فرهنگی

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

موعظه‌های امیرالمؤمنین(ع) در بازار کوفه و خرید پیراهن سه‌درهمی

25 مرداد 1404 توسط صفيه گرجي

موعظه‌های امیرالمؤمنین(ع) در بازار کوفه و خرید پیراهن سه‌درهمی

✍شخصی به نام «ابو مطر» نقل می‌کند زمانی به کوفه رفتم. در بازار کوفه مردی را دیدم که مردم و بازاری‌ها را نصیحت می‌کند. از سخنان حکیمانه او تعجب کردم. به قیافه اش نگاه کردم هیچ مشخصه ای نداشت. گویی همانند اعراب بیابان گرد بود. 

از کسی سؤال کردم او کیست؟ گفت: غریب هستی؟ گفتم: بله، من از بصره آمده‌ام و در کوفه غریب هستم. اولین بار است که به این شهر آمده ام. گفت: این امیر المؤمنین علی علیه السلام است. 

من به دنبال علی علیه السلام راه افتادم تا ببینم چه می‌کنند. به هر صنفی که می‌رسیدند موعظۀ ویژه ای می‌کردند به برخی فرمودند: 

﴿ لَا تَحْلِفُوا فَإِنَ الْيَمِينَ تُنْفِقُ السِّلْعَةَ وَ تَمْحَقُ الْبَرَكَةَ ﴾ ؛ در خرید و فروش، 

سوگند مخورید؛ زیرا برکت را از بین می‌برد. به عده دیگری از بازاری‌ها فرمودند: 

﴿ أَطْعِمُوا الْمَسَاكِينَ يَرْبُو كَسْبُكُمْ ﴾ ؛  به نیازمندان رسیدگی کنید تا کسب شما برکت پیدا کند. 

همین طور دنبال حضرت می‌رفتم. به اصناف مختلف که می‌رسیدند به تناسب شغل شان موعظه ای می‌کردند تا به صنف پارچه فروش‌ها رسیدند. آن جا ایستادند تا پیراهنی بخرند. فروشنده حضرت را شناخت. از این رو حضرت خرید نکردند. 

مسیر را ادامه دادند تا به مغازه دیگری رسیدند. جوانی آن جا بود که حضرت را نمی شناخت. فرمود: پیراهنی به سه درهم می‌خواهم پیراهن را آماده کرد و حضرت پول آن را داد. 

ایشان راه افتادند و مسیر بازار کوفه را پیمودند تا به مسجد آمدند و در آن جا برای رفع حاجات مردم نشستند. صاحب آن مغازه ای که حضرت از او پیراهن خریده بود وقتی به بازار رسید دیگران به او گفتند: امیر المؤمنین از پسر شما پیراهنی خرید. مرد به پسرش گفت: چند فروختی؟ گفت: سه درهم. 

با عجله خدمت حضرت آمد که یک در هم را برگرداند. حضرت فرمود: نه معامله تمام شده است. من راضی بودم، او هم راضی بود. حضرت هنگامی 

که پیراهن را خریدند، این گونه دعا کردند 

﴿ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي رزقني من الرياش… ﴾ ؛ سپاس خدایی که لباسی روزی من کرد. 

به حضرت گفتند: این را از کجا آموختی؟ فرمودند: این دعا را از پیامبر آموختم. ایشان وقتی پیراهنی می‌خریدند و می‌پوشیدند این دعا را می‌خواندند. 

🔰 بحار الأنوار، ج ۴۰، ص ۳۳۲ 

 

 نظر دهید »

واکنش تکان‌دهنده شهید اصفهانی برای نجات از غیبت

25 مرداد 1404 توسط صفيه گرجي

واکنش تکان‌دهنده شهید اصفهانی برای نجات از غیبت

 

🔸یک روز قرار شد که من، برادر ابراهیم اصفهانی و یکی از فرماندهان سپاه به محل جلسه برویم. پشت فرمان نشستم. 

برادر اصفهانی‌کنار من و آن فرمانده در کنار برادر اصفهانی نشست.

در طی مسیر این فرمانده شروع به صحبت در مورد یکی از فرماندهان کرد. 

برادر اصفهانی با مهربانی گفت: برادر، در مورد کسی که در جمع ما نیست حرفی نزن شاید مبتلا به غیبت شویم.

اما این بنده خدا بدون توجه به تذکرات به حرفش ادامه داد.

دوباره برادر اصفهانی گفت: دوست عزيز غيبت نكن من هم که شنونده غیبت هستم در گناه شما شریک می شوم.

این فرمانده باز حرفش را ادامه داد و گفت: مگه دروغ میگم؟

 

🔻یکباره دیدم شهید اصفهانی فندک جلوی ماشین را در آورد و بدون هیچ حرفی به پشت دست خودش چسباند! 

 

من شوکه شدم و زدم روی ترمز…

بوی دود و گوشت سوخته توی ماشین پیچید !

آن فرمانده هم مثل من زبانش بند آمده بود. همگی پیاده شدیم.

دست‌برادر ابراهیم اصفهانی سوخته بود…

 

او بدون اینکه به ما چیزی بگوید به خودش نهیب زد و گفت:

می بینی ابراهیم تحمل سوختگی دنیا را نداری، عذاب خدا را چطور میخواهی تحمل کند.

 نظر دهید »

وقتی خدا با سنگ بیدارت می‌کند... حکایتی درباره شکر نعمت

25 مرداد 1404 توسط صفيه گرجي

وقتی خدا با سنگ بیدارت می‌کند… حکایتی درباره شکر نعمت

 

✍روزی مهندس ساختمانی، از طبقه ششم می خواهد که با یکی از کارگرانش حرف بزند. خیلی او را صدا می زند. اما به خاطر شلوغی و سر و صدا، کارگر متوجه نمی شود. به ناچار مهندس، یک اسکناس ۱۰دلاری به پایین می اندازد

تا بلکه کارگر بالا را نگاه کند!

کارگر ۱۰دلار را برمیدارد و توی جیبش می گذارد و بدون اینکه بالا را نگاه کند مشغول کارش می شود! بار دوم مهندس ۵۰دلار می فرستد پایین و دوباره کارگر بدون اینکه بالا را نگاه کند پول را در جیبش می گذارد!! بار سوم مهندس سنگ کوچکی را می اندازد پایین و سنگ به سر کارگر برخورد می کند. در این لحظه کارگر سرش را بلند میکند و بالا را نگاه میکند و مهندس کارش را به او میگوید!! این داستان همان داستان زندگی انسان است. خدای مهربان همیشه نعمتها را برای ما می فرستد اما ما سپاسگزار نیستیم و لحظه ای با خود فکر نمیکنیم این نعمتها از کجا رسید!! اما وقتی که سنگ کوچکی بر سرمان می افتد که در واقع همان مشکلات کوچک زندگی اند. به خداوند روی می آوریم..

 نظر دهید »

خوابی که همه نگرانی‌هایم برای جان رهبر انقلاب را از بین برد

25 مرداد 1404 توسط صفيه گرجي

خوابی که همه نگرانی‌هایم برای جان رهبر انقلاب را از بین برد

 

عزیزی نقل می‌کرد در بهشت زهرا (س) تهران بودم، پیرمرد باصفایی دیدم که با ادب خاصی بالای این مزار ایستاده و دعا می‌خونه، نگاهم بهش بود و مدّت‌ها که دور زدم دیدم دست به سینه هنوز بالای مزار هست، بعد پایان دعا و ذکر متوجه من شد. 

صِدام کرد و گفت: پسرم ازت می‌خوام هروقت اومدی برای این شهید فاتحه بخونی. گفتم چشم، می‌شه خواهش کنم دلیلش رو بگید.

گفت من سال‌ها بود بعد از فتنه۸۸ برای حضرت آقا و سلامتی جسمی و تعرض احتمالی به جان‌شان خیلی نگران بودم و اضطراب درونی داشتم، روزی شهیدی با همین شمایل به خوابم اومد و شماره ردیف و قطعه هم بهم گفت.

 

ازم پرسید چرا نگران آقای خامنه‌ای هستی؟! نگران نباش من خودم محافظش هستم. بار اوّل توجهی به خواب نکردم تا اینکه دوباره همان خواب تکرار شد، همان هفته پنجشنبه با حفظ کردن شماره ردیف و قطعه اومدم بهشت زهرا و دقیقاً همان چهره رو روی قبر دیدم، دیدم تو توضیحات شهید نوشته👇 

«محافظ رئیس جمهور محترم حجت الاسلام سید علی خامنه‌ای».

 

از اون موقع به بعد دیگه خوفی از تعرض به جان آقا ندارم و‌ در عوض مدام به این شهید سر می‌زنم و دعاگوش هستم، به هرکسی هم که بتونم میگم. شک نکنیم که عنایت الهی و نگاه شهدا کشور ما را از خطرات محافظت می‌کند.

 

 

 نظر دهید »

این همان وعده خداست ؛ وقتی پرده‌ها کنار می‌رود

24 مرداد 1404 توسط صفيه گرجي

این همان وعده خداست ؛ وقتی پرده‌ها کنار می‌رود

در دل تاریکی‌های تاریخ، وعده‌ای روشن از سوی خداوند وجود دارد؛ وعده‌ای که اهل‌بیت(ع) آن را با صبر و بصیرت معنا کرده‌اند. 

  امام رضا علیه‌السلام : «إِنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وَتَعالى ـ أخَذَ ميثاقَ أوليائِنا عَلَى الصَّبرِ في دَولَةِ الباطِلِ، فَاصبِر لِحُكمِ رَبِّكَ، فَلَو قَد قامَ سَيِّدُ الخَلقِ لَقالوا: «يَوَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ».

خداوند ـ تبارك و تعالى ـ از دوستداران ما پيمان گرفته است كه در دولت باطل، شكيبايى پيشه كنند. پس به حكم پروردگارت، شكيبايى كن؛ زيرا آن گاه كه سَرور آفريدگان ظهور كند، [مخالفان ] خواهند گفت: «واى بر ما! چه كسى ما را از آرامگاهمان برانگيخت؟ اين است همان وعده [خداى]رحمان و پيامبران، راست مى‌‏گفتند 

 📚 الكافي : ج٨ ص٢٤٧ح٣٤٦

- روایت امام رضا(ع) از صبر در دولت باطل، دعوتی است به پایداری در مسیر حق.

- ظهور منجی، نقطه تحقق وعده رحمان است؛ جایی که حقیقت آشکار می‌شود.

- صبر مؤمنانه، نه انفعال، بلکه آمادگی برای دولت حق است.

 

این روایت، نقشه راهی است برای مؤمنان در عصر غیبت: صبر، بصیرت، و انتظار آگاهانه. و روزی خواهد رسید که همه خواهند گفت:  

«هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ»

 

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 588
  • 589
  • 590
  • ...
  • 591
  • ...
  • 592
  • 593
  • 594
  • ...
  • 595
  • ...
  • 596
  • 597
  • 598
  • ...
  • 903
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

فرهنگی

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • تربیت در نهج البلاغه
  • حدیث روز
  • معرفی منابع
  • سیاسی
  • شبهات
  • مناسبت روز
    • ماه رجب
  • معرفی بازی مدافعان حرم
  • #سردار
  • عاشقانه
  • زندگی ایده‌آل
  • قانون رهایی
  • دنیای نوجوانان
  • مدیریت زمان
  • سبک زندگی
  • #امام حسین_اربعین
  • حکایت
  • حکایت
  • دانستنی‌ها
  • ماه رجب
  • معرفی کتاب با موضوع قرآنی
  • معرفی کتاب با موضوع انقلاب اسلامی
  • کودک پروری
  • دلنوشته در مورد امام زمان
  • تفسیر قرآن
  • مقاله کوتاه
  • #ترفندهای_خانداری
  • بیانات رهبر
  • دعا
  • مناسبت روز در تقویم
  • امام زمان
  • دلنوشته
  • ضرب‌المثل
  • سخنان نویسندگان
  • #اخلاق_اسلامی
  • کلام قرآن
  • اعمال مخصوص
  • سخنان امام خمینی
  • نامه نمادین
  • برگی از تاریخ
  • #به_عشق_مولا_علی
  • سخن بزرگان
  • غدیر
  • روانشناسی
  • تورات
  • طنزانه
  • همسرانه
  • محرم و تهاجم
  • متن عرفانی، انگیزشی
  • مقتل خوانی
  • امام حسین
  • ولایت‌فقیه
  • شعر برای رهبری و کشور
  • حدیث، تفسیر حدیث،#به قلم خودم
  • قلم خودم
  • صحیفه سجادیه
  • سواد رسانه‌
  • تحلیل به قلم خودم
  • دلایل فاجعه کربلا
  • امام سجاد
  • شهادت
  • فقط خدا
  • عفاف و حجاب
  • بیداری از غفلت
  • مناسبت روز
  • عرفان‌های نوظهور
  • نماز آیات
  • امام حسن
  • خبر
  • ذکر
  • فقه
  • #حدیث قدسی
  • #سواد رسانه‌
  • تلنگر
  • بحث روز
  • آموزش
  • حضرت زهرا
  • مادر

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

نظرسنجی سریع

نظرسنجی # یافت نشد.

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس