کمکهای روانی اولیه برای کسانی که از دور شاهد تروما هستند!
کمکهای روانی اولیه برای کسانی که از دور شاهد تروما هستند!
•تماشای مداوم اخبار کشتهشدگان، تصاویر ویرانی، رنج انسانها و بیخبری از عزیزان حتی از راه دور میتواند باعث ترومای ثانویه یا نیابتی (Vicarious/Secondary Trauma) شود. در این وضعیت، افراد ممکن است احساس گناهِ بازمانده (Survivor Guilt) را تجربه کنند، دچار درماندگی یا خشم مزمن شوند، یا به بیحسی و فروپاشی عاطفی برسند. علائم شایع شامل بیخوابی، تغییر اشتها (کماشتهایی یا پرخوری عصبی)، بیقراری و فرسودگی روانی است.
•در چنین شرایطی، مرور اصول کمکهای اولیه روانی میتواند حمایتکننده باشد:
۱: نامگذاری تجربه: این حالات و تجارب، واکنش طبیعی یک مغز سالم به وضعیتی غیرطبیعی است و نشانه ضعف نیستند.
۲: بازگرداندن مرزهای روانی: محدود کردن تماس مداوم با اخبار و تصاویر آسیبزا؛ آگاه بودن الزاما به معنای در معرضبودن مداوم نیست.
۳: آرامسازی سیستم عصبی (نه ذهن): در این مرحله، تحلیل ذهنی چندان کمککننده نیست؛ بدن در حالت هشدار قرار دارد و نیاز به آرامسازی دارد. چند دقیقه تنفس عمیق، دوش گرم، شنیدن موسیقی یا قدم زدن کوتاه در طبیعت میتواند به کاهش برانگیختگی سیستم عصبی کمک کند.
۴: تداوم فعالیتها با وجود احساس گناهِ بازمانده: رنج دیگران با رنج کشیدن ما کمتر نمیشود. زنده ماندن خیانت نیست، هر چند گاهی چنین احساسی بهوجود میآید. ما مسئول نجات جهان نیستیم، اما میتوانیم در حد (بهاندازه) توان خود در صحنه بمانیم و برای این کار باید از توان روانی خود محافظت کنیم.
۵: تبدیل درماندگی به کنش محدود: بی عملی برای مغز فرساینده است؛ حتی اقدامهای کوچک میتوانند حس ناتوانی و بیپناهی را کاهش دهند.
۶: روابط انسانی: مطالعات علمی متعدد نشان دادهاند که تنهایی، حس درماندگی و بیپناهی را تشدید میکند. صحبت کردن با کسی که قضاوت یا تحلیل نمیکند، و امکان اشتراک احساس غم و درد را فراهم میسازد، کسی که میتواند بگوید: “من هم دارم از پا میافتم"، احساس تنها نبودن را زنده میکند؛ احساسی از رنج مشترک انسانی.
۷: امید فعال: هر تلاش انسانی بر پایه امید به تغییر و ساختن زندگی بهتر شکل میگیرد. باید به یاد داشته باشیم که تغییر زمان میبرد و جهان یکشبه عوض نمیشود.
|امید انکار واقعیت نیست؛
صبر فعال برای تغییر جهان است. تغییر زمان میبرد و جهان یکشبه عوض نمیشود.|
🧠چه زمانی این کمکها کافی نیست؟
اگر بیخوابی شدید و پایدار شده، بیحسی عاطفی ادامه دارد، یا عملکرد روزمره بهطور جدی مختل شده است، لازم است با متخصصان سلامت روان صحبت شود.
کمک تخصصی گرفتن نشانه ضعف نیست؛ نشانه مراقبت از خود است.