نقدی بر انسداد باب نقد و بیخبری مردم از دیپلماسی
یک سوزن به خودمان بزنیم و یک جوالدوز به دیگران
🔹 از تندروی ها شاکی هستیم حق هم داریم اما کمی هم به علت های تندوری ها بپردازیم.
1⃣ متاسفانه نتیجه برخی تحلیل ها اینست که چون فلانی برادرش آدم خوبی است و چون فلانی خودش رزمنده است و چون مسئولان هم خدمت گذارند منتقدین وضع کنونی دیپلماسی یک مشت آدم دگم هستند که بی خبر هم هستند و چه و چه….
به نظرم این انسداد باب علم و علمی را سعی نکنیم در عرصه سیاست و کشورداری جا بیاندازیم که نتیجه اش می شود حاکمیت های سلفی که هر کار سرانشان می کنند مردم می گویند مسئولان نظام حتما بهتر از ما می دانند.
2⃣ اگر دگماتیسم خطر است بفرمایید خطر دگماتیسم صاحبان قدرت بیشتر است یا خطر کسانی که هشتاد روز از زندگی خود زدند و به دنبال تحقق مطالبات رهبری هستند؟
3⃣ یکی از علت های عصبانیت مردم همین بی خبر گذاشتن مردم است. این درد است که برخی از این آقایان محترم دیپلماسی حتی یک شب با مردم نبودند با مردم حرف نزدند و مردم حرف میدان را از زبان دشمن شنیدند و متاسفانه آفت لالی دیپلماسی را ترامپ دارد با دروغگویی و قمپز در کردن ها پر می کند.
4⃣ این که به مردم بگوییم شما چون خبر ندارید حرف نزنید خب این سوال پی می آید که مسئول بی خبری مردم کیست؟ آیا درست است که مردم بی خبر را تخطئه کنیم اما مسئولان بی خبری مردم را محترم بشماریم؟ آیا مردم حق دارند در حد امکان و اجازه اسرار نظامی و امنیتی و دیپلماتیک از واقعیات خبر داشته باشند یا نه؟
5⃣ در مجموع به نظرم به جای تخطئه کردن یکدیگر و اتهام تندروی و تحجر به همه کسانی که در خیابان از روی عصبانیت و تحقیر کاری می کنند و حرفی می زنند بد نیست این بازخوردها را به گوش مسئولان برسانیم تا بازخورد کارهای خودشان را ببینند.