فرهنگی

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

کارم را به خدا سپردم...و ۸ سال بعد، قاضی شد و حکم اعدامش را امضا کرد!

16 دی 1404 توسط صفيه گرجي

کارم را به خدا سپردم…و ۸ سال بعد، قاضی شد و حکم اعدامش را امضا کرد!

 

 یک وکیل مصری به نام محمد عریف در کتابی که خودش نوشته بود یک رویداد واقعی از خودش را تعریف میکند:

 

 15 سال پیش وقتی وکیل دادگستری بودم یک روز صبح میرفتم سر کار و تا شب به خانه برنمی گشتم. جلو درب محل کارم یادم افتاد که چند برگه مهم را خانه جا گذاشتم و فورا سوار ماشینم شدم و به خانه برگشتم تا برگه ها را بردارم.

 

 وقتی وارد خانه شدم دیدم یک مرد غریبه با زنم در اتاق است!

 خودم وکیل بودم و قوانین را خوب میدانستم و اگر آن مرد را میکشتم هیچ شاهدی نداشتم.

 

 تصمیم گرفتم با مرد هیچ کاری نکنم و به او گفتم: از خانه من برو بیرون و من این کار را به خدا می سپارم.

آن مرد هم رفت بیرون و به من خندید. یعنی به عقل من میخندید که باهاش هیچ کاری نکردم.

 

او رفت و به زنم گفتم: وسایلت را جمع کن تا تو را به خانه ی پدرت ببرم و از هم جدا می شویم. سوار ماشین شدیم و به راه افتادیم. 

 

خانه پدر زنم تو یک شهر دیگر بود و تو راه فقط به آن موضوع فکر می کردم و بغض گلویم را گرفته بود تا به آنجا رسیدیم.

 

من کار خودم را به خدا سپرده بودم و نخواستم آبروی زنم را ببرم و به خانواده ی زنم گفتم: ما دیگر به درد هم نمیخوریم و میخواهیم از هم جدا شویم.

 

خانواده ی زنم میگفتن: شما تا حالا با هم مشکل نداشتید و از این حرفها. و من هم تاکید میکردم که به درد هم نمیخوریم و باید از هم جدا بشویم.

 

وقتی از خانه می آمدم بیرون زنم به من گفت: واقعا درود بر شرفت تو خیلی بزرگی که آبرویم را نبردی. من هم بهش گفتم: برو و توبه کن از کاری که کردی.

 

خلاصه از هم جدا شدیم و مدتها فکرم درگیر آن قضیه بود و همیشه وقتی توی تلویزیون یا خیابان یا محل کارم کسی را می دیدم که میخندید یاد آن مرد می افتادم که موقع رفتن به من میخندید.

 

بعد از مدتی دوباره ازدواج کردم و یک زن با تقوا، با ایمان نصیبم شد. سالها گذشت و بعد از 8 سال من به مقام قضایی رسیدم.

 

یک روز یک پرونده ی قتل آمد جلو دستم و مرد قاتل را داخل آوردند.

به نظرم میرسید که آن مرد را جایی دیده ام و بعد از کلی فکر کردن یادم افتاد که همان مرد است که با زن قبلیم همبستر شده بود. ولی او مرا نشناخت.

 

بهش گفتم: ماجرا را برایم تعریف کن که چرا مرتکب قتل شدی.

گفت: جناب قاضی رفتم خانه دیدم یک مرد غریبه با همسرم در خانه است و نتوانستم جلو خودم را بگیرم و با چاقو کشتمش.

گفتم: شاهد داری؟

گفت: نه

گفتم: اگر راست میگویی پس چرا زنت را هم نکشتی؟

گفت: زنم زود از خانه فرار کرد.

گفتم: نباید می کشتیش چون قانون میگوید که باید 3 شاهد ماجرا را می دیدند.

گفت: جناب قاضی اگر این اتفاق برای شما می افتاد آن مرد را نمی کشتی؟

گفتم: نه، در زمان خودش قاضی هم بوده که این اتفاق برایش افتاده و با مرد هیچ کاری نداشته.

 

آن موقع بود که یادش افتاد من آن وکیل 10 سال پیش هستم که با زنم همبستر شده بود و باهاش کاری نکردم.

 

گفتم: من آن روز کار خودم را به خدا سپردم و من الان با همین خودکارم حکم اعدامت را صادر میکنم !!

 

و طبق قانون باید آن مرد اعدام میشد و من حکم اعدامش را صادر کردم.

 

👈به در هر خانه‌ای بزنی فردا در خانه‌ات را میزنند

 

از مکافات عمل غافل نشو…!

 نظر دهید »

فرزندانم آینه رفتار من هستند... داستان زنی که به خاطر یک قاشق غذا طلاق گرفت!

16 دی 1404 توسط صفيه گرجي

فرزندانم آینه رفتار من هستند… داستان زنی که به خاطر یک قاشق غذا طلاق گرفت!

در زمان قدیم، مردی ازدواج کرد…

 

در روز اول ازدواج، جهت خوردن ناهار با خانواده شوهر دور هم جمع شدند.

 

مرد سهم بیشتری از غذا را با احترام خاص به همسرش و به مادر خودش سهم ناچیزی از غذا داد، بدون هیچ احترامی!!

 

در این لحظه عروس که “شخصیت اصیل و با حکمتی داشت،” وقتی این صحنه را دید درخواست طلاق کرد و گفت:

شخصیت اصیل در ذات هست و نمی خواهم از تو فرزندی داشته باشم که بعدها فرزندانم رفتاری چون تو با مادرت، با من داشته باشند و مورد اهانت قرار بگیرم!

 

“متاسفانه بعضی از زنان وقتی شوهرانشان آنها را ترجیح می دهند، فکر می کنند بر مادر شوهر پیروز شدند.!!”

 

عروس با تدبیر همان روز طلاق گرفت و مدتی بعد با همسری که به مادر خودش احترام می‌گذاشت ازدواج کرد و بعد از سالها صاحب فرزندانی شد…

 

یک روز با فرزندانش عزم مسافرت کرد، با فرزندانی که بزرگ شده بودند و به مادرشان بسیار احترام می گذاشتند.

 

در مسیر به کاروانی برخوردند، پیرمردی پابرهنه پشت سر کاروان راه می رفت و هیچ کس به او اعتنایی نمی کرد.!

 

مادر به فرزندانش گفت: آن پیرمرد را بیاورید.

 

وقتی او را آوردند مادر، همسر سابقش را شناخت به او گفت: 

چرا هیچ کس به تو اعتنا و کمکی نمی کند؟!

آنها کی هستند؟!

 

گفت: فرزندانم هستند…

گفت: من رامی شناسی؟

پیرمرد گفت: نه

زن با حکمت گفت: من همان همسر سابقت هستم و قبلا گفتم که اصالت در ذات هست… 

 

“همانگونه که می کاری درو خواهی کرد…”

 

به فرزندان من نگاه کن!

چقدر به من احترام می گذارند…

 

حالا به خودت و فرزندانت نگاه کن،

چون تو به مادرت اهانت کردی، این جزای کارهای خودت هست…

 

زن با تدبیر به فرزندانش گفت: “کمکش کنید برای خدا…”

 

 بدانیم؛ فرزندانمان همانگونه با ما رفتار خواهند کرد که ما با پدر و مادر خود رفتار می‌کنیم.!

 

 نظر دهید »

از معاویه تا امروز؛ نقشه همیشگی دشمن برای جدا کردن مردم از حق

16 دی 1404 توسط صفيه گرجي

جنگ نرم؛ از صفین تا امروز! 🎯

 

ماجرایی که ۱۴۰۰ سال پیش امام علی(ع) را زمین‌گیر کرد، امروز با همان ترفندها در حال تکرار است! 💢

 

یک هشدار تاریخی از رهبر انقلاب:

“معاویه دیروز، معاویه امروز… ترفندش همان است، فقط ابزارش عوض شده!”

 

🧠 این ۸ سوال کلیدی را ببینید:

 

۱. چرا امام علی(ع) در میدان جنگ شکست نخورد، اما در جنگ نرم زمین‌گیر شد؟

   چون دشمن فهمید شمشیر علی را نمی‌شکند؛ پس مردم را از او جدا کرد!

 

۲. معاویه کیست؟

   یک “پروژه” که دین را ابزار قدرت می‌کند، رسانه‌اش سلاح است و از دروغ و فساد ابایی ندارد.

 

۳. ترفند معاویه چه بود؟

   عملیات پرچم دروغین! نیروهایش شهرها را ناامن می‌کردند، سپس فریاد می‌زدند: “این کار یاران علی است!”

 

۴. عمرعاص امروز کیست؟

   همان “متخصص وارونه‌سازی حق و باطل” که با روایت‌سازی، خیانت را عقلانیت و مقاومت را افراط معرفی می‌کند!

 

۵. چرا رهبر گفتند “عیناً الان اتفاق می‌افتد"؟

   چون امروز هم:

 

· خرابکاری می‌کنند، می‌گویند تقصیر انقلاب است!

· فساد می‌شود، نظام را متهم می‌کنند!

· تحریم می‌آید، ارزش‌ها را مقصر می‌دانند!

 

۶. سلاح امروز چیست؟

   دیگر شمشیر نیست؛

   رسانه + شبکه اجتماعی + سلبریتی + تحلیل‌گر اجاره‌ای = جنگ روایت‌ها

 

۷. معاویه امروز را چطور بشناسیم؟

   کسی که:

 

· با دشمن هم‌راستاست، اما ژست دلسوزی می‌گیرد!

· شکست را “عقلانیت” می‌نامد!

· مقاومت را “هزینه‌سازی” می‌خواند!

 

۸. تلخ‌ترین واقعیت تاریخ چیست؟

   امام علی(ع) را دشمن نکشت؛ او را “نادانی، سستی و فریب‌خوردگی خواص و عوام” زمین‌گیر کرد!

 

💎 نتیجه گیری:

 

“معاویه دشمنی نیست که از بیرون بیاید؛ او از درون، روایت می‌سازد.

و عمرعاص کسی است که این روایت دروغ را زیبا می‌فروشد!”

 

⚠️ هشدار رهبر: “مبادا دوباره مردم را مقابل حقیقت قرار دهند و حقیقت را تنها بگذارند…”

 نظر دهید »

از سرعت سقوط مادورو و رئیس جمهور دزدی آمریکا تعجب میکنید؟

15 دی 1404 توسط صفيه گرجي

سقوط در ۸۰ ساعت! سرنوشت رضاشاه پس از اشغال ایران و درس‌هایی برای امروز

از سرعت سقوط مادورو و رئیس جمهور دزدی آمریکا تعجب میکنید؟ خب شهریور ۱۳۲۰ رضاشاه خودمان هم کمتر از ۸۰ ساعت دوام آورد. کشور توسط روس و انگلیس اشغال شد. رضاشاه به بندرعباس منتقل و با کشتی از کشور اخراج شد. محمدرضا نتوانست پدر را به ایران بازگرداند. ما هم این ذلت را تجربه کرده ایم.

.رضاشاه و خانواده‌اش در ساعات پایانی شب ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ وارد اصفهان شدند و در منزل سرتیپ شعری فرمانده پادگان این شهر اسکان یافتند و فردای آن روز به منزل کازرونی از ثروتمندان و مریدان شاه رفتند و تا ۳۰ شهریور همانجا ماندند. صبح ۳۰ شهریور به یزد منتقل شدند و در منزل هراتی و بعد منزل سرهنگ پاشا مبشر اقامت کردند. او و همراهانش فردای آن روز وارد رفسنجان شدند و پس از صرف ناهار عازم کرمان شدند. آنان به منزل ابوالقاسم هرندی از خانهای شهر رفتند.

 

رضا شاه در شهر کرمان به بیماری عفونی گوش درد مبتلا شد. او تصمیم داشت چند روز در کرمان اقامت کند اما این درخواست با مخالفت کنسول انگلیس که اصرار داشت هر چه سریعتر از کشور خارج شود روبرو شد. او با عصبانیت به کنسول انگلیس گفت: «کجا بروم‌، من حتی ۵ ریال پول در جیبم ندارم.» کنسول گفت نگران نباشید همه مخارج سفر شما تأمین شده و بعداً از پسرتان وصول خواهد شد.»

 

رضاشاه تمایل داشت چند هفته در بمبئی اقامت کند و بعد رهسپار آمریکای جنوبی شود اما نمی‌دانست در انتخاب مقصد سفر هم اختیاری ندارد.

 

شاه و همراهان پس از ۴ روز اقامت در کرمان، به ناچار عصر روز چهارم مهر ۱۳۲۰ به طرف بندر عباس حرکت کردند. شب را در سیرجان ماندند و ظهر روز بعد در دهکده حاجی‌آباد ناهار خوردند و شب هنگام به بندر عباس رسیدند. او شب را در یکی از ساختمانهای ارتش به سر برد ولی به خانواده‌اش گفت در کشتی مسافربری انگلیس ـ هندی «بندرا» که قرار بود فردا آنان را به سوی بمبئی ببرد استراحت کنند.

 

رضاشاه پنجم مهر لباس نظامی را از تن درآورد و برای اولین بار لباس شخصی به تن کرد و وارد کشتی بندرا شد. فریدون جم و سایر درباریان و همراهان غیر از خانواده رضاشاه در اینجا از وی جدا شدند و کشتی در ساعت ۸ صبح به سوی بندر بمبئی در هند به راه افتاد. کشتی بسیار کند حرکت می‌کرد و او و خانواده اش ۹ مهر به ساحل بمبئی رسیدند. در ساحل یک انگلیسی به نام «کلرمونت اسکرین» که قبلاً سرکنسول بریتانیا در مشهد بود و به فارسی تسلط داشت وارد کشتی شد و به رضاشاه و همراهان گفت که حق خروج از کشتی ندارند. تعدادی سرباز هندی نیز مراقب بودند که هیأت ایرانی از کشتی خارج نشوند. «کلرمونت اسکرین» به رضاشاه گفت شما چند روزی در کشتی خواهید ماند و سپس به جزیره موریس در جنوب شرقی قاره آفریقا منتقل خواهید شد. او عصبانی شد و به مأمور انگلیسی گفت: «مگر ما بازداشت شما هستیم. شما حق ندارید برای ما تعیین تکلیف کنید. در تهران به من گفته بودند که به هر کجا بخواهم می‌توانم بروم. چرا اجازه نمی‌دهید من به آمریکای جنوبی بروم و چرا مانع می‌شوید که ما در بمبئی پیاده شویم؟»

 

کلرمونت در پاسخ فقط یک جمله گفت و آن اینکه «من اظهارات شما را تلگراف می‌کنم ولی فعلاً جز آنچه گفتم نمی‌توانم انجام دهم.»

 

هیأت ایرانی ۵ روز در هوای گرم و شرجی ساحل بمبئی در کشتی ماندند سپس در تاریخ ۱۴ مهر ۱۳۲۰ با قایق به یک کشتی برمه‌ای منتقل شدند. کشتی برمه‌ای در غروب ۱۴ مهر سینه ‌آبها را شکافت و پس از ۹ روز در ۲۳ مهر به بندر پورت لوئی پایتخت جزیره موریس رسید. چند تاکسی، رضاشاه و هیأت همراهش را به اقامتگاهشان در جزیره بردند.

 

 

 نظر دهید »

ایران هرگز سقوط نخواهد کرد! درس‌های خونین تاریخ و پایداری امروز

15 دی 1404 توسط صفيه گرجي

ایران هرگز سقوط نخواهد کرد! درس‌های خونین تاریخ و پایداری امروز

تجربه های تاریخی سقوط ایران

 

♦️۱۹۰ سال پس از سقوط دولت بزرگ هخامنشی به وسیله اسکندر مقدونی طول کشید تا کشور را از مقدونیان پس بگیریم.

♦️۲۰۰ سال زیر سلطه اعراب و خلفای بنی امیه بودیم.

 

♦️۵۰۰ سال زیر سلطه خلفای بنی عباس بودیم و دولت‌های نوپای ایرانی در دوران خلفای عباسی با کمک غلامان ترک سقوط کردند.

♦️۲۰۰ سال طول کشید تا از اشغال ترکان و مغولان و ایلخانیان رها شویم و حکومت ملی را در دوران شاه اسماعیل صفوی احیا کنیم.

♦️اگر جمهوری اسلامی سقوط کند چقدر طول می کشد تا دوباره ایران، ایران شود؟

 

چقدر ابله و بی‌سوادند آنان که برای تهدید اشغال ایران هورا می‌کشند و از دشمن می خواهند که به ایران حمله کند؟

♦️فرزندان خمینی همچنان که تاکنون نگذاشته اند حتی بک میلیمتر از خاک ایران جدا شود، در آینده هم دهان دشمنان ایران را پر از خاک و دشمن را در لانه هایش نابود خواهند کرد. ایران دیگر هرگز سقوط نخواهد کرد.

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 290
  • 291
  • 292
  • ...
  • 293
  • ...
  • 294
  • 295
  • 296
  • ...
  • 297
  • ...
  • 298
  • 299
  • 300
  • ...
  • 901
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

فرهنگی

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • تربیت در نهج البلاغه
  • حدیث روز
  • معرفی منابع
  • سیاسی
  • شبهات
  • مناسبت روز
    • ماه رجب
  • معرفی بازی مدافعان حرم
  • #سردار
  • عاشقانه
  • زندگی ایده‌آل
  • قانون رهایی
  • دنیای نوجوانان
  • مدیریت زمان
  • سبک زندگی
  • #امام حسین_اربعین
  • حکایت
  • حکایت
  • دانستنی‌ها
  • ماه رجب
  • معرفی کتاب با موضوع قرآنی
  • معرفی کتاب با موضوع انقلاب اسلامی
  • کودک پروری
  • دلنوشته در مورد امام زمان
  • تفسیر قرآن
  • مقاله کوتاه
  • #ترفندهای_خانداری
  • بیانات رهبر
  • دعا
  • مناسبت روز در تقویم
  • امام زمان
  • دلنوشته
  • ضرب‌المثل
  • سخنان نویسندگان
  • #اخلاق_اسلامی
  • کلام قرآن
  • اعمال مخصوص
  • سخنان امام خمینی
  • نامه نمادین
  • برگی از تاریخ
  • #به_عشق_مولا_علی
  • سخن بزرگان
  • غدیر
  • روانشناسی
  • تورات
  • طنزانه
  • همسرانه
  • محرم و تهاجم
  • متن عرفانی، انگیزشی
  • مقتل خوانی
  • امام حسین
  • ولایت‌فقیه
  • شعر برای رهبری و کشور
  • حدیث، تفسیر حدیث،#به قلم خودم
  • قلم خودم
  • صحیفه سجادیه
  • سواد رسانه‌
  • تحلیل به قلم خودم
  • دلایل فاجعه کربلا
  • امام سجاد
  • شهادت
  • فقط خدا
  • عفاف و حجاب
  • بیداری از غفلت
  • مناسبت روز
  • عرفان‌های نوظهور
  • نماز آیات
  • امام حسن
  • خبر
  • ذکر
  • فقه
  • #حدیث قدسی
  • #سواد رسانه‌
  • تلنگر
  • بحث روز
  • آموزش
  • حضرت زهرا
  • مادر

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

نظرسنجی سریع

نظرسنجی # یافت نشد.

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس