نقش عبادت در مهار گناه
نقش عبادت در مهار گناه
بزرگان دین در بحث تکامل انسان از نظر روحی و اخلاقی، به مسئله تدریج و گام به گام اعتقاد دارند. یعنی سقوط و فرود همانند صعود و فراز، مرحله به مرحله صورت میگیرد؛ زیرا آدمی همان طور که به آهستگی از اوّلین درجه حرکت نموده و به آخرین درجۀ رشد و کمال میرسد.
در پستی و ذلّت هم مانند فواره آب از گناهان کوچکی به سوی جنایات بزرگی قدم برداشته و رفته رفته گستاخ و بی حیا میگردد، تا آن که به حدّ کفر محض رسیده و شیطان هم از او برائت جسته و از حال بد او متنفّر و گریزان است.
خداوند داستان منافقان که کافران از اهل کتاب را، با وعدههای دروغ فریفتند به حکایت فریب شیطان تشبیه میفرماید:
کَمَثَلِ الشَّیْطَنِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَنِ اکْفُرْ فَلَمَّا کَفَرَ قَالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِّنکَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَلَمِینَ» حشر (۵۹): ۱۶.
[ داستان منافقان که کافران از اهل کتاب را با وعدههای دروغ فریفتند ] چون داستان شیطان است که به انسان گفت: کافر شو. هنگامی که کافر شد، گفت: من از تو بیزارم، من از خدا که پروردگار جهانیان است، میترسم.
پس از آن که انسان فریب شیطان مکّار را خورد در جستجوی واسطه یا پناهگاهی است تا او را در آغوش رحمت گیرد، ولی هیچ راهی جز بازگشت به سوی خدا نمی یابد؛ زیرا وجودِ بی نهایت برای موجودی جای دیگری نمی گذارد، بلکه اگر انسان از بی نهایت فرار کند باید به خود او پناه ببرد و اگر پنهان هم میگردد باز در پناه حقیقت بی انتها قرار دارد.
آثار رسوب به جا مانده از گناه در قلب، گاه خطرناک تر از اصل گناه است؛ زیرا عصیان جای خود را آلوده میکند و نظافت و طهارت نفس را که سبب پیوند انسانی به عالم ربوبی است از جان و دل جدا میکند، اندک اندک علاقۀ او را به عبادت و پرستش حق کمرنگ نموده و سپس بی اهمیّت میسازد.
در حدیث معراج خطاب به پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله آمده است:
ای احمد! آیا میدانی که بنده چه وقت مرا پرستش میکند؟ عرض کرد: نه، ای پروردگار! فرمود: هر گاه هفت خصلت در او فراهم آید: پارسایی که جلوگیر او از حرامها شود و سکوتی که او را از سخنان بیهوده باز دارد و ترسی که هر روز بر گریه او بیفزاید و شرمی که در خلوت و تنهایی از من داشته باشد و خوردن به اندازۀ ضرورتِ دنیا را ناخوش دارد؛ چون من آن را ناخوش دارم و نیکان را دوست بدارد به خاطر آن که من آنان را دوست میدارم.
بحار الأنوار: ۳۰/۷۴، باب ۲، حدیث ۶؛ إرشاد القلوب، دیلمی: ۲۰۵/۱.
هر گاه خداوند بنده را دوست بدارد، نیکویی عبادت را به دل او اندازد. فَضِیلَةُ السّادَةِ حُسْنُ الْعِبادَةِ.
غرر الحکم: ۱۹۹، حدیث ۳۹۳۷.
نقش عبادت در روایات
حضرت علی علیه السلام میفرماید:
إِذا أَحَبَّ اللّهُ عَبْداً أَلْهَمَهُ حُسْنَ الْعِبادَةِ. غرر الحکم: ۱۹۸، حدیث ۳۹۳۵.
فضل بن شاذان در حکمت مسائلی که از محضر علی بن موسی الرضا علیه السلام گرد آورده است، مینگارد:
اگر پرسشگری بپرسد: چرا مردم خدا را عبادت میکنند؟ امام در جواب فرموده است: چون یاد خدا را فراموش نکنند و آداب او را وانگذارند و از دستورها و زجرهای او غافل نشوند؛ زیرا درستی و پایداری آنان در دین است، اگر بدون مراسم عبادی به حال خود رها شوند، پس از مدتی دل هایشان سخت و سنگ میشد.
اگر گفته شود برای چه مردم به نماز مأمور شدند؟ امام در جواب فرموده است:
برای این که نماز اقرار به ربوبیّت حق تعالی است و این مصلحت عمومی گسترده است؛ زیرا در آن همتایی و همانندی او برداشته شده است و بنده با کمال خاکساری و فروتنی و اعتراف به بندگی و تقاضای عفو از گناهان گذشته ایستاده و هر روز پیشانی بر خاک گذارده تا یاد خدا نموده و فراموشش نکرده؛ و به این وسیله، حالت خشوع و خوف و خواری خود را در برابر پروردگار نشان داده است.
علاوه؛ در این مراسم بندگی و نیایش، از خدای منّان درخواست دین و دنیا نموده و از ساحت او تقاضای زیاد آنها کرده است. و از او خواستار تنفّر از فساد میشود. و اینکه بنده هر روز و شب این عبادت را با این مصلحتها باید بجا آورد تا مدیر و آفرینندۀ خود را فراموش نکند که در نتیجه به ستمگری و گردنکشی بپردازد.
و اساس ایستادن به پیشگاه پروردگار، سبب میشود بنده از گناهان بیزار گشته و بین او و اقسام فساد، مانع پیدا شود. بحار الأنوار: ۶۳/۶، باب ۲۳، فصل ۱، حدیث ۱؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام: ۱۰۳/۲،
برتری مرتبۀ بزرگواران، نیکویی عبادت است.
اَلْعِبادَةُ الْخالِصَةُ أَنْ لایَرْجُوَ الرَّجُلُ إِلاّ رَبَّهُ وَ لایَخافَ إِلاّ ذَنْبَهُ. غرر الحکم: ۱۹۹، حدیث ۳۹۴۵.
آنگاه که وارد نماز شدید، ذهن و فکرتان را متوجّه آن سازید و خدا را با دلی پاک و آسوده بخوانید و با فروتنی و خواری و فرمانبرداری و ترس، مصلحتها و بهرههای خود را بخواهید و هر گاه رکوع و سجود کردید افکار دنیوی و خیالات بد و ناشایست و کردارهای زشت و اندیشۀ مکر و خدعه و حرام خواری و تجاوز و دشمنی و کینهها را از خود دور سازید و همه اینها را از میان خود به دور افکنید.
حضرت علی علیه السلام میفرماید که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در خطبه ای به ما فرمود:
بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ خُلِقَ لِلْعِبادَةِ فَأَلْهَتْهُ الْعاجِلَةُ عَنْ الْأَجِلَةِ، فازَ بِالرَّغْبَةِ الْعاجِلَةِ وَ شَقِیَ بِالْعاقِبَةِ.
بحار الأنوار: ۱۳۷/۷۴، باب ۶، حدیث ۴۷؛ النوادر، راوندی: ۲۲
پرستش خالص این است که مردی امید نداشته باشد مگر از پروردگارش و نترسد مگر از گناه خود.
در صحف ادریس علیه السلام آمده است:
إِذا دَخَلْتُمْ فی الصَّلاةِ فَاصْرِفُوا لَهَا خَواطِرَکُم وَ أَفْکارَکُمْ وَ ادْعُوا اللّهَ دُعاءً طاهِراً مُتَفَرِّغاً وَ سَلُوهُ مَصالِحَکُم وَ مَنافِعَکُم بِخُضُوعٍ وَ خُشُوعٍ وَ طاعَةٍ وَ اسْتِکانَةٍ وَ إِذا رَکَعْتُمْ وَ سَجَدْتُمْ فَأَبْعِدُوا عَنْ نُفُوسِکُم أَفْکارَ الدُّنْیا وَ هَواجِسِ السُّوءِ وَ أَفْعالَ الشَّرِّ وَ اعْتِقادَ الْمَکْرِ وَ مَأْکِلَ السُّحْتِ وَالْعُدْوانِ وَ الْأَحْقادِ وَ اطْرَحُوا بَیْنَکُمْ ذلِکَ کُلَّهُ…
بحار الأنوار: ۲۵۳/۸۱، باب ۱۶، حدیث ۴۹؛ [۴]سعد السعود: ۴۰.
بد بنده ای است آن بنده ای که برای عبادت آفریده شده، امّا دنیا او را از آخرت غافل کرده است، به خواهشهای زودگذر دنیوی دست یافته و در عاقبت بدبخت شده است.
علی بن ابراهیم در تفسیر خویش، پرسشهایی را که از امیر المومنین علیه السلام دربارۀ آیات قرآن پرسیده اند آورده است که حضرت علی علیه السلام دربارۀ آیۀ:
وَ أَقِمِ الصَّلَوةَ إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ الْمُنکَرِ» عنکبوت (۲۹): ۴۵.بخوان و نماز را برپا دار، یقیناً نماز از کارهای زشت، و کارهای ناپسند باز میدارد.
فرمود:
مَنْ لَمْ تَنْهَهُ الصَّلاةُ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ لَمْ یَزْدَدْ مِنَ اللّهِ إِلاّ بُعْداً. تفسیر القمی: ۱۵۰/۲،ذیل آیۀ ۴۵ سورۀ عنکبوت؛ بحار الأنوار: ۲۶۳/۸۱، باب ۱۶، حدیث ۶۵.
هر کس نمازش او را از کارهای زشت باز ندارد؛ چیزی به غیر از دوری خدا نصیب او نمی گردد.
[اَللَّهُمَّ وَ إِذْ سَتَرْتَنِی بِعَفْوِکَ وَ تَغَمَّدْتَنِی بِفَضْلِکَ فِی دَارِ الْفَنَاءِ بِحَضْرَةِ الْأَکْفَاءِ فَأَجِرْنِی مِنْ فَضِیحَاتِ دَارِ الْبَقَاءِ عِنْدَ مَوَاقِفِ الْأَشْهَادِ مِنَ الْمَلاَئِکَةِ الْمُقَرَّبِینَ وَ الرُّسُلِ الْمُکَرَّمِینَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ جَارٍ کُنْتُ أُکَاتِمُهُ سَیِّئَاتِی وَ مِنْ ذِی رَحِمٍ کُنْتُ أَحْتَشِمُ مِنْهُ فِی سَرِیرَاتِی «۲۲»لَمْ أَثِقْ بِهِمْ رَبِّ فِی السِّتْرِ عَلَیَّ وَ وَثِقْتُ بِکَ رَبِّ فِی الْمَغْفِرَةِ لِی وَ أَنْتَ أَوْلَی مَنْ وُثِقَ بِهِ وَ أَعْطَی مَنْ رُغِبَ إِلَیْهِ وَ أَرْأَفُ مَنِ اسْتُرْحِمَ فَارْحَمْنِی]
خدایا! اکنون که مرا به پرده گذشت و عفوت پوشاندی، و در این جهان فانی، احسانت را در برابر مردم شامل حال من فرمودی، پس مرا از رسواییهای جهان ابدی، در برابر اهل محشر که عبارتند از فرشتگان مقرّب و پیامبران بزرگوار، و شهدا و شایستگان پناه ده؛ آن شهدا و شایستگانی که در دنیا همسایهام بودند، و من زشتی هایم را از آنان میپوشاندم، وخویشاوندانی بودند، که در کارهای بد و اعمال خلافم، از آنها شرم داشتم. آنان که به پرده پوشی آنها اعتماد نداشتم.
و به تو ای پروردگارم، در آمرزشت نسبت به خود اطمینان کردم، و تو سزاوارتر کسی هستی که به او مطمئن شوند، و بخشنده تر کسی هستی، که به او رغبت کنند، و مهربان تر کسی هستی، که مهربانیش را بخواهند؛ پس به من رحم کن.