تحلیل مواجهه حکیمانه امام علی(ع) با فتنه طلحه و زبیر بر اساس منابع شیعی
تحلیل مواجهه حکیمانه امام علی(ع) با فتنه طلحه و زبیر بر اساس منابع شیعی
حکمت، عدالت و رعایت حقوق در مدیریت بحران: الگوی رفتاری امام علی(ع) در قبال طلحه و زبیر
در ماجرای #طلحه و #زبیر نیز همین مسئله مجدد رخ داد. وقتی #عایشه در مکه سخنانی علیه امیرالمومنین(ع) انجام داد، این دو نیز فرصت را مناسب دیدند تا به آنجا بروند و اتحادی بین خودشان ایجاد کنند لذا نزد امیرالمومنین(ع) آمدند و گفتند:
«اى اميرالمؤمنين! آمدهايم از تو براى رفتن به عمره اجازه بگيريم، زيرا مدتى است به مكه نرفتهايم و به ما اجازه بده.»
حضرت به آنها فرمود:
«به خدا سوگند قصد عمره نداريد بلکه نیت مکر و حیله داريد و مىخواهيد به بصره برويد.»
آن دو منکر فتنه انگیزی شدند اما حضرت فرمود سوگند بخورید که بیعت خود را نمیشکنید و به دنبال فتنه انگیزی نخواهید بود و آن دو نیز چنین کردند.
ابن عباس آنها را دید که از خانه حضرت خارج شدند و وقتی نزد حضرت آمد، امیر(ع) به ابن عباس گفت:
«اى ابن عباس! به خدا سوگند مىدانم كه آنان هدفى جز #فتنهانگيزى ندارند و گويى هم اكنون آن دو را مىبينم كه به مكه مىروند تا در مورد جنگ با من اقدام كنند و يعلىبنمنبه خائن تبهكار، اموال عراق و فارس را آنجا برده كه بر اين كار هزينه كند و بزودى اين دو مرد در كار من اخلال مىكنند و تباهى بار مىآورند و خون هاى شيعيان و انصار مرا خواهند ريخت.»
ابن عباس وقتی این جملات حضرت را شنید، گفت:
«اى اميرالمؤمنين! حال كه اين موضوع براى تو اين چنين معلوم است، چرا به آنان اجازه دادى و آيا بهتر نيست كه آن دو را به زنجير كشى و زندانى كنى و شر آن دو را از مسلمانان کم كنى؟»
(إِذَا كَانَ عِنْدَكَ اَلْأَمْرُ كَذَلِكَ فَلِمَ أَذِنْتَ لَهُمَا وَ هَلاَّ حَبَسْتَهُمَا وَ أَوْثَقْتَهُمَا بِالْحَدِيدِ وَ كَفَيْتَ اَلْمُسْلِمِينَ شَرَّهُمَا)
حضرت پاسخ داد:
«اى پسر عباس! آيا به من پيشنهاد مىكنى كه آغازگر ستم و بدى باشم پيش از آنكه نيكى كنم؟ یا میگویی که با گمان و تهمت معاقبه كنم و به جرمى پيش از آنكه جامۀ عمل بپوشند كسى را زندانی کنم؟
(أَ تَأْمُرُنِي أَنْ أَبْدَأَ بِالظُّلْمِ وَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ اَلْحَسَنَةِ وَ أُعَاقِبَ عَلَى اَلظِّنَّةِ وَ اَلتُّهَمَةِ أُؤَاخِذُ بِالْفِعْلِ قَبْلَ كَوْنِهِ؟)
نه! سوگند به خدا كه هرگز از پيمانى كه خداوند براى حكومت و عدالت از من گرفته است عدول نمىكنم و آغازگر جدايى نخواهم شد.
اى ابن عباس! من به آن دو اجازه دادم و مىدانم چه كارى از آن دو سر خواهد زد، ولى به خداوند مستظهرم و سوگند به خدا هر دو كشته مىشوند و گمان ايشان باطل خواهد بود و به آرزوى خود نخواهند رسيد.»
📚 الجمل شیخ مفید، ص۱۶۶.
این گفتگو و شرح ماجرا به طور کامل در کتاب «الجمل» اثر شیخ مفید (متوفای ۴۱۳ ق)، از بزرگترین متکلمان و مورخان شیعه، در صفحه ۱۶۶ نقل شده است. این کتاب به تحلیل تاریخی جنگ جمل میپردازد و از منابع معتبر و دستاول شیعی در این موضوع محسوب میشود. همچنین این روایت با تفاوتهایی در جزئیات در دیگر منابع تاریخی مانند «وقعة صفین» نصر بن مزاحم و «الامامة و السیاسة» منسوب به ابن قتیبه آمده است.
تحلیل و تفسیر تاریخی-کلامی روایت:
این گفتگوی کوتاه میان امام علی(ع) و عبدالله بن عباس، نمایشی است از تقابل دو نگرش در مدیریت بحران و حکمرانی:
· نگرش عرفیِ مبتنی بر مصلحتاندیشی صرف (دیدگاه ابن عباس)
· نگرش الهی-اخلاقیِ مبتنی بر اصول ثابت و عدالت (دیدگاه امام علی(ع))
تحلیل این مواجهه را میتوان در چند محور کلیدی بررسی کرد:
۱. بصیرت و آگاهی امام(ع) از نیات باطنی:
امام(ع) با صراحت و به صورت مستقیم به طلحه و زبیر میفرماید: «به خدا سوگند قصد عمره ندارید… میخواهید به بصره بروید.» این سخن نشاندهنده آگاهی غیبی یا بینش سیاسی فوقالعاده عمیق ایشان است. امام نه تنها توطئه را میداند، بلکه جزئیات آن از جمله نقش «یعلای بن منبه» در تأمین مالی فتنه و نتیجه خونین آن را پیشبینی میکند. این بخش از روایت، بر مقام علم و هدایتگری امامت در اندیشه شیعی تأکید دارد.
۲. پایبندی به اصول حقوقی و اخلاقی حتی در شرایط بحران:
اینجاست که تمایز اساسی حکومت علوی با دیگر حکومتها آشکار میشود. ابن عباس با منطق عقلایی معمول حکومتها پیشنهاد میدهد که برای جلوگیری از یک فتنه بزرگ، این دو نفر را «پیشگیرانه» بازداشت کنند. اما امام علی(ع) قاطعانه این منطق را رد میکند و آن را آغاز ظلم و سیئه میخواند. ایشان چند اصل کلیدی را مبنای تصمیمگیری خود قرار میدهد:
· منع عقاب پیش از جرم (لا عقاب إلا بجرم): در فقه و کلام شیعه، مجازات تنها پس از ارتکاب جرم و با وجود دلایل قطعی جایز است. مجازات بر اساس «ظنّ» و «اتهام» (حتی با یقین شخص حاکم، اگر دلیل قضایی محکمهپسند نداشته باشد) مردود است. امام(ع) تصریح میکند: «آیا به جرمی پیش از آنکه جامۀ عمل بپوشند کسی را زندانی کنم؟».
· لزوم اتمام حجت و دادن فرصت بازگشت: امام(ع) با گرفتن سوگند مجدد از آن دو، برای آنان «حجت» تمام کرد. این عمل، هم جنبه حقوقی داشت (بیعت مجدد) و هم جنبه تربیتی (فرصت توبه و بازگشت). در منطق اهل بیت(ع)، حتی برای مجرم نیز باید راه بازگشت گشوده بماند.
· تقدم اصلاح بر تقبیح: امام(ع) میفرماید: «آیا به من پیشنهاد میکنی که آغازگر ستم و بدی باشم پیش از آنکه نیکی کنم؟». این یعنی اولین اقدام حکومت باید احسان، هدایت و ایجاد فرصت برای صلاح باشد، نه خشونت و محدودیت.
۳. توکل بر خدا و اطمینان به وعده الهی:
امام(ع) در حالی که از نتیجه کار آگاه است، اما تصمیم خود را بر پایه توکل بر خدا استوار میکند: «ولی به خداوند مستظهرم». ایشان به وعده الهی مبنی بر شکست توطئهگران اطمینان دارد: «سوگند به خدا هر دو کشته میشوند و گمان ایشان باطل خواهد بود». این نگرش، حکومت را از حسابیگری مادی صرف خارج و به آن بُعد معنوی و تکلیفمحور میبخشد.
۴. درس عبرت برای تاریخ:
این روایت تنها گزارش یک حادثه تاریخی نیست، بلکه الگویی ماندگار برای همه حاکمان و نظامهای سیاسی است. امام(ع) نشان داد که حفظ اصول اخلاقی و حقوق ذاتی افراد، حتی دشمنان، از پیروزی در یک نبرد فوری مهمتر است. تاریخ ثابت کرد که تصمیم امام(ع) نه تنها به شکست فتنهگران انجامید، بلکه مشروعیت اخلاقی بیچون و چرای حکومت علوی را برای همیشه در تاریخ ثبت کرد. برخلاف حکومتهای استبدادی که با بازداشتهای پیشگیرانه و بر اساس ظن، مخالفان را سرکوب میکنند، امام(ع) ثابت کرد که یک نظام دینی عادلانهترین نظام ممکن است.
جمعبندی:
واکنش امام علی(ع) به درخواست طلحه و زبیر، تبلور عینی «عدالت علوی» در سختترین شرایط است. ایشان میان «آگاهی از شرّ» و «عمل به خیر» تفکیک قائل شد. حکمت ایشان این بود که اجازه داد شرّ، خود را آشکار کند تا هم حجت بر همگان تمام شود و هم مقابله با آن، مشروعیت حقوقی و مردمی کامل داشته باشد. این سیره، نقطه مقابل هرگونه رفتار خودکامه و مستبدانه است و نشان میدهد که در مکتب اهل بیت(ع)، هدف، هرگز وسیله را توجیه نمیکند و پایبندی به اخلاق و عدالت، حتی در رویارویی با دشمن، اصلی تخلفناپذیر است.