فرهنگی

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

تفسیر رهبر شهید از آیهٔ «لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا»؛ از تحدید تکلیف تا اثبات وسعت انسان

31 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

💠 خلاصه تفسیر رهبر شهید درباره آیه شریفه «لاٰ يُكَلِّفُ اَللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا»

 

⬅️ تفسیر مشهور:

▫️آیه‌ در مقام #تحدید_تکلیف تفسیر میشود؛ یعنی خدا بیش از توان انسان از او چیزی نمی‌خواهد، پس هرجا انسان واقعاً توان نداشته باشد، تکلیف از او برداشته می‌شود.

 

▫️با این نگاه، علی‌القاعده #قیام_سیدالشهدا(ع) یا #نهضت_امام‌خمینی را اگر در موقف خودشان تحلیل کنیم، کارهایی به ظاهر نشدنی بودند لذا چون خداوند به ورای توان تکلیف نمیکند، بنابراین، حکم قیام برداشته میشود.

 

⬅️ تفسیر رهبر شهید:

برداشت مشهور را انکار نمی‌کنند، اما معتقدند عمق و روح اصلی آیه چیز دیگری است. به باور ایشان، این آیه بیش از آنکه «محدودکننده تکلیف» باشد، اثبات‌کننده «#وسعت_توان_انسان» است.

 

▫️در برداشت رایج، حرکت از «وسع» به «تکلیف» است، یعنی چون توان محدود است، پس تکلیف نیز محدود میشود.

 

▫️اما در برداشت رهبر شهید، حرکت برعکس است: از «تکلیف» به «وسع». یعنی چون خدا تکلیف کرده است، این خودش بزرگترین دلیل است که این کار در وسع و توان انسان قرار دارد؛ هرچند در آغاز، دشوار یا حتی ناممکن به نظر برسد.

چون خدا هرگز به امر محال یا خارج از توان انسان فرمان نمی‌دهد.

 

▫️بنابراین، آیه در نگاه ایشان بیش از آنکه مجوز «#ترک_تکلیف» به بهانه «ناتوانی» باشد، ابطال‌کننده بسیاری از ادعاهای ناتوانی است.

 

‼️حالا خودتان این مسئله را به سال 51 ببرید که ایشان چگونه با این تفسیر راقی، مبارزه علیه رژیم طاغوت را تئوری پردازی میکردند و اگر امروز به این اقتدار رسیده‌ایم، نتیجه همان نگاه‌های الهی بوده است.

امروز نیز در تقابل با رژیم صهیونی امریکایی همان مسئله وجود دارد، تطبیقش با خودتان..

 نظر دهید »

فرار از فتنه، خود فتنهای بزرگتر است؛ تأملی در آیه ۴۹ سوره توبه

31 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

💠 فرار از سختی و فتنه‌ها، یعنی آغاز فتنه‌ای بزرگ‌تر

 

⬅️ «وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ: ائْذَنْ لِي وَ لَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ» (التوبة: 49)

 

🔺برخی به خاطر سختی‌ها و ناملایمات جنگ، به پیامبر(ص) می‌گفتند:

به ما اجازه بده که به جنگ نیاییم، و ما را با این کار به دردسر و گرفتاری نیانداز.

 

🔺آنها گمان می‌کردند که با کنار کشیدن از #میدان_امتحان_الهی، خود را از ابتلا و سختی‌ها نجات می‌دهند.

 

🔺حال آنکه حقیقت برعکس بود:

همین کناره‌گیری‌شان، عین سقوط در فتنه بود. آنها با همین کناره‌گیری و شانه خالی کردن از #مسؤولیت، خود را در گرداب فتنه‌ای بزرگ‌تر انداختند.

 

🔺حقیقت آن بود که آنها از ترس فتنه و گرفتاری، به قلب فتنه سقوط کردند.

 

🔺شاید ماجرای #تله_تنش که برخی از آن دم میزدند مصداق همین قاعده باشد، آنها که به بهانه نیافتادن در تله تنش به دنبال تنش‌زدایی بودند، با همین سیاست، کشور را گرفتار فتنه‌ای بس عظیم‌تر کردند.

 

🔺و این حقیقتی دائمی است:

فرار از #امتحانات_الهی، خود گرفتار آمدن در امتحانی سخت‌تر است. کسی که به بهانه‌ی آرامش و آسایش از میدان تکلیف فرار می‌کند، در واقع در آتشی بزرگ‌تر قدم نهاده است.

 

🔺گاهی عده‌ای، از ترس فشار دشمن یا هزینه‌های ایستادگی، پیشنهاد #عقب‌نشینی داده و می‌گویند: «برای خودمان دردسر درست نکنیم؛ هزینه‌ ندهیم؛ کوتاه بیاییم تا آرام شویم.»

 

🔺اما حقیقت آن است که چنین عقب‌نشینی‌هایی، نه‌تنها بحران را رفع نمی‌کند، بلکه کشور را وارد فتنه‌ای بزرگ‌تر می‌کند: دشمن گستاخ‌تر می‌شود، مطالباتش بیشتر می‌گردد، و جامعه با مشکلاتی عمیق‌تر روبه‌رو می‌شود.

 

🔺این را با عمق جان باور کنیم:

اگر به بهانه‌های مختلف، از فتنه و سختی‌ها، خود را کنار کشیده یا تسلیم شویم، به قلب فتنه سقوط خواهیم کرد.

چرا که گریز از مسئولیت‌های سخت، راه را به سوی مسئولیت‌های بسیار سنگین‌تر و پرهزینه‌تر می‌گشاید.

 

🔺اگر جامعه‌ای از ایستادگی و مقاومت دست بکشد، دیر یا زود گرفتار فتنه‌ای بزرگتر خواهد شد که نه تنها برای آنها آسایش به بار نخواهد آورد، بلکه اصل موجودیت و عزتشان را نیز تهدید خواهد کرد.

 

 نظر دهید »

خطبه ۲۰۸ نهج‌البلاغه؛ روایت مظلومیت علی (ع) و شکست از درون در جنگ صفین

22 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

 

 

از سخنان امام علی (ع) است که پس از آشوب و نافرمانی یارانش در ماجرای حکمیت فرمود:

«ای مردم! پیوسته کار من با شما آنگونه بود که دوست میداشتم، تا اینکه جنگ، شما را فرسوده و ناتوان ساخت. به خدا سوگند، جنگ از شما (عدهای را) گرفت و (عدهای را) باقی گذاشت، اما برای دشمنتان فرسایندهتر و کوبندهتر بود. من دیروز امیر و فرمانده بودم، ولی امروز فرمانبر و مأمور شدهام. دیروز بازدارنده (از گناه و نافرمانی) بودم، اما امروز بازداشته شده (از فرمان دادن) هستم. شما ماندن (در دنیا و زندگی) را دوست دارید و من نمیتوانم شما را بر آنچه خوش ندارید، وادار سازم.»

 

—

 

شرح و تحلیل خطبه

 

این خطبه، تصویری گویا از مظلومیت امام علی (ع) و اوج بحران مدیریتی ناشی از سستی و دنیازدگی یارانش در مقطع سرنوشتساز «حکمیت» در جنگ صفین است.

 

۱. شأن نزول و بستر تاریخی

 

این سخن در آخرین مراحل جنگ صفین و پس از نیرنگ معاویه و عمرو عاص برای بر نیزه کردن قرآنها بیان شد. لشکریان امام در آستانه فتحی بزرگ بودند، اما این صحنه، سپاه عراق را به چند دسته تقسیم کرد:

 

· فریبخوردگان سادهدل که این حرکت را نشانه ایمان دشمن دانستند.

· عافیتطلبان خسته از جنگ که به دنبال بهانهای برای پایان نبرد بودند.

· منافقان و مخالفان داخلی (به سرکردگی امثال اشعث بن قیس) که فرصت را برای تضعیف امام و بازگشت به وضع پیشین غنیمت شمردند.

 

این اکثریت ناهمگون، با تهدید و فشار شدید، امام را به پذیرش حکمیت و فراخواندن مالک اشتر از میدان نبرد وادار کردند. امام که بر اساس منطق قرآن و سنت پیامبر (ص)، جنگ با شورشیان (قاسطین) را تا نابودی کامل فتنه و بازگشت آنها به مسیر حق واجب میدانست، با این صحنهگردانی وادار به پذیرش آتشبس شد.

 

۲. تحلیل فرازهای خطبه

 

· «إِنَّهُ لَمْ يَزَلْ أَمْرِي مَعَكُمْ عَلَى مَا أُحِبُّ حَتَّى نَهِكَتْكُمُ الْحَرْبُ»

  (کار من با شما آنگونه بود که دوست میداشتم، تا اینکه جنگ شما را فرسوده کرد):

  امام اشاره میکند که تا پیش از این، انسجام و فرمانبرداری نسبی در سپاه وجود داشت و مدیریت ایشان جاری بود. اما فرسودگی ناشی از طولانی شدن جنگ، ایمان و عزم بسیاری را سست کرد و آنان را پذیرای فریب دشمن و القائات منافقان داخلی نمود. این فرسودگی بود که زمینهساز بحران بزرگ حکمیت شد.

· «وَ قَدْ وَ اللَّهِ أَخَذَتْ مِنْكُمْ وَ تَرَكَتْ وَ هِيَ لِعَدُوِّكُمْ أَنْهَكُ»

  (جنگ از شما گرفت و باقی گذاشت و برای دشمنتان کوبندهتر بود):

  این جمله پاسخی دندانشکن به کسانی است که تلفات و خستگی جنگ را بهانه توقف آن کرده بودند. امام تأکید میکند که اگرچه شما خسته و متحمل تلفات شدهاید، اما وضعیت دشمن شامی بهمراتب بدتر و آنها در آستانه فروپاشی کامل هستند. اینجا همان نقطهای است که توقف، خیانتی بزرگ به خون شهیدان و فرصتی طلایی برای بازیابی دشمن بود.

· «لَقَدْ كُنْتُ أَمْسِ أَمِيراً فَأَصْبَحْتُ الْيَوْمَ مَأْمُوراً…»

  (من دیروز امیر بودم، امروز مأمور…):

  قلب خطبه و اوج مظلومیت امام در این کلام هویداست. رهبری که اطاعتش واجب و تصمیمش فصلالخطاب بود، اکنون توسط جمعیتی ناآگاه و دنیاطلب و منافق عملاً خلع ید شده است. او دیگر نمیتواند دستور به ادامه جنگ دهد، بلکه باید از خواستۀ اکثریت فرسوده و فریبخورده تبعیت کند که همان توقف ننگین جنگ است. این «واژگونی جایگاه»، نتیجۀ مستقیم سستی و جهالت یاران است.

· «وَ قَدْ أَحْبَبْتُمُ الْبَقَاءَ وَ لَيْسَ لِي أَنْ أَحْمِلَكُمْ عَلَى مَا تَكْرَهُونَ»

  (شما ماندن را دوست دارید و من نمیتوانم شما را بر آنچه خوش ندارید وادارم):

  امام ریشۀ این فاجعه را «حب بقا» و دنیاطلبی یاران معرفی میکند. ترس از مرگ و عشق به زندگی راحت، آنها را به آغوش فریب «قرآنهای سرنیزه» انداخت. تکلیف الهی امام، جهاد تا پیروزی کامل بود، اما وقتی یاران، خود نخواهند و حتی امام را تهدید به قتل کنند (همانگونه که عثمان را کشتند)، الزام و اکراه آنان نهتنها ممکن نیست، بلکه نتیجهای جز شکست و نفاق عمیقتر ندارد.

 

۳. پیامهای محوری خطبه

 

· آسیبشناسی شکست از درون: این خطبه نشان میدهد بزرگترین خطر برای یک جبهه حق، نه قدرت دشمن بیرونی، بلکه سستی، دنیازدگی و جهالت یاران داخلی است که فرماندهی را زمینگیر و دشمن را پیروز میکند.

· مظلومیت رهبر حق: امام با آن همه فضایل و برخورداری از یقین به مسیر صحیح، به خاطر همراهان ناآگاه و نافرمانش، وادار به پذیرش شکستی تلخ شد که آثارش دههها جهان اسلام را گرفتار کرد.

· مصلحتسنجی در عین حقانیت: تصمیم نهایی امام، علیرغم میل باطنی و علم به خیانتآمیز بودن جریان، یک مصلحتسنجی تلخ برای حفظ باقیماندۀ جبهه حق و جلوگیری از جنگ داخلی تمامعیار در کوفه بود. او با این سخن، ضمن تبرئۀ خود، انگشت اتهام را به سوی یاران خطاکار نشانه میرود و برای تاریخ ثبت میکند که شکست مقطعی، نتیجۀ بیعتشکنی و نافرمانی خود مردم بوده است، نه اشتباه رهبر.

 نظر دهید »

خطبهٔ ۱۶۶ نهج‌البلاغه؛ هشداری بر سرنوشتِ تیه‌گونهٔ امّتها (علل پیروزی و شکست از نگاه امام علی(ع)

21 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

خطبه ۱۶۶ که در بعضی چاپ‌ها با نام «علل الانتصار والانحطاط الشعوب»، یعنی علل پیروزی و شکست ملت‌ها و در بعضی دیگر با عنوان «الناس آخرالزمان»، یعنی مردم آخرالزمان نام‌گذاری شده، آمده است: «… أَيُّهَا النَّاسُ، لَوْ لَمْ تَتَخَاذَلُوا عَنْ نَصْرِ الْحَقِّ، وَلَمْ تَهِنُوا عَنْ تَوْهِينِ الْبَاطِلِ، لَمْ يَطْمَعْ فِيكُمْ مَنْ لَيْسَ مِثْلَكُمْ، وَلَمْ يَقْوَ مَنْ قَوِيَ عَلَيْكُمْ؛ ای مردم (به‌طور خاص، مردم زمان امیرالمؤمنین(ع) یا مردم آخرالزمان)، اگر دست از یاری حق برنمی‌داشتید و در تضعیف و خوار‌کردن باطل سستی نمی‌کردید، هرگز کسانی که در پایه و مرتبه شما نیستند، در نابودی شما طمع نمی‌ورزیدند و هیچ قدرتمندی بر شما پیروز نمی‌شد.» 

 

سپس فرمود: «وَلَكِنَّكُمْ تِهْتُمْ مَتَاهَ بَنِي إِسْرَائِيلَ؛ اما همانند بنی‌اسرائیل در حیرت و سرگردانی قرار گرفتید» و اگر قوم بنی‌اسرائیل ۴٠ سال در بیابان «تیه» سرگردان ماندند، شما چندین برابر، شاید بیش از هزاران سال، تا ظهور قائم آل‌ محمد(ص)، سرگردان می‌مانید.

 

در ادامه فرمود: «وَلَعَمْرِي، لَيُضَاعَفَنَّ لَكُمُ التِّيهُ مِنْ بَعْدِي أَضْعَافًا بِمَا خَلَّفْتُمُ الْحَقَّ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ، وَقَطَعْتُمُ الْأَدْنَى، وَوَصَلْتُمُ الْأَبْعَدَ؛ به جانم سوگند! سرگردانی و «تیه» شما پس از من، بیشتر و چندین برابر خواهد شد، زیرا به حق پشت کردید و آن را به کناری افکندید، از نزدیک‌ترین فرد به پیامبر(ص) که من هستم، بریدید و به بیگانگان و دورترین فرد به او که معاویه است، نزدیک شدید و به او پیوستید.» 

 

سپس هشدار داد: «وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِنِ اتَّبَعْتُمُ الدَّاعِيَ لَكُمْ، سَلَكَ بِكُمْ مَنْهَاجَ الرَّسُولِ، وَكُفِيتُمْ مَئُونَةَ الِاعْتِسَافِ، وَنَبَذْتُمُ الثِّقْلَ الْفَادِحَ عَنِ الْأَعْنَاقِ؛ بدانید که اگر از امام و پیشوای حقیقی خود پیروی می‌کردید، شما را به همان راه رسول خدا(ص) هدایت می‌کرد و از رنج و اندوه بیراهه رفتن در امان می‌ماندید و بار سنگین مشکلات را از دوش شما برمی‌داشت، ولی افسوس که سخن مرا نشنیدید، از مسیر حق منحرف و مرتکب گناهان بسیار شدید.» 

 

ترجمه‌ای که از این عبارات بیان شد، ترکیبی از چند ترجمه و شرح مشهور نهج‌البلاغه است تا زوایای آشکار و پنهان کلمات امام(ع) بهتر روشن شود

 نظر دهید »

داستان «تیه»؛ ۴۰ سال سرگردانی بنیاسرائیل در بیابان به روایت قرآن

21 تیر 1405 توسط صفيه گرجي

ماجرای «تیه» مربوط به قوم یهود عنود است؛ همان حیرانی و سرگردانی آنان در بیابان که ضرب‌المثل حیرانی شده و در قرآن کریم نیز در چند جا به آن تصریح یا اشاره شده است.

 

«تیه» به معنای گمراهی و سرگردانی و نیز بیابان بی‌آب و علف و غیرقابل زندگی است. قوم یهود به مدت ۴٠ سال، معادل عمر یک انسان بالغ عاقل، به کیفر مخالفت با پیامبر اولوالعزم الهی، حضرت موسی کلیم‌الله (علی نبینا وآله وعلیه‌السلام) و گناه بزرگ گوساله‌پرستی در مدت میقات موسوی، در این بیابان سرگردان شدند.

 

این بیابان بخشی از صحرای سینا بود که به «بیابان بنی‌اسرائیل» نیز شهرت دارد. در فصل چهارم تورات از «سفر اعداد» نیز به این داستان اشاره شده است. قرآن کریم در آیه ۲۶ سوره مائده می‌فرماید: «قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ؛ (پس از حرکت قوم بنی‌اسرائیل همراه حضرت موسی و هارون(ع) از مصر به سمت کنعان و بیت‌المقدس) خداوند به موسی(ع) فرمود: این سرزمین مقدس به کیفر نافرمانی و تخلفشان، تا ۴۰ سال بر آنان حرام شد و از مواهب آن محروم ماندند و در این مدت در سرزمین سینا سرگردان خواهند بود، اما تو بر این قوم نافرمان و لجوج غمگین نباش.»

 

شرح ماجرا در آیه ۲۰ همین سوره آغاز می‌شود: «وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِيَاءَ وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكًا وَآتَاكُمْ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ؛ و هنگامی که موسی به قومش گفت: ای قوم من! نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آن‌گاه که در میان شما پیامبرانی قرار داد و شما را حاکمان و فرمانروایان ساخت و به شما نعمت‌های ویژه‌ای داد که به هیچ‌یک از جهانیان نداد.»

 

«يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَىٰ أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ؛ ای قوم من! به سرزمین مقدسی که خدا برایتان مقرر فرموده است، درآیید و به گناه، عصیان، سرپیچی از فرمان‌ها و احکام حق بازنگردید که زیان‌کار می‌شوید.» (المائدة/ ۲۱)

 

«قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا حَتَّىٰ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ؛ گفتند: ای موسی! مسلماً در آنجا مردمی زورگو و ستمگر قرار دارند و ما هرگز وارد آنجا نمی‌شویم تا آنان از آنجا بیرون روند، پس اگر از آنجا بیرون روند، البته ما وارد خواهیم شد.» (المائدة/ ۲۲)

 

«قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ؛ دو مرد از کسانی که از خدا می‌ترسیدند و خدا به هر دو نعمت معرفت، ایمان و شهامت داده بود، گفتند: از این دروازه به آنان یورش برید، چون به آنجا درآیید، یقیناً پیروزید و اگر مؤمن هستید، بر خدا توکل کنید.» (المائدة/ ۲۳)

 

«قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ؛ گفتند: ای موسی! تا آنان در آنجایند، ما هرگز وارد آنجا نخواهیم شد، پس تو و پروردگارت بروید با آنان بجنگید که ما تا پایان کار در همین‌جا نشسته‌ایم.» (المائدة/ ۲۴)

 

«قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ؛ موسی گفت: پروردگارا! من جز بر خود و برادرم تسلطی ندارم، پس میان ما و این گروه نافرمان و بدکار جدایی انداز.» (المائدة/ ۲۵)

 

«قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ ۛ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ؛ خدا فرمود: این سرزمین مقدس به کیفر نافرمانی از خواسته‌های حق، تا ۴٠ سال بر آنان حرام شد، همواره در طول این مدت در زمین سینا سرگردان خواهند بود، پس بر این گروه نافرمان و بدکار غمگین نباش.» (المائدة/ ۲۶)

 

امام صادق(ع) در تفسیر آیه ۲۶ مائده می‌فرماید: «ورود به بیت‌المقدس برای قوم بنی‌اسرائیل بعد از دو نسل که از دنیا رفتند، برای فرزندان فرزندان آنان ممکن شد.»

 

براساس روایات، حضرت هارون(ع) و حضرت موسی(ع) در همین بیابان «تیه» رحلت کردند و بیت‌المقدس به دست یوشع بن نون، خواهرزاده یا پسرعموی حضرت موسی(ع) و وصی او فتح شد.

 

توجه داشته باشید که ماجرای «تیه» بعد از داستان موسی(ع) و فرعون و غرق‌شدن فرعون در نیل اتفاق افتاده که قرآن در آیات متعددی به آن پرداخته است. برای فهم بهتر اشاره امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ۱۶۶ به این ماجرا، لازم است آیات ۵۷ تا ۶۰ سوره بقره، آیات ۱۶۰ و ۱۶۱ سوره اعراف و آیه ۸۰ سوره طه را نیز مرور کنیم.

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 896
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

فرهنگی

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • تربیت در نهج البلاغه
  • حدیث روز
  • معرفی منابع
  • سیاسی
  • شبهات
  • مناسبت روز
    • ماه رجب
  • معرفی بازی مدافعان حرم
  • #سردار
  • عاشقانه
  • زندگی ایده‌آل
  • قانون رهایی
  • دنیای نوجوانان
  • مدیریت زمان
  • سبک زندگی
  • #امام حسین_اربعین
  • حکایت
  • حکایت
  • دانستنی‌ها
  • ماه رجب
  • معرفی کتاب با موضوع قرآنی
  • معرفی کتاب با موضوع انقلاب اسلامی
  • کودک پروری
  • دلنوشته در مورد امام زمان
  • تفسیر قرآن
  • مقاله کوتاه
  • #ترفندهای_خانداری
  • بیانات رهبر
  • دعا
  • مناسبت روز در تقویم
  • امام زمان
  • دلنوشته
  • ضرب‌المثل
  • سخنان نویسندگان
  • #اخلاق_اسلامی
  • کلام قرآن
  • اعمال مخصوص
  • سخنان امام خمینی
  • نامه نمادین
  • برگی از تاریخ
  • #به_عشق_مولا_علی
  • سخن بزرگان
  • غدیر
  • روانشناسی
  • تورات
  • طنزانه
  • همسرانه
  • محرم و تهاجم
  • متن عرفانی، انگیزشی
  • مقتل خوانی
  • امام حسین
  • ولایت‌فقیه
  • شعر برای رهبری و کشور
  • حدیث، تفسیر حدیث،#به قلم خودم
  • قلم خودم
  • صحیفه سجادیه
  • سواد رسانه‌
  • تحلیل به قلم خودم
  • دلایل فاجعه کربلا
  • امام سجاد
  • شهادت
  • فقط خدا
  • عفاف و حجاب
  • بیداری از غفلت
  • مناسبت روز
  • عرفان‌های نوظهور
  • نماز آیات
  • امام حسن
  • خبر
  • ذکر
  • فقه
  • #حدیث قدسی
  • #سواد رسانه‌
  • تلنگر
  • بحث روز
  • آموزش
  • حضرت زهرا
  • مادر

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

نظرسنجی سریع

نظرسنجی # یافت نشد.

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس