سه سؤال طلایی برای رهایی از اهمالکاری (به سبک علم روانشناسی رفتار)
سه سؤال طلایی برای رهایی از اهمالکاری (به سبک علم روانشناسی رفتار)

اهمالکاری یا بهتعویقانداختن کارها یکی از شایعترین رفتارهایی است که مانع رشد فردی و حرفهای ما میشود. همهی ما تجربه کردهایم که کاری را باید انجام دهیم، اما ناگهان ذهنمان ما را قانع میکند که «الان وقتش نیست».
بر اساس پژوهشهای لیز فاسلین و مالی وست دافی در کتاب «احساسات عمیق» (Big Feelings)، مقابله با اهمالکاری به معنای «وادار کردن خود به کار» نیست، بلکه شناخت احساسات پنهان پشت تعویق است؛ احساساتی مانند ترس از شکست، بیکفایتی یا سنگینی هدف.
این دو پژوهشگر پیشنهاد میکنند که برای عبور از اهمالکاری، کافی است از خود سه سؤال ساده اما قدرتمند بپرسیم 👇
❓ ۱. اگر تلاش نکنم، در بلندمدت چه احساسی دارم؟
این سؤال شما را از «حالِ راحت امروز» به «احساسات آینده» منتقل میکند.
اغلب، ذهن ما درد کوتاهمدت (مثل سختی شروع کار) را بزرگ میبیند و درد بلندمدت ناشی از پشیمانی را نادیده میگیرد.
وقتی به احساسی فکر میکنید که ممکن است چند ماه بعد از اهمالکاری تجربه کنید، انگیزهی درونی برای شروع تقویت میشود.
🪜 ۲. اولین گام آسان و کوچک که میتوانم بردارم چیست؟
یکی از بزرگترین دلایل اهمالکاری، «بزرگدیدن کارها»ست.
ذهن وقتی کاری را غیرقابلکنترل میبیند، بهصورت ناخودآگاه مقاومت میکند.
اما اگر آن کار را به گامهای کوچک تقسیم کنید — مثلاً فقط باز کردن فایل، یا نوشتن عنوان پروژه — سیستم مغز شما احساس پیشرفت میکند و مقاومتش کمتر میشود.
پیشرفت کوچک، انرژی روانی بزرگی میسازد.
۳. اگر میتوانستم فقط یک کار انجام دهم، آن چه بود؟
این سؤال به شما کمک میکند روی اهمترین اقدام مؤثر تمرکز کنید.
اهمالکاری گاهی از سردرگمی و حجم زیاد کارها ناشی میشود.
با محدود کردن گزینهها، مغز از حالت «اضطراب انتخاب» خارج شده و به حالت اقدام میرسد.
وقتی بدانید دقیقاً باید از کجا شروع کنید، نیمی از مسیر را رفتهاید.
جمعبندی
برای غلبه بر اهمالکاری نیازی به زور یا سرزنش نیست؛ کافی است با مهربانی از خود بپرسید:
چرا از انجام کار فرار میکنم؟
اولین گام ساده چیست؟
و اگر هیچکاری جز یکی نتوانم انجام دهم، آن کدام است؟
پاسخ صادقانه به این پرسشها، ذهن را از حالت مقاومت به حرکت تبدیل میکند.