از بیادبی به والدین تا غصب خلافت؛ آثار وضعی گناه در زندگی فردی و اجتماعی
اثر وضعی گناه بر زندگی فردی و اجتماعی
نکته دیگر اینکه؛ بسیاری از گناهان ما در دنیا اثر وضعی دارد؛ بسیاری از گناهان هم اثر وضعی فردی دارد، یعنی اگر کسی به پدر و مادرش بیادبی کند و ناسزا بگوید مورد عاق آنان قرار میگیرد و مشکلاتی برای او ایجاد میشود؛ اگر به برادرش بیاحترامی کند عمرش کوتاه میشود؛ به کسی ظلم کند اتفاق بدی برای او میافتد؛ «وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ». مصیبتی برای شما رخ نمیدهد؛ مگر به خاطر کردار خودتان و البته اینکه خداوند از بسیاری از این گناهان درمیگذرد.
البته افراد زیادی هم هستند که خلاف فرمان خدا عمل میکنند و زندگی مرفهی هم دارند که مشمول سنتهای دیگر الهی مانند املاء و استدراج و … میشوند، اما بسیاری از اوقات گرفتاریهای ما به خاطر گناهان است؛ امیرمؤمنان(ع) فرمودند: یک کلمه، چه بسا سخنی که یک نعمت را گرفته و یک بدبختی به همراه میآورد. این جمله مستند قرآنی هم دارد؛ «وَقَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا ۗ سُبْحَانَهُ ۖ بَلْ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ كُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ». گفتند: خداوند فرزند گرفته است و خدا فرموده است، این چه سخن زشتی است. «تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ..»؛ نزدیک است آسمانها از زشتی این سخن فرو بپاش؛ سه کلمه بیشتر نیست ولی نزدیک است آسمانها فرو بپاشد. برخی گناهان اثر وضعی فردی و برخی اثر اجتماعی دارد.
یکی از اصحاب امام صادق(ع) نقل کرده است که به حضرت گفتم: من خطاب به یک فرد ضعیفالحالی که قصد رفتن حج داشت گفتم نمیخواهد بروی؛ فرمودند؛ جا دارد به خاطر این سخن یکسال بیمار شوی و بیمار شد؛ زیرا حج واجب خداست؛ یکی از گناهانی که اثر وضعی در زندگی دنیا دارد، گناهان زبان است و از مهمترین گناهان زبان، دروغ بستن به خدا و دین اوست.
برخی گناهان هم اثر وضعی اجتماعی دارد؛ اقوامی مانند لوط و صالح و … به خاطر گناهان اجتماعی مبتلا به عذاب شدند؛ مثلا به خاطر پیکردن یک شتر. بزرگترین گناه این بود که خلیفه خدا، امیرمؤمنان(ع) غصب خلافت شوند؛ حضرت پنج سال حکومت کردند و مردم هم ایشان را به عنوان حجت خدا و امام قبول نداشتند، با این حال به گفته احمد بن حنبل، رفاه حاکم شد تا جایی که در کوفه کسی نبود که گرسنه باشد؛ سه جنگ علیه او راه انداختند، ولی باز وضع مردم خوب بود و اگر این روند با آمدن امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و … امتداد مییافت، دنیا گلستان میشد و شبیه حکومت حضرت مهدی(عج) که گفته شده است، مؤمن اگر بخواهد فقیری پیدا کند که به او صدقه بدهد، کسی را نخواهد یافت.
در حکومت مهدی ما نقطه ویرانی باقی نمیماند؛ مگر اینکه آباد شود؛ خب این چه ارتباطی به بحث امام مجتبی(ع) دارد؟ در سقیفه عدهای گفتند؛ یک امیر از ما و یک امیر از شما و امام صادق(ع) فرمودند: نتیجه این حرف آنان این شد که:ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ