بههرحال ما هستیم و یک تحیّر و گمگشتگی، که این گمگشتگی اجازه نمیدهد کارمان به سامان برسد.
خود آیهای که در انتهای سورهٔ حشر آمده، هم به این درد اشاره دارد، هم به درمان آن:
🔸 «وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ»
(و مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا هم آنان را دچار خودفراموشی کرد.)
📖 حشر، ۱۹
🔹 حالا به سراغ آیهٔ دیگر برویم:
«أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»
(آگاه باشید که فقط با یاد خدا دلها آرامش پیدا میکند.)
📖 رعد، ۲۸
وقتی «ذکر الله» رفت، نفس دچار تحیّر میشود.
🔸 در عالم غیب دو بخش بیشتر نیست: یا نور است یا ظلمات.
در آیهالکرسی دقت کنید:
«يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» (خدا آنان را از تاریکیها به سوی نور بیرون میبرد.)
و «يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ» (آنان [مشرکان] شما را از نور به سوی تاریکیها بیرون میبرند.)
📖 بقره، ۲۵۷
وقتی آن توجه (به خدا) رفت، انسان دچار ظلمات و تحیّر میشود؛ خودش را گم میکند. تعارف ندارد.
🔹 جامعهٔ جهانی امروزی را ببینید: چه کسی است که مطمئن باشد نوعی از افسردگی، تحیّر و اضطراب در او نیست؟
درصد زیادی از مردم در این اضطراب شناور مبتلا هستند؛ فقط درصدها کم و زیاد میشود.
🔸 قرآن راهکارهای متعددی دارد؛ بعضی از این راهکارها زیرمجموعهٔ راهکارهای دیگرند. هر کدام از اینها باید «ترجمه» شود به زبان عمل، و تا کنون بهدرستی ترجمه نشده است.
مثلاً قرآن میفرماید:
«اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا» (خدا را بسیار یاد کنید.)
📖 احزاب، ۴۱
❓ وقتی من میخواهم این را اجرا کنم، یک تسبیح در دست میگیرم و شروع به گفتن ذکری میکنم.
ولی آیا این، با آن نسخهٔ قرآنی منطبق است؟ نمیدانم.
🔹 اصلاً نکند آن چیزی که قرآن از من خواست «ذکر الله» و توجه قلبی بود، و ذکر اصطلاحی امروزی (با تسبیح و لقلقه زبان) شاید از مصادیق «اوراد» باشد، نه خود ذکر حقیقی؟
این احتمال وجود دارد.
قرآن از ما میخواهد قلباً متوجه خدا باشیم، نه فقط زبانی ذکر بگوییم.
ذکر حقیقی، همان توجهی است که جلوی خودفراموشی و تحیّر را میگیرد.
و امروز، درد مشترک بشر، همین تحیر و اضطراب شناور است؛ و درمان آن، بازگشت به همان ذکر قلبی است.