعی بخشی از دین اسلام است. در دیدگاه شیعه، عقل به عنوان حجت باطنی مکمل شرع است و این حدیث نمونهای از تلفیق عقلانیت و تعالیم دینی است.
۵. منّت الهی: زمینهساز مسئولیتپذیری
واژه «مَنَّ» به معنای نعمت بزرگ دادن است. این نعمت الهی زمینهساز مسئولیتپذیری و عدالتجویی است. در نظام فقه شیعه، شهادت، نوشتار و اسناد به عنوان ادله اثبات حق مورد توجه قرار گرفتهاند. این حدیث پشتوانه روایی برای ضرورت ثبت رسمی عقود و ایقاعات در زندگی اجتماعی است.
جمعبندی
این حدیث شریف از امام صادق(ع) بر خردمندانه بودن شریعت اسلام تأکید دارد. نعمت کتابت و حساب به عنوان ابزاری برای نظمبخشی به زندگی اجتماعی، حفظ حقوق متقابل و جلوگیری از نزاع و انکار از جانب خداوند به بشر عطا شده است. از دیدگاه شیعه، این حدیث نشاندهنده توجه اهل بیت(ع) به اداره جامعه بر اساس عدل و تدبیر است و عقلانیت جمعی را تشویق میکند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرمایند:
«اَمّا عَلامَةُ التّائِبِ فَاَرْبَعَةٌ: اَلنَّصيحَةُ لِلّهِ فى عَمَلِهِ وَ تَرْكُ الْباطِلِ وَ لُزومُا لْحَقِّ وَ الْحِرْصُ عَلَى الْخَيْرِ»
«نشانه توبهکننده چهار است: عمل خالصانه برای خدا، رها کردن باطل، پایبندی به حق و حریص بودن بر کار خیر.»
توبه واقعی؛ تحول درونی با نشانههای بیرونی
این حدیث شریف از پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله، معیارهای تشخیص توبه حقیقی را بیان میکند. توبه تنها گفتن “استغفرالله” نیست، بلکه تحولی عمیق در وجود انسان است.
چهار نشانه توبه کننده راستین
۱. اخلاص در عمل
«عمل خالصانه برای خدا»
· انجام همه اعمال تنها برای رضای خداوند
· دوری از ریا و خودنمایی
· توجه به نیت در همه رفتارها و گفتارها
۲. دوری از باطل
«رها کردن باطل»
· ترک گناهان گذشته
· دوری از محیطهای گناهآلود
· قطع ارتباط با عوامل انحراف
۳. پایبندی به حق
«پایبندی به حق»
· التزام عملی به واجبات شرعی
· رعایت حقوق خدا و مردم
· استواری بر راه راست despite difficulties
۴. حرص بر نیکی
«حریص بودن بر کار خیر»
· شوق و اشتیاق برای انجام نیکیها
· پیشدستی در کارهای خیر
· احساس لذت از خدمت به دیگران
آثار عملی این نشانهها در زندگی
تحول فردی
· آرامش درونی و روحی
· احساس سبکی و رهایی از گناه
· نزدیکی بیشتر به خداوند
تحول اجتماعی
· تبدیل شدن به الگویی برای دیگران
· تأثیر مثبت بر اطرافیان
· مشارکت فعال در کارهای خیر
مسیر توبه واقعی
گام اول: عزم راسخ
تصمیم جدی برای ترک گناه و جبران گذشته
گام دوم: تغییر عملی
ایجاد تحول در رفتار و منش daily life
گام سوم: تداوم و استمرار
پایدار ماندن در راه حق و نیکی
درسی برای امروز ما
در دنیای پرازدهی امروز که:
· گناهان رنگهای مختلفی به خود گرفتهاند
· ارزشهای الهی کمرنگ شدهاند
· نیکیها مورد تمسخر قرار میگیرند
این حدیث نورانی چراغ راه ماست:
· اخلاص نجاتبخش از دام خودپسندی
· دوری از باطل سپر در برابر انحرافات
· پایبندی به حق عامل استواری در طوفانها
· حرص بر خیر موتور محرکه برای خدمت
سخن پایانی
توبه واقعی، تولدی دوباره است که آثارش در تمام زوایای زندگی آشکار میشود. این چهار نشانه، معیار سنجش حقیقت توبه هر انسان است.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرمایند:
«مَنْ أخْلَصَ لِلّهِ أرْبَعينَ صَباحا ظَهَرَتْ يَنابيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِهِ»
«هر کس چهل روز خود را برای خدا خالص کند، چشمههای حکمت از قلب وی بر زبانش جاری میشود.»
معجزه چهل روز اخلاص
این حدیث نورانی از پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله، وعدهای الهی درباره تأثیر شگفتانگیز اخلاص است. چهل روز تمرین خالصسازی نیت، میتواند تحولی عظیم در وجود انسان ایجاد کند.
چگونه به این مقام برسیم؟
اخلاص عملی
· انجام همه اعمال تنها برای رضای خدا
· دوری از ریا و خودنمایی
· تمرین روزانه پاکسازی نیت
تداوم و استمرار
· چهل روز پیگیری مستمر
· عدم قطع این رشته روحانی
· پایداری در عبادت و بندگی
ثمرات این چهل روز
جاری شدن حکمت از قلب به زبان
· سخنان از روی علم و حکمت خواهد بود
· پاسخهای حکیمانه به پرسشها
· راهنمایی دیگران با کلمات نورانی
تبدیل قلب به منبع حکمت
· قلب از جایگاه احساسات محض، به منبع حکمت تبدیل میشود
· درک عمیق حقایق عالم
· شناخت دقیق خیر و شر
مراحل عملی دستیابی به این مقام
هفته اول: پاکسازی نیت
· بررسی انگیزهها در همه اعمال
· تمرین انجام کارها بدون چشمداشت مادی
هفته دوم: تقویت عبادات
· توجه خاص به نمازهای یومیه
· انس با قرآن و دعا
هفته سوم: کنترل زبان
· گزیدهگویی
· دوری از سخنان بیهوده
هفته چهارم: تجلی حکمت
· ظهور آثار حکمت در کلام و رفتار
· مشاوره حکیمانه به دیگران
آثار این تحول در زندگی
در زندگی فردی
· آرامش عمیق درونی
· بینش صحیح نسبت به مسائل
· قدرت تحلیل و تشخیص بالا
در زندگی اجتماعی
· تبدیل شدن به مرجعی برای مشورت
· تأثیرگذاری مثبت بر اطرافیان
· توانایی حل مسائل پیچیده
سخن پایانی
این حدیث شریف به ما میآموزد که حکمت، هدیهای الهی است که در ازای اخلاص به انسان عطا میشود. چهل روز تمرین اخلاص، میتواند ما را به چشمههای جوشان حکمت متصل کند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرمایند:
«حَسِّنوا أَخلاقَکُم وَ الطُفوا بِجیرانِکُم وَ أکرِموا نِساءَکُم، تَدخُلُوا الجَنَّهَ بِغَیرِ حِسابٍ»
«اخلاق خود را با دیگران نیکو کنید و با همسایگان خود مهربان باشید و زنان خود را گرامى بدارید تا بدون حساب وارد بهشت شوید.»
راههای رسیدن به بهشت بیحساب
این حدیث شریف از پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله، سه کلید طلایی برای ورود آسان به بهشت را به ما مینمایاند.
سه شرط اساسی برای ورود بیحساب
۱. خوشاخلاقی با مردم
«اخلاق خود را با دیگران نیکو کنید»
· برخورد نیکو با همه مردم، بدون تبعیض و تفاوت
· کنترل زبان و رفتار در برخوردهای اجتماعی
· تحمل آزار دیگران و پاسخ گزنده ندادن
۲. مهربانی با همسایگان
«با همسایگان خود مهربان باشید»
· رعایت حقوق همسایگی در همه ابعاد
· احترام به حریم شخصی آنان
· کمک به همسایگان در نیازهای مادی و معنوی
· همسایه به معنای گسترده، شامل همسایه مسجد، محل کار و هممحلهای میشود
۳. تکریم زنان
«زنان خود را گرامى بدارید»
· حفظ کرامت و شخصیت زن در خانواده و جامعه
· توجه به نیازهای عاطفی و معنوی زنان
· پرهیز از هرگونه سوءاستفاده و بهرهکشی از زنان
· قرار دادن زن در جایگاه واقعی انسانی و اسلامی
آثار عملی این سه شرط
در زندگی فردی
· آرامش روانی و معنوی
· محبوبیت در جامعه
· تقرب به خداوند
در زندگی اجتماعی
· استحکام روابط اجتماعی
· گسترش محبت و همدلی
· ایجاد جامعهای سالم و پویا
درسی برای امروز ما
در عصر حاضر که:
· خشونتهای کلامی و اخلاقی رو به افزایش است
· روابط همسایگی تضعیف شده است
· کرامت زن در معرض خطر قرار دارد
این حدیث نورانی راه نجات را به ما نشان میدهد:
· اخلاق نیکو چونان نوری در تاریکیهای اجتماعی
· همسایهداری همچون عاملی برای انسجام اجتماعی
· تکریم زن به عنوان کلید سلامت خانواده و جامعه
سخن پایانی
ورود به بهشت بیحساب، آرزوی هر مؤمنی است و این حدیث نشان میدهد که این آرزو با رفتارهای عملی و اجتماعی ما در همین جهان تحقق مییابد.
امام رضا علیهالسلام در پاسخ به پرسش اباصلت هروی درباره نشانههای قائم آل محمد(عج) فرمودند:
«عَلامَتُهُ أن يَكونَ شَيخَ السِّنِّ شابَّ المَنظَرِ، حَتّى إنَّ النّاظِرَ إلَيه لَيَحسَبُهُ ابنَ أربَعينَ سَنَةً أو دونَها»
«نشانهاش آن است که پیر سن و جوانسیماست، چنان که هر کس به وی مینگرد، او را چهلساله یا کمتر میانگارد.»
جوانی ابدی؛ نشانهای از قدرت الهی
این روایت شگفتانگیز از امام رضا علیهالسلام، به یکی از معجزات ظاهری حضرت مهدی(عج) اشاره میکند که خود گواهی زنده بر قدرت بیپایان پروردگار است.
پیر سن، جوانسیما
امام زمان(عج) با وجود گذشت قرنها از عمر شریفش، چهرهای جوان و شاداب دارد. این پدیده فراطبیعی، نشاندهنده عنایت خاص الهی به آخرین ذخیره خداوند روی زمین است.
چهلسالگی؛ اوج شکوفایی
چهل سالگی در فرهنگ اسلامی، سن کمال عقل و تجربه است. امام(عج) در اوج توانمندی فکری و جسمی ظاهر میشود تا بتواند جهان را به سوی عدالت رهبری کند.
پیامهای این نشانه ظاهری
۱. تجلی قدرت خداوند
جوان ماندن امام در این مدت طولانی، خود معجزهای مستمر است که هر بینندهای را به تفکر وامیدارد.
۲. آمادگی کامل برای رهبری
ظاهر جوان امام(عج) نشان میدهد که ایشان از نیروی جسمانی و روحی کامل برای انجام مأموریت عظیم خود برخوردارند.
۳. امید به زندگی جاودانه
این ویژگی، نویدی است برای مؤمنان که در حکومت جهانی امام زمان(عج)، برکت و سلامت از مواهب الهی خواهد بود.
درسی برای ما
این نشانه به ما میآموزد که:
· قدرت خداوند بر همه چیز احاطه دارد
· ظاهر و باطن انسان میتواند تحت عنایت الهی دگرگون شود
· برای ظهور باید چشمانتظار معجزات الهی بود
منتظر واقعی کسی است که این نشانهها را باور دارد و برای دیدن آن لحظهشماری میکند.
امام حسن علیه السلام در پاسخ به پرسش پدر بزرگوارش امیرالمؤمنین علیه السلام درباره مفهوم شُح (تنگچشمی و بخل) فرمودند:
«أن تَرى ما في يَدَيكَ شَرَفا وما أنفَقتَ تَلَفا» «تنگچشمی آن است که آنچه را داری مایه شرافت پنداری و آنچه را انفاق کنی، تلف شده و بر باد رفته انگاری.»
این تعریف امام حسن مجتبی علیه السلام از شُح، پرده از ریشههای روانی و فکری این بیماری اخلاقی برمیدارد.
۱. شرافت در ثروتاندوزی
انسان بخیل مال خود را مایه شرافت و عزت میپندارد. او فکر میکند هر چه بیشتر اندوخته داشته باشد، باارزشتر و محترمتر است.
۲. انفاق برابر با تلف شدن
از نگاه فرد بخیل، هر چه را ببخشد یا انفاق کند، از دست رفته و تباه شده است. او قادر به دیدن برکات مادی و معنوی انفاق نیست.
پیامدهای این نگرش نادرست
فقر روحانی
انسانی که شرافت را در اندوختن ثروت میبیند، به تدریج از معنویت و انسانیت فقیر میشود.
محرومیت از برکات الهی
کسی که انفاق را تلف شدن میپندارد، خود را از برکات مادی و معنوی بخشش محروم میکند.
انزوا و تنهایی
بخل، انسان را از محبت دیگران و لذت بخشش محروم میکند.
درمان بخل از نگاه امام حسن علیه السلام
تغییر نگرش نسبت به مال
ثروت، وسیلهای برای آزمایش است، نه مایه شرافت. شرافت واقعی در بخشش و ایثار است.
درک حکمت انفاق
آنچه انفاق میشود، تلف شده نیست؛ بلکه سرمایهگذاری در راه خداست که سود آن در همین جهان و آخرت بازمیگردد.
در زندگی امروز ما
در دنیای مصرفگرای امروز که ارزش انسان را با میزان داراییهایش میسنجند، این کلام امام حسن علیه السلام یادآوری میکند که:
· ارزش واقعی در بخشش است، نه در اندوختن
· ثروت واقعی، ثروت روح و اخلاق است
· آنچه میبخشی، میماند و آنچه نگه میداری، از دست میرود
بخشندگی، نه تنها فقر نمیآورد، بلکه برکت و گسترش در روزی را به همراه دارد.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در کلامی گزیده و پرمعنا میفرمایند: «اَللَّجَاجَةُ تَسُلُّ اَلرَّأْيَ» «لجاجت تدبیر را سست میکند»
لجاجت؛ بیماری ویرانگر عقل
این حکمت کوتاه اما عمیق، به یکی از خطرناکترین آفات تصمیمگیری و خردورزی اشاره میکند. لجاجت و یکدندگی، مانند بیماری است که بنیانهای تفکر صحیح و برنامهریزی دقیق را از بین میبرد.
چگونه لجاجت تدبیر را نابود میکند؟
۱. بستن چشمهای خرد
انسان لجباز، تنها نظر خود را میبیند و حاضر به دیدن زوایای مختلف مسئله نیست. این همان سست کردن تدبیر است.
۲. کشتن فرصتهای طلایی
لجاجت باعث میشود انسان در زمانهای حساس، حاضر به تغییر روش نباشد و فرصتهای طلایی را از دست بدهد.
۳. ایجاد دشمنی و دوری دوستان
لجاجت، احترام دیگران را از بین میبرد و انسان را در انزوا قرار میدهد. انسانی که مشورتپذیر نباشد، به تدریج تنها میماند.
نشانههای لجاجت در زندگی
· اصرار بر روشهای ناکارآمد گذشته
· عدم پذیرش اشتباهات
· مقاومت در برابر پیشنهادهای مفید دیگران
· توجیه اشتباهات به جای اصلاح آنها
راههای درمان لجاجت
۱. تمرین فروتنی فکری
بپذیریم که ما کامل نیستیم و ممکن است اشتباه کنیم.
۲. توسعه فرهنگ مشاوره
از نظرات دیگران استقبال کنیم، حتی اگر با نظر ما مخالف باشند.
۳. انعطافپذیری در عمل
اگر روشی جواب نداد، شجاعت تغییر آن را داشته باشیم.
درسی برای مدیران و رهبران
امام علی علیهالسلام به مدیران و رهبران میآموزند که لجاجت، بزرگترین دشمن تصمیمگیری صحیح است. رهبری که لجباز باشد، سازمان را به ورطه نابودی میکشاند.
سخن پایانی
لجاجت، نه تنها تدبیر را سست میکند، بلکه احترام، اعتماد و فرصتها را نیز نابود میسازد. برای موفقیت در زندگی فردی و اجتماعی، باید این ویژگی مخرب را شناخت و با آن مبارزه کرد.
امام رضا علیهالسلام در کلامی گهربار و هشداردهنده، یکی از خطرناکترین انحرافات در مسیر ایمان را به ما گوشزد میفرمایند:
«لا تَدعُوا الَعمَلَ الصّالِحَ و الإجتِهادَ فِی العِبادَهِ، إتّکالاً علَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم»
«کار شایسته و کوشش در عبادت را، تنها به اعتماد و پشتگرمی محبّت آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم رها نکنید.»
محبت؛ آغازی است، نه پایان
این روایت عمیق، رابطه میان محبت اهل بیت و عمل صالح را به روشنی ترسیم میکند. امام رضا علیهالسلام به ما میآموزند که محبت آل محمد، جایگزین عمل و عبادت نیست، بلکه محرک و انگیزهای برای تلاش بیشتر است.
خطر اعتماد کورکورانه
گاه ممکن است برخی گمان کنند که تنها با ادعای محبت اهل بیت، از انجام فرائض و عبادات معاف هستند! امام رضا علیهالسلام به صراحت این اندیشه نادرست را رد میکنند.
محبت واقعی = پیروی عملی
محبت حقیقی به اهل بیت، خود را در اقدام عملی و اجتهاد در عبادت نشان میدهد. هر چه محبت ما عمیقتر باشد، تلاش ما برای انجام کارهای شایسته و عبادت پروردگار بیشتر خواهد شد.
سه پیام کلیدی این حدیث
1. محبت بدون عمل ناقص است
محبت اهل بیت باید در میدان عمل نمود پیدا کند.
2. عبادت بدون محبت خشک است
عمل صالح وقتی ارزشمند است که از چشمه محبت اهل بیت سیراب شود.
3. تعادل میان عشق و عبادت
هم باید دل را با محبت نورانی کرد و هم جان را با عبادت جلا داد.
در زندگی امروز ما
· در عصر حاضر که انواع سستیها و تنبلیها در انجام فرائض دینی دیده میشود، این حدیث یادآوری میکند که محبت واقعی به اهل بیت، تنبلی نمیآورد بلکه حرکتآفرین است.
· کسانی که خود را دوستدار اهل بیت میدانند، باید در عمل نیز پیشگام در نیکیها و عبادات باشند.
امام رضا علیهالسلام به ما میآموزند که محبت آل محمد، وسیلهای برای تقرب به خداست، نه بهانهای برای ترک عبادت.
امام جواد علیه السلام در سخنی گرانقدر که همچون چراغی فراروی راه زندگی است، میفرمایند:
«كَيفَ يَصنَعُ (يَضيعُ) مَنِ اللّهُ كافِلُهُ؟! و كَيفَ يَهرَبُ مَنِ اللّهُ طالِبُهُ ؟!»
«چگونه درمانَد كسى كه خداوند كفيل اوست؟! و چگونه بگريزد كسى كه خداوند جوينده (در تعقيب) اوست؟!»
این کلام نورانی، عمیقترین مفاهیم توحیدی و اعتماد به خداوند را در قالب پرسشی اثرگذار بیان میکند.
مفهوم “کفالت” الهی
وقتی خداوند کفیل انسان میشود، یعنی متعهد سرپرستی، حمایت و تأمین نیازهای او میگردد. آیا ممکن است کسی که چنین پشتوانهای دارد، در زندگی درمانده و سرگردان شود؟ این بیان امام نهم، پاسخی قاطع به تمام دغدغهها و نگرانیهای ماست.
معنای “طلبیدن” از سوی خدا
عبارت «طالبه» از سوی خداوند، نشان از عشق و اراده الهی برای هدایت و رساندن بنده به کمال دارد. خداوند نه تنها منتظر نمیماند تا ما به سویش برویم، بلکه خود، جوینده و در پی ماست. چگونه میتوان از چنین محبت و عنایتی گریخت؟
درسهای عملی برای زندگی
این حدیث شریف به ما میآموزد:
· در برابر مشکلات، به جای یأس و ناامیدی، به کفالت خداوند توکل کنیم.
· از رحمت بیپایان الهی هرگز ناامید نشویم، چرا که او خود در پی نجات ماست.
· ایمان واقعی به خداوند، آرامش و اطمینانی عمیق در پی دارد که هیچ عاملی نمیتواند آن را از بین ببرد.
امام جواد علیه السلام در این جمله کوتاه، کلید رهایی از اضطراب و ترس را به ما میدهند: ایمان به اینکه خداوند، کفیل و طالب ماست.
زمینهسازان حکومت مهدوی: ویژگی یاوران منتظر
امام صادق علیهالسلام در بیان عمیقی به ویژگی یاران خاص حضرت مهدی(عج) اشاره میفرمایند:
«بهراستی صاحب این امر (امام زمان علیه السلام)، یارانش برای او نگهدارى شدهاند. اگر همه مردم نیز از بین بروند، خداوند یارانش را به او مىرساند.»
این بیان نورانی همراه با دو آیه از قرآن کریم، تصویری واضح از زمینهسازان واقعی حکومت جهانی امام عصر(عج) ارائه میدهد.
یاران ذخیره شده الهی
امام صادق علیهالسلام تأکید میکنند که یاران امام زمان(عج)، نگهدارى شده در نزد خداوند هستند. این بدان معناست که:
· این یاران، برگزیدگان الهیاند
· حفظ و حراست آنان به دست خداست
· حتی اگر همه مردم روی زمین نابود شوند، این گروه ویژه باقی میمانند
ویژگیهای یاران خاص در قرآن
گروه جایگزین و صالح
خداوند در آیه 89 سوره انعام میفرماید: «و اگر اینان بدان (به اسلام) کفر ورزند، بیگمان، گروهى (دیگر) را بر آن گماریم که کافر نباشند»
این آیه نشان میدهد که خداوند همیشه گروهی جایگزین و صالح را آماده دارد تا اگر گروهی از مسیر منحرف شدند، آنان را جایگزین کند.
گروه دوستدار خدا و دوستداشتنی
در آیه 54 سوره مائده میخوانیم: «خداوند به زودى گروهى را خواهد آورد که آنان را دوست مىدارد و آنان (نیز) او را دوست دارند. با مؤمنان، مهربان و فروتناند و با کافران سختگیرند»
چهار ویژگی برجسته یاران امام زمان
1. محبت دوسویه با خداوند - آنان خدا را دوست دارند و خدا نیز آنان را دوست میدارد
2. مهربانی با مؤمنان - نسبت به برادران دینی خود، دلسوز و مهرباناند
3. عزت در برابر کافران - در برابر دشمنان اسلام، استوار و سختگیرند
4. فروتنی و تواضع - در میان مؤمنان، متواضع و بیتکبرند
درسهایی برای منتظران واقعی
این روایت و آیات قرآن به ما میآموزد که:
· زمینهسازی برای ظهور، تنها با ساختن خود ممکن است
· باید در جهت ایجاد ویژگیهای یاران خاص در خود بکوشیم
· محبت به خدا و دوستی با مؤمنان از ارکان اصلی انتظار است
منتظر واقعی کسی است که امروز خود را به صفات یاران فردا بیاراید.
امام صادق علیه السلام : «فَإنَّهُ يُلَيِّنُ الأبدانَ و يَجلُو كَدِرَ الهَواءِ فَيَرتَفِعُ الوَباءُ الحادِثُ مِن ذلِكَ».
بارش باران، بدنها را لطيف مىكند و آلودگى را از هوا مىزدايد و وباىِ پديدآمده از آن را از بين مىبرد.
📚 بحار الأنوار، ج٥٩، ص٣٨٦
امام صادق (علیه السلام) در این حدیث کوتاه و پرمغز، با بیانی علمی و شیوا، به سه فایده عظیم و مرتبط باران اشاره میفرمایند که گویی چرخهای از سلامت و پاکی را ایجاد میکند:
۱. «یُلَیِّنُ الأبدان» — بدنها را نرم و لطیف میکند
· تفسیر: این بخش به تأثیر مستقیم باران بر “سلامت جسم” اشاره دارد. هوای مرطوب و پاک پس از بارش، باعث:
· آبرسانی و لطافت پوست: خشکی پوست و مشکلات تنفسی ناشی از هوای خشک و آلوده را برطرف میکند.
· آرامش اعصاب: هوای پاک و مطبوع پس از باران، اثر مستقیمی بر آرامش روان و کاهش تنشهای عصبی دارد.
· تسهیل گردش خون: تنفس هوای پاک، اکسیژن رسانی به بدن را بهبود میبخشد.
۲. «یَجْلُو کَدِرَ الهَواء» — آلودگی را از هوا میزداید
· تفسیر: این بخش، اشاره به یک “عملکرد فیزیکی-شیمیایی” باران دارد. قطرات باران مانند یک “فیلتر طبیعی و آسمانی” عمل میکنند.
· شستشوی ذرات معلق: ذرات گرد و غبار، دوده و آلایندههای موجود در هوا را جذب و به زمین بازمیگردانند.
· تصفیه هوا: بسیاری از گازهای مضر و بوهای نامطبوع در هوا را در خود حل کرده و هوا را تازه و پاکیزه میکنند.
۳. «فَیَرْتَفِعُ الْوَبَاءُ الْحَادِثُ مِنْ ذَلِکَ» — وبای پدیدآمده از آن را از بین میبرد
· تفسیر: این بخش، “پیامد بهداشتی” دو فایده پیشین است. امام (ع) به طور مشخص اشاره میکنند که بسیاری از بیماریهای مسری و همهگیر (که در گذشته به آن “وبا” گفته میشد)، ناشی از هوای “کدر” و آلوده است.
· قطع زنجیره بیماری: با پاک شدن هوا، عوامل بیماریزا (باکتریها و ویروسها) که در ذرات معلق وجود دارند، از محیط زندگی انسان حذف میشوند.
· پیشگیری: بنابراین، باران یک “اقدام پیشگیرانه” طبیعی در برابر گسترش بیماریهاست.
پیام اصلی و کاربردی برای امروز
این حدیث برای انسان عصر حاضر که با معضل “آلودگی هوا” دست به گریبان است، پیامهای مهمی دارد:
· نشانهشناسی: هر قطره باران، تنها آب نیست؛ بلکه حامل رحمت، سلامتی و پاکی از سوی خداست. باید با “چشم حکمت” به نعمتهای الهی نگریست.
· شکرگزاری: این بیان امام (ع)، دلیل محکم دیگری برای شکرگزاری از نعمت باران است. ما معمولاً تنها زمانی که با کمآبی مواجه میشویم، ارزش آب را درک میکنیم، در حالی که باران، خود یک “تصفیهخانه رایگان” برای محیط زیست ماست.
· درک علم الهی: این روایت نشان میدهد که ائمه (ع) قرنها پیش به رابطه بین “آلودگی هوا” و “بیماریهای مسری” واقف بودند، علمی که بشر امروز با هزینههای گزاف به آن دست یافته است.
جمعبندی
امام صادق (علیه السلام) در این حدیث، باران را نه فقط یک پدیده جوی، بلکه یک “مظهر رحمت الهی” معرفی میکنند که چرخهای از نعمت را تکمیل میکند: “سلامتی جسم” ← “پاکی محیط” ← “جلوگیری از بیماری". این نگاه، هم توحیدی است و هم کاملاً علمی و عقلانی. پس باید در برابر این همه نعمت پیوسته، شاکر پروردگار مهربان باشیم.
قال عليّ عليه السّلام: العلم لا يحصل إلّا بخمسة أشياء: أوّلها: بكثرة السّؤال و الثّاني: بكثرة الاشتغال و الثّالث: بتطهير الأفعال و الرّابع: بخدمة الرجال و الخامس: باستعانة ذي الجلال.
حضرت علی علیه السلام می فرماید: علم جز با پنج چيز به دست نمي آيد: سؤال کردن بسيار، اشتغال فراوان به «درس و بحث و پژوهش» طهارت در رفتار و کردار، خدمت کردن به مردان، «يعنى علماء و دانشمندان و اساتید» و كمك خواستن از خداوند متعال.
(تحرير المواعظ العددية، ص: 394)
امام علی (علیه السلام) در این حدیث کوتاه، یک «فرمول جامع و پنج مرحلهای» برای دستیابی به علم حقیقی ارائه میفرمایند. این پنج شرط، تنها به دانش دینی محدود نمیشود، بلکه برای کسب هر نوع علم و مهارتی کاربردی و ضروری است. بیایید این پنج کلید را به تفکیک بررسی کنیم:
· تفسیر: علم، با نادانستن و اعتراف به جهل آغاز میشود. انسان تا سؤال نکند، به دنبال پاسخ نمیرود. پرسش، موتور محرک یادگیری است. این پرسشگری باید هم “درونی” (از خود پرسیدن) و هم “بیرونی” (از اساتید و اهل علم پرسیدن) باشد.
· کاربردی: خجالت را کنار بگذارید. هرگز از پرسیدن هیچ سؤالی، هر چند ساده به نظر برسد، نهراسید. فضای ذهن خود را به یک محیط پویا و پرسشگر تبدیل کنید.
· تفسیر: علم، یک شبه و با آرزو به دست نمیآید. این مرحله، سختترین بخش کار است و نیازمند “مداومت” و “تمرین” است. علم مانند درختی است که تنها با آبیاری مستمر و مداوم به ثمر مینشیند.
· کاربردی: برنامهریزی منظم برای مطالعه، تکرار و مرور مطالب، حل تمرین و مباحثه علمی، مصادیق همین “اشتغال فراوان” هستند. از سختکوشی خسته نشوید.
· تفسیر: این شرط، نقطه تمایز «علم نافع» (دانش سودمند) از «علم غیرنافع» است. اگر قلب و اعمال انسان آلوده به گناه، حسادت، خودخواهی و غرور باشد، مانند آینهای زنگار گرفته است که نمیتواند نور حقیقت را منعکس کند. تقوا و پاکی، شرط “درک” صحیح علوم است.
· کاربردی: در مسیر دانش، نیت خود را برای خدا خالص کنید. از علم برای فخرفروشی و قدرت طلبی استفاده نکنید. مراقب اخلاق و رفتار خود باشید تا قلب شما ظرفیت دریافت علم را از دست ندهد.
· تفسیر: این مرحله، تنها “حضور در کلاس” نیست، بلکه به معنای “فروتنی” و “ادب” در برابر استاد و “خدمت” به او است. با این خدمت (که میتواند حتی در قالب انجام کاری کوچک باشد)، طالب علم، حجب و حیا را کنار زده و قلب استاد را برای انتقال کامل علم و اسرار آن، به خود میگشاید.
· کاربردی: با ادب و تواضع در محضر استاد حاضر شوید. برای ایشان احترام قائل باشید. این تواضع، کلید گنجینههای علمی است که در سینه اساتید نهفته است.
· تفسیر: این شرط، رکن اصلی و روح حاکم بر تمام مراحل است. انسان در نهایت، موجودی محدود است و علم حقیقی، گنجی الهی. بدون استعانت و توکل بر خداوند متعال، تمام تلاشها ممکن است به بیراهه برود یا برکت خود را از دست بدهد.
· کاربردی: در هر مرحله از یادگیری، از خداوند طلب توفیق، فهم درست و بهرهوری کنید. دعا کنید که علمتان را برکت دهد و آن را در راه خیر به کار گیرید.
امام علی (علیه السلام) در این فرمول طلایی، به ما میآموزند که علمآموزی یک فرآیند “فردی-اجتماعی-معنوی” است:
· فردی: با سؤال و تلاش فراوان.
· اجتماعی: با تواضع و خدمت به استاد.
· معنوی: با پاکی نیت و یاری جستن از خدا.
این پنج کلید، یک سیستم به هم پیوسته هستند. نبودن هر یک، میتواند باعث نقصان در فرآیند کسب علم حقیقی شود. اگر احساس میکنید در مسیر دانش پیشرفت کافی ندارید، این پنج گام را در خود مرور کنید و نقاط ضعف خود را بیابید.
منبع حدیث: تحریر المواعظ العددیه، صفحه ۳۹۴

در نگاه سطحی،ممکن است شرک را تنها در قالب بتپرستی و پرستش اصنام بدانیم، اما قرآن و روایات اهل بیت(ع) پرده از حقیقت عمیقتری برمیدارند. خداوند در قرآن میفرماید: «وَ مَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُم بِاللَّهِ إِلَّا وَهُم مُّشْرِکُونَ» (سوره یوسف، آیه ۱۰۶). این آیه هشدار میدهد که بسیاری از افراد، در عین ایمان ظاهری به خدا، در دل مشرک هستند. اما این شرک چگونه خود را نشان میدهد؟
تحلیل شرک پنهان: شرک خفی،همان “بندگی غیرخدا” در دل، عمل و نیت است. وقتی ارزشهایمان را از فرهنگ بیگانه میگیریم، وقتی برای کسب رضایت مخلوق، حریم خدا را میشکنیم، وقتی از ترس یا طمع، حق را کتمان میکنیم، در دام شرک پنهان گرفتار آمدهایم. امام علی(ع) در توصیف چنین افرادی میفرمایند: «بندهای هستند که طمع بردگی، آنان را به اسارت کشیده است» (غررالحکم، حدیث ۲۹۳).
اخلاص؛ پادزهر شرک: تنها راه رهایی از این ورطه،«اخلاص» است. اخلاص فقط در نماز خواندن خلاصه نمیشود؛ بلکه حالتی است که در آن، انسان هیچ انگیزهای جز رضای خدا در هیچ کاری ندارد. امام صادق(ع) در تعریف اخلاص میفرمایند: «اَلْإِخْلاصُ أَنْ لا تَطْلُبَ عَلَى عَمَلِکَ شاهِداً غَیْرَ اللَّهِ» (اصول کافی، جلد ۲، صفحه ۱۶). یعنی در اعمالت، هیچ ناظر و گواهی جز خدا را در نظر نگیری.
1. آزادی درونی: فرد مخلص از قید و بند «تأییدطلبی» و «ترس از قضاوت مردم» رها میشود. او تنها از خدا میترسد و تنها برای او عمل میکند.
2. قدرت تشخیص: وقتی چشمداشت به غیر خدا از بین برود، فکر و دل انسان آزاد میشود تا حقایق را آنگونه که هست ببیند. امام خمینی(ره) میفرمودند که یکی از آثار ترک تقلب و ریا، صفای باطن و افزایش قدرت تشخیص حق از باطل است.
3. عزت واقعی: عزتی که از جانب خداست، به انسان آرامش و استقلال میبخشد. در مقابل، طلب عزت از غیرخدا – چه از طریق ثروت، مقام یا تحسین دیگران – نهایتاً به ذلت و بردگی مدرن میانجامد.
اخلاص، یک شعار نیست؛ یک جهاد مستمر با نفس اماره است. باید هر روز در نیتهایمان تجدید نظر کنیم و از خدا بخواهیم که اعمالمان را خالصانه برای خودش کند.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : خَفِ اللّه َ كأنّكَ تَراهُ ، فإنْ كُنتَ لا تَراهُ فإنَّهُ يَراكَ ، فإنْ كُنتَ تَرى أنّهُ لا يَراكَ فَقد كَفَرتَ ، و إنْ كُنتَ تَعْلَمُ أنّهُ يَراكَ ثُمَّ اسْتَتَرْتَ عنِ المَخْلوقينَ بالمَعاصي و بَرَزْتَ لَهُ بِها فَقد جَعَلْتَهُ في حَدِّ أهْوَنِ النّاظِرينَ إلَيكَ .[بحار الأنوار : 70/386/48 .]
امام صادق عليه السلام : از خدا چنان بترس كه گويى او را مى بينى ؛ چه، اگر تو او را نمى بينى، او تو را مى بيند . اگر فكر كنى كه او تو را نمى بيند ، هر آينه كافر شده اى و اگر بدانى كه او تو را مى بيند و با اين حال دور از چشم مردم و در برابر ديدگان خدا گناه كنى، بي گمان او را در حدّ پست ترين بينندگان خود قرار داده اى .
(تفسیر حدیثی از امام صادق علیه السلام)
امام صادق (علیه السلام) در این روایت کوتاه اما عمیق، بالاترین درجه از تقوا و خداترسی را در قالب یک دستورالعمل عملی و سپس تحلیل پیامدهای ترک آن، به تصویر میکشند. این کلام نورانی، پلکانی از مراتب ایمان را پیش روی ما قرار میدهد.
این بخش، بیانگر عالیترین مرحله «ایمان» و «احسان» است. احسان یعنی این که خدا را چنان بندگی کنی که گویی او را میبینی؛ و اگر تو او را نمیبینی، او تو را میبیند. این نگاه، یک نیروی بازدارنده و انگیزهدهنده فوقالعاده قوی در وجود انسان ایجاد میکند. وقتی انسان باور کند که در محضر کسی است که او را مستقیم میبیند، تمام اعمال، نیات و حتی افکارش را اصلاح میکند. این همان “تقوای محبت” است؛ مانند فرزندی که در حضور پدری مهربان اما عزیز و محترم است و مرتکب خطایی نمیشود.
امام (ع) سپس نتیجه انکار این حقیقت را بیان میفرمایند: «اگر فکر کنی که او تو را نمیبیند، هر آینه کافر شدهای» این جمله،هشداری بس بزرگ است. انکار “علم” و “نظر” خداوند بر اعمال بندگان، در حقیقت انکار یکی از صفات ذاتی پروردگار است. کسی که باور ندارد خداوند بر او اشراف کامل دارد، در واقع او را به موجودی غایب و بیتأثیر تبدیل کرده که این، نوعی شرک و کفر است. این مرحله، سقوط از قله ایمان است.
اما نکته ظریف و قابل تأمل این حدیث، بخش پایانی آن است که بسیاری از ما ممکن است در دام آن بیفتیم. امام (ع) میفرمایند: «و اگر بدانی که او تو را میبیند و با این حال دور از چشم مردم و در برابر دیدگان خدا گناه کنی، بیگمان او را در حدّ پستترین بینندگان خود قرار دادهای.»
این بخش، اشاره به حالتی است که فرد از نظر عقیدتی منکر خدا نیست، اما در عمل، “غافل” است. او خدا را میشناسد و میداند که خداوند میبیند، اما هنگام گناه، این معرفت در دلش زنده نیست. اینجا امام (ع) با بیانی تکاندهنده میفرمایند که چنین کسی با این عمل، در حقیقت به مقام پروردگار اهانت کرده است.
· چگونه؟ چون او برای ترس از “دیدگان مردم” (که پستترین و کماثرترین ناظران بر او هستند) گناه را ترک میکند، اما برای ترس از “دیدگان خدا” (که برترین ناظر است) گناه میکند. یعنی در عمل، برای خداوند ارزشی کمتر از یک انسان قائل شده است. او خدا را در رده پایینتر از مردم قرار داده است.
1. هدف نهایی: باید به جایی برسیم که حضور خداوند برایمان چنان ملموس و واقعی باشد که گویی او را با چشم سر میبینیم. این حالت، “یقین” نام دارد.
2. هشدار عقیدتی: کوچکترین تردید در علم و نظارت الهی، ایمان را ازبنیاد سست میکند.
3. هشدار اخلاقی-عملی: حتی با داشتن اعتقاد قلبی، اگر عمل ما طوری باشد که گویی خدا را نادیده گرفتهایم، در حقیقت به او توهین کردهایم و رابطهمان با او را مخدوش ساختهایم.
پس باید همواره در حال مراقبه و خودسازی باشیم تا معرفت ما به خداوند، تنها یک شعار نباشد، بلکه به باوری تبدیل شود که بر تمام لحظات زندگی ما سایه افکنده و اعمالمان را مدیریت کند. این است معنای حقیقی “تقوا".
منبع حدیث: بحار الأنوار، جلد ۷۰، صفحه ۳۸۶، حدیث ۴۸
مـاننـد خـانـهاى مـخروبـه
#پیامبر_اکرم (ﷺ) : «قَلبٌ لَيسَ فيهِ شَيءٌ مِنَ الحِكمَةِ كَبَيتٍ خَرِبٍ، فتَعَلَّموا و عَلِّموا و تَفَقَّهوا، و لا تَموتوا جُهّالاً؛ فإنَّ اللّهَ لا يَعذِرُ عَلَى الجَهلِ».
دلى كه در آن چيزى از حكمت نباشد، مانند خانهاى مخروبه است. پس، دانش بياموزيد و بياموزانيد و فهميدگى به دست
آوريد و نادان نميريد؛ زيرا خداوند عذرِ نادانى را نمىپذيرد.
📚 كنز العمّال : ح٢٨٧٥٠
در این حدیث، پیامبر گرامی اسلام (ﷺ) با بیانی شیوا و تصویری به یاد ماندنی، یکی از خطرناکترین حالات انسانی را به تصویر میکشند. ایشان میفرمایند: «دلی که در آن چیزی از حکمت نباشد، مانند خانهای مخروبه است».
· سقفی برای پناهندگی ندارد: چنین قلبی در برابر طوفانهای شک، گناه و حوادث سخت زندگی، هیچ پناهگاه و مصونیتی ندارد. هر بادی آن را از پای درمیآورد.
· دیواری برای حراست ندارد: همانطور که خانه ویران، نمیتواند از اموال و ساکنانش محافظت کند، قلب فاقد حکمت نیز نمیتواند از گنجینه ایمان در برابر هجوم شیاطین و هوای نفس حفاظت کند.
· ساکن و آرامشی ندارد: خانه ویران، محل زندگی نیست؛ محل ترس و عدم امنیت است. قلبی که از حکمت خالی باشد، آرامش حقیقی را نمییابد و همیشه در اضطراب و حیرت به سر میبرد.
· هدف و کاربردی ندارد: این خانه، دیگر کارکرد اصلی خود را از دست داده است. انسانی که قلبش از حکمت خالی است، هدف والای خلقت که عبادت و معرفت خداوند است را گم کرده و در مسیر زندگی سرگردان میماند.
حکمت چیست؟ حکمت تنها"دانش” محض نیست. حکمت، بینش و فراستی است که از ترکیب “علم نافع” (دانش سودمند) و “تجربه” و “ترس از خدا” به دست میآید. حکمت، همان نوری است که به انسان میگوید چگونه، کجا و چرا از دانشش استفاده کند. این حکمت است که به زندگی معنا، به ایمان عمق و به رفتارها جهت صحیح میبخشد.
پاسخ پیامبر(ﷺ) به این ویرانی: یک دستورالعمل سهمرحلهای پیامبر اکرم (ﷺ) تنها به توصیف مشکل بسنده نکرده و راه نجات از این “قلب مخروبه” را در سه گام اساسی به ما میآموزند:
این اولین گام است. جستوجو، پرسش و خواندن. این فرآیند یادگیری هیچگاه پایان نمیپذیرد و از گهواره تا گور ادامه دارد.
دانش، زمانی ارزش حقیقی پیدا میکند که به اشتراک گذاشته شود. این یک مسئولیت اجتماعی و دینی است. وقتی شما دانشی را آموزش میدهید، هم آن را در خود تثبیت میکنید و هم در چرخه خیر و برکت جامعه قرار میدهید.
این فراتر از یادگیری سطحی است. “تفقه” به معنای تعمق، ژرفاندیشی و درک عمیق مسائل، به ویژه در امور دین است. هدف، رسیدن به همان “حکمت” است؛ فهمیدن فلسفه احکام، درک اسرار قرآن و شناخت جایگاه واقعی هر چیزی در نظام هستی.
پیامبر (ﷺ) سخن خود را با هشداری بس بزرگ به پایان میبرند: «زیرا خداوند عذر نادانی را نمیپذیرد.» این جمله به ما میفهماند که در نظام الهی،"نادانی” عذری موجه برای گناه، خطا و انحراف نیست. خداوند ابزار شناخت—عقل، پیامبران و کتابهای آسمانی—را در اختیار انسان گذاشته است. بنابراین، کسی که با وجود دسترسی به این منابع، در جهل خود باقی بماند، در پیشگاه الهی پاسخگو خواهد بود.
این حدیث، زنگ بیداری برای همه ماست. پیامبر (ﷺ) به ما میگویند که وجود فیزیکی بدون نور حکمت، ارزشی ندارد؛ همچون خانهای که تنها دیوارهایش پابرجاست اما ویرانهای بیش نیست. بیاییم با عمل به این سه فرمان—یادگیری، آموزش و تعمق—قلبهای خود را از نو بسازیم، آن را با نور حکمت روشن کنیم و از قرار گرفتن در زمره کسانی که “عذرشان نزد خداوند پذیرفته نیست” به شدت بپرهیزیم.
منبع حدیث: کنز العمال، حدیث ۲۸۷۵۰

در عصر اینستاگرام، تیک تاک و ابراز وجود با استوری، پیام امام صادق (ع) درباره “نوشتن” و “میراث گذاشتن کتاب” نه تنها کهنه نشده، که همچون نگینی درخشان، راهنمای عمل ماست. این حدیث، تنها یک توصیه اخلاقی نیست؛ یک استراتژی هوشمندانه برای بقای فکر و فرهنگ در طوفان اطلاعات است.
1. “بنویس و دانش خود را در میان برادرانت منتشر کن…” این بخش، همان فلسفه تولید محتوا در فضای مجازی است! امام (ع) به ما میآموزد که علم را نباید در سینه حبس کرد. امروز، “برادرانت” همان دنبالکنندگان و مخاطبان تو در فضای مجازی هستند. “نوشتن” میتواند تولید پست، ریل، مقاله، کتاب الکترونیک یا حتی یک کپشن معنوی باشد. هدف، اشاعه علم نافع است.
2. “…و چون مردی، کتابهایت را به فرزندانت میراث ده.” این فرمان، نگاهی بلندمدت به سرمایهگذاری فرهنگی دارد. محتوایی که امروز تولید میکنی، تنها برای لحظه نیست؛ یک میراث دیجیتال برای نسل آینده است. اینجا سؤال مهمی مطرح میشود: ما چه محتوایی تولید میکنیم که شایسته میراث دادن به فرزندانمان باشد؟ محتوای زودگذر و سطحی، یا محتوای عمیق؟
3. “…زیرا روزگاری پرآشوب بر مردم فرا میرسد که در آن جز با کتابهایشان انس نمیگیرند.” امام صادق (ع) به روشنی ویژگی عصر ما را پیشبینی کردهاند: زمان هَرج یا همان دوران آشوب و سردرگمی. امروز با انبوهی از اطلاعات متناقض، اخبار جعلی و هیاهوی فضای مجازی مواجهیم. در این آشوب، کتاب (و به تعبیر امروزی، محتوای مکتوب و مستند) تنها پناهگاه و مونس انسان است. وقتی هیچ چیز قابل اعتماد نیست، محتوای اصیلی که از پیش تولید و ذخیره کردهای، چون چراغی راهنمایت میشود.
نوشتن و حساب کردن را نعمتی همگانی میدانند. این دو، پایههای تمدن و جلوگیری از “تغالب” (تصاحب حق دیگران و اختلال) هستند. در فضای مجازی نیز، “کتابت” همان تولید محتوا و “حساب” همان برنامهریزی، آنالیز و مسئولیتپذیری در قبال چیزی است که منتشر میکنیم. بدون این دو، در دریای مجازی غرق خواهیم شد.
نتیجهگیری و پیام کاربردی برای تولیدکننده محتوا:
پیام امام صادق (ع) برای ما به عنوان یک مفسر و تولیدکننده محتوا، بسیار روشن است:
· محتوایت را بر اساس علم و دانش (قرآن و حدیث) بنا کن.
· هدف تو باید انتشار علم نافع باشد، نه صرفاً کسب لایک.
· محتوایت را به گونهای تولید کن که بتوانی با افتخار آن را به عنوان میراث برای آیندگان بسپاری.
· در دوران هَرجِ اطلاعات، تو با تولید محتوای اصیل و عمیق، مایه انس و آرامش مخاطب باش.
پس بیایید قلم به دست بگیریم (یا کیبورد را روشن کنیم) و این وصیت حکیمانه را چراغ راه فعالیتمان در فضای مجازی قرار دهیم. بیایید “نویسنده” آرامش در عصر آشوب باشیم.
ارزشمندی نفس انسان از نگاه امام هادی(ع): چرا کسی که برای خود احترام قائل نیست، خطرناک میشود؟

امام هادی علیهالسلام میفرمایند:«مَن هانَتْ علَيهِ نَفسُهُ فلا تَأمَنْ شَرَّهُ.»
هر کس نفس و شخصیت خود را خوار بداند، از شرّ او ایمن مباش.
(تحف العقول، ص ۴۸۳)
این سخن نورانی یکی از جامعترین پیامهای اخلاقی درباره خودشناسی، عزت نفس، انسانشناسی و امنیت اجتماعی است. قرآن و روایات فراوانی نیز ارزش انسان را تا حد «خلیفةالله» معرفی میکنند؛ یعنی انسانی که اگر خود را بشناسد، میتواند به بلندترین مراتب وجودی برسد.
در معارف اسلامی، گوهر وجود انسان چنان ارزشمند است که اگر مسیر هدایت را برگزیند، از فرشتگان نیز برتر میشود؛ و اگر به راه باطل کشیده شود، از حیوانات نیز پستتر خواهد بود. این حقیقت را تنها با خودشناسی میتوان درک کرد، همانگونه که امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند:
«معرفةُ النَّفسِ أنفَعُ المَعارِف.»
یعنی شناخت نفس سودمندترین شناختهاست (غررالحکم، ج۶، ص۱۴۸).
بنابراین نقطه آغاز هر کمالی، «ایمان به نفس» و پذیرش ارزش والای انسان در منظومه آفرینش است.
کسی که شأن و کرامت خود را نمیشناسد، بهراحتی دچار سقوط میشود. در نگاه امام هادی(ع)، چنین انسانی نهتنها به خود رحم نمیکند، بلکه برای دیگران نیز احترام و ارزشی قائل نیست.
وقتی شخصیت انسان نزد خودش بیاهمیت شود:
حرمتهای اخلاقی را زیر پا میگذارد
از انجام زشتیها باکی ندارد
در برابر گناه مقاومتی نشان نمیدهد
و امنیت اجتماعی را تهدید میکند
به همین دلیل است که جامعه از افراد بیهویت، عقدهمند و فاقد عزت نفس آسیبهای بزرگی میبیند. تاریخ جنایتها، نشان میدهد که بسیاری از اعمال خشونتآمیز از سوی کسانی بوده که هیچ ارزشی برای خود قائل نبودهاند.
وقتی انسان بداند:
که از کجا آمده
کیست
چه هدفی دارد
و چه جایگاهی نزد خدا دارد
رفتارش متعادل و روحش رشد میکند. چنین انسانی نهتنها خود را تباه نمیکند، بلکه برای دیگران نیز خیر و امنیت میآفریند.
همین حقیقت را بزرگان ادب فارسی نیز بیان کردهاند:
گراز پی شهوت و هواخواهی رفت
از من خبرت که بینوا خواهی رفت
بنگر چه کسی و از کجا آمدهای؟
میدان که چه میکنی، کجا خواهی رفت
(خیام نیشابوری)
پیام اصلی حدیث
امام هادی علیهالسلام در این حدیث هشدار میدهند:
اگر انسان به ارزش خود آگاه نباشد،
اگر حرمت نفس نداشته باشد،
اگر کرامت الهی خویش را فراموش کند،
هم خود را به تباهی میکشاند و هم دیگران را. بنابراین خودشناسی، عزت نفس و شناخت جایگاه انسان نهتنها یک فضیلت فردی، بلکه شرط سلامت اجتماعی است.
🌷قرآن حکیم چه میگوید؟ مطیع دل تون نباشید.مطیع خدا ورسول وامام باشید
🌷۱.لاتتبع الهوی…۲۶صاد،
🌷۲.لاتتبعوا الهوی۱۳۵نساء ازخواسته های دل پیروی نکنیدکه گمراه وجهنمی میشوید
🌷۳.عسی ان تکرهواشیئاوهوخیرلکم…۲۱۶بقره چه بسا چیزی رادوست نداریدوبراتون خوب است
🌷۴.عسی ان تکرهواشیئاویجعل الله فیه خیراکثیرا. چه بساچیزی رادوست نداریدودرآن خیرفراوان است۱۹نساء
🌷۵.ان النفس لامارة بالسوء.۵۳یوسف قطعا دل،مایل به کارهای بد است
🌷مطیع خداورسول و ولیّ امرتون باشید: أَطِيعُوااللَّهَوَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ…٥٩نساء
🌷رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم: هرکارخواستیدانجام بدهید اول به عاقبتش فکرکنید اگرخوب بودانجام دهید.اگربدبودانجام ندهید 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷

«اَلْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ، فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیْرِ» فرصت، همچون ابر میگذرد. پس فرصتهای کار خوب را غنیمت بشمارید.
این کلام گهربار از امام علی(ع) در نهجالبلاغه، نمادی از عمق نگاه تربیتی و مدیریتی امام است. در این حدیث کوتاه، جهانبینی کامل نسبت به مفهوم زمان و فرصت ارائه شده است.
۱. “الفُرْصَةُ” (فرصت)
· فرصت در لغت به معنای “موقعیت مناسب و زمان مساعد” است
· از نگاه امام، فرصتها محدود و قابل از دست رفتن هستند
· فرصتهای کار خیر، هدایای الهی برای رشد انسان هستند
۲. “تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ” (همچون ابر میگذرد) این تشبیه زیبا چند ویژگی مهم دارد:
· سرعت گذرا مانند ابر که به سرعت از آسمان میگذرد
· غیرقابل بازگشت همانطور که ابر بازنمیگردد
· غیرقابل پیشبینی دقیق مانند ابر که زمان دقیق گذرش مشخص نیست
۳. “فَانْتَهِزُوا” (غنیمت بشمارید) این فعل امر،نشاندهنده ضرورت اقدام فوری است. “انتِهِزُوا” از ریشه “نَهْز” به معنای “به چنگ آوردن و محکم گرفتن” است.
امام علی(ع)به ما میآموزند که زمان، ظرف فرصتها است. هر لحظه ممکن است فرصتی برای خیر باشد که اگر از دست برود، بازگشتی ندارد.
همه فرصتها ارزش یکسان ندارند.امام تأکید بر “فرص الخیر” دارند؛ یعنی فرصتهایی که در آنها میتوان کار خیر انجام داد.
· زودگذر هستند ➠ مانند ابر به سرعت میگذرند
· غیرقابل تکرار هستند ➠ هر فرصت، شرایط خاص خود را دارد
· شناختپذیر هستند ➠ عاقلان میتوانند آنها را تشخیص دهند
· مسئولیتآور هستند ➠ از دست دادن آنها گناه محسوب میشود
· شرکت در مراسم مذهبی
· خواندن دعا در اوقات مستجاب
· دیدار با والدین و خویشاوندان
· کمک به نیازمندان
· مشارکت در کارهای خیریه
· نشر معارف اهل بیت(ع)
· تحصیل علم و دانش
· جبران گذشته
· توبه و بازگشت به خدا
· شناسایی فرصتهای پیشرو
· اولویتبندی کارهای خیر
· داشتن نیت خیر همیشگی
· آماده بودن برای اقدام فوری
· دوری از فردااندیشی
· اقدام به موقع در کارهای نیک
جمعبندی
امام علی(ع) در این حدیث کوتاه، فلسفه کامل مدیریت زمان و فرصتها را بیان میکنند:
· زندگی، مجموعهای از فرصتهاست
· فرصتهای کار خیر، ارزشمندترین فرصتها هستند
· شناخت فرصتها نشانه عقل است
· استفاده از فرصتها نشانه ایمان است
این حدیث به ما میآموزد که مؤمن واقعی کسی است که همچون شکارچی ماهر، فرصتهای نیک را تشخیص دهد و قبل از گذشتن، آنها را به چنگ آورد.

«لَوْ لَمْ يَكُنْ فِي الْمُناكَحَةِ وَالْمُصاهَرَةِ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ، وَلا سُنَّةٌ مُتَّبَعَةٌ، وَلا أَخْبَارٌ مُتَظَاهِرَةٌ، لَكَفَى بِإصْلاحِ ذَاتِ الْبَيْنِ، وَتَقْرِيبِ الْبَعِيدِ، وَتَأْلِيفِ الْقُلُوبِ، وَاشْتِمالِ الْحُقُوقِ، وَكَثْرَةِ الْعَدَدِ، وَتَأَلُّفِ الْوَلَدِ لِشِدَّادِ الأَيَّامِ وَغِيَرِ الدَّهْرِ، أَنْ يَرْغَبَ فِيهَا الْعَاقِلُ الْعَالِمُ، وَيُسَارِعَ إلَيْهِ الْمُوَفَّقُ الْمُصِيبُ.»
اگر در باره ازدواج و وصلت، آیهای روشن، و سنّتی پیروی شده و اخبار فراوان نبود، بیگمان، نیکی کردن به خویشاوند، نزدیک ساختن افراد دور، الفت بخشیدن میان دلها، در هم تنیدن حقوق، افزودن بر جمعیت، و اندوختن فرزند برای سختهای روزگار و پیشامدهای زمانه، کافی بود که خردمند دانا، به این کار رغبت نماید و انسان رهیافته درستاندیش، به آن بشتابد.
این حدیث نورانی از امام رضا (ع)، که همچون چراغی پرفروغ راه سعادت را نشان میدهد، به زیبایی استدلالی عقلانی و جامع برای یکی از مهمترین سنتهای اسلامی یعنی “ازدواج” ارائه میدهد. امام (ع) در این بیان، فراتر از یک دستور شرعی صرف، به تبیین حکمتها و فواید عینی و اجتماعی این پدیده مقدس میپردازد.
امام (ع) بحث خود را با این فرض آغاز میکنند که حتی اگر هیچ آیه، سنت یا روایت صریحی درباره وجوب یا استحباب ازدواج وجود نداشت، عقل سلیم و خرد جمعی به تنهایی برای درک ضرورت آن کافی بود. این، نشاندهنده عمق نگاه اسلام و اهل بیت (ع) به فطرت انسانی و خردورزی است.
تنها پیوند دو فرد نیست؛ بلکه پیوند دو خانواده و دو قبیله است. این پیوند، کدورتهای احتمالی گذشته را میزداید و باعث ایجاد صلح و آشتی میان خویشاوندان میشود. در جامعه شیعی که بر محور “صله رحم” استوار است، این فایده از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است.
فاصلههای قومی، نژادی و اجتماعی را از بین میبرد. فردی که قبلاً “غریبه” به حساب میآمد، با ازدواج به عضوی از خانواده تبدیل میشود. این امر به تقویت همبستگی اجتماعی و کاهش تبعیضها کمک شایانی میکند.
این جمله،یادآور آیه «وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ» است. ازدواج، مهر و محبتی پایدار بین زن و شوهر و سپس بین خانوادههای آنان ایجاد میکند. این محبت و دلبستگی، استحکامبخش بنیان جامعه اسلامی است. الفت قلوب، جامعه را از فروپاشی داخلی نجات میدهد.
ازدواج،شبکهای از حقوق متقابل را بین زن و شوهر، والدین و فرزندان، و حتی بین دو خانواده ایجاد میکند. این حقوق (نفقه، احترام، تربیت، ارث و…) مانند تار و پودی محکم، روابط اجتماعی را منسجم و قانونمند میسازد و از هرج و مرج جلوگیری میکند.
امام رضا(ع) به صراحت به افزایش کمی جمعیت به عنوان یک مزیت بزرگ اشاره میفرمایند. جامعه شیعی برای حفظ اقتدار، تداوم نسل مؤمنان و گسترش فرهنگ اهل بیت (ع) نیاز به جمعیت جوان و پویا دارد. این نگاه، پاسخی محکم به تفکرات ضد فرزندآوری در دنیای مدرن است.
پشتوانه و سرمایه آینده خانواده و جامعه هستند. آنان در روزهای پیری و ناتوانی پدر و مادر، یاور و حامی هستند و در حوادث سخت اجتماعی، مدافع ارزشها و کیان جامعه اسلامی. این نگاه استراتژیک، نشاندهنده دوراندیشی عمیق اسلامی است.
امام رضا (ع) در این حدیث، ازدواج را نه یک انتخاب شخصی صرف، بلکه یک “استراتژی اجتماعی حکیمانه” معرفی میکنند که عقل هر خردمندی را به سوی خود جلب میکند. از نگاه ایشان، ازدواج تنها برای ارضای غریزه جنسی نیست؛ بلکه کارخانهای برای تولید محبت، امنیت، جمعیت، انسجام و قدرت برای امت اسلامی است.

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَشْبَعَ جَوْعَنَا، وَآمَنَ رَوْعَتَنَا، وَأَقَالَ عَثْرَتَنَا، وَكَبَتَ عَدُوَّنَا، وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِنَا».
ستایش مخصوص خدایی است که گرسنگیمان را سیر کرد، و ترسمان را به امنیت تبدیل کرد، و لغزشمان را بخشید، و دشمنمان را خوار و شکستخورده کرد، و میان دلهایمان الفت و یکپارچگی ایجاد نمود.
این حدیث نورانی از امام صادق (ع)، که خود تجلیبخش معارف ناب محمدی (ص) است، اشاره به نعمتهای بنیادین و جامعی از سوی پروردگار دارد. نعمتهایی که هم جنبه مادی و هم جنبه معنوی دارند و هم در زندگی فردی و هم در زندگی اجتماعی یک مؤمن شیعه نقش اساسی بازی میکنند.
این فراتر از سیر کردن شکم است. این نعمت، هم روزی مادی را شامل میشود و هم سیری معنوی. امام صادق (ع) به ما میآموزد که تنها خداوند قادر است گرسنگی وجودی انسان را که نشأتگرفته از جهل و دوری از معنویت است، سیراب کند. این “سیری"، در مکتب شیعه، با ولایت اهل بیت (ع) محقق میشود؛ چرا که آنان مظهر رحمت و روزیرسانی الهی و سیرکننده دلهای مشتاقان هستند.
این بزرگترین نعمت پس از نعمت وجود است. امنیت، بستر هرگونه پیشرفت مادی و معنوی است. از نگاه شیعی، این امنیت تنها به امنیت جانی و اجتماعی محدود نمیشود، بلکه امنیت عقیدتی و اخروی را نیز در بر میگیرد. خداوند با فرستادن پیامبران و ائمه اطهار (ع)، ما را از وحشت ضلالت و گمراهی نجات داده و در پناه تعالیمشان، آرامش جان و دل ما را تأمین کرده است.
“عَثْرَه” به معنای لغزش است. این بخشش الهی، تجلی نام “غفّار” و “تواب” پروردگار است. در فرهنگ شیعی، این آمرزش، از مسیر توسل و شفاعت اهل بیت (ع) و نیز توبه واقعی میگذرد. امام صادق (ع) خود باب علم و مسیر بخشش الهی است. این عبارت به ما امید میدهد که هیچ لغزشی، هرچند بزرگ، پایان راه نیست و درگاه رحمت خداوند همیشه به روی بندگان گنهکارش باز است.
در نگرش شیعی، “دشمن” میتواند مصادیق مختلفی داشته باشد: دشمن بیرونی (مثل استکبار جهانی)، دشمن درونی (هوای نفس و شیطان) و دشمنان اهل بیت (ع) در طول تاریخ. خداوند در طول تاریخ، نصرت خود را به بندگان مخلصش نشان داده است؛ از شکست لشکر ابولهب در جنگ احد تا شکست نقشههای بنیامیه برای نابودی اسلام ناب. این بخش از حدیث، به مؤمنان امید و عزت میبخشد و وعده الهی بر شکست تمامی دشمنان حق را نوید میدهد.
این مهمترین نعمت اجتماعی است. ایجاد اتحاد و انسجام بین قلوب مؤمنان، کاری است که تنها از خداوند برمیآید. در جامعه شیعی، این الفت و محبت، حول محور ولایت امیرالمؤمنین علی (ع) و ائمه معصومین شکل میگیرد. این محبت است که دلهای پراکنده را به هم پیوند میزند و جامعه واحدی به نام “امت” را پدید میآورد. این جمله اشاره لطیفی به آیه ۶۳ سوره انفال نیز دارد: «وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ».
امام صادق (ع) در این حدیث کوتاه، پنج ستون اصلی یک زندگی سعادتمندانه را به ما میشناساند: روزی (مادی و معنوی)، امنیت (جانی و روانی)، آمرزش (برای جبران گذشته)، نصرت (در برابر دشمنان) و وحدت (برای ساختن آینده).
به عنوان یک مفسر حدیث و فعال فضای مجازی، از این کلام گهربار درس میگیریم که در تولید محتوا، باید این نعمتهای الهی را همیشه در نظر داشته باشیم، شکرگزارشان باشیم و جامعه مجازی خود را بر پایه این ارزشها بنا کنیم.

📖 تفسیر حدیث
در این روایت نورانی، پیامبر اکرم (ص) راهکار معنوی و عملی برای مواجهه با مشکلات، اندوهها و بلاهای زندگی را بیان میفرمایند. ایشان توصیه میکنند که انسان در هنگام سختی، این ذکر را بر زبان جاری کند:
اللَّهُ رَبّی لا أُشْرِکُ بِهِ شَیئاً، تَوَکَّلْتُ عَلَی الْحَیِّ الَّذی لا یَمُوتُ
این عبارت، ترکیبی از توحید، نفی شرک، و توکل بر خداوند است:
- اللَّهُ رَبّی: اعتراف به ربوبیت خداوند، یعنی او صاحب تدبیر و تربیت من است.
- لا أُشْرِکُ بِهِ شَیئاً: نفی هرگونه وابستگی به غیر خدا، حتی در سختترین شرایط.
- تَوَکَّلْتُ عَلَی الْحَیِّ الَّذی لا یَمُوتُ: توکل بر خدایی که زنده و پایدار است، و هرگز دچار فنا یا ضعف نمیشود.
این ذکر، انسان را از اضطراب، ترس، و وابستگی به اسباب دنیوی رها میسازد و او را به سرچشمه قدرت و آرامش متصل میکند. در واقع، این یک نسخه الهی برای درمان اضطراب و تقویت ایمان در لحظات بحرانی است.

📖 امام علی علیهالسلام فرمودند: «يُستَدَلُّ عَلَى الإِدبارِ بِأَربَعٍ :سوءِ التَّدبيرِ، قُبحِ التَّبذيرِ، قِلَّةِ الِاعتِبارِ، و كَثرَةِ الِاعتِذارِ».
🔸 نشانههای بختبرگشتگی، چهار چیزند:
بدیِ برنامهریزی، زشتیِ ریختوپاش، اندکیِ عبرتگیری، و فراوانیِ عذرخواهی.
📚 غررالحکم، حدیث ۱۰۹۵۸
گاهی شکست و بیبرکتی در زندگی فقط نتیجهی شانس نیست.
وقتی برنامهریزی نداریم، اسراف میکنیم، از گذشته درس نمیگیریم و مدام عذرخواهی میکنیم، یعنی هنوز یاد نگرفتهایم درست زندگی کنیم.
این حدیث، دعوتی است به بازگشت به خرد و نظم؛
تا بخت، خودش دوباره برگردد.
📅 مناسبت امروز: روز ملی کیفیت
فرصتی برای سنجش کیفیت رفتار، اندیشه و تصمیمهایمان.

💭 انتظار واقعی، فقط دعا برای ظهور نیست؛ بلکه آمادهسازی فرهنگی برای جهانی شدن اسلام به رهبری امام مهدی عجلاللهتعالیفرجهالشریف است.
انقلاب مهدوی، بزرگترین انقلاب فرهنگی تاریخ بشر خواهد بود. اما این تحول عظیم، نیازمند زمینهسازی است؛ و اولین قدم آن، گسترش فرهنگ اهل بیت علیهمالسلام در جهان است. این یعنی انتقال معارف اعتقادی، اخلاقی و عملی خاندان وحی به دلهای تشنه حقیقت.
🔸 امام رضا علیهالسلام در حدیثی نورانی، مسیر این زمینهسازی را روشن میفرمایند: «رَحِمَ اللَّهُ عَبداً أحيا اَمرَنا»
رحمت خدا بر آن بندهای که امر ما را زنده کند.
پرسیدم: چگونه امر شما را زنده کند؟
فرمودند: «يَتَعَلَّمُ عُلومَنا و يُعَلِّمُهَا النّاسَ؛ فَإنَّ النّاسَ لَو عَلِموا مَحاسِنَ كَلامِنا لَا تَّبَعونا»
> علوم ما را فرا گیرد و به مردم بیاموزد؛ زیرا اگر مردم زیباییهای سخن ما را بدانند، از ما پیروی میکنند.
📘 معانی الأخبار، ص۱۸۰، ح۱
✅ پس اگر میخواهیم ظهور نزدیک شود، باید زیباییهای کلام اهل بیت را به گوش جهانیان برسانیم. این وظیفهی منتظران واقعی است: زندهکردن امر اهل بیت با تعلیم و تبیین معارف ناب.

امام صادق(ع): امام صادق علیهالسلام میفرمایند: «مَن سَرَّأن يَكونَ مِن أصحابِ القائِمِ فَليَنتَظِر وَليَعمَل بِالوَرَعِ ومَحاسِنِ الأَخلاقِ وهُوَ مُنتَظِرٌ» هر که دوست دارد از یاران حضرت قائم(عج)باشد، باید منتظر باشد و در حال انتظار، با ورع و تقوا و اخلاق نیکو رفتار کند.
📚 منبع: بحار الأنوار، ج۵۲، ص۱۴۰
· انتظار، تنها یک شعار نیست
· انتظار، فعالیت و آمادگی دائمی است
· منتظر واقعی، همیشه خود را برای ظهور آماده میکند
· پرهیز از گناه در همه حال
· مراقبت دائمی از اعمال و رفتار
· تقوا به معنای حفظ خود از هر آنچه انسان را از خدا دور میکند
· خوشاخلاقی با همه مردم
· رعایت حقوق دیگران
· خدمترسانی به بندگان خدا
· ✅ مطالعه و شناخت بیشتر امام زمان(عج)
· ✅ شرکت در جلسات مهدوی
· ✅ خواندن دعای عهد هر صبح
· ✅ مراقبت از نگاه، گفتار و رفتار
· ✅ دوری از شبهات
· ✅ محاسبه نفس روزانه
· ✅ خوشرویی با خانواده و همکاران
· ✅ کمک به نیازمندان
· ✅ گذشت از خطای دیگران
منتظر واقعی بودن = انتظار + تقوا + اخلاق نیک
این سه، مانند مثلثی طلایی هستند که نمیتوان یکی را فدای دیگری کرد.
امام صادق(ع) به ما میآموزند که:
· یاری امام زمان(عج) نیاز به آمادگی عملی دارد
· اخلاق و تقوا شرط لازم برای همراهی با حضرت است
· انتظار واقعی، تحولآفرین و حرکتزا است
بیاییم از امروز:
· با تقواتر زندگی کنیم
· با اخلاق بهتر رفتار کنیم
· با امید بیشتری منتظر باشیم

امام صادق علیهالسلام فرمودند: هرگاه نوجوانی (جوان) در میان قومی رشد کند [و مرتکب گناه شود] و به سبب گناهش تأدیب نشود، نخستین مجازات خداوند برای آن قوم این است که روزی شان را میکاهد.(ثواب الاعمال، ص ۲۲۳)
این روایت به روشنی نشان میدهد که تربیت جوانان، تنها وظیفه والدین نیست؛ بلکه مسئولیتی اجتماعی و جمعی است. وقتی جامعه در برابر گناه جوانان سکوت کند، همه اعضای آن جامعه در عذاب الهی شریک خواهند بود.
کاهش روزی، تنها یک تنبیه مادی نیست؛ بلکه هشداری است برای بیداری جامعه. وقتی برکت از زندگی جمعی برداشته شود، فقر و تنگدستی، نتیجه مستقیم بیتوجهی به تربیت نسل جوان است.
امام صادق علیهالسلام در ادامه میفرمایند:
«هر کس نسبت به فرزندان خانواده و فامیل خویش متعهد باشد و امر به معروف و نهی از منکر کند، بسیاری از گناهان اتفاق نمیافتد.»
· با جوانان فامیل ارتباط گرم و صمیمی داشته باشیم
· نه با قهر و خشونت، که با محبت و دلسوزی، آنان را راهنمایی کنیم
· پیش از گفتن، با عمل خودمان الگوی جوانان شویم
· رفتارهای نیکوی ما، تأثیرگذارتر از سخنان ماست
· به جوانان اجازه دهیم دغدغهها و سوالاتشان را مطرح کنند
· با حوصله و بدون قضاوت، پاسخگویشان باشیم
· تنها به نکوهش اکتفا نکنیم
· راههای صحیح زندگی کردن را به آنان نشان دهیم
· در دل و در جمع، برای هدایت جوانان دعا کنیم
· دعای خیر پدر و مادر و بزرگان فامیل، تأثیر شگرفی دارد
· کاهش برکت و روزی
· شیوع گناه و فساد
· سقوط اخلاقی نسل آینده
· از برکت الهی بهرهمند میشود
· بسیاری از گناهان اصلاً اتفاق نمیافتد
· نسلی پاک و سالم پرورش مییابد

در میان احادیث مربوط به حضرت مهدی (عج)، برخی روایات همچون نگینی میدرخشند و تمامی ابعاد اعتقادی و وظایف ما در دوران غیبت را در خود جای دادهاند. حدیثی که از امام رضا (علیه السلام) و از پدران بزرگوارشان از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده، یکی از این گوهرهای ناب است. این حدیث، نه تنها یک پیشبینی، بلکه یک بیانیه عملی برای همه منتظران است.
«عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ﷺ: لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يَقُومَ قَائِمٌ لِلْحَقِّ مِنَّا، وَ ذَلِكَ حِينَ يَأْذَنُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ، وَ مَنْ تَبِعَهُ نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُ هَلَكَ. اللَّهَ اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ، فَأْتُوهُ وَ لَوْ عَلَى الثَّلْجِ، فَإِنَّهُ خَلِيفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ خَلِيفَتِي.»
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: قیامت برپا نمیشود تا زمانی که قائمی برای حق از [خاندان] ما قیام کند، و این [قیام] زمانی است که خداوند عزوجل به او اذن دهد. هر کس از او پیروی کند، نجات مییابد و هر کس از او سر باز زند، هلاک میشود. خدا را، خدا را [سوگند میدهم] ای بندگان خدا! به سوی او بروید، حتی اگر [ناچار شوید] بر روی یخ [راه بروید]؛ چرا که او جانشین خداوند عزوجل و جانشین من است.
این حدیث کوتاه، چندین پیام اساسی و کاربردی را در خود جای داده است:
۱. قیامت مشروط به قیام حضرت مهدی (عج) است: جمله«لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يَقُومَ قَائِمٌ لِلْحَقِّ مِنَّا» نشان میدهد که ظهور و قیام جهانی آن حضرت، یکی از شرایط قطعی و حتمی قیامت است. جهان بدون تحقق حکومت عدل جهانی به پایان نمیرسد.
۲. قیام، به اذن الهی است: تأکید بر«حِينَ يَأْذَنُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ» به ما یادآوری میکند که زمان ظهور، تنها در علم خداوند است و ما باید با دعا و عمل صالح، زمینهساز فرج باشیم، نه این که بخواهیم برای خدا وقت تعیین کنیم.
۳. نجات و هلاکت در گرو پیروی است: جمله«مَنْ تَبِعَهُ نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُ هَلَكَ» یک معیار ساده و شفاف برای عصر ظهور ارائه میدهد. در آن دوران پیچیده، تنها معیار نجات، “پیروی از حجت خدا” است، نه وابستگیهای قومی، ملی یا حزبی.
۴. فریاد هشدار پیامبر (ص): تکرار «اللهَ اللهَ» تکرار«اللهَ اللهَ عِبَادَ اللَّهِ» نشان از اهمیت فوقالعاده این موضوع دارد. گویی پیامبر (ص) با نگرانی و عاطفه پدرانه، امت خود را برای این آزمایش بزرگ آماده میکند.
۵. وظیفه ما: حرکت به سوی او، حتی با سختترین شرایط: دستور«فَأْتُوهُ وَلَوْ عَلَى الثَّلْجِ» یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه یک تکلیف شرعی و یک فرمان استراتژیک است. این جمله نمادین به این معناست که منتظر واقعی باید برای یاری امام خود، آماده تحمل هرگونه سختی، خطر و سرمای باشد. “یخ” میتواند نماد سردی دلها، فاصلههای جغرافیایی، خطرات جانی و موانع سیاسی و اجتماعی باشد.
۶. بالاترین مقام: خلیفه الله و خلیفه الرسول: در نهایت،پیامبر (ص) دلیل این همه تأکید را بیان میکنند: «فَإِنَّهُ خَلِيفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ خَلِيفَتِي». این عالیترین مقام برای یک انسان است. او تنها یک حکمران عادی نیست؛ او جانشین خدا بر روی زمین و جانشین مستقیم پیامبر خاتم (ص) است. پیروی از او، در واقع پیروی از خدا و رسول است.
این حدیث تنها برای عصر ظهور نیست؛ برای امروز ما نیز پیام دارد. “آمدن بر روی یخ” در دوران غیبت میتواند به این معنا باشد:
· تلاش برای شناخت هرچه بیشتر امام عصر (عج) با وجود مشکلات فکری و شبهات.
· پایبندی به فرامین او و نائبانش (ولایت فقیه) در جامعه.
· زمینهسازی برای ظهور با اخلاق و عمل صالح، حتی وقتی اطرافیان بیتفاوت هستند.
منتظر واقعی، کسی است که همیشه خود را برای این سفر پرمخاطره و پرثواب آماده میکند.

در کتاب «غرر الحکم» از امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، حدیثی ژرف درباره واکنش مؤمن به منکرات اجتماعی آمده است: «إذا رَأى أحَدُكُمُ المُنكَرَ و لَم يَستَطِعْ أن يُنكِرَهُ بِيَدِهِ و لِسانِهِ و أنكَرَهُ بِقَلبِهِ، و عَلِمَ اللّهُ صِدقَ ذلكَ مِنهُ، فقَد أنكَرَهُ» (غرر الحکم، ح ۴۱۵۲)
هر يك از شما كه كار زشت را ببيند و نتواند با دست و زبان خويش به آن اعتراض كند، ولى در دل انكارش كند و خدا بداند كه راست مىگويد، وى آن زشتكارى را انكار كرده است.
در فقه اسلامی، نهی از منکر دارای سه مرتبه است:
1. انکار با دست: اقدام عملی برای جلوگیری از منکر
2. انکار با زبان: تذکر، نصیحت یا اعتراض گفتاری
3. انکار با قلب: نارضایتی درونی و بیزاری قلبی از گناه
امام علی علیهالسلام در این حدیث، مرتبه سوم را برای شرایطی که انسان توان عملی یا گفتاری ندارد، مشروع و مؤثر میداند؛ به شرط آنکه خداوند صداقت قلبی او را تأیید کند.
نکته کلیدی در این حدیث، تأکید بر صدق نیت است. انکار قلبی، اگر از روی بیتفاوتی یا تظاهر باشد، فاقد ارزش است. اما اگر از روی ایمان، درد، و احساس مسئولیت باشد، نزد خداوند پذیرفته است.
این آموزه، اخلاقیترین شکل نهی از منکر را معرفی میکند: حتی اگر زبان و دست بسته باشد، دل مؤمن باید زنده و بیزار از فساد باشد.
در جامعهای که منکر رایج شود، سکوت عمومی میتواند به عادیسازی گناه منجر شود. امام علی علیهالسلام با این حدیث، به مؤمنان یادآوری میکند که حتی در سکوت، باید دلشان انکارگر باشد و این انکار قلبی، اگر صادقانه باشد، نزد خداوند ثبت میشود.
حدیث شریف امام علی علیهالسلام، مرز مسئولیت اخلاقی مؤمن را تا عمق دل گسترش میدهد. نهی از منکر، تنها در عمل و گفتار نیست؛ بلکه دلِ مؤمن نیز باید از گناه بیزار باشد. این انکار قلبی، اگر با صداقت همراه باشد، نزد خداوند پذیرفته و مؤثر است.

امام علی علیهالسلام: «إذا رَأى أحَدُكُمُ المُنكَرَ و لَم يَستَطِعْ أن يُنكِرَهُ بِيَدِهِ و لِسانِهِ و أنكَرَهُ بِقَلبِهِ، و عَلِمَ اللّهُ صِدقَ ذلكَ مِنهُ، فقَد أنكَرَهُ».
⁙ «هر يك از شما كه كار زشت را ببيند و نتواند با دست و زبان خويش به آن اعتراض كند، ولى در دل انكارش كند و خدا بداند كه راست مىگويد، وى آن زشت كارى را انكار كرده است».
📚 غرر الحكم : ح٤١٥٢
در فرهنگ غنی اسلامی، محبت به خاندان پیامبر (ص) تنها یک احساس نیست؛ بلکه یک “موهبت الهی” است که زندگی انسان را در دو جهان دگرگون میکند. پیامبر اکرم (ص) در حدیثی گرانقدر که ابو سعید خدری روایت کرده است، به بیست اثر باشکوه این محبت اشاره میفرمایند؛ ده اثر که برکات آن در همین دنیا نصیب انسان میشود و ده اثر که در آخرت، زندگی جاودانه او را تضمین میکند.
✨ ده اثر دنیوی محبت اهل بیت (ع)
محبت اهل بیت، بذر پربار است که در وجود انسان کاشته میشود و ده میوه شیرین در زندگی دنیوی به بار میآورد:
1. زُهد: دل کندن از وابستگیهای دنیوی و ثروتهای فریبنده.
2. حِرص بر عمل: اشتیاق و تلاش برای انجام کارهای نیک و عبادات.
3. وَرَع در دین: پرهیزگاری و دوری از گناهان و شبهات.
4. رَغبت در عبادت: میل و علاقه قلبی به نیایش و راز و نیاز با خدا.
5. توبه قبل از مرگ: بازگشت به سوی خدا پیش از فرا رسیدن اجل.
6. نشاط در شبزندهداری: شادابی و انرژی برای عبادت در دل شب.
7. یأس از مردم: ناامیدی از آنچه در دست دیگران است و چشم نداشتن به اموال آنان.
8. حفظ امر و نهی خدا: مراقبت از دستورات پروردگار.
9. بُغض دنیا: دلزدگی از جلوههای فریبنده دنیا.
10. سَخاوت: بخشندگی و گشادهدستی در اموال.
این محبت، در قیامت که همه در حسرت و عذابند، ده کلید نجات به همراه میآورد:
1. عدم نشر دیوان: کارنامه اعمالش به نمایش عمومی گذاشته نمیشود.
2. عدم نصب میزان: ترازوی سنجش اعمال برای او برپا نمیگردد.
3. اعطای نامه با دست راست: کارنامه اعمالش را با دست راست (نشانه سعادت) دریافت میکند.
4. برائت از آتش: گواهی بیزاری از جهنم برای او صادر میشود.
5. سفیدی چهره: چهرهاش نورانی و سفید میگردد.
6. پوشش بهشتی: از لباسهای فاخر بهشت بر تن او میپوشانند.
7. حق شفاعت: اجازه مییابد برای صد نفر از خاندانش شفاعت کند.
8. نظر رحمت الهی: خداوند با نظر رحمت خاص به او مینگرد.
9. تاجگذاری: با تاجهای پادشاهی بهشت آراسته میشود.
10. ورود بدون حساب: بیآنکه حسابی از او بکشند، مستقیم به بهشت وارد میشود.
پیامبر (ص) در پایان این حدیث، محبان واقعی اهل بیت خود را با عبارت «فَطُوبَی لِمُحِبِّي أَهْلِ بَيْتِي» (خوشا به حال دوستان خاندان من) بشارت میدهند. این روایت به روشنی نشان میدهد که محبت اهل بیت (ع)، یک “مسیر زنده” و “تحولآفرین” است که هم سعادت دنیا و هم نجات آخرت را در پی دارد. این محبت، چراغی است که راه زندگی را روشن میکند و کشتی نجات در طوفان قیامت.

دلم میخواهد امروز با هم سفری کوتاه به یکی از باشکوهترین و پرمعنیترین لحظات تاریخ داشته باشیم؛ لحظهای که بانوی قهرمان اسلام، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، برای دفاع از حق مسلم خویش و حفظ اساس دین، بر منبر خطابه رفت و حقایقی جاودان را برای مردمان زمانه و همهٔ تاریخ بیان کرد. در میان این سخنان آتشین، جملهای است کوتاه اما به غایت عمیق که مانند نگینی میدرخشد و نظام فکری و اجتماعی اسلام را ترسیم میکند.
«فَرَضَ اللّهُ الإِيمانَ تَطهيراً مِنَ الشِّركِ… وَ الطّاعَةَ نِظاماً لِلمِلَّةِ، وَ الإِمامَةَ لَمّاً مِنَ الفُرقَةِ»؛ خداوند ایمان را برای پاک کردن از [آلودگی] شرک، واجب فرمود، و فرمانبرداری [از رهبران الهی] را برای نظم بخشیدن به آئین، و امامت را برای جلوگیری از تفرقه.
حضرت زهرا (س) در این فراز، به سه رکن اساسی و زنجیرهوار یک جامعهٔ الهی اشاره میفرمایند که هر کدام هدفی متعالی را دنبال میکنند. بیایید این سه ستون را با هم واکاوی کنیم:
پاککننده از شرک (تطهیراً من الشرک) ایمان،تنها یک باور قلبی ساده نیست. حضرت فاطمه (س) آن را به عنوان یک “فریضه” و واجب الهی معرفی میکنند که کارکردی “پاککننده” دارد. همانطور که آب آلودگیهای ظاهری را میشوید، ایمان، قلب و روح انسان را از بدترین آلودگی، یعنی “شرک"، پاک میکند. شرک تنها به معنای بتپرستی نیست؛ هر چه که غیر خدا را در جایگاه خدا بنشاند و قلب را از توحید خالص منحرف کند، مصداق شرک است. بنابراین، اولین گام برای ساختن یک جامعهٔ سالم، پاکسازی دلها از هرگونه وابستگی و عبادت دروغین است.
نظامبخش به ملت (نظاماً للملة) پس از پاکسازی درون،نوبت به ایجاد نظم در بیرون میرسد. ایمان فردی اگر در قالب یک نظام جمعی متجلی نشود، پراکنده و ناتوان خواهد ماند. حضرت (س) میفرمایند خداوند “اطاعت” را واجب کرد تا “نظام” را به جامعهٔ دینی بازگرداند. اما اطاعت از چه کسی؟ اینجاست که این حلقه به حلقهٔ سوم متصل میشود. اطاعت از دستورها و قوانینی که از سوی خدا و جانشینان معصوم او (اولی الامر) صادر میشود، جامعه را از هرج و مرج نجات داده و آن را به سوی هدف واحدی هدایت میکند. بدون این اطاعت، جامعهای هرچند مومن، دچار تشتت و بیبرنامگی میشود.
مانع تفرقه (لماً من الفرقة) این ستون،کلید حفظ وحدت در درازمدت است. حضرت فاطمه (س) فلسفهٔ امامت را “جلوگیری از تفرقه” میدانند. وجود یک امام معصوم و الهی، مانند محوری است که همهٔ اعضای جامعه حول آن جمع میشوند و از پراکندگی بازمیمانند. وقتی مرجعی برای تشخیص حق از باطل، و داور برای حل اختلافات وجود داشته باشد، راه برای ایجاد فرقهها و گروههای متعارض بسته میشود. امامت، ملات وحدت و چسبندهٔ جامعهٔ ایمانی است که اجازه نمیدهد دشمنان با تفرقهافکنی، بنای اسلام را ویران کنند.
بیان حضرت زهرا(س) یک “نظام هدفمند” را ترسیم میکند:
· شروع از “پاکسازی درون” (ایمان)
· حرکت به سوی “نظمبخشی به رفتار جمعی” (اطاعت)
· و در نهایت، “حفظ و تداوم این وحدت” تحت سایهی رهبری معصوم (امامت).
این کلام، تنها یک خطبهٔ تاریخی نیست؛ پیام روز ما است. جامعهٔ اسلامی امروز نیز برای نجات از شرکهای مدرن، بینظمیهای اجتماعی و تفرقههای مذهبی و سیاسی، نیازمند بازگشت به همین سه اصل طلایی است: ایمان ناب، اطاعت از فرامین الهی و ولیّ خدا، و پیروی از امامت به عنوان تنها تضمینکنندهٔ وحدت راستین.
✍️صفیه گرجی
وصیت آسمانی: راز تشییع پنهان حضرت فاطمه زهرا (س) به روایت تاریخ

امام حسین علیه السلام:《فَلَمّا حَضَرَتهَا الوَفاةُ وَصَّت أميرَ المُؤمِنينَ عليهالسلام أن يَتَوَلّى أمرَها ويَدفِنَها لَيلاً ويُعَفِّيَ قَبرَها، فَتَوَلّى ذلِكَ أميرُ المُؤمِنينَ عليهالسلام ودَفَنَها وعَفّى مَوضِعَ قَبرِها؛
وقتى زمان ارتحال فاطمه فرا رسيد، به اميرالمؤمنين عليه السلام وصيت كرد كه او خود كارش را عهده دار شود، و شبانه دفنش كند، و قبرش را صاف و بى نشان سازد. اميرالمؤمنين عليه السلام آن را خود به عهده گرفت، و او را دفن كرد و قبر فاطمه را صاف و بى نشان ساخت.
الأمالي للمفيد : ص ٢٨١ ح ٧

آگاه باشيد كه منفورترين مردم نزد خداوند كسی است كه به سنت امام اقتدا میکند اما به سیره عملی او خیر.
«أَلاَ وَ إِنَّ أَبْغَضَ اَلنَّاسِ إِلَى اَللَّهِ مَنْ يَقْتَدِي بِسُنَّةِ إِمَامٍ وَ لاَ يَقْتَدِي بِأَعْمَالِهِ»
آگاه باشيد كه منفورترين مردم نزد خداوند كسی است كه به سنت امام اقتدا میکند اما به سیره عملی او خیر.
📚الکافی، ج۸، ص۲۳۴؛ الخصال، ج۱، ص۱۸؛ تحف العقول، ج۱، ص۲۸۰.
امام سجاد(ع) در این روایت، پرده از یک خطر بزرگ برمیدارند: “دوگانگی بین گفتار و رفتار” در مسیر دینداری. ایشان هشدار میدهند که منفورترین مردم نزد خدا، کسانی هستند که تنها به “سنت نظری” امام اقتدا میکنند، اما از “سیره عملی” او پیروی نمینمایند.
در این نگاه، فرد “ادعای پیروی” از امام را دارد، اما در عمل، رفتارش با موازین دینی همخوانی ندارد.
· مصداق امروزی: افرادی که در سخنرانیها و محافل، دم از ولایت و تبعیت از ائمه میزنند، اما در عمل:
· در “اقتصاد” به رعایت حلال و حرام پایبند نیستند.
· در “سیاست” به اصول اخلاقی و دینی پایبند نمیمانند.
· در “تربیت خانواده” سیره عملی معصومین را الگو قرار نمیدهند.
· ریشه مشکل: این افراد گرفتار “دینداری نمایشی” هستند. آنان دین را برای منافع دنیوی میخواهند، نه برای تعالی روحی و انجام تکلیف.
در این نگاه، فرد تنها به “مقولات نظری و فقهی” دین پایبند است، اما “سیره اخلاقی و اجتماعی” معصوم را کنار میگذارد.
· به تمام احکام فقهی عمل میکنند، اما در “اخلاق کسب و کار” یا “رعایت حقوق مردم” سست هستند.
· در مناسک فردی مقیدند، اما در “مسئولیتهای اجتماعی” و “امر به معروف و نهی از منکر” کوتاهی میکنند.
· ریشه مشکل: این افراد، دین را تنها یک “مجموعه احکام فردی” میدانند و از “حیات اجتماعی و اخلاقی دین” غافلند.
· تبعیت از معصوم، یک پارچه است: نمیتوان بخشی از سیره او را گرفت و بخشی را رها کرد.
· عمل، سنجه راستین ایمان است: ادعای محبت و پیروی، زمانی ارزش دارد که در “میدان عمل” خود را نشان دهد.
· دین، برنامه زندگی است: دین تنها برای عبادتگاه نیست، بلکه برای “سیاست"، “اقتصاد"، “تربیت” و همه عرصههای زندگی است.
امام سجاد(ع) ما را از یک “تحریف خطرناک” بر حذر میدارند: تبدیل کردن دین به یک پدیدهی شفاهی و نمایشی، بدون تأثیرگذاری در میدان عمل. تبعیت واقعی، آن است که هم در “گفتار” و هم در “کردار"، خود را پیرو راستین معصوم بدانیم.

پیامبراکرم(ﷺ): «أصلِحوا الدُّنيا، و اعمَلوا لآخِرَتِكُم كأنَّكُم تَموتونَ غَدا».
دنيا را بسازيد، و براى آخرتتان [نيز ]چنان كار كنيد كه گويى همين فردا مىميريد».
📚 كنز العمّال : ح٤٢١١١
پیامبر رحمت (ص) در اینجا اساسیترین سوال زندگی بشر یعنی “رابطه دنیا و آخرت” را با زیباترین شکل ممکن پاسخ میدهند. ایشان نه دنیا را رها کردن را میپسندند و نه آخرت را فراموش کردن را. بلکه فرمول طلایی “عمران دنیا” در کنار “آمادگی برای آخرت” را ارائه میدهند.
· این بخش، پاسخ قاطع اسلام به کسانی است که دین را مانع پیشرفت و آبادانی میدانند.
· “اصلاح” به معنای “ساختن"، “آباد کردن” و “بهسازی” است. این شامل همه عرصهها میشود: ساختن خانواده، پیشرفت اقتصادی، تعالی فرهنگی، حفظ محیط زیست و برقراری عدالت اجتماعی.
· اسلام از ما میخواهد که شهروندی فعال و مفید در جامعه خود باشیم و در بهبود شرایط زندگی دنیایی خود و دیگران بکوشیم. این یک “وظیفه دینی” است.
· این بخش، پاسخ به کسانی است که آنقدر در چرخه دنیا غرق میشوند که آخرت را فراموش میکنند.
· “چنان که فردا میمیرید” یک “منظور زمانشناسی” است. نه به معنای ترک دنیا، بلکه به معنای “مسئولیتپذیری در قبال زمان” است.
· اگر فردا قرار است بمیرید، امروز با خلقتان چگونه رفتار میکنید؟
· اگر فردا قرار است بمیرید، امروز چه اعمالی را انجام میدهید؟
· این نگاه، انسان را از “تعلل” و “سستی” بازمیدارد و به او “انگیزه” و “دقت” میبخشد.
این دو بخش، مانند دو بال برای پرواز هستند. اگر فقط به بخش اول بپردازیم، ممکن است در مادیات غرق شویم و اگر فقط به بخش دوم توجه کنیم، ممکن است به انزوا و رهبانیت کشیده شویم. پیامبر (ص) به ما میآموزند که میتوان و باید “همزمان":
· یک تاجر، مهندس یا کشاورز موفق بود و نمازش را اول وقت خواند.
· برای رفاه خانواده تلاش کرد و حقوق همسایه را رعایت نمود.
· در عرصه علم و تکنولوژی پیشرفت کرد و قلباً متوجه خدا بود.
این حدیث یک “سبک زندگی اسلامی” کامل را ترسیم میکند. به ما میآموزد که چگونه میتوان در عین استفاده از نعمات دنیا، بنده خدا بود. چگونه میتوان در بازار کار کرد، اما cheat نکرد. چگونه میتوان در شبکههای اجتماعی فعال بود، اما گناه نکرد. این همان “عرفان عملی” است که دنیای امروز به شدت به آن نیازمند است.

🔴وقتی که نماز قضا بشود،چه میشود؟!
✳️هشام جواليقى گويد: امام صادق(عليه السلام) روايت كرد كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: هر كس نماز واجب خود را نخواند تا وقت آن بگذرد آنگاه آن را قضا كند …
💥آن نماز تيره و تار بالا رود و گويد: خدا تو را ضايع كند همچنانكه مرا ضايع ساختى!(لذا گاهی گرفتاری ها و مشکلاتی برایمان پیش می آید که نمیفهمیم منشا آن از کجاست! آن ها ناشی از نفرین نماز است.)
🌺بعد فرمود: اوّلين چيزى كه در ايستگاه قيامت در پيشگاه خداوند متعال درباره آن از انسان سؤال شود نماز است،
🌸 و هرگاه نماز در آن روز، پاك بود باقى اعمال نيز پاك و شايسته باشد، و چنانچه نماز شايسته نبود باقى اعمال نيز پاك و شايسته نخواهد بود.
🔴نماز اگر قبول نشود بر فرق صاحبش كوبيده مى شود
✳️ ابوبصير گويد: امام صادق(عليه السلام) فرمود: براى نماز فرشته اى گمارده شده كه كارى جز آن ندارد، هنگامى كه بنده اى از نماز فارغ شود آن فرشته آن را برگيرد و به آسمان برد
🌱 و هرگاه از قبول شدنيها باشد پذيرفته گردد، و گرنه فرشته را گويند: آن را به صاحبش بازگردان!
✨ پس فرشته با آن نماز فرود آيد، و آن را بر روى صاحبش بكوبد، و گويد: اف بر تو باد كه همواره از تو عملى صادر مى شود كه مرا به زحمت مى اندازد!!
🔵 نکته: این امر نباید مانع از قضا کردن نمازهایمان بشود زیرا که کیفر نخواندن نماز به مراتب بسیار بیشتر از قضا کردن نماز است…
📒منبع کتاب:آرزوى جبرئيل يا هفت خصلت ممتاز

َ
حدیث لوح فاطمه (سلامالله علیها)
امام باقر علیهالسلام : عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی فَاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ بَيْنَ يَدَيْهَا لَوْحٌ فِيهِ أَسْمَاءُ اَلْأَوْصِيَاءِ وَ اَلْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهَا فَعَدَدْتُ اِثْنَيْ عَشَرَ اِسْماً آخِرُهُمْ اَلْقَائِمُ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ ثَلاَثَةٌ مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ وَ أَرْبَعَةٌ مِنْهُمْ عَلِيٌّ .
جابر بن عبد اللّٰه انصاری گويد:
بر حضرت فاطمه عليها السّلام وارد شدم و در مقابل او لوحی ديدم كه اسامی اوصياء از فرزندان او را در آن نوشته بودند، من آن اسمها را شمردم دوازده نفر بودند كه آخر آنها قائم بوده، در ميان اسمها سه نفر محمّد و چهار نفر علي وجود داشت.
📚 کمال الدين و تمام النعمة ج۱، ص۳۱۱
رخت بربستن برکت؛ نگاهی به پیوند میان گناه و بیبرکتی در کلام امام علی(ع)

💠 رخت بربستن برکت از سرزمین دلها
🔹 #امام_علی_علیه_السلام فرمودند:
«إذا ظَهَرَتِ الجِناياتُ ارتَفَعَتِ البَرَكاتُ.»
هرگاه گناهان آشکار شوند، برکتها از میان میروند.
📚 غررالحکم، ح ۴۰۳۰
✨ برکت، تنها فزونی مال یا نعمت نیست؛ نوری است که خداوند در دل، خانه، علم و عمر انسان میتاباند. اما این نور با تاریکی گناه سازگار نیست.
وقتی خطا و معصیت در جامعه یا در زندگی فردی آشکار میشود و زشتی، عادی جلوه میکند، آن نور آرام آرام خاموش میشود؛ دلها بیصفا، کارها بیثمر و روابط بیدوام میگردند.
🔸 گناه، ریشهی نامرئی بیبرکتی است؛ همان گونه که آلودگی هوا دیده نمیشود اما تنفس را دشوار میکند، آلودگی اخلاقی نیز آرام و پنهان، جان جامعه را میفرساید.
🔸 در مقابل، توبه، صداقت و پاکی، زمین را دوباره زنده میکند. برکت، به خانههایی بازمیگردد که در آنها یاد خدا زنده است و نگاهها از گناه شرم دارند.
بیبرکتی، فقر پنهان دلهاست؛ و طاعت، سرمایهی جاودان برکت.

📖 «آیاتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ…»
امام سجاد علیهالسلام قرآن را «خزانه علم الهی» مینامند؛ یعنی هر آیه، صندوقی است پر از معرفت، که درِ آن تنها با تدبر و اندیشه گشوده میشود.
وقتی میفرمایند: «کُلَّما فُتِحَتْ خَزانَةٌ، فَیَنْبَغی لَکَ أنْ تَنْظُرَ ما فیها»، یعنی هر بار که آیهای را میخوانی، باید در آن تأمل کنی، نه اینکه تنها از زبانت بگذرد.
🔹 هر آیه، لایههایی از معنا دارد: ظاهر، باطن، اشاره، و تأویل.
🔹 علم، حکمت، اخلاق، و حتی رازهای هستی در دل آن نهفته است.
🔹 انسان مؤمن، با نگاه ژرف در قرآن، از سطح الفاظ عبور کرده و به گوهر معنا میرسد.
پیام حدیث
قرآن را تنها برای تلاوت نخوانیم؛ هر آیه را چون کلیدی برای گنجی از معرفت بدانیم.
هر بار که میخوانیم، بپرسیم: «این آیه چه پیامی برای امروز من دارد؟»
آنگاه قرآن، از کتابی در قفسه، به نوری در جان تبدیل میشود.
⚠️ از دوستى با دروغگو بپرهیز! | تفسیر حکمت ۳۸ نهجالبلاغه

✴️ مقدمه
یکی از نکات آموزنده و بسیار عملی امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در نهجالبلاغه، دربارهٔ دوستی و ارتباط با دروغگو است. امام در حکمت ۳۸ هشدار میدهد که دروغگو مانند سراب است: آنچه دور است نزدیک و آنچه نزدیک است دور جلوه میکند. این سخن، هم در مسائل اخلاق فردی و هم در تصمیمگیریهای اجتماعی و مدیریتی کاربرد دارد.
وَ إِیَّاکَ وَمُصَادَقَةَ الْکَذَّابِ، فَإِنَّهُ کَالسَّرَابِ: یُقَرِّبُ عَلَیْکَ الْبَعِیدَ، وَیُبَعِّدُ عَلَیْکَ الْقَرِیبَ
از دوستى با دروغگو برحذر باش، چرا که او مثل سراب است؛ دور را در نظر تو نزدیک و نزدیک را در نظر تو دور مىسازد.
امام علی علیهالسلام در این حکمت، خطرات دوستی با افراد دروغگو را به زیبایی تصویر کرده است:
دروغگو همواره حقایق را وارونه جلوه میدهد. چیزی که به آسانی ممکن است، برای تو غیرقابل دستیابی نشان داده میشود و برعکس، کاری که غیرممکن است، با وعدههای دروغین نزدیک جلوه میکند. این همان تشبیه به سراب است.
تصمیمگیریها بر پایه اطلاعات غلط شکل میگیرند.
فرصتها از دست میروند و انسان ممکن است در مسیر اشتباه قدم بگذارد.
اعتماد به دروغگو، زمینهٔ آسیبهای روحی، مالی و اجتماعی را فراهم میکند.
دروغگو یا به خاطر ضعف ایمان و بیبندوباری، یا به خاطر منافع شخصی کوتاهمدت، حقیقت را تحریف میکند. شناخت این رذیله اخلاقی، راهی برای دوری از آسیبهای آن است.
دوستی با دروغگو نه تنها اخلاق و ایمان فرد را تهدید میکند، بلکه مسیر زندگی و تصمیمهای او را نیز تحریف و گمراه میسازد. امام علی علیهالسلام با این تشبیه زیبا، هشدار میدهد: از کسانی که واقعیتها را وارونه نشان میدهند، فاصله بگیرید.
این حکمت، یک قانون طلایی برای انتخاب دوستان، شرکا و همراهان زندگی است.

امام موسی کاظم علیهالسلام: لیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِبْ نَفسَهُ فی کُلِّ یَومٍ فَإنْ عَمِلَ حَسَناً استَزادَ اللهَ و إنْ عَمِلَ سیّئاً اسْتَغفَرَ اللهَ مِنهُ و تابَ اِلَیهِ.
🔹از مانیست کسی که هر روز حساب خود رانکند، پس اگر کار نیکی کرده است از خدا زیادی آن را بخواهد، واگر بدی کرده، از خدا آمرزش طلب نموده و به سوی او توبه نماید.
📚 اصول کافی، ج۴، ص۱۹۱
عبارت «لَیسَ مِنّا» یعنی «او از پیروان حقیقی ما نیست».
پس محاسبه نفس، نشانهی شیعهی واقعی است؛ کسی که هر روز عملکرد خود را در ترازوی وجدان و ایمان میگذارد.
یعنی انسان مانند تاجری که حساب سود و زیان خود را نگه میدارد،
هر روز بنگرد: چه گفت؟ چه کرد؟ و چه اثر بر دیگران گذاشت؟
به آن مغرور نشود؛ بلکه از خدا بخواهد آن را بپذیرد و زیاد کند.
چون در اخلاق اسلامی، عمل نیک بدون توفیق و اخلاص، ارزش حقیقی ندارد.
باید بیدرنگ استغفار و توبه کند، نه اینکه خطا را عادی بپندارد.
تکرار این محاسبه روزانه، انسان را از غفلت نجات میدهد و دل را زنده نگه میدارد.
هر شب، قبل از خواب، چند دقیقه خودت را قضاوت کن — نه برای سرزنش، بلکه برای رشد.
این تمرین کوتاه، نسخهای معنوی برای آرامش، تمرکز، و رشد شخصیتی در دنیای پرهیاهوی امروز است.

در كار خير، خودتان را به زحمت بیندازید و در اين راه با هوا و هوس خود مبارزه كنيد، زيرا طبيعت انسان به بدى تمايل دارد.
در کار خیر، خود را به زحمت بیندازید و در این راه با هوای نفس خود مبارزه کنید، زیرا طبیعت انسان به بدی گرایش دارد.
پیامبر خدا(ص) با نگاهی واقعگرایانه میفرمایند: انسان ذاتاً راحتطلب است.
طبیعت بدن و میل درونی ما، به سمت آسایش و لذت آنی متمایل است، نه تلاش و ایثار.
اما سعادت، در نقطهی مقابلِ راحتطلبی است.
عبارت «فِی الخَیرِ تَحَمَّلوا المَشَقّة» یعنی کار خیر بدون زحمت، ممکن نیست.
احسان، عبادت، علمآموزی، خدمت به مردم — همه نیازمند مبارزه با هوای نفساند.
انسان تا از دایرهی تنبلی، توجیه و عادت بیرون نیاید، قدمی در مسیر رشد برنمیدارد.
جملهی پایانی «فإنّ الطبعَ إلى الشرّ مایلٌ» هشداری تربیتی است؛ یعنی اگر انسان خود را رها کند، طبیعت او بهسوی گناه و غفلت میلغزد.
پس تنها راه ماندن در مسیر خیر، مجاهدهی دائم با نفس است — همان که قرآن فرمود: «وَالَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا» (عنکبوت: ۶۹)
در دنیای امروز که آسایشطلبی، تفریح بیپایان و تعویق کارها عادت شده، این سخن پیامبر(ص) یادآور میشود: کار خیر همیشه سخت است؛ اگر سخت نبود، دیگر «خیر» نبود.
بهشت پاداشِ کسانی است که بر تنبلی و هوای نفس غلبه کردند، نه کسانی که تسلیم آسانی شدند.

امام صادق علیهالسلام: «لَستُ اُحِبُّ أن أرَى الشَّبابَ مِنكُم إلاّ غادِيا في حالَينِ: إمّا عالِما أو مُتَعَلِّما، فَإِن لَم يَفعَل فَرَّطَ، فَإِن فَرَّطَ ضَيَّعَ وإن ضَيَّعَ أثِمَ وإن أثِمَ سَكَنَ النّارَ. وَالَّذي بَعَثَ مُحَمَّدا صلىاللهعليهوآله بِالحَقِّ».
دوست ندارم جوانانِ شما را جز در دو حالت ببينم: دانشمند يا دانشجو. اگر [جوانى] چنين نكند، كوتاهى كرده و اگر كوتاهى كرد، تباه ساخته و اگر تباه ساخت، گناه كرده است و اگر گناه كند، سوگند به آن كه محمّد صلىاللهعليهوآله را به حق برانگيخت، دوزخ نشين خواهد شد.
امام صادق علیهالسلام در این روایت، مرز روشن میان «رشد» و «سقوط» را برای جوانان ترسیم میفرمایند.
ایشان نمیفرمایند هر جوانی باید حتماً فقیه یا استاد حوزه شود، بلکه پیام ایشان این است که: زندگی بدون علم، بیثمر و خطرناک است.
🔹 «إمّا عالِما أو مُتَعَلِّما» یعنی یا بدان و تعلیم بده، یا در مسیر دانستن باش.
در نگاه امام، توقف در مسیر علم مساوی با سقوط است. چون انسانِ بیدانش، ناخواسته در جهل، تقلید کورکورانه، و گناه فرو میرود.
🔹 «فَإِن لَم يَفعَل فَرَّطَ»؛ اگر دنبال علم نرفت، کوتاهی کرده.
🔹 «فَإِن فَرَّطَ ضَيَّعَ»؛ کوتاهی، یعنی تباهی زندگی.
🔹 «فَإِن ضَيَّعَ أثِمَ»؛ تباهی، یعنی گناه.
🔹 «فَإِن أثِمَ سَكَنَ النّارَ»؛ و گناه، پایانش آتش است.
این روایت، زنجیرهای از سقوط اخلاقی و فکری را به تصویر میکشد که از «بیتفاوتی نسبت به علم» آغاز میشود و به «دوزخ معنوی» میانجامد.
📅 و چه زیباست که در روز نوجوان یاد بگیریم:
هر نوجوانی که مسیر علم و آگاهی را برگزیند، در حقیقت راه بهشت را انتخاب کرده است.
امام صادق(ع) میخواهد بفرماید: در جهان پر از فریب و اطلاعات غلط امروز، نجات نسل جوان فقط در «آموختن» است.
اگر نوجوان و جوان ما یاد نگیرد، دیگران او را میسازند؛ اما نه با حقیقت، بلکه با تبلیغات و جهل.

پيامبر اكرم صلّی الله عليه وآله
🌼 «لِلْمُؤمِنِ عَلَى الْمُؤمِنِ سَبْعَةُ حُقُوقٍ واجِبَةٍ مِنَ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ عَلَيه: اَلِأجْـلالُ فى عَيْنِهِ، وَ الْوُدُّ لَهُ فى صَدْرِهِ، وَ المُواساةُ لَهُ فى مالِهِ، وَ اَنْ يُحَـرِّمَ غَيْبَتـَهُ، وَ اَنْ يَعُودَهُ فى مَرَضِهِ، وَ اَنْ يُشَيِّـعَ جِـنازَتَهُ، وَ اَنْ لايَقُولَ فيهِ بَعْدَ مَوْتِهِ اِلاّ خَيْرا».
اسلام، دین عبادت تنها نیست؛ دین محبت، احترام و همدلی است.
پیامبر اکرم ﷺ در حدیثی نورانی، هفت حق واجب مؤمن بر مؤمن را برشمردهاند — حقوقی که ریشه در ایمان دارند و رعایتشان، نشانه صداقت در بندگی خداست.
📘 منبع: شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۹۸
«لِلْمُؤمِنِ عَلَى الْمُؤمِنِ سَبْعَةُ حُقُوقٍ واجِبَةٍ مِنَ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ عَلَيه:
اَلِإجلالُ فی عَینِهِ، وَالوُدُّ لَهُ فی صَدرِهِ، وَالمُواساةُ لَهُ فی مالِهِ،
وَ أن یُحَرِّمَ غیبَتَهُ، وَ أن یَعُودَهُ فی مَرَضِهِ، وَ أن یُشَیِّعَ جِنازَتَهُ،
وَ أن لا یَقولَ فیهِ بَعدَ مَوتِهِ إلاّ خَیراً.»
پیامبر اکرم ﷺ فرمودند:
مؤمن بر گردن برادر مؤمنش هفت حق واجب دارد که خدا آن را بر او واجب کرده است:
۱. با دیده احترام به او بنگرد.
۲. در دل، محبتش را نگاه دارد.
۳. در مال خود او را شریک سازد.
۴. غیبت او را حرام بشمارد.
۵. در هنگام بیماری از او عیادت کند.
۶. در تشییع جنازهاش شرکت نماید.
۷. پس از مرگش جز نیکی از او یاد نکند.
«اَلِإجلالُ فی عَینِهِ» یعنی با چشمانت به او احترام بگذار.
مؤمن، در ظاهر و باطن، حرمت برادر ایمانی خود را نگه میدارد؛ نگاهش تحقیر نمیکند و رفتارَش کوچک نمینماید.
«الوُدُّ لهُ فی صدرِه» یعنی در دل، دوستش بدار.
محبت درون، ریشهی اخلاق بیرون است. جامعهای که دلهایش از کینه خالی باشد، بهشت روی زمین است.
«المُواساةُ لهُ فی مالِهِ» یعنی اگر برادرت نیاز دارد، در داراییات او را شریک کن.
انفاق، تنها بخشش نیست؛ بلکه نشانه اعتماد و برادری واقعی است.
«أن یُحَرِّمَ غیبتَهُ» یعنی پشت سر مؤمن، بدگویی نکن.
حرمت مؤمن از کعبه بالاتر است؛ زبانت را همانگونه حفظ کن که ایمانَت را حفظ میکنی.
«أن یَعُودَهُ فی مَرَضِهِ»؛ حضور کوتاه تو کنار بیمار، دلش را آرام میکند و نشانه وفاداری است.
«أن یُشَیِّعَ جِنازَتَهُ»؛ بدرقه مؤمن تا آخرین منزل، احترام نهایی به پیوند ایمانی است.
«أن لا یَقولَ فیهِ بعدَ موتِهِ إلاّ خیراً»؛ بعد از مرگ، از مؤمن جز نیکی یاد مکن.
یاد بد مردگان، دل زندهها را میمیراند.
این هفت حق، ستونهای جامعه ایمانیاند.
اگر تنها یکی از آنها رعایت نشود، محبت میان دلها سست میشود.
پیامبر ﷺ با این سخنان، ما را به ساختن جامعهای دعوت کردند که در آن:
احترام جای تحقیر را بگیرد، محبت جای کینه را، و وفاداری جای فراموشی را.
هر مؤمن، در برابر مؤمن دیگر مسئول است؛
نه فقط در عبادت و دعا، بلکه در نگاه، رفتار، و یادش پس از مرگ.
اگر این هفت حق در میان ما زنده شود، ایمان نه تنها در قلب، بلکه در جامعه جریان مییابد.

امام حسین علیه السلام : «إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله قالَ لَهُ : … إنَّ اللّهَ جَعَلَ قَبرَكَ وقَبرَ وُلدِكَ بِقاعا مِن بِقاعِ الجَنَّةِ ، وعَرصَةً مِن عَرَصاتِها».
امام حسين عليه السلام: پيامبر(ﷺ) به على عليه السلام فرمود: « …خداوند، قبر تو و قبر فرزندانت را مكانى از مكانهاى بهشت و عرصهاى از عرصههاى آن، قرار داده است
این حدیث، تجلی محبت الهی به خاندان نبوت است.
پیامبر اکرم ﷺ خبر میدهد که زمینهایی که بدنهای پاک اهلبیت در آن آرمیدهاند، از جنس بهشتاند؛ یعنی نه تنها در آخرت، بلکه در همین دنیا نیز نشانهای از ملکوت دارند.
کربلا، نجف، مدینه و دیگر بقاع مقدسه، تنها مکانهای جغرافیایی نیستند؛ بلکه درهای بازِ زمین به سوی آسمان هستند. هر زائری که با دل خالص بر آن خاک قدم میگذارد، گویی در آستانه بهشت ایستاده است.
وقتی خدا میفرماید قبور آنان «عرصهای از بهشت» است، یعنی نور و برکت الهی از آنجا بر زمین میتابد.
در نگاه عرفانی، این مکانها جایگاه حضور ملائکه، اجابت دعا و آرامش دلهای مؤمنان هستند.
به همین دلیل است که دلها با شنیدن نام کربلا یا نجف نرم میشود و اشک، زائر دل میگردد.
در زیارت امام حسین علیهالسلام آمده است: «السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَابَ حِطَّةِ النُّفُوسِ وَغَايَةَ الْقُدْسِ.»
سلام بر تو ای درگاه پاکی و آرامش جانها.
وقتی انسان به زیارت قبور اهلبیت میرود، در حقیقت به قطعهای از بهشت قدم میگذارد؛ جایی که غمها سبک میشوند و دل، آرام میگیرد.
زمینهایی که اهلبیت در آن آرمیدهاند، بهشتِ پیش از بهشتاند.
این مکانها، نشان میدهند که عشق به اولیای الهی، خود راهی به سوی بهشت است.
پس زیارت آنان، فقط حضور در کنار خاک نیست؛ حضور در کنار نور است.

هرکس خدا را شناخت و به عظمتش پی برد، دهان خویش را از گفتار [بیهوده] و معدهاش را از خوراک [زیادی و حرام] نگه داشت و با روزه و شبزندهداری جان خود را پاک کرد.»
📘 پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم – أمالی شیخ صدوق، ص ۶۴۷، ح ۸۷۸
این سخن، نقشهای کامل از انسان مؤمنِ آگاه ترسیم میکند. پیامبر (ص) در چند جمله کوتاه، راه رسیدن به قرب الهی را بیان کردهاند:
کسی که به عظمت خدا پی میبرد، دیگر بیهوده سخن نمیگوید، ظلم نمیکند و زبانش را پاس میدارد.
چون انسانِ آگاه میداند خدا شنواست، از غیبت، دروغ و سخن لغو دوری میکند.
پرخوری، غفلت میآورد و غذای حرام، تاریکی دل. کسی که خدا را شناخته، مراقب لقمه خود است.
روزه، ریشه شهوت را میسوزاند و نماز شب، جان را با نور قرب الهی میآراید.
این حدیث در حقیقت میگوید: معرفت واقعی به خدا، باید در رفتار ظاهر شود.
اگر شناخت ما از خدا فقط زبانی باشد و به عمل نرسد، معرفت نیست بلکه خیال است.
زبان، شکم و دل سه جایگاه اصلی آزمایش ایماناند.
شناخت خدا یعنی حضور او را در زندگی احساس کردن؛
وقتی انسان به این مرحله برسد،
نه لغو میگوید، نه حرام میخورد، و نه غافل میماند.
چنین انسانی، بوی بهشت میدهد حتی در زمین.

در این احادیث نورانی، پیامبر اکرم ﷺ و امام صادق علیهالسلام به زیبایی جایگاه والای پرستاری و مراقبت از بیماران را بیان کردهاند؛ خدمتی که از دیدگاه الهی، عبادت، تطهیر روح و راهی به سوی رضایت خداوند است.
پيامبر صلي الله عليه و آله : مَن سَعى لِمَريضٍ في حاجَةٍ قَضاها أولَم يَقضِها خَرَجَ مِن ذُنوبِهِ كَيَومٍ وَلَدَتْهُ اُمُّهُ؛(كتاب من لايحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 16)
پيامبر صلي الله عليه و آله :هر كس براى بر آوردن نياز بيمارى بكوشد ، چه آن را برآورده سازد و چه نسازد ، مانند روزى كه از مادرش زاده شد ، از گناهانش پاك مى شود .
پيامبر صلي الله عليه و آله : مَن قامَ عَلى مَريضٍ يَوما و لَيلَةً بَعَثَهُ اللّه ُ مَعَ ابراهيمَ الخَليلِ؛(ثواب الأعمال ، ص 341 ).
پيامبر صلي الله عليه و آله :هر كس يك شبانه روز از بيمارى پرستارى كند ، خداوند او را با ابراهيم خليل محشور مى كند .
پيامبر صلي الله عليه و آله : مَن أطعَمَ مَريضا شَهوَتَهُ أَطعَمَهُ اللّه ُ من ثِمارِ الجَنَّةِ؛( الدعوات ، ص 230 ).
پيامبر صلي الله عليه و آله :هر كس غذاى بيمار را به او بخوراند ، خداوند از ميوه هاى بهشتى به او بخوراند .
امام صادق عليه السلام : يَكِرُّ مَعَ القائِمِ عليه السلام ثَلاثَ عَشرَةَ امرَأةً . . . . يُداوِينَ الجَرحى ويَقُمنَ المَرضى؛(دلائل الإمامه ، ص 484).
امام صادق عليه السلام :سيزده زن در ركاب امام مهدى عليه السلام حضور خواهند داشت . . . زخميان را درمان و از بيماران پرستارى مى كنند .
سماعة : إنَّ رَسولَ اللّه ِ صلي الله عليه و آله خَرَجَ بِالنِّساءِ فِي الحَربِ حَتّى يُداوينَ الجَرحى؛(بحار الأنوار ، ج 19 ، ص 184).
سماعة :پيامبر خدا صلي الله عليه و آله زنان را با خود به جنگ برد تا مجروحان را مداوا كنند .
پی نوشت:
[1] . كتاب من لايحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 16 .
[2] ثواب الأعمال ، ص 341 .
[3] . الدعوات ، ص 230 .
4] . دلائل الإمامه ، ص 484 .[5] . بحار الأنوار ، ج 19 ، ص 184 .

پیامبر اکرم ﷺ فرمودند: «مَن قامَ عَلى مَريضٍ يَوما و لَيلَةً بَعَثَهُ اللّهُ مَعَ ابراهيمَ الخَليلِ»
هرکس یک شبانهروز از بیماری پرستاری کند، خداوند او را در قیامت با ابراهیم خلیلالله محشور میسازد.
این حدیث، نشاندهندهی جایگاه بسیار والاى خدمت به بیماران و دلسوزی نسبت به نیازمندان است.
پرستارى در نگاه اسلام تنها کاری انسانی نیست، بلکه عبادتى الهی و راهی بهسوی قرب خداوند است.
🔹 «محشور شدن با ابراهیم خلیل» یعنی همنشینی در مرتبهی ایمان، ایثار و محبت الهی.
🔹 همانگونه که حضرت ابراهیم علیهالسلام مظهر محبت، توکل و خدمت به خلق بود، پرستار و مراقب بیمار نیز با همان روحیه، در مسیر رحمت الهی گام برمیدارد.
🔹 این پاداش بزرگ، نشاندهندهی آن است که حتی یک شبانهروز مراقبت از یک انسان رنجور میتواند انسان را به مقامات اولیای خدا نزدیک کند.
در روزگار ما، این حدیث نورانی میتواند الهامبخش پرستاران، پزشکان، مراقبان سالمندان و خانوادهها باشد که با صبر و عشق، از بیماران خود نگهداری میکنند.

عقیله بنیهاشم؛ الهامبخش آزادگان و رزمندگان حق
🔹 خداوند نام حضرت زینب (س) را به اذن خود و با اعلام جبرئیل تعیین کرد؛ نامی که در لوح محفوظ ثبت شده و نشاندهنده جایگاه والای ایشان در تاریخ اسلام است.
🔹 امام سجاد (ع) لقب «عقیله بنیهاشم» را برای زینب کبری (س) بهکار برد و امام صادق (ع) فرمودند: «اگر کسی بر مصیبت عمّهام زینب گریه کند، خداوند او را بیامرزد»؛ نشان از عظمت صبر و جایگاه ایشان است.
🔹 حضرت زینب (س) با صبر و شجاعت در برابر ظلم، پرچم نهضت عاشورا را حفظ کرد؛ او سرآمد و الگویی برای همه مبارزان حق بود و قیام عاشورا را تا ابد زنده نگه داشت.
🔹 جرج جرداق، اندیشمند مسیحی لبنانی، درباره حضرت زینب کبری (س) نوشت: «زینب دنباله همان عدالت و آزادگی علی بود، اما در سیمای زنی که با سخنش تخت ستم را لرزاند و الهامبخش نسلها شد.»
🔹 مقام معظم رهبری: «زینب کبری(س) پرچمدار پیام عاشورا و مظهر صبر انقلابی است؛ او نشان داد چگونه زن میتواند ستون خیمه مقاومت باشد.

حضرت زینب سلاماللهعلیها فرمودند:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ عَدَدَ الرَّمْلِ وَ الْحَصَى، وَ زِنَةَ الْعَرْشِ إِلَى الثَّرَى»
سپاس خدا را به شمارهی همه ریگها و سنگریزهها، و به اندازهی سنگینی عرش خداوند تا ژرفای زمین.
این سخن، تجلی توحید ناب و بینش عرفانی حضرت زینب است.
او در اوج مصیبت کربلا، زبانش به شکر و حمد الهی گشوده است، نه شکوه و گلایه.
🔸 «عدد الرمل و الحصى» یعنی بینهایت، چون شمار ریگها و سنگریزهها ممکن نیست.
🔸 «زنة العرش إلى الثرى» یعنی از عرش برین تا زمین، یعنی همهی هستی در ترازوی سپاس خداست.
حضرت زینب با این عبارت میخواهد بگوید:
حتی اگر تمام عالم در غم فرو رود، باز هم شایسته است که خداوند را سپاس گفت،
زیرا همه چیز در قبضهی اوست و هیچ مصیبتی بیرون از حکمت و رحمت او نیست.
این جمله، درس توحید و تسلیم در برابر ارادهی الهی است. زینب کبری در حالی که داغ برادران و فرزندان دیده، با دلی آرام و نوری در دل میفرماید: «الحمد لله…» — یعنی در اوج بلا هم، خدا شایستهی حمد است.

«أنتِ بِحَمدِاللّهِ عالِمَةٌ غَيرُ مُعَلَّمَةٍ، فَهِمَةٌ غَيرُ مُفَهَّمَةٍ»
تو، به لطف خدا، دانایی هستی که کسی تو را نیاموخته و فهیمی هستی که کسی تو را نفهمانده است.
حضرت زینب نه در مکتب بشری، بلکه در مکتب الهی تربیت یافت. علم او، علمی الهامی بود، نه اکتسابی.
🔸 او شاگرد مدرسهی وحی و ولایت بود، نه درسخواندهی کتاب و استاد.
🔸 علمش از دل پاک و نور ایمان سرچشمه میگرفت.
🔸 فهمش از قلبی متصل به ولایت و حقیقت محمدی برمیخاست.
در حقیقت، امام سجاد علیهالسلام با این جمله میخواستند مردم را به شناخت مقام معنوی زینب کبری برسانند:
کسی که در مجلس یزید با قدرت سخن گفت و خطبهای ایراد کرد که کاخ ظلم را لرزاند، باید عالمی الهی و آگاه از اسرار ولایت باشد.
این جملهی امام، نوعی تأیید رسمی امامت بر علم و مقام زینب کبری است.
او وارث علم پدرش علی علیهالسلام و بازتاب صبر و شجاعت مادرش فاطمه زهرا سلاماللهعلیها بود.
حضرت زینب (س) الگویی است برای همهی زنان و مردان مؤمن؛ کسی که بدون تکیه بر آموزش دنیوی، با علم الهی قیام کرد، از حق دفاع نمود و در برابر طوفان کربلا ایستاد.

امام علی(علیه السلام) فرمودند: «إذا فسد العالم فسد العالم» «اگر عالِم فاسد شد،عالَم فاسد میشود.» (منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه،ج۶، ص۱۸۶)
امام علی (ع) رابطه علّی و معلولی بین صلاح و فساد عالمان و سلامت و انحطاط جامعه را ترسیم میکند.
· عالِم دینی: کسی که احکام و معارف دینی را میداند
· رهبر فکری: کسی که مردم به او اعتماد دارند و از او الگو میگیرند
· مسئول هدایت: کسی که وظیفه راهنمایی جامعه را بر عهده دارد
· مردم به عالمان به عنوان اسوههای عملی نگاه میکنند
· فساد عالم، توجیه کننده فساد برای عموم مردم میشود
· مردم میگویند: “اگر او میتواند، پس ما نیز میتوانیم”
· عالم فاسد، مردم را به گمراهی میکشاند
· احکام خدا را تحریف میکند
· حرام را حلال و حلال را حرام مینماید
· عالمان، پاسداران ارزشها هستند
· اگر پاسداران فاسد شوند، دژ اخلاق فرو میریزد
· مانند ناخدای کشتی که اگر غرق شود، همه مسافران غرق میشوند
· در طول تاریخ، بسیاری از انحرافات از سوی عالمان فاسد شروع شده است
· بنیامیه و بنیعباس با استفاده از عالمان درباری، اسلام را تحریف کردند
· نقش عالمان وابسته در مشروعیّت بخشی به حکومتهای ظالم
· انتخاب عالمان شایسته: دقت در انتخاب روحانیون و مراجع
· نظارت بر عملکرد: عالمان نیز باید پاسخگو باشند
· تقویت تقوا: اولویت تقوا بر علم در مدیریت دینی
· آگاهی عمومی: مردم باید فساد را تشخیص داده و پیروی نکنند
· گسترش بیاعتمادی به دین و دینداری
· رواج بدعتها و تحریف احکام
· سقوط اخلاقی جامعه
· عذاب الهی شامل همه میشود
نتیجهگیری: امام علی(ع) در این حدیث به یک قانون اجتماعی قطعی اشاره میکنند: جامعهای که عالمانش فاسد شوند، محکوم به فساد و نابودی است. بنابراین، سلامت جامعه در گرو صلاح عالمان و نجات جامعه در گرو نجات عالمان از فساد است.

امام حسن مجتبی(علیه السلام): «قرآن در صحنه قیامت به صورت رهبر و امام ظهور یافته،مردم را به دو دسته تقسیم میکند:
۱ـ کسانی که به قرآن عمل نموده،حلال و حرام آن را همانگونه که هست بجا آوردهاند و متشابه آن را با قلب پذیرا شدهاند، قرآن اینان را به سوی بهشت جاویدان هدایت مینماید.
۲ـ آنان که حدود و قوانینش را ضایع نمودند و محرّماتش را حلال شمرده و به آن تعدّی کردند،قرآن آنها را به سوی آتش (جهنم) روانه میسازد.
از امام حسن مجتبی (ع) نقش قرآن را در روز قیامت به تصویر میکشد که چگونه این کتاب آسمانی از حالت نوشته به یک شخصیت زنده و فعال تبدیل میشود.
· تحول قرآن: از کتاب مُرده به رهبر زنده
· شاهد اعمال: قرآن در قیامت به تمام اعمال ما شهادت میدهد
· هدایتگر فعال: تنها راهنما نیست، بلکه رهبری میکند و تقسیمبندی مینماید
· عمل به محکمات” به این معناست که انسان احکام روشن و بدون ابهام قرآن را در زندگی خود به طور کامل اجرا کرده و به آنها عمل نماید.
· پذیرش متشابهات: آیات متشابه را با رجوع به محکمات و قلب سلیم پذیرفتهاند
· حفظ حدود: مرزهای الهی را رعایت کردهاند
· پاداش آنها: هدایت به بهشت جاویدان
· تضییع حدود: قوانین قرآن را نادیده گرفتهاند
· تحلیل حرام: محرمات را حلال شمردهاند
· تجاوزگری: از حدود الهی تعدی کردهاند
· سرنوشت آنها: رهسپاری به دوزخ
· قرآن خواندنی نیست؛ زندگی کردنی است: باید در تمام شئون زندگی جاری شود
· تلفیق عقل و قلب: هم باید محکمات را فهمید و هم متشابهات را با قلب پذیرفت
· مسئولیت در برابر قرآن: هر آیهای تکلیفی برای ما ایجاد میکند
· “وَیَومَ نَبعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهیدًا عَلَیهِم مِن أنفُسِهِم” (و روزی که در هر امتی گواهی از خودشان بر آنان برانگیزیم) - نحل: ۸۹
· “فَمَنِ اتَّبَعَ هُدایَ فَلَا یَضِلُّ وَلَا یَشقَى” (پس هر که از هدایت من پیروى کند، نه گمراه شود و نه تیرهبخت) - طه: ۱۲۳
قرآن تنها یک کتاب برای تلاوت نیست، بلکه معیار سنجش اعمال و رهبر قیامتی ماست. نحوه تعامل ما با قرآن در دنیا، تعیین میکند که در قیامت جزء کدام دسته باشیم: گروهی که قرآن دستشان را گرفته به بهشت میبرد، یا گروهی که قرآن پشتشان میکند و به دوزخ میراند.

متن حدیث: پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله): «مَن صَلّىٰعَلَيَّ و لَم يُصَلِّ عَلىٰ آلي، لَم يَجِد رِيحَ الجَنَّةِ، و إِنَّ رِيحَها لَيوجَدُ مِن مَسيرَةِ خَمسِمِئَةِ عامٍ» «هر که بر من صلوات فرستد و بر خاندان من صلوات نفرستد،بوى بهشت را نخواهد يافت، در حالى كه بوى آن از فاصلۀ پانصد سال [راه]، احساس میشود.» (الأمالي للصدوق:ص۲۶۷، ح۲۹۱)
این حدیث شریف از پیامبر اسلام (ص) نکتهای ظریف و مهم را درباره کیفیت صلوات فرستادن بیان میفرماید:
· صلوات ناقص: صلوات بدون ذکر اهل بیت (ع)، صلواتی ناقص و ناپذیرفتنی است
· هشدار شدید: پیامبر (ص) با بیان “بوی بهشت را نخواهد یافت” نشان میدهند که این مسئله بسیار جدی است
· تأکید بر وحدت: این حدیث بر وحدت و پیوند عمیق بین رسالت و امامت تأکید میکند
· تبعیت از دستور خدا: قرآن میفرماید: “قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَىٰ” (بگو: من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمیکنم جز مودت خویشاوندان)
· احترام به جانشینان: اهل بیت، ادامهدهنده راه پیامبر واقعی قرآن هستند
· پیشگیری از انحراف: ذکر اهل بیت، مانع از جدا کردن سنت از قرآن و ایجاد انحراف میشود
· زنده نگه داشتن یاد اهل بیت: با هر صلوات، نام و یاد اهل بیت در دلها زنده میماند
· ایجاد محبت: تکرار نام اهل بیت در صلوات، باعث ایجاد محبت به آنان در دلها میشود
· پیشگیری از غلو: ذکر اهل بیت در کنار پیامبر، مانع از غلو و افراط در حق هر یک میشود
· صورت کامل صلوات: “اللهم صل على محمد و آل محمد”
· آثار دنیوی:
· استجابت دعا
· بخشش گناهان
· افزایش روزی
· آثار اخروی:
· شفاعت پیامبر (ص)
· ورود به بهشت
· درک بوی خوش بهشت
· محرومیت از بهشت: کسی که عمداً از ذکر اهل بیت خودداری کند، از بوی بهشت محروم میشود
· فاصله معنوی: این محرومیت، نشانه فاصله گرفتن از مسیر حق است
· عاقبت خطرناک: چنین شخصی در خطر دوری از رحمت الهی قرار دارد
نتیجهگیری: این حدیث به ما میآموزد که محبت به اهل بیت،بخش جداییناپذیر از محبت به پیامبر است. صلوات کامل، صلواتی است که در آن، پیامبر و خاندان پاکش با هم ذکر شوند. این مسئله نه تنها یک دستور شرعی، بلکه تضمینی برای حفظ اسلام ناب و پیشگیری از انحرافات است.

پیامبر خدا(صلّی الله علیه و آله): «در روز قیامت،آن کس از شما به من نزدیکتر مینشینَد که خوشاخلاقتر و برای خانوادهاش بهتر باشد.»
این حدیث شریف از پیامبر رحمت (ص) دو معیار اساسی برای سنجش ارزش انسانها در پیشگاه الهی را بیان میکند:
· اخلاق، محور ایمان: پیامبر(ص) فرمودند: “إنَّما بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الأخلاق” (من برای تکمیل مکارم اخلاق برانگیخته شدم)
· آثار اجتماعی اخلاق نیک:
· ایجاد آرامش در جامعه
· گسترش محبت و همدلی
· کاهش درگیریها
· اخلاق، نشانه کمال ایمان: امام صادق(ع) میفرمایند: “کاملترین شما از لحاظ ایمان، خوشاخلاقترین شماست”
· خانواده، اولین میدان آزمایش:
· کسی که با نزدیکترین افرادش رفتاری نیک دارد
· نشان میدهد اخلاقش ریشهدار و اصیل است
· مسئولیت در برابر خانواده:
· تأمین نیازهای عاطفی
· ایجاد محیط امن و آرام
· تربیت صحیح فرزندان
· رعایت حقوق همسر
· کسی که با خانواده خود رفتار نیک دارد، معمولاً با دیگران نیز خوشاخلاق است
· اخلاق نیک در خانه، زمینهساز اخلاق نیک در جامعه است
· خانوادهای که در آن اخلاق حاکم باشد، نمونهای از جامعه اسلامی است
· در فضای مجازی: رعایت ادب در تعاملات اجتماعی
· در محیط کار: برخورد محترمانه با همکاران
· در خانواده:
· گفتگوی محترمانه
· توجه به نیازهای عاطفی
· تقسیم مسئولیتها
· قدردانی از یکدیگر
· قرب به پیامبر(ص) در روز قیامت
· رضایت خداوند به دلیل انجام وظایف خانوادگی
· الگو شدن برای دیگران در زمینه اخلاق
نتیجهگیری: پیامبر(ص)در این حدیث، معیاری عملی و قابل اجرا برای سنجش ارزش واقعی انسانها ارائه میدهند. قرب به ایشان نه با ادعا و سخن، بلکه با اخلاق نیک و رفتار شایسته با خانواده به دست میآید. این دو ویژگی، چکیدهای از تعالیم اسلامی هستند که هم سعادت دنیوی و هم اخروی را تضمین میکنند.

امام علی(علیه السلام): «کسی که غم روزی فردا را بخورد،هرگز رستگار نشود.»
تفسیر و تحلیل
این سخن گهربار از امام علی (ع) به یکی از رایجترین دغدغههای انسانها میپردازد و راه نجات از آن را نشان میدهد.
· نگرانی بیمارگونه: مقصود، برنامهریزی و تلاش برای آینده نیست، بلکه دغدغه ذهنی و اضطرابی است که آرامش انسان را سلب میکند.
· عدم اعتماد به خدا: این نگرانی، در حقیقت نشانه عدم توکل و اعتماد به خدای روزیرسان است.
· اتلاف انرژی: چنین غمی، نیروی فکری و عملی انسان را برای زندگی در زمان حال هدر میدهد.
· مخالف تسلیم در برابر خدا: رستگاری در گرو تسلیم بودن در برابر قضا و قدر الهی است.
· نشانه بیایمانی: پیامبر (ص) فرمودند: “اگر به خداوند توکل کنید، همانگونه که روزی پرندگان را میدهد، روزی شما را نیز میدهد.”
· غفلت از نعمتهای حال: فردی که در غم فرداست، از نعمتهای امروز خود غافل میشود.
· تدبیر پسندیده است: امام علی (ع) در جای دیگر میفرمایند: “قِوامُ العَیشِ حُسنُ التَّقدیر” (پایداری زندگی در خوب سنجیدن است)
· غم مذموم است: اما غم و اضطراب برای آینده، نشانه عدم رضایت از تقسیمبندی الهی است.
· توکل بر خدا: “وَ مَن یَتَوَکَّل عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسبُهُ” (هر که بر خدا توکل کند، خدا او را کفایت میکند)
· توجه به وعدههای الهی: خداوند در قرآن میفرماید: “وَ ما مِن دابَّةٍ فِی الأَرضِ إِلّا عَلَى اللَّهِ رِزقُها” (هیچ جنبندهای در زمین نیست مگر اینکه روزی او بر عهده خداست)
· تمرکز بر زمان حال: استفاده بهینه از فرصتهای موجود
نتیجهگیری: امام علی(ع) به ما میآموزند که نگرانی برای روزی فردا، نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه مانع اصلی رستگاری و سعادت انسان میشود. انسان مؤمن کسی است که با توکل بر خدا و تلاش در زمان حاضر، آینده خود را به پروردگارش میسپارد.
خداوند نظام خلقت را بر اساس قوانین و سنتهایی بنا کرده است تا به این ترتیب همگان با برنامه و نظام او هماهنگ شوند. هر فرد و گروهی که مخالف این سنتها عمل کنند، در واقع بر خلاف مسیری حرکت کردهاند که خداوند در عالم وضع کرده است؛ به این سبب ضمن آنکه آسیب چنین رفتاری متوجه فرد میشود، اطرافیان او هم تحت تأثیر این آسیب قرار میگیرند.

جالب است که امام سجاد علیهالسلام به گناهانی که سبب دگرگونی در نعمت میشود، اشاره میکنند. ابو خالد کابلى گوید شنیدم که امام زینالعابدین علیه السلام فرمود:
1ـ الْبَغْیُ عَلَى النَّاسِ؛ ظلم و تعدّى بر مردم
2ـ وَ الزَّوَالُ عَنِ الْعَادَةِ فِی الْخَیْرِ ؛ و ترک عمل خیرى که به آن عادت شده است
3ـ وَ اصْطِنَاعِ الْمَعْرُوفِ ؛ و ترک امر به نیکیها
4ـ وَ کُفْرَانُ النِّعَمِ؛ و کفران نعمت
5ـ وَ تَرْکُ الشُّکْرِ؛ و ترک شکر
اینها همان است که خدا در باره اش فرمود: إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ (خداوند وضع هیچ گروهى را دگرگون نمیکند جز آنکه خودشان حالات خود را دگرگون کنند- سوره رعد 11)» (معانی الأخبار، ص 270)
سنتهای الهی حاکم بر جهان اشاره میکند. این سنتها قوانینی تغییرناپذیر در نظام آفرینش هستند که همانند قوانین فیزیکی، بر عالم معنوی نیز حاکمند.
· تغییر نعمتها یک قانون الهی است
· این تغییر، تابع رفتارهای انسانی است
· گناهان، همچون ویروسهایی هستند که سیستم نعمتهای الهی را مختل میکنند
· ظلم، نظم اجتماعی را برهم میزند
· عدالت، پایه اصلی نظام هستی است
· هرگونه تجاوز به حقوق دیگران، تعادل نعمتها را مختل میکند
· نیکیهای مستمر، جریان نعمت را تنظیم میکند
· ترک عادتهای خوب، مانند بستن شیرهای نعمت است
· استمرار در کار خیر، ضامن تداوم برکت است
· این گناه، مسئولیت اجتماعی انسان را زیر سؤال میبرد
· جامعهای که امر به معروف در آن تعطیل شود، شایسته نعمتهای الهی نیست
· تعامل اجتماعی مثبت، شرط بقای نعمتهای جمعی است
· کفران نعمت، مستقیمترین عامل زوال نعمت است
· ناسپاسی، نشانه عدم درک ارزش نعمتهاست
· شکرگزاری، سرمایهگذاری برای افزایش نعمت است
· شکر، زنجیر نگهدارنده نعمت است
· ترک شکر، گسستن پیوند با منعم است
· شکرگزاری، نعمت را تضمین و تکثیر میکند
· استغفار، پاککننده آثار گناهان است
· توبه، بازگرداننده نعمتهای از دست رفته است
· استغفار مستمر، ایمنی در برابر زوال نعمتهاست
نتیجهگیری: آنچه از این روایات به دست میآید،یک سیستم هوشمند الهی است که در آن:
· نعمتها مشروط به رفتارها هستند
· گناهان، ویرانگر نظام نعمتاند
· استغفار و توبه، بازسازیکننده نعمتها هستند
· شکرگزاری، تضمینکننده تداوم نعمت است
این بینش به ما میآموزد که برای حفظ و افزایش نعمتهای الهی، باید قانونمند زندگی کنیم و از رفتارهایی که نظام نعمت را برهم میزند، پرهیز نماییم.

امام علی(علیه السلام): «وَاللّهِ،ما نَزَعَ اللّهُ مِن قَومٍ نَعماءَ إلاّ بِذُنوبٍ اِجتَرَحوها، فَاربِطوها بِالشُّكرِ، وقَيِّدوها بِالطّاعَةِ» «به خدا سوگند!خداوند از هیچ گروهی، نعمتها را نمیستاند، مگر به سبب گناهانی که مرتکب میشوند. پس با شکرگزاری، نعمتها را به چنگ آورید و با فرمانبردن از خدا، آنها را نگاه دارید.» (إرشاد القلوب،ص ۱۵۰)
تفسیر و تحلیل
این بیان ژرف امام علی(ع) که با سوگند به خداوند آغاز میشود، رابطه مستقیم بین نعمتهای الهی و رفتار انسان را تبیین میکند:
· قانون الهی: امام(ع) به صراحت اعلام میکنند که زوال نعمتها یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه نتیجه مستقیم گناهان انسان است.
· اجتراح ذنوب: تعبیر «ذُنوبٍ اِجتَرَحوها» (گناهانی که مرتکب شدند) نشان میدهد که گناهان همچون جراحتهایی هستند که تار و پود نعمتها را از هم میدرند.
· شکرگزاری تنها به گفتن “الحمدلله” نیست
· شکر عملی: استفاده درست از نعمت در مسیر رضای خدا
· شکر زبانی: بیان نعمتهای الهی
· شکر قلبی: احساس بندگی در برابر نعمتدهنده
· اطاعت از خدا، زنجیر محکمی برای نگهداری نعمتهاست
· هر فرمان الهی، حافظ نعمتهای مربوط به خود است
· اطاعت، زمینه افزایش نعمت را فراهم میکند
· نعمت سلامتی
· نعمت امنیت
· نعمت برکت در روزی
· نعمت عقل و تدبیر
· نعمت محبت و الفت
کاربرد در زندگی فردی و اجتماعی: این حکمت هم برای زندگی شخصی و هم برای جامعه کاربرد دارد:
· فردی: وقتی نعمتی را از دست میدهیم، باید در رفتار خود بازنگری کنیم
· اجتماعی: مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه میتواند ناشی از گناهان جمعی باشد
نتیجهگیری: امام علی(ع)در این سخن، هم هشدار میدهند و هم راه نجات را نشان میدهند. از یک سو ما را از عواقب گناه میترسانند و از سوی دیگر، راه حفظ و افزایش نعمتها را میآموزند: شکرگزاری و اطاعت از خداوند.
تفسیر حدیث امام علی (ع) درباره جایگاه منتظران فرج
امام علی(علیه السلام): «المُنتَظِرُلأِمرِنا كَالمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ في سَبيلِ اللّهِ» «آن که منتظر فرج ما است،همچون کسی است که در راه خدا در خون خود تپیده باشد.» (کمال الدین،ص ۶۴۵)
تفسیر و تحلیل
این حدیث شریف از امام علی (ع) یکی از والاترین جایگاهها را برای منتظران واقعی امام عصر (عج) ترسیم میکند:
۱. تشبیه به مجاهد فی سبیل الله
· اشراق معنوی: امام (ع) منتظر را به رزمندهای تشبیه میکنند که در میدان جنگ، در خون خود غلتیده اما همچنان پای آرمان خود ایستاده است.
· بالاترین درجه شهادت: “متَشَحِّط بِدَمِه” اشاره به اوج فداکاری و جانبازی در راه خداست.
۲. انتظار فرج؛ جهادی مستمر
· انتظار منفعل نیست: این تشبیه نشان میدهد انتظار فرج، یک حالت انفعالی و سکون نیست، بلکه جهادی پیوسته است.
· مبارزه با نفس: منتظر واقعی، پیوسته با دشمنان درونی (هواهای نفسانی) و بیرونی مبارزه میکند.
۳. شرایط منتظر واقعی بر اساس این تشبیه،منتظر باید:
· آماده فداکاری باشد
· استقامت داشته باشد
· هدفش تنها خدا باشد
· در میدان عمل حاضر باشد
۴. پیوند انتظار و شهادت این حدیث نشان میدهد:
· انتظار فرج = جهاد در راه خدا
· منتظر = مجاهد
· زندگی در عصر غیبت = میدان جنگ نامرئی
نتیجهگیری: امام علی(ع) با این تشبیه باشکوه به ما میآموزند که منتظر بودن، تنها یک آرزو نیست، بلکه یک مسئولیت بزرگ و یک جهاد مستمر است. منتظر واقعی کسی است که گویی همواره در خط مقدم جهاد قرار دارد و برای یاری امام زمانش آماده هرگونه فداکاری است.
این روایت ما را از نوعی«نمایشگری اجتماعی» برحذر میدارد؛ زمانی که فرد با نمایش دارایی، موقعیت یا موفقیتهایش، ناخواسته آتش حسادت را در دل دیگران میافروزد.
در امتداد همین توصیه،پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز میفرمایند: «اسْتَعِينُوا عَلَى إِنْجَاحِ الْحَوَائِجِ بِالْكِتْمَانِ»؛ برای برآوردن نیازهایتان،پنهانکاری را پیشه کنید، چرا که هر صاحب نعمتی، مورد حسد واقع میشود.
در مقابل فرهنگ رایج امروز که بر«نمایش موفقیت» و «برندسازی فردی» تأکید دارد، اسلام بر «صیانت از نعمت» اصرار میورزد. نمایش نعمتها، تنها باعث جلب حسادت، ایجاد رقابتهای ناسالم و تیرهای کینۀ دیگران میشود که هم آرامش روانی جامعه را برهم میزند و هم خود صاحب نعمت را در معرض تهدید قرار میدهد.
جمعبندی: خردمندانه این است که نعمتهای الهی را در پناه«کتمان» حفظ کنیم، نه در معرض «نمایش» که این خود بزرگترین سپاسگزاری از نعمتهای پروردگار است.
پینوشت:
بحار الأنوار، ج۷۳، ص۲۵۱
الکافی، ج۲، ص۴۸۲
◃از جمله حقوق مؤمن بر مؤمن، این است که در دل، او را دوست بدارد، با مالش به او کمک برساند، او را در برابر کسى که به وى ستم کند، یارى دهد،….
امام رضا(علیه السلام) در بیان حقوق متقابل مؤمنان بر یکدیگر میفرمایند: “از جمله حقوقی که مؤمن بر عهده مؤمن دیگر دارد این است که:
•دلسپاری: در قلب و دل، نسبت به او مودت و محبت داشته باشد
•همراهی مالی: در اموال و دارایی خود با او مشارکت و مواسات کند
•یاریگری: در برابر هر ستمگری او را یاری داده و پشتیبانش باشد”
این سه اصل اساسی، پایههای استوار روابط اخوت دینی را تشکیل میدهد که همدلی قلبی، مساعدت اقتصادی و دفاع از حقوق یکدیگر را در بر میگیرد.
امام علی علیه السلام: إِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ صلىالله عليه وآله يَقُولُ: مَطْلُ الْمُسْلِمِ الْمُوسِرِ ظُلْمٌ لِلْمُسْلِمِ، وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ عَقَارٌ وَلَا دَارٌ وَلَا مَالٌ، فَلَا سَبِيلَ عَلَيْهِ، من شنيدم كه پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله مىفرمايد: تأخير در پرداخت بدهى از سوى مسلمان توانگر، ستم به مسلمان [طلبكار] است، و كسى كه مزرعه و خانه و مال ندارد، تسلّطى بر او نيست. التهذيب ج۶ ص۲۲۵
حدیث به دو بخش اشاره میکند:
بخش اول: بدهیهایی که مسلمانِ توانگر بر ذمته دارد، دیرکرد در پرداخت آن ظلم است. این تأکید بر مسئولیت اخلاقی و اجتماعی فرد ثروتمند در قبال بدهیهایش است.
بخش دوم: فقر مالِ فردی که مال و دارایی ندارد، به این معناست که او از حقوق دیگران، یا تسلطی بر او نیست، چون وسائلی برای ستم یا ستمپذیری ندارد.
این عبارت به تقابل حالِ فقیر با وظیفه اخلاقیِ أخذ و پرداخت بدهی اشاره دارد و نشان میدهد حکمِ ظالمانه در پرداخت بدهی، صرفاً برای ثروتمندان نیست بلکه به طور کلی موضوع عدالت مالی است.
حدیث بر اهمیت اجرای عدالت در پرداخت بدهی تأکید میکند و آن را از قِبیل ظُلم بر مسلمان طلبکار میبیند. این نشان میدهد که عدالت اقتصادی در اسلام به عنوان یک اصل عبادی و اجتماعی جایگاه دارد.
بدهی عقدی است که از امانت یا عهد الهی برخوردار است؛ تأخیر در اجرای آن، نقضِ عهدِ اجتماعی است و با مفهوم «بیعِ عهد» و امانت در اسلام همخوانی دارد.
حدیث در دو گروه سخن میگوید: ۱) مسلمان توانگر مسئولِ پرداخت بدهی است و ۲) فقیرانی که مال یا زمین ندارند، از سلطه و فشار احتمالیِ دیگران مصونند؛ این دو قاعده، با اصول عدالت مبتنی بر قابلیت و استطاعت همسو است.
تقابل با ربا و استثمار: هرچند حدیث به طور مستقیم درباره بهرهبریِ مالیِ بدهی صحبت نمیکند، اما از منظر فقهی شیعی، تاخیر در پرداخت بدهی از سوی توانگر میتواند زمینهساز ربا یا فشارِ غیرمنصفانه باشد. در این راستا، فقهاء به حمایت از توانگرانِ واقعی و طلبکارانِ مشروع و جلوگیری از ظلمِ اقتصادی توصیه میکنند.
اهمیتِ پشتوانهِ خانوادگی و داراییِ روزِگار: تعبیر «عقار و دار و مال ندارد» نشاندهنده گفتمان اسلامی درباره حدّ توانمندیِ فرد و اینکه اگر فردی دارایی ندارد، از چه راههایی میتواند بدهی را ایفا کند؟ و اگر ندارد، چه حقوق و حجابی برای او وجود دارد تا درنهایت ظلم بر او واقع نشود.
وقتی شخصی توانگر است، دیگران به پولش به چشمِ امانت نگاه میکنند. تاخیر در پرداخت بدهی برای بدهکارِ توانمند، ظلم است و باید با همتِ مالی و پرداختِ بهموقع جبران شود.
حفظِ کرامتِ فقرا و تقابلِ ظلمِ اقتصادی: فقرا نیز باید در چارچوب قوانین و حقوقِ خودشان از حمایتهای اجتماعی و احکام اسلامی بهرهمند باشند تا ظلم اقتصادی به آنها وارد نشود.
تشویق به عدالتِ ثلاثه: عدالت در پرداخت بدهی، عدالت در اخذِ بهموقعِ بدهی و اجتناب از هرگونه فشارِ غیرعادلانه بر بدهکاران.
امام باقر علیه السلام :«بِرُّ الوالِدَینِ ، وصِلَهُ الرَّحِمِ ، یَزیدانِ فِی الأَجَلِ»؛ نیکى کردن به پدر و مادر و صله رحم، عمر را طولانى مى کنند( بحار الأنوار جلد ۷۴ ، صفحه ۸۳)
این حدیث شریف از امام محمد باقر(ع) که در کتاب ارزشمند «بحار الانوار» علامه مجلسی نقل شده، به یکی از قوانین مهم اجتماعی-اخلاقی در مکتب اسلام اشاره دارد. تفسیر این حدیث را میتوان در چند محور زیر بیان کرد:
· در فرهنگ اسلامی، «بِر» فراتر از احترام ظاهری است و شامل همه خیررسانی مانند احسان گفتاری، رفتاری، مالی و عاطفی میشود.
· این اهمیت تا آنجاست که در قرآن کریم بلافاصله پس از امر به توحید، احسان به والدین سفارش شده است: «وَ قَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا» (اسراء: ۲۳).
· نیکی به والدین از گناهان کبیره ای است که پشیمانی در دنیا و عذاب در آخرت به همراه دارد.
· «صله رحم» تنها به دیدار فیزیکی محدود نمیشود، بلکه شامل هرگونه اقدام مثبت برای حفظ پیوندهای خانوادگی مانند کمک مالی، عیادت از بیمار، حل اختلافات و تماس تلفنی میگردد.
· در مقابل، «قطع رحم» از گناهان بزرگ شمرده شده و پیامبر اکرم(ص) فرمودهاند: «لا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ قاطِعُ رَحِم» (کسی که قطع رحم کند، وارد بهشت نمیشود).
این افزایش عمر میتواند به دو شکل باشد:
· افزایش کمی: یعنی literally مدت عمر انسان طولانیتر میشود. این از الطاف خاص الهی است که بر اساس حکمت و تقدیر وی، این اعمال صالح را سبب افزایش عمر مادی قرار داده است.
· افزایش کیفی: یعنی همان مدت عمر، پربرکت میشود. به گونهای که شخص در زمان کمتری، کارهای بیشتری را میتواند انجام دهد و از عمر خود بهرهوری بیشتری دارد.
· این حدیث نشان میدهد که طول عمر انسان، تنها یک پدیده زیستی محض نیست، بلکه تحت تأثیر اعمال و رفتارهای اختیاری انسان قرار دارد.
· این یک قانون الهی است که خداوند در نظام جهان قرار داده: همانطور که گناهان موجب کوتاهی عمر میشوند (como اشاره در روایات به اینکه گناهان نعمتها را زوال میبخشند)، اعمال نیک نیز موجب افزایش و برکت در عمر میگردند.
· تأمین سلامت روان: نیکی به والدین و صله رحم، کینهها را از بین برده و آرامش روانی را برای فرد به ارمغان میآورد که خود در سلامتی جسمی و طول عمر مؤثر است.
· تقویت شبکه اجتماعی: این اعمال، شبکه حمایت اجتماعی فرد را تقویت میکند که در مواقع بحران، پشتوانهای برای او محسوب میشود.
· پیشگیری از انزوا: که خود از عوامل کوتاهی عمر است.
جمعبندی: امام باقر(ع)در این حدیث، یک “نسخه الهی برای عمر طولانی و پربرکت” را ارائه میفرمایند. این نسخه، دارویی معنوی اما با اثراتی کاملاً ملموس در زندگی دنیوی است. پیام نهایی این است که اگر خواهان عمری طولانی و پربار هستید، روابط خود با پدر و مادر و خویشاوندان را بر مبنای احسان و نیکی استوار سازید.
⩴ وقتى انسان بداند مقابله با نفس و چشم پوشى از حرام، آثار ارزشمند و بزرگى برايش به بار مىآورد، سختى چشم پوشى از لذّت را براى رسيدن به لذات بالاتر، جامع تر و پايدارتر ، تحمّل مىكند و به آسانى از آن لذّات پست مىگذرد.
↲ توجه به آثار مثبت و مطلوب پرهيز از چشم چرانى، در پيشگيرى از ابتلا به آن، مؤثّر است.
✧ مَن نَظَرَ إِلَى امرَأَةٍ فَرَفَعَ بَصَرَهُ إِلَى السَّمَاءِ أَو غَمَّضَ بَصَرَهُ لَم يَرتَدَّ إِلَيهِ بَصَرُهُ حَتَّى يُزَوِّجَهُ اللّهُ مِنَ الحُورِ العِينِ . ( من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۴۷۳ )
⁘ هر كس نظرش به زن بيگانه افتاد و او به آسمان نگاه كرد يا چشم پوشى كرد و چشمش را از نگاه حرام بازداشت، خداوند متعال، او را با حورالعين تزويج مىكند.
✧ مَا مِن مُسلِمٍ يَنظُرُ امرَأَةً أَوَّلَ رَمَقِهِ ثُمَّ يَغُضُّ بَصَرَهُ إِلَا أَحدَثَ اللّهُ تَعَالَى لَهُ عِبَادَةً يَجِدُ حَلَاوَتَهَا فِى قَلبِهِ. (ميزان الحكمة ، ج۱۳ ، ص۶۳۲۲)
⁘ هيچ مسلمانى نيست كه چشمش به نامحرم بيفتد و سپس به خاطر خدا از آن، در پوشد، مگر اين كه خداوند، براى او توفيق عبادتى دهد كه شيرينى آن را در قلبش مىيابد.
☀️ در برخى از آموزه هاى اسلامى، آمده است كه ترك اين عمل، نه تنها موجب مىشود كه فرد، شيرينى عبادت را بچشد، بلكه موجب خوش حالى او نيز مىشود و در نتيجه، توفيقات بعدى را به روى خود باز مىكند.
✧ النَّظَرُ إِلَى مَحَاسِنِ النِّسَاءِ سَهمٌ مِن سِهَامِ إِبلِيسَ فَمَن تَرَكَهُ أَذَاقَهُ اللّهُ طَعمَ عِبَادَةٍ تَسُرُّهُ. (مستدرك الوسائل، ج۱۴ ، ص۲۷۰)
⁘ نگاه كردن به زيبايى هاى زنان، تيرهاى شيطان است كه هر كس از اين نگاه ها صرف نظر كند، خداوند مزّه عبادت را به او مىچشاند كه اين مايه شادمانى وى است.
پیامبراکرم (ﷺ): «ما مِن مُسلِمٍ يَنظُرُ امرأةً أوّلَ رَمقَةٍ ثُمّ يَغُضُّ بَصَرَهُ إلاّ أحدَثَ اللّهُ تعالى لَهُ عِبادَةً يَجِدُ حَلاوَتَها في قَلبِهِ».
هيچ مرد مسلمانى نيست كه نگاهش به زنى بيفتد و چشم خود را پايين اندازد مگر اينكه خداى متعال به او توفيق عبادتى دهد كه شيرينى آن را در دل خويش بيابد.
📚 كنز العمّال : ح١٣٠٥
تفسیر حدیث با استناد به منابع اسلامی
این حدیث شریف از پیامبر اعظم(ص) که در منابع معروفی مانند «کنز العمال» نقل شده، به زیبایی رابطه میان یک عمل ظاهری (کنترل نگاه) و یک پاداش باطنی (لذت عبادت) را ترسیم میکند. تفسیر این حدیث را میتوان در چند محور زیر بیان کرد:
· «ینظر اول رمقة»: اولین نگاه که ممکن است به صورت غیرارادی باشد.
· «ثم یغض بصره»: سپس بلافاصله و با اختیار، چشم خود را میبندد و نگاه را قطع میکند. این نشان میدهد که پاداش بزرگ الهی،نه برای سقوط در گناه است و نه برای کسی که اساساً در معرض دید نامحرم قرار نمیگیرد، بلکه برای مبارزه درونی و پیروزی بر هوای نفس در همان لحظه اول است. این همان “جهاد اکبر” است.
پیامبر(ص)نمیفرمایند خداوند ثواب یک عبادت را به او میدهد، بلکه میفرمایند: «أحدث الله له عبادة» (خداوند برای او عبادتی پدید میآورد). این تعبیر بسیار عمیق است و نشان میدهد:
· این عبادت، یک “موهبت خاص” و نوین از جانب خداست، نه لزوماً یکی از عبادات مشخص شرعی.
· این عبادت، نتیجه مستقیم عمل بنده است، اما خودِ عبادت، از سوی خدا ایجاد میشود. این مفهوم، مشابه «توفیق» برای طاعت است که خود، بزرگترین نعمت خداست.
مهمترین بخش پاداش،حالتی است که در درون انسان ایجاد میشود: «یجد حلاوتها فی قلبه» (شیرینی آن را در دل خود مییابد).
· «حلاوت» (شیرینی): این کلمه اشاره به یک لذت روحانی و معنوی دارد که با هیچ لذت مادی قابل قیاس نیست. این لذت، نتیجه اطاعت از خدا و احساس رضایت از کنترل نفس است.
· «فی قلبه» (در دلش): این پاداش، بیرونی و نمایشی نیست، بلکه یک تجربه باطنی و درونی است. دل، مرکز ایمان و ادراکات معنوی است و وقتی شیرینی عبادت را درک کند، انگیزه فرد برای تکرار این عمل و دیگر طاعات، بیشتر میشود.
· تقویت ایمان: زمانی که انسان نتیجه مستقیم و شیرین اطاعت از خدا را به صورت ملموس در دل خود احساس کند، ایمانش از حالت نظری خارج شده و به یک باور جانانه و تجربهشده تبدیل میشود.
· آسانسازی تقوا: این لذت درونی، سختی و مرارت خودداری را از بین میبرد و آن را برای انسان شیرین میکند. به تعبیر دیگر، خداوند نهتنها به خاطر ترک گناه پاداش میدهد، بلکه خودِ عمل ترک را نیز برای بنده شیرین میسازد.
· پیشگیری از گناه: وقتی فرد بداند که با یک “خودکنترلی” ساده میتواند به چنین لذت روحانی دست یابد، به راحتی آن را با لذتِ زودگذر و گناهآلود نگاه حریم معاوضه نخواهد کرد.
جمعبندی: این حدیث،یک قانون کلی از سنت الهی را نشان میدهد: خداوند برای هر اطاعتی، پاداشی متناسب با خود آن در نظر میگیرد. پاداش کنترل نگاه، چشیدن طعم شیرین بندگی در دل است. این یک تجربه شخصی و درونی است که تنها برای افراد باایمان و خویشتندار رقم میخورد.
علم ناب برای هدایت، نه تجارت
روایت هشداردهنده از امام صادق(ع)
حمزة بن حمران میگوید از امام صادق(ع) شنیدم که میفرمود: “مَنِ اسْتَأْكَلَ بِعِلْمِهِ افْتَقَرَ” “هر کس به وسیله علم نان بخورد، به فقر مبتلا خواهد شد.”
پرسش هوشمندانه حمران:
“در میان شیعیان و دوستان شما گروهی از عالمان هستند که علوم شما را فراگرفته و منتشر میکنند. شیعیان نیز به آنها احترام و کمک میکنند. آیا این افراد نیز جزو روزیخواران به دین هستند؟”
پاسخ روشنگرانه امام(ع):
“لَيْسَ أُولَئِكَ بِمُسْتَأْكِلِينَ، إِنَّمَا الْمُسْتَأْكِلُ بِعِلْمِهِ الَّذِي يُفْتِي بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ لِيُبْطِلَ بِهِ الْحُقُوقَ طَمَعًا فِي حُطَامِ الدُّنْيَا”
“خیر، منظورم آنها نبودند، بلکه منظورم بیسوادانی است که بدون دلیل الهی، به نام دین فتوا میدهند تا مالی به چنگ آورده یا حقی را باطل کنند.”
💡 تحلیل و درسهای روایت
تفاوت دو گروه عالمان:
✅ عالمان راستین:
· حاملان علوم اهل بیت(ع)
· مروجان معارف ناب
· مورد احترام و صله شیعیان
· مشمول نهی نیستند
❌ عالمان دروغین:
· فتوای بدون علم
· انگیزه مادی و دنیاطلبی
· ابطال حقوق مردم
· مشمول نهی هستند
🎯 پیامهای کاربردی
برای عالمان دینی:
· اخلاص نیت در تبلیغ دین
· دوری از دنیاطلبی در آموزش معارف
· مسئولیتپذیری در برابر فتواها
برای جامعه مذهبی:
· تشخیص عالمان راستین از مدعیان
· حمایت از مبلغان خالص
· هوشیاری در برابر سودجویان
🌟 نکته نهایی
این روایت به ما میآموزد که:
· علم دینی باید برای هدایت باشد، نه تجارت
· عالمان راستین مورد تأیید ائمه هستند
· هدف از تعلیم، باید قرب الهی باشد
✨ پند اخلاقی: همانگونه که امام صادق(ع)فرمود، فقر واقعی آن است که انسان علم را وسیلهای برای دنیاطلبی قرار دهد.
موضوع فشار قبر همواره از جمله مسائل مورد سوال و ابهام برای بسیاری از مومنین بوده است. درک صحیح از این مفهوم برزخی میتواند ترس بیجا را از دل زدوده و انگیزهای برای عمل صالح باشد.
در منظومه فکری اهل بیت(ع)، کلمه “قبر” عمدتاً به معنای عالم برزخ است و نه صرفاً قبر خاکی.
امام صادق(ع) میفرمایند: «الْقَبْرُ مُنْذُ حِينِ مَوْتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة» “قبر از لحظه مرگ[شخص] تا روز قیامت است.”
این بدان معناست که عالم برزخ که میان دنیا و قیامت قرار دارد، منظور از “قبر” در این روایات است.
یک قانون عمومی اما…
طبق روایات، فشار قبر یک قانون عمومی و فراگیر است، اما استثناهایی هم دارد.
روایت اول: امام صادق(ع)در پاسخ به پرسش “آیا کسی از فشار قبر نجات پیدا میکند؟” فرمودند: «نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْهَا، مَا أَقَلَّ مَنْ يُفْلِتُ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْر» “به خدا پناه میبریم از فشار قبر،چه اندازه کم هستند افرادی که از فشار قبر رهایی پیدا میکنند.”
روایت دوم: همان امام در پاسخ ابو بصیر فرمودند: «هَيْهَاتَ مَا عَلَى الْمُؤْمِنِينَ مِنْهَا شَيْء» “هرگز چیزی از فشار قبر بر مؤمنین نیست.”
· فشار قبر یک قانون عمومی است
· اما ایمان راستین و عمل صالح میتواند مانع تحقق آن شود
· مؤمنینی که پایبند به دستورات الهی هستند از این عذاب در امان میمانند
اعمالی که موجب کاهش یا رفع فشار قبر میشوند:
· نمازهای واجب به ویژه نماز شب
· صدقه دادن به صورت مستمر
· خواندن سورههای خاص قرآن مانند سوره ملک
· اخلاص در عمل و پرهیز از ریا
· دستگیری از مومنین و حل مشکلات آنها
فشار قبر هرچند یک قانون عمومی در عالم برزخ است، اما:
· مؤمنان واقعی از آن در امانند
· اعمال نیک سپر محکمی در برابر عذاب برزخ هستند
· این موضوع باید انگیزهبخش باشد نه ترسآور
✨ همانگونه که در دنیا با رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی از جریمه در امان میمانیم، در آخرت نیز با رعایت قوانین الهی از عذاب برزخ در امان خواهیم بود.
این محتوا با ساختاری منظم و بهرهگیری از منابع معتبر، میتواند پاسخگوی سوالات و ابهامات بسیاری از جویندگان حقیقت باشد.
۱. امامان و فقها درباره گستردگی عدالت میفرمایند:
«مَا أَوْسَعَ اَلْعَدْلَ! إِنَّ اَلنَّاسَ يَسْتَغْنُونَ إِذَا عُدِلَ فِيهِمْ وَ تُنْزِلُ اَلسَّمَاءُ رِزْقَهَا وَ تُخْرِجُ اَلْأَرْضُ بَرَكَتَهَا بِإِذْنِ اَللَّهِ عَزَّوَجَلَّ»
چه وسیع و گسترده است عدالت! وقتی عدالت در میان مردم برقرار شود، همه بینیاز میشوند و آسمان رزقش را نازل و زمین برکت خود را به فرمان خداوند میدهد.
۲. «مَا عُمِّرَتِ اَلْبُلْدَانِ بِمِثْلِ اَلْعَدْلِ»
هیچ چیز مانند عدالت شهرها و سرزمینها را آباد نمیکند. (غررالحکم)
۳. «بِالْعَدْلِ تَصْلُحُ اَلرَّعِيَّةُ»
مردم تنها با عدالت سامان مییابند و جامعه اصلاح میشود. (غررالحکم)
۴. «بِالْعَدْلِ تَتَضَاعَفُ اَلْبَرَكَاتُ»
در پرتو عدالت، نعمتها و برکتها دو چندان میشوند. (غررالحکم)
▫️ نظریه لیبرالیسم اقتصادی، مانند دیدگاههای آدام اسمیت و هایک، عدالت را مانعی برای توسعه میداند. آنها معتقدند برای حرکت چرخ توسعه، لازم است عدهای قربانی شوند و فقرا فشار تورم و رشد اقتصادی را تحمل کنند. هایک عدالت اجتماعی را فریبنده و توسعه را مشروط به آزادی میداند، نه عدالت.
▫️ این منطق، نسخه جهان سرمایهداری امروز است که فقر و نابرابری را افزایش میدهد و عدالت را قربانی توسعه میکند.
▫️ اما در اسلام، این دیدگاه پذیرفته نیست. پیشرفت و عدالت در کنار هم جداییناپذیرند. اسلام معتقد است وقتی عدالت برقرار شود، همه از منافع توسعه بهرهمند میشوند. قرآن و روایات، بارها اجرای عدالت را توصیه کردهاند.
روایت نورانی از امام کاظم(ع): علی بن مغیره میگوید به امام کاظم(ع)عرض کردم: “من برای رسول خدا(ص)یک ختم قرآن، برای امیرالمؤمنین(ع) ختمی دیگر، برای حضرت فاطمه(س) ختمی دیگر، سپس برای سایر ائمه(ع) تا به شما رسد، ختم قرآنی قرار میدهم و هدیه میکنم… به سبب این کار چه پاداشی دارم؟”
پاسخ امام کاظم(ع): “لَکَبِذَلِکَ أَنْ تَکُونَ مَعَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ…” “پاداش تو آن است که روز قیامت با آنان باشی!”
· ختم قرآن برای رسول خدا(ص)
· ختم قرآن برای امیرالمؤمنین(ع)
· ختم قرآن برای حضرت فاطمه(س)
· ختم قرآن برای سایر ائمه(ع)
· همنشینی با اهل بیت در قیامت
· نجات از عذاب آخرت
· رسیدن به شرافت ابدی
· “آری!” (تأکید اول)
· “آری!” (تأکید دوم)
· “آری!” (تأکید سوم)
· ارتباط معنوی با اهل بیت(ع) از طریق قرآن
· هدیه دادن ثواب به اولیای الهی
· اطمینان به وعدههای الهی درباره پاداش اعمال
· محبت عملی به اهل بیت(ع)
· تلاش برای قرب به اولیای خدا
· اهمیت تداوم در عبادات
✨ پند نهایی: کوچکترین اعمال خیر که با محبت اهل بیت(ع) همراه باشد، پاداشی بزرگ و ابدی در پی خواهد داشت.
پیامبر اکرم(ص) در پاسخ به حضرت زهرا(س) ۱۵ بلا را برای کسانی که نماز را سبک میشمارند بیان کردند؛ بلاهایی در دنیا، مرگ، قبر و قیامت. بخوانید و پند بگیرید.
روزی حضرت فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) در کنار پدر بزرگوارشان، رسول خدا(ص)، نشستند و پرسیدند:
پدر جان! مردان و زنانی که نسبت به نماز بیاعتنا هستند و آن را سبک میشمارند، چه سرنوشتی دارند؟
🌿 پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
فاطمه جان! هرکس نماز را سبک بشمارد، خداوند او را به پانزده بلا گرفتار میسازد:
1. برکت از عمرش برداشته میشود.
2. رزق و روزیاش بیبرکت میگردد.
3. نور چهرهاش از بین میرود.
4. اعمالش پاداش نمیگیرد.
5. دعایش به آسمان نمیرود.
6. از بهره صالحان محروم میشود.
1. ذلیل و خوار از دنیا میرود.
2. در هنگام مرگ گرسنه خواهد بود.
3. تشنه جان میدهد، هرچند همه آبهای دنیا را به او دهند.
1. فرشتهای مأمور عذابش میگردد.
2. قبرش بر او تنگ میشود.
3. در ظلمت و تاریکی قبر فرو میرود.
1. فرشتهای او را با صورت بر زمین میکشد در حالی که خلایق تماشا میکنند.
2. حسابرسیاش بسیار سخت خواهد بود.
3. خداوند به او نظر لطف نمیکند و گرفتار عذاب همیشگی میشود.
نماز ستون دین است و بیاعتنایی به آن، ریشهی سقوط معنوی انسان.
بیاییم پیش از آنکه دیر شود، خودمان جوانانمان به نمازمان بازگردانیم و پیوند خود را با خالق مهربان محکمتر کنیم 🌙
امام علی(ع) در نامه ۳۱ نهج البلاغه به امام حسن مجتبی (ع) میفرمایند: «وَلاَتَقُلْ مَا لاَ تَعْلَمُ وَإِنْ قَلَّ مَا تَعْلَمُ، وَلاَ تَقُلْ مَا لاَ تُحِبُّ أَنْ يُقَالَ لَکَ» آنچه را که نمىدانى مگو،اگر چه آنچه مىدانى اندک باشد؛ و آنچه را دوست ندارى درباره تو بگويند، درباره ديگران مگو.
· پرهیز از جهلورزی: این فرمان، تنها نهی از “دروغ گفتن” نیست، بلکه فراتر از آن، نهی از هرگونه سخن گفتن بدون پشتوانه علمی است. این شامل شایعهپردازی، قضاوتهای نابجا، اظهارنظرهای تخصصی بدون دانش کافی و حتی نقل مطالب غیرمستند میشود.
· ارزشِ “کم دانستنِ صادقانه": امام (ع) با عبارت «وَإِنْ قَلَّ مَا تَعْلَمُ» به ما میآموزند که “ندانستن” شرمندهدار نیست، اما “ادعای دانستن” بدون علم، گناه است. انسانِ خردمند به اندازهای دانش خود اقرار میکند و در زمینههای ناآشنا سکوت میکند یا میگوید “نمیدانم". این عمل، هم شخصیت علمی او را حفظ میکند و هم جامعه را از انتشار جهل مصون میدارد.
· پیوند با قرآن: این سخن، تجلی عملی آیه شریفه «وَلا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ» (اسراء: ۳۶) است که میفرماید: «از آنچه به آن علم نداری، پیروی مکن».
· معیار سنجش گفتار: این بخش، یک قاعده جهانی و عینی برای سنجش درستی یا نادرستی هر سخنی درباره دیگران ارائه میدهد. قبل از گفتن هر کلمهای درباره دیگری، از خود بپرس: “اگر دیگری همین سخن را درباره من یا عزیزانم بگوید، آیا خوشحال میشوم یا ناراحت؟”
· دربرگیرنده تمام گناهان زبان: این حکمت، عصاره و چکیدهای از بسیاری از گناهان کبیره و صغیره مربوط به زبان است:
· غیبت: آیا دوست داری پشت سرت غیبت کنند؟
· توهین و تمسخر: آیا دوست داری کسی تو را مسخره کند؟
· تهمت: آیا دوست داری به تو نسبت ناروا بدهند؟
· فضولی و تجسس: آیا دوست داری در حریم خصوصی تو تجسس کنند؟
· پایهگذار اخلاق عملی: این جمله، یک سیستم خودکنترلی در وجود انسان نصب میکند که بدون نیاز به ناظر بیرونی، او را از آسیب زدن به دیگران با زبان بازمیدارد.
· بخش اول: ناظر بر رابطه “انسان با حقیقت” است (راستی و دانایی).
· بخش دوم: ناظر بر رابطه “انسان با انسان” است (انصاف و مروت). رعایت این دو اصل،هم امنیت فکری و علمی جامعه را تأمین میکند و هم آرامش روانی و احترام اجتماعی را.
امام علی(ع) در این جمله کوتاه، یک “دستورالعمل جامع رسانهای و ارتباطی” به بشریت هدیه داده است. در عصر حاضر که تولید و انتقال اطلاعات به سرعت انجام میشود، رعایت این دو اصل، بیش از هر زمان دیگری ضروری است:
1. قبل از اشتراکگذاری هر مطلب، از صحت آن اطمینان حاصل کن (رعایت بخش اول).
2. قبل از نقد یا صحبت درباره هر فرد، خود را جای او بگذار (رعایت بخش دوم).
امام باقر(ع) نشانههای اهل تقوا را این گونه برمیشمارند: راستگویی، امانتداری، وفای به عهد، بخشش، نیکی به خویشاوندان، حسن خلق و عمل کردن به علم. این نشانهها، چراغ راهی برای شناخت و الگوبرداری از افراد پرهیزگار است.
دوران جوانی، دوران طلایی سازندگی و سرمایهگذاری برای آینده است. جوان با انتخاب راه تقوا و پرهیز از گناه، شخصیت خود را تعالی میبخشد، بلکه اساس خوشبختی و موفقیت خود در میانسالی و پیری را پایهریزی میکند. جوان متقی، کرامت نفس خویش را حفظ میکند و همانند حضرت یوسف(ع)، با بالهای تقوا به اوج عزت و سربلندی پرواز میکند.
تقوا سرمایه ماندگاری است که هیچ ثروت، قدرت یا موقعیتی جایگزین آن نمیشود. این کلید گشایش تمام مشکلات، داروی تمام دردها و مسیر مستقیم رسیدن به رضایت الهی و سعادت ابدی است. بیاییم با تمسک به قرآن و عترت، این لباس ارزشمند را بر تن کنیم و در مسیر کسب این سرمایهٔ جاودان، که بهترین زاد و توشه برای سفر آخرت است، از هیچ تلاشی فروگذار نکنیم.
حضرت عیسی (علیه السلام): «مَن كَثُرَهَمّهُ سَقُمَ بَدنُه»؛ آن که اندوه بسیار خورد،تنی بیمار داشته باشد.
این سخن گهربار از حضرت عیسی مسیح (علیه السلام)، بر پیوند عمیق و ناگسستنی بین حالات درونی و روانی انسان با سلامتی جسمانی او تأکید میکند.
۱. مفهوم «هم» (اندوه): «هم»در اینجا به معنای نگرانیها، اضطرابهای مستمر و افکار منفی است که به صورت مکرر و طولانیمدت بر روح و روان انسان چیره میشود. این حالت با «حزن» (اندوه موقت) تفاوت دارد و بیشتر اشاره به دلمشغولیهای آزاردهندهای دارد که آرامش را از انسان سلب میکند.
۲. رابطه علّی و معلولی: حدیث به صراحت یک رابطهعلّی مستقیم را بیان میکند: کثرت و فراوانی اندوه → بیماری جسمانی. این بیان، پیشگام و همسو با یافتههای علم روانتنی (Psychosomatic Medicine) در دنیای مدرن است که به طور علمی ثابت کرده است استرس و اضطراب مزمن میتواند باعث تضعیف سیستم ایمنی بدن، افزایش فشار خون، مشکلات گوارشی، سردردها و بسیاری از بیماریهای دیگر شود.
۳. دیدگاه اسلامی و سلامت همهجانبه: در نگاه اسلامی،انسان موجودی یکپارچه متشکل از «جان» (روح) و «تن» است. آنچه بر روح تأثیر میگذارد، بیتردید در جسم نیز نمود پیدا میکند. بنابراین، سلامت معنوی و روانی، پیشنیاز و همراه سلامت جسمانی است. قرآن کریم نیز بر این موضوع اشاره دارد: «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (آگاه باشید که تنها با یاد خدا دلها آرامش مییابد) (رعد: ۲۸). آرامش قلب، بزرگترین دشمن «هم» و اندوه است.
۴. راهکارهای پیشنهادی در منابع دینی: این حدیث تنها به بیان مشکل نمیپردازد،بلکه با هشدار خود، ما را به سوی درمان راهنمایی میکند. برای کاهش «هم» و پیشگیری از بیماریهای ناشی از آن، تعالیم دینی راهکارهای متعددی ارائه دادهاند:
· توکل بر خدا: واگذاری امور به خداوند و اعتماد به تدبیر او، بزرگترین عامل برای از بین بردن نگرانیهاست. «وَ مَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» (طلاق: ۳).
· دعا و مناجات: ارتباط با منبع آرامش بخش هستی، اضطراب درونی را کاهش میدهد.
· تفکر مثبت و امیدواری: نگاه امیدوارانه به لطف خدا و دوری از یأس که از گناهان کبیره است.
· عمل صالح: انجام کارهای نیک و مفید، روح را از دغدغههای بیهوده خالی و آن را سرشار از نشاط میکند.
· تدبیر در معیشت بدون دلبستگی: تلاش برای زندگی، اما بدون وابستگی قلب به دنیا و مادیات.
سخن حضرت عیسی(علیه السلام) یک توصیه اخلاقی صرف نیست، بلکه یک بیان علمی و پزشکی است که رعایت آن تضمینکننده سلامت جسم و روان است. این حدیث به ما میآموزد که برای داشتن بدنی سالم، باید به سلامت روح و مدیریت اضطرابها و نگرانیهای خود توجه ویژهای داشته باشیم.
در روز جهانی عصای سفید، که به احترام نابینایان و روشندلان گرامی داشته میشود، حدیثی نورانی از پیامبر اکرم ﷺ میتواند چراغ راهی برای بازنگری در مسئولیتهای اجتماعی و ایمانی ما باشد:
> «المُؤمِنُ أخُو المُؤمِنِ ، عَينُهُ ودَليلُهُ»
> مؤمن، برادر مؤمن و چشم و راهنمای اوست.
> 📚 الکافی، ج۲، ص۱۶۷، ح۱۰
این حدیث، فراتر از یک توصیه اخلاقی، بیانیهای اجتماعی است:
در جامعه ایمانی، هر فرد مسئول دیدن، راهنمایی، و حمایت از دیگری است. اگر کسی ناتوان از دیدن است، دیگری باید چشم او باشد. اگر کسی راه را نمیداند، دیگری باید راهنما شود. این نه لطف، بلکه وظیفهای ایمانی است.
این روز، یادآور آن است که در جامعهای سالم، هیچکس تنها نیست. همانطور که عصای سفید نماد استقلال و احترام به روشندلان است، حدیث پیامبر ﷺ نماد مسئولیت و همدلی در امت اسلامی است.
در دنیایی که بسیاری با چشم باز اما دل بسته زندگی میکنند، این حدیث ما را دعوت میکند به «دیدن» با دل، و «راهنمایی» با محبت. مؤمن واقعی کسی است که روشنی راه دیگران باشد، نه فقط تماشاگر مسیر خود.
🔹 کسی آمد خدمت امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: «در سفر حج که بودم، شاگردهای ابوحنیفه، شاگردهای مالک، شاگردهای دیگران چه حج خوبی، چه حج پاک و مرتب و منظمی انجام دادند؛ اما شاگردهای شما با هم دعوا داشتند». حضرت گوش دادند و بعد فرمودند: «إِنَّهُ إِنَّمَا صَمَدَ لَكَ وَ لِأَصْحَابِكَ فَأَمَّا اَلْآخَرُونَ فَقَدْ فَرَغَ مِنْهُمْ». (کافی، ج8، ص145)
🔸 چون آنها ریشهشان زده شده، ولایتشان زده شده، شیطان میخواهد مردم نفهمند که این درخت، خشک است؛ لذا میوۀ_مصنوعی هم روی آن میزند! اما شما که درختتان ریشه دارد، تبر برمیدارد تا شاخههایش را بشکند. از این جهت، وقتی کسی عقیده باطل پیدا کرد، پنج وقتش را به جماعت میخواند، آنهم در مسجد، خسته هم نمیشود! اما اگر این آدم اعتقاداتش درست شد، گاهی حتی یک نمازش را هم بهزور میتواند به جماعت بخواند!
🔹 بادی که به پشت سر آنها میزند تا به مسجد ببردشان، این باد بر سینۀ شما میزند!
هفت عمل نیک که پرونده انسان را پس از مرگ باز نگه میدارد
پیامبراکرم (ﷺ) : «إنّ مِمّا يَلحَقُ المؤمنَ مِن عَمَلِهِ و حَسناتِهِ بعدَ مَوتهِ عِلما علّمَهُ و نَشَرَهُ ، و وَلَدا صالِحا تَرَكَهُ ، أو مصحَفا وَرَّثَهُ ، أو مَسجِدا بَناهُ ، أو بَيتا لاِبنِ السَّبيلِ بَناهُ ، أو نَهرا أجراهُ ، أو صَدَقَةً أخرَجَها مِن مالِهِ في صِحَّتِهِ و حياتِهِ تَلحَقُهُ مِن بعدِ مَوتِهِ».
از اعمال و حسنات مؤمن آنچه پس از مرگش [ثوابش] به او مىرسد،
دانشى است كه تعليم دهد و منتشر كند،
يا فرزند صالحى كه از خود بر جاى گذارد،
يا مصحفى كه به ارث گذارد،
يا مسجدى كه بسازد،
يا خانهاى كه براى مسافران بسازد،
يا نهرى كه حفر كند،
يا صدقهاى كه در زمان تندرستى و حيات از دارايى خود برقرار سازد
[ثواب اينها ]بعد از مرگش به او مىرسد..
#حدیث روز.سه بیمار، سه درمان، سه سرنوشت
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «القَلبُ ثَلاثَةُ أنواعٍ:قَلبٌ مَشغولٌ بِالدُّنیا،و قَلبٌ مَشغولٌ بِالعُقبی،و قَلبٌ مَشغولٌ بِالمَولی.
أمّا القَلبُ المَشغولُ بِالدُّنیا فَلَهُ الشِّدَّةُ و البَلاءُ،و أمّا القَلبُ المَشغولُ بِالعُقبی فلَهُ الدَّرَجاتُ العُلی،و أمّا القَلبُ المَشغولُ بِالمَولی فلَهُ الدُّنیا و العُقبی و المَولی.
✨دل سه گونه است:
۱. دلِ گرفتار دنیا،
۲.دلِ گرفتار عُقبی
۳. دلِ گرفتار مولا.
✅دلی که گرفتار دنیا باشد، سختی و رنج نصیب اوست،
✅و دلی که گرفتار عقبی باشد، درجات بلند نصیبش شود،
✅و دلی که گرفتار مولی باشد، هم دنیا دارد و هم عقبی را و هم مولا را
پیامبر (ص) در این حدیث، قلب انسانها را بر اساس محور اصلی دلبستگی و اشتغال ذکیشان به سه دسته تقسیم میفرمایند:
· تفسیر: این قلب، تمام همّ و غمّش را مصروف «دنیا» کرده است: ثروت، مقام، لذت و شهرت. تمام برنامهریزیها، آرزوها و اضطرابهایش حول این محور میچرخد.
· پاداش دنیوی: «فَلَهُ الشِّدَّةُ و البَلاءُ» (سختی و رنج برای اوست)
· چرا؟ زیرا دنیا ذاتاً ناپایدار، پر از حسرت و رنج است. دل سپردن به آن، همانند بستن کشتی به موجی متلاطم است که جز درهم شکستن و غرق شدن نتیجۀ دیگری ندارد.
· پشتوانه قرآنی: قرآن کریم در سوره حدید، آیه ۲۰ دنیا را اینگونه توصیف میکند:
«اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ»
· «بدانید که زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و زینت و فخرفروشی در میان شما و فزونطلبی در اموال و اولاد است.»
· تفسیر: این قلب، پا را فراتر از دنیا گذاشته و همّت خود را مصروف «آخرت» کرده است. او برای قیامت، حسابرسی، بهشت و نعمتهای اخروی تلاش میکند. این یک مرحله بسیار متعالی و پسندیده است.
· پاداش اخروی: «فَلَهُ الدَّرَجاتُ العُلی» (درجات بلند برای اوست)
· این فرد به پاداش اعمال صالح خود، درجات عالی بهشت را به دست میآورد.
· پشتوانه قرآنی: قرآن کریم مؤمنان را به این ویژگی میستاید:
«وَآخِرَةٌ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولَىٰ» (سوره ضحی، آیه ۴)
· «و قطعاً آخرت برای تو از دنیا بهتر است.»
· تفسیر: این قلب، در اوج سیر معنوی قرار دارد. محور اصلی زندگی او نه «دنیا» است و نه حتی «عقبی»، بلکه «مولی» یعنی خداوند و محبت و رضایت اوست. این شخص، دنیا و آخرت را نه به عنوان هدف، بلکه به عنوان وسیلهای برای تقرب به خدا میبیند. عبادتش برای خداست، ترک معصیتش برای خداست و خدمت به خلقش برای خداست.
· پاداش جامع: «فَلَهُ الدُّنیا و العُقبی و المَولی» (دنیا و آخرت و مولا برای اوست)
· این بخش از حدیث، شگفتانگیزترین حکمت را بیان میکند. وقتی انسان خدا را محور قرار داد، گویی کل نظام هستی را به خدمت گرفته است. خداوند هم دنیای او را آباد میکند (برکت)، هم آخرتش را (درجات عالی) و بزرگترین نعمت، یعنی «خودش» را به او میبخشد.
· پشتوانه قرآنی: این مفهوم در آیات بسیاری آمده است، از جمله در سوره طلاق، آیات ۲-۳:
«وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا . وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ … وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»
· «و هر کس از خدا پروا کند، خداوند راه نجاتى برایش قرار مىدهد و او را از جایی که گمان ندارد روزی میدهد … و هر کس بر خدا توکل کند، او برایش کافی است.»
· نکته: «هُوَ حَسْبُهُ» (خدا برایش کافی است) عین همان «له المولی» است.
پیامبر (ص) در این حدیث، یک نردبان تعالی روحی را ترسیم میکنند:
· پایه اول (دنیاگرا): اسیر ماده و رنج.
· پایه دوم (عاقبتگرا): آزاده از ماده و در جستجوی پاداش اخروی.
· قله (خداگرا): عاشق معبود و واصل به او که همه چیز را به برکت این عشق به دست میآورد.
این حدیث به ما میآموزد که مشکل از «دنیا» نیست، مشکل از «دلبستگی» است. اگر دل را به خدا بسپاریم، دنیا و آخرت، هر دو، هدیههای الهی به سوی ما خواهند آمد. این، همان «تجارت پر سود» الهی است که در قرآن از آن یاد شده است.
🍃🍃 امام حسن عسکری (ع)
همانا
۱. #بخشندگى را اندازه اى است كه اگر از آن فراتر رود #اسراف است
۲. #دورانديشى را اندازه اى است كه چون از آن تجاوز شود #بزدلى است
۳. #صرفه_جويى را حدّى است كه اگر از آن فراتر رود #بخل است
۴. #شجاعت را نيز اندازه اى است كه فراتر از آن #تهوّر_و_بی_باكى است.
امام حسن عسکری (ع) در این حدیث، چهار صفت برجسته اخلاقی را معرفی میکنند که هر یک در صورت خروج از حد اعتدال، به رذیلت اخلاقی تبدیل میشوند. این آموزه، نقطه تعادل در سیرۀ اخلاقی یک مؤمن را نشان میدهد:
· بخشندگی فضیلت است، اما پس از آن اسراف آغاز میشود.
· دوراندیشی فضیلت است، اما پس از آن بزدلی شروع میشود.
· صرفهجویی فضیلت است، اما پس از آن بخل قرار دارد.
· شجاعت فضیلت است، اما پس از آن تهور (بیباکی و اقدام) آغاز میگردد.
پیام اصلی: دینداری، عین خردورزی و رعایت حدّ وسط در تمامی امور است.
نامه تاریخی امام علی (علیه السلام) به مالک اشتر، فَامْلِکْ هَوَاکَ، وَشُحَّ بِنَفْسِکَ عَمَّا لاَ يَحِلُّ لَکَ، فَإِنَّ الشُّحَّ بِالنَّفْسِ الاِْنْصَافُ مِنْهَا فِيمَا أَحَبَّتْ أَوْ کَرِهَتْ|
🔸زمام هوا و هوس خود را در دست گير و نسبت به آنچه بر تو حلال نيست بخيل باش، زيرا بخل به خويشتن، راه انصاف را در آنچه محبوب و مکروه است به تو نشان مى دهد.
این جمله از امام علی (ع) یک «دستورالعمل سهمرحلهای» برای مهار نفس سرکش ارائه میدهد:
· تفسیر: این اولین و اساسیترین گام است. امام (ع) از فعل امر «اِملِک» استفاده میکنند که به معنای «مالک بودن، فرماندهی کردن و مسلط بودن» است. نفس انسان همواره تمایلاتی دارد که اگر رها شوند، مانند اسب چموشی، صاحب خود را به پرتگاه میکشانند. انسان عاقل باید حاکم و مدیر نفسش باشد، نه برده و محکوم آن.
· پشتوانه قرآنی: قرآن کریم در وصف مؤمنان راستین میفرماید:
«وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» (سوره عنکبوت، آیه ۶۹)
· «و کسانی که در راه ما [با نفس خود] جهاد کنند، قطعاً به راههای خویش هدایتشان خواهیم کرد.»
· نکته: «جهاد در راه ما» بزرگترین مصداقش، جهاد با هوای نفس و «مُلک هَواک» است.
· تفسیر: این دومین گام عملی است. امام (ع) از یک واژه بسیار پرمعنا استفاده میکنند: «شُحّ». شُحّ معمولاً به معنای «بخل» است. اما اینجا به یک «بخل مثبت» و حکیمانه اشاره دارد: بخل ورزیدن نسبت به نفس خودت در برابر حرام. یعنی جان و شخصیت والای خود را آنقدر گرانبها بدان که به بهای ارزانی و پستی یک گناه، آن را معامله نکنی. تو باید نسبت به دامن، آبرو، ایمان و کرامتت در برابر گناه «بخیل» باشی.
· پشتوانه قرآنی: قرآن کریم در سوره حشر، آیه ۹ به این مفهوم اشاره میکند:
«وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»
· «و هر کس از بخل نفسش حفظ شود، آنان همان رستگارانند.»
· نکته: این آیه «شُحّ نفس» را مانع رستگاری میداند. اما منظور امام (ع) استفاده از همین «شُحّ» به عنوان یک ابزار برای محافظت از نفس در برابر حرام است. یعنی از این نیروی درونی برای بازداشتن خود از گناه استفاده کن.
· تفسیر: این بخش، فلسفه و نتیجه این دو دستور را بیان میکند. امام (ع) میفرمایند وقتی تو نسبت به حرام «بخیل» باشی، در حقیقت با نفس خود «انصاف» را رعایت کردهای. انصاف یعنی قرار دادن هر چیزی در جایگاه مناسبش. نفس تو همیشه به دنبال لذتهای زودگذر (چه حلال و چه حرام) است. وقتی تو او را از حرام منع میکنی، در واقع دارید با او انصاف میورزید؛ زیرا منفعت واقعی و سعادت ابدی او را به لذت موقت و زیانبار ترجیح دادهای. این انصاف، هم در مورد چیزی است که نفس «دوست دارد» (لذت حرام) و هم در مورد چیزی است که «ناخوشایند» میپندارد (عبادت و سختی).
· پشتوانه قرآنی: قرآن کریم در سوره شمس، آیات ۹-۱۰ به این حقیقت اشاره میکند که رستگاری در گرو تزکیه نفس است:
«قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا . وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا»
· «به راستی رستگار شد کسی که نفس خود را تزکیه کرد. و قطعاً زیانکار شد کسی که آن را [در گناه] دفن کرد.»
· نکته: «شُحّ بالنفس» عملی است که نفس را «تزکیه» میکند و از «دَسّ» (پست و دفن کردن) نجات میدهد.
امام علی (ع) در این کلام نورانی، یک روانشناسی عمقی را به ما میآموزند. ایشان نشان میدهند که برای مبارزه با گناه، تنها نهی کردن کافی نیست، بلکه باید یک «مدیریت فعال» بر نفس داشت. این مدیریت سه جزء دارد:
1. حکمرانی (اِملِک): تسلط داشتن.
2. بازدارندگی (شُحّ): محافظت کردن.
3. عدالت (اِنصاف): به مصلحت نفس رفتار کردن.
این فراز، تنها یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه یک استراتژی کاربردی برای هر انسانی است که میخواهد در نبرد درون، پیروز میدان باشد. این توصیه به مالک اشتر، یک حاکم اسلامی، نیز نشان میدهد که مدیریت جامعه، از مدیریت نفس آغاز میشود و کسی که نتواند بر هوای نفس خویش مسلط شود، هرگز نمیتواند حاکم عادلی برای مردم باشد.
رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : أوصاني ربِّي بتِسعٍ : أوصاني بالإخلاصِ في السِّرِّ و العَلانِيَةِ ، و العَدلِ في الرِّضا و الغَضَبِ ، و القَصدِ في الفَقرِ و الغِنى ، و أن أعفُوَ عمَّن ظَلَمَني ، و اُعطِيَ مَن حَرَمَني ، و أصِلَ مَن قَطَعَني ، و أن يَكونَ صَمتي فِكرا ، و مَنطِقي ذِكرا ، و نَظَري عِبَرا (تحف العقول : 36).
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: پروردگارم مرا به نُه كار سفارش فرمود: مرا سفارش فرمود به اخلاص داشتن در نهان و آشكار و رعايت عدالت در خشنودى و خشم و ميانه روى در نادارى و دارايى و گذشت از كسى كه به من ستم كرده و عطا كردن به كسى كه از من دريغ داشته و پيوند با كسى كه از من بريده است و اينكه خاموشيم [توأم با]تفكّر و گفتارم ذكر [خدا] و نگاهم درس گرفتن باشد.
این حدیث گرانقدر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) گنجینهای از معارف اخلاقی و تربیتی است. در ادامه، تحلیل و دستهبندی میکنیم:
شرح و دستهبندی وصایای نبوی
۱. ارتباط با خداوند (سلوک فردی)
· اخلاص در نهان و آشکار:
پایه همه اعمال نیک، پاکسازی نیت از هر گونه ریا و خودنمایی است.
· سکوت برای تفکر:
خاموشیِ همراه با تأمل، منبع شناخت و خودآگاهی است.
· سخن برای ذکر:
هر سخنی باید یادآور خدا و سودمند برای آخرت باشد.
· نگاه برای عبرت:
نگریستن به جهان با چشم حقیقتبین، انسان را به معرفت میرساند.
۲. تعامل با مردم (سلوک اجتماعی)
· گذشت از ستمکار:
شکستن چرخه انتقام و نشان دادن بزرگواری ایمان.
· بخشش به محرومکننده:
ایثار و بخشش بیمنت، حتی به کسانی که دریغ داشتهاند.
· پیوند با قطعرحمکننده:
حفظ پیوندهای انسانی و خانوادگی، فراتر از رفتار دیگران.
۳. مدیریت حالات درونی (سلوک با نفس)
· عدالت در خشنودی و خشم:
حفظ انصاف و پرهیز از تصمیمگیری تحت تأثیر احساسات شدید.
· میانهروی در فقر و غنا:
ثبات قدم و پرهیز از دلبستگی به دنیا یا ناامیدی در تنگدستی.
امام رضا علیهالسلام: «… وإنَّ القائِمَ هُوَ الَّذي إذا خَرَجَ كانَ في سِنِّ الشُّيوخِ ومَنظَرِ الشُّبّانِ، قَويّاً في بَدَنِهِ، حَتَّى لَو مَدَّ يَدَهُ إلَى أعظَمِ شَجَرَةٍ عَلَى وَجهِ الأَرضِ لَقَلَعَها! ولَو صاحَ بَينَ الجِبالِ لَتَدَكدَكَت صُخورُها!…».
…قائم، كسى است كه وقتى ظهور مىكند، در سنّ پيران و سيماى جوانان است، بدنى چنان نيرومند دارد كه اگر دستش را به طرف بزرگترين درخت روى زمين ببرد، آن را از ريشه در مىآورد و اگر در كوهستان فرياد زند، صخرهها در هم مىريزند….
📚 كمال الدين : ص٣٧٦ ح٧
توضیح و تحلیل حدیث:
این روایت را میتوان به دو بخش صفات ظاهری و تواناییهای خارقالعاده تقسیم کرد:
· «در سن پیران و سیماى جوانان است»: این عبارت به کمال عقلی و تجربهٔ بینظیر ایشان (حکمت پیران) همراه با شادابی، قدرت و طراوت یک جوان اشاره دارد. این ترکیب، رهبری بینظیر و کامل را میرساند.
· قلع بزرگترین درختان: این نماد برچیدن ریشههای فساد، شرک و طاغوت در جهان است. نشان میدهد که هیچ قدرت ظالمانه و کهنی در برابر ارادهٔ او مقاومت نخواهد کرد.
· فروریختن کوهها با فریاد: این موضوع نشاندهنده عظمت آوازه و هیبت ایشان است. ندای او چنان قدرتمند است که پایههای سست نظامات ستمگرانه را در هم میریزد و همگان را به فرمانبردارى وا میدارد.
این توصیفات، تصویری از منجی را ترسیم میکند که نه تنها دارای بینش و حکمت عمیق است، بلکه از قدرت و توانایی بیمانندی برای ایجاد دگرگونی در کل جهان برخوردار است.
اللهم عجل لولیک الفرج 🤲
امام حسن عسكرى عليه السلام: فى تفسير قوله تعالى «وَ قُولُوا لِلنّاسِ حُسْنا»قالَ: قُولُوا لِلنّاسِ كُلِّهُمْ حُسْنا مُؤْمِنِهُمْ وَ مُخالِفِهُمْ، اَمَّا الْمُؤْمِنونَ فَيَبْسُطُ لَهُمْ وَجْهَهُ وَ اَمَّا الْمُخالِفونَ فَيُكَلِّمُهُمْ بِالْمُداراةِ لاِجْتِذابِهِمْ اِلىَ الاْيمانِ. فَاِنِ اسْتَتَرَ مِنْ ذلِكَ بِكفِّ شُرورِهمْ عَنْ نَفْسِهِ وَ عَنْ اِخْوانِهِ الْمُؤْمِنينَ؛
در تفسير آيه «با مردم، به زبان خوش سخن بگوييد»، فرمودند: يعنى با همه مردم، چه مؤمن و چه مخالف، به زبان خوش سخن بگوييد. مؤمن، به هم مذهبان، روى خوش نشان مى دهد و با مخالفان، با مدارا سخن مى گويد تا به ايمان، جذب شوند و حتّى اگر نشدند، با اين رفتار، از بدى هاى آنان در حقّ خود و برادران مؤمنش، پيشگيرى كرده است.
تفسیر: امام (ع) با تأکید بر کلمه «کُلِّهُمْ» دایره شمول این دستور الهی را به وضوح مشخص میکنند. این رفتار نیک، محدود به برادران دینی، همکیشان یا همفکران نیست. بلکه شامل همۀ انسانها، اعم از موافق و مخالف، مسلمان و غیرمسلمان، دوست و دشمن میشود.
· پشتوانه قرآنی: این حکم، تجلی همان دستور کلی قرآن در برخورد با همه انسانهاست:
«وَ قُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً» (سوره بقره، آیه ۸۳)
· «و با مردم [همه مردم] به زبان نیک سخن بگویید.»
· نکته: این آیه به صورت مطلق نازل شده و امام (ع) با تفسیر خود، این اطلاق را تأیید و تشریح میفرمایند.
امام علی عليهالسلام: لا تُشاوِر عَدُوَّكَ وَاستُرهُ خَبَرَكَ. با دشمنت مشورت مكن و خبرت را پنهان دار».
این روایت کوتاه و پرمعنا از امام علی (ع) دو دستور استراتژیک و به هم پیوسته را در برخورد با دشمن بیان میکند:
· تفسیر: امام (ع) به صراحت هرگونه مشورت گرفتن از دشمن را منع میفرمایند. دلیل این امر آن است که:
· منفعت دشمن در زیان شماست: دشمن هرگز خیر و صلاح شما را نمیخواهد. بنابراین، مشورت با او مانند این است که از کسی راهنمایی بخواهید که آرزوی گم کردن شما را در راه دارد.
· افشای نقاط ضعف: در حین مشورت، ناخواسته نقاط ضعف، دغدغهها و مشکلات خود را برای دشمن آشکار میکنید و او از این اطلاعات برای طراحی ضربههای بعدی استفاده خواهد کرد.
· تلقین نظرات مخرب: دشمن میتواند تحت عنوان مشاوره، راهکارهای اشتباه و زیانبار را به شما تلقین کند.
· پشتوانه قرآنی: قرآن کریم در سوره آل عمران، آیه ۱۱۸ خطاب به مؤمنان میفرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ»
· «ای کسانی که ایمان آوردهاید، [هرگز] محرم اسرارى از غیر خودتان [= کافران] انتخاب نکنید که آنها از هیچ تلاشی برای تباه کردن شما فروگذار نمیکنند. آنان همواره آرزوی رنج و زحمت شما را دارند.»
· نکته: این آیه به روشنی نشان میدهد که دشمن حتی اگر در ظاهر اظهار دوستی کند، در باطن در پی آسیب زدن است و مشورت با او، نوعی “محرم اسرار” کردن دشمن است.
· تفسیر: دستور دوم امام (ع) مکمل دستور اول است. نه تنها با دشمن مشورت نکن، بلکه “خبرت” (خبر، وضعیت و اسرارت) را نیز از او پنهان نگه دار. “خبر” در اینجا میتواند شامل هر چیزی باشد که در صورت افشا شدن به دست دشمن، به او میدهد: برنامههای آینده، نقاط قوت و ضعف، مسائل مالی، اختلافات داخلی و…
· پشتوانه قرآنی: در داستان حضرت یوسف (ع)، هنگامی که برادران به نزد او میروند و او را نمیشناسند، یوسف (ع) به یک تدبیر امنیتی دست میزند:
«وَقَالَ لِفِتْيَانِهِ اجْعَلُوا بِضَاعَتَهُمْ فِي رِحَالِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَهَا إِذَا انْقَلَبُوا إِلَىٰ أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» (سوره یوسف، آیه ۶۲)
· «و [یوسف] به خدمتکارانش گفت: “کالاهایشان [پولشان] را در بارهایشان بگذارید، شاید وقتی نزد خانوادهشان بازگشتند آن را بشناسند [و بفهمند که ما پولشان را پس دادهایم]، باشد که بازگردند.»
· نکته: حضرت یوسف (ع) این کار را به صورت پنهانی و بدون اطلاع برادران انجام داد تا نقشه خود را برای نگه داشتن بنیامین محقق کند. این یک نمونه عملی از “استر خَبَرَكَ” (پنهان کردن خبر و برنامه) در برابر کسانی است که اگر از نقشه باخبر میشدند، مانع آن میشدند.
این کلام امام علی (ع) یک استراتژی حکیمانه برای تمام سطوح زندگی است، از مدیریت کشور گرفته تا روابط شخصی.
· در سطح حکومت: افشای برنامههای اقتصادی، نظامی و امنیتی برای دشمنان، خیانت به منافع ملی است.
· در سطح کسبوکار: مشورت با رقبا یا افشای استراتژیهای تجاری، باعث ورشکستگی میشود.
· در سطح شخصی: بازگو کردن مشکلات و اسرار زندگی برای افراد غیرمورد اعتماد، میتواند در آینده علیه شما استفاده شود.
امام (ع) به ما میآموزد که در برخورد با دشمن، باید “عاقل” بود، نه “سادهلوح". این حکمت، نه تنها یک تدبیر عقلانی، بلکه یک دستور دینی برای حفظ عزت، استقلال و امنیت فرد و جامعه اسلامی است.
اگر این ۴ مرحله را تجربه میکنید، شما تنبل نیستید؛ در حال سقوطید!
تنبلی فقط به معنی دیر بلند شدن از خواب نیست!
😴 این یک چرخه مخرب و مرموز است که آرام آرام وجودتان را فرامیگیرد و شما را به سمت گناه میکشاند.🔄
امام حسن عسکری (ع) در کتاب “تحف العقول” چهار نشانه هشداردهنده برای افراد سستکردار بیان میکنند. (عَلاَمَةُاَلْكَسْلاَنِ فَأَرْبَعَةٌ) اینها حلقههای یک زنجیر هستند:
📍 مرحله ۱: سستی ➡️ کوتاهی «آنقدر کار را به تعویق میاندازی که از برنامه عقب میافتی!» (یَتَوَانَى حَتَّى یُفَرِّطَ)
📍 مرحله ۲: کوتاهی ➡️ نابودی «این کوتاهی آنقدر ادامه پیدا میکند که در نهایت،اصل کار و فرصت را به کلی از دست میدهی!» (یُفَرِّطُحَتَّى یُضَیِّعَ)
📍 مرحله ۳: نابودی ➡️ دلمردگی «وقتی همه چیز را از دست دادی،ناامیدی و بیحوصلگی تمام وجودت را فرامیگیرد.» (یُضَیِّعُحَتَّى یَضْجَرَ)
📍 مرحله ۴: دلمردگی ➡️ گناه «و این دلمردگی و ناامیدی،آخرین ایستگاه نیست؛ بلکه دری است به سوی گناه و خطا!» (یَضْجَرُحَتَّى یَأْثَمَ)
نکته نهایی: این روایت به ما هشدار میدهد که تنبلی یک ویژگی بیضرر نیست. یک بیماری روحی است که اگر درمان نشود، عواقب جبرانناپذیری برای دنیا و آخرتمان دارد.
پیامبراکرم (ﷺ): «بَيتٌ لا صِبيانَ فيهِ لا بَرَكَةَ فيهِ».
در خانهاى كه كودكان نباشند، بركت نيست.
این حدیث گرانقدر در نگاهی عمیقتر، فراتر از یک توصیه ساده خانوادگی، به فلسفه وجودی و کارکردهای روانی-اجتماعی حضور کودک در کانون خانواده میپردازد.
· تفسیر: خانهای که در آن صدای کودکی نباشد، خانهای «ساکت» و در معنا، «مرده» است. شادمانی، تحرک، شور و کنجکاوی کودک است که به خانه روح و جان میدمد. کودک با وجودش، به خانواده «انگیزه» و «چشمانداز آینده» میبخشد. پدر و مادر برای او تلاش میکنند، آرزو میپرورانند و برای تأمین آیندهاش میکوشند. این امیدواری و حرکت، خود بزرگترین مصداق برکت است.
· پشتوانه قرآنی: قرآن کریم در توصیف نعمتهای الهی، فرزندان را «زینت زندگی دنیا» معرفی میکند:
«الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» (سوره کهف، آیه ۴۶)
· «مال و فرزندان، زینت زندگی دنیا هستند.»
· نکته: زینت بودن، فراتر از یک وجود فیزیکی است. کودک به زندگی معنا و زیبایی میبخشد و این همان برکت است.
· تفسیر: برکت، تنها به معنای افزایش مادی نیست. برکت، «ثبات نعمت»، «خیریت در آن» و «حضور رحمت الهی» است. حضور کودک، محبت را در خانه جاری میسازد، دلهای پدر و مادر را نرم میکند و فضایی از گذشت و فداکاری ایجاد مینماید. این فضایل اخلاقی، جاذبه رحمت الهی هستند.
· پشتوانه قرآنی: در داستان حضرت ابراهیم (ع)، وقتی فرشتگان به ایشان مژده فرزند میدهند، همسرش ساره تعجب میکند:
«قَالَتْ يَا وَيْلَتَىٰ أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَٰذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَٰذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ. قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ» (سوره هود، آیات ۷۲-۷۳)
· «[ساره] گفت: “ای وای! آیا من فرزند میآورم با اینکه پیرزنم و این شوهرم نیز پیرمردی است؟ به راستی این چیز شگفتانگیزی است.” [فرشتگان] گفتند: “آیا از فرمان خدا تعجب میکنی؟ رحمت خدا و برکتهایش بر شما خاندان [باد].»
· نکته: فرشتگان، تولد فرزند (اسحاق) را مستقیماً به «رحمت خدا» و «برکاتش» بر خانواده ابراهیم (ع) مرتبط دانستند.
· تفسیر: این حدیث در عصر امروز، هشداری جدی است. در سبک زندگی مدرن که بر محور «فردیت» و «راحتی شخصی» میچرخد، داشتن فرزند گاهی به عنوان «مزاحم» یا «بار هزینه» دیده میشود. پیامبر (ص) به ما یادآوری میکنند که این نگاه، نگاهی کوتاهمدت و مادی است. چه بسیار خانههای مجلل و ثروتمندی که به دلیل نداشتن فرزند، از شادی و برکت خالیاند و چه بسیاری خانههای ساده که با قهقهه کودکان، پر از نور و برکت شدهاند.
· پشتوانه قرآنی: قرآن کریم در جایی دیگر میفرماید:
«نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ» (سوره انعام، آیه ۱۵۱)
· «ما شما و آنان [=فرزندانتان] را روزی میدهیم.»
· نکته: این آیه، نگرانی از روزی فرزند را بیمورد میداند. خداوند قادر است برکت روزی را به همراه فرزند عطا کند.
کلام پیامبر (ص) تنها یک توصیه اخلاقی نیست؛ یک قانون تربیتی و اجتماعی است. کودکان، تنها مصرفکننده نیستند؛ آنان سرمایههای انسانی، منبع عاطفه و مجرای برکت الهی هستند. آنان به زندگی معنا میبخشند، صفا ایجاد میکنند و جامعه را از پیری و نابودی نجات میدهند.
نکته مهم: این حدیث به معنای نفی مشکلات و سختیهای تربیت فرزند نیست، بلکه به این معناست که خیر و برکت ناشی از حضور آنان، به مراتب بر دشواریهایش میچربد.
همچنین این روایت، هرگز قصد بیاحترامی به خانوادههای بیفرزند را ندارد، بلکه حکم یک اصل کلی و آرمانی را دارد که جامعه اسلامی باید به سمت آن حرکت کند. در روز جهانی کودک، این حدیث به ما یادآوری میکند که باید برای کودکانمان، «خانههایی پربرکت» بسازیم، نه فقط خانههایی پر از وسایل.
🔹امیرالمؤمنین (علیه السلام):
«اگر نادان سکوت میکرد، مردم دچار اختلاف نمیشدند.»
🔹امیرالمؤمنین (علیه السلام):
«اگر کسی که نمیداند، سکوت کند، اختلاف از میان میرود.»
🔰نکته و تأمل:
🔹این دو حدیث شریف، بهروشنی نشان میدهند که بسیاری از اختلافات فکری، اجتماعی و حتی دینی، ریشه در سخنان بیپایه و اظهار نظرهای ناآگاهانه دارند.
🔸امام علی (علیه السلام) با دقتی حکیمانه، سکوت را نهتنها فضیلتی اخلاقی، بلکه راهکاری اجتماعی برای کاهش تفرقه معرفی میکنند.
🔹در دنیای امروز که هر کس میتواند در فضای مجازی یا جمعهای عمومی اظهار نظر کند، این آموزه بیش از پیش اهمیت دارد. سکوتِ کسانی که نمی دانند ، نه نشانه ضعف، بلکه نشانه تعقل است؛ زیرا راه را برای سخن اهل علم باز میگذارد و از آشفتگی فکری جلوگیری میکند.
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله:
مَن ظَلَمَ أَحَداً وَفاتَه فَلیَستَغفِر اللهَ لَهُ فَاِنَّهُ کَفّارَةٌ لَه.
هر کس که به دیگری ظلم یا ستمی کرده و دیگر، به او دسترسی ندارد، باید از خدا برای او طلب مغفرت کند؛ این است کفاره خطاهای او.
وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۵۳

پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله:
خَیرُ الرِّجالِ مِن أُمَّتی الَّذینَ لا یَتَطاوَلونَ عَلی أَهلِیهِم وَ یَحنونَ عَلَیهِم وَ لا یَظلِمونَهُم.
«بهترین مردان امت من، آن کسانی هستند که نسبت به خانواده خود خشن و متکبر نباشند، با آنان مهربانی کنند و به آنان ستم روا ندارند.»
مکارمالاخلاق، ص ۲۱۶
امام علی علیهالسلام : «العَفافُ يَصونُ النَّفسَ و يُنَزِّهُها عَنِ الدَّنايا ».
عفّت، نفس را مصون مىدارد و آن را از پستیها دور نگه مىدارد.
📚 غرر الحكم : ح١٩٨٩
این روایت کوتاه و پرمعنا دو کارکرد اصلی برای «عفاف» برمیشمارد:
· تفسیر: امام (ع) عفاف را مانند دژی محکم معرفی میکنند که نفس و شخصیت انسان را از هجوم آفات اخلاقی و گناهان محافظت میکند. انسان با عفت، حریمی برای خود تعریف میکند که اجازه نمیدهد هرگونه تمایل پست و ناپسندی به حریم جان و شخصیت او نفوذ کند. این مصونیت، بزرگترین سرمایه برای انسان است.
· پشتوانه قرآنی: در سوره نساء، آیه ۲۵، عفت به عنوان یک ویژگی برجسته برای مؤمنان معرفی شده است:
· «و آنان [زنان مؤمن] پاکدامن هستند، نه بیبندوبار و نه دارای دوست پنهانی.»
· نکته: واژه «مُحْصَنَاتٍ» از ریشه «حِصْن» به معنای دژ و قلعه محکم است. این واژه در قرآن دقیقاً همان مفهوم «یصون النفس» را در حدیث امام علی (ع) تأیید میکند.
· تفسیر: کارکرد دوم عفاف، «تنزیه» یعنی پاک و منزّه کردن است. عفاف تنها یک بازدارنده نیست، بلکه یک نیروی بالابرنده است. این فضیلت اخلاقی، انسان را از سطح تمایلات حیوانی و پست به اوج کرامت انسانی و قرب الهی میرساند. انسان با عفت، خود را از «دَنَايا» (پستیها، گناهان، و هر آنچه موجب خواری است) پاک میکند.
· پشتوانه قرآنی: در توصیف بهشتیان در سوره مؤمنون، یکی از مهمترین ویژگیهای آنان، حفظ عفت در زمینه جنسی ذکر شده است:
· «و کسانی که دامان خود را [از بیعفتی] حفظ میکنند. مگر در برابر همسران یا کنیزانشان که در این صورت مورد سرزنش نیستند.»
· نکته: این آیه نشان میدهد که عفت، مایه رسوایی و سرزنش نیست، بلکه عامل نجات از سرزنش و رسوايی است.
· تفسیر: امام علی (ع) به طور مشخص به «دنايا» اشاره میکنند. دنیا (بر وزن سَخَب) جمع «دنیء» به معنای امور پست، حقیر، خوارکننده و دون شأن انسان است. این مفهوم شامل گستره وسیعی میشود:
· گناهان جنسی: که آشکارا شخصیت انسان را خوار میکند.
· درخواست از دیگران (تکدّی): که کرامت انسان را زیر سؤال میبرد.
· حسادت، حرص و طمع: که روح انسان را پست و کوچک میکند.
· دروغ و خیانت: که آبروی انسان را به خطر میاندازد.
· پشتوانه قرآنی: قرآن کریم در سوره اسراء، آیه ۳۲ به یکی از مصادیق بزرگ «دنیا» اشاره میکند:
· «و به زنا نزدیک نشوید که آن، کاری بسیار زشت و راهی ناپسند است.»
· نکته: عبارت «سَاءَ سَبِيلًا» (راهی بد است) به خوبی نشاندهنده پست و خوارکننده بودن این عمل است.
جمعبندی نهایی:
امام علی (ع) در این حدیث، عفاف را به عنوان یک استراتژی دفاعی و تهاجمی برای حفظ و ارتقای شخصیت انسان معرفی میکنند.
عفت تنها به معنای کنترل غریزه جنسی نیست، بلکه یک حالت درونی ثابت است که در تمام شئون زندگی (نگاه، گفتار، رفتار، خوراک، پوشش و معاشرت) خود را نشان میدهد.
انسانی که عفیف است، هم «محفوظ» است و هم «منزّه». از یک سو در امان میماند و از سوی دیگر به مقامات بالای انسانی و اخلاقی صعود میکند. این حدیث، چراغ راهی برای همه انسانهاست تا با کسب فضیلت عفاف، حریم شخصیت خویش را پاس دارند و خود را از سقوط در ورطه پستیها برحذر بدارند.
اُذْكُرْ حَسَراتِ التَّفريطِ بِاَخْذِ تقديمِ الحَزْمِ افسوسكوتاهى كارهاى گذشته را با تلاش در آينده جبران كنيد
امام علیبنمحمدالهادی علیه السلام مسند الامامالهادي ص۳۰۴
امام هادی (ع) دارای دو بخش اصلی است که مانند یک معادله درمانگر ارائه شده است:
· تفسیر: امام (ع) از «حسرتهای تفریط» سخن میگویند. «تفریط» یعنی کوتاهی کردن، سهلانگاری و فروگذاری از انجام وظیفه. این برخلاف «افراط» است. حسرت ناشی از تفریط، دردناکترین نوع حسرت است؛ حسرتِ «ای کاش» هایی که برای کارهای انجامنشده و فرصتهای ازدسترفته میخوریم. این حسرت، زمانی میآید که انسان پی میبرد به دلیل تنبلی، بیبرنامگی یا تسویف (فردا کردن)، چه سرمایههای گرانبهایی (مانند عمر، جوانی، فرصتهای عبادت و خدمت) را از دست داده است.
· پشتوانه قرآنی: قرآن کریم در روز قیامت، زبان حال زیانکاران را این گونه نقل میکند:
· «ای افسوس بر ما بر آنچه در [حق] خدا کوتاهی کردیم!»
· نکته: این آیه به وضوح نشان میدهد که عذابآورترین حسرتها، حسرت بر «تفریط» و کوتاهی در حق خداست که شامل تمام واجبات و تکالیف میشود.
· تفسیر: امام هادی (ع) نسخه شفابخش این درد را میدهند: «تقدیم الحزم». «حَزم» به معنای استواری، عزم راسخ، دوراندیشی و انجام به موقع کارها است. «تقدیم الحزم» یعنی دوراندیشی را پیش از فرارسیدن زمان پشیمانی به کار ببندیم. این یک دستورالعمل فعال و پیشگیرانه است. یعنی انسان عاقل کسی نیست که فقط بر گذشته افسوس بخورد، بلکه کسی است که هم اکنون، با تدبیر و عزمی راسخ، برای آیندهای که نباید در آن کوتاهی کرد، برنامهریزی و عمل میکند.
· پشتوانه قرآنی: قرآن کریم در سوره حشر، آیه ۱۸ به مؤمنان هشدار میدهد:
· «ای کسانی که ایمان آوردهاید، از خدا پروا کنید و هر کس باید بنگرد که برای فردای خود [قیامت] چه چیز از پیش فرستاده است.»
· نکته: عبارت «مَا قَدَّمَتْ» (آنچه از پیش فرستاده) دقیقاً منطبق بر مفهوم «تقدیم الحزم» است. انسان باید امروز برای فردای خود (هم فردای دنیایی و هم فردای قیامت) تدارک ببیند.
امام هادی (ع) در این جمله کوتاه، یک فرمول طلایی برای زندگی موفق و عاری از حسرت ارائه میدهند:
“از حسرت و افسوس گذشته، نه برای ناله و زاری، بلکه به عنوان یک درس و محرک استفاده کن تا هم اکنون، با عزمی جزم و دوراندیشی تمام، برای ساختن آیندهای روشن اقدام کنی.”
· گذشتهگرایی منفی ممنوع: در گذشته و حسرتهایش غرق نشو.
· گذشته به عنوان معلم: از اشتباهات و کوتاهیهای گذشته درس بگیر.
· حالگرایی فعال: تنها چیزی که در اختیار داری، زمان “اکنون” است. از آن برای جبران استفاده کن.
· آیندهنگری هوشمند: با تدبیر و عمل به موقع در زمان حاضر، از حسرتهای آینده پیشگیری کن.
امام على عليه السلام :بدترين وطن ، وطنى است كه ساكنانش در آن ايمن نباشند .

این روایت، معیار اساسی برای سنجش ارزش یک “وطن” را بیان میکند.
· تفسیر: امام (ع) بدترین وطن را جایی میدانند که ساکنانش در آن در امنیت نباشند. این بیان، یک تغییر پارادایم مهم است. معمولاً وطن با عواملی مانند خاک، مرزهای جغرافیایی یا نژاد مشترک تعریف میشود. اما امام (ع) “وطن” را یک پدیده “کارکردی” میدانند. ارزش یک مکان به عنوان وطن، نه در زیباییهایش، نه در ثروتش، بلکه در “امنیت” آن است. اگر امنیت نباشد، آنجا حتی اگر زادگاه انسان باشد، در حکم “بدترین وطن” است.
· پشتوانه قرآنی: خداوند در قرآن کریم در توصیف سرزمین مکه - که وطن اصلی پیامبر (ص) بود - اما به دلیل ناامنی برای مسلمانان، مهاجرت از آن را واجب کرد، میفرماید:
· «[یاد کن] کسانی که فرشتگان [جان]شان را میستانند در حالی که به خویشتن ستم کرده بودند. [فرشتگان] به آنان میگویند: “در چه [حال] بودید؟” میگویند: “ما در زمین [مکه] مستضعف بودیم.” میگویند: “مگر سرزمین خدا پهناور نبود تا در آن هجرت کنید؟"»
· نکته: این آیه به صراحت نشان میدهد که ماندن در “وطن"ی که در آن امنیت جانی و دینی وجود ندارد (حتی اگر آن مکه باشد) مورد قبول خداوند نیست. بنابراین، “امنیت” شرط بقا در یک وطن است.
· تفسیر: عبارت «لَم يَأمَن فيهِ القُطّانُ» (ساکنانش در امنیت نباشند) ابعاد گستردهای از امنیت را در بر میگیرد:
· امنیت جانی: ترس از کشته شدن، تجاوز یا حمله.
· امنیت مالی: ترس از دزدی، غارت و تجاوز به اموال.
· امنیت روانی و اجتماعی: ترس از تهمت، افترا، بیاحترامی و نقض حریم خصوصی.
· امنیت قضایی: ترس از ظلم و تبعیض در دستگاه قضایی.
· امنیت شغلی و اقتصادی: ترس از فقر و بیکاری ناشی از بیکفایتی حکومت.
· پشتوانه قرآنی: قرآن کریم در سوره قریش، به نعمت “امنیت” به عنوان یکی از بزرگترین نعمتهای خداوند به قریش اشاره میکند:
· «پس باید پروردگار این خانه [کعبه] را عبادت کنند. همان [کسی] که آنان را از گرسنگی طعام داد و از ترس و ناامنی، ایمنشان ساخت.»
· نکته: در این سوره، “امنیت از ترس” در کنار “امنیت از گرسنگی” به عنوان دو نعمت بزرگ الهی ذکر شده است. این نشان میدهد که امنیت یک نیاز اولیه و حیاتی است.
· تفسیر: این حدیث در حقیقت یک سنجه برای ارزیابی عملکرد حکومتها است. مهمترین وظیفه هر حاکمیتی، تأمین امنیت برای “قُطّان” (همه ساکنان، اعم از مسلمان و غیرمسلمان) است. اگر حاکمیتی نتواند این امنیت را فراهم کند، آن سرزمین تحت حکومت او، به فرموده امام، “بدترین وطن” خواهد بود.
· پشتوانه قرآنی: در سوره بقره، آیه ۱۲۶، حضرت ابراهیم (ع) هنگام بنیانگذاری کعبه، برای وطن خود از خداوند دو چیز درخواست میکند:
«رَبِّ اجْعَلْ هَٰذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ»
· «پروردگارا، این [سرزمین] را شهری امن قرار ده و اهلش را از ثمرات [گوناگون] روزی بخش.»
· نکته: ترتیب درخواست حضرت ابراهیم بسیار قابل تأمل است: اول «بَلَدًا آمِنًا» (شهر امن) و سپس «رزق». این نشان میدهد که امنیت، بستر لازم برای بهرهمندی از هر نعمت دیگری، حتی رزق و روزی است.
کلام امام علی (ع) یک معیار الهی و عقلانی برای سنجش کیفیت زندگی در هر جغرافیایی است. این حدیث به ما میآموزد که وطن واقعی، جایی است که جان، مال، آبرو و حقوق انسان در آن محفوظ باشد. هرگونه ناامنی - اعم از اجتماعی، اقتصادی و قضایی - باعث میشود آن مکان، هرچند با شکوه، در رده “بدترین اوطان” قرار گیرد. این بیان، هم هشداری به حاکمان است تا امنیت را اولویت اول خود قرار دهند و هم راهنمایی برای مردم است که بدانند در یک نظام ارزشی الهی، “امنیت” نخستین حق آنان و پایه یک جامعه سالم است.
🔰امام رضا(ع):
هرچه بندگان #گناهان جدیدی انجام دهند كه پيشتر انجام نمىدادند، خداوند نیز برايشان #بلاها و گرفتاریهایی پدید میآورد كه پيشتر آنها را نمىشناختند.
(كُلَّمَا أَحْدَثَ الْعِبَادُ مِنَ الذُّنُوبِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَعْمَلُونَ، أَحْدَثَ اللّٰهُ لَهُمْ مِنَ الْبَلاءِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَعْرِفُونَ)
📚 منابع:
1. الکافی، ج۲، ص۲۷۵.
2. علل الشرایع، ج۲، ص۵۲۲.
3. الأمالی (للطوسی)، ج۱، ص۲۲۸.
4. تحف العقول، ج۱، ص۴۱۰.
●حضرت در اینجا اشاره به یک #قانون_اجتماعی دارند؛ اینکه میان سطح گناه و فساد در حیطههای مختلف جامعه، و سطح بلایا و بحرانهای اجتماعی، رابطهای مستقیم برقرار است. هرچه فساد بیشتر شود، بلا نیز پیچیدهتر میشود.
●مصداق بارز این روایت، دنیای غرب و #تمدن_وحشی_غرب امروزه، انواع و اقسام گناهانی که دیگه حدی براش مشخص نیست، چه در حیطه اخلاقی، چه اقتصادی، چه سیاسی و…، نتیجهاش هم مشخصه، انواع و اقسام بحرانهای اجتماعی.
●جوامعی مثل ما هم اگه همین مسیر رو بریم، چه در حیطه اخلاقی، چه اجتماعی، چه اقتصادی و…، همون بلاها و گرفتاریها، نصیب ما هم خواهد شد، چه اینکه…
قالَ ابوعبدِاللّه عليه السلام: اِنَّالَّذينَ تَراهُمْ لَكَ اَصْدِقاءَ اِذا بَلَوْتَهُمْ وَجَدْتَهُمْ عَلى طَبَقاتٍ شَتّى: فَمِنْهُمْ كَالاَْسَدِ فِى عِظَمِ الْأكْلِ وَ شِدَّةِ الصَّوْلَةِ وَمِنْهُمْ كَالذِّئْبِ فِى الْمَضَرَّةِ وَ مِنْهُمْ كَالْكَلْبِ فِى الْبَصْبَصَةِ وَ مِنْهُمْ كَالّثَعْلَبِ فِى الرَّوَغانِ وَالسِّرْقَةِ، صُوَرُهُمْ مُخْتَلِفَةٌ وَالْحِرْفَةُ وَاحِدَةٌ. [اختصاص شيخ مفيد، ص 252.]
امام صادق عليه السلام فرمود:كسانى را كه دوست خودت مى پندارى، اگر آنان را امتحان كنى، خواهى يافت كه بر چند طبقه و گروهند: گروهى همچون شيرند، پر خوراك و حمله آور، گروهى چون گرگند، در زيان رسانى و درندگى، گروهى همچون سگند، در دُم جنباندن و چاپلوسى، گروهى مانند روباهند، در نيرنگ و دله دزدى. چهره ها مختلف است، ولى كارشان يكى است.
در این حدیث، امام صادق (علیه السلام) طبقهبندی دقیقی از دوستان ناسالم را ارائه میدهد. در ادامه، تحلیل و بسته محتوایی آن را تقدیم میکنم.
· ویژگی: عظیمالأکل (پرخور) و شدید الصولة (حملهگر)
· تحلیل: این افراد منفعتطلب و سلطهجو هستند. از محبت شما سوءاستفاده کرده و در موقع لزوم به منافع شما حمله میکنند.
· ویژگی: مضرّت و درندگی
· تحلیل: این افراد آسیبرسان و خصومتجو هستند. رابطه با آنها همواره همراه با ضرر و زیان است.
· ویژگی: بصبصة (دم جنباندن و چاپلوسی)
· تحلیل: این افراد چاپلوس و تملقگو هستند. ظاهراً مطیع و فرمانبردارند، اما انگیزههای پلیدی در سر دارند.
· ویژگی: روغان (نیرنگ) و سرقة (دزدی)
· تحلیل: این افراد حیلهگر و فرصتطلب هستند. از هوش و ذکاوت خود برای منافع نامشروع استفاده میکنند.
نکته پایانی: «صُوَرُهُمْ مُخْتَلِفَةٌ وَالْحِرْفَةُ وَاحِدَةٌ»
· تحلیل: همه این تیپها در یک چیز مشترکند: خیانت و عدم صداقت. تنها شکل ظاهری آنها متفاوت است.
قالَ علىٌّ عليه السلام: اَلْحَريصُاَسيرُ مَهانَةٍ لا يُفَـكُّ اَسْرُهُ. [غرر الحكم، ، ج 1، ص 361.]
امام على عليه السلام فرمود:حـريـص، گرفـتار و اسيرخوارى و ذلّتى است كه اسارت و بند او هرگز باز نمى شود. از طمع پرهيز كن و ز ديگران چيزى مخواه نكته اى بشنو كه تابان همچو درّو گوهر است آز، مردان را زبون و خوار سازد در جهان مرگ از ننگ گدايى مرد را آسانتر است
از نگاه روانشناسی، طمع ریشه در یک حس عمیق کمبود و ناامنی درونی دارد. فرد حریص باور دارد که شادی، امنیت و ارزشمندی او منوط به داشتن چیزهای بیشتر (ثروت، مقام، تأیید دیگران) است. اما این دور باطل، هرگز به پایان نمیرسد:
هر بار که به خواستهای میرسد، مغز او یک “پاداش” کوچک دریافت میکند. اما این پاداش زودگذر است و به سرگیری جای خود را به “نیاز” و “کمبود” بزرگتری میدهد. این چرخه، دقیقاً همان “زندان همیشگی” است که امام (ع) به آن اشاره میکنند.
انسان حریص برای به دست آوردن چیزی، مجبور است خود را در معرض نظر و قضاوت دیگران قرار دهد. او برای جلب نظر دیگران، باید خواستههای آنان را برآورده کند و این یعنی از دست دادن استقلال روانی و تبدیل شدن به “اسیر خواری".
طمع، خود نشانهای از یک فقر درونی است. هرچه فرد طمعکارتر باشد، درون خود را فقیرتر و نیازمندتر میبیند و برای جبران این حس، بر طمع خود میافزاید.
ترس از دست دادن آنچه دارد و نگرانی برای به دست نیاوردن آنچه میخواهد، آرامش را از او سلب میکند.
هر بار التماس یا چشمداشت برای چیزی، بخشی از احساس عزت و کرامت انسانی او را تخریب میکند.
روابط او با دیگران بر پایه منفعت و استفاده شکل میگیرد، نه صمیمیت و احترام متقابل.
حضرت علی (ع) در جای دیگر میفرمایند: «ثروتمندترین مردم کسی است که به آنچه خداوند برایش مقدر کرده، قانع باشد.» این یعنی ثروت واقعی، یک حالت درونی است، نه یک وضعیت بیرونی.
قناعت به معنای نداشتن نیست، بلکه به معنای لذت بردن از آنچه داری است. نوشتن مواهب روزانه در یک دفتر شکرگزاری، مغز را از “چیزی که نیست” به “چیزی که هست” معطوف میکند.
باید منبع ارزشمندی خود را از “داراییها” به “هستی” خود منتقل کنیم. ما به صرف انسان بودن و بنده خدا بودن، ارزشمندیم.
بخشیدن (چه مال، چه محبت، وقت) عملی است که مستقیمترین ضربه را به ریشه طمع میزند. زیرا با عمل به مغز ثابت میکنیم که “کمبودی در کار نیست".
قالَ الصّادقُ عليه السلام:
اِنَّ الْمُـؤْمِنَ اَشَدُّ مِن زُبُر الْحَديدِ، اِنَّ الْحَـديدَ اِذا دَخَـلَ النـّارَ لانَ، وَ اِنَّ الْمُؤْمِنَ لَوْ قُتِلَ وَ نُشِرَ ثُمَّ قُتِلَ لَمْ يَتَغَـيَّرْ قَـلْبُهُ.
[بحارالانوار، ج 67، ص 178.]
امام صـادق عليه السلام فرمود: مؤمن، از پاره هاى فولاد، استوارتر و محكم تر است. آهن هرگاه در كوره آتش رود، نرم مى شود؛ امّا مؤمن اگر كشته شود و زنده گردد، سپس دوباره كشته شود، دلش هرگز دگرگونى نمى يابد.
فولاد نماد سختترین ماده در دنیای مادی است، اما نقطه ضعف آن وابستگی به شرایط بیرونی است. در برابر حرارت، ساختار مولکولی آن تغییر میکند و نرم میشود. اما مؤمن، مرکز ثقل و استحکام خود را از جای دیگری میگیرد:
استواری مؤمن نه از جسم، که از قلب و باورهای او سرچشمه میگیرد. این قلب، بر پایه توکل و توحید بنا شده است. وقتی انسان به یقین برسد که تمام مقدّرات به دست خدای یکتا است، ترس از ضرر و زیان دنیوی از دلش زدوده میشود.
روانشناسی امروز، بر مفهوم “تابآوری” یا توانایی عبور از بحرانها بدون شکست خوردن تأکید میکند. این حدیث، عالیترین درجه تابآوری را توصیف میکند: عبور از سختترین آزمایشها (کشته شدن و زنده شدن مجدد) بدون تغییر در جهتگیری اصلی قلب.
انسان معمولی امنیت را در سلامت جسم و دارایی میداند. اما مؤمن، امنیت را در پایداری رابطه خود با پروردگار تعریف میکند. تا این رابطه پابرجاست، هیچ حادثه بیرونی نمیتواند امنیت روانی او را متلاشی کند.
این حالت، یک ویژگی ذاتی نیست، بلکه حاصل پرورش ایمان عمیق است.
دائماً این حقیقت را به خود یادآوری کنیم که همه چیز در دست خداست و هرچه میآید، حکمتی دارد. این نگرش، ترس از آینده و وابستگی به نتایج دنیوی را کاهش میدهد.
در مشکلات کوچک روزمره، رضایت به قضای الهی را تمرین کنیم. این کار، روحیه ما را برای پذیرش آزمایشهای بزرگتر آماده میسازد.
مشکلات را نه به عنوان یک تهدید، بلکه به عنوان یک کوره تمرین ببینیم؛ همانطور که آهن در کوره نرم میشود تا به فولاد بهتری تبدیل شود، روح ما نیز در کوره مشکلات، برای رسیدن به استواری بیشتر، صیقل میخورد.
موحد چو در پاى ریزى زرش
یا تیغ هندی نهى بر سرش
امید و هراسش نباشد ز کس
همین است معناى توحید و بس
وقتی انسان به مرحله توحید خالص برسد، نه از فقر و تنگدستی میترسد و نه از مرگ با شمشیر. او تنها از یک چیز میترسد: دوری از خدا. و تنها به یک چیز امید دارد: رضایت او. این آزادی و استقلال عاطفی نهایی، همان استواری بیهمتاست.
🔻 پیامبر اکرم(ص) میفرمایند:
📜ترجمه: هر کس که سه نماز جمعه را به طور عمدی و بدون عذر ترک کند، خداوند مهر نفاق بر قلب او میزند.
📚 منبع: وسائلالشیعة، ج ۵، ص۶
نفاق در اینجا به معنای دوگانگی بین ایمان ظاهری و باطنی است.این حدیث هشدار میدهد که تداوم در ترک عمدی فرائض دینی، به تدریج باعث سردی دل و فاصله گرفتن از حقیقت ایمان میشود.
مقصود از"بدون عذر"، مواردی مانند:
· بیماری یا ناتوانی جسمی
· ترس از جان یا مال
· مسافرتی که نماز جمعه در آن واجب نیست
· بارش شدید باران و راهبندان (در برخی تفاسیر)
نماز جمعه تنها یک عبادت فردی نیست؛بلکه:
· نماد وحدت مسلمین است.
· محفلی برای یادگیری معارف دینی است.
· احیاکننده روحیه اجتماعی و مسئولیتپذیری است.