ترازوی ستایش: از چاپلوسی تا حسد
ترازوی ستایش: از چاپلوسی تا حسد
اَلثَّنَاءُ بِأَكْثَرَ مِنَ الاِسْتِحْقَاقِ مَلَقٌ، وَ التَّقْصِيرُ عَنِ الاِسْتِحْقَاقِ عِيٌّ أَوْ حَسَدٌ.
ستودن بیش از آنچه سزاوار است، نوعی چاپلوسی است، و کمتر ستودن (از اندازه شایستگی)، نشانِ درماندگی [در بیان] یا حسادت است.
نهج البلاغه، حکمت ۳۴۷.
تفسیر و تحلیل حکمت
۱. چارچوب کلی: اعتدال در «ستایش» به عنوان یک فضیلت عقلی و اخلاقی
امام علی(ع) در این کلام نورانی، معیار دقیق و منطقی برای «ستایش» ترسیم میفرمایند. در نگاه ایشان، ستایش—که باید بازتابدهندهٔ واقعیت و انگیزهای الهی باشد—اگر از مرز اعتدال خارج شود، به رذایل اخلاقی تبدیل میشود. این حکمت، ادامهٔ سیرهٔ قرآنی است که مسلمانان را از افراط و تفریط در سخن برحذر میدارد (اسراء/ ۱۱۰).
۲. بخش اول: افراط در ستایش (چاپلوسی)
· مَلَق (چاپلوسی): در روایات شیعی، «ملق» به معنای نرمی و تملق در سخن برای دستیابی به منافع دنیوی است. امام صادق(ع) میفرمایند: «چاپلوسی، کاری شیطانی است و چاپلوس در نزد خدا دشمن است.» (بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۴۷).
· ریشهشناسی روانی: چاپلوسی معمولاً ناشی از ضعف نفس، ترس یا طمع است. شخص چاپلوس، حقیقت را فدای مصلحتاندیشیهای زودگذر میکند و شخصیتِ مورد ستایش را نیز در خطر «عجب» و خودبینی قرار میدهد.
· پیامد اجتماعی: جامعهای که در آن چاپلوسی رواج یابد، معیارهای شایستهسالاری مخدوش میشود و افراد به جای تلاش برای رشد واقعی، به ظاهرآرایی و جلب توجه روی میآورند.
۳. بخش دوم: تفریط در ستایش (عِیّ یا حسد)
امام(ع) دو دلیل اصلی برای کمستایی بیان میفرمایند:
· عِیّ (درماندگی در بیان): به معنای ناتوانی از ادای حق یا عدم شناخت کافی نسبت به شایستگیهای فرد. این میتواند ناشی از ضعف علمی، فرهنگی یا ادبی باشد. گاه انسان به دلیل کوتاهی در شناخت، از بیان فضایل دیگران بازمیماند.
· حسد: دلیل خطرناکتر، حسد است که در روایات «بیماری امتها» نامیده شده (غررالحکم، حدیث ۴۴۰۰). حسود نمیتواند برتری دیگری را بپذیرد؛ بنابراین حتی اگر فضیلتی را ببیند، آن را کتمان یا کوچک میشمرد. امام باقر(ع) میفرمایند: «حسد، ایمان را همچون آتش، هیزم را میخورد.» (الکافی، ج۲، ص۳۰۷).
۴. پیوند با سیرهٔ علوی: ستایش به اندازه، بر پایهٔ انصاف
امام علی(ع) در طول زندگانی خود، هرگز حاضر به چاپلوسی نشد—حتی در سختترین شرایط سیاسی—و از سوی دیگر، هرگز فضیلتهای واقعی دوستان و دشمنان را کتمان نکرد. مثلاً در جنگ جمل، هنگامی که طلحه کشته شد، فرمودند: «ای کاش امروز برادرانم بنیتمیم شادمان بودند که طلحه از دنیا رفت، در حالی که من برای کشته شدنش اندوهناکم.» (شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۶، ص۲۲۳). این، نمونهٔ کامل انصاف و پرهیز از حسد است.
۵. کاربرد در فضای مجازی و زندگی امروز
این حکمت، نقدی تیزبینانه بر فرهنگ ستایشسازی و هجوپراکنی در فضای مجازی است:
· افراط: صفحات مجازی مملو از «ستایشهای اغراقآمیز» از افراد، محصولات یا اندیشههاست که اغلب انگیزههای تجاری یا جاهطلبانه دارد.
· تفریط: موج «حسدورزی پنهان» به شکل ترولسازی، تخریب اشخاص موفق و کوچکشماری دستاوردهای دیگران نیز فراگیر شده است.
راه نجات، تمرین «انصاف کلامی» است: آنچه را میبینیم و میسنجیم، بدون افزودن و کاستن، بیان کنیم.
امام علی(ع) به ما میآموزد که ستایش، ترازوی دقیق حقیقتنگاری است—نه ابزاری برای جلب منفعت (چاپلوسی) و نه سلاحی برای کینهتوزی (حسد).
در دنیایی که هر دو «اغراق» و «تحقیر» به وفور دیده میشود، این حکمت یادآور میشود:
«حقگویی؛ نه بیشتر، نه کمتر.»
ستایشِ متعادل، هم شخصیتِ ستوده را از غرق شدن در خودبینی نجات میدهد، هم جامعه را از تنگچشمی و کینهپروری میرهاند.