هشدار امام سجاد(ع): چگونه مؤمن ناآگاه به «نردبان ضلالت» ستمگران تبدیل میشود؟
هشدار امام سجاد(ع): چگونه مؤمن ناآگاه به «نردبان ضلالت» ستمگران تبدیل میشود؟
تفسیر حدیث هشدار امام سجاد (علیهالسلام) درباره همکاری با ستمگران
«وَ أَحْبَبْتَ مَنْ حَادَّ اللهَ. أَوَلَيْسَ بِدُعَائِهِ إِيَّاكَ حِينَ دَعَاكَ جَعَلُوكَ قُطْبًا أَدَارُوا بِكَ رَحَى مَظَالِمِهِمْ، وَ جِسْرًا يَعْبُرُونَ عَلَيْكَ إِلَى بَلَايَاهُمْ، وَ سُلَّمًا إِلَى ضَلَالَتِهِمْ، دَاعِيًا إِلَى غَيِّهِمْ، سَالِكًا سَبِيلَهُمْ؟!».
«و [تو] کسی را به دوستی گرفتهای که با خدا میستیزد [= دشمن خداست]. آیا [این واقعیت را نادیده گرفتهای که] او با دعوتش از تو هنگامی که تو را فراخواند، تو را به محور [و میلهای] تبدیل کرده که آسیاب [سنگین] ستمگریهایشان را به دور تو میچرخانند، و پلی که بر [پشت] تو به سوی مصیبتهایشان عبور میکنند، و نردبانی به سوی گمراهیشان [ساختهاند]؟ [آیا تو در این حالت،] دعوتکننده به گمراهی آنان و پوینده راهشان نیستی؟!»
· «تحف العقول عن آل الرسول (صلیاللهعلیهوآله)»، تألیف ابن شعبه حرانی (ص ۲۷۵ - ۲۷۶). این خطبه به نام «موعظة لعبدالله بن عباس أو لغيره» (پندی به عبدالله بن عباس یا دیگری) ثبت شده است.
· علامه مجلسی نیز این خطبه را در «بحارالأنوار» (ج ۷۵، ص ۱۴۱ به بعد) نقل کرده است.
تفسیر حدیث
این خطبه آتشین، یکی از ژرفترین هشدارهای سیاسی-اجتماعی اهل بیت (علیهمالسلام) است. امام سجاد (علیهالسلام) در این خطبه، فردی را که با «مَنْ حَادَّ اللهَ» (ستمگران و حاکمان طاغوتی زمان) ارتباط دوستانه برقرار کرده، مخاطب قرار داده و نتایج ویرانگر این همراهی را با پنج تشبیه قدرتمند و پیاپی بیان میفرماید. این حدیث، مخصوصاً برای شیعیان در عصر غیبت و در مواجهه با حکومتهای جور، حاوی درسهای حیاتی است.
۱. مخاطب حدیث: «مَنْ حَادَّ اللهَ»
· «حادَّ اللهَ» به کسی گفته میشود که با خدا و احکام او به ستیز و مخالفت برمیخیزد. در فرهنگ شیعی، این اصطلاح عموماً به حاکمان ستمگر و غاصب (مانند بنیامیه در زمان امام سجاد) اطلاق میشود که امر الهی ولایت اهل بیت (ع) را نادیده گرفته و با ظلم و فساد، جامعه را اداره میکنند.
· دوستی با چنین افرادی، به هر دلیلی (ترس، طمع، یا ناآگاهی)، از نظر امام (ع) خطر عظیمی برای هویت ایمانی شخص است.
۲. تحلیل پنج تشبیه ویرانگر و مراحل سوءاستفاده
امام (ع) مرحله به مرحله نشان میدهد که چگونه یک مؤمن ناآگاه یا سستایمان، به ابزار ستمگران تبدیل میشود:
شماره تشبیه در حدیث تفسیر و پیامد
۱ «قُطْباً» (محور) ابتدا از تو به عنوان یک مرکز ثقل و تکیهگاه برای استحکام بخشیدن به نظام ظالمانهشان استفاده میکنند. وجود تو به آنان مشروعیت کاذب میبخشد.
۲ «رَحَى مَظَالِمِهِمْ» (آسیاب ستمگریهایشان) سپس، تو را در مرکز چرخه ظلم قرار میدهند. تمام مکانیزم ستم (اخذ مالیاتهای ظالمانه، صدور احکام ناعادلانه) حول محور وجود تو میچرخد و تو ناخواسته تسهیلکننده ظلم میشوی.
۳ «جِسْراً» (پل) آنگاه تو را به عنوان عبورگاه و میانبری برای رسیدن به اهداف شوم خود قرار میدهند. از موقعیت، ارتباطات یا تخصص تو برای ایجاد فتنه و بلا در جامعه استفاده میکنند.
۴ «سُلَّماً» (نردبان) این مرحله خطرناکتر است. تو تبدیل به ابزار صعود و پیشرفت گمراهی آنان میشوی. هر قدمی که آنان با کمک تو برمیدارند، یک پله بالاتر در نردبان ضلالت و غیّ (هوای نفس و گمراهی) میروند.
۵ «دَاعِياً… سَالِكاً» (دعوتکننده… پوینده) در نهایت، تو از حالت یک ابزار صرف خارج شده و عامل فعال در گمراهی میشوی. تو خودت مروّج راه آنان و همراه مسیرشان میشوی. این اوج سقوط معنوی است.
۳. درسهای کلیدی برای مؤمنان
این حدیث چند پیام اساسی دارد:
· نفی سکوت در برابر ظلم: همکاری و همراهی با ستمگر، حتی اگر به قصد تقیه یا اصلاح امور باشد، اگر فاقد بصیرت کامل باشد، میتواند به نتایج معکوس و خطرناک بینجامد. مؤمن باید مرز بین تقیه برای حفظ نفس و همکاری برای تقویت ظالم را به دقت تشخیص دهد.
· مسئولیتپذیری اجتماعی: هر فرد در برابر نحوه استفاده از موقعیت، تخصص و ارتباطاتش مسئول است. ممکن است کسی مستقیم مرتکب ظلم نشود، اما با قرار گرفتن در ساختار ظالمانه، جزیی از ماشین ظلم شود.
· لزوم بصیرت سیاسی: امام (ع) بر شناخت دقیق دوست و دشمن تأکید میکند. عواطف، روابط قومی و قبیلهای یا مصالح مادی نباید باعث دوستی با دشمنان خدا شود. قرآن نیز میفرماید: «لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ…» (مؤمنان، با دشمنان خدا و رسولش دوستی نمیکنند…) (مجادله: ۲۲).
خطبه امام سجاد (علیهالسلام) یک درس عبرت همیشگی است. این حدیث به ما هشدار میدهد که بزرگترین خطر برای مؤمن، قرار گرفتن در مدار جاذبه ظالمان است. ممکن است ابتدا فکر کنیم میتوانیم از درون، نظام را اصلاح کنیم یا به مصلحت، همکاری کنیم، اما امام نشان میدهد که این نظام فاسد، بسیار هوشمندانه انسانهای خوشنیت را جذب و سپس به ابزاری در خدمت اهداف شوم خود تبدیل میکند. راه نجات، پایبندی به اصول، حفظ استقلال فکری و عملی، و داشتن بصیرتی است که مرز بین حق و باطل را حتی در پیچیدهترین شرایط، به وضوح تشخیص دهد.