قربانی کردن نفس: سختترین آزمون زندگی شما (چطور قبول شوم؟)
قربانی کردن نفس: سختترین آزمون زندگی شما (چطور قبول شوم؟)
در آستانهی عید قربان، درنگی بر معنای “قربانی” ضروری است. آنچه میخوانید، تأملی است بر بُعدِ ناپیدای این عید بزرگ:
نبرد با نفس در عید قربان
قربانیِ برهنه، پایانِ راه نیست؛ آغازِ نبردِ بیامانِ نفس است
وقتی ابراهیم(ع)، تیغِ عشق را بر گلوی اسماعیل(ع) نهاد،
خداوند، گوسفندی را فرستاد تا خونِ پیوندِ آسمانی بر زمین نریزد.
اما پیام این آزمایش، فراتر از فداکردنِ یک حیوان بود:
ای انسان! بزرگترین قربانی را از تو میخواهم: نفسِ سرکشِ تو!
عید قربان، تنها یادآورِ اطاعتِ ابراهیم نیست؛
آینهای است روبروی تو تا بپرسی:
«در معبدِ وجودم، چه کسی را قربانی میکنم؟»
آیا گوسفندِ بیارادهی امیال را؟
یا آن “منِ” متکبری که هر روز بر تختِ خودخواهیام حکم میراند؟
نفسِ قرباننشده = بتِ پنهان
نفس، زیرکترین بتِ درون است؛
در لباسِ عقل، خواستههایش را تقدیس میکند،
در پوششِ عادت، زنجیرهایش را زیبا جلوه میدهد!
قربانیِ حقیقی آن است که:
- تیشه به ریشهی تکبر زنی.
- قربانگاهِ حرص و طمع را با خاک یکسان کنی.
- دل را از تعلقاتِ دنیوی رها سازی.
تیغِ قربانی = تیغِ خودشناسی
چگونه؟
۱. خود را در محکمهی “چراها” بنشان.
چرا این کار را کردم؟ چرا این حرف را زدم؟ آیا رضای خدا در آن بود؟
این است معنای واقعیِ “تقوا".
۲. از “منیت” بگذر تا به “معبود” برسی!
ابراهیم(ع) اسماعیل را قربانی نکرد تا خدا را دریابد؛
خدا را دریافته بود که آمادهی قربانیِ اسماعیل شد.
۳. قربانیِ هر روزه = تمرینِ پرواز روح
- امروز: قربانیِ کینه
- فردا: قربانیِ حسادت
- پسفردا: قربانیِ بیصبری
مگر نه اینکه خدا میفرماید: نَفْسِ مُطمَئِنَّهی آرامیافته، رستگار شد؟ (سوره فجر)
عیدت مبارک؛ اگر قربانیات “خودِ حقیقیات” را زنده کند
عید قربان، تنها زمانی برای تو “مبارک” است که:
- از قربانگاهِ وجودت، “گوسفندِ رامِ تسلیم” سر برآورد،
- نه “گرگِ درندهی هوای نفس".
پس بکوش تا فریادِ ابراهیمِ درونت را بشنوی:
«اینک من! با تمامِ وجودم؛ آمادهی قربانیِ خواستههای خودساختهام.»
قربانیِ خون، نشانهای است برای قربانیِ جان.
آنکه نفسِ خویش را ذبحِ عشق کند،
به ملکوتِ بیقربانی راه یابد.