حجاب، هنر پنهان کردن گوهر وجود
حجاب، هنر پنهان کردن گوهر وجود
وقتی پای زیباییهای معنوی و ژرفای اندیشه در میان باشد، زیباییهای گذرای تن، به نمایشی سطحی و بیارزش بدل میشود. این نگرش حکیمانه، همانگونه که شهید مطهری اشاره میفرمایند، نشان از ارزش والای پوشش و حجاب دارد. حجاب، در حقیقت، هنر پنهانکردن گوهری ناب است.
حجاب یعنی دختر، سیب سرخ و درخشانای است که باید از شاخههای سربلندی و عزت نفس چیده شود، نه آنکه در پایینترین سطح، لگدمال علفهای هرزِ نگاههای آلوده و بیحرمت گردد. حجاب هنر پوشاندن است، نه پوشیدنی اجباری و نازیبا که گاه از نپوشیدن نیز زشتتر و ناموزونتر مینماید. حجاب، خط روشنی است در حریم شخصیت؛ اعلامیۀ صریح است که میگوید: من حریمی دارم و هر کسی به حریم من راه ندارد.
حجاب یعنی رهایی از زنجیرهای عصر جاهلیت؛ همانگونه که قرآن کریم در آیه ۳۳ سوره احزاب فرموده است: «وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَى»؛ زن مسلمان، خود را به تبرج و خودنمایی جاهلیتِ نخستین نمیآلاید. حجاب یعنی من، لایۀ ارزشمند و محفوظ خدایم، نه لایۀ بیارزشِ نگاههای آلودۀ هر رهگذر.
حجاب یعنی انتخاب آگاهانه؛ من تعیین میکنم که تو چه ببینی و چه نبینی. این پوشش، زرهی است محکم در برابر چشمهای بیمار و نگاههای مریضی که طعمۀ زیباییهای ظاهری میشوند. حجاب، همان پیلۀ صبورانه و محافظتی است که در سکوت و وقار، زمینهساز پروانهشدنِ روح و شکفتنِ شخصیت است.
حجاب یعنی بینیازی از هر نگاهی جز نگاه پروردگار؛ یعنی آزادگی در اوج پاکدامنی. حجاب یعنی احترام نهادن به حرمتهای الهی و تقدس جان خویش. و در نهایت، حجاب یعنی فراخوانی به دیدنِ شخصیت، استعدادها، دانایی و معنویت زن، بهجای تمرکز بر جسم و ظاهر او. حجاب، حصار نیست؛ حریمی است مقدس که در آن، گوهر انسانیت شکفته میشود.