فتنه آخرالزمان؛ محک الهی برای افشا و نابودی منافقان
فتنه آخرالزمان؛ محک الهی برای افشا و نابودی منافقان
«تَكْرَهُوا الْفِتْنَةَ فِي آخِرِ الزَّمَانِ، فَإِنَّهَا تُبِيرُ الْمُنَافِقِينَ».
(از وقوع) فتنه در آخرالزمان نگران نباشید (یا: آن را ناپسند مشمارید)، چرا که آن، منافقان را نابود میکند.
عبارت «تَكْرَهُوا» در اینجا به معنای «نگران نباشید از» یا «مبغوض نشمارید» است، نه اینکه به آن راغب باشید. لذا معنی حدیث این است که موضع مؤمن در برابر فتنههای پیچیده آخرالزمان، هرچند که سخت و ناخوشایند است، باید همراه با نگاه حکیمانه به نتایج آن باشد.
· «کتاب الغیبه» محمد بن ابراهیم نعمانی، ص ۲۶۹، ح ۳۷.و «بحارالأنوار» علامه مجلسی (ج ۵۲، ص ۲۳۴)، «میزان الحکمه» (ج ۱۰، ص ۵۶۵، ح ۱۵۷۴۸)
تفسیر حدیث
این روایت، نگرشی حکیمانه و امیدبخش به یکی از سختترین حوادث تاریخ بشر، یعنی فتنههای آخرالزمان، ارائه میدهد. در نگاه اول، فتنهها برای مؤمنان رنجآور و آزمایشی دشوار هستند، اما این حدیث پرده از حکمت و نتیجه نهایی آن برمیدارد.
۱. مفهوم «فتنه» در آخرالزمان
در فرهنگ روایی شیعه، «فتنه» به رویدادها یا شرایط پیچیدهای گفته میشود که حق و باطل به قدری درهم میآمیزند که تشخیص آن برای بسیاری دشوار میشود. فتنههای آخرالزمان، فراگیر، همهجانبه و دارای ابعاد اعتقادی، اجتماعی، سیاسی و اخلاقی هستند. به گونهای که انسانها در بوته سختترین آزمایشها قرار میگیرند. قرآن کریم نیز هشدار میدهد: «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً…» (و از فتنهای بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمیرسد…) (انفال: ۲۵).
۲. چرا فتنه، منافقان را نابود میکند؟
این بخش، جوهره اصلی حدیث است. منافق (کسی که در باطن کافر است ولی ظاهر خود را مؤمن نشان میدهد) برای بقا نیاز به فضای مبهم، خاکستری و غیرشفاف دارد. او در شرایط عادی و آرام، با تظاهر به ایمان، منافع خود را حفظ میکند. اما فتنه، مانند طوفانی سهمگین یا کوره گدازان عمل میکند که:
· خطوط مرزی را آشکار میسازد: در فتنه، مواضع به حدی شفاف و قطببندی میشود که جایگاهی برای نشستن بر دوراهی و تلوّن (رنگبهرنگ شدن) باقی نمیماند. یا باید با حق باشید یا با باطل.
· باطن افراد را عیان میکند: فشار فتنه، چهره واقعی افراد را نشان میدهد. منافق که اساساً فاقد پایداری و اعتقاد راسخ است، در این شرایط نمیتواند خود را حفظ کند. یا رسوا و منکوب میشود، یا به صف دشمنان حق میپیوندد و هویت واقعیاش آشکار میگردد.
· غربالگری الهی: این فرآیند، در حقیقت «تمحیص» و پالایشی الهی است. همان گونه که در آیه شریفه آمده است: «مَا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ…» (خداوند بر آن نبوده که مؤمنان را بر این حالت [تزلزل] باقی گذارد، تا ناپاک را از پاک جدا کند…) (آل عمران: ۱۷۹). فتنه، وسیله این جداسازی است.
۳. درسهایی برای مؤمنان
این حدیث چند پیام کلیدی برای شیعیان دارد:
· بصیرت و ثبات: مؤمن واقعی باید با بصیرت (شناخت عمیق دینی و تشخیص حق از باطل) و ثبات قدم، از فتنهها نگذرد، نه اینکه از اصل وقوع آنها دچار یأس و ناامیدی شود.
· نگاه امیدوارانه: این روایت به مؤمنان امید و آرامش میدهد که حوادث سخت، بخشی از برنامه الهی برای پاکسازی صفوف و نابودی دشمنان خبیث و پنهان (منافقان) است.
· آمادگی روحی: دانستن این حکمت، مؤمن را برای مواجهه با فتنههای پیشرو آمادهتر میسازد و به او میفهماند که این آزمایشها، گرچه دشوار، اما ضروری و مفید برای استقرار حکومت حق است.
حدیث شریف «تَكْرَهُوا الْفِتْنَةَ فِي آخِرِ الزَّمَانِ فَإِنَّهَا تُبِيرُ الْمُنَافِقِينَ»، یک نگاه استراتژیک و ماورایی به حوادث آخرالزمان ارائه میدهد. این روایت به ما میآموزد که فتنه، تنها یک بلای محض نیست، بلکه یک فرآیند پاکسازی بزرگ است. همان گونه که کوره، خاک را از طلا جدا میکند، فتنههای آخرالزمان نیز منافقان ریاکار و سستعنصر را از مؤمنان صادق و پایدار جدا ساخته و زمینهساز ظهور حقیقت ناب و حکومت جهانی ولی خدا (عج) را فراهم میآورد. بنابراین، وظیفه مؤمن، افزایش بصیرت، استواری در ایمان و توکل بر خداوند در عبور از این گردنههای تاریخساز است.