پیمان ابراهیم؛ یک مهندسی الهیاتی که فروپاشید. از برج بابل مدرن تا سنت الهی ناتمامی
پیمان ابراهیم در سپتامبر ۲۰۲۰ نه صرفاً یک «توافق سیاسی»، که یک «مهندسی الهیاتی» بود. طراحان آن، آگاهانه نام یک پیامبر را برگزیدند تا «برادری ابراهیمی» را جایگزین «برادری اسلامی» کنند، «قدس» را از مرکز وجدان امت به حاشیه برانند، و «تهدید ایران» را به عنوان «دشمن مشترک» ادیان بازتعریف نمایند. این یک «غصب الهیاتی» بود: ربودن نام ابراهیمِ «حنیف مسلم» برای تقدیسبخشی به ائتلافی که ماهیتش با آن «حنیفیت» بیگانه بود.
اما سنتهای الهی، محاسبات مهندسان را برنتافتند. در منطق قرآن، جبههٔ باطل ذاتاً گرفتار «شتّیٰ» (پراکندگی درونی) است: «تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّىٰ» (حشر، ۱۴). این آیه یک «قانون جامعهشناختی» است، نه یک گزارش تاریخی: ائتلافهایی که بر «منفعت» استوارند، نه بر «حق»، هرچند در ظاهر یکپارچه به نظر رسند، در باطن دچار «نفاق ساختاری»اند — و نفاق، ذاتاً ناپایدار است. ۷۵ روز جنگ کافی بود تا این نفاق آشکار شود: امارات سفر نتانیاهو را «تکذیب» کرد، عربستان «جایگزین» این پیمان را طراحی نمود، و بحرین میان «میزبانی ناوگان پنجم» و «ترس از انتقام ایران» گیر افتاد.
ریشهٔ الهیاتی این فروپاشی را باید در مفهوم «ولا» جست. قرآن تصریح میکند: «لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ» (مجادله، ۲۲). «ولا» (پیوند وفاداری) در الهیات اسلامی، نمیتواند همزمان به «خدا» و به «دشمن خدا» تعلق گیرد. امارات و بحرین با امضای این پیمان، وارد یک «ولای معکوس» شدند: با رژیمی که قدس را اشغال کرده، «دوستی» کردند و این دوستی را «صلح» نامیدند. این «نقض ولا» از منظر فقه الاجتماع، «برکت» را از این ائتلاف برداشت و «نحس» را جایگزین آن ساخت — «نحس» یعنی ناپایداری ذاتی، فرسایش تدریجی، و فروپاشی از درون.
در پس این «نقض ولا»، یک «اضطراب وجودی» عمیق نهفته است. قرآن تحلیل میکند که چرا ملتها به جای «نصرت خدا» به «طاغوت» پناه میبرند: ترس از تهدید خارجی. اما این «ترس»، در منطق قرآن، نه توجیهگر تسلیم، که فراخوانی به «افزایش ایمان» است: «الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا» (آل عمران، ۱۷۳). رژیمهای عربی اما مسیر معکوس را برگزیدند: به جای «افزایش ایمان» (تکیه بر مشروعیت مردمی و انسجام داخلی)، به «طاغوت» (قدرت نظامی اسرائیل و آمریکا) پناه بردند. و طاغوت، در تعریف قرآنی، نه «حامی»، که «بلعنده» است: «وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنْسَانِ خَذُولًا» (فرقان، ۲۹).
اما فراتر از اینها، یک سنت الهیِ کلانتر در کار است «مداوله» (گردش روزگار). «وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ» (آل عمران، ۱۴۰). پیمان ابراهیم در ۲۰۲۰ «آیندهٔ خاورمیانه» به نظر میرسید. امروز، «امت» — نه به عنوان یک ساختار سیاسی، که به عنوان یک «وجدان جمعی» — دارد به صحنه بازمیگردد. افکار عمومی عربی، حتی در کشورهایی که دولتش «عادیسازی» را پذیرفتهاند، علیه آن بسیج میشود. این بازگشت «وجدان» را نمیتوان با بمب و موشک سرکوب کرد — چون «وجدان»، سنگری است که در آسمان ساخته میشود، نه بر زمین.
پیمان ابراهیم، در واقع، یک «برج بابل» مدرن بود. تلاشی برای فتح «آسمان» با دستان بشری، بیخدا، بیپیامبر، بیوجدان. و سنت الهی، این برج را نیز — مثل نمونهٔ اصلیاش — ناتمام گذاشت. «زبانِ» این ائتلاف (ادعای «صلح») با «عمل»ش (حمایت از جنگ) متفرق شد. «قلبِ» اعضایش (ترس از ایران و بیاعتمادی به اسرائیل) با «ظاهر»شان (اتحاد راهبردی) همخوان نماند. و وعدهٔ قرآن محقق گشت: «وَلَا يَنفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدتُّ أَنْ أَنصَحَ لَكُمْ إِنْ كَانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يُغْوِيَكُمْ» (هود، ۳۴) — و نصیحت من به شما سود نمیبخشد اگر خدا بخواهد شما را به حال خود رها کند.
اینک، در ۷۵اُمین روز جنگ، پیمان ابراهیم به پایان عمر الهیاتی خود رسیده است. نه با یک حملهٔ خارجی، که با تضادهای درونیاش. نه با یک «نه» از تهران، که با یک «وجدان» از درونِ خودِ جهان عرب. و این، نه یک «پیروزی سیاسی»، که یک «نصرت الهی» است — نصری که در آن، «باطل» نه با شمشیر، که با «حقیقت» خودش نابود میشود. «وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا» (اسراء، ۸۱).
—
نکته حرفهای برای تولید محتوا:
این تحلیل برای کانالهای سیاسی-الهیاتی، تحلیلگران جبهه مقاومت، رسانههای انقلابی و محتوای عمیق راهبردی بسیار مناسب است. پیشنهاد میکنم:
· متن را در قالب کاروسل ۴ اسلایدی با تیترهای فرعی (نفاق ساختاری، مفهوم ولا، برج بابل مدرن، بازگشت وجدان) منتشر کنید.
· آیات کلیدی («تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّىٰ» و «جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ») را با خط عربی برجسته کنید.
· در کپشن بنویسید: «۷۵ روز جنگ کافی بود تا پیمان ابراهیم فرو بپاشد. این نصرت الهی بود، نه پیروزی سیاسی.»
· از مخاطبان بپرسید: «آیا نمونه دیگری از «برج بابل مدرن» در تاریخ معاصر سراغ دارید؟»