مبادا دشمن را فراموش کنی
مبادا دشمن را فراموش کنی
خاکشان را از چنگ سرخپوستان درآوردند و با زور بازوی بردهها آبادشان کردند. با سم نارنجی مردم ویتنام را به کام مرگ کشاندند و با بمباران اتمی، دهها هزار نفر از مردم هیروشیما و ناگازاکی را کشتند. عراق و افغانستان را به خاک سیاه نشاندند و فلسطین و لبنان را تباه کردند.
هوشمندی حضرت روحالله اگر نبود، چه بسا هنوز فریب دستکش مخملی همان «شیطان بزرگ» را میخوردیم. باید یک تسبیح نو بردارم و مدام اینها را مثل ذکر زمزمه کنم. باید آن قدر تکرارشان کنم تا دشمن را فراموش نکنم. تا یک موقع با دیدن آن لبخندهای سفید و کتوشلوارهای آهارخورده، پنجههای خونآلودشان را از یاد نبرم.
با شعار «آزادی زن»، زنان را از خانه به کارخانهها کشاندند تا نیروی کار ارزانتری داشته باشند و امروز همانها با شعار «دفاع از زنان»، هزاران زن و کودک بیگناه را در غزه تکهتکه میکنند. با شعار «مبارزه با تروریسم»، داعش را به جان منطقه ما انداختند تا خودشان به چاههای نفت برسند. با شعار «پیشرفت علم»، دانشمندان هستهای ما را ترور میکنند. یک الگوی تکراری: نقابی زیبا از مفاهیم مقدس، و خنجری زهرآلود در پشت آن.