مذاکره از نگاه امام سید مجتبی
مذاکره از نگاه امام سید مجتبی
برگرفته از بیانیه چهلم امام خامنهای عزیز
مذاکره از نگاه امام سید مجتبی
برگرفته از بیانیه چهلم امام خامنهای عزیز
هوشیاری پس از آشتی؛ درس امام علی علیهالسلام درباره اعتماد و مراقبت
مولای متقیان علیه السلام:
اما زنهار! زنهار!
از دشمنت پس از بستن پيمان صلح، سخت بر حذر باش! چرا كه دشمن گاهى نزديک مىشود كه غافلگير سازد، بنابراين دورانديشى را بكار گير، و در اين موارد روح خوشبينى را كنار بگذار.
وَ لَكِنِ اَلْحَذَرَ كُلَّ اَلْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّكَ بَعْدَ صُلْحِهِ فَإِنَّ اَلْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِيَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَ اِتَّهِمْ فِي ذَلِكَ حُسْنَ اَلظَّنِّ
امیرالمؤمنین علیهالسلام در این فرمان حکیمانه، یکی از عمیقترین اصول اخلاقی و تربیتی را بیان میکنند: «امّا زنهار! زنهار!» یعنی نهایت احتیاط و بیداری. این هشدار درباره رفتار انسان با **کسی که پیشتر دشمن بوده و اکنون صلح کرده است**، ناظر به واقعیتی روانشناختی و اخلاقی در روابط انسانی است. بر اساس شرحهای معتبر شیعی مانند «شرح نهجالبلاغه ابنمیثم» و «نهجالبلاغه فیض الاسلام»، امام علیهالسلام نمیخواهند بدبینی مطلق را توصیه کنند، بلکه خطر *اعتماد بیمحابا* در روابط حساس را یادآوری میکنند؛ زیرا تغییر ظاهریِ رفتار، همیشه به معنای تغییر قلبی نیست.
هنگامی که امام میفرماید: «دشمن گاه نزدیک میشود تا غافلگیر کند»، سخن از یک قاعده رفتاری است: انسان باید در برابر کسی که سابقه دشمنی داشته، **نشانهها و سوابق را فراموش نکند**. این توصیه در اخلاق شیعی به معنای بستن راه سوءاستفاده است. بزرگان اخلاق مانند علامه طباطبایی در مباحث «حسنظن» توضیح دادهاند که حسنظن جایگاه خود را دارد، اما در موقعیتهای حساس—جایی که تجربه یا سابقه نشان میدهد احتمال فریب یا آسیب وجود دارد—عمل به *عقل، احتیاط و دوراندیشی* واجبتر است.
جمله پایانی امام: «در این موارد حسنظن را کنار بگذار»، یک دستور تربیتی برای مدیریت روابط در زندگی اجتماعی و فردی است. نه بدبینی دائمی، بلکه هوشیاری عقلانی. از نگاه مکتب اهلبیت، مؤمن باید قلبی پاک داشته باشد اما در عین حال سادهلوح نباشد. اعتماد باید **آهسته و بر پایه آزمون و شناخت** شکل بگیرد. این حکمت در روابط امروزی—از دوستیها تا همکاریها—یک اصل پایدار است: محبت داشته باش، اما مرزهای خود را حفظ کن؛ حسنظن داشته باش، اما دقت را کنار نگذار.
.
#امام_علی_علیه_السلام : لَيْسَ عَنِ الْمَوْتِ مَحِيصٌ، وَمَنْ لَمْ يَمُتْ يُقْتَلْ، وَإِنَّ أَفْضَلَ الْمَوْتِ الْقَتْلُ.
⁙ از مرگ چارهاى نيست. كسى كه نميرد كشته مىشود و برترين گونه مرگ كشته شدن [در راه خداوند] است.
◌ نهجالبلاغه،خطبه۱۷۴
امیرالمؤمنین علیهالسلام در این کلام نورانی از نهجالبلاغه حقیقتی قطعی و بنیادین را یادآوری میکنند: «لیس عن الموت محیص» یعنی هیچ گریزی از مرگ نیست. در الهیات شیعه، مرگ نه فنا، بلکه انتقالی ضروری و آغاز مسیر برزخ و قیامت است. امام علیهالسلام میخواهند غفلت انسان از این واقعیت را بزدایند؛ زیرا به تعبیر قرآن کریم، هیچ کس نمیتواند از سرنوشت خویش بگریزد. این نگاه، انسان را از دلبستگی افراطی به دنیا و از توهم جاودانگی نجات میدهد.
در ادامه میفرماید: «و من لم یمت یُقتل»؛ یعنی هرکس مرگ طبیعی نیابد، سرانجام به گونهای دیگر خواهد مرد. این جمله بیانگر قطعی بودن پایان دنیایی انسان است، نه دعوت به خشونت. مفسران شیعه مانند علامه مجلسی و ابنمیثم بحرانی در شرح این عبارت تأکید میکنند که امام، وابستگی به دنیا را میزداید و هشدار میدهد که انسان باید از فرصت کوتاه زندگی برای عمل صالح بهره گیرد؛ نه اینکه در رؤیای طول عمرِ بیپایان غافل بماند.
سپس امام میفرماید: «و إنّ أفضل الموت القتل»؛ یعنی برترین مرگ، کشته شدن در راه خداست. این تعبیر در معارف شیعه ناظر به مقام شهادت است؛ مقامی که از آن به «فتح باب لقاءالله» یاد شده. شهادت از نگاه امیرالمؤمنین علیهالسلام مرگی با آگاهی، انتخابگری، صدق نیت و در مسیر حقیقت است. این جمله ستایش کسی است که زندگی خود را آگاهانه در راه حق، عدالت، دفاع از مظلوم و اطاعت الهی تقدیم میکند؛ نه هر کشتهشدنی. به همین دلیل در روایات معتبر شیعه، شهید زنده نزد خدا معرفی شده و درجات معنوی ویژهای برای او بیان شده است.
گریز ناپذیری مرگ؛ دعوتی به بیداری و مسئولیت
امام_علی_علیه_السلام : «إنّ المَوتَ طالِبٌ حَثيثٌ لا يَفوتُهُ المُقيمُ، و لا يُعجِزُهُ الهارِبُ».
⁙ «مرگ، جويندهاى شتابنده است كه نه كسى كه بايستد از دستش در مىرود و نه آنكه بگريزد او را [از رسيدن به خود] درمانده مىكند».
📚 نهج البلاغه: خطبه١٢٣
امیرالمؤمنین علیهالسلام، مرگ بهعنوان حقیقتی حتمی و توقفناپذیر معرفی میشود. تعبیر «طالبٌ حثیث» نشان میدهد که مرگ، بهصورت جدی و پیوسته در طلب انسان است؛ یعنی انسان چه بخواهد چه نخواهد، در مسیری حرکت میکند که پایانش مرگ است. بر اساس مبانی کلام شیعی، مرگ نه پایان هستی، بلکه «نقل و انتقال» از عالمی به عالم دیگر است؛ همانگونه که قرآن کریم در آیه *«کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ المَوت»* اشاره میکند. در الهیات شیعه، مرگ درِ ورود به برزخ و محضر الهی است و همین نگاه، آن را از یک حادثه هولناک، به رخدادی پر از معنا و ضرورت تبدیل میکند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام با جمله «لا یفوتُه المقیم» هشدار میدهند که حتی اگر انسان در آرامش و سکون زندگی کند، مرگ از او سبقت نمیگیرد؛ یعنی توقف، امنیت نمیآورد. این آموزه در مکتب اهلبیت، دعوتی است برای ترک تنبلی معنوی و مسئولیتگریزی. در منابعی چون «شرح نهجالبلاغه ابنابیالحدید» و «بحارالأنوار» آمده که مقصود امام، هشدار درباره غفلت از فرصتهای زندگی است؛ زیرا آرام ماندن یا بیحرکت بودن، ما را از سرنوشت محتوم دور نمیکند. بنابراین انسان مؤمن باید بهجای اتکا به عافیتطلبی، همواره در حرکت، تلاش و اصلاح نفس باشد.
در بخش دوم حدیث: «ولا یعجزه الهارب»، امام علیهالسلام میفرماید گریختن نیز چارهساز نیست. بر اساس آموزههای شیعه، حتی اگر انسان از مرگ بگریزد، تقدیر الهی و لحظه معینشده، او را خواهد یافت. این نگاه، نه برای ایجاد ترس، بلکه برای زدودن *وهم جاودانگی* است؛ توهمی که ریشه بسیاری از گناهان و غفلتهاست. بزرگان اخلاق شیعه همچون علامه طباطبایی و آیتالله جوادی آملی در تفسیر این عبارت تأکید میکنند که یاد مرگ، نه برای افسردگی، بلکه برای ایجاد «يقظه» است؛ بیداریای که انسان را به سمت عمل صالح، اصلاح رابطه با خدا و مردم، و زیست اخلاقمحور سوق میدهد. نتیجه این بینش، سبک زندگی مسئولانه، آرامش درونی و آمادگی دائمی برای لقای الهی است.
👈اگر خودتان یا فرزندتان تحت فشارید، تربیتنکنید !!
در مواردی که اتفاق بدی افتاده ؛
فرزندتان تحت فشار است ؛
یا شما حال خوبی ندارید ؛
یا زمانی که عصبانی هستید ؛ فرزندتان را تربیتنکنید .
وقتی فرزندتان بیمار بوده حتی سرماخورده ؛ مسافر دارید ؛
بچه دوم بدنیا آمده ؛
با همسرتان به مشکل خوردهاید ؛
اگر عزیزی را از دست داده اید ؛
درگیر جدایی هستید یا مخصوصا عصبانی هستید #تربیتنکنید .
چون یا فرزندتان استرس شدید دارد و نیازمند آرامش است یا شما تحت فشارید و اشتباه خواهید داشت.
اگر فرزندتان مشکلات ارثی مانند وسواس ، اضطراب ، افسردگی ، ناخن جویدن و …. دارد ، آرامش به تربیت ارجحیت دارد.
بیشتر مشکلات و اختلالات روانی زمینه ارثی دارد، اما اگر کسی ژن بیماری را به ارث برده لزوما به آن مبتلا نخواهد شد.
هورمون استرس دلیل فعال شدن ژن بیماریها است. از دیابت تا بیماریهای قلبی، از فشار خون تا سرطان، و از وسواس تا افسردگی.
پس اگر در خانوادهتان مشکلی دارید که نگرانید فرزندتان آنرا به ارث برده باشد، یا اگر نشانههایی از وسواس، اضطراب، خجالتی بودن، خشم، و غیره را در فرزندتان مشاهده میکنید، روش تربیتیتان باید توام با آرامش باشد. به بهانه تربیت #دادنزنید، #تنبیهنکنید، برای بهتر بودن به فرزندتان فشار نیاورید.
با فراهم کردن محیطی آرام میتوانید احتمال ابتلا را بسیار بسیار کم کنید یا از بین ببرید !