راز مناجات عاشقانه با خدا؛ وقتی بنده با معشوق خود «بهانه» میگیرد!
راز مناجات عاشقانه با خدا؛ وقتی بنده با معشوق خود «بهانه» میگیرد!
در مناجات شعبانیه، لحنی منحصربهفرد و عمیقاً عاطفی حاکم است؛ گویا بندهای در خلوت با معبودش، نه با استدلال که با ناز و معاشقه سخن میگوید. در فرازی میخوانیم:
«إلهی إِنْ حَرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَرْزُقُنِی وَ إِنْ خَذَلْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُنِی»
(خداوندا،اگر تو مرا محروم سازی، پس کیست که به من روزی دهد؟ و اگر مرا رها کنی، پس کیست که مرا یاری کند؟).
این سخن، استدلال منطقی نیست؛ بلکه بهانهجوییِ محبتآمیز است، مانند کودکی که برای جلب توجه و مهربانی مادر، بهانه میآورد. در حقیقت، این بیان، تجلی همان «مقام معاشقه» با خداست. تقریباً نیمی از مناجات شعبانیه سرشار از این گونه عذرخواهیها و تمسک جستنهای عاشقانه است تا انسان، خود را شایسته رحمت و آمرزش بیابد.
اما آیا این نگاه و این سخنان به معنای تغییر در ذات خداوند است؟ امام علی(ع) در نهجالبلاغه میفرمایند: «لَمْ یَسْبِقْ لَهُ حَالٌ حَالًا» (هیچ حالتی برای او پیش نمیآید که پیش از این نداشته باشد) (خطبه ۶۵). ذات خداوند مطلق و تغییرناپذیر است و تحت تأثیر هیچ عاملی قرار نمیگیرد. خشنودی یا غضب الهی، معلول تغییری در او نیست، بلکه این تعابیر، بر اساس زبان محاوره و درک بشری است تا رابطه قلبی بنده با معبودش را توصیف کند.
پس وقتی در دعا میگوییم: «اگر تو مرا رها کنی، چه کسی مرا یاری خواهد کرد؟»، در حقیقت داریم:
1. مقام نیاز و توکل خود را به نمایش میگذاریم.
2. در مقام عذرخواهی و استغاثه، خود را سزاوار رحمت او میدانیم.
3. رابطهای عاشقانه و کودکانه را با منبع بیپایان رحمت تجربه میکنیم.
این مناجات به ما میآموزد که در پیشگاه خداوند، میتوانیم با زبانی از جنس محبت، ناز و التماس، از عمق جان سخن بگوییم و یقین داشته باشیم که آن محبوب بینیاز، نالههای عاشقانه ما را میشنود.
منابع:
· مناجات شعبانیه
· نهجالبلاغه، خطبه ۶۵
· کتاب «شکوه نجوا»، آیتالله مصباح یزدی، ص۳۹